جلسه 004 - مسائل دوران عقد (آقایان)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - مسائل دوران عقد (آقایان)

فواید و آفات ازدواج- زمان و سن ازدواج

ما در بحث آفات ازدواج راجع به آفات معنوی داشتیم صحبت می کردیم. امشب بحث زمان و سن ازدواج را پی می گیریم. البته یکی از اساتید بحث آفات را ادامه خواهند داد در جنبه های دیگر، بنده فقط این یکی دو جلسه یک سری مباحث کلی را در مورد آفات عرض کردم که جزئیات را خدمت تان خواهند گفت.

دو آفت را ذکر کردیم برای ازدواج، یک آفت این بود که انسان بخاطر امیال خودش و زیاده طلبی های خودش و غلبه روحیه تجمل گرایی و همچنان روحیه اطاعت از خواسته ای نابجای همسرش و فرزندانش به سمت کسب روزی غیر حلال و کسب روزی از طریق غیر مشروع برود. و کشیده شود به آن سمت، که هم وضعیت خانواده به هم می خورد از نظر معنوی و آفت خیلی بزرگی است برای دنیا وآخرت و هم دریچه ای است برای ظلم به دیگران، برای حق خوری های زیاد و انسان اصالت را به زن و بچه ی خودش می دهد و عده زیادی از انسانها را اذیت خواهد کرد به زندگی دیگران لطمه خواهد زد که می خواهد زندگی خودش مجلل و با رفاه باشد. آفت دوم این بود که خطر کوتاهی در رعایت حقوق همسر و فرزندان است و همچنین خطر عدم صبر بر اخلاق و اذیت های خواسته و ناخواسته ی اعضای خانواده. گفتیم که مرد باید پختگی لازم را داشته باشد و خودش را برای یک همچین مسائلی آماده بکند و به طور ضعیف و بی حوصله در صحنه زندگی برخورد نکند، نکته ی سوم، که به عبارتی عمومیتش بیشتر از نکته اول و دوم است و از یک جهتی خصوصیت ویژه ای دارد آن مسأله غفلت از یاد خدا و انجام وظایف شرعی و همچنین پیمودن راه کمالات معنوی و شکوفایی استعداد ها است. برای اینکه این نکته بیشتر جا بیفتد این بحث را تحت عنوان چهره ی دوگانه ی ازدواج تقدیم می کنم. ازدواج یک چهره ی دوگانه یک ماهیت دو چهره ای دارد. یک چهره اش چهره سازنده و مثبت و مبارکش است که آن همه فوایدی که در این جلسه خدمت تان عرض کردم را در بر می گیرد که واقعاً شما نمی توانید این همه فواید را در غیر ازدواج پیدا کنید. این همه برکات وفوایدی که ذکر شد، خیلی زیاد است. واقعاً بنیان پر سود و مبارکی است. خوب در این چهره از ازدواج تعریف زیاد شده. ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله من التزویج در اسلام هیچ بنایی محبوبتر از ازدواج در نزد خدا نیست. ببینید چطور تعریف شده هیچ بنایی محبوبتر از ازدواج نزد خدا نیست. و من تزوج احرس نصف دینه هر کس ازدواج کند به درستی که نصف دینش را احراز کرده و به دست آورده. فواید بسیاری که در جلسات گذشته عرض شد. این چهره چهره مبارک ازدواج. یک چهره دارد چهره منفی و نامبارک است و این چهره مربوط به خود ازدواج نیست. مربوط به نوع ارتباطی است که انسان با خانواده و نوع برخوردی است که انسان با مسأله ازدواج می کند، اگر انسان مراقب آفت ها در زندگی نباشد بخصوص دوتا آفتی که در جلسه گذشته عرض کردم و آفتی که در این جلسه عرض می کنم اگر مراقب نباشد و اصول عقیدتی و اخلاقی را رعایت نکند در آنها، سهل انگاری و بی دقتی کند، و همچنین در انتخاب همسر، این دوتا وظیفه مهم است اگر کسی بخواهد آفت ها را دفع کند و از آن چهره منفی و نامبارک دور باشد و آن چهره زشت و کریه را نبیند این دوتا وظیفه را انجام بدهد یکی این که رعایت اصول اخلاقی و عقیدتی را بکند در تشکیل خانواده و برخورد بعداً با همسر برخورد بعدی با خانواده و یکی هم در انتخاب همسر دقت کند و این دوتا مسأله باعث می شود که هرگز انسان با آن چهره منفی ازدواج روبرو نشود.

به عبارت دیگر ازدواج همیشه موجب رشد و تعالی و سعادت نیست، اگر انسان این بی دقتی هایی که عرض کردم مثلاً در انتخاب همسر یا در رعایت مسائل عقیدتی و اخلاقی کند ازدواج نه تنها موجب سعادت نیست بلکه موجب شقاوت و بدبختی و اتلاف استعدادهای انسان است این فقط مربوط به ازدواج نیست دنیا اینطوری است دنیا یک ماهیت دوگانه دارد. ما در مورد دنیا داریم الدنیا جیفه و طالبها کلاب. دنیا یک مرداری است و طالبش یک سگ است. ملعون و ملعون فیها، و لعنت شده بر او و لعنت شده بر هر چی که در دنیا هست. انما سمیه الدنیا دنیا ادنی من کل شی دنیا دنیا نامیده شده چون پست تر از هر چیزی است. انما حیاه الدنیا لعب و لهو دنیا یک لعب و لهو و بازیچه بیشتر نیست تعبیر آخری تعبیر قرآن است دو قبلی ها روایت بود. ببین با دنیا اینطوری برخورد کنید شدیداً دنیا را کوبیدند در بینش اسلامی از یک طرف میبینی که در بینش اسلامی دنیا چقدر عزیز است. نعم العون الدنیا علی الاخره چه بسیار یار خوبی است دنیا برای آخرت. در مورد ثروت و رفاه چه تعریف های خوبی کرده. نعم العون علی الغنا علی التقوی چه یار خوبی است ثروت برای تقوای انسان. از خوشبختی مرد سه چیز است خانه ی وسیع، مرکب خوب و همسر خوب. بعد به عنصر زن در دنیا خیلی اهمیت دادند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند که از دنیای شما سه چیز را انتخاب کردند زن، یعنی دنیا را شیرین می کند زن، عطر و نماز، ببینید چه برخوردی شده، از مجموعه ی برخورد هایی که با دنیا شده چه در مذمت او و چه در تعریف او معلوم است که دنیا عبارت است از رفاه مادی، زن، مسکن وسیع مرکب خوب این طور مسائل لباس خوب زیبایی، این طور مسائل است. تجمل اینها نیست، یعنی برعکس تصور خیلی ها که وقتی اسلام دنیا را می کوبد فکر می کنند اسلام یک زندگی غیر مرفه یک زندگی خشک و بی روح، یک زندگی دور از زیبایی ها و تجملات دور از بهره برداری های حلالی که می شود کرد، ولی اینطوری نیست، چقدر سفارش به خانه ی وسیع شده، از خوشبختی مرد این است که خانه وسیع داشته باشد همسر خوب صدای خوب، چهره ی زیبا، چقدر راجع به اینها تأکید شده. پس این دنیایی که این همه در اسلام مورد مذمت قرار گرفته چیست؟ می کوبندش چیست؟ کدام است که هی می گوید ملعون است دنیا بد است توجه به دنیا بد است. می خواهم این را بگویم که چهره ی دوگانه ی دنیا یکی اش مربوط به خود دنیاست از آن جهت که دنیاست خودش هیچ چیز نیست. مثل ازدواج از آن جهت که ازدواج است برکت است و خیر. دنیا را خدا خلق کرده و همه اش زیباست، احسن کل شیء خلقه، هر چیزی را ما زیبا آفریدیم و خوب، باید در مسائل معنوی داریم در مباحث عرفان هم این آمده که اگر کسی می خواهد به خدا نزدیک شود باید خوشبین به دنیا باشد و دنیا را زیبا ببیند و همه اجزای عالم را قشنگ ببیند. پس چی است اینقدر دنیا بد شده و می گویند ملعون است جیفه است و طالبش سگ است این چه موقع است؟ این به درون انسان بر می گردد یعنی نوع نگرش انسان است که دنیا را خراب می کند. دنیا را ملعون می کند چهره اش را چهره یک جیفه می کند. و به مذمت در می آورد. فرض بفرمایید شما یک ماشین می خرید بعد می گویید که من اعضای خانواده را یک بنده خدایی این کار را می کند اعضای خانواده را مسافرت می برم ماشین خوب و برو خریده می نشیند پشتش، شهوت رانندگی غرور، خودنمایی می گیرد او را، اعضای خانواده را سوار می کند، گاز می دهد در این جاده خطرناک، فرض بفرمایید شمال، یک تصادف می کند ممکن است عضوی از اعضای خانواده اش را از دست بدهد بعد می گوید این ماشین برای ما مبارک نبود. ماشین که ماشین است یک شی است مبارک نبود یعنی چی. نوع برخورد ما است با یک اتومبیل با یک وسیله که اورا نامبارک می کند. نوع دیدگاه ما است نوع برخوردی که ما می کنیم ازدواج هم اینطوری است اگر با آن درست برخورد کنی آن برکات را دارد محبوبترین بنا است شیرین ترین مسأله است زن همینطور بچه همینطور ثروت و مال همینطور. خانه وسیع همینطور مرکب خوب، زیبایی و صدای خوب اینها همه اش در اسلام توصیه به بهره برداری شده ولی وقتی من با آن بد برخورد می کنم یعنی با طرز نادرستی به سراغ او می روم آن به جای اینکه وسیله ی در جهت رشد من باشد و آرامش من و لذت من باشد وسیله ی می شود برای این که من را در حد آن خودش نگه می دارد، ما در سه حد کمالی داریم کمالات گیاهی، حیوانی و فوق حیوانی، اسلام نمی گوید کمالات گیاهی بد است خیلی هم سفارش می کند نمی گوید کمالات حیوانی بد است خیلی هم سفارش می کند اما می گوید در این سطح متوقف شدن و خودت را با آن یکی دانستن بهای خودت را با بهای آنها یکی دانستن فکر کنی تو این هستی و ارزش تو مساوی است با این کمالات، اینجاست که اینها را بد می کند. اینجاست که دنیای مذموم و دنیای بد معنا پیدا می کند و شکل می گیرد. زمانی است که من با دنیا بد ارتباط برقرار می کنم به جای اینکه دنیا را در استخدام خودم بگیرم، دنیا من را در استخدام خودش می گیرد به جای اینکه زیبایی ها لطافت ها شیرینی ها کمالات گیاهی و حیوانی را در استخدام خودم بگیرم تا آن کمالات ویژه ی خودم را شکوفا کنم می آیم و اسیر اینها می شوم تمام فکر و ذکرم این می شود و محدود می شود ذهنم در این. اینجا می گویند این اسیر دنیا شده یعنی مذموم شد دیگر اینجا بد شد چرا چون مانع تولد یک انسان شده. یک انسان را، ما تا وقتی گیر کمالات گیاهی و حیوانی هستیم حالت جنین را داریم، متولد نشدیم به تولد انسانی متولد نشدیم که. کی می گویند این چیزها دنیاست و بد است مذموم و ملعون است زمانی که مانع تولد یک انسان شود مانع این شود که یک جنین متولد شود و به حیات انسانی نائل شود این بد است پس دقت کنیم در اسلام وقتی صحبت از دنیا و بدگویی از دنیا می شود موقعی است که دنیا انسان انسانیت و معنویت را فدای دنیا می کند دنیا بد است اما آنجایی که انسان از دنیا در جهت معنویت و انسانیت و کمالات ویژه ای انسانی استفاده کند دنیا بسیار خوب است هر چه بیشترش بهتراست.

ازدواج هم همینطور است وقتی می گوییم ازدواج یک چهره ی دوگانه دارد من با ازدواج چطوری برخورد کنم. یک ضرب المثلی است سوالی است که شده می گوید بعضی ها می خورند که زندگی کنند اما بعضی ها زندگی می کنند که بخورند، فرق است، بین خوردن برای زندگی کردن و زندگی کردن برای خوردن، خوب دقت کنید. یک سری تشکیل خانواده می دهند ازدواج می کنند او و پرداختن به او می شود تمام غایات او. یعنی شروع ازدواج برای پسر یا دختر محل دفن استعدادهای او می شود. ببینید در جامعه ما، غیر از جامعه چه بسیار هستند اینطوری. یعنی یک شخص به محضی که ازدوج می کند دیگر شعاع فکرش و فعالیتهایش و اندیشه اش فراتر از مسائل زندگی اش نمی رود حتی اگر به ظاهر مسائل معنوی و به مسائل دیگر مثل هنر و ادبیات و بپردازد باز می خواهد به استخدام بگیرد آن را در جهت مسائل حیوانی زندگی. مسائل زندگی گیاهی. خیلی از افراد هستند دارای اندیشه های بلندی هستند آرمان های عالی هستند اما وقتی ازدواج می کنند برخوردشان چون نمی فهمند آگاه نیستند به این آفات برخوردشان با ازدواج طوری است که دیگر دفن می شود آن آرمان ها و اندیشه های بلند از دست می رود اینجا خطرناک است. خوب ما اگر توجه کنیم به هدف خلقت انسان که انسان برای چی خلق شده متوجه می شویم که اگر قرار باشد ما با ازدواج کردن از پیمودن مسیر و ادامه مسیر بمانیم، و از شکوفایی استعدادهایمان بمانیم این ازدواج، ازدوج مبارکی نیست. اگر قرار باشد با ایجاد علاقه ها روابط عاطفی و باز شدن درهای لذتهای مختلف به روی مختلف به روی انسان، انسان بماند از این مسیر انسان باخته چون واقعاً حیف است. یعنی انسان خودش باید خودش را ارزیابی کند که نباید من در این حد بمانم. درست نیست من یک گیاه یا حیوان زندگی کنم. بعضی ها هم می گویند نه ما آرمانهای بزرگی داریم می خواهیم خدمت به خلق کنیم عرض کردم خدمت به خلق و خدمت به ناس یعنی خدمت به هم نوع جز کمالات حیوانی است جز کمالات انسانی طبقه بندی نمی شود. نباید سر خودمان کلاه بگذاریم. ما باید آن کمالات را در وجود خودمان شکوفا کنیم. پس اگر ما را از یاد خودمان زندگی انداخت آنجا زندگی می شود نامبارک ازدواج اگر ما را از خودمان غافل کرد ما را از ارزشهای فوق حیوانی مان غافل کرد از استعداد های فوق حیوانی مان غافل کرد از ابدیت انداخت توجه به ماهیت اصلی خودمان و وجود ابدی و لایتناهی خودمان انداخت ما را، معلوم است که ازدواج ازدواج مبارکی نبوده. اما بعضی ها آنقدر عرضه دارند آنقدر هوشیار عمل می کنند که وقتی زندگی می کنند من زیاد نشستم پای صحبت جوانها، می گویند ما زندگی کردیم همسر من یک نقطه ی پرش به سمت معنویت برای من بود. یک نقطه ی پرش به سمت علم دانش و یک نقطه پرش به سمت کمالات انسانی برای من بود. هم شخصیتش این طور بود که من را ساخت. در دخترها شنیدم در پسرها شنیدم زیاد شنیدم. هم اصلاً نفس زندگی ما طوری شد خود محیط زندگی که ما داریم این کمالات را برای ما ایجاد کرده، این برخورد صحیح است با زندگی. که زندگی چطوری زمامش را به دست بگیرد یک جوان وقتی ازدواج می کند، که مواظب باشد این حیوان وحشی حیوانیت، این اسب وحشی ابعاد حیوانی و گیاهی انسان را به سمت دره ها نبرد. افسار را محکم بچسبد. اول زندگی هم با نوع زندگی های که هی برای ما تبلیغش می کنند متأسفانه اینطوری است که خیلی از جوانها می روند زندگی کنند اصلاً مهارشان از دست خودشان در می آید می بیند که نمی تواند افتاده در یک رقابتی که نمی تواند خودش را کنار بکشد. به یک سرعتی جامعه او را انداخته، آن همان بحثی است که عرض کردم که نیروی نشاط و فعالیت شکوفا می شود اگر نتوانی کنترلش کنی در جهت مصالح اصلی خودت این قدرت نشاط و فعالیت شکوفا می شود به انفجار و انحراف می کشاند انسان را مثل سرعتی است که نتوانی کنترلش کنی. پس ما باید از ازدواج در جهت کمالات ویژه ی خودمان استفاده کنیم. اگر ازدواج مانع این شد، معلوم است که ما ازدواج موفقی نداشتیم. و این بسته به نوع برخورد ماست با زندگی و نوع برخورد ماست با همسر مان، اصلاً وقتی قدم اول را بر می دارید مشخص است. این در خواستگاری ها هم مشخص می شود. وقتی می رود خواستگاری حرفهایی که دو طرف می زنند در بحث خواستگاری اساتید می گویند، در خواستگاری که حرف می زنند معلوم است که این در چه جایگاهی است در جایگاه کمالات حیوانی است یا کمالات گیاهی است یا کمالات انسانی است معلوم است وقتی با هم صحبت می کنند ارزشها را با همدیگر رد و بدل می کنند اهداف همدیگر را می گویند و انتظاراتی که از همدیگر دارند برای همدیگر می گویند مشخص می شود. این تأثیر دارد در خواستگاری. خود این کل انسان را کمک می کند یعنی توجه به این ارزشها انسان را کمک می کند به این که در انتخاب کمک می کند یعنی خود به خود من قرار است با یک هدف خاصی ازدواج کنم تعداد زیادی از دخترها و پسرهایی که همدیگر را می بینند یعنی پسر وقتی دخترهای زیادی را می بیند تعداد زیادی شان از صحنه خود به خود کنار می روند چون معلوم است که این نمی تواند همسر مناسبی باشد. و از خیلی از اشتباهات انسان را نجات می دهد همین این. چون وقتی من قرار است من با آرمان و اهداف عالی نسبت به ازدواج فکر کنم خود به خود می دانم فلان دختری که در کوچه با وضع خاصی رفت و آمد می کند همسر مناسبی برای من نیست لذا من تحت تأثیر او قرار نمی گیرم نه زیبایی و نه ثروت پدرش و خودش و نه سوادش و نه هیچ چیزش نمی تواند دل من را تکان بدهد. خود به خود یک عده کنار می روند و وضعیتم مشخص می شود. این نکته ای است که هم دخترخانمها و هم پسر ها به آن توجه کنند.

من یکی دوتا روایت بخوانم و آیه. آیه قرآن: «لا تهلکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله» آیه قبلش را بخوانم ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروه» بعضی از همسران شما فرزندان شما برای شما دشمن هستند، پرهیز کنید از آنها. خداوند همسر و فرزند را به عنوان دشمن معرفی می کند. خوب آنجا به عنوان یک یار خوب برای آخرت هر کس می خواهد خدا را طاهر و مطهر ملاقات کند با همسر ملاقات کند. زن صالحی که انسان را در امر آخرت کمک کند و قتی می بیند او را سرور بگیرد او را وقتی خانه بر می گردد مرد و نگاهش به همسرش می خورد سرور بگیرد او را. بهجت و لذت به او دست بدهد این جای خودش و از این طرف می فرماید عدولکم. این برخورد دوگانه نیست دقت کنید یک برخورد است می گوید نوع برخورد شما ممکن است زن و بچه را برای شما عدو کند. وقتی من بخاطر زن و بچه کمالات انسانی ام را زیر پا می گذارم به حرام خوری می افتم به نزول خوری می افتم و به چپاول حقوق مردم می افتم از رعایت مسائل شرعی و قانونی دور می شوم، خب این معلوم است زن و بچه لطفی در حق من نبودند زن و بچه ی مبارکی نبودند که من بخاطر اینها جهنم بروم نمی ارزد انسان بخاطر زن و بچه اش جهنم برود هر چقدر زنش را هم دوست داشته باشد. و اصلاً در جایگاه خودش ثابت شده دروغ است کسی بگوید من زن و بچه ام را دوست داشتم و به خاطر آنها جهنم رفتم چون مرد جهنمی نمی تواند همسر خوبی هم باشد. نمی تواند پدر خوبی باشد برای بچه هایش. ممکن نیست. عدوّا لکم این که می گوید دشمن شماست یعنی وقتی می خواهی برخورد کنی دقت کنید طوری برخورد کنید که اینها دشمن شما نشوند. همسرتان همیشه وسیله ی برای بهشت رفتن شما و ارتقا درجات در بهشت و مدارج عالی باشد. نه که یک دفعه دشمن شما قرار بگیرد این مسأله در انتخاب هم خیلی دقت لازم دارد. باید یعنی برای ما وظیفه ایجاد می کند یعنی وقتی من می خواهم انتخاب همسر کنم دقت می کنم که این دختر ماهیتاً اخلاقاً روحاً چگونه است از نظر ساختار فکری چطوری است من را در مقابل خودش و خدا قرار می دهد یا نه، من را در جهت خدا قرار می دهد و من را رشد می دهد در جهت کمالات ویژه ی خودم. از آنهایی است که شوهر را برای خودشان می خواهد، شوهر را به استخدام اهداف خودشان در بیاورند، نه اهداف الهی، اهداف شخصی خودش، یکی را می خواهد که پول بهش بدهد، برود و بگردد، یکی را می خواهد که به هر حال تأمین جنسی کند تأمین عاطفی کند و وسائل خودآرایی و وسائل دیگرش را آماده کند وقتی انسان با اهداف بلند می رود سروقت ازدواج نوع همسر خود به خود متعین است مشخص می شود که آیا این کسی که من می خواهم با او ازدواج کنم و چهار کلمه با او حرف می زنم یک دو جلسه چند جلسه نشستیم با هم صحبت کردیم، این اصلاً آن انرژی و توانایی لازم را دارد برای این هدف یا ندارد؟ می تواند رفیق خوبی باشد، رفیق راه باشد یا نمی تواند. این مهم است. لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله ... ذلک فاولئک هم الخاسرون سوره مبارکه منافقون. اموال شما و فرزندان شما در جای دیگر، ازواج داریم که اینها شما را از یاد خدا غافل نکنند. هر کس این کار را بکند دچار خسران شده. یعنی چی، یعنی سرمایه روحی و معنوی خودش را عمر خودش را تلف کرده این که می گوید اولئک هم الخاسرون خسران چیز بدی است. این دیدگاه خیلی مهم است. از کمالات نیندازد انسان را. کمالات فقط این نیست این جنبه های معنوی را دقت کنید جنبه های معنوی یک مقدارش هم جنبه های آموزشی و علمی است یک همسری که مانع تلاش های علمی انسان می شود، یعنی انسان کارش کار علمی است، این نمی تواند همسر مبارکی باشد کار علمی و فعالیت علمی و فعالیت تحصیلی کند می خواهد دانشگاه درس بخواند از تحصیل کمالات کلاً نباید انسان را باز بدارد ازدواج. نوع برخورد ما مهم است که چگونه برخورد کنیم. این نکته را عرض کنم همیشه لزوماً شخصیت دخترها، این طور نیست که مانع باشد نوع برخورد ما با آنها، آنها را طوری بار می آورد که مانع و مزاحم ما باشند. نوع برخورد ما. به خود ما هم مربوط است. این یک نکته، به هر حال نه از معنویت و نه از تحصیل کمالات و علم ازدواج نباید انسان را باز بدارد انسان توجه کند که ازدواج وسیله ای باید باشد برای تحصیل کمالات و معنویت و علم. این که می گوییم مانع نشود نوع برخورد ما، مثلاً یک کسی بیفتد در مسائل خاله خاله بازی های زندگی، زندگی وقتی ایجاد می شود خاله خاله بازی خیلی دارد. دید و بازدید های اضافی و الکی و مهمانی های پرخرج، عمر تلف کن، رفت و آمدهایی که اصلاً خیلی هایش ضرورتی نداشته باشد می بینید یک جوان ازدواج کرده که کار کند رشد کند می بینی که افتاد در خاله خاله بازی های اصلاً روحیه اش هم سقوط می کند، دخالت در زندگی آن، دخالت در زندگی این، عدم برنامه ریزی در زندگی این خیلی مهم است مثلاً بودن با زن و بچه حساب کتاب دارد برنامه دارد استفاده از تلویزیون. یک موقع می بینی طرف چقدر وقتش را تلف کرده در خانواده. به اسمی این که می خواسته با زن و بچه باشد. نتوانسته زمام امور رفت و آمدها و مهمانی ها تلویزیون تماشا کردن ها و تفریح ها و گردش ها را طوری به دست بگیرد که از کمالات نیفتد. مسائل جنسی، کشش زیاد دارد قوه جنسی کشش زیاد دارد تنظیم نتواند بکند برنامه های جنسی و آمیزشش را، بیفتد در این کار اصلاً ما در روایت داریم هیچ لذتی نه در دنیا و نه در بهشت از لذت های مادی، لذت معنوی نه، از میان لذت های مادی چه در دنیا امام صادق علیه السلام می فرماید نه در دنیا و نه در بهشت بالاتر از آمیزش با همسر نیست چه در دنیا و چه در بهشت با همسران بهشتی. خیلی کشش دارد بخصوص که انسان که اعصاب و وجدانش هم راحت است که این شخص شخصی است که حلال است به او، و می تواند آمیزش و نزدیکی کند و لذت ببرد از او. خوب مانعی هم نیست. کثرت این کار اصلاً شخصیتاً بیفتد در این کار نتواند این را کنترل کند. جلوی خودش را نتواند نگه دارد ما داریم حقوق زن مشخص است در آمیزش، حقوق مرد مشخص است، شخصیت زنها فرق دارد از نظر آمیزش شخصیت خود مرد فرق دارد از نظر آمیزش، یک حکم کلی نمی توانیم بدهیم به نیاز و ضرورت خارج می شود می افتند به لذت جویی فقط در این قضیه و این عمر تلف کن و وقت تلف کن است. بعد سرایت پیدا می کند به زنهای دیگر. ما ازدواج مکرر داریم، 4 زن عقدی می تواند بگیرد، صیغه ای باشد که می تواند بگیرد حدی ندارد. ولی واقعاً حکم این در اسلام برای مسائل مخصوص و ویژه ای آمده اینطور نیامده که مرد یک بال برای لذت جویی خودش باشد ویک بابی برای عیاشی باشد و نه. مصلحت، اقتضا کند مسائلش هم فرق می کند که انسان سروقت زن دوم برود به چه مصلحتی برود. یک مصلحت عقلی و لازم اگر باشد اسلام تجویز کرده انسان همسر دوم و سوم بگیرد با یک شرایط خاص. یا مثلاً با یک زنی ازدواج موقت بکند. اما بعضی ها اصلاً می افتند در این کار، یعنی اصلاً کارش این است که مثلاً هر چند ماه یک نفر را صیغه کند و لذت جنسی ببرد با او با یک نفر ارتباط برقرار کند تند و تند. و اصلاً شخصیتاً گرایشش این طوری است شهوت ران می شود شهوت پرست می شود. حساس در مقابل جنس مؤنث می شود که دوست دارد بهره برداری زیاد کند این کاره می شود. این یکی از آفت های زندگی است که انسان را باز می دارد. آمیزش در روایت داریم از اخلاق انبیا کثرت آمیزش است. از صفاتی که گفتند مثل خروس باید داشته باشی این است که انسان کثرت آمیزش داشته باشد این به معنای زیاده روی نیست. عرض کردم کثرت آمیزش هم می تواند دردها را درمان کند دردهای موضعی، یک موقعی کسی بدنش جایش درد می کند همان لحظه اگر آمیزش کند با همسرش به احتمال خیلی قوی دردش برطرف می شود بعضی از بیماری ها را هم دفع می کند اما از حدش رد شود آن طرف خودش بیماری زاست. که در روایت داریم یک زیاده روی در آمیزش باعث پیری زودرس می شود. قوای انسان زود تحلیل می رود. پس آفت سوم، باز داشتن ازدواج از تحصیل علم معنویت و کمالات و یاد خداوند تبارک و تعالی است.

از همین بحث وارد بحث زمان ازدواج می شویم. زمان ازدواج، آفت ها را توجه کردید. خوب حالا وقتی بحث زمان ازدواج را مطرح می کنیم که یک جوان چه موقعی باید ازدواج کند، در مورد ازدواج و زمان آن چند برخورد شده یک برخورد این است که در روایت یک در احکام دینی ما یک ضرب العجل هایی را برای ازدواج قرار دادند که در فلان شرایط شخص باید ازدواج کند. این خوب جا بیفتد این نکته. مثلاً در رساله مراجع داریم که اگر شخصی به واسطه ی ازدواج نکردن به حرام می افتد مثلاً به زنا می افتد یا به حرام به خودارضایی می افتد این واجب است که ازدواج کند. حالا این نیاز جنسی الان، رشد کرده و به شخص فشارمی آورد شخص می خواهد ازدواج کند، می گوید واجب است که من ازدواج کنم درست است واجب است که ازدواج کنی یعنی بروی به سمت ازدواج و زودتر خودت را از نظر جنسی به یک تعادل درستی برسانی اما عجله ی در ازدواج وجوب فوری ازدواج دلیل نمی شود که من اهداف عالی را در ازدواج در نظر نگیرم و رعایت موازین و اصول ازدواج را انجام ندهم. خوب من با هر دختری هم که ازدواج کنم می تواند نیاز جنسی من را برطرف کند پس صرف اینکه من الان نیاز جنسی دارم و طبق وظیفه شرعی باید ازدواج کنم، یک بهانه ای نشود برای اینکه ما هر کس را که اولین کسی را که برخورد کردیم بگوییم خوب با این ازدواج می کنم خیر. در همین شرایط هم که من نیاز جنسی دارم و باید این نیاز را دفع کنم باید آن اصول و مقررات را رعایت کنم چون زندگی فقط مسئله جنسی نیست. عرض کردم یک سیستم است یک نظامی است که تأثیرات و تأثرات زیادی دارد از دنیا تا آخرت انسان. لذا باید دقت کنیم. این یک مسأله که بعضی وقتها شبهه می شود در ذهن جوانها بعد هم عجله می کنند و بعد شکست می خورند نمی توانند معیارها را خوب در نظر بگیرند. در غیر یک همچین ضرورتی ضرورت های دیگر است که انسان می تواند با تأمل، تنها ضرورتی که انسان را وادار می کند که باید انسان عجله کند مسئله نیاز جنسی است. از این مسئله که شما بگذری سایر اهدافی که ما در نظر بگیریم سایر فواید را در نظر بگیریم اینها انسان فرصت بیشتری دارد تا انتخابش را طبق موازین و با حوصله بیشتری و با دقت بیشتری انجام بدهد. از طرفی غریزه جنسی نداشتن غریزه نه که نداشتن، عدم تحریک جدی غریزه جنسی عدم خطر جدی از ناحیه غریزه جنسی دلیل نمی شود که انسان ازدواج را به تأخیر بیندازد. یعنی بگوید خوب حالا من که نیاز ندارم نیازی به همسر ندارم معمولاً وقتی اسم نیاز می آید منظور نیاز جنسی است نیاز ندارم خوب حالا 5 سال دیگر ازدواج می کنم. این دلیل نمی شود که انسان که نیاز جنسی ندارد ازدواج را به تأخیر بیندازد چون ازدواج فقط برای تأمین نیاز جنسی نیست نیازهای دیگر را تأمین می کند رشد دیگری را ایجاد می کند زمینه پیدایش کمالات زیادی را ایجاد می کند فواید زیادی دارد که جلسه قبل بیان کردیم.

لذا یک کسی ممکن است یک پسری در 18-19 سالگی ازدواج کند و نیاز جنسی هم نداشته باشد مثلاً نیاز به استقلال داشته باشد. نیاز به یک مونس داشته باشد. از تنهایی بخواهد خودش را در بیاورد. احتیاج به شکوفایی حس های دیگری استعداد های دیگری دارد می خواهد آنها شکوفا شوند. این نکته را داشته باشیم از طرف دیگر گاهی وقتها انسان لازم است برای تحصیل بعضی از کمالاتش ازدواج را تأخیر بیندازد. یعنی می بیند که الان اگر اقدام به ازدواج کند به اهداف بزرگش در زندگی دست پیدا نمی کند. یعنی مجموعاً می بیند که اگر بخواهد این ارتباط را برقرار کند نمی تواند اینکه می گوییم نمی تواند ام نسبی است یک امر مطلق نیست. مثلاً بعضی ها می گویند ما داریم تحصیل می کنیم خوب حالا تا پایان تحصیلاتم بگذار من لیسانسم را بگیرم یا دکترایم تمام شود و بعد ازدواج کنم یا درس طلبگی می خوانم و اتمام لمعتین را انجام دهم و بعد از آن ازدواج کنم، در حالت عادی که نگاه کنید به ازدواج و مشغله هایی که می آورد نیاز مادی دارد بالاخره شما باید درآمد داشته باشی و وقتت را بگذاری برای کار منزل، رفت و آمدها و دید و بازدیدها و هر چقدر بخواهی کمش کنی است و این وقتت را می گیرد صرف بودجه است بعد اگر بچه دار شوی خوب بچه وقت گیر است. تأمین نیازهایش بیماری بچه احتیاج به پذیرایی و درمانش سر و صدا و شب نخوابی هایش و مسائل دیگر این واقعاً است در زندگی. در حالت عادی وقتی به این نگاه می کنیم یک توصیه عمومی این است که برای کسانی که اهداف عالی دارند بخصوص تحصیلات علمی، که تنها ترین بهانه هم است، که تحصیلات مذهبی مثل درسهای حوزوی یا تحصیلات دانشگاهی و فنی و دیگر، شخص باید ارزیابی کند خودش را، که آیا من اگر ازدواج کنم با توجه به این که می دانم ازدواج این مقدار وقت من را خواهد گرفت این مقدار هزینه می خواهد و تأمین این هزینه خود به خود کار می خواهد کار یعنی غیر درس. بعضی وقتها می شود عین درسش کرد. من می بینم که این مقدار بودجه می خواهم این مقدار بودجه این مقدار کار می خواهد این مقدار کار یعنی جدایی از تحصیل و عقب انداختن، می ارزد یا نمی ارزد. در مورد همه جوانها واقعاً نمی شود یک فرمول خاصی ارائه کرد هر زمانی باید خودش بنشیند و برای خودش محاسبه کند ولی باید مقرراتش را بلد باشد اهم و مهم بتواند بکند، یک جوانی در حال تحصیل اگر ازدواج کند می ماند از تحصیلش. اما این جوان می بینی نیاز جنسی ندارد، می گوید اگر من الان ازدواج کنم باید این مقدار وقت بگذاریم خوب می مانم، پس ازدواج نمی کنم و می گذارم برای پایان تحصیل. یک جوانی نه هم دارد تحصیلات می کند و هم نیاز جنسی دارد توجه کردید. هم دوران سربازی را می خواهد هم نیاز جنسی دارد، هم سربازی نرفته محصل است من چقدر داشتم در این مشاوره ها، پسرهای حدود 17-18 سال دارند به حرام می افتند بلوغ زودرس داشته در اثر عدم تربیت صحیح تغذیه نامناسب شده این تغذیه نامناسب در او بلوغ ایجاد کرده چشمش دیده گوشش شنیده مثل غرب دیگر. به غرب نگاه کنید آنها به یک پدیده بلوغ زودرس روبرو هستند چون از بچگی یک سره می بینند. بچه از بچگی که است مرکز تحریک جنسی دارد. بلوغ ندارد اما مرکز تحریک جنسی دارد. تقریباً از یکی دوسالگی لذا از همین سن توصیه هایی شده برای لباس شان مثلاً جنس شورت شان، لباس زیر شان که با آلت شان در تماس است جنس مناسبی باید باشد تحریک زا نباشد. اسباب بازی ها فرق دارد مثلاً اسباب بازی از قبیل دوچرخه که برای دخترخانم ها، منع می شود. اسباب بازی که دختر مجبور است که آلتش را تماس بدهد منع شده. پسربچه مثلاً نوع خاصی از بازی ها نوع خاصی از خوابیدن، به شکم خوابیدن برای بچه کاملاً منع کرده. در دین ما هم نهی شده. بچه این طوری نخوابد چرا، چون مرکز لذت جنسی را کشف می کند به محضی که کشف کرد چون لذت هم می خواهد داشته باشد به این انحراف جنسی نمی گویند ولی لذت جویی است. می خواهد لذت می برد می بینید که این کار را می کند بعضی از بچه ها داریم که در سن بچگی ادرار خودشان را در خودشان نگه می دارند بیرون نمی دهند که این ادرار جمع شود و فشار بیاورد به مرکز لذت جنسی و لذت ببرند. و مخصوصاً بیرون نمی دهد یا مخصوصاً ذره ذره بیرون می دهد که بتواند لذت ببرد. لذا به مادران توصیه می کنند پزشکان که بچه هایتان را اگر خواب هم هستند شما آخر شب حتماً بلندشان کنید و ببرید شان دستشویی که تخلیه کنند نماند این ادرار. ببینید این مراقبت ها را در مسائل جنسی کودکان داریم از بچگی باید مراقبت کند یعنی اگر وقتی ببیند در روایت داریم اگر بچه ای آمیزش پدر و مادرش را ببیند و زناکار شد پدر و مادر هیچ کس را نباید ملامت کند جز خودشان. چون بچه تقلید می کند دوست دارد تقلید کند در تقلید انحراف پیدا می شود من خیلی دیدم در این سابقه طولانی چندین ساله، بچه هایی که دختر سه ساله انحراف دارد. پسر بچه در این سن، لذا تماس های جنسی و ارتباطات جنسی متعلق به بزرگترها فقط نیست این بچه کوچک هم عمل جنسی انجام می دهند. بچه 5 ساله می بینید که دوست دارد این کار را انجام دهد. با توجه به این که مسأله نیاز جنسی و اصلاً تحریک جنسی تمنای این جور مسائل از بچگی انسان آمادگی اش را دارد نوع تربیت ها و نوع شخصیت هایی که شکل می گیرد فرق می کند لذا ما نمی توانیم یک حکم کلی صادر کنیم در مورد زمان ازدواج برای افراد. یکی می بینی 17 سالگی باید ازدواج کند نکند به خطر می افتد یکی باید 18 سالگی باید این کار را کند یکی را می بینی قبل از سربازی باید ازدواج کند یکی در هین سربازی باید ازدواج کند یکی را می بینی می تواند صبر کند بعد ازدواج کند. یکی می بینی که می تواند صبر کند بعد از لیسانسش، خوب نیاز جنسی که نداری اگر هم ازدواج کنی قطعاً از تحصیلاتت می افتی خوب این کار را انجام نده مثلاً بماند برای بعد از مدرک تحصیلی که گرفتی بتوانی با آمادگی بیشتری ازدواج کنی. این را در مورد افراد نمی شود یک فرمول کلی در مورد زمان ازدواج داد. اما در مورد زمان ازدواج چندتا شرط کلی می شود برقرار کرد: 1.( ما بحث سن ازدواج را مطرح نکردیم سن ازدواج با زمان ازدواج فرق دارد. ) در مورد زمان ازدواج برفرض به این که حداقل سن ازدواج تحصیل شده باشد دقت کنید حداقل سن ازدواج تحصیل شده باشد یا لااقل می توانیم بگوییم که اولین شرط زمان ازدواج این است که حداقل سن ازدواج به دست آمده باشد یعنی بلوغ جنسی و بلوغ بدنی.

نکته ی دوم که حکم کلی است این است که درک صحیحی از خانواده و تشکیل خانواده و وظیفه ی خود شخص در خانواده داشته باشد بداند که تشکیل خانواده یعنی چی، چه پیوندهایی ایجاد می کند چه تأثیراتی را ایجاد می کند چه بایدها و نبایدهایی دارد شخص وقتی ازدواج می کند چه مسئولیت هایی به گردنش می افتد چه کارهایی را باید انجام بدهد. این را باید بداند. این یک مطلب. یعنی این جنبه ی نظری است یعنی شخص از نظر عقلی باید به این درک رسیده باشد و به رشد عقلی رسیده باشد.

2. شناخت آفات و آمادگی برای پیشگیری از آنها، آفت ها را هم بشناسد که همین مسائلی که خدمت تان عرض کردم بعضی از اینها. آفت های دیگر هم دارد که در بحث آسیب شناسی و آفت می گوییم. من چند نکته را عرض کردم. 3. قدرت بر انجام وظایف همسری را داشته باشد. قدرت داشته باشد. وظایف همسری مثل توان ارضا مالی تأمین مالی تأمین اقتصادی و تأمین عاطفی و تأمین معنوی. در آفت شناسی این را می گوییم که یکی از دلائل عمده ی طلاق یعنی شاید اگر نگویم بالاترین درصد طلاق ها مربوط به این بوده، در ردیف دو سه تای اول قرار داشته دخالت های دیگران. دخالت های دیگران در زندگی مثلاً دانشجو بوده اقدام به ازدواج کرده آمادگی کافی را نداشته می توانسته صبر کند صبر نکرده و هول شده نتوانسته به خودش غلبه کند نه از لحاظ جنسی ها، از لحاظ این که طرف را دیده و دلش خواسته حالا می تواند یک سال صبر کند و بعد با آمادگی بیشتری ولی دانشجو است بورسیه شده ده تومان حقوق می دهند و حقوقش کم است از این طرف هم ازدواج کرده صبر نکرده ازدواج کرده اولاً از همان اول یکسره سرکوفت شنیده تو عرضه زن و بچه داشتن را داری را نداری، پولت کو یک سره هی حرف شنیده، با این 15 تومان کرایه خانه را چطوری تأمین می کنی با 15 تومان در این خرج گران که برای زندگی دو نفر کافی نیست. بهداشت خانه لباس خانه غذای خانه تأمین وسایل خانه با این 15 تومان چه کار می شود ممکن است که دختر و پسر خودشان این عرضه را داشته باشند که این کار را بکنند که بعد توضیح خواهم داد. ولی اینقدر دخالت می شود از ناحیه دیگران سر همین بی کفایتی دختر و پسر، حالا بحث بی کفایتی دختران به جلسه خانمها مربوط است. این قدر این قضیه بی کفایتی مطرح می شود که می بینید زندگی دو نفر را به هم می زند. خودشان رابطه شان خوب است ولی همین که دیگران دخالت می کنند رابطه اینها هم به هم می خورد. خودشان آنقدر عاقل نیستند که بگویند ما همدیگر را دوست داریم و می خواهیم همدیگر را، چرا دخالت های دیگران در زندگی ما وجود اگر آنها هم دخالت می کنند و ما نمی توانیم جلوی شان را بگیریم چرا باید در روابط ما تأثیر بگذارد غالباً این رفته به سمت طلاق. یکی از عوامل اصلی که درصد بالایی از طلاق را این باعث شده مسأله دخالت ها بوده که نه دختر و پسر توانستند کنترل کنند وضعیت های خودشان را. و نه دیگران آن دخالت های شان طوری بوده که آفت نزند به هر حال طوری بوده که زندگی شان را به هم زده یا نه وضع مالی اش خوب بوده پسر آمادگی ارضا عاطفی نداشته آدم سردمزاج بی عاطفه بوده ما داشتیم یک آقا پسری که از نظر وضع مالی خیلی هم خوب بود. یادم است که از بالای شهر آمده بود ماشین گران قیمت وضع شغلی خوب، حسابی پولدار بود دختر میگفت من نمی توانم با ایشان زندگی کنم می گفت آن خصوصیات یک مرد را ندارد چیزی که من می خواهم ندارد نه از نظر جنسی، نه شخصیتاً ضعیف است، عرض کردم زن عنوان مظهر جمال الهی کشش دارد به مظهر جلال الهی. مرد را به عنوان یک شخص قدرتمند دوست دارد. دقت کردید این خیلی مهم است. تأثیر زیادی دارد. قدرتمند بودن مرد قوی برخورد کردنش، به عنوان یک مرد مطرح شدن در زندگی یک پشتوانه بودن که در همه بن بست ها زن بتواند به او پناه ببرد، نه اینکه تا مشکل پیدا شود مرد بزند به سر خودش یا پسر گوشه ای کز کند و گریه کند اینطوری نه. این اصلاً شخصیت آن طوری ندارد زن دوست دارد طبیعتاً این طوری است که دوست دارد مرد تصمیم بگیرد مرد اگر بگوید هر چه شما بگویید هر جور شما میل دارید احترام به زن خیلی خوب است در مباهات گفتند که به زن تان احترام بگذارید آن را خداوند آزاد گذاشته و دخالتی نکرده. اجازه بدهید که آنها هم آنطوری که میل دارند انجام دهند اما در صحنه های کلیدی و حساس باید مرد حرف آخر را بزند و تصمیم بگیرد زن وقتی می بیند مرد آنجا ها کنار می کشد مجبور است خودش نقش مرد را بازی کند انگار که یک پشتوانه را از دست داده به باعث دخالت های بیجای خود زن می شود مثلاً در مورد بنایی خانه زن تصمیم می گیرد می گوید امسال باید خانه را خراب کنیم و از نو بسازیم امسال خانه احتیاج به گچ کاری دارد احتیاج به موکت دارد احتیاج به کاغذ دیواری دارد مرد می گوید که من نمی توانم حال و حوصله ندارم زن می گوید خودم می کنم، بعد مرد هم می سپرد دست زن، زن خراب می کند اختلاف ایجاد می شود ما خیلی داشتیم از این حالتها که مرد کشیده کنار و زن جلو آمده و به عهده گرفته خواسته مردی کند و زن هم نمی شود که مردی کند و خلاصه کشیده شده به اختلاف. یعنی مرد عرضه ی ارضا عاطفی زنش را نداشته به عنوان یک مرد نتوانسته داشته باشد شخصیتاً شخصیت قوی نبوده شخصیت لوس بوده تا مثلاً مشکلی پیش می آمده پسر می دویده پیش مادرش، خیلی برخورد های سر و ناجور، گریه کند، زود گله کند نتواند مشکلات را در خودش نگه دارد برود داداشش بگوید به این بگوید به آن بگوید رازهای زندگی را، زن و مرد ممکن است اختلاف زیاد داشته باشند اما نباید هیچ کدام دعوایشان را انتقال بدهند به بیرون. این نمی تواند انتقال ندهد دعوایمان شد ... از جهت مالی که عرض کردم سر جای خودش،از جهت عاطفی یکی جنبه ی جنسی است و فقط هم جنبه جنسی نیست، جنبه ی مسائل عاطفی محبت دوست داشتن عشق ورزی، و جنبه نیازهای معنوی باید تأمین شود. مسائل معنوی ارتباط با خدا پاکی خانواده تقوای خانواده اتصال خانواده با ماوراء طبیعت و مسائل این چنینی، این قدرت را باید داشته باشد. البته بعضی وقتها این صد درصد انجام شود و بعد شخص ازدواج کند شاید بخواهد زمانی طول بکشد در ازدواج باید تأمین شود یکی دوسالی طول بکشد ولی بالاخره اینها باید مرد داشته باشد چه بسا پسر خوب باشد و با معنویت باشد و وضع مالی خوب هم داشته باشد ولی می بینی که از جهت عاطفی قدرت نداشته باشد می رود و در زندگی شکست می خورد. نیاز هم نیاز است شما مثلاً در خانه همسر بگیرید و سایر نیازها را برطرف کند اما یک نیاز را نتواند برطرف کند نیاز عاطفی را نتواند خوب برطرف کند، نیاز جنسی را خوب برطرف کند، مثلاً زیبا باشد، کدبانو باشد ولی نیاز عاطفی را نتواند تأمین کند. زندگی کشیده می شود به سمت سردی. اینجا نقطه اختلاف و فساد کاشته می شود در خانواده. زنها هم متقابلاً همین انتظار را از مردها دارند. این در مورد زمان ازدواج که می گویم این چند شرط کلی است که باید باشد دوتا از جنبه نظری بود یکی درک صحیح از خانواده و تشکیل خانواده و وظایف و دیگری مسأله شناخت آفات و آمادگی برای پیشگیری اینکه آفات از ناحیه او نباشد و یکی هم قدرت بهانجام وظایف همسری داشته باشد که سه نقش مهم را مرد باید بازی کند نقش اقتصادی و عاطفی و معنوی و نقش پدرگونه را بازی کند به عنوان یک مرد. اما در این مسأله که اینها را عرض کردیم ما را نباید به وسواس بکشاند. یعنی وقتی می گوییم آمادگی مالی این داستان در کشور ما و در خارج از کشور هم همینطوری است در رمان ها و داستان ها و فیلم های سینمایی آمده واقعیت هم دارد که خیلی از آقایان آن ترس از تأمین معاش برای زندگی، انتظارهایی که دارند انتظارهای بیجایی است. یعنی می توانند به حداقل اکتفا بکنند اما شرط می گذارد پسر برای خودش که باید خانه داشته باشم و ماشین داشته باشم این شرط بیجایی است اگر قرار باشد که به عنوان قانون کلی در جامعه مطرح کنیم فساد زیادی جامعه را خواهد گرفت. اکثر قریب به اتفاق خانواده هایی که تشکیل شده در مملکت ما اکثر شان زن و شوهر با مستأجری شروع کردند. با مستأجری. یا پدر مادرهای خودتان را بپرسید چندتا موقع ازدواج صاحب خانه بودند. یا خانواده دختر گیر بدهد که باید خانه داشته باشی یک پدری چند وقت پیش در مورد دخترش بهانه گیری کرده بود یک آقای مناسب برای ازدواج رفته بود دوتایی شرایط خوبی داشتند همدیگر را هم دوست داشتند اما پدر دختر گیر داده بود به وضعیت اقتصادی. به پدر گفتم که حقوق این پسر الان 70 درصد حقوق سی سال زندگی را دارد می گیرد شما آن موقع همچین وضیعتی داشتی گفت نه. گفتم شما الان که می گویی خانه داشته باشد خانه بابایش نرود و مستأجر نباشد خودت انصافاً وقتی زن گرفتی مستأجر نبودی گفت چرا بودم. گفتم چرا بهانه می گیری سر ازدواج دخترت. گناه هم دارد بهانه تراشی خیلی مفاسد دارد. خیلی از آقایان هم همینطور عمر شان را تلف می کنند ازدواج برادران چیزی نیست که انسان بخواهد با این بهانه ها عقب بیندازد حتی تحصیل هم همیشه مانع ازدواج نیست در یک شرایطی تحصیل مانع ازدواج نیست یعنی اگر تحصیل می کند می تواند در شرایطی برنامه ریزی که هم درس بخواند و ازدواج کند. من خیلی نمونه داشتم اینجا عرض کردم خود حقیر 5 سال دبیرستان و دو سال دانشگاه و چندسال درس های حوزه را چند کار تحقیقاتی را بعد از ازدواجم انجام دادم. کسانی دیگر هم از نزدیکان ودوستان من بودند که سربازی نرفته و ازدواج کرده و موفق عمل کرده برنامه ریزی کند تحصیلات دانشگاهی شان زیاد نبوده و زیاد داشتیم در این مراحل دیدند که باید ازدواج کنند طوری برنامه ریزی کردند که به این هم برسند. ولی بعضی ها سخت گیری الگی می کنند که من باید حتماً خانه داشته باشم و حقوقم برسد تا بتوانم زن بگیرم اما اینطور نیست اکثر مردمی که در جامعه ما زندگی می کنند با این شرایط و سختی ها یی که شما در نظر می گیرید زندگی نمی کنند. یعنی تشکیل زندگی آنقدر اهمیت دارد و تأخیرش آنقدر ضررهای مادی و معنوی به انسان بزند که نمی ارزد انسان به خاطر هر چیزی عقب بیندازد ازدواج را. حتی ازدواج تأخیرش ضرر مادی دارد. بعضی از جوانها آمدند به من می گویند که ما چون وضع مالی مان می خواهیم به حد خوبی برسد ازدواج نمی کنیم. می گویم تو به همین مقدار که فکر می کنی الان اتلاف داری. جوان عرض کردم که جوان اتلاف زیاد دارد افراد مجرد خیلی اتلاف مال دارند. ولی وقتی زندگی می کنیم مقتصد و حسابگر می شوی می روی به سمت پس انداز و تلاش بیشتر به سمت گشایش اقتصادی و می بینی موفق هستی. ما جوان داریم 19 سالش بوده ازدواج کرده با تمام تلاشی که کرده با تمام کارهای علمی نه از کارهای علمی اش افتاده عرضه داشته هم خوب انتخاب کرده هم خوب رفتار کرده قوی برخورد کرده. در 25 سالگی صاحب خانه شده هم خانه خریده و هم کارهای علمی اش را کرده. از زندگی لذت برده وقتی ازدواج در سن مناسب انجام شود لذت بخش است آنقدر لذت و سرور دارد که نمی ارزد آدم از دست بدهد این آرامش را. طراوتی دارد فصلی دارد بهاری دارد بیندازش در پاییز نمی شود خوب طراوتی که در بهار است در پاییز نیست. آن مزه و آن اثرات مثبت روحی، آن نشاط آن آرامش که در سنین مناسب ازدواج به انسان می رسد در سنهای دیگر نیست. نه در دختر و پسری که سن شان زیاد باشد خیلی از آن حالت ها و نشاط ها نیست. عشق و عاشقی هایی که دارند دختر و پسر دلشان برای همدیگر تنگ می شود خواب هم دیگر را می بینند یکسره در فکر هم هستند حتی اگر از هم دور هستند یکسره با فکر هم این طرف و آن طرف می روند همدیگر را کنار هم می بینند اینها درجایگاه خودش اثرات معنوی خاصی دارد. من همیشه توصیه می کنم به دوستان که از دوران عقد و نامزدی تان حتماً برای مسائل معنوی تان استفاده کنید.

شما خیلی راحت دلت برای همسرت تنگ می شود خوب مردی که ازدواج کرده معمولاً دلتنگی هایش معنی دیگری دارد اما در دوران عقد و نامزدی این عشق و عاشقی که ایجاد می شود کششی که ایجاد می شود خیلی می شود برداشت معنوی کرد از آن. همین شب بیخوابی که به سر انسان می زند شب انسان با خیال محبوبش است چند ساعت فکر می کند یا اگر پیشش باشد خوابش نمی برد. اینطور نیست که کسی را دوست دارد پیشش است چه دختر پیش پسر و یا پسر پیش دختر اینطور نیست که بگیرند راحت بخوابند تا صبح گرم صحبت اند. اصلاً متوجه صبح نمی شوند از وجود همدیگر لذت بردند. این را داشته باشید بعد انسان بیاید بفهمد که معشوق اصلی اش خداوند تبارک و تعالی است معنای عشق به خدا را می فهمد عشق مجازی راهی است برای رسیدن به عشق حقیقی. انسان وقتی عشق را تمرین می کند در مورد همسر خودش، می بیند و امتحان و تجربه می کند بعد می فهمد حال عاشقان خدا چطوری است که شب خوابشان نمی برد و به نماز می ایستند و شب از خواب می پرند. عبادت می کنند چرا حوصله شان از عبادت سر نمی رود. این دوران نامزدی و عقد بهترین الگو است برای ارتباط انسان با خدا. خود خدا به همین ها استناد کرده «کذبوا من زنبه ... جنّهُ اللیل نامَ عندی» دروغ می گوید کسی که فکر می کند عاشق من است وقتی که شب فرا می رسد می خوابد. به حضرت موسی می گوید خداوند تبارک و تعالی. می گوید موسی تو دیدی تا حالا محبوبی عاشقی پیش معشوق خودش خوابش ببرد و چرتش بگیرد اگر کسی فکر می کند عاشق من است و شب حوصله ندارد با من ده دقیقه حرف بزند و دو دقیقه نماز بخواند و مناجات کند دروغ می گوید. این را کجا شما می یابید ببینید خدا کجا استناد کرده؟ به عاشق و معشوق به محب و محبوب استناد می کند. واین تجربه ها خوب است زود انجام بگیرد خیلی از پختگی ها و تجربه ها وقتی انسان به موقع و زود ازدواج می کند به نفعش است. دیگر وقتی می رسد به سن 30 بسیاری از موانع را پشت سر گذاشته بسیاری از پیچ و خم ها را پشت سر گذاشته و الان می تواند دیگر به این سن که می رسد با یک قدرت خیلی زیادی و با یک آرامش و متانت خاصی نیرویش را آزاد کند در جهت کسب کمالات علمی و معنوی. خیلی از جوانها عقب می اندازند این را بعد می رسند به 26- 27- و 30 باز یک ذره بالاتر بعضی هایشان بعد می بینید که خیلی اتلاف داده این طرف. تازه می خواهد در این سن ازدواج کند با آن مسائل اول ازدواج و پیچ وخم ها و تا غلتک را راه بیندازی می بینی که سن آقا رسید به 35 سال یا بیشر، دیگر آن موقع دیگر انرژی نمی ماند که از این ازدواج کسب کردی و از این چرخی که به جریان افتاده بتوانی بهره برداری های بعدی کنی. اما جوانی که به موقع ازدواج می کند یا زود ازدواج می کند زود که می گویم به معنای به موقع است. موقع در مورد همه افراد یک زمان نیست توجه بفرمایید. در زمان مناسب خودش ازدواج می کند بهانه گیری نمی کند دچار فکرهای کارتونی و فکرهای باطل و خیالات واهی نمی شود یک همچین کسی به موقع ازدواج می کند و به موقع هم می تواند از زندگی و تشکیل خانواده اش بهره برداری کند. می داند پدر قوی باشد پدر خوبی باشد برای بچه هایش، فاصله سنی وقتی کم است درک دقیقی پدر و بچه و مادر و بچه از همدیگر دارد در تربیت خیلی نقش دارد وقتی آدم جوان است پدر و مادر می شود تأثیر زیادی دارد. اما وقتی اختلاف سنی بین پدر و فرزند خیلی زیاد است خود این یکی از موانع است. می تواند به حساب بیاید اگر جنبه ای دیگر نباشد. نه به عنوان عامل مستقل. می تواند مضر باشد. حتماً انسان اگر می خواهد کنترل جمعیت هم بکند جلوی بچه دار شدن را هم بگیرد وقتی به موقع ازدواج می کند و به موقع صاحب بچه می شود و به موقع جلوی بچه بعدی را می گیرد می بینی زندگی اش روی روال می افتد اما می بینیم در اوج مشغله سنش رسیده به 30- 35 سال اصلاً حوصله ی داد و فریاد بچه را ندارد. یا سن که بالا می رود حوصله کمتر می شود برای بعضی ها.که جنبه های تربیتی و روانی و دینی را در نظر نگیرند می بینید که نمی تواند با بچه درست برخورد کند. می بینید چه جنبه هایی دارد چه پشت صحنه ای دارد. خوب این رشته سر دراز دارد.

پس این در مورد زمان ازدواج. که زمان ازدواج را بسنجیم. اگر ازدواج می خواهیم بکنیم ازدواج مخارج دارد وقت می گیرد حوصله می خواهد بودجه می خواهد بی موقع بروی سر وقتش زندگی ات را تباه می کنی اگر کار علمی مهمی داری کار معنوی مهمی داری انجامش بدهی بعد به موقع ازدواج کنی اما اگر می بینی ازدواج بکنی یعنی اگر می بینی ازدواج بکنی به این کار لطمه می خورد ازدواجت را تأخیر بیندازد بزرگان ما فرمودند ازدواج احکام خمسه دارد برای بعضی ها واجب است برای بعضی ها حرام است برای بعضی ها مستحب است برای بعضی ها مکروه است برای بعضی ها مباح است. بسته به شخصیت فرد حکم فرق می کند در 18 سالگی برای یک نفر حرام است ولی در 20 سالگی می شود مستحب، در 22 سالگی می بینی واجب می شود در 19 سالگی مکروه است بهتر است نکند، حرامی که می گویم نه حرام شرعی، یعنی این آفت ها و مفاسد را به بار می آورد که خودش منشأ خیلی از حرام های شرعی می شود ارزیابی افراد از شخصیت خودشان خیلی مهم است که من الان در چه وضعیتی قرار دارم برای ازدواج، که الان من لازم است به ازدواج به عنوان یک امر مستحب نگاه کنم یعنی بهتر است ازدواج کنم، می برم بُرد با من است هر چه زودتر بهتر. یا واجب است ازدواج کنم یا بهتر است یکسال یا 6 ماه عقب بیندازم یا بهتر است در این دو سه سال اصلاً به فکر ازدواج نباشم. چون می دانمالان ازدواج کنم تلف می شوم این بسته به شخصیت افراد است. این یک نکته، برای کسانی که برای خودشان ارزش قائل هستند و جدی هستند در رفتار با خودشان، نگاه به طرف مقابل هم مهم است یعنی ما باید دقت کنیم که اگر بخواهم ازدواج حجاب و مانعی برای من نباشد و مبارک باشد باید در انتخاب خیلی دقت داشته باشم بدون اینکه وسواس داشته باشم.

بحث سن ازدواج می ماند یک سری مباحث هم برای مسئله زمان ازدواج می ماند مشکل تحصیلات و سربازی و اینها را گذاشتیم در بحث موانع ازدواج.

والحمدلله رب العالمین