جلسه 094 - معرفت نفس
شماره جلسه
94
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 094 - معرفت نفس

جلسه گذشته بحث به این جا رسید که انسان باید در حرکت خود به سمت بی نهایت به دو اصل توجه کند یکی اصل رحمی بودن دنیا است و دیگر اصل جنینی خودش هست اگر کسی دنیا را به شکل رحمی دید که موقت در آن هست نتیجه این می شود که به دنیا دل نمی بندد و اگر خودش را به صورت جنین دید که مدت محدودی را فرصت دارد از امکانات رحم برای تحصیل یک امکاناتی که در زندگی بی نهایت به آن نیاز دارد این شخص از عمرش نهایت استفاده را می کند.

فراموش کردن هر یک از این دو اصل باعث خسران انسان می شود. یک نفر رحم بودن دنیا را فراموش می کند و جنین بودن را به یاد داشته باشد این شخص دچار ناآگاهی هست در این که چگونه من باید خودم را رشد بدهم و اگر کسی رحم بودن دنیا را به یاد داشته باشد و جنین بودن خودش را فراموش کند چون این شخص آخرتی سراغ ندارد درست به آخرت متولد نمی شود روایت اول از علی علیه السلام است فرمود: الکمال فی الدنیا مفقودٌ، یعنی کمال در دنیا مفقود است. این جمله از مولی علی علیه السلام چند جنبه دارد و هر کدام هم درباره اش می شود مفصل بحث کرد، یکی این است که وقتی می گوید کمال در دنیا گم است یعنی باید گشت به دنبال کمال و براساس اصلی که خواندیم که هر حرکتی احتیاج به معرفت دارد پیدا کردن گمشده هم نیاز به شناخت دارد، و باید کسی که نشانی را بلد است ما را ببرد به سمت گمشده خودمان. جنبه دیگر این روایت این است که اکمال فی الدنیا مفقودٌ آیا واقعاً در دنیا کمال گیر می آید یا نه. اگر بگوئیم کمال نهائی انسان که خداوند تبارک و تعالی است نیست در دنیا، و این در حالی است که ما داریم می بینیم و نمی توانیم بگوئیم نیست، انسان در همین دنیا می تواند به خداوند تبارک و تعالی برسد و این که حافظ علیه الرحمة می گوید در شعر خود که توجه به وعده نسیه آخرت نکنید و دنیا که نقد است بچسبید. خیلی از بی کمال های دنیا فکر کردند که حافظ منظورش این است که دنیا را بچسبیم و آخرت را رها کنیم و آخرت نسیه است و دنیا نقد است و فکر چریدن در دنیا باشید. و این نیست بلکه معشوق دنیا می تواند پیوند با آخرت بخورد و با معشوق نیز پیوند بخورد.

آن که از او خبر آورده ای بی حبا اکنون در آغوش من است

چرا صبر کنیم در قبر و قیامت به آن نرسیم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: ذاکر الله یحاسبه، ذاکر خداوند همنشین اوست، اگر ما در شب به راز و نیاز بپردازیم یا در روز با او صحبت کنیم احساس نمی کنیم که او با ماست و می توانیم مستقیم با او درد دل کنیم. خداوند تنها کسی است که همیشه همه جا نقد هست و مسافتی لازم نیست که طی کنید با دل خود صدا بزنی خداوند پیش تو است و رابطه نفس با خداوند متعال از عجایب است. چرا این طور است؟ نظام خلقت چگونه است احاطه او بر نظام خلقت چگونه است، این چگونه در نظام صورت گرفته که شخص هر وقت و همه جا به خداوند وصل است و هیچ فاصله ای بینی او نیست. موسی علیه السلام عرض کرد به خداوند تبارک و تعالی که خدایا دوری که صدایت کنم نزدیکی که نجوایت کنم، فرمود من هم نشین تو هستم در موقع ذکر گفتن، طرف بیست سال سی سال و پنجاه سال از خداوند دور است وقتی یک دفعه می گوید خدا او را حاضر می بیند و راه دور نشده و پل های پشت سرش خراب نیست لذا داریم که لذتی که اهل ذکر در این دنیا از ذکر با او می برند بهشتیان در بهشت نمی برند. وجه سوم روایت این است که در دنیا و مظاهر دنیا کمال وجود ندارد یعنی اگر کسی به دنبال معشوق و محبوب و کمال و مطلوب خودش می گردد توی این ها گیر می آورد، توی دنیا می توانیم به کمال خودمان برسیم ولی نه با دنیا و مظاهر دنیا، توی دنیا با چیزی غیر از دنیا باید پیوند بخوریم تا به کمال برسیم روایت بعدی حضرت امیر علیه السلام فرمود: الدنیا سوق الاخسران دنیا بازار خسران هست خسران یعنی این که انسان اصل سرمایه را ازدست بدهد. می فرماید دنیا بازاری است که انسان اصل سرمایه خودش را از دست می دهد. مثل جنین که حرکت او منجربه تحصیل نیازهای دنیایی او نشود تمام وقت خود را از دست داده، عمر، استعداد، و توانائی خودش را از دست داده است و وقتی متولد می شود هیچی ندارد و جبران پذیر هم نیست این مسئله. یک عده گرانبهاترین و عزیزترین سرمایه خود را توی دنیا از دست می دهند و هیچ ذخیره ای برای آخرت ندارند به خاطر این است که ماهیت رحمی دنیا و جنینی خودشان را نمی شناسند و توجه ندارند، وقتی کسی نداند که در رحم به سر می برد فکر می کند ماندگار است وقتی کسی نفهمید که جنین هست و باید برود فکر می کند آن چه که دارد و تحصیل کرده است همان است و چیز دیگری نمی خواهد که تحصیل کند. روایت بعدی می فرماید که الدنیا مزرعة الشر ، یعنی دنیا مزرعه شر است یعنی می کارد و برای خودش شر درو می کند. هر چه بکاری همان می دروی زمینی که درآن می کاریم نفس ماست و روح ماست. عرض کردم نوع برخوردی که در برزخ و آخرت با ما می شود بسته به نوع شاکله ای است که ما تحصیل کردیم وقتی می خواهیم هر ارتباطی برقرار کنیم یا هر چیزی را ببینیم باید دید که این دیدن چه تأثیری روی شاکله من می گذارد در روح من چه می کارد، یا چیزی را بشنوید یا بخورید باید دقت کنید که این ها چه تأثیری در روح شما می گذارد روایت بعدی می فرماید الدنیا مطلقه الکیالی، مطلقه یعنی طلاق داده شده، زنی از طلاق داده می شود کاملاً ارتباطش با شوهرش قطع می شود، علی علیه السلام به دنیا می فرماید که من تو را سه طلاقه کردم.

اکیس جمع کیس است یعنی زرنگی، یعنی افراد زیرک و زرنگ دنیا را طلاق می دهند، یعنی اصلاً خیال ارتباط با آن را ندارند، و با همان دیدی که حضرت امیر به دنیا نگاه می کرد نگاه می کنند.

از مؤمن و از آدم عاقل خواسته شده که با دنیا دو جور برخورد داشته باشید که ظاهراً این دو نوع برخورد با هم متضاد است ولی در باطن یکی است ماهیت رحمی را دقت کند، تا وقتی کل استعدادهائی که برای حیات دنیا احتیاج داریم تحصیل کردیم نیمه راه رحم را ول نکند که در این صورت سقط می شود و نباید رحم را ول کند و تا می تواند از آن استفاده کند.

رحم ناسالم بچه ناسالم تحویل می دهد، پاکسازی رحم مهم است و آلوده نباید باشد، دنیا را خوب بسازد تا خوب بتواند از آن استفاده کند هرزگی ها، کثافت ها و آلودگی ها و میکروب ها و باطل ها و پلیدی ها را از محیط دنیائی خودش کند تا خوب بتواند از دنیا استفاده کند. چون دنیا مرکب اوست لذا فرمود برای دنیای خود آن قدر برنامه ریزی کن که انگار همیشه در دنیا خواهی ماند و برای آخرتت چنان باش که فردا خواهی مُرد. انسان زیرک سعی می کند از همه دنیا با آخرت پیوند برقرار کند لذا در همۀ ارتباطاتش پیوند با آخرت هست با همه مظاهر دنیا برخورد آخرتی می کند و برای آخرت بهره برداری می کند، از جسم از حس از لذت ها بهره برداری می کند، استراحت، خواب و بودن با همسر بهره برداری آخرتی می کند، لذا می بینید برای یک همچو کسی آمیزش با همسر ثواب دارد، و برای قطره قطره آب غسلش برای او خداوند حوری بهشتی خلق می کند، این لذتی است که همه حیوانات و شهوت پرستان می برند ولی وقتی یک مؤمن سراغ این کار می رود می بینی چقدر ثواب دارد، سراغ خوردن می رود همچنین خنده می کند ثواب دارد همه چیز و همه کارهای او ثواب دربردارد اگر قلم خوبی، یا هنر خوبی یا ثروتی یا شهرتی یا مقامی دارد از همه این ها در جهت آخرت بهره برداری می کند و با آخرت همه این ها را پیوند می دهد این است که انبیاء و ائمه علیهم السلام در وحله اول می خواستند حکومت را به دست بگیرند تا با این قدرت بهشت ها درست کنند و انسان ها را تربیت کنند و این چیز کمی نبود، یکی از اصول مسلم همه رفتار انبیاء همین بود یعنی گرفتن قدرت و حکومت کردن و در سایه حکومت اقامه نماز کنند و ایتاء زکات کنند وامر به معروف و نهی از منکر کنند، هر کسی در این کشور در روی صندلی ریاست نشست و غیر از این افکار داشت باخت آن صندلی برایش جهنم است در هر مقامی و هر پستی.

همان طور که شهید رجائی رحمة الله علیه استفاده کرد از ریاست جمهوری خودش، او می دانست وقتی که رئیس جمهور نیست اگر کسی را بغل کند و نبوسد تأثیری ندارد ولی وقتی این پست را گرفت مخصوصاً در این مقام می رفت و یک نفر را می بوسید تا احیا کند یک نفر را. امام امت در مقام رهبری می رود یک کارگری که در خانه او شوفاژ کاری می کند دست او را می بوسد و او را احیاء می کند، از مالی که زیردستش است از قدرتی که دارد از نفوذکاری که دارد استفاده می کند برای این که آخرت درست کند برای خود و دیگران و این چیزی است که خیلی از مدیران ما آن را فراموش کردند. امام صادق به شیعه خودش می گوید لباست را درست کن و به قول امروزی ها باپرستیژ باش و هپلی نباش چه تو شیعه ما هستی، و نبی اکرم صلی الله با همان فقر مادی که داشت از حداقل امکانات استفاده می کرد و درست می گشت و عطر استعمال می کرد، و رمز این که این ها در معارف ما در ادبیات دینی ما راه پیدا کرده است همین است چون اهل دنیا با همین ها می آیند آدم می شوند، این که امام سلام الله علیه به رؤسای جمهور ما فرمود شما در همان کاخ خود بنشینید، و اگر این کار را نمی کردند نمی توانستند رابطه سالم برقرار کنند، و فرمود شما در همان کاخ خود بنشینید و توی همان بنز خود باشید ولی دل نبندید به این ها. پس وقتی می گوئیم مطلقة الکیاس این طور نیست که هیچ ارتباطی نیست ، اتفاقاً می آید سراغ دنیا اما از آن می آید، اول پیوند با آخرت می خورد، اول سیر معنوی را طی می کند بعد می آید سراغ دنیا و دنیا را به استخدام می گیرد، وقتی می آید سراغ هنر می بینی که هنر می شود وسیله ای برای احیاء دین. برای همین سفارش می کنند که به هنرمندان قبل از این که بروید سراغ هنر بروید سراغ خدا، کسی که از پایین می خواهد برود بالا خراب می کند. ولی از بالا که شروع کرد قلم که می زند احیاء می کند، شعر که می گوید عالی شعر می گوید، چه زیبائی ها و بهشت ها می سازد. وقتی از بالا آمد یعنی دنیا مرکب اوست نه این که او مرکب دنیاست. خیلی هنر است در حالی که انسان خیلی ارتباط با دنیا دارد دنیا را طلاق داده باشد.

والحمدالله رب العالمین