محاسن و معایب دوران عقد قسمت اول (استاد شجاعی)
از مبحث عقد ما دو جلسه داریم که برسیم به بحث عروسی. بعد هم مباحث حقوق را عرض کنیم. درمورد عقد، امشب را می پردازیم به مسأله خود مراسم عقد، جلسه بعد در مورد دوران عقد وظایف دوران عقد و این که خوب حالا ما بنا شد فاصله ی بین عقد و عروسی بیندازیم در این دوران چه کارهایی بهتر است انسان انجام بدهد. در مورد مراسم از انواع عقد شروع می کنیم. عقد به معنای پیوند بین یک زن و مرد به دو نوع تقسیم می شود یکی به صورت دائم، و یکی به صورت موقت. که اینها فرق هایی با هم دارند مهمترین فرقش از اسمش پیداست در عقد دائم زن و شوهر برای همیشه با هم برای مدت نامعلومی و به قول بعضی ها تا آخر عمر با هم محرم می شوند و پیوند زناشویی بین شان برقرار می شود. در عقد غیر دائم زن و شوهر یا زن و مرد با هم برای یک مدت مشخصی محرم می شوند. حقوق و وظایفی که برای طرفین در عقد دائم می آید غیر از حقوق و وظایفی است که در عقد موقت به عهده طرفین است. که ان شاءالله تعهدات زوجین در عقد دائم را خواستیم توضیح بدهیم در عقد موقت هم توضیحاتی خواهیم داد.
مسأله ی بعدی بعد از شناختن انواع عقد، مسأله خطبه است در هر دینی یک قانونی است که بواسطه آن که بیشتر تکیه اش بر یک نیت قلبی است بین زوجین دو نفر با هم محرم می شود در اسلام به یک نحو است با تمام فرقه هایش، یعنی در اهل سنت با همه فرقه هایش شیعه با فرقه های مختلفش مسیحی ها و یهودی ها و همه اینها گروه های و امت ها و کشورها و ملل مختلف یک نحوی از خطبه یا صیغه خواندن یا یک مراسمی دارند که طبق آن مراسم زوجیت دو نفر رسمیت پیدا می کند از نظر دین اسلام هر مراسمی که در آن این زوجیت رسمیت پیدا کند طرفین در آن زن و شوهر محسوب می شوند و ما صرفاً حق نداریم که بگوییم چون این زوجیتی که بین دو نفر برقرار شده و خطبه شرعی ما خوانده نشده رسمیت ندارد ما حق نداریم ازدواجی را در ادیان یا ملل مختلف باطل بدانیم مگر این که شرایط شرعی ازدواج ما را نداشته باشد اما از جهت خطبه و صیغه حتماً لازم نیست مثل ما خطبه و صیغه خوانده شود در مسیحیت همین که دو نفر می روند در کلسیا و کشیش این دو نفر را زن و شوهر اعلام میکند کافی است و فرزندان اینها حلال زاده و پاکند. اما در اسلام در مورد خطبه مطالبی داریم مثلاً این که اکثر مراجع احتیاطاً بعضی ها احتیاط واجب مثل خود حضرت امام فرمودند که خطبه باید به عربی خوانده شود و به صورت عربی صحیح خوانده شود یعنی اولاً عربی باشد و ثانیاً عربی صحیح خوانده شود و خطبه را خود زن و مرد می توانند بخوانند و می توانند اگر نمی خواهند وکیل بگیرند زن یک وکیل و مرد یک وکیل بگیرد وکیلهای اینها این خطبه را بخوانند تا اینها محرم شود می شود یک نفر وکیل دو نفر شود می تواند مرد از طرف خود زن وکالت را به عهده بگیرد و خودش خطبه را بخواند و زن را عقد کند و زن هم می تواند از طرف مرد وکیل شود و خودش خطبه را بخواند و خودش را به عقد مردی در بیاورد. شرط هم نیست که حتماً کسی که وکیل می شود زن باشد یا مرد می تواند زن یا مرد باشد در این جا وسعت زیاد است. اگر دختر و پسر یا زن و مرد نتوانستند خطبه را به عربی بخوانند می توانند به هر زبانی که می توانند خطبه بخوانند ولی در آن حتماً معنای تزویج که یک کسی به ازدواج کسی در می آید و کسی آن ازدواج را می پذیرد وجود داشته باشد. در خطبه زن پیشنهاد ازدواج را می دهد مرد قبول می کند و ازدواج را می پذیرد. در مورد عقد کردن یک دختر یک زن اگر بار اولش باشد دختر باشد و باکره باشد و ازدواج نکرده باشد حتماً اجازه پدر شرط است و باید اجازه بدهد به فتوای اکثر مراجع. و در غیر این صورت نمی شود یک دختری را بدون اجازه دختر یا جد پدری اش یعنی پدر بزرگش پدر پدر بزرگش عقد کرد. یک استثنا دارد که حضرت امام در رساله شان آورده بعضی از مراجع هم توضیحات بیشتری در این زمینه داده اند، مثلاً فرض کنید یک دختر باکره ای بخواهد شوهر کند و امکانش باشد ولی مثلاً پدرش بی خود اجازه ندهد اذیت کند، و من این دو سه مسأله را از روی رساله حضرت امام بخوانم. دختری که در حد بلوغ رسیده و رشیده است یعنی مصلحت خود را تشیخص می دهد اگر بخواهد شوهر کند چنانچه باکره باشد باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست اگر پدر یا جد پدری غایب باشند به طوری که نشود از آنان اذن گرفت ممکن است غایب باشند و بشود اذن گرفت، یعنی کسی را بفرستند دنبالش یا تلفنی یا از جهت نامه بشود این کار را کرد، و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد و لازم نیست که از پدر و جد پدری اجازه بگیرد. و اگر دختر باکره نباشد در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد لازم نیست. یعنی وقتی دختر یکبار ازدواج کرد و از بکارت درآمد دفعه دوم خودش می تواند تصمیم بگیرد در مورد ازدواجش و لازم به اجازه کسی نیست. ولی اگر بواسطه ی وطی به شبه یا زنا از بین رفته باشد احتیاط مستحب آن است که اجازه بگیرد. زنا چون ازدواج نیست، و اگر در اثر زنا از بین رفته باشد مستحب است که اجازه بگیرد بعضی از دخترخانمها هم در دوران دختری بکارت شان بواسطه ی علل مختلفی از بین می رود مثلاً مریض می شوند یا از جایی سقوط می کنند دلائل مختلفی دارد که دختر باکره نیست آنها چون به واسطه ازدواج از بین نرفته بلکه بواسطه حوادث خارجی از بین رفته آنها باز حکم باکره را دارند و باید اجازه بگیرند. بعضی از مراجع در این مورد چیزهایی دیگری هم دارند مثلاً گفتند دختری خودش رشد جسمی و فکری خوبی داشته باشد و بخواهد با پسری که از نظر شرع و عقل با او هم خوانی دارد و همتای اوست ازدواج کند و پدر مخصوصاً گیر بدهد بهانه گیری کند و نخواهد این ازدواج سر بگیرد و دختر هم نیاز به ازدواج داشته باشد و پدر اذیت کند اذنش ساقط می شود لازم نیست حتماً با اجازه او باشد. مگر اینکه پدر با ازدواج دختر با کسی مخالف باشد و کس مناسب تری را خودش سراغ داشته باشد حتی اینها مسائل فقهی است که هر کس باید به مرجع خودش در این زمینه مراجعه کند و ببیند که مرجع تقلید او چی می گوید.
مطلب بعد در مورد محرمیت است قبل از عقد در بحث نامزدی عرض شد که بعضی از خانواده ها بخصوص در رژیم گذشته و هنوز هم است در جاهایی، که این کار را می کنند که قبل از عقد، دختر و پسر یک زمانی با هم نامزد می شوند، این نامزدی، بدون محرمیت است، که این از نظر شرعی درست نیست یعنی درست نیست که دختر و پسر با هم ارتباط داشته باشند و ارتباط محرمانه داشته باشند در حالی که محرمیتی بین آنها از نظر شرعی برقرار نباشد. خیلی از خانواده ها نسبت به این مسأله بی توجه هستند و فکر می کنند که حالا اینها که شیرینی خوردند اول از این در مراسم شیرینی خوردن زمانی که می آیند که شیرینی بخورند و صحبت در مورد قرارداد عقد بکنند که مهریه چقدر باشد چه زمانی عقد باشد چه زمانی عروسی باشد این قرارهای شان را بگذارند معمولاً یک پسر با دادن یک هدیه و آوردن یک انگشتری نشان می گذارد یعنی کاندید می شود برای ازدواج و به اسم خودش می کند تا زمان عقد. این فاصله تا زمان عقد را دوران نامزدی می گویند اصطلاحاً البته ما همان دوران عقد را دوران نامزدی حساب می کنیم یعنی بعد از اینکه محرمیت برقرار شد تا زمان عروسی. ولی خوب یک رسم بدی هم که بوده قبلاً هنوز هم است در بعضی خانواده ها، این دوران را دوران نامزدی محسوب می کنند و خیلی از خانواده ها توجه ندارند از همان شب اول می گویند پسر بیاید و حلقه دست دختر کند هنوز خطبه ای خوانده نشده و این حرام است باید یک محرم این کار را کند یا باید همان موقع کسی باشد که خطبه بخواند یا خودشان بین خود خطبه عقد را بخوانند محرمیتی برقرار شود و بعد پسر حالا می خواهد انگشتری دست بکند یا هدیه بدهد یا النگویی گرفته، می خواهد این کار را بکند بتواند با طیب خاطر بدون اینکه گناه داشته باشد این کار را کند. یا اینکه یک محرم مثل مادر و یا خواهر دختر این کار را کند. معمولاً این رعایت نمی شود بعد هم تا دوران عقد که ممکن است یک هفته دو هفته یک ماه یا چند ماه طول بکشد می بینید که اینها دیگر خودشان را زن و شوهر می دانند یک موقع هایی ممکن است ارتباط بدنی با هم داشته باشند و دستی به هم بدهند دست همدیگر را بگیرند بعضی از خانواده ها که آزادتر هستند و ارتباط از این هم فراتر می رود اینها همه اش حرام است و آغاز یک زندگی است با حرام و درست نیست. خانواده هایی که متدین و مقید هستند مسأله شرعی را می دانند آگاهی احکام اسلامی دارند هرگز حاضر نمی شوند که یک همچین دورانی باشد اگر هم پسر و دختر احتیاج به ارتباط داشته باشند معمولاً دوران قبل از عقد یک ارتباطاتی است و بهتر هم است که باشد یعنی نمی شود یک پسری یک دختری را با هم آشنا شدند و پسندیدند همدیگر را نمی شود که به اینها بگوییم شما شش ماه یا 5 ماه صبر کنید تا دوران عقد، خوب این دو نفر به همدیگر فکر می کنند و همدیگر را به عنوان همسر انتخاب کردند و هی در ذهن همدیگر می آیند به هر حال از همدیگر خاطره دارند به یاد همدیگر هستند درست نیست که به صورت حرام باشد. خانواده های متدین و آگاه و مومن اینها خیلی زود این مطلب را حل می کنند یعنی از همان موقعی که شیرینی خورده می شود یک محرمیت برقرار می کنند از همان اول یعنی یک عقد موقت برقرار می کنند و اینها به صورت موقت همسر هم محسوب می شود در عقد موقت شرط برخلاف عقد دائم اینطور است وقتی عقد دائم خوانده می شود با شراط خاص خودش، دختر همسر شرعی پسر محسوب می شود و دهها روابط آزادی می توانند داشته باشد کسی هم نمی تواند جلوگیری کند اما در عقد موقت اینطور نیست در عقد موقت تا طرفین به توافق نرسند یا دختر اجازه ندهد مرد هیچ نوع بهره برداری ندارد یعنی می توانند بگویند که ما محرم می شویم بدون هیچ تماس بدنی. فقط صرفاً محرم می شوند خوب روابط شان با یکدیگر مشروع می شود و وقتی بخواهند به هم نگاه کنند می توانند آن موقع نمی توانستند به همدیگر نگاه محرمانه کنند حرام بود، ولی وقتی محرم می شوند به همدیگر نگاه می کنند یا در فکر همدیگر بیایند شاید هم یک موقعی دختر دلش خواست یا پسر دلش خواست دوست داشتند دستی به هم بدهند یا ارتباط آزاد اینطوری داشته باشند یا دختر در حجاب راحت تر باشد خوب محرمیت برقرار است و مشکلی پیش نمی آید. خانواده های آگاه و متدین این را رعایت می کنند از همان اول بنا را می گذارند بر حلال و نمی گذارند هیچ حرامی در حریم خانواده و این پیوند راه پیدا کند. محرم می شوند احتیاج هم است بخصوص وقتی می خواهند بروند با هم آزمایش خون بدهند بروند با هم کار محضری کنند کارهای خرید قبل از عقد را انجام دهند به هرحال اینها است چه بهتر که محرم باشند و قرار شان است که دوماه دیگر یا یک ماه دیگر عقد دائم کنند حالا یک ماه و دوماه را یک محرمیتی بین شان برقرار شود می توانند شرط کنند یا قید کنند یا خود دختر یا پدر دختر که ارتباطی وجود نداشته باشد فقط این رفت و آمد برحسب ضرورت و نیاز باشد مشروع و حلال و جایز باشد. این در مورد محرمیت قبل از عقد است که چیز لازمی است. گاهی در همان مجلس شیرینی خوردن ها، دختر و پسر می توانند عقد دائم شان را با اجازه والدین همانجا بخوانند. بعد بخواهند مراسم رسمی عقد را انجام دهند. مثلاً یک نفر بیاید در دفتر محضر وارد کند و حالت رسمی به آن بدهد حالت قانونی بدهد آن می تواند بعداً باشد. یعنی می شود همان موقع که دختر و پسر کار دیدن انجام می دهند همان موقع خطبه دائم خوانده شود و بعد یک مراسم بگیرند و حالت قانونی بدهند اگر نخواستند به صورت موقت این کار را کنند یا کسی را بیاورند و یا خود همان کسی که دفتردار است همان موقع عقد دائم را برقرار کند. معمولاً دختر و پسر اینکه می گویم معمولاً باز در بین خانواده های متدین این رسم است که افرادی را با برجستگی های روحانی ویژه ای برای خواندن خطبه عقد انتخاب می کند حالا اگر خود دفتردار از نظر روحانی و معنوی برجسته باشد استفاده می کنند یا نه خدمت یکی از بزرگان می روند. در زمان حضرت امام عده ای می رفتند نزد امام برای خواندن خطبه عقد، و الان هم هستند بعضی ها که می روند نزد مقام معظم رهبری، مثلاً عقدشان بعضی ها خدمت مراجع و اساتید می روند که تأثیر دارد نفس و روح خواننده خطبه واقعاً تأثیرگذار است و مبارک می کند و از این طور افراد استفاده شود برای خواندن خطبه. بعد آن خطبه ای که دفتردار می خواند آنجا نیت عقد واقعی نمی کنند. فقط حالت سوری دارد. یا می گوید خطبه نخوان خطبه را خواندند. فقط وارد دفتر ثبت می کنند. عقد موقت وقتی انجام می شود مهریه ای هم لازم دارد مهریه می تواند یک امر مادی یا معنوی باشد. یعنی برای عقد موقت هم برای یکمدت برقرار می شود یک روز دو روز یا یکساعت و دو ساعت 4 ساعت یا یک ماه و دو ماه برقرار می شود مهریه ی سبک در نظر گرفته می شود یک لباس یا قرآن یا سفری یا قرآن در نظر گرفته می شود و بعد تا زمان عقد دائم.
مطلب بعد تعهداتی است که زوجین به واسطه عقد به عهده شان است در عقد دائم، من مسأله را بخوانم از روی رساله، تعهداتی که به عهده طرفین می آید بعضی تعهداتی است که از طرف قانون به عهده پسر یا دختر می آید که در عقدنامه نوشته است. در موقع عقد دفتردار شرعاً و قانوناً موظف است که بند بند عقدنامه را برای دختر و پسر بخواند و آنها با آگاهی از این بند امضا کنند. مثلاً ماده اولش این است که حالا اگر پسر بنا بر دلائلی تصمیم به طلاق دختر گرفت یک موقع است پسر می خواهد طلاق بدهد شرعاً اجازه دارد طلاق بدهد عقد اصلاً به هم خورده است باطل است یا اینکه زن خودش رفته تقاضای طلاق کرده یا زن کاری کرده که مستوجب طلاق شده اینها نه. در غیر از این موارد که مرد مقصر است و اقدام به طلاق کند نصف کل دارایی خودش را، که از زمان ازدواج تا ده سال بعد از زندگی تهیه کرده نصف دارایی اش یا معادل آن را به دختر بپردازد. اولین چیزی که دختر و پسر امضا می کنند. این از قبل در عقدنامه های سالهای پیش نبوده چندسال اخیر است که آورده شده در عقدنامه ها. یک سلسله از احکام و تعهدات هم که از نظر شرعی است که برایتان می خوانم زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود. یعنی مرد حق اطاعت دارد در این زمینه که می تواند به زنش اجازه بدهد که از منزل خارج شود یا نشود هیچ نیروی دیگری هم نمی تواند این حق را از مرد سلب کند. این حق مسلم مرد است. و زن در رفت و آمدها و تردد هایش مطیع امر مرد است یک مرد می تواند بگوید برو یا نرو فلان جا. از رفت و آمد به هر جایی که صلاح می داند جلوگیری کند یا اجازه بدهد. اینها مسائل شرعی است. که برای استحکام بنای خانواده است. خوب معمولاً بین زن و مرد آنقدر صمیمیت و اعتماد است که مرد هیچ وقت مانع نمی شود از این که زن از منزل خارج شود به جایی برود. این را گذاشتند برای مواقعی که بیرون رفتن زن مفسده دارد و زن بخواهد لجبازی کند یا متوجه نیست و آگاه نیست مرد بتواند از این حقش برای حفظ مسائل خانوادگی استفاده کند. جایی است که مناسب نیست فساد دارد برای خانواده مضر است مرد از این حق می تواند استفاده کند و جلوی مفسده را بگیرد و واقعاً این حق برای اذیت کردن نیست بعضی از مردها هستند که عقده ای عمل می کنند و اذیت می کنند زن را به واسطه ی حقی که دارند. و باید خود را یعنی زن باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد یعنی شوهرش تسلیم نماید یعنی حق تمتع جنسی. تمکین جنسی، یعنی زن نمی تواند از همبستر شدن با شوهرش خودداری کند نباید خودداری کند مگر آن ایامی که در عادت ماهیانه است زن و نزدیکی حرام است البته نزدیکی به معنای دخول است آمیزشی که همراه با دخول است و الا لذت های دیگر اشکالی ندارد حق ندارد زن. در این مورد زن اختیاری ندارد یعنی باید تسلیم محض همسرش باشد به طوری که اگر بخواهد در این مسأله طفره برود و تمکین نکند حقوقی که به عهده مرد دارد ساقط می شود و ضمن این که گناه شرعی هم دارد. و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند عذر شرعی مثل عادت ماهیانه، یا بیماری که پزشک ممنوع کند. و اگر در اینها از شوهر اطاعت کند تهیه غذا و لباس و منزل او و لوازمی که در کتب ذکر شده مطابق شئون زمانی خانواده دختر یا دختر بر شوهر واجب است. یعنی از این طرف مرد این حق ها را دارد وقتی زن اینها را رعایت کند مرد موظف است شرعاً تهیه مسکن و غذا و لباس کند متناسب با شئون دختر. و اگر تهیه نکند چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد مدیون زن است. اگر زن در کارهایی که در مسأله پیش گفته شد اطاعت شوهر نکند گناهکار است و حق غذا و منزل و همخوابی ندارد ولی مهر او از بین نمی رود. مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند. یعنی دوتا حق بیشتر مرد در گردن زن ندارد که در بحث حقوق می گوییم یکی حق اطاعت دارد که بدون اجازه شوهر از منزل خارج نشود این طرف و آن طرف نرود یکی هم تمکین جنسی. حق دیگری در کار نیست بقیه حقوقی که مطرح می شود حقوق مستحب است. مثلاً کار در منزل شوهرداری کردن نگهداشتن بچه، نظافت منزل و بچه و غذا درست کردن کار منزل کلاً اینها شرعا به عهده زن نیست زنها معمولاً اینها را به عنوان وظیفه اخلاقی انجام می دهند و الا مرد طلبی و حقی ندارد که بخواهد از زن اینها را بخواهد. این کلیاتش بود باز مسائل دیگر است در باره سفر کردن در عدم رعایت مرد، اینکه مرد رعایت نکند زن چه کار می تواند بکند مسائلی که در رساله آمده. شوهر نمی تواند بیش از 4 ماه نزدیکی با عیال دائمی خود را ترک کند. مرد نمی تواند زن دائمی خود را به طوری ترک کند که نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بی شوهر و مسائل دیگری که در رساله بخوانید. این را فقط جهت آشنایی شما با تعهدات طرفین هم مشخص شد که زن چه وظایفی دارد هم مرد چه وظایفی دارد. مطلب بعد شرایط ضمن عقد است دختر و پسر می توانند شرایطی را در ضمن عقد بیاورند بعضی از شرایط را می توانند پیش از عقد ذکر کنند شرایط پیش از عقد یا شرایط ضمن عقد، یا در همان موقع که دارند خطبه را می خوانند این شرایط را ذکر کنند بعد خطبه را بخوانند یا قبل از عقد با هم این شرایط را بگذارند که رعایت کنند. شرایط هم دو جور است بعضی از شرایط صحیحی نیست بعضی شرایط صحیح است شرایطی که صحیح نیست با شرع و عقل سازگاری ندارد. مثلاً زن بگوید که من با شرطی با شما ازدواج می کنم که اگر جنگ شد به جبهه نروی. مثلاً خدمت سربازی نروی یا ... شرایطی می گذارد که از نظر شرع و عقل باطل است. شرایط صحیح یعنی دختر شرط کند که من با تو زندگی می کنم به شرطی که در تهران زندگی کنیم به شهرستان نرویم. من به شرطی با شما ازدواج می کنم که اجازه بدهید من درسم را بخوانم حق تحصیل را داشته باشم یا حق کارکردن در خارج از منزل را داشته باشم انتخاب شغل کنم شغل مناسب معلم شوم دکتر دانشجو و مهندس و ... شوم. هنرمند شوم کاری که می خواهم بکنم. مرد می تواند بپذیرد یا نپذیرد ولی شرط کردن است در ضمن عقد. بعضی از شرایط هم قانون گذاشته شاید در شرع ما این نباشد ولی خوب قانون الان صلاح می داند مثلاً در شرع نیست که کسی که زن دوم می خواهد بگیرد از زنش اجازه بگیرد ولی الان در قانون است که شما اگر خواستید زن دوم بگیرید باید حتماً از زن اول اجازه بگیری یعنی زن اول بیاید محضر و بگوید که من راضی هستم که شوهرم زن دوم بگیرد. این هم در مورد شرایط ضمن عقد. بعد اگر این شرایط ذکر شود در عقدنامه جایی است که نوشته سایر شروط، جایش خالی است؛ مثلاً زن کجاها میتواند خودش را طلاق بدهد. آنجا ذکر شده، باید هر دو نفر امضا می کنند بند بند اش را امضا می کنند یک قسمت دارد سایر شروط که چندتا شرطی که مرد می تواند بگذارد که هم شرع و هم عقل قبول می کند. خوب مرد این شرایط را می گذارد. یا چند شرایط دارد این ها درج می شود طرفین امضا می کنند و رعایت آن شرایط واجب و لازم است شرعاً و قانوناً.
مطلب بعد در مورد، این شرایط ضمن عقد هم انجام شد بعد خطبه خوانده می شود بعد از خواندن خطبه با شرایطی که دختر و پسر با همدیگر محرم می شوند. مسأله بعددر مورد خرید عقد است که باید سعی شود فشار نیاید به طرفین و خود این هم یک مشکلات اخلاقی درست می کند خانواده هایی که رشد فکری دارند سعی می کنند که این را به حداقل بگیرند. مقدار متعارفی از زنت آلات برای دختر می گیرند بعضی از خانواده ها که می بینند این هم مشکل است برای داماد خوب سخت نمی گیرند. چون اینها شرعاً واجب نیست. یک سری امور مستحب است و مرسوم است که انجام شود و همین سختی های این چنینی است که باعث می شود که خیلی از افراد تن به ازدواج ندهند. خیلی وقتها خانواده ها اینها را رعایت می کنند که هیچ فشاری مثلاً زیاد رفتم خواستگاری برای دوستان و شاگردان خودم، برای از خانمها که شاگردان من بودند و برایشان خواستگار آمده دیدم که پدر دختر سهل گرفته و به پسر گفته به خودت فشاری بیاوری و به خودت سختی بدهی یا از ناحیه ما هم شرطی نمی کنیم که جشن عروسی بگیرید خرج و پول عروسی را بزنید به زخم زندگی تان و وسایل خانه بگیرید و این نشانه از رشد شیعی و اسلامی این خانواده ها است. که اسیر این چیزهایی که مرسوم است و خیلی ها برایش اهمیت حیاتی قائل هستند و عقده روانی ناجوری در بعضی خانواده ها بروز می کند اسیر اینها نیستند. ولی بعضی از خانواده ها سنگین می گیرند و پوست می کنند، پسر را به روغن سوزی می اندازند که این خرج ها را باید بکنید. پسرها می گویند که خوب اینها که به ما سخت گرفتند ما هم سخت می گیریم، آنها هم مرسوم است که حلقه ی چیزی برای پسر می گیرند پسر گاهی وقتها شده از نظر تدین می داند که انگشتر طلا حرام است نباید دست کند غیر طلای سفید و پلاتین است که طلای سفید و پلاتین اشکال ندارد پس می رود یک حلقه ی سنگین طلا می خرد می گوید ما که دست نمی کنیم ولی لااقل یک مویی هم بکَنیم غنیمت است. اقلاً انتقام این فشارها را بگیریم. بعضی وقتها تفاهم است بین خانواده دختر و پسر و هر دو سهل می گیرند. من دوستانی را دیدم که در حد یک انگشتر عقیق کفایت کرده حلقه نامزدی شان. یک انگشتر عقیق برای استحباب و تبرکش، یا اگر هم طلای سفیدی که شرعاً اشکال ندارد یک چیز ساده ای هیچ وقت اینطور روحیه نا نبوده. و خیلی زشت است که از اول زندگی یک همچین روحیاتی بین خانواده ها حاکم باشد، به هر حال این مسأله خرید عقد را ساده گرفت و دچار سختی نشویم چقدر خوب است که خانواده ها دچار موضوعات موهوم و خیالی نباشند گاهی وقتها خود پسرها اینطوری هستند اگر خانواده دختر این طور نباشد خود پس این طور است و فکر می کند که این یک شرافتی است. یک خرج هنگفتی در این مسأله شود و پزی بدهند و تظاهراتی کنند و بعضی جاها رسم است که اصلاً رسم است که قبل از عقد می آیند خرید عقد را نشان می دهند که چه چیزهایی خریده پسر برای دختر. به همدیگر نشان می دهند از قدیم رسم بود که جهیزیه را هم نشان می دادند یک روز دو روز این را پخش می کردند که همه ببینید که چقدرجهیزیه دادند. که این مسأله منشأ خیلی از مشکلات روحی و روانی است. بعضی از خانواده ها که شناخت ندارند برای محکم کاری سیاهه می گیرند و لیست بلند بالا می گیرند که ما این چیزها را دادیم و یک امضا هم از پسر می گیرند که اگر اختلافی شد بتوانند اینها را پس بگیرند. نباید گرفتار این آداب و رسوم خرافاتی و باطل شد و ببینیم که خدا چی راضی است به ساده ترین وجه این مسأله برگزار شود چشم و همچشمی نکنند. بعضی خود آقایان مشکل دارند یعنی برایش سخت است به او می گویی چرا ازدواج نمی کنی می گوید خرج گران است نمی رسیم پول باشد امکانات باشد بتوانیم ازدواج کنیم بعد می خواهی منظورشان را بفهمی که چیست بعد می بینی که منظورش یک خرید هنگفت است. یک آقایی آمده بود گریه و ناله و مادرش آمد و چند بار که من می خواهم عقد کنم زن بگیرم پول ندارم و گرفتارم و ما هم از این و آن پول جمع کردیم و یک 30 هزاری به این دادیم و گفتیم با سی هزار می شود یک مجلس عقدی برپا کرد رفته چه کار کرده بود داده بود فیلم بردار که فیلمبرداری کند این گریه و زاری این بوده که فیلمبردار نیست این را یک چیز حیاتی و ضروری می داند و فکر می کند که فاجعه است اگر مراسم فیلمبرداری نشود. یعنی اینطوری وقتی می گویند نداریم منظورشان این است. دیده که رفیقش برای زنش آنقدر خرید کرده یا داداشش این قدر خرید کرده این می گوید خوب برای من افت دارد. بعضی وقتها روحیه دخترها است که به تکلف می اندازد. بعضی وقتها خود آقایان به خودشان سخت می گیرند که خیلی بد است و پسرهای دیگر می بینند و مشکلات درست می شود و این کارها بوده که کم کم این ها را به صورت یک امر واجب و لازم درآورده در جامعه به صورت یک رسم واجب که حتماً باید این مسائل شود. یک طوری شده که کمتر خانواده ای می نشیند فکر کند که این چیزها اصلاً لازم نیست. اسلام برای ازدواج دختر و پسر این شرایط و سختی را قرار نداده. اعتبار هم ندارد همین سختگیری ها باعث شده که امر ازدواج یک امر مخوف و ترسناک باشد برای هم خانواده دختر و هم پسر. از آن طرف انتظار در مورد جهیزیه است محاسبه های که همدیگر را می کنند. در مورد مراسم عقد هم همینطور، لازم است که مراسم عقد را غیر از عروسی است مراسم عقد را می گویم معمولاً قرارهای مختلفی بین دختر و پسر گذاشته می شود مثلاً بعد از اینکه مراسم خواستگاری تمام می شود و به توافق می رسند قرار می گذراند که بعد از یک مدتی عقد و عروسی با هم است مثلاً بعد از ظهر آقایی می آید خطبه را می خواند شب هم دختر به سلامتی به خانه شوهر می رود این مراسم باهم است بعضی وقتها فاصله می اندازند دو ماه و سه ماه و گاهی چند سال بین عقد و عروسی. و این طور موارد باز چند جور است که باز مراسم عقد می گیرند که باز خودش یک مراسم بی جاست و یک پذیرایی بی جاست مفصل گرفته می شود و عروسی هم یک مراسم مفصلی گرفته می شود. معمولاً به صورت شیرینی و شربت و در عروسی هم شامی داده می شود که مستحب است. گاهی وقتها طبق قرار که مثلاً عقد را مفصل بگیرند و عروسی مفصل نباشد. یک جشن خانوادگی مختصر بگیرند یا قرار می گذارند که عروسی شان را در یک جای مقدس بگیرند مثلاً می روند امام رضا علیه السلام. بعضی ها که وضع مالی شان بهتر است مثلاً می روند مکه. گاهی وقتها عقد را خیلی مختصر می گیرند و همان در محضر و برای عروسی مراسم مفصل در نظر گرفته می شود به هر حال اگر مراسم فاصله است بین عقد و عروسی در مراسم عروسی بحث دیگری ما داریم. ولی دوتا مطلب را باید جمع کنیم، آنجایی که ما مراسم می گیریم در عروسی بعداً در شب عروسی توضیح خواهم داد. به هر حال حرمت و احترام دختر باید رعایت شود و مراسم باید باشکوه برگزار شود و گاهی وقتها باشکوه برگزار کردن، خیلی وقتها افراد با تجمل و ول خرجی و زرق و برق می بینند. یعنی در مراسم عروسی و عقد باید حرمت دختر رعایت شود مراسم خوب و با احترام برگزار شود و تجلیل خوبی از دختر شود. اما این تجلیل خیلی وقتها به معنای ول خرجی و تجملات و خود را به تکلف انداختن و چقدر قرض گرفتن تا مراسم را برگزار کردن شده که این مرسوم نیست. ضمن اینکه لازم است که حرمت دختر رعایت شود و احترام داشته باشد پسرهایی که می توانند وضع مالی شان خوب است یک وقت مراسم را گرمتر می گیرند و با شئون مثلاً مفصل تر می گیرند به احترام دختر انجام دهند عیبی ندارد اما به اسراف و ولخرجی نباید بیفتند. این یک مسأله مراسم عقد باید ساده برگزار شود. این را در صورتی که یک مراسم جشن عروسی هم در پیش داریم.
و تکلف در آن نباشد. گرفتاری های آداب و رسوم خرافی بعضی وقتها افراد دارند که اینها دخالت نکنند چشم و همچشمی نباشد در مراسم. سخت گیری هم نشود. خیلی سخت گیری هم نشود که برای یک یا دو کیلو شیرینی یا میوه خانواده ها دعوا کنند یا مثلاً یک حلقه فیلم بخریم یا دو حلقه، عکس بیندازیم، دعوایشان شود. ولخرجی نشود. مطلب خیلی مهم در هر دو جشن عقد و عروسی این است که پسر و دختر از اول باید مراقبت کنند که مراسم شان با گناه شروع نشود. یک موقع حلقه ای دست دختر می کنند یا پسرها خیلی هستند متدین هستند یا خانواده شهید هستند یا بچه حزب اللهی است اما آن لحظه نمی تواند به هوسش غلبه کند یا ناآگاهی است از این ناآگاهی خانواده هم استفاده می کند و می گوید بفرمایید این حلقه را دست عروس خانم کنید در صورتی که هنوز محرمیتی برقرار نشده. تن به این کار می دهند که درست نیست مسأله حجاب را باید خود دختر و پسر رعایت کنند و به فامیل بگویند مراقبت از خود ناحیه داماد و عروس است که خیلی نقش تعیین کننده ای در این زمینه داشته باشند و به دیگران هم تذکر بدهند. مراسم و جشن است آن روز هم ملائکه بیکار نیست و می نویسند و یا یک شب که هزار شب نمی شود که از این حرفهای مزخرف شیطانی زیاد زده می شود. از اول برکت یک ازدواج را به هم می زند از اول با نامبارکی و خشم و معصیت خدا شروع می کنند خوب این درست نیست. باید مراقبت شود. در رفت و آمدها، خانواده ها باید خیلی رعایت کنند این را باید توجیه کرد بعضی خانواده ها توجیه هستند و بعضی نیستند. چندتا خانم فهمیده باید مراقبت کنند که پسرها رفت و آمد نکنند گاهی اوقات پسربچه ی ده ساله یا 11 -12- 13 ساله یا گاهی اوقات 15 ساله به هوای این که می گویند بچه است این می آید در مجلس زنها، زنها آرایش کردند و سرشان باز است و بدن شان معلوم است این حرام است خیلی کار بدی است پسر ممیز اصلاً نباید در مجلس زنانه راه پیدا کند. خیلی جاها این مراقبت صورت نمی گیرد و پسرها هم سوء استفاده می کنند. باید یک کسی باشد یک زن با هیبتی باشد آنجا که حساب ببرند از او و نگذارند که پسرها بیایند. خود جدیت دختر و پسر اهمیت دارد که این مراسم پاک برگزار شود. فرض کنید موسیقی حرام وارد نشود آلت موسیقی حرام وارد نشود گاهی یک سی دی موسیقی می گذارند که یک زن دارد می خواند یا چیزهای فسق و فجوری است که نباید باشد اینها، اینها برکت را مبارکی را و نظر الهی را نظر رحمت الهی را بر می دارد از مراسم و تبدیل می شود به معصیت خدا و درست نیست. این هم در مورد رعایت پاکیزگی معنوی مراسم عقد. ان شاءالله در جلسه بعد با بحث در مورد فایده فاصله بین عقد و عروسی. عرض کردیم که زمان مشخصی بین عقد و عروسی نمی شود برقرار کرد بسته به سلیقه ها و مشغله ها و گرفتاری ها وضعیت خاص دختر و پسر و یا خانواده ها فرق می کند این قضیه. ولی آیا بهتر است که بین عقد و عروسی فاصله باشد یا نباشد، بهتر است که باشد. که جلسه بعد عرض می کنیم که چرا این فاصله باشد بین عقد و عروسی که آن برکات و اثراتی که ما می خواهیم بتوانیم از آن بگیریم. یعنی فایده هایی دارد فاصله بین دوران عقد و عروسی که انسان می تواند بهره برداری هایی بکند که بعد از عقد کمتر این مسأله پیش می آید.
اگر دختر و پسر فهمیده باشند و رشد فکری و معنوی خوبی داشته باشند می توانند بهترین نتایج و اثرات را از دوران عقدشان برای زندگی آینده شان برداشت کنند و تخم بسیاری از نیکی ها و خوبی ها و وفاق و اسایش و لذت و بهجت و سرور را برای آینده خودشان بکارند در این دوران. که جلسه بعد توضیح خواهم داد.