جلسه 098 - معرفت نفس
شماره جلسه
98
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 098 - معرفت نفس

بحث ما در رابطه با ماهیّت رحمی دنیا و جنینی انسان بود که عرض شد وقتی انسان بشناسد ماهیّت رحمی دنیا را و ماهیّت جنینی خودش را تمام تلاشش در زندگی دنیا این است که خودش را برای حیات ابدی آماده کند و هر مقدار که تلاش کند جا دارد یعنی این گونه نیست که برای انسان سهم معیّنی از تلاش وجود داشته باشد و بعد از این که به ان سهم رسید بگوید که من دیگر کاری ندارم من وظیفه ام را انجام دادم. همۀ انسان ها باز در قیامت می گویند: کاش ما بهتر عمل می کردیم خدمت یکی از بزرگان بودیم ایشان دعا می کردند که خداوند کاری کند که ما از گذشتۀ مان پشیمان نشویم تأثر گذشته مان را نخوریم، بعد خودشان فرمودند که ولی ظاهراً این گونه است که جز معصومین کسی نیست که از گذشته ی خود پشیمان نشود و تأسف نخورد و این ها را پیرامون این بحث ادامه می دهیم اَلدُنیا خُلِقَت لِغَیرِها وَ لَم تُخلَق بِنَفسِها، از حضرت علی (ع) دنیا برای غیر خودش خلق شده و برای خودش خلق نشده است برای غیر خودش خلق این دربارۀ انسان معنا پیدا می کند یعنی دنیای انسان برای غیر خودش خلق شده نه برای خودش، برای دنیا اگر همین نظام طبیعت و خلقت باشد که این هست به هر حال سیر طبیعی خودش را تا آخرت انجام خواهد داد یعنی می خواهد بگویدکه باید بدانیم این دنیایمان را باید در جهت غیر خود دنیا مصرف کنیم خود دنیا ارزشی ندارد که بخواهیم در خودش مصرف کنیم، دربارۀ شخصیت بصیر گفتیم که اَلبَصیرُ فیها وَلأعمی لَها شخصی بصیر توشه می گیرد از دنیا اما شخص کور برای دنیا توشه برمی دارد یعنی برای این که خود دنیا مصرف کند همه چیزش در همان دنیا انجام می شود. دنیا برای خودش نیست که بگوئیم هر جوری شد بگذرانیم هر طوری شد نَه دنیا را در استخدام اخرت باید درآوریم و باید رفته رفته توانمان را زیاد کنیم تا بتوانیم همۀ دنیا را در استخدام بگیریم مثل جنین و خوب و قوی همۀ رحم را در استخدام دنیای خودش می گیرد دنیایی که می خواهد متولّد شود و روایت بعد از نبی اکرم (ص) است که وَ لِتَضَوَدٍ العَبد مِن دُنیاهُ لِآخِرَة وَ مِن حَیاتِهِ لِمُوتِهِ مِن شَبابِهِ لِحَزن فَإن الدُنیا خُلِقَت لَکُم وَ أنتُم خُلِقتُم لِلأخِرة، پس عبد و بنده باید از دنیا برای آخرتش توشه بردارد و از حیاتش برای مرگش و از زندگی و حیاتش برای مرگش و از جوانی اش برای پیری اش به درستی که دنیا خلق شده برای شما اما خود شما خلق شده اید برای آخرت. این جا مالِ شما نیست یعنی چشمت را به این ندوز چشمت به بالا باشد در روایت داریم که کسی که چشمش را از دنیا برمی دارد دنیا دنبالش می دود امّا نباید چشمش برگردد به دنیا. افراد در برخورد چندگونه هستند یک عدّه هستند شیفتۀ دنیا هستند یک عدّه فرار می کنند از دنیا امّا دنیا می آید به دنبالشان وقتی دنیا می آید دنبالشان یعنی صدایشان می کند بعد برمی گردند و تعجّب می کنند و شیفته می شوند دیگر مهلت فرار را از دست می دهند یعنی دنیا آن قدر چشمک می زند تا می آید در آغوش می گیرد کسی که دنبال دنیا بود. مثلاً فرار می کند از دنیا و تا وقتی هم که فرار می کند اهل آخرت است اهل خداست مردم هم او را می شناسند که اهل خداست آن موقع محبوبیّت او در دل ها زیاد می شود مراجعه به او زیاد می شود. شهرتش زیاد می شود احترامش زیاد می شود، دنیای بیشتری در اختیارش می گذارند پول بیشتری به او می دهند وای به حالش اگر یک دفعه این ها را باور کند و برگردد بخواهد بازی کند با دنیا. بعضی ها همین گونه هستند برمی گردند. این خطری است که همۀ مخلصین را تهدید می کند المُخلِصُ فی خَطرٍ عَظیم که اگر دنیا یک وقت به تو روی آورد تو، آشتی کنی با او باید فرار کنی چون مالِ تو نیست دنیا خُلِقَت لَکم برای شما دنیا خلق شده امّا أنتُم خُلِقتُم لِلآخِرَة. شما برای آخرت خلق شده اید دنیا مال شما هست امّا شما برای دنیا نیستید یعنی شما نباید دلتان را گره بزنید به دنیا. نباید وصل شوید به دنیا و پیوند بخورید شما باید چشمتان و دلتان هر کدام جای دیگری باشند گروه سوم کسانی هستند که فرار می کنند و هیچ وقت هم به آن نگاه نمی کنند، طمع نمی کنند، هوس نمی کنند می دانند که جیفه است آن جیفه ای که بودنش برای سگ است از جیفه فرار می کند و به آن توجه نمی کند فکر خوردن هم به سرشان نمی زند که گوشت مردار گندیده را بردارد بخورد دلش نمی آید یک عدّه هم این گونه هستند. روایت بعدی در تقسیم دنیا هست. اَلدُنیا و دنیا آن دنیا دون است اَلدُنیا بَلاغٍ وَ دُنیا مَلعُونَه. دنیای بلاغ است و دنیای ملعون. بلاغ یعنی دنیایی که رساننده است انسان را می رساند مثل یک رحم سالم که انسان را می رساند و می پروراند و می رساند و در یک زمان مشخص سالم تحویل دنیایش می دهد و می گوید دنیا این گونه، این گونه است دو دنیاست یکی این است که انسان را می پروراند و می رساند به آخرت و سالم تحویل آخرت می دهد این دنیا، دنیای خوبی است. این همان دنیایی است که حضرت علی (ع) می گوید لحظه اش را به هزاران سال در آخرت نمی دهم و دنیا ملعونه، و دنیای ملعون هست که نبی اکرم (ص) تعریف می کند اَلدُنیا مَلعونَةٌ مَلعُونُ ما فیها اِلاّ ما کانَ فیها لِلّه عَزَّوجل. هر چیز که در دنیاست ملعون است الاّ آن چیزی که پیوند به خدا می خورد و برای خدا است آن خوب است. شما برای یک جنین چیزهایی که پیوند با دنیا داشت فقط به دردش می خورد. چشمش کسی نمی گوید چشم ملعون است ابرو ملعون است بینی ملعون است دهان و دندان ملعون است معده و قلب ملعون است هیچ کسی این را نمی گوید ملعون است یعنی مورد نفرت و تنفر است و نمی خواهیم باشد اما یک دُم با خودش اضافه بیاورد یک گوش با خودش اضافه بیاورد یک بینی با خودش اضافه بیاورد یک پا با خودش اضافه بیاورد می بینید که ملعون می شود دوست ندارد که آن باشد و فقط آن چیزی که با حیات دنیایی پیوند دارد، ما به سمت آخرت داریم می رویم انا لله و انا الیه راجعون ما به سمت خدا می رویم رجوع می کنیم وقتی به سمت ابدیت رجوع ماست چه چیزی به درد ما می خورد آن چیزی که سازگاری با ابدیت داشته باشد پیوند با ابدیّت بخورد ازروح ما، آن چه که مربوط به ابدیت است پیوند با ابدیت می خورد رنگ و بوی ابدیت را دارد آن به درد ما می خورد مابقی هر چه ما تحصیل کردیم ملعون است و تنها چیزی ابدی است و می ماند تا ابدیت که پیوند با ابدی داشته باشد و تنها ابدی ما خداست. یعنی تنها چیزی که می تواند برای ما به صورت ابدیت باشد آن چیزی است که پیوند با خدا داشته باشد. برای خدا باشد و خدا در آن دخالت داشته باشد به دستور خدا و برای خدا باشد خدا برای آن حاکم باشد مطابق دستور او باشد مطابق آیین او باشد اِلاّ ما کانَ فیها لله عزَّو جل، بقیه اش ملعون است هر چیزی که با آن در ارتباط هستی هر محبتی هر چیزی که با آن ارتباط داری آن اضافه است. باید دلمان را بکنیم رفته رفته از محبت هایی که در راه خدا نیست بغض هایی که در راه خدا نیست و دشمنی هایی که برای خدا نیست پیوندهایی که برای خدا نیست. بهره برداری هایی که برای خدا نیست یاد بگیریم که بازی نکنیم با دنیا. قالَ لُقمان لِبنِه: فرمود لقمان به پسرش وَ خُض من الدُنیا بلاغً از دنیا فقط بلاغ را بگیر. یعنی آن چه که تو را می رساند، از دنیا این را بگیر همان طور که یک جنین خوب آن چیزهایی را که به درد زندگی دنیایی اش می خورد می گیرد یعنی با اضافات و فضولات پیوند نخور، با زیادی ها پیوند نخور با باطل ها پیوند نخور، وَ لا تَرفَضُها فَتَکُونُوا کیالً علی الناس وَ لا تَدخلُوا فیها دُخولاً یَضُرٌ و آخرَة. می گوید وقتی می گوییم از دنیا فقط بلاغ را بگیر این طوری نشود که از دنیایت رها کنی و آن قدر دنیا را ول کنی که سَربار دیگران شوی و دیگران بخواهند روزی و خرج تو را بدهند نَه از دنیا بهره برداری کن با دنیا پیوند داشته باش کار کن با دنیا آن قدری که سر بار دیگران نباشی، نیازمند به کمک دیگران نباشی منت دیگران را نکشی، ذلیل نباشی. آن می شود آخرتت. این تلاش که می کنی یک خانه ای داشته باشید که ناموست در آن راحت باشد آسایش داشته باشد این دنیا نیست. این آخرت است شغل خوبی داشته باشی در حد توانت وسیلۀ نقلیه فراهم کنی این ها دنیا نیست اما مواظب باش همین چیزها مشغولت نکند که از آخرت بمانی. می گوید آن قدر دنیا را رها نکن که به مردم یعنی عیال مردم شوی یعنی مردم بیایند کمکت کنند. تو را به عنوان یک خانواده به عنوان یک کسی که موظف هستند مستمری اش را بدهند بیایند کمکت بکنند یا محتاج کمک دیگران نباشی وَ لا تَدخُلوا فیها دُخولاً یَضُرٌ و الآخِرَةٍ. آن قدر هم داخل نشو که ضرر به آخرتت بزند مثل دارو که یک حدّش کافی است کمتر مصرف کنی به سلامتت لطمه می خورد، مریض و علیل می شوی سربار جامعه می شوی نیاز به کمک دیگران داری از حد لازم هم بیشتر استفاده کنی ضربه به خودت و به بدنت و به سلامتی خودت و دوباره مریض می شوی مثل غذا می ماند که اگر انسان کم بخورد ضعف می گیرد زیاد بخورد از آن طرف مریض می شود به سلامتی ضربه می زند، روایت بعدی از نبی اکرم (ص) ما مِن أحدٍ مِن الأوَّلینَ و لآخرین الاّ و هُوَ یَتَمَنّا أنَهُ لَم یُعتَه مِنَ الدُنیا الاّ قُوتا، می گوید هیچ کسی نیست از اولین تا آخرین از حضرت آدم تا آخرین نفری که از این دنیا می رود. مگر این که در قیامت آرزو می کند که ای کاش در قیامت بیشتر از یک قوت روزی اش نمی شد همین مقداری که نمیرد، همین مقداری که حیات داشته باشد. همه توبه می کنند از ارتباطات زیادی، بهره برداری های زیادی از دنیا همۀ مردم از فضولات توبه می کنند و آن جا هم توبه فایده ندارد، آن جا فقط حسرت ارتباط با فضولات هست که انسان را اذیت می کند که ای کاش زیاد بهره برداری نمی کردم چون به هر میلی که دلخواهی سپرد. از تو چیزی در نهان خواهند بُرد زیاد بهره برداری کردی حظت آن طرف کم می شود. در روایت داریم از امام چهارم که خداوند خیلی اکرام می کند به مؤمن. مؤمن چقدر پیش خدا عزیز است هیچ چیز در روایت داریم که از مؤمن و بنده ی مؤمنش در نزد خدا عزیزتر نیست. هر چقدر مؤمن تر باشد انسان بیشتر پیش خدا عزیز است. أشدُّ إتِصالً بِروحِ الله مِن شُعاعِ بِشَمش. که روح مؤمن شدت اتصالش به خدا از شدت اتصال نور خورشید به خورشید بیشتر است. مؤمن این قدر پیوند با خدا دارد. این قدر نزدیک است برای همین در روایت فرمود مؤمنین را خداوند بعضی اوقات در دنیا بلاهایی سرشان می آورد سختی ها و غم هایی به آن ها می دهد به جای لذت هایی که بُردند که حتی یَتضَر حَظَه فی دولَة الحَق. تا این که لذتشان آن جا کم نشود از لذت آخرتشان کم نشود. به جای این که در آخرت با آن ها تسویه حساب کنند در دنیا تسویه حساب می کند که حتی یَتضَر حَظَه فی دولَة الحَق تا این که بهره و حظشان در آن طرف دست نخورده بماند، این قدر مؤمن پیش خدا عزیز است. این است که در اول بحث گفتم که پیوند اضافه ای که باشد انسان باید حسرتش را بخورد هر بهره برداری اضافی. دیگر نباید غصّه بخورد که دیگران دارند می خورند ما هم بدویم و بخوریم آن ها لذّت می برند چرا ما نبریم. چشممان را بیندازیم که ای کاش ما هم این گونه بودیم. این شد رئیس شد استاد دانشگاه من نشدم به او ماشین دادند ماشین دارد خانه دارد، این پُست را به او دادند چرا من ندارم این به این موقعیت رسید دلت سیر باشد از این ها، این ها مگر چه هستند؟ که شور بیاندازد در دلت افسرده ات کند، نگرانی در تو ایجاد کند، که دیگران دارند. دیگر بالاتر از خدا را می خواهی که همیشه در اختیارت است. چه حرصی است که ما می زنیم ما هر وقت اضافه می پردازیم به دنیا آن لحظه ای است که خدا را رها کردیم و به دنبال نعمت خدا رفتیم خودمان را رها کردیم خلیفۀ دوم است که به نبی اکرم (ص) عرض می کند که شما دعا کنید که مسلمان ها وضعشان خوب شود، سهمشان از دنیا زیاد شود. بعد می خواهد نمونه بیاورد برای حضرت می گوید نگاه کن قالَ عُمَر فَقُلتُ اُدعُ لله یا رسول الله أیُدَ عَلی أمَّتِک، دعا کن ای رسول خدا که خدا وسعت بدهد به امّت تو، توسعه بدهد و وسعت روزی بدهد به امّتت فَقَد وَسَع الله عَلی فارسِهِم و رُوم، خداوند به فارس های ما و رومی ها ثروت داده است ببین چه ثروتی دارند، چه قدر در ناز و نعمت هستند وَ هُم لا یَعبُدونَ الله، در حالی که خدا را عبادت نمی کنند. فَستَبا جالِسً ثُمَّ قال، حضرت درست و صاف نشست و فرمود: أفی شکٍّ أنتَ یا بَن الخَطاب، تو شک داری، دلت در شک است یعنی چرا به خدا، شک می کنی که خدا به مؤمنین و مسلمین نداده و به ایرانی ها و رومی ها داده است آن ها دارند کیف می کنند خیلی از ما همین گونه هستیم چرا این ها این همه لذت دارند چرا این قدر باید پیشرفت کنند چرا این همه آسایش و رفاه دارند چرا این همه امکانات دست این ها باشد حضرت فرمود: این مال این است که شک دارد، یقین ندارد به خدا، این ها مال ضعف اعتقاد است که انسان دربارۀ خدا این گونه فکر می کند، یعنی خدا متوجّه نیست. رسول خدا این را متوجه نیست خدا یادش رفته از این مسئله غفلت کرده که به بنده های خود ثروت هم بدهم یا این که نه یک حساب دیگری در کار است مگر می شود این مسئله از نظر خدا غافل بماند، اولئِکَ قَومٌ عُجِلَت لَهُم طَیِباتِهِم حَیاتِ الدُنیا، حضرت جواب می دهد این ها کسانی هستند که برایشان عجله شده در زندگی دنیا در نعمت ها وطیبات دنیا، برای همین به دنیا می گویند عاجله این ها سهمشان را این جا می خورند شما چه ناراحتی داری؟ آقای جوادی آملی فرمود اگر ثروت و مال کمال بود خداوند که هیچ کمالی را از پیغمبر منع نکرد، اگر این ها امتیاز کمال محسوب می شد خداوند پیغمبرش را محروم نمی کرد از این، چون پیغمبر باید کامل ترین افراد باشد، امّا داشتن ثروت و وضع مالی و زندگی دنیا و خوب خوردن و خوب پوشیدن کمال نبوده است که بخواهد بدهد به پیغمبر به عنوان انسان کامل داشته باشد، کمال انسان به این نبوده است، اگر کمال انسان به این بود خداوند از کامل ترین خلقش این را دریغ نمی کرد لذا در قرآن به خود پیغمبر (ص) می فرماید که چشم ندوز به آن چه که ما تمتّع دادیم لذت دادیم، بهره مند کردیم، چشم ندوز به دارائی های این ها به خوردن این ها به خوب پوشیدن این ها به رفاه این ها چشم ندوز که دلت افسرده شود ما این ها را دادیم به آن ها برای این که عذابشان را بیشتر کنیم، چرا غصّۀ دارائی این ها را می خورید چرا ما نداریم، پس ما چه؟ باید شاد باشید، مگر نه این که در قیامت تمنّا می کند که ای کاش جز قوت به من نمی دادند، این جا چرا دنبال اضافه می گردد، چرا حریص است به مال مردم حریص به دارائی مردم است ای کاش من جای فلانی بودم، ای کاش جای فلانی بودم ندارد، تو، به اهل آخرت نگاه کن بگو ای کاش من جای آن ها بودم به اهل الله به امیرالمؤمنین نگاه کن بگو ای کاش من جای این ها بودم نه این که نگاه کنی فلانی بنز دارد من ندارم، خانه اش این جوری است مال من این جوری نیست. این گونه است که مؤمن همۀ قلبش آرام می شود، حرص ندارد، دارائی دیگران او را تحریک نمی کند، او را به افسردگی و غم مبتلا نمی کند. بشاش است، خنده رو است حسود نیست. حسرت به دل نمی گیرد که این ها دارند من ندارم مؤمن در کمالات انسانی حسود است حسود است یعنی غبطه می خورد نه حسود است به معنای زشتش، لا یَکُونُ العَبد عالِمَ حَتی یکونَ حاسِداً، بنده عالم نمی شود تا این که حسود شود این گونه حسادت می کند حسود به معنای غبطه است مثلاً بگوید که من می خواهم رئیس جمهور شوم این همان است که انسان در فرار از دنیا یک وقت می پرد روی دنیا مرکب دنیا را سوار می شود محبوب شوم بروم بشوم نماینده مجلس محبوب شوم بیایند دستم را ببوسند محبوب شوم شاگرد اضافه کنم محبوب شوم کفشم را فلان کنم، نه این را نمی گویم کمالات واقعی انسان را می گویم. آن هایی که می توانند همیشه خیلی خوب از خدا بهره ببرند آن را می گویم که عاشقش شویم غبطۀ آن را بخوریم که راحت همنشین خدا می شوند هر وقت بخواهند راهشان می دهند به عالم ملکوت. هر وقت بخواهند نگاه کنند می بینند که حتّی خود ملکوت هم نه به عنوان این که خود ملکوت را ببندند درست نیست که خود خداوند تبارک و تعالی. غبطۀ این را بخوریم بگوئیم.

خوشا آنان که الله یارشان بی به صبح و شب حمد و قل هو الله کارشان بی

خوشا آنان که دائم در نمازند، ما این را می گوئیم ما دنبال این هستیم طوبی لِذاکِرین، دنبال این باشیم غبطۀ کسانی را بخوریم که در، درگاه سلطان راه پیدا می کنند. هر وقت هم می آیند سلطان زیاد هست. غبطۀ این ها را بخوریم که این ها پیوند با امام زمان دارند، غبطۀ این را بخوریم. این کمالات بهرۀ کمالات چه چیزی است؟ ملعون است غبطه این ها را بخوریم که در نزد خدا منفور و ملعون است برای این ناراحت شویم؟ روایت بعدی از امام صادق (ع) فَإن استَطَعتَ اَن لا تنال فی الدنیا شیئاً تُسئَلُ عَنهُ قدم فَافعَل اگر می توانی کاری کنی که از دنیا چیزی که از تو سؤال شود به تو نرسد این کار را بکن یعنی بی خود نایست جواب بده، یعنی وقتی می دانی که باید جواب بدهی چرا از الان با او پیوند می خوری که بخواهی راجع به آن جواب بدهی؟ از همین الان با او پیوند نخور، می گوید اگر می توانی این کار را بکنی این کار را بکن، ببین این دیدگاه ببین چقدر فرق است می گوید دنبال دنیا نرو، نه تنها ندو بلکه یک کاری کن که اصلاً نرسی به آن. این است از کرامت اهل بیت علیها السلام که می بینیم که این همه کریم هستند. فاطمه زهرا (س) را نگاه کنید شب عروسی چقدر راحت لباس عروسی را درمی آورد می دهد، فکر می کنید فشار آمده به حضرت زهرا. غلبه بر نفس کرده است نَه با لذّت داشته می داده کیف می کرده که الان یک فقیری خورده به او، حالا می توانسته لباسش را به او بدهد. حضرت از این شادمان بوده است گردن بندش را بدهد که حضرت محمد (ص) در راه مسلمین خرج کند پردۀ خانه اش را بکند کیف کرده و یُطمِعُونَ الطَعام علی حُبِّهِ مِِسکیناً و یتیماً وَ أسیراً، مسکین و یتیم و اسیر را عَلی حُبِّهِ به خاطر حب خدا می داده است و عشق هم می کرده به خاطر همین داریم که کریم از خورانیدن از اطعام لذت می برد اما لعین پس از خوردن لذت می برد می گوید بگذار خودم بخورم. بیشتر بخورم اما کریم دوست دارد به حلق دیگران برود از این که به دیگران می رساند لذت می برد، چون هم نفسش را تربیت کرده است هم می داند که ازای بهتری به دست می آورد در واقع وقتی که دارد می خوراند لذت می برد چون دارد می خورد خودش خود را می خورد اما همان طور که دارد می خورد ناخود را هم تربیت می کند وقتی او می خورد خودش هم می خورد بهتر از آن کسی که داری می خوری، هم خودت را این جا داری می خورانی هم خوردنی هایش هم می ماند برای آخرت. اگر قصد خوردنی هم باشد بهترش می ماند برای آخرت. نه تنها ندوید دنبالش بلکه اگر می توانی کاری کنی که طرفت نیاید کاری بکن که نیاید بهره برداری نکن بده به دیگران آن هایی که محتاج هستند خودمان این گونه هستند که می گویند ما می خواهیم یک چیز اضافه بخریم اگر کسی نیاز داشت دوباره می دهیم به آن ها، می گفت می خواهم بروم یک زیارت مستحبّی حمزه این گونه بود شبی که می خواست برود مکه و عازم زیارت مستحبی بود می بیند که بوی کباب می آید از خانۀ همسایه می رود در خانه و می گوید یک مقدار از این گوشتتان بدهید هر چه اصرار می کند می بیند که او نمی دهد ( حالا یا زن او باردار بوده است یا بچه اش هوس می کند یادم نیست ) خیلی تعجّب می کند تا این که آن زن می گوید من شوهر ندارم بچه هایم چند روز است که گرسنه هستند چیزی پیدا نکردم به آن ها بدهم یک اُلاغ مرده ای را دیدم مجبور شدم آن را بیاورم گوشتش را بدهم به بچه ها او هم می رود خانه هر چه پول داشته پول حج مستحبی را می آورد و می دهد دست آن ها چون این واجب تر است یک مسلمان با این وضعیت که من پول را بردارم بروم یک عمل مستحبی انجام بدهم این جا مسلمین ماندند. ما مَنزَلت الدُنیا من نفس اِلاّ بِمَنزِلِتَ المیت إذا إنظَرَرتُ الَیها اَکَلتُ منها می فرماید منزلت دنیا در نظر من مثل منزلۀ میته است همان گوشت الاغ، میته یعنی همین مردار که وقتی که مضطر شدند از آن می خورند. امام صادق (ع) وَ نضطُرَ غَیر باغٍ و لا عاد فَلا أسمَ عَلَیه. هر کسی که اضطرار پیدا کند اهل بغی و دشمنی با خدا نداشته باشد نخواهد از روی گردن کلفتی گوشت مردار را بخورد گوش حرام را بخورد اشکالی ندارد از مرگ نجات پیدا کند در دستور اسلامی داریم که شخصی بین مُردن و خوردن ماند گوشت میته را بخوردکه نمیرد، آن گونه جاها یعنی انسان در حال مرگ باشد فرمود که از دنیا من این قدر بهره برداری کردم منزلۀ دنیا برای من مثل منزلۀ مرده است که هر وقت اضطرار پیدا کند از آن استفاده می کند هر وقت نیاز پیدا کند از آن استفاده می کند نه این که حالا من دارم یعنی این که اگر حلالش را هم دارید خودتان را خفه نکنید به امام سجاد فرمودند که آقا پدر شما چرا این قدر کم فرزند داشت حضرت فرمود من تعجب می کنم که همین چند تا بچه را هم که دارد من تعجب می کنم شب ها غالباً در رختخواب نبود و عبادت می کرد به عبادت مشغول بود، حالا غذای اضافه داریم حالا بیشتر بخوریم گوشت بیشتر، مرغ بیشتر حالا داریم این ها نَه، خیلی افراد هستند که پول های الکی مصرف می کنند حالا شما می خواهید یک انگشتر عقیق بندازید دستت که ثواب دارد خُب این هم حالا 500 تومان و 1000 تومان انگشتر ده هزار تومانی چیست که می اندازی دستت ده هزار تومان انگشتر، فرش می خواهی بخری، خوب مبارک باشد فرش بخر که رفاه بیشتری داشته باشند خانواده خُب حالا یک کمی بهتر بخر اما یک میلیون تومان فرش زیر پا، یک میلیون و نیم فرش زیر پا برای بچه مبل می خواهی بخری که راحت بنشینند بخرید بنشینند امّا آن مبل به قیمت گزاف مُبل یک چنین قیمتی را که شما می پردازید. ماشین می خواهید بخرید که ترددّی انجام بدهید پنج میلیون تومان پول ماشین می دهد لباس می خواهی بخری که یک کت و شواری بپوشی حفظ آبرو و شخصیّت تو بکند ده الی پانزده هزار تومان است هفتاد هزار تومان پول یک کت و شلوار می دهد این ها اسراف است این ها رفتن در دنیاست ولیمه می خواهی بدهی که مسلمانان بخورند ببینید که اولاً این ولیمه مستحب است واجب است این ولیمه را که می خواهی بدهی که این سنّت اسلامی زنده شود ولیمه دادن خوب است ثواب دارد خدا هم قبول کند به چند نفر فقیر می رسد به چند نفر ولیمه دادی به چه کسانی ولیمه دادی حالا چند جور سُس چرا بیست جور غذا؟ چرا پنج جور ژله چرا؟ یک دفعه شما سرو ته یک ولیمه را حساب کردید. دو میلیون تومان مثلاً آخر دو میلیون تومان که اطراف تو کسی نبوده است که نیاز داشته باشد الان مرکز خودمان آن طرف نوار ندارد ما الان مطمئنیم که اگر وضعیت مالی ما ده برابر این هم بود ما ده برابر این کار فرهنگی کرده بودیم، تحول می توانستیم ایجاد کنیم طرف الان تشنۀ نوار است یک سی تا نوار می خواهد گوش کند قطعاًَ منقلب می شود قطعاً به راه صلاح می آید الان نوار همسران جوان هست که روی خانواده ها خیلی تأثیر خواهد داشت اما نداریم این نوار را بدهیم طرف می آید یک هفته پشت این جا می ماند تا یک نوار به او برسد واقعاً این جا خرج حسابی نیست که احیا کنید افراد را، مُرده ها را زنده کنید اگر یک نفر اصلاح شود ثواب هدایت همۀ مردم جهان برای تو هست یک چنین معامله ای انسان کجا می تواند بکند کجای دنیا می تواند چنین سود کلانی را دارد، بعد این پول ها کجا دارد خرج می شود، این به خاطر این است که پولدارهای ما با دنیا به منزلۀ میته رفتار نکردند دنیاداری می کردند و دارند می کنند، ما پول داریم مثل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمة الله، که امام می فرماید عارف کامل است چقدر سفارش ایشان را می کند تمام مال در استخدام آخرت، ساده زیستی امّا از این ثروت در جهت آخرت استفاده می کند.