جلسه 003 - معرفت‌الله
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - معرفت‌الله

معرفتالله(3) 7/4/1386

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

بحثمان دربارهی شناخت خداوند تبارک وتعالی است، قرار شد که یک چند جلسهی را اختصاص بدهیم به آثار معرفت خداوند تبارک و تعالی. نبی اکرم دربارهی اهمیت علم، علم به خداوند تبارک وتعالی میفرماید که: «أفضَلُ الأعمالِ العِلمُ بِاللّهِ؛ إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و كَثيرُهُ و إنَّ الجَهلَ لا يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و لا كَثيرُهُ» خوب به فرمایش پیامبر دقت بفرمایند عزیزان می فرماید که: «بهترین عمل علم به خداست». یعنی خود علم را از مقوله چه دانستد؟ از مقوله عمل دانستند. برای همین هم علم و عمل اساساً مقرون باهم هستند مقرون به هم هستند. در فرمایشات دیگری داریم کسی که اهل عمل نیست اهل علم هم نیست. آنی که دارد علم نیست «رُبَّ عالم قَدْ قَتَلَه جَهلُهُ» چه بسیار عالمی که جهلِ او، او را هلاک کرده. علم با جهل جمع میشود اما با عقل جمع نمی شود. جهل مقابل علم نیست این دوتا می تواند باشد یک نفر در عین اینکه سواد دارد، معلومات دارد، آدم جاهلی هم باشد. اما نمیشود یک کسی در عین حال که عاقل است جاهل باشد. این دوتا با هم تقابل دارند لذا حضرت میفرماید که «أفضَلُ الأعمالِ العِلمُ بِاللّهِ» که این خیلی مهم است این فرمایش پیامبر. من توضیحش را می گذارم إنشاء الله نتیجه گیری را برای آخر. بعد ایشان می فرماید که: «إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و كَثيرُهُ» علم همراه علم، علم به تو سود میرساند «إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ» همراهش چه عمل کم چه عمل زیاد، یعنی اگر کسی اهل علم بود عمل اندک و زیاد به او سود می رساند؛ یعنی کسی که می فهمد دارد چه کار می کند کسی که می داند دارد چکار می کند کارش از روی بصیرت و بینش هست، این شخص کم عمل بکند آن عمل کمش به دردش می خورد سود می رساند به او، زیاد هم عمل بکند همینطور. به نفعش است برایش مفید است «إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و كَثيرُهُ و إنَّ الجَهلَ لا يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و لا كَثيرُهُ» جهل سودی به تو نمی رساند همراهش چه کم عمل بکنی چه زیاد. عمل کم و زیاد تو با جهل از بین می رود، همینکه جهل داشته باشی، آدم جاهلی باشی نه کم عملت به تو سود می رساند و نه زیاد عملت. اینکه ما در روایت داریم چه بسیار انسانی که چه بسیار روزهداری که از روزه اش هیچ بهرهای جز گرسنگی و تشنگی نمیبرد، «رُبَّ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَا الْجُوعُ وَالْعَطَشُ» یا در قرآن داریم در مورد بعضی از نمازخوانها «» (سوره ماعون/آیه 4) یا در مورد بعضی از قرآن خوانها داریم «رُبَّ تالِ القرآنِ و القرآنُ يَلعَنُهُ» بسیار قرآن خوانی که قران آنها را لعنت می کند، کم هم نه می فرماید بسیاری از قرآن خوانهایی که قرآن آنهارا چکار می کند؟ لعنت می کند، یا اینکه پیغمبر می فرماید: چه بسا یک نفر 60 سال امام صادق (علیه السلام) می فرماید: چه بسا 60 سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود یا از این بالاتر از همه ی اینها بالاتر امیرالمومنین می فرماید که: «رُبَّ مُتَنِسکٍ وَ لادِينَ لَهُ» چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد یعنی حقیقتا دیندار نیست به عنوان یک مومن و یک متدین نیست، اما عبادت هم می کند اینها همه اش به خاطر این است که آن عبادت همراه معرفت نیست، همراه علم نیست، چقدر خوب است که انسان عالم باشد بفهمد دارد چکار می کند از روی بینش و بصیرت عبادت را انجام بدهد نه از روی نادانی، از روی عادت کردن به قول امام صادق. امام صادق می فرماید: خیلی ها هستند نمازشان از روی عادت است عادت کردند نماز بخوانند اگر نخوانند خودشان مضطرب می شوند خودشان وحشتزده میشوند اگر نماز نخوانند. این تاکیدِ روی علم، فوق العاده زیاد است که ما شاید نزدیک به20 جلسه در بحث ضرورت شناخت و در راه شناسی و در جاهای دیگر راجع به آن صحبت کردیم، که می شود انسان یک عمر عبادت بکند، هیچ چیزش پذیرفته نشود. میشود انسان عالم باشد معذرت می خواهم عابد باشد عبادت بکند ولی دین نداشته باشد. «رُبَّ مُتَنِسکٍ وَ لادِينَ لَهُ» چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد. بی دین است. این هشدار خیلی هشدار بزرگی است که ما باید حتماً تلاش بکنیم دین مان براساس بصیرت به خداوند و براساس بصیرت به دین خدا باشد. (خوب دقت کنید) براساس بصیرت، علم بالله و علم به دین خداوند تبارک و تعالی باشد: «و إنَّ الجَهلَ لا يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و لا كَثيرُهُ» جهل چه کم، چه علم کم چه عمل کم با آن داشته باشی چه عمل زیاد سودی به حال تو نمی رساند. خیلی وقت ها افراد ترجیح می دهند بجای اینکه وقتی را برای علم به خداوند بگذارند وقتی را برای آموزش دین بگذارند، برای مطالعه بگذارند، ترجیح می دهند که اعمال سنگین بدنی انجام بدهند، از این بیشتر راضی هستند. ته کار هم که به آنها می گویی خب شما از این عمل سنگین عبادی چه نصیبت شد، حرفی ندارد بزند. 14 روز پول گذاشته با چه سختی پول ذخیره کرده، ثبت نام کرده نوبتش در آمده 14 روز مشرف می شود مدینه و مکه بعد خب حالا به او میگویی که خب از این مدینه و مکه 14 روز شب و روز رفتی آنجا عبادت کردی زیارت کردی نمیدانم شب، وقت، بی وقت چه شد؟ نتیجه چه شد؟ یعنی از عمره آمدی چه بود؟ چه فهمیدی؟ چه روشنایی چه دارایی بدست آوردی از این عمره ای که رفتی؟ میدانی حج یعنی چه؟ میدانی خانه خدا چرا 4 ضلع دارد؟ می دانی مثلا شروع کردن اعمال از این سمت چطور است؟ هرکدام از ضلعها چی است؟ چرا باید 7 دور طواف بکنی؟ سعی چیه؟ سعی بین صفا و مروه چه است؟ رمز دعاهایی که شما در هر شوت یا هر دور می خوانی چیه؟ این نماز به چه خاطر است؟ باطن این حج چیه؟ این را می دانی؟

من توصیه ام به همهی عزیزانی که میخواهند مشرف بشوند به عمره همین است که حتی خیلی از عزیزان در این سالها خوشحال هستند می آیند سوال می کنند که ما می خواهیم مشرف شویم عمره باید چکار بکنیم، چکار بکنیم که مثلا حالا سودی داشته باشد. من هم به همه توصیه میکنم می گویم خب الحمدالله دانشمندان ما در این زمینه کتاب زیاد نوشتند. مخصوص اعمال برای سنها و سلیقههای مختلف و سوادهای مختلف و تحصیلات مختلف. اگر کسی تحصیلاتش ابتدایی باشد، تا یک نفری که استاد دانشگاه و حوزه باشد، در این رابطه اطلاعات خیلی خوبی یزرگان و اولیا و دانشمندان به ما دادند. عرض می کنم بروید همین سازمان حج یک نشری دارد بنام نشر مشعر. مخصوص همین ها است. همانطور که ما برای نماز جداگانه یک سازمان انتشاراتی جدا داریم مثل سازمان ستاد اقامه نماز، صدها چند صد جلد کتاب شاید بیش از هزار جلد کتاب برای سلیقه ها برای کودکستان است تا... عالی ترین سطوح برای کسانی که دوره های بالای عرفان را هم دارند آنجا هم اطلاعات خیلی خوبی وجود دارد. خب سرمایه گذاری بکنیم. وقت بگذاریم دو هفته سه هفته یک ماه دو ماه پنج ماه جلوتر از اینکه بخواهیم مشرف بشویم برای اینکه هدر نرود زحماتمان خدای نکرده مشمول این روایت نشویم که میفرماید: «رُبَّ مُتَنِسکٍ وَ لادِينَ لَهُ» چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد جزء آنها نشویم عبادت کننده بی دین. کما که در جریان حج هم همینطورشد دیگر، امام سجاد وقتی آن شخص گفت که امسال چقدر حاجی زیاد است حضرت فرمود از بین انگشتان من نگاه کن وقتی از بین انگشتانش نشان داد به شخص دید تمام کسانی که دارند دور خانه ی خدا می گردند همه حیوان هستند جز چند تا تعداد انگشت شماری انسان. خب چه چیزی آن را حل می کند این را؟ اینکه انسان علم داشته باشد با بینش و معرفت و بصیرت عبادت را انجام بدهد با بینش و بصیرت. ما یک عمر ممکن است خدا خدا بکنیم دعا بکنیم، نماز بخوانیم، روزه بگیریم، حج برویم، جبهه برویم، نذر و نیاز داشته باشیم، قرآن بخوانیم اما واقعاً ندانیم اینکه ما داریم این کار را برایش انجام می دهیم کیست؟ و نگاهمان به او اشتباه باشد یک نگاه غلط. به قول امام صادق یک خدای خیالی لذا میفرماید که شما بیشتر به جای اینکه سرمایه گذاری روی عمل بکنید، خیلی خودتان را خستهی در عبادت بکنید، بیشتر سرمایه گذاری در علم بالله بکنید. این از همهی عملها بالاتر است. دقت کنید معنی روایت چیست «أفضَلُ الأعمالِ» نمی گوید افضل العلوم بالاترین علمها. می گوید بالاترین عملها علم به خداست. بالاترین عمل ها علم به خداست. یادتان هست از امام جواد در بحث عبادت این را خواندیم که امام جواد فرمود: حرکت قلبی انسان را سریعتر به خدا می رساند تا به زحمت انداختن بدن در عبادتها و اعمال. «القَصدُ إلَى اللّه ِ تَعالى بِالقُلُوبِ ، أبلَغُ مِن إِتعابِ الجَوارِحِ» حرکت به سمت خداوند تبارک وتعالی رسانندهتر (با قلب) حرکت با قلب یعنی معرفت یادتان باشد حرکت با قلب یعنی حرکتی که براساس بینش و معرفت است این زودتر می رساند انسان را به خدا. سریعتر می رساند ابلق است. ابلق یعنی رسانندهتر است انسان را تا به خدا تا چه؟ تا به زحمت انداختن بدن با اعمال. لذا خیلی این معجزه است فرمایشات معصوم غیر معصوم نمی تواند اینطور حرف بزند،پشت تک تک این کلمات خیلی معارف خوابیده که به ما می فرماید چه؟ می فرماید که: «أفضَلُ الأعمالِ العِلمُ بِاللّهِ» یعنی مگر شما اهل عمل نمی خواهید باشید، نمی خواهید بهترین کار را بکنید، بهترین کار این نیست که در کور کورانه بودن در بی بصیرتی و بی دانشی و جهل هی مشغول عبادت و مسجد و نماز و روزه و ذکر و اینها بشوید در حالیکه اصلا نمی دانید دارید با که حرف می زند نمی شناسی اورا، نگاهت به او غلط است، دیدت به او غلط است، خب بیشتر سرمایه گذاری کن روی شناخت خداوند تبارک وتعالی ، روی معرفت خداوند تبارک وتعالی.خب اگر سرمایه گذاری کردی در معرفت خداوند میفرماید کمی هم عمل داشته باشی به نفعت است، می ماند برایت،به تو سود میدهد باکمی عمل. اگر علم درست شد کمی عمل هم نجات می دهد انسان را. میفرماید «إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ و كَثيرُهُ» علم ،علم به تو وقتی که همراه علم به تو با عمل کم و زیاد سود میرساند با عمل کم و زیاد سود می رساند با عمل کم و زیاد سود میرساند. یعنی عمل کم و زیاد با علم به تو سود می رساند. و عمل کم و زیاد با جهل سودی به تو نمیرساند «فان الجهل لا ینفعک معه قلیل العمل و کثیر» هیچ فایده ای ندارد اینکه به جای اینکه تو 40 سال، 50 سال، 60 سال، 100 سال سرمایه گذاری کنی روی عبادت روی عبادت، خسته کنی تمام این بدنت، زانوهایت، کف دستت، پیشانیت پینه ببندد از کثرت عبادت و سجده، ولی معرفت به خدا نداشته باشی، یک معرفت حقیقی به خدا نداشته باشی این هیچ فایده ای برایت ندارد اما اگر کمی عبادت بکنی کمی عبادت بکنی عمل داشته باشی اما همان کم را با معرفت انجام بدهی این به دردت میخورد سود میرساند به تو. پس توجه بفرمایید. «أفضَلُ الأعمالِ العِلمُ بِاللّهِ» یعنی چه؟ یعنی آقا بیشترین چیزی که ما را نجات می دهد بیشترین چیزی که نجات دهنده است علم شخص است به خداوند تبارک وتعالی. روز قیامت یک نفر با علم 2 رکعت نماز نجاتش میدهد در قبر و قیامت یک رزه، چهار قطره اشک ریختن، پنج دقیقه سینه زدن،یک زیارت رفتن برای عالم نجات دهنده است، چون با یقین و بصیرت و بینش رفته این کار را انجام داده، میداند خدا کی است. خدا را شناخته بر اساس شناخت صحیحش این عبادت را انجام داده این نجات پیدا می کند. اما کسی هست وقتی برای شناخت صحیح خدا نگذاشته معرفت حقیقی ندارد معرفت حقیقی ندارد 70 سال، 100 سال هم عبادت دارد این فایده ای ندارد برایش چون کور است بی نتیجه است. خب محصول چه شد؟ محصول این شد که میزان موفقیت یک شخص در حرکت به سمت آخرت، در حرکت به سمت عمل، در حرکت به سمت آخرت، در حرکت به سمت عمل، در حرکت به سمت خداوند تبارک و تعالی، در حرکت به سمت هدف خلقتش بستگی به میزان علمش نسبت به خداوند تبارک و تعالی دارد. یک گروهی می خواهند بروند خانه ی خدا خب می گویند ما 6 ماه راه است اینجا پیاده با قاطر با اسب حرکت کنیم برویم راه می افتند می روند 6 ماه رنج سفر را همراه می کنند هموار می کنند به خودشان تا برسند به خانهی خدا 6 ماه. یک کسی هم می بینی که 5 ماه و 29 روزش را به کار دیگری میگذراند یک نصف روز با هواپیما بلند می شود می رود آنجا 2 ساعت و نیم راه است دیگر ؟ معرفت مثل حرکت با هواپیما میماند عمل بدون معرفت حتی مثل پیاده به سمت کعبه هم نیست. شما وقتی با معرفت حرکت می کنید؛ یعنی وقت زیادی از جوانیتان را، استعدادتان را، عمرتان را، فرصت تحصیلی و مطالعاتیتان را به فهم، به درک، به کسب دانش و معرفت می گذرانید، اگر 50 سال از دیگران عقب باشید، 50 سال از دیگران عقب باشید، 5 هزار سال از دیگران عقب باشید با کمی از عمل تمام این فاصله را طی می کنید با کمی از عمل براساس معرفت این فاصله را طی می کنید. یک دعایی دارد فردا البته در یکی از صحیفههای امام سجاد در این صحیفه کامله نیست در یکی از صحیفه های امام سجاد است، عرض می کند به خداوند تبارک و تعالی خدایا تو، من تشکر می کنم «ما أحسَنَ ما صنعت بی یارب إذ هَدَيتَني لِلإسلام» خدایا چقدر قشنگ با من رفتار کردی که مرا به دین حق خودت هدایت کردی منحرف نشدم می گوید خدایا تو با من یک کاری کردی که من چیزی را شهادت می دهم (خیلی دقت کنید عزیزان) چیزی را شهادت می دهم که ندیدمش من صدر اسلام نه پیغمبرت را دیدم، نه ائمه ات را دیدم اما الآن به آنها شهادت می دهم. این فاصله را چه طی کرده؟ بصیرت، علم طی کرده و کسانی بودند که خود پیغمبر را دیدند، ائمه را دیدند اما هرگز به آنها اعتراف نکردند، هرگز به آنها ایمان نیاوردند خب الآن ما می گوییم آری خوش به حال خوش به حال آنها زمان پیغمبر، پیغمبر را دیدند، ائمه را دیدند. نه اصلاً اینطور نیست اکثر قریب به اتفاق کسانی که پیغمبر را، ائمه را دیدند خراب کردند. خوش به حال شماها پیغمبر می گوید خوش به حال ایرانی ها در حدیث داریم راجع به ایرانیها می فرماید: «إنَّ أعظَم النّاس يَقِيناً» بالاترین مردم از نظر یقین ایرانی ها هستد چرا؟ چون به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان آوردند با اینکه نه مرا دیدند نه هیچیک از جانشینان مرا دیدند. خوش به حال شما ها این حس گرایی و مکان گرایی به چه درد می خورد بدن گرایی به چه درد می خورد وقتی که شما با پیغمبر هستی اما قبولش نداری؟ امیرالمومنین فرمود: «ارْتَدَّ النَّاسَ بَعدَ نَبیّ إلّا الثَلاث» بعداز پیغمبر مردم جز 3 نفر همه منحرف شدند به چه درد می خورد با پیغمبر زندگی کردن؟ زن پیغمبر بودن به چه درد می خورد؟ دوست پیغمبر بودن به چه درد می خورد؟ رزمنده و هم رکاب پیغمبر بودن به چه درد می خورد؟ ما دیدیم خیلی از همین دوستان و اصحاب و فک و فامیل های پیغمبر آن جهنم ها را درست کردند تا الان در تمام تا الان تا قیامت در عقاب همهی جنایتهایی که در روی زمین می شود شریک شدند با انتخاب بدی که کردند، فایده ندارد. انتساب حقیقی و روحانی است، شباهت حقیقی و شخصیتی است، که به انسان شرافت می دهد، نه فاصلهی زمانی. خیلی هستند در مکه زندگی می کنند در مدینه زندگی می کنند، در کربلا زندگی می کنند اما فایده ای ندارد. خیلی ها هستند دورند اما کربلایی اند واقعاً. یک عده از شهرری رفته بودند خدمت امام صادق حضرت سوال کرد شماها از کجایید؟ گفتند ما اهل ری ایم، فرمود مرحبا سلام به برادران قمی ما. گفتند نه آقا ما مال شهرری هستیم، اهل شهر ری هستیم. حضرت فرمود: سلام به برادران قمی ما. مرحبا برشما. دوباره گفتند حضرت فرمود: مرحبا به برادران قمی ما. یعنی چه؟ یعنی شما شهر ری باشید، مشهد باشید، افغانستان باشید، امریکا باشید وقتی که با ما اهل بیت هستید، وقتی که به ما اهل بیت ایمان دارید، مارا می شناسید، ولایت دارید همه تان قمی هستید همه تان قمی هستید. اما خیلی ها هستند ممکن است در قم باشند اما قمی نباشند، در مکه باشند مکی نباشند، کربلا باشند اما حسینی نباشند، آنکه فاصله را کم می کند و وحدت را، اتحاد را، وصل و وصال را و لقا را برقرار می کند معرفت است. که نه زمان می شناسد، نه مکان می شناسد، امام سجاد میگوید: خدایا تو با من یک کاری کردی که من در فاصله دور هم چیزی را شهادت دادم که «وَ أَنَا غَائِبٌ» در حالیکه من غائب بودم ولی شهادت دارم می دهم. این حرفها حرفهای دل ماست ها. بعد می فرماید که عرض می کند به حق تعالی خدایا آنهایی که «وَلَا يَنْفَعُهُمْ قَرَابَةُ» خدایا آنهایی که آن زمان بودند نزدیکیشان به پیغمبر هیچ سودی به حالشان نرساند «وما یضرنی یا ضرنی بعدی» دوری من از پیغمبر هم به من ضرر نزد الان این همه ایرانی های باصفا خوب مومن این همه شهدای خوب ما تقدیم کردیم شهدای عالی مقام. 1400 سال فاصله داشتند با پیغمبر امّا به خدا قسم حضرت زهرا به دیدن اینها پیغمبر به دیدن اینها بسیار دلتنگ و شیفته بود تا دیدن کسانی که اطرافشان بودند. خود پیغمبر این را می گوید ها می گوید من چقدر به دیدن برادرانم مشتاق هستم. گفتند: یا رسول الله مگر ما برادران تو نیستیم؟ فرمود: نه شما اصحاب من هستید برادران من کسانی هستند که نه خود مرا دیدند نه هیچکدام از اوصیای مرا، اما به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان آوردند. آنها برادران من، من مشتاق دیدن آنها هستم. این را ما در جبهه خیلی می فهمیدیم، یعنی ما از نحوهی شهادت بچه ها، اجابت دعاهایشان، از نحوه حضور 14 معصوم بالاسر بچه ها، ما میفهمیدیم که ائمه چقدر به اینها مشتاقند. یعنی آن حرکتی که شما می دیدید سیدالشهدا با عجله می دوید بالای سر غلامش (جون) او را بلند می کرد، می گذاشت روی زانو سرش را و برایش دعا می کرد. می دوید باعجله سیدالشهدا خودش را می رساند به حر، سر حر را در آغوش خودش می گرفت. با همان شتابی که حضرت حرکت می کرد علی اکبر را بغل می کرد ما در جبهه این را می فهمیدیم که امام حسین، ائمه، خانم فاطمه زهرا، خانم زینب وجود مقدس آقا امام زمان با چه شتابی بالای سر تک تک شهدا می رفتند و اینها را در آغوش می گرفتند تا اینها وداع می کردند. بسیار مشتاق بودند بسیار مشتاق بودند. ائمه دربین این بچه ها جنگ می کردند، همراه اینها جنگ می کرند، همراه اینها سختی می کشیدند، همراه اینها تشنگی و گرسنگی می کشیدند، و همراه اینها مجروح می شدند.

خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهاءالدینی را فرمود: 14 معصوم من خدمتشان رسیدم 12 امام فرمودند که ما همراه رزمنده ها می جنگیم، همراه رزمنده ها. و هر کدام از ما به اندازه 100 هزار نفر می جنگیم. بچه هایشان هستند دیگر. از این بچه ها قشنگتر از این بچه ها بهتر ائمه کجا داشتند در طول تاریخ. خوش به حالتان خوش به حال شما. اگر با بصیرت باشید اگر با معرفت باشید، معرفت این کار را می کند با آدم. غصهی دور و نزدیکی را نخورید چه شما را نزدیک می کند به ائمه و فاطمه زهرا؟ معرفتتان. معرفت شما، شما را هم سنخ فاطمه زهرا و نزدیک به فاطمه زهرا می کند. نگو فلان کس 40 سال در نمی دانم بهترین جاها عبادت کرده کار خیر کرده ریاضت داشته، خلوت داشته، تو معرفت داشته باش، معرفتت را کسب کن آن فاصله طی می شود. امام فرمود: بچه های بسیج ره 100 ساله را یک شبه طی کردند با شدت یقینشان. با شدت یقین. بنابراین رمز این درس ما یادتان نرود این جلسه ما رمزش چیست؟ فراموش نشود. تکرار می کنیم إنشاءالله همیشه باشد. «أفضَلُ الأعمالِ» شعار کلاس ما چیست؟ افضل الاعمال همین فرمایش پیغمبر «أفضَلُ الأعمالِ» بگویید «العِلمُ بِاللّهِ» بالاترین عمل خودش عمل است اصلا علم بالله است. شما اگر علم بالله داشته باشید عمل به دردتان می خورد. پس یادتان نرود عزیزان قیمت شما باز دارم تأکید می کنم قیمت شما، ارزش شما سرعت شما در حرکت به سمت آخرت و ابدیت و خداوند، بسته به میزان علمتان دارد، بسته به میزان معرفت شما به خداوند تبارک و تعالی دارد. همین موضوع همین جلسه که إنشاءالله داریم. هر چقدر معرفت شما بیشتر بشود یک صلوات شما معادل 100000 صلوات، معادل 1000000 صلوات دیگران ارزش دارد. یک صلواتتان.

در این الهی نامه علامه آمده حفظ الله تعالی می گوید: الهی حق مُحَمّدٍ وَ آل مُحَمّد بر ما عظیم است. ببینید شناختن حق خیلی مهم است ها یک کسی آن عظمت را ببیند بعد برای اینکه تشکر کند از این عظمت، اگر نیست بکشند. برای اینکه این حق عظیم را ادا بکند ببینید چه می گوید. می گوید الهی حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم» کسی که 70 سال اهل علم و معرفت است می گوید خدایا حق اینها عظیم است بعد برای اینکه این را پاسخ بدهد یک صلوات می فرستد. اینطوری این یک صلوات با صلوات های بقیه فرق دارد. به امام صادق در بحث صحیفه توضیح دادیم امام صادق فرمودند: اگر من فلان چیزی را که گم کردم پیدا بکنم یا فلان مشکلم حل شود حمد خدا را طوری بجا می آورم که هیچ کس حمد خدا را بجا نیاورده باشد اینطور. بعد که مشکل حل شد فرمود: «الحمدلله» گفتند آقا اینکه ما فکر کردیم چه می خواهی بگویی شما و این الحمد الله امام صادق با الحمدالله ما خیلی فرق دارد. بنابراین فرمول ها یادتان نرود. من خیلی وقت ها می بینم عزیزان می آیند می گویند که آقا یک ذکر خاص یک چیز خاصی به ما یاد بدهید یک ورد خاص به ما یاد بدهید که ما نمی دانم چنین و چنان بکنیم. ببینید عزیزان اگر بالاتر از سبحان الله و الحمدالله و لا اله الله و الله اکبر چیزی وجود داشت خدا به ما داده بود حتماً. دریغ که ندارد خدا. پیامبر و آل به ما داده بودند. اگر بالاتر از اینها چیزی وجود داشته باشد. موضوع این است که ما با این اسماء اعظم نمی توانیم کاری بکنیم. چرا نمیتوانیم با این اسماء اعظم کاری بکنیم؟ چون معرفت نداریم چون معرفت نیست والا اسم اعظم همین هاست. از این ها استفاده بکنید. اسم اعظم صلوات است همه کاری می شود با آن کرد. من یادم است در جبهه سال های سال هیچ وقت مشکل و گرفتاری نبود که ما پیدا بکنیم مگر اینکه دوستان، رفقا با صلوات حل می کردند. هر وقت هر جایی بن بست و گره ای بود صلوات حلش می کرد. چون این صلوات ها اسم اعظم بود.

پس فراموش نکنیم ما با بالابردن کیفیت معرفتمان یادتان نرود کیفیت، کیفیت، کیفیت. کیفیت و معرفتمان حجم معرفتمان کمیتش هم همینطورمیتوانیم سرعت بگیریم. توجه فرمودید کیفیت. با معرفت مثل اینست که شما با هواپیما حرکت می کنید. بدون معرفت مثل اینست که پیاده حرکت می کنید. معلوم نیست به نتیجه برسی یا نه. این را فراموش نکنید هر چقدر می توانید سرمایه گذاری در معرفت بکنید. هرچقدر می توانید وقت و عمرتان را بگذارید روی بالا بردن معرفت خودتان، کار بکنید. برای همین هم من به همه ی عزیزان گفتم کلاس اول مهمتر از کلاس دوم است. یعنی این جلسه مهمتر از زیارت عاشورا است. اگر قرار است عزیزان یکی از این دوتا را فقط برسند بیایند وقتشان محدود باشد توصیه من، توصیه أکید من اینست که کلاس اول را بیایند؛ چون این بسیار اساسیتر است. پس هرچقدر می خواهید قدرت و سرعت داشته باشید به معرفتتان به خداوند اضافه بکنید میزان ارزش شما، ارزش کارتان، میزان قدرتتان، سرعتتان، توفیقتان بسته به میزان معرفتتان دارد. یادتان نرود هرچقدر سرمایه گذاری روی الله بکنید، روی مقصود و مبداء و معادتان بکنید روی معشوق و الهتان بکنید موفق تر خواهید بود. خیلی وقتها که ما در عمل کم می آوریم، دچار ضعف میشویم، دچار ناامیدی میشویم، دچار غم و غصه میشویم مال این است که خدا را نشناختیم، به خاطر این است که خدا را نشناختیم. اگر خدا بیاید شناختش، آثارش با خودش است خود به خود بطور طبیعی. نمی شود ما برویم مدرسه شاگرد خوبی باشیم، تمرینها را حل بکنیم، مشقها را هم خوب بنویسیم سواد یاد نگیریم. خب شما همه سواد رفتید یاد گرفتید. از مدرسه تلاش کردید یاد گرفتید. امکان ندارد که بعد هم نمیتوانی این سواد را از خودت دور بکنی این سواد با تو هست بدون زحمت و رنج با تو هست هر وقت چشمت به یک کلمه ای بخورد، به یک کتابی بخورد، متنی بخورد، میتوانی بخوانی. با تو هست دیگر این قدرت را داده به تو آن سرمایه گذاری. شناخت حروف، شناخت کلمات و جمله ها به شما مجموعاً چه داده؟ سواد داده. حالا شناخت الله اگر بیاید اگر بیاید شناخت الله امکان ندارد به انسان قدرت، شادی، سرمستی، آرامش ندهد امکان ندارد. اگر یک کسی را دیدید اهل عمل است عمل میکند، متدین است، حاج خانم است، حاج آقاست، کربلایی است، نمی دانم کجا رفته، نماز شبخوان است، جبهه رفته ولی یک آدم عصبی و ناامید است، یک آدم بیادب و پرخاشگر است، یک آدم نامهربان و بیعاطفه است، یک آدم زمخت است، یک آدمی است که با هزار احساس بدبختی و بیچارگی، بدانید که معرفت ندارد. اگر خودتان هم اینطوری هستید بدانید که مشکلتان از ضعف معرفت است. اصل و منشاء همهی مشکلات مال ضعف معرفت است. معرفت باشد، حضرت میگوید: امکان ندارد که این حالتها نیاید. این حالتها با انسان میآید. می آید. حالا یک نمونه اش را میگویم خدمتتان: «يَسيرُ الْمَعْرِفَةِ» از امیرالمومنین است آهسته میگویم آنها که میخواهند یادداشت کنند یا به خاطر بسپارند، بسپارند: «يَسيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِى‌الدُّنْيا» کمی معرفت زیاد نه معرفت خیلی نه حضرت میگوید یک کمی معرفت امیرالمومنین باعث میشود انسان در دنیا نسبت به دنیا بیرغبت شود کسی که گرفتار دنیاست اسیر دنیاست شهوات دست و پایش را می بندد، این کسی است که معرفت ندارد مبنایش چه است؟ مبنایش؟ معنای این یعنی چه؟ مثلا زهد در دنیا یعنی چه؟ یعنی مثلاً لباس نپوشد، لباس خوب نپوشد، غذای خوب نخورد، دل نبندد. دل نبندد آفرین. مبنا این است. خب کدام آیه و کدام سوره است در قرآن؟ کی میگوید به ما از خواهران، از برادران هرکس میگوید؟ نه نه نه. آفرین آفرین. دخترمان گفتند. « لِكَيْلا تَأْسَوْاعَلى‌ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ‌» (سوره حدید/آیه 23) آدمی که معرفت دارد هیچوقت به خاطر دنیا عصبی نمی شود، تأسف نمی خورد، افسوس نمیخورد، ای کاش نمی گوید. هرچه که از مقولهی دنیاست اگر بلا سرش بیاید، آه نمی کشد، این معرفت آدم را اینقدر قوی می کند. خادم رسول خدا می فرماید: من آنطور که یادم است 9 سال شاید بیشتر 10 سال خدمت حضرت بودم هیچ وقت از پیغمبر کلمهی ای کاش را نشنیدم ایکاش. کسی که به خاطر دنیا داد و بیداد و بداخلاقی می کند، سر همسرش داد میزند، غر میزند، اخمش را درهم میکند که چرا مثلا غذا اینطوری شد، چرا استکان اینطوری شد، چرا ظرف را اینطوری گذاشتی؟چرا جارو خوب نکردی، چرا نمی دانم اینکار را درست انجام ندادی؟ یک خانم به شوهرش غر بزند که چرا پرده را اینطور چسباندی تو؟ تو نمی دانم... تحقیر بکند دیگران را، ناراحت بشود، عصبی بشود، عرض کنم خدمتتان که یک کسی اینطوری است سر دنیا داد می زنه دیگران را، غصه می خورد، افسوس می خورد، یک آدم اینطوری معلوم است که معرفت ندارد. اگر معرفت کمی بیاید قلب انسان واقعاً در استراحت است هر چه جوش و خروش دارد مربوط به ابدیت و آخرت است. مثل یک جنین؟ یک جنین در رحم مادر نسبت به دنیا و نسبت به رحم و آنچه که جذب می کند اضطرابی ندارد. حرکت هایش همه چه است؟ برای کجاست؟ برای یک تولد است تولد سالم است. اضطرابها وجوش و خروش هایش برای این است. حالا شما نگاه بکنید یک دانه انگشتر از شما گم بشود، از یک آقایی یک انگشتر مثلا 2000 تومانی، 5000 تومانی، 10000 تومانی گم شود، از یک خانمی یک انگشتر طلا گم بشود. یک لیوان، یک پارچ کریستال، یک پرده، یک مبل، یک چیزی بسوزد، مثلاً از بین برود این را بگذارید بغل اینکه ما نماز صبحمان قضا بشود، گاهی وقتها مجموعهی غصه هایی که یک نفر برای یک دانه لیوان کریستال میخورد. از مجموعهی غصه هایی که برای نماز صبح قضا شدنش میخورد بیشتر است. برای یک انگشترش گم شود بیشتر است. این نشان می دهد که انسان چقدر ضعف معرفت دارد. این نشان می دهد. حرص و جوش ها، داد و فریاد کردن سر دیگران، تحقیر کردن همسر و فرزند به خاطر دنیا، آنچه که مربوط به ابدیت و آخرت نیست این مال بیمعرفتی است. خب یک آیه را عزیزمان گفتند یک آیه دیگه به من بگویید ببینم. کی می گوید یک آیه دیگر؟ بلند. نزدیک شدی به آن. می دانی چیست اما نمی دانی.

آفرین درست است. سوره توبه آیه 24 « قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ» بگو اگر باباهایتان و بچه هایتان و برادرانتان و همسرانتان و «وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ» فک و فامیلتان و «وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ» بگو اگر پدرانتان و بچه هایتان و همسرانتان و فرزندانتان خانواده تان «وَعَشِيرَتُكُمْ» فک و فامیلتان، خاندانتان، برادران شما، همه ی اینها خلاصه هر کسی که دارید مادرت، پدرت، همسرت، هرکس اینها مصادیق است عرض کردم، و اموال شما (خوب دقت کنید)، اموال شما و کسب و کار و تجارتتان و خانه هایتان محبوبتر است در نزد شما پس خدا و رسولش و جهاد در راه خدا، منتظر امر و دستور الهی یا عذاب خداوند باشید که خداوند فاسقین را هدایت نمی کند. معرفت چکار می کند عزیزان؟ ما را از فسق خارج می کند. کمی هم باشد بس است. علی می فرماید اگر تو اینطوری نیستی حضرت یعنی می گوید کمی هم معرفت نداری حتی. این معرفت کم را هم نداری. این خیلی بد است. «يَسيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِى‌الدُّنْيا» کمی از معرفت موجب بی رقبتی در دنیاست بی رغبتی یعنی چه؟ یعنی دل آرامش دارد دل اضطراب ندارد دل وابستگی ندارد اسیر نیست به هیچ چیز غیر از خدا به هیچ چیز غیر از آخرت و ابدیت به هیچ چیز غیر از محمد و آل محمد.

سعدیا اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد.

خب این کلاس قرار نیست به شماها اطلاعات بدهد. ما غیر از اطلاعات می خواهیم انشاءالله یک ذره قدم برداریم، یک ذره بشویم. خب از شروع درس إنشاءالله این تمرین را به شما می دهم تمرین بکنید تا إنشاءالله ببینیم آخر جلسه ما بالاخره به معرفت می رسیم یا نمی رسیم؟ از امروز از امروز این تمرین را بکنید بگو من حیفم به خاطر دنیا عصبی و بد اخلاق بشوم، این یک کلمه را بگو. هر وقت این کار را کردی احساس کسی را داشته باشی که خود فروشی کرده احساس کسی را داشته باش که شدیدترین و کثیفترین فحشاها و ننگ ها را تن داده. نکنید این کار را. خیلی قیمتتان می آید پایین. برای هر چیزی فکر می کنی یا غصه می خوری قیمتت معادل آنست این یادت نرود. برای هر چیزی که فکر میکنی یا غصه میخوری قیمتت آنقدر می شود. این تمرین یادتان نرود انشاءالله این کار را بکنید. در خانه در منزل در نمیدانم هر جا هستید محیط کار، کلاس، درس، جا، اجتماع هستید، هرجا هستید این تمرین را بکنید: بگو من برای چیزی که مقولهی دنیاییست عصبی نمیشوم، بد اخلاقی هم نمی کنم. همین. این را فراموش نکنید برای چیزی به نام دنیا در حق کسی ظلم نمی کنم. کسی را له نمی کنم، کسی را تحقیر نمی کنم، این را تمرین بکنید. هر وقت آمد سراغتان یک حملهای اینطوری که خواست غصه دارتان بکند اول سریع ارزیابیش کنید در قلبتان. بگو این مسئله، مسئله ی آخرتی است یا دنیایی. اگر یکجا قلبت دارد فشار می آورد، دارد غصه دارت می کند، دارد عصبیت می کند، میخواهی پرخاشگری بکنی، می خواهی دعوا بکنی، حرفهای ناروا بزنی، میخواهی اخمت را در هم بکنی، اگر می خواهی این کار را کنی، دیدی رنگ دنیا را دارد، بگو من حیفم، من اینقدر خودم را ضعیف نمی فروشم کم نمی فروشم این کار را نمیکنم این تمرین را شروع بکنیم ان شاء الله.خب پس شعار جلسه ما چه شد؟ «أفضَلُ الأعمالِ العِلمُ بِاللّه » یکبار دیگر همه بلند بگویند.

بیشترین سرمایه گذاری را ما باید در معرفت بکنیم تا روی میزان عمل. روی چه؟ روی معرفت. معرفت هم بدست نمی آید مگر با عمل یعنی شما بعد از اطلاعات گفتیم فاصله ی بین علم تا معرفت را باید با چه طی کنید؟ با عمل. عمل به دستورات الهی هرچه می فرماید با پدر و مادر چطوری رفتار کنی، نماز را چطوری بخوان، نماز اول وقت، نمیدانم روزه، حج، خمس، ذکات، جهاد، امر معروف نهی از منکر، لباس اینطوری بپوش، غذا اینطوری بخور، اینقدر بخور، چه بخور، چه نخور، چه گوش بکن، چه گوش نکن، همین ها را رعایت بکنیم عمل بکنیم یواش یواش، این عملها مجموعا مارا از علم به معرفت می رساند از علم به چه می رساند؟ به معرفت می رساند؛ یعنی دیگر توانایمان می کند اگر کسی با خدا عصبانی است، با داشتن پیامبر و آل غصه دار و احساس حقارت و ذلت می کند، این یعنی معرفت ندارد. اطلاعاتش خوبست ها ممکن است 100 جلسه بیاید سر این کلاس ها یا کلاسهای 100برابر از این قویتر. ولی فایده ندارد چرا؟ چون فاصله ی اطلاعات تا معرفت را با عمل طی نمی کند. این فاصله باید طی شود. این فاصله باید طی شود. طی آن هم چطوری است؟ طی آن هم اینطوری است که شما از همین امروز که رفتی خانه از همین الان که رفتی خانه در امتحان هستی از همینجا از همین جا که در کلاس نشستی در امتحان هستی یک خواهری می آید دارد رد می شود پایت را لگد می کند، فشار می دهد تلفن همراهت می شکند، می روی حرم ان شاءالله کفشهایت را می دزدند، نمی دانم کیفت را می زنند، ببین اضطراب برت می دارد یا نه؟ خب تسبیحت گم می شود. درست شد. ببین حالت چطور است. خب، ببین حالت چطور می شود. از این کوچولو ها می گویم. حالا چیزهای بزرگ نمی گویم انشاءالله خدا نصیبتان نکند. همین کوچکها یواش یواش تمرین بکنید ببینید که چطوری است. حالتان توجه کردین اگر رفتی اومدی دیدی کفشهایت را هم بردن پول هم نداری. ولی شاد شدی؟ معلوم است معرفت داری معلوم است آدم خوبی هستی آرام شدی این خیلی خوب است نه اینکه حرص و جوش بخوری: من دیگه حرم نمی آیم چون کفشم را دزدیدند.یعنی انسان رفاقت با حضرت عبدالعظیم را با یک جفت کفش چکار میکند؟ عوض می کند. من واقعاً سراغ دارم ها آدمهایی که حرم نمی آیند یا مسجد نمی روند چون دفعه ی قبل که آمدند مسجد کفش 15 هزار تومانی اش را دزدیدند. حرم نمی آیند چون وقتی که مثلا از حضرت عبدالعظیم زن می خواستند به آنها زن نداده. بعد شفا می خواستند شفا نداده بعد قهر می کنند؛ یعنی نمی فهمد که دارد دنیا را با چه عوض می کند؟ دنیا را با ابدیت دارد عوض می کند. این خیلی بد است. رفاقتها و دوستیهای ابدی هم همینطور است، رفاقتها و دوستیهای ابدی هم که خیلی قیمتی است، دوستی های فطری هم که خیلی قیمتی است همینطور است که با هیچکدام از عوامل دنیایی کم و زیاد نمیشود. در روایت داریم اگر یک نفر به شهرت رسید یا به ثروت رسید یک سوم دوستی اش را هم با شما حفظ کرد آدم خوبی است. این دنیا این کار را با آدم می کند که انسان تا یک مقدار به شهرت می رسد تا یک مقدار به ثروت می رسد روی رفاتهایش هم با دیگران فرق می گذارد. می گوید نه دیگر اینها در شأن ما نیستند، ما از اینها دختر نمی گیریم، به اینها دختر نمی دهیم، عروس من باید مثلا شأنش این باشد، داماد ما باید شأنش این باشد، باید اینقدر نمی دانم ثروت داشته باشد، اینقدر پول داشته باشد، ما دیگر با اینها وصلت نمی کنیم چون اینها پایین شهری هستند، ما کجا رفتیم؟ رفتیم بالای شهر حالا خودش 30 سال پایین شهر بوده اگر یک کسی بهش اینطوری نگاه می کرد ناراحت می شد. ولی حالا که رفته بالا شهر می گوید که ما دیگر این جوری هستیم.

خب سوال زیاد آمده بحث را زیاد ادامه ندهم تا به سؤال ها هم برسیم.پس ما هنوز معرفت الله را شروع نکردیم. هنوز بحث را شروع نکردیم میخواهیم بگوییم که این موضوعی که قرار است رویش کار بکنیم بنام "الله" به گونه ای است که اگر واقعا کسی برایش شناخت پیدا بکند در او شناخت پیدا بکند این آثار را دارد. الله اینقدر شناختش مهم است که وقتی آمد آثارش هم با خودش می آورد به این زیبایی و قشنگی. هم یک دنیای شاد و آرام برایت می آورد بی دغدغه، هم یک آخرت بالنده و هم یک ابدیت شاد شاد برای انسان می آورد.خب سوالها را جواب بدهیم.

سوالها را که جواب دادیم.

  • از چه راههای می توان به معرفت خدا و خودشناسی رسید؟ ما سه تا اطلاعات باید کسب بکنیم و براساس این سه تا اطلاعات عمل بکنیم یعنی علم،عمل، معرفت. این سه تا اطلاعات عبارت است از رساله داشتن رساله، رساله احکام مرجع تقلید داشته باشیم. بدون مرجع تقلید هیچ حرکت درستی نمی توانی بکنی. مرجع تقلید داشته باشی، احکام را براساس فتوای یک متخصص دینشناس انجام بدهی، حق نداری خودت دینداری الکی بکنی، بدون مرجع و رساله نمی توانی. یک مجتهدی که از طرف حوزه ی علمیه شناخته شده است. به مردم معرفی می شود ، تأیید شده است تخصصش خیلی ها هستند الان من دیدم رساله هم دادند رساله دادند بیرون اما واقعا مجتهد نیستند، رساله دادند. بیرون می گوید آی مردم بیایین از من تقلید کنید ولی واقعا مجتهد نیست سواد هم ندارد حوزه هم تاییدش نمی کند این به درد نمی خورد. بعضی ها من دیدم رساله اینطوری دادند بیرون. این نه. تایید بشود مثل نظام پزشکی اگر کسی شما خواستی بروی چشمت را به او بسپاری که چشمت را عمل کند حتماً باید سازمان پزشکی کشور تخصص او را چکار کند؟ تأیید کند والا اگر ادعا کرد من پزشکم که شما نمی توانی چشمت را، قلبت را، قلبت را،مغزت را به او بسپاری که. حماقت است این کار بنابر این اگر شما نمی توانی خودت را به یک مجتهد یک کسی که ادعای اجتهاد دارد بسپاری مگر اینکه مرکز تخصص و اجتهاد کشور یعنی حوزهی علمیه چکار بکند او را چکار کند؟ تأئید بکند. یکی از این مراجعی که تأئید شده را انسان انتخاب بکند، رساله را داشته باشد، علم اخلاق این دومین علم اخلاقیات را خوب یاد بگیرد و اصول دین از همه مهمتر اصول دین است، اصول دینش را، شبهاتش را، برطرف بکند. وقتی اینها را خوب انجام داد و عمل کرد یواش یواش به معرفت به خدا هم می رسد. حالا ما هم انشاءالله راههای قوی و خوبی را در همین مباحث داریم ولی شرطش این است که شما این کارها را هم انجام بدید انشاءالله.
  • سوالهایی که به جلسه ربطی ندارد نپرسید اینجا. قبلاً چند بار عرض کردم. بخصوص در این کلاس. در این کلاس گناه دارد اصلا شما سؤال بی ربط بکنید. ما در زیارت عاشورا بحث مرتبط زیاد می کنیم. مباحثی که مختلف هستند مباحث اجتماعی، سیاسی، عقیدتی همه چیز است. در این کلاس به هیچ وجه کسی که وارد این کلاس میشود تا آخر کلاس نباید به غیر از خدا به چیز دیگری فکر بکند. سوال هم فقط در همین رابطه باشد.
  • راجع به نماز و نماز اول وقت و اینها در درسهای قبل توضیح دادیم. به کتابهایی هم در این زمینه نوشته شده مراجعه بکنید.
  • سؤال فرمودند انسان از کجا متوجه میشود در چه مرتبهای از معرفت قرار دارد؟ آثار معرفت را که داریم دانه دانه میگوییم. دیگر اگر این آثار در شما ظهور کرده معلوم است دارید.
  • کلاس اول که من میگویم مهمتر است برای اینکه این کلاس را ما تازه شروع کردیم و موضوعش از بالاترین اهمیت برخوردار است. موضوع ما دیگر موضوع مهمتر از الله که موضوع نداریم که و این کلاس را ما تازه شروع کردیم البته تازه هنوز شروع نشده کلاس. فعلاً تا یک چند جلسهای شاید تا یک سالی ما مقدمات را هم بگوییم خدمتتان یا چند ماهی لااقل ما مقدمات را بگوییم آماده بشویم تا إنشاءالله بعد یواش یواش وارد جوشن کبیر و اسماءالله در قرآن بشویم.
  • کسی 3 سال گناه کبیره انجام میدهد اما بعد از 3 سال توبه کرده آیا؟نه اگر 30 سال هم گناه بکند اماً واقعا توبه کند. توبه دقت کنید این نیست که بگوید استغفرالله پشیمان شدم این اولین مرحله اش است توبه یعنی مسیری را که اشتباه رفتی باید برگردی. این توبه می شود. نه اینکه بگویی استغفرالله. ببینید اولین شرط است وقتی ما مسیری را اشتباه داریم میرویم دقت کنید مقصد ما این است ما از اینجا فاصله گرفتیم رفتیم اینطرف توبه اولین مرحله اش این است بفهمی اشتباه رفتی و توقف کنی. دیگر مسیر را ادامه ندهی. یعنی عمل شر و بد و زشت را انجام ندهی. اما این فقط اول کار است یک مرحله از 7 مرحله برگشت است. ببینید شما باید این مسیری را که رفتی دقت کن توبه یعنی الان رسیدم اینجا می گویم نه دیگر غلط بود این مسیر نه من دیگر این کار خلاف را انجام نمیدهم. این اشتباه را انجام نمی دهم این شروعش است. اما تو هنوز چقدر فاصله داری؟ خیلی فاصله داری باید برگردی این مسیر را به خط برسانی و بعد چنان سرعت بگیری که تلافی این چند وقتی را که اشتباه رفتی را چکار کنی، بکنی. این توبه می شود. بنابر این بله اینکه توبه قبول شده ؟یعنی اگر یک کسی گفت آقا من دیگر می خواهم مثلاً از این به بعد این کار خلاف را نکنم.درست است می پذیرد خدا؟ بله همین که تصمیم گرفتی و پشیمان شدی، اینکه در روایت داریم «التوبة ندم» توبه پشیمانی است. همین است. یعنی اول پشیمان بشی. خب پشیمانی باعث میشود که تو دیگر حرکت را ادامه. حرکت غلط را ادامه ندهی خب صبر میکنی. این خوب است ولی حالا میخواهی صبر کنی فقط؟ جبران میخواهد. حتماً جبران میخواهد اگر حق الله است نماز است، روزه است، این جبرانش جداست عبادت است، حج بوده چیزی بوده جبرانش کنی. واجبات الهی اگر گناه بوده باید به اندازه لذتهایی که در حرام بردی ریاضت بدهی به نفست. نفس را تنبیه کنی به اندازه آنها. اگر حق الناس بوده حق الناس 4 جور است. 2 جور ما داشتیم دیگر مادی و معنوی، فردی و اجتماعی که اینها را توضیح دادیم که چطوری تک تک اینها را چطوری جبران کنی در درسهای قبلی بوده. پس باید حق الناس را جبران کنی این مسیر برگشت می شود بعد باید مسیر را طی کنی یعنی مسیر را سرعت بگیری و بروی جلوتر.
  • نه انسان اگر برای ازدواج توفیقی حاصل نکرد غصه نباید بخورد برای این. چون ازدواج یک کمکی خوبست یک شرط لازم و واجب نیست.
  • در این راه چگونه به سستی ها و تنبلی ها غلبه کنیم؟ باز هم با خود معرفت. هرچقدر معرفت حقیقی تر باشد غیر از معرفت یک راه دیگر هم گفتم چه بود؟ عمل و تلقین. عمل و تلقین یعنی اینکه به زور نفسمان را وادار بکنیم که کار را انجام بدهد مثل به زور مشق نوشتن است به زور ریاضی نوشتن است. به زور تمرین کردن است این به زورها به درد ما می رسد. هیچکدام از شماها که اینجا نشستید هیچ کدامتان وجود ندارد کسی نیست در بین شماها که بدون زور و عمل و تلقین به جایی رسیده باشد. شما الان سواد کلاس اول و دوم وسوم تا الانتان به چه وسیله ای بوده؟ زور. پدر مادر زوری رفتن اسممان را نوشتن معلم زوری به ما مشق گفته، زوری گفتن تمرین کنید، زوری با نمره انضباط با شلاق ما را که حالا شلاق و فلک و کتک هم زمان ما بود. بالاخره به زور ما را وادار کردند درس خواندیم. الان می بینیم چقدر زورهای مبارکی بود. اگر دست خودمان بود می گفتند که شما مشق هر کس خواست بنویسد هر کس خواست ننویسد کی می نوشت؟ هیچ کس. هیچکس نمی نوشت. تنبلی اینطوری است دیگر تنبلی آدمشناس نیست؛ یعنی خوب و بد تنبلی میکنند اگر بتوانند از زیرش در بروند در میروند. الان خدا جبرئیل بیاید همین الان اینجا بگوید آی مردم از این به بعد نماز واجب نیست اگر خدا را دوست داشتید و خوشتان آمد بخوانید چند نفر میخواندند؟ گفت روزه دیگر واجب نیست چند نفر روزه میگیرد؟ به ندرت کما اینکه الان نماز شب که مستحب است ثوابش هم هزار برابر تاثیرش آن همه زیاد است. کسی نمی خواند. نماز مستحبی ها نماز فقیله نماز وتیره کارهای مستحبی آنقدر زیاد است ولی ما تن نمی دهیم به آن. چرا؟ چون آزادیم هرکه به هرجا می رسد با چه می رسد؟ ولی خدا کند انشاءالله انسان بعداز اینکه یک مدت خودش را وادار کرد معرفت ببرد او را جلو، عشق ببرد او را جلو. عشق قشنگ تر است. معرفت قشنگ تر است انسان را معرفت وادار کند به دوستی حقیقی به وقت گذاشتن با خلوت به معشوق با معشوق. این خیلی قشنگ است. یک مدت اول شما زور می زنید خودتان را وادار می کنید در شب احیا گفتم. در شب احیا گفتم در آغاز ذکر آرد انس با یار. دقت کنید فرمول را داشته باشید: در آغاز ذکر آرد انس با یار/ در آخر ذکر از انس است و دیدار. دقت کنید یعنی شما اول خودتان را به ذکر گفتن وادار می کنید هی تمرکز می گیرید، هی تلقین می کنید، هی ذکر می گویید، تا این قلب را به کار می اندازید. ولی بعد که قلب به کار افتاد دیگر قلب تو را می برد. مثل یک ماشینی است که اول تو حولش مید هی ولی وقتی راه افتاد خودش می بردت. پس ما اوایل کار چند سال اول، چند سال اول را باید یک مقدار به خودمان غلبه کنیم، زور بگوییم، تلقین بکنیم، بعد از یک مدت یک چند سالی که گذشت، دیگر احتیاج به زور و تلقین هم نیست. خدا رحمت کند آمیرزا را می فرمود که من خیلی سال است دست از سر خدا برداشتم خدا دست از سر من برنمیدارد. او هی مرا می برد این طرف و آن طرف.
  • نه معرفت بی نهایت است؛ چون موضوع معرفت شما، معروف شما، بی نهایت است. معروفتان که بی نهایت است معروفتان هم چه می شود؟ بینهایت می شود. برای همین هم قرآن به رسول الله می فرماید: «قُل رَبِّ زِدنِی عِلمَاً»
  • بله این پرداختهایی که شما به موسسه می کنید به عنوان مبرات یا هدیه یا بیمهی امام زمان همان یک جور است. همان حساب می شود.
  • طرح 313 نفر هم گفتند توضیح بدهم. طرح 313 نفر عزیزانی که ثبت نام نکردند حتما ثبت نام کنند. بعضی از عزیزان از طرح 313 نفر اول هستند ولی هنوز مبالغشان را تکمیل نکردند مسئول محترم طرح گفت اگر زودتر نکنند ما مجبوریم جایگزین بکنیم. یعنی از گروه دوم بیاوریم گروه اول گروه، اولی هایی که تکمیل نکردند ببریم گروه دوم. گروه دوم هم ثبت نامش شروع شده. آنهایی که میتوانند حتماً ثبت نام کنند حالا من توضیحاتی هم دارم کلاس دوم راجع به آن توضیح می دهم.
  • فرمودند: اگر ما دوست داشته باشیم به معرفت برسیم ولی بلد نباشیم چکار باید بکنیم. اگر کسی دوست داشته یاشد مثل دوست داشتن خیاطی و گلدوزی و رانندگی است. اگر کسی دوست داشت خودش را به آنجا می رساند. حتماً می رود سرمایه گذاری میکند، وقت می گذارد خودش را فارغ می کند تا یاد بگیرد. نمیشود یک کسی بگوید من دوست دارم ولی نمیتوانم غلط است این.
  • بله. کتابهایی که بعنوان رساله بصورت غیر مجاز چاپ می شود غیر مجاز است. من حتی دیدم کتابهایی در خارج چاپ می شود با بهترین چاپ فارسی وارد ایران می شود.
  • نه استفاده از اذکار برای خواصشان منافاتی با معرفت خدا ندارد؛ چون ما آن ذکرها را یعنی اسم خدا را بکار میبریم تا به آن اسم الله در واقع ازآن اسم الله کمک بگیریم. انبیا هم این کار را می کردند یعنی اگر یک پیغمبری یا یک امامی گرفتاری مالی داشت نمیآید. بگوید «یا غفار» «یا غفور» می گوید چه؟ میگوید «یاجواد». اسم باید تناسب با مشکل شما داشته باشد. برای همین هم الان که ما میخواهیم انشاءالله بعد از یک مدتی جوشن کبیر را بخوانیم میخواهیم بگوییم که رمز دارد که ما باید در هر قسمتی به کدام اسم پناه ببریم و هر اسم چه خواص و آثاری دارد.
  • چند تا سوال خوب کردند: اگر ناراحتی و غصه خوردن ما برای لطمه به آبرو و شخصیت باشد چه؟ ببینید کسی که انتساب به خدا دارد در هیچ شرایطی آبرو و شخصیتش نمی رود. ممکن است یک معصیت و گناه و خطایی بکند و به خاطر او زیر سوال برود اما تا وقتی که انتساب به خدا دارد همه چیز قابل جبران است. این یادتان باشد. بعدش هم آبرو و شخصیت دو قسمت است بعضی آبروها وشخصیتها آبروی شخصیت وهمی است که از نظر مردم آبرو و شخصیت است ولی از نظر خدا آبرو و شخصیت محسوب نمیشود. گاهی وقتها آبرو و شخصیت حقیقی است. ما باید بین اینها فرق بگذاریم. آیا حسی است، خیالی است، وهمی است این آبرو؟ کدام آبرو است. خیلی وقتها چیزهایی که ما از آن به عنوان آبرو یاد میکنیم، آبروی وهمی است. مثلا کسی برای جهیزیه دخترش پول نداره دختری آمده اند برای خواستگاریش بابایش پول ندارد برای جهیزیه. میگوید آبرویم دیگه رفته آبرویم رفته این آبروی حقیقی نیست چون آبرو به این چیزها، داشتن یا نداشتن نیست. خیلی از بزرگان اولیای الهی بودند موقع ازدواج هیچ نداشتند. اگر هم چیزی رفتند گرفتند با قرض رفتند گرفتند. هیچ چیز نداشتند. این بی آبرویی نیست. اگر کسی این حس را می کند این دچار توهم است یک همچین حسی می کند. یک کسی جهیزیه اش کم است، یک دختری که احساس کم آبرویی می کند چون جهیزیه اش کم است، این دچار توهم است. یک کسی به زنش نگاه بد می کند چون جهیزیه اش کم است، به عروسش، یک آقایی یا خانمی به عروسش، یک مردی به زنش، با این نگاه که مثلاً تو جهیزیه ات خیلی کم بود یا جنسش مثلاً خیلی خوب نبود. این شخص شخصی است که خیالزده است دچار توهم است چرا چون این چیزها را چه می داند؟ آبرو میداند. اینها اسمش آبرو نیست. زشتی بی آبرویی نیست، مجردی بی آبرویی نیست، ازدواج نکردن، نمیدانم پول نداشتن، خانه نداشتن، ماشین نداشتن. اینها بی آبرویی نیست. اینها را اسمش را نمی شود گذاشت بی آبرویی اینها چیزهای وهمی است مسائل وهمی و خیالی است.که بحثش خیلی مفصل است اینرا در درسهای قبل من توضیحات زیادی درموردش دادم.
  • حالا نوشتن که تا حالا خیلی چیزهایی را گم کرده یا از دست داده ولی خوشحال است. آیا از روی معرفت است؟ بله. این هم یک نوع معرفت است، یک نوع توانایی است، یک نوع دارایی است که شخص می تواند غصه نخورد و خوشحال بشود. یک نوع زهد است، یک نوع دل نبستن به دنیاست که قشنگ است. لازم نیست که فکر کنید که معرفت یعنی اینکه بروید دوره و کلاس خاصی ببیند. خیلی ها هستند داریم کسانی که بی سوادند اما با معرفت هستند و کسانی داریم جزء اساتید هستند اما معرفت ندارند.
  • اگر به کسی بدی کرده باشیم و توبه کنیم ولی آن شخص ما را نبخشد چه باید کنیم؟ ببینید برای بخشش از دیگران طلب حلالیت از دیگران، خیلی وقتها است ما نباید خودمان مستقیماً اقدام بکنیم چون آتش کینه و ناراحتی را شعله ور میکند. ما باید یک واسطه بفرستیم آن هم ناشناس. مثلاً بگوییم آقا بروید به فلانی بگویید که یک نفر غیبت شما را کرده حلال بکنید. یک نفر مثلا این پول را از شما قبلا گرفته نداده بیایید این پول مثلاً مال شما. شاید مثلاً شما خودت بروید بگویید بدتر بشود. خودتان هیچ وقت مستقیم... غیبتت را کردم من را حلال کن نگو به او. اگر میدانی آدم بزرگوار و کریمی است خودت بگویی عیبی ندارد ولی بعضی ها ظرفیت ندارند. شما اگر بگویی ممکن است عصبی بشوند، ناراحت بشوند بیظرفیت هستند واسطه بفرستید. اگر قبول نکرد استغفار خیلی موثر است در این زمینه و بخصوص دعای روز دوشنبه دعاهایی که عرض کردم همه بخوانند هر روز دعاهای روز و زیارت روز را بدون استثنا عزیزان بخوانند برای همین خوبست یکی از آن دعاها، دعای روز دوشنبه است که مخصوص حلالیت خواستن است. بسیار هم موثر است.
  • سوال قشنگی کردند اگر نسبت به اتفاقات و مشکلات دنیایی بی تفاوت باشیم آنوقت ما را به عنوان تارک دنیا می نامند؟ نه. مومن در کار دنیایی اش بی دقت و بی نظم و بی حوصله و کسل نیست اما اگر اتفاقی افتاد غصه هم نمی خورد. اتفاقا برعکس فرمودند: کسی که در کار دنیایی کسل است در کار آخرتی کسل تر است. «من کسل ان امر دنیا فهو» اصلا درس خوب نمی خواند دانشگاه می خواهد برود تنبلی می کند کنکور خوب نمی خواند این آدم آدمی نیست که بگوییم زاهد است، این آدم بی عرضه ای است، آدم تنبلی است. بعضی ها به اسم معنویت و آخرت کار دنیاییشان را زمین میگذارند شوهرداری را خوب انجام نمیدهد. غلط است این، این خیلی غلط است مثلاً می گوید من ...با شوهرش درگیر شده آمده اند مشاوره می گوید من می خواهم بروم جمکران این نمی گذارد. خب این جمکران حرام است. وقتی شوهرت راضی نیست حرام است. یا مثلاً آقایی خانمش را خیلی وقت کم کم می بیند خب حالا شب جمعه ای هم 2 ساعت می آید خانه می گوید می خواهم بروم دعای کمیل. غلط است می خواهم بروم صبح جمعه می خواهم بروم دعای ندبه. غلط است. حضرت می فرماید: یک ساعت در خانه پیش زن و بچه تان بنشینید از چقدر عبادت در مسجد من بالاتراست. مستحبات جا دارد، حرم رفتن جا دارد، اگر شوهرت راضی نیست جمکران حرام است. زیارت حرام است. خب راضی نیست شما نباید بروی. اگر نشستی در خانه خداوند چندین برابر به شما ثواب می دهد مگر شما ثوابش را نمی خواهید، اثرش را مگر نمی خواهید. معنویاتش را میخواهید خدا به تو می دهد دیگر. دیگر دعوا ندارد وظایف شوهر داری، زن داری را خوب انجام ندهد، درس خوب نخواند، کار خوب نکند، تا دلت بخواهد حاضر است برود هیات سینه زنی کند، حرم برود، دعای کمیل برود ندبه برود، خیلی ها... ولی بخواهد دنبال شغل برود برای زن و بچه اش یک لقمه خوب حلال بدست بیاورد، توسعه بدهد در زندگی تنبلی می کند، این را خدا به عنوان یک آدم معنوی.قبول ندارد.
  • نه. اگر کسی ظلم کرده به انسان، انسان برای دفع ظلمش اقدام بکند اگر بتواند اقدام بکند این حب دنیا محسوب نمی شود. چون یک مبارزه الهی برای دفع ظلم است. ولی یک موقع است این کار باعث فتنه ها و درگیریهای خیلی زیادی ممکن است بشود. خب آنجا انسان باید حرص و جوش نخورد؛ چون خداوند هست خداوند بهترین کسی است که می تواند حق ما را بگیرد از دیگران. بنابراین اگر کسی حقتان را خورد و نتوانستید حقتان را بگیرید هدر رفته نیست حتما یک روزی صد در صد این کار را می کند خداوند تبارک و تعالی.
  • هرچقدر معرفت شما بیشتر بشود تلقین شما بیشتر بشود، استحکامتان و قدرتتان در عمل بیشتر میشود کمتر می بُرید و برمی گردید.
  • این بد است که انسان از یک مرده کینه به دل داشته باشد و حلالش نکند. اگر که ظلمی کرده باشد آن

شخصی که مرده و الان اینکه زنده است حلالش نمی کند، شما میتوانید از طرف این شخص رد مظالم بپردازید و

  • کارهایی میشود کرد برای این کار، اگر هم نکرد و گفت خود خدا حالی اش می کند بعداً.
  • نه اگر که کسی به خاطر عمل بد اخلاقی و عمل گناهی که انجام می دهد ما در او ترش رویی بکنیم تا دست از کارش بردارد، اشکالی ندارد. وظیفه است.
  • در مقابل توهم ها باید چکار کرد؟ باید انسان مسیر توهم وخیال را از حقیقت خوب بشناسد. از توهمات و خیالیات از مخیلات و موهومات متنفر بشود. به آنها علاقه نداشته باشد. ««قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ/ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» این معنای «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ» است؛ یعنی شما باید چیزی را که خدا به آن کافر است کفر به آن بورزید ائمه به آن کافر هستند، کفر بورزید. چیزی که عقل قبول ندارد اگر بپذیریش دیگر نمی توانی سوره ی «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ» را بخوانی، «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ» خیلی مهم است. یعنی من آن چیزهایی را که شماها قبول دارید به اهل دنیا میگوییم به خیال زده ها و وهم زده ها می گوییم: «يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ» ما ممکن است خیلی حزب الهی داشته باشیم کافر باشند. کافرباشند یعنی چه ؟ یعنی زیر احکام شرع را خیلی هایش را قبول نداشته باشند ما خطاب به آن حزب الهی ها میگوییم که قل یا ایها الکافرون به کفار هم میگوییم ««قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ/ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» آنکه شما قبول دارید من قبول ندارم حزب الهی که می آید مثلا می آید فرض بفرمایید جهیزیه را مبنا قرار میدهد در واقع کفر ورزیده دیگر، کفرعملی دارد در این قضیه.می آید می گوید مهریه باید اینقدر باشد، می گوییم آقا مهریه سنگین کینه می آورد می گوید نه من قبول ندارم این کفر است دیگر. باید به او بگویی چه؟ باید در عمل به او بگویی «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ/ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» این فرهنگ تورا من قبول ندارم که حالا بحثش مفصل است.
  • سوال کردند عزیزمان، که من شخصی را می شناسم بعد از 10 سال که از معرفت و زحمت کشیدند در این راه حالا به خاطر دنیا ناراحت است و همش غرغر می کند این کسب معرفت نبوده کسب علم بوده. علم هم به درد نمی خورد وقتی که تبدیل به معرفت نشود.
  • در رابطه با پدر و مادر 2 تا سی دی خیلی کمکتان می کند: سی دی والدین و سی دی مهرورزی.
  • نه این بی معرفتی نیست که انسان برای برآورده شدن حاجات دنیایی اش دعا بکند. خیلی هم خوبست دعا کردن، ثواب هم دارد. اگر به نتیجه هم نرسد باز ثوابهای زیادی دارد. اما اگر دعا کرد و به نتیجه نرسید نباید از خدا دلگیر باشد و ناراحت باشد و غصه دار باشد این بد است.
  • ما کاری نداشته باشیم دیگران سرزنش می کنند، نمی کنند، آن هم خوب نیست انسان به آنها اهمیت بدهد.
  • آن عزیزی که میگوید من میخواهم شروع بکنم چکار باید بکنم باید بیاید برنامه بگیرد.

«والحمدُ لِله رَبِّ العالمین وَ صَلّی الله عَلَی مُحَمّدٍ وَ آل مُحَمّد»