جلسه 177 - معرفت نفس
شماره جلسه
177
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 177 - معرفت نفس

ما امروز برنامه ای نداشتیم ،کلامی داشته باشیم بعضی از دوستان گفتند دعای عرفه بخوانیم ،دعای عرفه دعای دعای بی نظیری است درروز عرفه از قوی ترین و غنی ترین متون عرفانی ماست من امروز نمی خواهم حرف خاصی برای شما بزنم خیلی دوست دارم سالهاست یک کار ویژه ای در بارۀ دعا عبادت و ذکر انجام بدهم ،این را به شما عرض کنم بدانید وهمه نگه دارید این تذکر را به آن احتیاج داریم شدید بعد از سالها که کار ما در معارف میگذرد این را بدانید که ما احتیاج به یک کار حساب شده و دقیق و علمی روی مسئله عبادت ودعا داریم به نظر من جایگاه این مسئله خوب روشن نشده و این توان را دارد بخاطر اینکه انسان ذاتش فقرهست وخداوند غنی مطلق است ذات فقرکشش به سمت غنا دارد وبا وجود اینکه این مسئله خوب تبیین نشده وجهات مختلفش بیان نشده ولی میبینید ما چقدر کشش داریم در امروز میلیونها نفرانسان و بخصوص جوان در گوشه وکنار شهر ما وشهرهای دیگر کشورمان ساعتها وقتشان را صرف مناجات با خداوند تبارک وتعالی صرف توسل به اهل بیت (ع)کردهاند وبعد هم همینطور خواهد بود ولی ما احتیاج داریم که یک کار بسیار جدی بکنیم روی این قضیه ،ادعیه زبان سخن یک انسان کامل است با خداوند تبارک وتعالی واوج فکر بشر هست کسی که جانشین خداست بر روی زمین می خواهد با خداوند تبارک وتعالی سخن بگوید ادعیه از همه جهت سازندگی دارد تمام خیلی از ابهامات را برطرف می کند بسیاری از ناخالصیها را می شوید واز بین میبرد بسیاری از موانع را از بین خواهد برد ما قوی تر از متن ادعیه نداریم در متون خودمان ،جز قرآنکریم که یک خورشید درخشانی هست که کلام خود خداوند تبارک و تعالی است تنظیم و انشاءاش با خود خداوند تبارک وتعالی است اما به ادعیه گفتند قرآن صاعد به آن توجه داشته باشیم خیلی ما احتیاج داریم که روی این متون کار کنیم متأسفانه کار جدی هم صورت نگرفته وما هم خودمان که منقد هستیم همین ایراد به خودمان وارد هست وهمینطور مانده این مسئله بعضی از بزرگان زحمت کشیدند وقت گذاشتند و بعضی از آنها کارهایی کردند کارهای کم نظیری هم کردند انصافاًارزش دارد ولی متأسفانه این کارها فراگیر نیست باید بیاید در سطح جامعه و جوانان این مسئله کاملاً حل بشود اگر این مسئله حل شود اگر نگوییم تمام ولی بسیاری از معضلات فکری وروحی انسانها حل خواهد شد یعنی جوان از آن اول جوان من آن جوانهایی را دیدیمکه موفق ترین جوانها که بعدها درسن بالاتر هم به کارها ی بزرگی دست پیدا کردند چه زندگانی شان را خوانده ایم چه دیدیم آنها را کسانی بودند که از همان سنین نوجوانی یک ارتباط خوبی با مسئله دعا برقرار کرده اندیعنی دعا را جایگاهش را ،دعا یک بحث عمیق عرفانی و اعتقادی هست یعنی فقط صرف مسئله عبادی نیست باید دقت کنیم که دعا حرفهای اعتقادی زیاد دارد مباحث اعتقادی زیاد درش هست این را خوب از اول برای خودشان حلاجی کردند وبعنوان یک اسلحه خوب از آن استفاده کردندجلوی بسیاری از مفاسد روحی وانحرافات را هم همین خواهد گرفت بسیاری از آفتها و آسیبها را این جلویش را خواهد گرفت و یک پناهگاهعالی هست دعا ،برای اینکه انسان در موقع خطر ودر غیر مواقع خطر به آن پناه ببرد انسان که کارروی دعا می کند بعدها بیشتر متوجه خواهد شد همانطور که خیلی از آقایان وعلما هم اینرا گفته اند و بعد از ده ها سال کار علمی گفته اند غایت همین است آخرم هم قضیه به همینجا حل میشود مرحوم شهید دستغیب رحمةالله علیه بقیهشان همینطور بودند من خیلی ها یشان را سراغ دارم اینطوری بودند که آن اواخر فقط با یک صحیفه مأنوس بودند ،حالا ما اگر هیچ کارعمدهای هم نکنیم امروز حرفی نداشته باشیم که نداریم فقط همین مقدار که ما متوجه بشویم به اینکه احتیاج داریم به این مقوله دعا که کار جدی بکنیم برای خودمان حداقل برای خودمان اگر به اصطلاح نمی خواهیم یک کار جمعی بکنیم اگر فرهنگی و اجتماعی نمی خواهیم بکنیم یعنی حداقل برای خودمان نیاز داریم که یک کار جدی روی این قضیه کنیم بی پرده عرض کنم وای به حالمان اگر کار نکنیم روی این قضیه یعنی نتوانیک ارتباط درست وحسابی با این مسئله برقراربکنیم ونقش بدهیم این را در زندگی خودمان آنهایی که زیرک بودند آنهاییکه دانشمند بودند آنهایی که فرزانه بودند و زندگیشان را مطالعه کنید ببینید اینها این مسئله چقدر جایگاه در زندگیشان دارد سر مایک موقعی خدای نکرده کلاه نرود،اگر از این مسئله غفلت بکنیم احتیاج به کار جدی روی این مسئله داریم ،خوب متأسفانه مسئله ای است که آفت خور هست مسئله ای هست که زیاد مورد غفلت قرار می گیرد ازش استفاده میکنیم اما اینکه به آن برسیم و خوب مسئله را حلاجی بکنیم به آن اندیشه بکنیم نه، این خیلی مورد غفلت هست ،به هرحال این نصیحت را از من داشته باشید اگر الان گوش نکنید باز روند فکریتان طبیعی باشد باز 5سال دیگر 10سال دیگر باز به این نقطه و خلاءدر زندگی خواهیم رسید یک جاهایی هست که هیچ خلاء وخیچ مشکل را هیچ چیز نمیتواند حل بکند که ما به این مشکلات و خلاءهایی روبرو خواهیم شد در زندگیمان که هیچ چیز جزهمین مسئله نمیتواند جبران کند هیچ چیز دیگر جایش را نمیتواند بگیرد ،علم هم نمیتواند جایش را بگیرد توجه به این مسئله داشته باشیم ،و عجیب به زندگی رنگ و بومیدهد وعجیب به زندگی مزه میدهد وعجیب زندگی را شیرین خواهد کرد ومیکند اگر کسی خوب رشد بکند متوجه میشود که اصلاًزندگی بدون این خیلی بیمزه است ،خدا رحمت کند مرحوم آقا میرزا علی آقا را که فرمود ه بود که اگر ما نگذارند نماز بخوانیم پس چکار بکنیم حالا این هم یک تذکر جسته و گریخته و دست وپا شکسته وناقص بود که خدمتتان عرض کردم ودعا رامن نمیدانم یک دریای عظیمی است که من ماندهام از کجا شروع کنیم واز چی بگوئیم فقط میخواهم همین توقف امروز ما توی دعای عرفه همینطور که استاد فرمودند این وقف ارزش هست ،توقف و فکر ما شاید یک نوع روشنایی برای ما ایجاد بکند . دعا از حمد الهی شروع میشود فقرات آغاز ین دعا شمردن نعمتهای خداوند تبارک تعالی است که این نعمتها جنبههای مختلف زندگی بشر رادارد یک نعمتهای شخصی است در مورد خود حیا ت انسان است خلقت انسان هست در مورد وضعیت بدنی می خواهد که بیایند بفهمند این فقرات اولیه دعا را که حضرت دقیق قسمت به قسمت بدن و مواضع آنرا میشمارد مواضع درونی وبیرونی را و بعد در موردش صحبت میکند و اینها را بعنوان نعمت ذکر میکند و آنها را شکر میکند انسان برای اینکه این نعمت ها را خداوند تبارک وتعالی بهش داده اگر کسی متوجه نباشد فرض بفرمایند میگوید خدا که چی مسئله حضرت از اینجا بخاطر مراحل از جنین بودن خودش تا تولد خودش را ذکر میکند در دنیا آن موقع که نطفه اش تشکیل شده تا زمانیکه در رحم مادر مراحلی را گذرانده و متولد شده را ذکر میکند حالتهای بدنی اش را ذکر میکند قسمتهای بدنش را ذکر میکند و بر اینها شکر گذار هست اینها خیلی حرف دارد که چرا اینجور هست برگ درختان سبز در نظر هوشیار هرورقش دفتریاست معرفت کردگار ،نعمتها اصولا اینجوری هستند که اگر مورد غفلت قرار بگیرند شکرشان را انسان نمیتواند به جا بیاورد نعمت بعنوان یک اصل در معارف اسلامی داریم کسی که چیزی را از دست میدهد قدرتش را خوب میداند ما در مورد وضعیت بدنی یمان یک بیماریهای است شناخته شده داریم مثلاًشما از سرما خوردگی بگیر تا انواع مریضی ها و سرطانها وسردردها وپادردها وکمردردها و چشمدردها را انسان یک موقعی مبتلا میشود خدای نکردهعضوی از اعضاء بدنش را از دست میدهد بعد متوجه میشود که خداوند تبارک وتعالی چه نعمتی در اختیارش گذاشته بود و الان ندارد قبلاًبه او بهچشم یک نعمت نگاه نمیکرد ولی بعدکه از انسان گرفته شود ،شما یک وقت دندانتان درد میگیرد آرامش ندارید بعد که این چه نعکتهایی هست که خداوند داده ،چشم شما مثلاًشما خیلی راحت چشمتان را باز نگه داشته اید به من نگاه میکنید یک موقع هست از دیدن محروم هستید همه چیز جلوی شما تاریک هست الان خیلی راحت دارید میشنوید ولی یک موقع هست که اصلاًتوان شنیدن ندارید آنوقت متوجه میشوید که مسئله فقط نشنیدن نیست مسئله این است که در اثر نشنیدن بسیاری از مشکلات دیگر پیش میاید برای انسان تعادلتان را از دست میدهید وخیلی چیزها یدیگر و متوجه خواهیم شد که دنیا برای ماتنگ وتاریک میشود پلکتان را شما نگه میدارید اما اگر خداوند تبارک وتعالی اراده کند که شما قدرت نگه داشتن پلکتان را نداشته باشید یا این پلکتان دائماً بزند ببینید چقدر برای شما کشنده است من یک موقعی که خودم در جبهه موج انفجار گرفته بودم بعد که به منزل آمد م حالم خیلی خراب شد یکروزی کنترل فک خودم رانداشتم این میکشید به سمت چپ شما فکر بکنید یک نفر فک را بگیرد هیچ قدرتی هم نمیتواند نگه دارد یعنی بیایند بایک فرض بفرمائید دستگاهی چیزی اینرا ببندند نه، خداوند اراده کرد. که نماز این سر جای خودش ما فکر میکنیم این فکی که خیلی راحت صاف سالم مانده روی صورتمان متوجه نیستیم که اگر ازدست برود یعنی چه،وبا تمام قدرت کشیده میشود اینطرف ،خون میزد بیرون ومن نمیتوانستم کنترل بکنم یعنی همین مسئله ساده حالا یکی از دوستان ما قسمت بالا و پایین بدنش اینطوری شده بود ،در مورد تارهای صوتی ببینید چه ظرافتهایی سیدالشهدا در این دعا بکار میبرد و در مورد ش صحبت میکند ،وقت نیست ما فقط در چند مورد چند فقره بیشتر نمیتوانیم صحبت کنیم به هر حال روی نعمت ها حیلی باید کار کرد و فکر کرد در مورد تک تک این نعمتها که خداوند تبارک وتعالی به ما داد ه حضرت نتیجه میگیرد وقتی این نعمتها را میشمارد بعد عرض میکند به خداوند تبارک تعالی خدایا این نعمت را من شمردم نعمتهای کمی نیست وخودم اعتراف میکنم نمیتوانم این را اصلاًحسابش بکنم ، از بسیاری آنها اگر به قصد و کوشش در ضبط آنها عمری بپردازم در طول مدت عصرها وبلکه قرنها اگر عمر کنم شکر یکی از آن نعمتها را نتوانم کرد(فرازی از دعا)مگر باز به نعمت دیگرت و آن نیز برمن شکری نو،وستایش تازه واجب گرداند میفرماید من هیچ کدام از نعمتهای تورا نمیتوانم شکر بگذارم مگر اینکه خود این شکر احتیاج به یک شکر دیگری دارد که توانستم شکر بکنم شکر جدید وشکر جدید و هر کدام از اینها برمن منّت جدیدی دارد بعد عرض میکند ولو حرمت اگر من بخواهم وتمام آمارگیرها و کسانی که بخواهند بشمارند از خلقت ما هرگز نمیتوانیم تعداد اینها رابشماریم این نعمت هایی را که خدا به ما داده،هیهات ...در صورتیکه تو خوددر کتاب ناطق قرآن خبر دادی و خبر صادق خودت ،که ما نمیتوانیم این نعمتها را حساب کنیم راست گفته کتابت ، میگوید من چی بگویم خدایا هیهات من چی بگویم در حالی که خودت در کتاب خودت فرمودی که هیچ کس نمیتواند این نعمتها را بیان کند در قسمت های آغاز ین این دعا یکی از نعمتهایی را که حضرت (ع)ذکر میکنند که نعمت بسیار بزرگی است توی شمارش این نعمتها جلب توجه میکند این هست که لن تخزجی ......عرض میکند خدایا یکیاز نعمتها ی تواین هست که خیلی جای فکر دارد واقعاً خیلی جای فکر دارد و عجیب است که اگر این دعارا میخواستم 20 سال پیش بخوانم شابد یک معنا ی دیگری داشت برای ما، هرچند این معنی را از بعد از زمان رسول خدا (ص)این معنی را میدهد ولی زمان ما یک دزخشش خیلی خاصی دارد عرض میکند خدایا یکی از نعمتهایی که به من دادی این است که مرا در زمان یکی از ائمه کفر قرار ندادی در زمانی که کفر وسیاهی وظلم ونقص عهد تو کردند مرا آن موقع متولد نگردی ،حالا ما در این رابطه فکر بکنیم بحث تربیتی مهمی است بحث محیط است که تولد در زمان ائمه کفر چه بلاهایی که برسر انسان نمی آورد شکر میکند میگوید شکر میکنم که تومرا آن زمان متولد نکردی ،این بعنوان اینکه یک مسلمان متولد شده شکر میکند جای خودش ،اما ما باید شکر بکنیم که بعداز انقلاب زمانی که خواستیم تازه شکل بگیریم خوردیم به انقلاب اسلامی و حالا یک ذره فکر بکنیم ما اگر نبود این انقلاب هر کدام از ما با این سلطنت مخوف وکثیف و تاریک و ظالمانه میخوتستیم چه کار بکنیم هر کدام ما چی بودیم الان تبدیل به چی شده بودیم چند نفراز ما عقلش میرسید که مقاومت بکند و خودش را بکشاند به سمت علم به سمت دانش به سمت معرفت به سمت نور چند نفرنمیتوانستیم ،آیا مابودیم اهلش ،اینکار را میکردیم باز اینجا بودیم الان دور هم جمع شده بودیم ،چقدر جای شکر دارد ،رحمت خدا برکسانی که حق حیات معنوی و روحی برای ما دارند با تلاشهایشان جنگید ند مبارزه کردند دراین زندانها به شهادت رسیدند شکنجه دیدند و بعد جنگیدند در انقلاب انقلاب را برای ما به ارمغان آوردند چقدر ما احساس بدهکاری ودین میکنیم بست به اینها ما اگر توجه به این نعمتها داشته باشیم دیگر همهاش نعمت را غذا و برنج وروغن و لباس نمیبینم در مسکن و اینطور چیزها نمیبینم ،نمیگوییم بزرگ ترین مسئله سر راه من مثلاًازدواج است من ازدواج نکردم این بزرگترین خرسنگ زندگی من است ،بزرگترین مشکل من همین وضعی که در جوانها ی ضعیف داریم میبینیم جوانهایی که خودشان را بعنوان یک انسان فراموش کردهاند میآیند پشت این تلویزیون می نشیند و با آنها مصاحبه میکنند آقا شما بزرگترین مشکلات چی است یکدفعه چی داره میگوید اینها ،مثل ازدواج خیلی مهم است و بزرگترین مسئله زندگی بشر نیست ،هیچ وقت بزرگترین مسئله و خرسنگ جلوی پای یک جوان نیست چون با رسیدن به آن هم آرامش پیدا نمیکند شما مصاحبه متأهل ها که به ازدواج رسیدند را ببینید ،چرا اول اصلاٌ آنهایی که این مشکلات را هم ندارند خانه دارند ماشینهای چند میلیونی زیر پایشان هست شغل خوبی دارند باز می بیند آرامش ندارندباز می بینند اضطراب دارند و مشکلات روحی من خودم چقدر دراین مشاوره ها اینها را دیدم آمدهاند پیش من از نظر پست اجتماعی پست محبوب دارند تحصیلات خوب دارند شغل خوب دارند ماشینهای چندمیلیونی زیر پایشان هست خانههای آنچنانی دارند دل خوب باز مضطرب هستند ،همهاش برای این است که انسان خودش را بعنوان یک انسان نگاه نمیکند انسانی که خودش را بعنوان یک انسان یعنی اشرف و مخلوقات وکسی که قرار است شباهت به خداوند تبارک وتعالی پیدا بکند اوهست که این نعمت را میبیند اصلاٌو شکر گذار هست اینها را توجه دارد بهش ،والا حیوان که توجه ندارد حیوان جز شکم وشهوت چیز دیگری نمیبیند پورۀخودش را چیزی بخورد یک جایی داشته باشد اون اصلاًاز اینها چیزی نمیبیند که شکرش بکند اگر بگویید نمی فهمد که شما چی داریدمیگوئید اصلاًمتوجه نمی شود شما به اصطلاح معروف یاسین تو گوش خر خواندن یعنی همین یعنی متوجه نمیشوداو خیچی نمیفهمد اوفقط یک طویله میخواهد ویک ذزه علف ،میخواهد اینجوری زندگی میکند تا به آخرش هم همین است ، متوجه نیست کی این نعمت را میبیند و شکر میکند کسی که متوجه هست انسان است میفهمد که انسان هست ،یک فراز دیگری که امروز ب هم میخوانیم عرض میکنم مسئله فقط انتخابی هست چون بنایی نداشتیم ونظم وترتیبی هم در کارمان نیست ،یک فقره ای است خیلی کوچک است اما این فقره تکلیف زندگی بشر را روشن میکند ،یک خط است ولی یک خط کلی این خط به انسان میدهد که انسان اینرا میتواند در تمام صحنه های زندگی اشبه کار گیرد و اگر این یکدانه را بکار نگیرد رعایت بقیّهاصول هیچ فایده ای به حالش نخواهد داشت حتی انجام عباد ات و طاعات مفید نخواهد بود برایش یعنی سر وکار داشتن با صور مقدس منظور است دقت بکنید ببینید حضرت چی عرض میکند به خداوند ،الهی فلا تهللعلیه عضبکو...... عرض میکند به خداوند تبارک وتعالی که خدایا برمن غضب نکن اینرا از خدامیخواهد یعنی اول چیزی که اگر نشود انسان به همه جا خواهد رسید و اگر باشد هیچ چیز دیگری فایده نخواهد داشت ،میگوید خدایا من از تو یک چیزی میخواهم توی این مسیرم و آن این است که تو نسبت به من غبناک نباشی ناراحت از من نباشی ،اگر خدایا تو به من غضب نکنی من از هیچ چیز دیگر نمیترسم این خیلی مهم است اگر فقط توغضب به من نکن از من ناراحت نباش تو به من خشمگین نباش بقیه اش دیگر هیچی ،من دیگر از هیچ چیزی نمیترسم هیچ چیز دیگر من را در زندگی به ترس وادار نمیکند خوب خود سیدالشهدا را در روز عاشورا ما دیدیم که چکار کرد در تاریخ بشر از آن موقعی که خدا انسان را خاق کرده تا الان تاریخ ندیدی کسی را مثل سیدالشهدا (ع)که در یک محدوده زمانی کم اینقدر فشار بهش بیاید ،آنقدر کصیبت زده باشد شوخی نیست اگر کسی با تاریخ آشنا باشد متوجه میشود که ما نداشتیم اصلاًبرای هیچ شخص در طول تاریخ نداشتیم کسی را مانند سیدالشهدا (ع)که اینجوری بهش فشار بیاید خوب آخرش چی شد اینکه گفت عملکرد شما دیدید لحظۀآخر آن حضرت که رمق آخرش است و زمینه دیگر حضرت یعنی نه دیگر روی اسب است و نه سر پا است آن لحظه آخر که با یک نه مانده رمقی خودش را بلند میکند و منا جات میکند الهی رضاًبرضا ئک ........خدایا راضی هستم به رضای تو ،خدایا من تسلیم هستم به امر تو هیچ معبودی و معشوقی جز تو نیست . این حرفی هست که سیدالشهدا (ع)آن لحظه آخر دارد میزند بگذاریم کنار سیدالشهدا را نگاه به اصحاب بکنید خواهر مکرمه شان حضرت زینب (س)که توی زنها واقعاًکسی نیست اینقدر مصیبت دیده باشد زنی که از چهار سالگی آن مصائب را ببیند جلوی چشم خودش زدن مادر و شهادت مادر با آن وضعیت و غربت 25ساله پدر شهادت پدر ،تو در چندین بار حضرت مجتبی (ع)و آخر خودش جلوی چشمش ببیند تکه های جگر حضرت مجتبی (ع)که بریزند توی تشت و ببیند آنغربت حضرت مجتبی (ع)را بعد آن تیر باران جنازۀحضرت را با آن تشیع جنازۀ مظلومانه بعد آن غربت سیدالشهدا (ع)را و هجرتش را ،فشاری که به سیدالشهدا (ع)میاید وووهمۀعاشورا را ببیندبچه های خودش جلوی خودش تکه تکه شدند بچه های حضرت زینب دوتا از پسرهایش آنجا در عاشورا حضرت آنقدر نشاط داره ،در مورد سیدالشهدا داریم صورتش برافروخته تر هست ودر مورد حضرت زینب داریم آنقدر نشاط داره که به یزید میگوید من تو راتحقیرت میکنم یزید تو فکر میکنی که توانستی نور ما را خاموش بکنی،به او میگوید دیدی خدا با داداشت چکار کرد با شما خاندان چکار کرد ،چی میگوید حضرت میگوید ما رعیت الاجملامن جز زیبایی هیچ چیز ندیدیم ،بقیه اصحاب را شما نگاه بکنید داریم بعضی از اصحاب حضرت بدنشان را عریان کردند ورفتند یه میدان ،داریم بعضی ها یشان شب عاشورا اصلاًخیلی هایشان اینجوری بودند شب عاشورا شوخی میکردند و شاد بودند که یک موقع یکی اعتراض میکند میگوید امشب شب خنده نیست که میگوید همه من را میشناسند که در عمرم اهل شوخی و خنده نیستم ولی امشب شبی هست که باید خندید ،امشب شب مهمی است که باید خندید ببینید شما آنوقت اینها که اینطوری بودند علی (ع)که یکنفره به 12هزار نفر حمله میکند نمیترسید ترس از کی بترسد چون مخوفترین صحنه ها را درنظر بگیرید در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده تنها کسی که بن بست راحل میکرد حضرت علی (ع)واینها از یک چیز میترسید ند و یک چیز بود که در زندگی اینها همه را ناراحت کرده بود از خود پیغمبر بگیر تا بقیه اصحابش ناراحتشان کرده بود آن چیزی هست که ما خیلی به آن توجه نداریم آن غضب خدا هست که خدا از ما نارا ضی باشد خدا نکند به ما غضب بکند از غضب خدا الهی اعوذ بک من غضبک وحلول سختک در مناجات شعبانیه داریم هر روز ماه شعبان هست غیر ماه شعبان هم هست خدایا پناه میبرم به خودت از خودت ،این بزرگترین مشکل ماست یعنی یک خط به ما میدهد که ما در طول زندگی طوری حرکت بکنیم که به این دچار نشویم چون اینرا نمیشود کاری کرد انسان کاری بکند که تا چه فاید ه ای دارد ما هزاران پیروزی و موفقیت هم بدست بیاوریم در جهات مادی در جهات علمی اما همینکه بدانیم محبوب خدا نیستیم همینکه بدانیم مبدأمتعال از ما راضی نیست یک ذره فکر بکنید تو زندگی هایخودمان سر خودمان را با این پیروزیها ی موقت و بی ارزش گرم بکنیم و خوشحال بکنیم دل خودمان را مثل کپک سرمان را بکنیم توی برف وفکر کنیم چون جایی را نیبینیم کسی هم ما را نمیبیند چرا خودمان را گول بزنیم ،یک ذره فکر نکردیمکه آیا اصلاً با این طریقه زندگی که ما داریم خدا از ما راضی است راضی نیست به این فکر نکردیم تا به حال کردیم که اصلاًچه مزهای دارد چه فایدهای دارد که ما زنده باشیم و مغبوض خدا باشیم چه فایدهای دارد خدایا غضب را به من وارد نکنی ،من از هیچ چیز دیگر ترس ندارم خوب حالا شما فکر میکنید کسی به این عمل بکند حواسش به این مطلب باشد ضعف پیدا میکند در زندگیاش دست وپایش میلرزد احساس شکست میکند ناراحتی اعصاب پیدا میکند افسردگی دارد عجیب است خود خداوند تبارک تعالی هم یک حدیث قدسی با مزهای دارد در مورد غمها در مورد ترسهاست در مورد ناراحتیهاو افسردگی ها ست به بندهاش میگوید میفرماید هروقت فهمیدی من مردم آنوقت ناراحت باش ،آنوقت غمگین باش انسان یک خدای عظیمی دارد حالا شما نگاه کنید این فقرات آخر دعا من عاجزم واقعاًالان بدون آمادگی آمدم این دعا را باز نکردم دارم برای شما عرض میکنم ،ببینید این فقرات انتهایی دعای عرفه سیدالشهدا (ع)یک حرفهایی با خدا دارد که ،خدایا برای چی بترسم برای چی ناامید باشم در حال که تورا دارم تو پناه من هستی تو رجاءمن هستی تو تکفل میکنی مرا ،خدایا آنزمانی که من زبانی نداشتم که از توبخواهم آن موقعی که من ،ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفته ما میشنود آن موقع تو من را از یاد نبردی ،چگونه حضرت این حرفها را میگوید که آخر میتواند آن حرفها را بزند ،میگوید خدایا من آنوقت که گرفتار تاریکی ها ی سه گانه رحم مادر بودم از تمام اینها من را رد کردی و سالم متولد کردی به محض اینکه متولد شدم شیر برای گذاشتن ،آن موقعی که من کسی نبود ،چیز قابل ذکری نبودم تو آن موقع برای من برنامه ریزی کردی یک دنیایی را به چرخش انداختی برای من حالا دیگر الان من از تو ناامید نیستم چرا ناامید باشم ،چرا برای آخرتم ناامید باشم بعد میخواهد درست میخواهد آن فقرات را اگر برویم یک چیزهایش را خدمتتان عرض خواهم کرد ،این یک ملاک است کاری که غضب خدا در آن نیست با قدرت انجام بدهید آنجایی که غضب هست بترسید اونجاها انسان نباید پا بگذارد و آن حریمها را نزدیک مشود کارهایی که غضب خداست در غیر این صورت چرا آدم باید ناامید باشد حدی را مشخص کرده به این حد نزدیک نشود ،هیچ وقت برادرهای عزیز دنبال لذت وموفقیت وپیروزی و تجارت وخوشی وشادی که میدانیدغضب خدا درش هست و میدانید ممکن است خشم خدا برانگیخته شود نزدیک نشوید به آن احتیاط کنید این چیزی هست که بی خطیرترین افراد در شجاعت ازش ترسید ند وکنار رفته اند به آن حریم ها نزدیک نشدهاند خدایا تو فقط به من غضب نکن دیگه من ترسی توزندگی ندارماگر توبه من غضب نکنی ،استغاثهای دارد در قسمتهایی از این دعا یا من لایعلم کیفهو الا هو ای کسی که نمی داند هیچ کس که چی هست جز خودش ،ای کسی که هیچ کس نمیداند چیست مگر خودش ،ای کسی که جزا و حقیقت او را نمیشناسد ،بعد یک چند فقره پایین تر می آید آن گرفتاریها یکه حضرت یوسف(ع)گرفتار شده ذکر میکند ای خدایا که یوسف را از آن سختیها از دل چاه در آوردی و کاروان را رساندی بالا سر یوسف و او را نجات دادی ای کسی که از زندان نجاتش دادی و یک نکته خیلی عجیب وظریفی دارد در مورد یئسف ،مخرج لی جبه وجاعله بعد عبودیت ملکا ،ای کسی که یوسفرا ملک کردی ولی بعد از عبودیت یعنی این مزه دارد اشهدان محمداًعبده ورسوله اول عبدش کردی بعد رسولش کردی اول به عبودیت رساندیش بعد ملکش کردی توجه داشته باشیم ما ،برای ماهایی که یک موقع ممکن یک جاهایی رئیس بشویم ،مدیر بشویم محبوب بشویم دقت بکنید میفرماید قبل از اینکه به عبودیت برسید فایده ندارد ،یکی آمد خدمت حضرت سجاد (ع)عرض کرد آقا من دوست دارم ترا ،من ترا خیلی دوست دارم داریم حضرت زد توسر خودش ،وفرمود خدایا من پناه میبرم به اینکه بخاطر تو مردم مرا دوست داشته باشند و من بخاطر تو محبوب باشم ولی تونسبت به من در غضب باشی تو بغض من را داشته باشی ،یکی مثل حضرت حضرت سجاد(ع)اینطور که یک کسی میگوید آقا دوست داریم ناراحت هست میگوید خدایا پناه میبرم به تو به اینکه دیگران من را بخاطر تو دوست داشته باشند به خاطر توبیایند بگویند التماس دعا داریم به حاطر تو بیایند دست ما را ببوسند به خاطر تو بیایند احترام بگذارند به ما ولی تو از من بدت می آید اینها بحث های مهم آفات شناسی است حواسمان راجمع کنیم حواسمان را خیلی جمع کنیم که یهچ وقت نباید لوس بشویم که هیچ وقت نباید فکر کنیم که حالا کسی هستیم گول نخوردیمهیچ وقت وقتی حضرت سجاداینطور میفرماید ما چه حرفی دارم بزنیم ،میلیونها نفرهم بیایندمارا دوست داشته باشند ما باید مواظب این آفات باشیم که محبوب میلیونها نفر نباشیم ولی خدا مبغض ما باشد خدا بدش بیاید از ما چه فایدهای دارد واتفاقاٌخیلی هم بدتر است این طور باشد این یک نکته ظریف است اینها همهاش به قول استادما کد هست کدها را خدمتتان عرض میکنم ما عاجز هستیم که این قسمت ها را شرح کنم آنهم در یک همچو بی حالی و کسالت ،ای کسی که یوسف را برگردانی به یعقوب بعد از اینکه چشم هایش سفید شده بود از غم یعنی نابینا شده بود ،در مورد ایوب و مشکلات ایوب میگوید ،ای کسی که دست ابراهیم را از اینکه سر پسرش راببرد نگه داشتن بعد از پیری ای کسی که ذکر یا را اجتبت کردی و یحیی را به اوعطا کردی ،اورا تنها نگذاشتی ای کسی که یونس را از شکم ماهی درآوردی ،ای کسی که دریا را برای بنی اسرائیل باز کردی و نجاتشان دادی و فرعون وسربازهایش را غرق کردی ،ای کسی که بادها را به بشارت و پیشاپیش باران رحمت خودت فرستادی اینکه میفرماید ما باید اینجوری باشیم یک مقداری بویی از این معارف ببریم ،ای کسیکه عجله نمیکنی به کسی که معصیت میکند عجله نمیکنی به کسی که نافرمانی میکند کسی که قهر با تو کسی که به مخالفت با تو بلند میشود عجله نمیکنی از اینکه نابودش نکنی و از بین ببریش ،ما چه آدمهای قهاری دیدیم در تاریخ خودمان چه آدمهای قهاری دیدیم در کفرتو فساد تو مخالف با خدا تو برداشتن علم مخالف با خدا به آنها فرصت داد تا به خودشان بیایند و آتش بکنند ،عرض میکند ای کسی که عجله نمی کنی برای عذابش برای از بین بردن کسی که معصیت میکند بعد نمونه ذکر میکند ببینید چه نمونه عالی را ذکر میکند اگر فرصت بود تا آخر جلسه وبعد از مغرب هم به جای کلاس معرفت حق بود در مورد همین یک مسئله سحره صحبت کنم برایتان ،یک داستان عجیبی دارد سحره ای کسی که نجات دادی سحره را سحره دردربار فرعون بودند وساحر بودندفرعون را که ادعای خدایی میکرد در ادعای خدای کمک نکردند اینقدر وضعشان وحیم بود شما فکر کنید یک شخصیت های در بار فرعون که آخر سر یعنی آنقدر قوی بودند این شخصیت ها که آخر سر موسی(ع)مباید و کارش با فرعون به بحث و جدل کشیده میشود و فرعون میبیند در یک موضعه ضعف و انفعالی افتاده برای اینکه خودش را نجات بدهد قرار میگذارد که آی موسی تو اگر راست میگویی فلان موحد بیا سحره ماهم میایندخلاصه زور آزمایی کنید یعنی فرعون تمام پناهش رسحره هستند که اینها یک کاری بکنند بلکه موسی را از میدان بدر بکنند و این ان ربکم العلی را بگوید و ادامه بدهد ،حالا این سحره آمدند شمما شخصیت سحره را نگاه کنید بعد از مدتها کفر وعناد از عذاب نجات بخشید در صورتی که دائم به نعمتت متنعم بودند یعنی دائم روزی تو را میخورد ند ای خدا با روزی تو زنده بودندوروزیت را میخوردند غیر تورا میپرستیدند نمک خوردن و نمک شکستن ،دائم روزی و نان تورا می خوردند وغیر تورا میپرستیدندو به شمنی خدا وشرک با او برخاستند و پسغمبرانش را انکار کردند میگوید تواینها را هم عجله نکردنی در عذابشان همین سحره وقتی موسی عصایش را می اندازد همهبه سجده در میایند اینها به سجده افتادند ایمان آوردیم به رب موسی بعد از آن همه کفر سالها مبارزه برای اینکه یک فطرت بیداری در وجودشان هست که فطرتی سوسو میزد که آن اون لحظه به کارافتاد و آنها را نجات داد آنقدر محکم میشود سحره فرعون میگوید ایمان آوردید قبلاز اینکه من به شما اجازه بدهم ،من شما رابه صلیب میکشم دست وپایتان را به خلاف قطع میکنم جوتبشان این است که ما داریم میرویم پیش خدا خدا هرکاری دلت میخواهد بکن دیگر از هیچ چیزی نمیترسد وقتی فطرت بیدار شد میبینیکه قبلش خیلی عجیب است حالا اینجا نیامده در قرآن است سحره به فرعون میگویند اگر ما پیروز شدیم چیزی به ما میدهی ،ببین چقدر مزدور هستند روحیه شان قبل از ایمان آوزدن ،یعد فرعون میگوید آره به شما میدهم چی میدهدبه شما ،شما آن مقرب من میشوید ،دنبال قرب فرعون هستند آن موقع ببین فاصله اش چقدر است مزدوری از فرعون دنبال اینکه به فرعون نزدیک بشوند یک جاه منصبی پیش فرعون پیدا کنند یک دفعه که قضیه فطرت غلبه پیدامی کند میگوید من به صلیب میکشم شما را دست و پایتان را قطع میکنم ،میگویند هرکاری میخواهی بکن این وضعیتی است که خدا برایشان ایجاد میکند خدایا اینها را نجات دادی در حالی که یک همچون حالتی بودند ،این یعنی چهی،چی میخواهم بگویم تختی میخواهد بگوید در بدترین شرایط نه نسبت به آشتی دیگران ،ما وضعیتمان بدتر از مسخره نیست که،حق ناامیدی نداریم ما آن هم که ما امت مرحومه هستیم آن هم که ما اینهمه گنجینه ها خداوند ،معصومین (ع)در اختیار ما قرار دادهاند اصلاٌکسی حق ناامیدی ندارد در زندگی ،حق نداردافسرده بشود چرا ما افسرده بشویم تمام افسردگی این است که انسان خودش را فقط تا دنیا معنا میکندهمۀ بدبختی های بشر همین است اگر این از محدوده دست بردارد و چشمش را باز کند و درست به خودش نگاه کند چه غمی داریم خدایی که این همه تشریفات راه انداخته برای ما اینجا خود حضرت اینجا میگوید خدایا که تشریفات در این دنیا من احتیاج نداشتم این همۀتشریفات بذای من به راه انداختی به قول استادمان فرمود که خداوند ،انسان با یک مشت گندم و یک ذره آب هم میتواند زنده بماند ولی خدا هزاران نوع خوراکی و تشریفات قرار داه ببینید آنطرف قرار است چه کارکند برای انسان آنطرف چه چیزی در انتظار انسان هست هیچکسی نمیداند خداوند چه چشم روشنایی هاییرا مخفی کرده برای بشر ،این هم یک داستان خیلی عجیب است و بعد حضرت بنحوی دیگر ادامه میدهد و به بحث مغفرت و غفران و چیزهایی از این قبیل میکشاند ،بعد وارد یک آهنگبسیار زیبا میشود حضرت وترد یک فراز بسیار عالی میشود که اگر انسان با این مقدمات وارد این فراز بشود دیگر در این دنیا جایش نیست ،متئجه میشود که کجاها بال میزند و کجاها اقامت میکند انسان این دعا وقتی میآورد انسان را به اینجا ها یک دفعه به این فرازها که من الان برایتان میخوانم و ترجمه هم نمیکنم فقط میخواهم به عظمتش و زیباییاش توجه بکنید به اینجا که میرسد کانه مثل یک هواپیمایی هست که سرعت گرفته روی باند و تو یک لحظه بخصوصی دیگر روی باند نیست وبلند میشود و پرواز میکند این یکی از آن فرازها هست که بعد از اینکه با خدا سخن میگوید فلک الحمد وشکر و.... ای کسی که لغزش من را جبران میکنی و غم من را برطرف میکنی و دعوت مرا اجابت میکنی و عیبهای مرا می پوشانی و گناهان مرا بخشیدی ومن را به خواسته هایم رساندی ومن رابر دشمنانم پیروز کردی ،اگربخواهم بشمارم نعمتهایت را نمیتوانم بعدجلوههای مختلف خدا را داره باش برخورد میکند و انسان در برخورد باهر یک از این جلوه چه بکند ،چه بکندواقعاً،جلوههایی که غالباٌ از آن غافل هستیم انت رزقه ....همه اینها را که به خدا عرض میکند بعد میگوید خدایا من کیم اینهایی که گفتم تو بودی حالامن کیم المعترف بالذنوب اعتراف میکنم به گناهان خودم به بدبختی و ذلت خودم اینها را برمن ببخش ،من همانی هستم که بد کردم ،من همانی هستم که خطا کردم ان الذی .... من همانی هستم که خطا کردم ،من همانی هستم که جهالت به خرج دادم ،خدایا من همانی هستم که وعده کردم و همیشه خلاف وعدهعمل کردم قول دادم ومثل همیشه زیر قولم زدم خدایا من همانی هستم که پیمان شکنی کرئم با تو خدایا من همانی هستم که اقرار میکنم به نعمتهای تو برمن ،والی آخر تا بقیه دعا ،خوب من از یک فقراتی برای شما انتخاب کردم که اینها فقراتی هست که اگر بیحالی بنشیند شروع بکند با مذاق یک آدم هر چند خود سیدالشهدا ءاینطور نبوده میخواهم بگویم خود حضرت وقتی شروع میکند این دعا را داریم چشمانش پر اشک بوده و با چشمان پر اشک شروع کرده و این دعا را خوانده ولی اگر با مذاق یک آدم اینجوری سازگار هست شروع که میکند این قسمت هایی که من برای شما خواندم سه قسمت دارد دعای غرفه از سادهترین قسمت هایش است وبه اضافه دهها فقرهای که به اصطلاحتا پایان هست بعد وارد یک فقره میشود که آن کانه انسان را به یک افق دیگری می برد در یک فضای دیگری پرواز خواهید کرد در آن فقره ونهایتاً دیگر از این مسائل کثرات در میآید خود حضرت می گوید خدایا ،از کثرت شروع میکند دعای عرفه را از بدن شروع میکند از چشم وابرو از بینی از دهان از حلق از نای از درون بدن شروع میکند از کثرت بعد میگوید خدایا این کثرات دور میکند مرا من هی فکر میکنم در این کثرات مثل این علمای زیست شناسی ما که الان یک قسمتشان آنقدر رفته اند در فیزیک که اصل قضیه را فراموش کردند آنقدر در شیمی و علوم تجربی رفتهاند که فراموش کردهاند چه هست میگوید خدایا این کثرات مرا دور میکند بعد یواش یواش دامنۀبحث را از آن کثرات جمع میکند و میاورد تا میرساند به روابط شخصی ا نسان با خداوند تبارک وتعالی اینجاست که فراز دعا یکدفعه عوض میشود شما یکدفعه میبینید حضرت شما را میاورد از یک عالم کثرات با حضرت سیر میکند در یک نقطه یکدفعه شما متوجه خودتان میکند ومتوجه رابطهتان با خداوند تبارک تعالی توی اینجا پیش میبرد شما را اینجا توی این رابطه جای است که شما سرعت گرفتن با سرعت شما را جلو میبرد و در یک فراز نهایی یک پروازی میدهد انسان را من به شما عرض کنم این را اصلاًنمی توانید هیچ تجربه دیگری عالی ترین از این پیدا بکنید من که خودم هیچ تجربه ای عالیتر از این ندارم یعنی آنجا که با خدا میتوانییک حرفهای بزنی که حرف دلت است حرفهایی که ذخیرۀ دهها سال زندگیت است میتوانی به زبانش بیاوری ،عقدههای چندین و چندساله است که نمیدانی چه بگویی انسان یک موقع هایی هست حرفهایی دارد مشکلاتی تو زندگی اش داردکه نمی تواند بیلنش بکند و شما رادر آن لحظات آخر در آن فقرات آخر چنان بلند میکند وارد یک تجربه جدید از روبروی با پروردگار میکند و وارد یک تجربه زیبا و دوست داشتنی و قوی که احساس میکنید تمام قوایتان شکوفا شده احساس میکنید تمام انرژیتان دارد آزاد میشود در آن لحظه شما را وارد آن فضا میکند و یکدفعه میبینی میتوانی یک حرفهایی بزنی که قبلاً نمی توانستی بزنی میتوانی چیزهایی بگویی که قبلاًنمی توانستی بگویی و میتوانی ببینی چیزهایی را که قبلاً نمی توانستی میتوانی مایه های اعتماد را پیدا کنی کیتوانی چشم روشنی ها را ببینی ،و میتوان یک سرمایه و قدرت و امید برای زندگی همانجا کسبکنی مه وقتی که آرامش میگیری و دعا یواش یواش فروکش میکند وتورا از آن اوج از عرش آهسته به زمین میاورد و بعد که به این فقرات میرسی می آیی پایین میبینی که آن چیزها از دلت خارج نمیشود اینجوری نیست که وقتی از عرش به پایین آمدی از دست داده باشی خیلی تجارب دعایی مهم است که خیلی از دعاها ست که شما وارد میشوی به اوج میبرد شما را و وقتی پایین میایی کمترچیزی به یادتان میماند از این پرواز وسیر وبعد در چند دقیقه معاشرت با مردم حتی به اندازه یک چایی خوردن یک کلمه حرف زدن یک دفعه میبینید که کانه خوابی بود یک پروازی بود تمام شد اما این فقرات اینطوری نیست شما اگر این فقرات را بتوانید خوب وارد شوید و بخوانید و دوام بیاورید در پرواز مهم ترین عامل این است که انسان توان این پرواز را داشته باشد دوام بیاورد این هم سیری را بکند با حضرت (ع)هرچند حضرت دارد میخواند یک افق دیگر است اما ما نسبت به افق خودمان نسبت به بنیۀ خودمان تحمل بکنیم اینرا یعنی بتوانیوقتی روبرو میشوید با خدا شروع میکنیم الحمدالله الذی لیس .....تا آن فقرات پایان دعا که حضرت (ع)یک حرفهای بسیار سنگین و عالی دارد وبه حمد ختم میکنداینرا باید تحمل بکنیم تحمل کردن ایتطور نیست که حالا من بگویم آريالا شما دوام بیار من میگویم دوام میاورم نه ،احتیاج دبه یک سنخی هست احتیاج به یک ممارست و تمرین هست دیدید کسی می خواهد مثلاٌفضانورد بشود برود در یک ایستگاه فضایی بماند و آنجا کار کند همین طور نمیشود چقدر امتحان دارد و چقدر بدنش را امتحان میکنند که تحمل پرواز را دارد یا ندارد اول باید پریدن یاد بگیرد اول معلق بودن را یاد بگیرد ولی اگر کسی تمرین بکند ،و بتواند روز عرفه همین ساعتها بوده که حضرت شروع کرده به خواندن دیگر مغرب که شد ، حضرت از کوه پایین می آمده واین صفحه را تمام کرده یکذره جان میخواهد کسی جاندار باشد و بتواند این پرواز را انجام بدهد یعنی آنجائیکه فقرات شوخی نیست فقرات یعنی شما دارید با خدا حرف میزنید و معانی بین توو خدا رد وبدل میشود یکدفعه به فراز و نشیب های عجیبی برخورد میکنی یک جاهای که باید تماشا کنی یک جاهایی هست که باید چشمت را ببندی وبا سرعت بروی یک جاهایی هست که باید اوج بگیری ویک جاهایی است بعد از اینکه اوج گرفتی و یک جاهایی هست که بعد از اینکه اوج گرفتی باید سربکنی ، وبعد دوباره اوج بگیری، اوج واوجواوج ،اگر کسی دوام داشته بتشد این دعا را بخواند خودتان هم امتحان کردید در این 70 80 دقیقهای که من برایتان صحبت کردم دوام بیاورد این پرواز را انجام بدهد ومیارزد انسان یک سال تمرین بکند برا ی همچین روزی ، آنقدر این روز مهم هست که فرمود اگر کسی ماه مبارک رمضان برشبیاد وبخشیده نشود خیلی بدبخت است هیچ شانس دیگری برای آموزش نداره مگر روز عرفه ،یعنی روزی که آنقدر مهم است که اگر ماه رمضان با همۀآن قدرتش شخص را نتوانسته پاک کند یعنی شخص این لیاقت را نداشته عرفه احتمال دارد که این کار را بکند توی یک همچو روزی ،می ارزد تمرین کردن و بزرگان ما همینطور بودند ،بزرگان ما یک سال معطل می ماندند و کار می کردند تمرین می کردند برای امروز ،من به شما قول میدهم اطمینان میدهم اگر کسی بتواند یکبار خوب پرواز انجام بدهد وقتی برمیگردد با خودش توشه هایی دارد که دیگر از دست نمیدهد می ماند برایش ،با گنجینه هاییبر میگردد که میتواند با او سالها خوش زندگی کند اگر غمی هست اگر غصه ای هست اگر دلتنگی هست برای هم سنخ این حرفها هست برای بیشترش هست نه برای چیز دیگر خدا انشاالله به همۀما به حق محمد و آلمحمد توفیق بدهد هم زبان بشویم اینها را بفهمیم و بتوانیم در این پروازها موفق عمل بکنیم خوب برگردیم با دست پر برگدیم .من شرمندهام واقعاًمعذرت میخواهم من اصلاً آمادگی نداشتم و تکیه بر کلام سیدالشهدا بود. چند دعا خوانده شد . والحمدالله رب العالمین .