اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس رسول الله و همراه رسول خدا در غار حرا هنگام نزول وحی امیرالمؤمنین(ع) صلوات ختم بفرمایید. بحثمان جلسه گذشته به اینجا رسید که انسانها فطرتاً به دنبال خوشبختی و سعادت هستند و این سعادت را برای خودشان به عنوان یک امر حقیقی و همیشگی نیاز دارند و میخواهند.@ اما سعادت خواستن برای خود تابع نوع ترجمهای هست که هر کس از خودش میکند تابع نوع معنایی هست که هر کس از خودش میکند ببینید ما علاقه به خودمان داریم عاشق خودمان هستیم اما اگر خودمان را از تولد تا مرگ ببینیم تا وفات ببینیم همه این علاقه در مقیاس تولد تا مرگ اعمال میشود.@ اما اگر خودمان را به همان بلندایی که خلقمان کردند ببینیم یعنی همانطور که خدا ما را معرفی کرده یک نقطه آغاز داریم و نقطه پایان هم نداریم و یک مقطع زندگی دنیا را داریم تولد تا وفات که دنیا شد این دنیا معادل هست سازنده چهار مرحله زندگی ماست.@ 1ـ مرحله وفات و تولد 2ـ مرحله برزخ حیات برزخی 3ـ مرحله قیامت و 4ـ حیات ابدی، این دنیا سازنده همه این چهار مراحل است این که من چطوری متولد میشوم من باز تأکید میکنم عزیزان خیلی دقت بکنند مسئله مرگ را از آنچه که تا به حال شنیدند بیایند بیرون مرگ عبارت است از تولد ما از رحم دوممان به این دنیا یا رحم دوم.@ قبل از تولد در رحم مادر بودیم رحم اول که رحم مادر هست تولد هست برای شرائط زیستی برتر از رحم اول به همین نسبت که رحم اول با دنیا نسبت دارد دنیا هم با ابدیت نسبت دارد که راجع به این فرمول مفصل خدمتتان عرض میکنم.@ بنابراین ما اگر بخواهیم عشقمان را علاقمان را به خودمان اعمال بکنیم وقتی خودمان را در همین مقیاس ببینیم علاقه هم گفتیم احساس تابع نگاه است اما اگر نگاه ما اینطوری شد به این بلندا خودمان را دیدیم این علاقه میاید اینجا و از این منظر همه علاقه پخش میشود و بعد به همه جا علاقه داریم.@ هم دنیایمان را دوست داریم هم موقع وفاتمان را دوست داریم هم برای برزخمان نگران هستیم سرمایهگذاری میکنیم و هم برای قیامتمان سرمایهگذاری میکنیم و هم برای حیات بعد از قیامت سرمایهگذاری میکنیم برای ابدیتمان سرمایهگذاری میکنیم یعنی چون به این بلندا خودمان را میبینیم به همین بلندا هم سرمایهگذاری میکنیم.@ نکتهای که خدمتتان عرض کردم این هست که اگر ما بخواهیم سعادتمند باشیم باید عاشق خودمان باشیم به خودمان علاقه ابدی داشته باشیم این علاقه ابدی باعث میشود که ما در انتخابها نوع برنامهریزیهایمان، نوع ارتباطاتی که برقرار میکنیم و هر ارتباطی اعم از ارتباطات مادی و معنوی تجدیدنظر بکنیم.@ در این انتخابها دقت زیادی بکنیم که برای همه ابدیت ما این انتخابها مفید باشد 2ـ باعث میشود که ما دنبال جذب اطلاعات مربوط به هر مرحله و تخصصهای هر مرحله باشیم 3ـ همت ما برای عمل براساس نظام ابدیت زیاد میشود چون وقتی که من فقط از تولد تا وفات دیدم همه همت من قدرت من در دنیا خرج میشود اما وقتی خودم را ابدی دیدم همت من بزرگ میشود وسیع میشود عالی میشود.@ در روایت داریم مؤمن از همه انسانها همتش بیشتر است چرا؟ چون هم برای دنیا برنامهریزی میکند هم برای ابدیت برنامهریزی دارد برای همین همتش بالاتر هست. پس سه اثر داشت اثر چهارم این هست که از این به بعد وقتی من به خودم علاقه ابدی دارم به انسانهای دیگر هم علاقه ابدی پیدا میکنم دیگر در حق ؟؟؟ نمیکنم.@ یعنی هر کس را دوست دارم به بلندای ابدیت دوستش دارم فقط نوع این اعمال این محبت و دوستی و ارتباط به گونهای هست که دیگر به وفات او لطمهای وارد نمیکنم به برزخ او لطمهای وارد نمیکنم قیامت او را به خطر نمیاندازم حیات ابدی او را هم به خطر نمیاندازم یعنی ارتباط من با او ارتباط کاملاً سالمی هست.@ چون به او علاقه ابدی دارم نمیخواهم آیندهاش را به خطر بیاندازم ابدیتش را به خطر بیاندازم ابزار دست من نیست وسیله نیست یک انسانی هست که شرافت دارد و قیمت ابدی دارد بنابراین من در مقیاس ابدی علاقمند به او هستم و به او عمل میکنم.@ یک جملهای من خدمت شما بگویم تا این مسئله را خوب متوجه بشوید دقیقاً چیست من به عنوان مثال صحنه خانواده در قیامت را برایتان بگویم قرآن میفرماید در قیامت(يَوْمَ) منظور قیامت است(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) روزی که فرار میکند شخص از برادرش، کدام روز؟ قیامت و مادرش و از پدرش و از همسرش و از فرزندش.@ چرا فرار میکند؟ ببینید الان شما نشستید کنار هم خیلی آرام به هم اعتماد داریم مشکلی نداریم اما اگر در من و شما یک کسی در حق کسی دیگر خیانت کرده باشد ظلم کرده باشد کنار هم میتوانند بنشینند یا نه یا بدهکار باشد یا مدیون باشد فرار میکند همیشه بدهکار از طلبکار فرار میکند.@ میگوید اینها فرار میکنند این فرار معلول خیانت است یعنی قیامت معلوم میشود که مادری که باید به فکر وفات بچهاش میبوده تولد بچهاش، این فقط برای این طبقه برنامهریزی کرده دکتر رفته مراقبت دوران بارداری گرفته مراقبت برای این تولد، ولی برای این تولد بچهاش هیچ برنامهریزی نکرده.@ بچه متولد شده در حالی که گدا و فقیر بوده نسبت به شرائط بهشت، بعد آمده در قیامت بچه فقیر است گرفتار است آن چیزی که باید تهیه میکرده تهیه نکرده در روح خودش، پدر مادر نه به او دادند نه میل این کارها را در او ایجاد کردند نه شرائطش را برایش فراهم کردند.@ لذا اینجا بچهها یقه پدر مادرها را میگیرند برادرها یقه برادرها را میگیرند همه متقابلاً همسران یقه همدیگر را میگیرند روز قیامت روزی است که افراد خانواده جز یک گروه فقط قرآن میفرماید یک گروه هستند که اعضای خانواده همه با هم دوست هستند و هی دوست دارند بغل هم باشند اگر یکیشان برود بهشت دوست دارد بقیه را هم بکشاند ببرد میگوید(اِلاَّ المُتَقین) فقط افراد مؤمن و باتقوا.@ چون همیشه عاشق هم بودند به بلندای ابدیت و نوع سرمایهگذاریشان همه قسمتهای همدیگر را پوشش میداده از همدیگر هیچ گلهای ندارند چون به بلندای ابدیت دوست داشتند عشق واقعی داشتند به همدیگر، علاقه حقیقی داشتند اما بقیه آدمها همه از همدیگر فرار میکنند فرارشان هم معلول خیانت است.@ خیانت یعنی چی؟ خیانت یعنی قسمت اعظم وجود یک انسان را بپوشانی به او لو ندهی به او نگویی که تو یک آینده اینطوری هم داری فقط معنایش بکنی از تولد تا وفات هی ارزشهای این را برایش بزرگ بکنی که تو باید بدنت سالم باشد درس بخوانی دکتر بشوی مهندس بشوی پیشرفت بکنی پست بیاوری مقام بیاوری ازدواج بکنی همین.@ ولی برای بعد از این قسمت هیچ کدام از آموزههای ما این قسمت را نمیپوشاند هیچ وقت هم به یاد نمیاوریم هر کس هم میخواهد به یادمان بیاورد متنفر میشویم بدمان میاید اصلاً اسم وفات و مرگ و اینها میاید اصلاً حرف نزن در حالی که مهمترین قسمت عمر یک انسان مرحلهای هست که از اینجا میخواهد ورود کند به همه ابدیت دوران ابدیت ما از اینجا شروع میشود حیات ابدی ما نسبتش را هم بعداً توضیح میدهم.@ وقتی قرار است در فضایی که بینهایت بزرگتر از اینجاست و کمالاتش بینهایت بزرگتر از اینجاست ورود بکنیم باید برای اینجا آماده بشویم ولی نوع زندگیهای ما اینطوری هست انتخاب همسر میخواهیم بکنیم اصلاً فکر نمیکنیم که من میخواهم روی ابدیت این شخص اثر بگذارم و او میخواهد روی ابدیت من اثر بگذارد.@ بچهای که میخواهد از ما بوجود بیاید باید خوشبخت باشد به بلندای ابدیت اصلاً فکر نمیکنیم نه برایش برنامهریزی داریم نه چیزی، لذا از نداشتنها فقرها بیتربیتیهایی که نسبت به ابدیت هست در مورد اعضای خانوادهمان دلشوره و نگرانی نداریم ولی در مسائل دنیایی بله، یک حدیثی هست از پیغمبر میفرماید من از پدران آخرالزمان بیزارم همین کلمه را پیغمبر بکار برده.@ بعد گفتند یا رسول الله پدران مسلمان یا پدران غیر مسلمان؟ فرمود پدران مسلمان، عرض کردند چرا؟ فرمود اینها وقتی که بچههایشان میخواهند بروند علوم ابدیتی و آخرتی یاد بگیرند با دین آشنا بشوند مانع سر راه بچههایشان ایجاد میکنند اما وقتی که بچههایشان میخواهند بروند سر علوم دنیایی بچههایشان را تشویق میکنند.@ خیلی از مادرها هستند همینطوری هستند نمیگذارند بچههایشان خوب بار بیایند خوراک به آنها میدهند و جنایت میکنند در حق بچههایشان یعنی آنها را همان کودک عزیز روان و آن طفلی که خدمتتان عرض کردم در درون ما هست از خداوند، خداوند از خودش در درون ما یک طفلی قرار داده یک بچه که آن همان فطرت هست باید رشدش بدهیم.@ آن کودک عزیز روان را نه پرستاری میکنیم برایش نه مادری میکنیم برایش نه خوراک به او میدهیم میگذاریم همینطوری له بماند و بمیرد این جنایت است در حق خود، آن خود ما خود ابدی هست که غذایش را به آن نمیرسانیم برایش برنامهریزی نمیکنیم و خوراکش و نیازهایش را تأمین نمیکنیم بیشتر به فکر تأمین حیوانیت هستیم یعنی کمالات حیوانی.@ بنابراین بچه من از من حق حیات ابدی دارد باید من او را برای ابدیت تربیتش بکنم و الا فردای قیامت نمیتوانم جوابگو باشم ضمناً هر گناهی هم بکند در نامه اعمال من نوشته میشود همسر من باید حقش هست که به بلندای ابدیت دوستش داشته باشم و به بلندای ابدیت برایش سرمایهگذاری بکنم.@ دوست من همینطور، شاگرد من همینطور یعنی آنها این حق را دارند و من نمیتوانم در حقشان خیانت بکنم بیایم به آنها فقط مسائلی را یاد بدهم که اینها بتوانند اموراتشان را در دنیا بگذارند و سرشان را کلاه بگذارم آنقدر مسائل دنیا را برایشان بزرگ بکنم هی مشغولشان بکنم که اینها اساساً به چیزی به نام ابدیت و خود حقیقی فکر نکنند این خیانت میشود.@ و لازمه این که من این خیانت را نکنم جلسه قبل گفتم چیست؟ این هست که اول این خیانت را در حق خودم نکنم علی(ع) میفرماید چگونه میتواند در حق دیگران عدالت داشته باشد کسی که در حق خودش ظالم است.@ من وقتی عاشق خودم عاشق ابدیت خودم نباشیم بقیه انسانها را هم له میکنم برای راه مقاصد خودم، عمرشان را جوانیشان را استعدادشان را تلف میکنم مگر خودم نخواهم برسم اول از این مهر مادری و پدری یعنی من بچهام را خوب بار بیاورم اینجا در حد کمالات حیوانی بار بیاید بعد من میتوانم پدر مادر موفق باشم، نه اینطور نیست.@ پدر مادر موفق پدر مادری است که بچهاش را یک طوری بار میاورد که این بچه به بلندای ابدیت خوشبخت است خیلی آیه و حدیث داریم در مورد خانواده در قیامت، داستانی هست اصلاً یکی از پنجاه ایستگاه قیامت ایستگاه خانواده است قیامت گفتیم 50 هزار سال است.@ امام صادق(ع) میفرماید 50 ایستگاه دارد هر ایستگاه هزار سال ما موقف خانواده معطل داریم که آیا با زنت با شوهرت با دخترت با بچهات پسرت چطوری رفتار کردی با پدر مادرت چطوری رفتار کردی باید جواب بدهیم مسئله خانواده را باید رد بکنی خوش به حال کسی که در دنیا یک طوری رفتار بکند که آنجا این هزار سالش یک ثانیه میشود.@ چون کسی که حساب نداشته باشد معطلی هم ندارد این درست رفتار کرد بفرما برو معطل نمیشود به قول یکی از خواهرهای عزیزمان آمده بودند برای مشاوره میگفت من فقط میخواهم آنجا روز قیامت در ایستگاه خانواده معطلی نداشته باشم وقتی قرار است هزار سال معطل نگه بدارند انسان را در فضای قیامت دروغ که نیست این حرفها خرافه که نیست.@ بالاخره آن کسی که رب العالمین هست و این مجموعه را خلق کرده او دارد حرف میزند او دارد میگوید پنجاه هزار سال، کسی نگفته حدیث هم نیست حتی یعنی کسی بیاید شک بکند بگوید شاید اعتبار نداشته باشد آیه است آیه صریح قرآن است که آقا پنجاه هزار سال معطلی داری.@ اگر من حواسم باشد که قرار است من همین منی که اینجا هستم بعدها پنجاه هزار سال سر پل بایستم جواب بدهم آنجا چکار کردم اینجا چکار کردم اینجا چه گفتم آنجا چه گفتم نحوه حرف زدنم را درست میکنم روابط عاطفیم را درست میکنم سیستم ارتباط کلامی را با همه اعضای خانواده بیدردسر و بهشتی میکنم اینطوری میشود.@ سیتسم بهشتی چیست؟ سیستمی هست که وقتی اعضا با همدیگر حرف میزنند از همدیگر لذت میبرند اشباع میشوند از محبت همدیگر، نوع کلماتی که به کار برده و در این کلمات هرگز نیش تمسخر توهین آزار دادن وجود ندارد نق زدن وجود ندارد زیر سؤال بردن وجود ندارد.@ وقتی که من اینطوری هستم از الان باید خودم را تربیت بکنم چون آنجا نمیتوانم معطل بشوم هزار سال مگر شوخی است تعارف که نکرده یک عزیزی بود جوانی بود مال اتریش خانمش آمد به من گفت که آقای شجاعی تو را به خدا به این صحبت بکن این شبها که هر شب تا صبح عبادت میکند روزها هم که دائماً روزه است به خودش خیلی فشار میاورد.@ یک جوان شاید 27 ـ 28 ساله اتریشی خیلی به خودش سخت میگیرد یک کم صحبت کن ببینیم چرا اینقدر سخت میگیرد یک مقدار متعادلتر باشد با او صحبت کردم یک چیزی گفت خیلی من را تکان داد گفت آقا شجاعی قیامت نه تعارف است نه شوخی جدی است.@ این همه خداوند در قرآن آخرت آخرت ابدیت ابدیت آورده خیلی مهم است دیگر چون خدا دنیا را خلق کرده آخرت را هم خدا خلق کرده همه مجموعه را خدا خلق کرده در مورد این فرمود متاع قلیل یعنی یک کالای خیلی کوچک در مورد آخرت حالا نسبتش را برایتان ترسیم بکنم متوجه میشوید از نظر علمی چگونه است.@ علی(ع) فرمود یک جیفه است جیفه یعنی چی؟ یک مردار(اَلدُنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) یک جیفهای هست که طالبش سگ است متاع، خیلی تعبیر عجیبی دارند ولی در مورد آخرت که میرسد خداوند تعبیر عظیم، کبیر بکار میبرد مقیاس را یک نفر خلق کرده اندازه از طرف یک نفر است همان که دنیا را خلق کرده آخرت را خلق کرده.@ میگوید من که دنیا را خلق کردم به شما میگویم دنیا کثیف، پلید، کوچک، ملعون یعنی دور اما ابدیت بزرگ، عظیم، کبیر هست یک نفر از نگاه خدا خداوند یک نظر میدهد این را متاع قلیل میگوید و آن را عظیم میگوید ما که نمیتوانیم بگوییم که آخرت را قبول بکنیم و این را قبول نکنیم یا این را قبول بکنیم آن را قبول نکنیم.@ چون اویی که ساخته بهترین کسی است که اظهارنظر بکند در مورد هر دو عالم، هم عالم دنیا، هم عالم ابدیت، یک نفر میخواهد اظهارنظر بکند او میگوید این کوچک است این عظیم است حالا در نسبت بردن متوجه میشوید.@ بنابراین توجه ما باید این باشد که در رفتارهایی که به خودمان داریم اول عاشق خودمان باشیم با خودمان درست رفتار بکنیم نیازهای حیات ابدی را برای خودمان تهیه بکنیم من فقط به دیپلم و لیسانس و دکترا که احتیاج ندارم به یک سلسله اطلاعات تخصصی نیاز دارم حالا راجع به اطلاعات صحبت خواهیم کرد در این زمینه، به فکر خودم باشم نیازهای این حیاتم را تأمین بکنم.@ روحم را چنان تقویت بکنم که وقتی به موسیقی بهشتی شراب بهشتی دوستان بهشتی و ماورای بهشت و بالاتر از بهشت هم ما داریم برخورد کردم توان بهرهبرداری از آنجا را داشته باشم و فقیر متولد نشوم چون جهنم ساخته انسان است و معلول عدم سنخیت با بهشت است.@ هر کس گفت جهنم یعنی چی؟ میگوییم جهنم یعنی ناسازگاری با بهشت، وقتی نمیتوانی از بهشت لذت ببری جهنم میشود عذاب یعنی همین میشود. برای حرکت سالم به سمت ابدیت ما به چند تا چیز احتیاج داریم یعنی ما بتوانیم حیات ابدی و سعادت دنیا و آخرتمان را تأمین بکنیم به فرمولهایی احتیاج داریم.@ اول از این من یک نکته را بگویم ما وقتی که داریم راجع به ابدیت و آخرت اینها صحبت میکنیم منظور این نیست که دنیا را میخواهیم حذفش بکنیم به آن بیمحلی بکنیم و کوچکش بکنیم دنیا آنقدر مهم است درست است کوچک است قلیل است اما توانش به اندازه این کبیر هست.@ گفتم این دنیا برابر است با یک ابدیت، حالا فرمولهای ریاضیش را که بگویم بیشتر متوجه میشوید بنابراین اگر کسی بخواهد ابدیت شیرینی داشته باشد باید حتماً دنیایش شیرین باشد نمیشود ما دنیای زشت داشته باشیم و ابدیتمان شیرین باشد حالا میخواهم این فرمولها را عرض کنم.@ ما با دو خصوصیت میتوانیم وارد بهشت بشویم و حیات ابدیمان را ایجاد بکنیم این خصوصیت عبارت است از آرامش به اضافه شادی اگر کسی میخواهد بداند که میتواند در دنیا در بهشت شاد باشد باید ببیند آیا در دنیا آرامش و شادی دارد یا نه، چون بهشت جای سالمهاست چون به آن دارالسلام میگویند آدمهای سالم را آنجا راه میدهند.@ باید اینجا سالم باشد آدم سالم علامتش این هست که هم در دنیا آرامش دارد و هم شادی دارد که حالا میخواهم راجع به این فرمولها صحبت بکنیم که ما اساساً به چه چیزهایی نیاز داریم ما باید دنیایمان را یک طوری شاد و آرام بسازیم که به بهشت شاد و آرام بتوانیم برسیم و چکار کنیم هم اینجا بیشترین لذت را ببریم.@ به قول حضرت فرمود کسی که اینجا بعضی از مؤمنین در دنیا به لذاتی میرسند که بهشتیان در بهشت به آن لذت نمیرسند چکار کنیم که دنیایمان هم شاد باشد هم آرام باشد حالا به این فرمول میرسیم به موقع راجع به این با شما صحبت میکنم ما حزب اللهی بداخلاق افسرده پژمرده زودرنج عصبی غصهدار نداریم.@ اصلاً امکان ندارد یک نفر مؤمن باشد یا حزب اللهی باشد از این خصوصیتها داشته باشد اگر شما دیدید یک نفر خیلی متدین است از خانمها همچین چادرش هم سفت میگیرد که فقط دماغش هم بیرون باشد از آقایان همینطور تسبیح نیم متری و به پهنای انگشتانش انگشتر و چهل دفعه مکه رفته باشد کربلا رفته باشد و مشهد برود.@ ولی دیدید آدم بداخلاقی است آدم اخمویی است آدم زودرنجی است آدم حساسی است در کلماتش دیگران رنج میبرند وقتی از مصاحبت با این نمیتوانند شیرینی احساس بکنند این مطمئن باشید دینداریشان همه قلابی بوده ینی آن دین و اسلام به جای اینکه بیاید در بخش انسان بنشیند رفته در بخش حیوانی نشسته یعنی یک حیوانی بوده که متدین بوده.@
انسان اگر در بخش انسانیش نماز بخواند روزه بگیرد امکان ندارد شاد نشود امکان ندارد آرامش نداشته باشد بنابراین ما باید ببینیم چقدر متدین هستیم چقدر ایمان داریم از کجا معلوم یک نفر متدین است و ایمان دارد؟ به میزانی که آرامش و شادی دارد این را قرآن میگوید.@ اگر ما دیدیم بعد از ده سال نمازخواندن آرامش نداریم شادی نداریم معلوم است این نمازها نشتی داشته در وجودمان یعنی شما بنزین بزنید قرار است دویست کیلومتر با آن بروید دویست کیلومتر پانصد کیلومتر هزار کیلومتر میخواهی با آن بروی بعد میبینی پنجاه کیلومتر که رفتی خاموش شد بعد نگاه میکنی باک هم خالی است معلوم است بنزین نشتی داشته یک جای دیگر رفته به موتور نرسیده.@ علامت دین خدا قرآن میفرماید در چند جا هم خدا تأکید میکند علامت دین خدا این هست که در شخص هم آرامش میاورد و هم شادی، آدم دیندار ترسو نیست مضطرب نیست عصبی نیست غمگین نیست زودرنج نیست حساس نیست پرتوقع نیست شیرین است مثل عسل این خصوصیت است.@ الان این چای است علامت دارد اینها را خوردی یک اثری داشته باشد اینجا این قند است این اگر من بخورم باید اگر قند بشود راهش این است که من پنج تا از این را بیندازم در چایی باید شیرین بکند اگر نکرد یعنی این قند نبود ولی امکان ندارد اثر نداشته باشد.@ دین اثر ذاتیش مثل آب است آب اثر ذاتیش خیس کنندگی دارد به قول مسیح(ع) در آب رونده خیش شونده است دین اثر ذاتیش شادیآوری است آرامبخشی است وقتی که در کسی نیست معلوم است مسجدهایش، نماز جماعتهایش، کربلا و حجش درسش و عرفانش و حوزه رفتنش اینها فایده نداشته از اول نشتی داشته.@ چون قرآن نمیپذیرد یک نفر متدین باشد و شاد و آرام نباشد حالا من میخواهم این را عرض کنم میخواهیم به این مسیر برویم میخواهیم یک دنیای آرام و شاد داشته باشیم که بتوانیم در کنار آن با آرامش و شادی که داریم بتوانیم یک ابدیت را بسازیم کسی که غمگین و مستبد هست هرگز توان ساخت ابدیت را ندارد.@ شما نگاه کنید اگر مثلاً غمگین باشید حال و حوصله هیچ کس را ندارید میخواهید درس بخوانید حال و حوصله ندارید میخواهید بروید باشگاه ورزش بکنید حال و حوصله ندارید میخواهی کنکور بخوانی امتحان بخوانی حال و حوصله نداری میگویی اعصابم خورد است اصلاً حوصلهاش را ندارم ولش کن.@ میخواهی مهمانی بروی میبینی دل و دماغ نداری هر کاری میخواهی بکنی میبینی دل و دماغ نداری چرا؟ چون آرامش نداری و یا دلت غصهدار است میگوید غذا نمیتوانم بخورم پشت ماشین نمیشینم حوصله ندارم میترسم تصادف بکنم اعصابم خورد است حال و حوصله مهمانی را ندارم عروسی نمیایم بیرون نمیروم تفریح نمیروم چون حوصله نداری.@ شیطان هم این را خوب میداند حالا فرمولهایش را خدمتتان عرض میکنم قرآن میفرماید مواظب باشید شیطان آرامش و شادی را از شما نگیرید چون بتواند آرامش و شادی را از شما بگیرد شما از حرکت درست به سمت ابدیت باز میمانید و زمینگیر میشوید مؤمن اگر غمگین بشود دیگر نمیتواند سازندگی داشته باشد و اگر به اضطراب بیفتد کاری برای ابدیت دیگر نمیتواند بکند حرکتش کاملاً متوقف است.@ باید فرمولها را یاد بگیریم که بتوانیم در عین شادی و آرامش و لذت یک خانه شادی را برای خودمان بسازیم چون بهشت را فرمودند خانه شادی، ما یک خانه شادی بتوانیم بسازیم و برای ابدیت شاد باشیم که میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم پس حرکت ما به سمت تهیه یک آرامش دائم و یک شادی دائم هست.@ برای اینکه در سایه آرامش دائم و شادی دائم یک ابدیت شاد را بسازیم ابدیت موقت، پس این حرکت را داریم، حالا سؤال: وقتی میخواهیم یک حرکت را انجام بدهیم برای انجام این حرکت شما الان اولین سؤالی که از من میکنید چیست وقتی که من این حرف را زدم؟@ چطور، ما چطور میتوانیم همیشه شاد باشیم همیشه آرام باشیم که در سایه این آرامش و شادی بتوانیم یک ابدیت شاد را هم برای موقع تولدمان به آنجا رسید جشن تولد برای ما میگیرند مادرمان فاطمه زهرا پیغمبر امیرالمؤمنین به استقبال ما میایند موقع تولد ما، با شادی میایند آنجا، اینطرف عزا است آنطرف جشن تولد میگیرند که یک مؤمن توانسته یک انسان از رحم چطوری متولد بشود؟ سالم متولد بشود.@ همیشه آنهایی که بیرون رحم هستند آماده جشن و شادی هستند در رحمها غصهدارند که فقدان هست فاصله است اسمش عزا شده اما بیرون رحمیها همه شاد هستند چون میخواستند تو به بهشت سالم متولد بشوی پیامبر کیف میکند هر کدام از شما سالم به بهشت بروید جشن هم میگیرد جشن باشکوه ابدی هم میگیرند برای انسانها.@ حالا اگر فرصت شد نشد همین نوار توصیف بهشت را حتماً گوش کنید گفتم در نوار توصیف بهشت مفصل گفتم استقبالی که از انسان میکنند و آن مهمانیهایی که آنجا هست بحث مهمانیهای بهشت را توضیح دادم خیلی باشکوه است من چطوری میتوانم به این لحظه باشکوه برسم با اضطراب وقتی دارم از آن میترسم چطوری میتوانم برسم.@ چطوری میتوانم برای شرائط حداقل ده میلیارد برابر دنیا خودم را آماده بکنم که لذت ببرم کیف بکنم علمم زیاد بشود و همه چیزهای دیگر و قیامت قشنگ قیامت پنجاه هزار ساله زیبا و حیات ابدی، من چطوری میتوانم پس سؤال ما این هست که چگونه؟@ پس الان دنبال اطلاعات میگردیم یا علم، دنبال علم میگردیم با کدام اطلاعات من میتوانم تضمین حیات دنیا بکنم که هم دنیا کیف بکنم و راحت باشم آرام باشم و شاد باشم هم مرحله اول و دوم و سوم و چهارم بعد از حیات دنیا، در اینها شاد باشم این فرمولهایش فرمولهای راحتی هست.@ اما یک نکتهای که میخواهم خدمتتان امروز عرض کنم اگر نرسیدیم انشاء الله جلسه بعد نکته مهمتر هست قبل از اینکه وارد این بحث بشویم در مورد ضرورت اطلاعات هست و اطلاعات درست و غلط. من یک نکتهای قبلاً خدمتتان عرض کردم گفتیم ما در چهار مرحله وقتی که با یک سیستم سروکار داریم یعنی منزه، مجموعه.@ وقتی با یک سیستم سروکار داریم در چهار مرحله 1ـ تعریف 2ـ راهاندازی 3ـ بهرهبرداری 4ـ اصلاح و تعمیر بعد از خرابی، در این جا وقتی با یک سیستم سروکار داری در همه اینها احتیاج به مراجعه به سازنده یا اگر سازنده نباشد حداقل متخصص باشد.@ اگر این دستگاه را در نظر بگیرید ما برای تعریفش احتیاج به چه چیزی داریم؟ احتیاج به شرکت سازنده داریم که بیاید تعریف بکند این چقدر توانایی دارد چه برقی میخورد چطوری راه میافتد چقدر کار میکند راهاندازیش با کدام دکمهها هست چطوری بهرهبرداری از آن بکنیم و اگر خراب شد چطوری درستش بکنیم.@ پس ما در یک مجموعه در این چهار قسمت به سازنده و متخصص احتیاج داریم و گفتیم این اصل اصل فطری هست یعنی روز قیامت به ما میگویند شما که پیچیدهترین دستگاه خلقت بودید هم از نظر ساختار بدن هم از نظر ساختار روح پیچیدهترین دستگاه بودید سازندهات چه کسی بود در تعریف خودت به چه کسی مراجعه کردی.@ گفتی مثلاً امیل دوکینگ بیاید من را معنا بکند فریدک بیاید من را معنا بکند مارکس بیاید من را معنا بکند کانت بیاید دکارت بیاید چه کسی میخواهد من را معنا بکند من کیستم، این من کیستم را باید یک کسی برای من تعریف میکرد از اول، چه کسی باید تعریف میکرد؟@ کسی که این مجموعه را 160 هزار میلیارد سلول را خودش خلق کرد سر هم کرده و ساخته روح را او آفریده و روابط بین جسم و روح را او آفریده کل این نظام طبیعت را او آفریده و روابط بین این مجموعه و طبیعت را هم او قرار داده او فقط میتواند اظهارنظر بکند فقط خدا.@ این سؤال را قیامت از ما میکنند شما مثلاً یک میکرفون یک ساعت یک عینک داشتید به متخصص مراجعه میکردید در مورد خودتان به عنوان پیچیدهترین مخلوق به چه کسی مراجعه کردید مربیتان الگویتان چه کسی بوده؟ چه کسی را الگوی زندگی برای خوشبختی قرار دادی چه کسی مربی شما بوده چه کسی رهبر شما بوده چه کسی حاکم شما بوده؟@ چه کسی را پسندیدید برای این کار، به چه کسی رأی دادید برای اینکه حاکم شما بشود؟ من وقتی خودم را از تولد تا وفات معنا بکنم به خیلی آدمهای اجق وجق رأی میدهم برای اینکه نماینده مجلس بشود یا در شورای شهر برود یا رئیس جمهور بشود.@ اما وقتی که قرار است من خودم را به بلندای ابدیت نگاه کنم آیا میتوانم به هر کسی رأی بدهم که بر من حاکمیت داشته باشد بیاید امورات مملکت من و میلیونها انسان مثل من را برنامهریزی بکند به هر کس نمیتوانم اعتماد بکنم هر نماینده مجلسی را نمیتوانم بفرستم مجلس، به هر کسی نمیتوانم برای شورای شهر رأی بدهم چرا؟ چون تصمیمات آنها در حیات دنیای من و به تبع در حیات ابدی من اثر میگذارد.@ برای همین هم باید یک کسی را بالای سر خودم بنشانم که وقتی قرار است حاکم من بشود دیگر با حکومت او من حداقل جهنمی نشوم حیات ابدیم به خطر نیفتد وقتی خودم اینها را ندیدم هر کس آمد پنج هزار تومان به من داد به او رأی میدهم چهار تا وعده الکی داد به او رأی میدهم خوشم آمد از او از قیافهاش به او رأی میدهم خوشم نیامد به او رأی نمیدهم درگیر میشود الکی، چشم و همچشمی و رقابت و مسابقه و باندبازی و جناحبازی.@ اما وقتی من خودم را به بلندای ابدیت دیدم نه هرگز در هیچ باند و جناحی وارد میشوم نه به طرفداری از کسی بلند میشوم فکر میکنم که من از میان این کاندیداها چه کسی میتواند حیات ابدی من را تأمین بکند از میان این افراد چه کسی میتواند همسر من باشد از میان این افراد چه کسی میتواند معلم و استاد من باشد.@ از میان این افراد چه کسی میتواند دوست من باشد که با او ارتباط برقرار بکنم از بین دیدنیها کدامشان برای حیات ابدی من خوب است و کدامشان بد است از بین شنیدنیها کدامشان خوب است و کدامشان بد است از بین لمس کردنیها و بوییدنیها کدامشان خوب است کدامشان بد است در بین خوردنیها همینطور.@ لباسم را چطوری بپوشم که با حیات ابدیم ناسازگار نباشد روابطم با نامحرم را چطوری تنظیم بکنم که برای حیاتم با ابدیت مشکل نداشته باشد این دیگر در تمام ارتباطات و انتخابات دقت دارد دقتش هم دقت ابدی است چون حساس است شوخی نیست یک انسان قرار است شبیه به خدا بشود این خیلی کار میبرد خیلی مراقبت میخواهد.@ جنایتی که در تاریخ اتفاق افتاده بزرگترین جنایت و بزرگترین خیانت اینها را در فصل اول آشتی با امام زمان هم آوردم برایتان عزیزان حتماً انشاء الله یادتان باشد برای نیمه شعبان کسانی که دوست دارند یک رابطه صمیمی و خوب داشته باشند با امام زمان(ع) دیگر الان نزدیک است دو هفته بیشتر فرصت نیست حتماً این کتاب آشتی را کامل بخوانند.@ نه قسمت قسمت انتخاب کنند از اول شروع بکنند تا آخر بخوانند تا انشاء الله یک ماه شعبان خوب داشته باشند یک نیمه شعبان خوبی انشاء الله داشته باشند یک پیوند شیرین و گرم و صمیمی انشاء الله بتوانند با امام زمان برقرار بکنند در فصل اول من یک توضیح مفصل دادم که چه جنایتی در تاریخ اتفاق افتاده.@ ما آمدیم خدا را به عنوان مرکز تخصص حذفش کردیم تاریخ این کار را کرده چه کسی میتوانست انسان را در این مجموعه کمک بکند یعنی از تولد تا بینهایت چه کسی تخصصش را داشت من توضیح دادم که ما هفت دسته اطلاعات تخصصی نیاز داشتیم دست چه کسی هست این اطلاعات تخصصی؟ فقط دست خداست دست کسی دیگر نیست.@ فقط خدا میتواند انسان را از آنجایی که آورده از حیات دنیا تا بینهایت هدایت بکند که این مجموعه را فقط او میشناسد انسان را هم او میشناسد ما آمدیم خدا را به عنوان مرکز تخصص کنار گذاشتیم تفکراتی که ما داریم حتی ما مسلمانها در مورد خدا داریم به عنوان یک متخصص سازنده به آن نگاه نمیکنیم به عنوان یک موجود مقدس به آن نگاه میکنیم.@ اما میگوییم که نه قرآن گفته بگذارش کنار خرافی است قرآن چیست حدیث چیست آقای دکتر اینطوری گفت فلان پرفسور اینطوری گفت آنها هیچ کدام اطلاعاتی در مورد ما ندارند آقای دکتر و پرفسور از هر دانشگاهی که دکترا و پرفسورا گرفته باشد.@ هیچ کدام از مجموعههایی که ما احتیاج داریم در حرکتمان به سمت ابدیت نه جسم نه روح نه رابطه بین جسم و روح و نه عالم طبیعت و نه رابطه بین عالم طبیعت و جسم و روح را هیچ کدام آقای دکتر و هیچ انسانی تا به حال پیدا نشده که یکی از اینها را بشناسد وقتی نیست تخصص ندارند حق اظهارنظر هم ندارند.@ فقط خدا متخصص است و عالم است برای همین در نماز به ما تأکید کردند که شما خدا را به عنوان رب العالمین حمد بکنید(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) رب یعنی چی؟ یعنی مالک، صاحب این مجموعه هست که خلقش کرده و تدبیر این مجموعه به عهده اوست دارد مولکول به مولکول او دارد اداره میکند الکترود و پرتون را دارد ربوبیت میکند او تخصص ندارد؟@ خدا دارد فطری از ما سؤال میکند(أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) آیا کسی که خودش مجموعه را خلق کرده نمیداند آنوقت شما میدانید همچین چیزی که نمیشود جنایتی که اتفاق افتاده این است خدا حالا میخواهد این تخصص را به ما بدهد چطوری این تخصص را میدهد از طریق چه کسی این تخصص را به ما میدهد؟@ از طریق انسانهایی که خود این مجموعه تخصصی را بلد باشند آن هفت دسته اطلاعات تخصصی را بلد باشند و معصوم هم حتماً باید باشند معصوم چرا باید باشند؟ چون حق من این هست که معلم معصوم داشته باشم قرار است من یک حرکت خطرناک انجام بدهم یک طرف جهنم است اگر من خراب بکنم یک طرفش جهنم میشود.@ برای همین من نمیتوانم به کسی که اشتباه میکند اعتماد بکنم و خودم را بسپارم ما احتیاج به مربی معلم و الگویی داریم که معصوم باشد و خطا نکند برای همین معصوم بودن ائمه یک پز نیست یک نیاز ضرورت هست برای ما و به افتخار ما و به خاطر ما آن چهارده معصوم معصوم شدند که ما خیالمان راحت باشد.@ چون ما کمتر از معصوم لایقتمان نیست معلم من باید به هفت دسته اطلاعات تخصصی مسلح باشد و حتماً هم معصوم باشد که وقتی به من میگوید فلان کار را بکن من مطمئن باشم درست انجام میدهم دیگر تردید و شک نداشته باشم جنایتی که اتفاق افتاد این بود که بعد از پیغمبر به عنوان مرکز تخصص، تخصصی که از خدا آورده بود باید یک متخصص جای پیغمبر میامد.@ خداوند متخصص بعدی را معین کرد و پیغمبر هم در غدیر خم اعلام کرد اما اتفاقی که افتاد این بود که مسیر تخصصی هدایت انسانها عوض شد یعنی مردم به جای اینکه بروند سراغ متخصص رفتند سراغ یک غیر متخصص، یک غیر متخصص را نشاندند جای پیغمبر، مسیر از آن به بعد عوض شد.@ در جاهای دیگر دنیا هم همین اتفاق افتاد در جاهای دیگر دنیا هم وقتی مسیر از اینجا عوض شد دیگر مسیر به جاهای دیگر خیر نرسید اتفاقی که الان افتاده این هست که ما در دیگر دانشگاههای دنیا صدها رشته در مورد علوم انسانی داریم تربیت داریم سیاست داریم اقتصاد داریم مدیریت داریم هنر داریم انسانشناسی داریم روانشناسی داریم جامعهشناسی داریم خیلی چیزهای دیگر.@ هیچ کدام اینها مبتنی بر شناخت انسان از تولد تا بینهایت نیست همه آن علومی که در دانشگاهها دارد درس داده میشود و خیلیها پزش را میدهند که رفتیم دانشگاه و قبول شدیم و فوق لیسانس و دکترا گرفتیم مال این هست که انسان را از تولد معنا کردند تا وفات و این قسمت اصلاً ندیده گرفته شده در تعریفهایی که الان در دانشگاههای علمی دنیا هست.@ برای همین ما نمیتوانیم بگوییم که یک کسی که فارغالتحصیل مثلاً از بزرگترین دانشگاه دنیا است لنگش را بگذارد روی لنگش وقت و عمر شما را بگیرد بعد بگوید من مثلاً از آمریکا فارغالتحصیلم حالا میخواهم به شما یاد بدهم که چطوری زندگی بکنید که خوشبخت بشوید این علمش قابل اعتماد نیست چون تخصص ندارد چون تخصص نیست.@ ما زمانی میتوانیم به یک پزشک اعتماد بکنیم که این از طرف نظام پزشکی تأیید شده باشد و حالا هم که تأیید شد باز هم به او اعتماد نمیکنیم چرا؟ چون باید حتماً در بین پزشکان تخصصش از بقیه پزشکان بیشتر باشد تازه ما با تردید هم میرویم خودمان را به او میسپاریم میخواهیم عمل هم بکنیم هزار تا دلشوره هم داریم تازه خرابکاری هم میکند.@ در مورد روح هم اینطوری نمیتوانیم راحت دست کسی بسپاریم هر کس نمیتواند بیاید بگوید من معلم تو هستم رهبر تو هستم الگوی تو هستم نمیشود ما فقط به کسی میتوانیم اعتماد بکنیم که همه ابعاد وجودیمان را بشناسد تخصصی حرف بزند پرفسور فلان یا دکتر فلان نمیتواند حرف تخصصی به ما بزند.@ چون آنها رفتند دانشگاههایی درس خواندند که تمام این کتابهای درسی آنها مبتنی بوده بر شناخت انسان از تولد تا وفات اساساً این قسمت ابدیت نگاه نشده در تعریف انسان لذا اقتصادی که تعریفش از تولد تا دنیا تا مرگ باشد اقتصادش گند میخورد.@ حالا مثلاً این پزش این هست که رفته از آمریکا مدرک تحصیلی جامعهشناسی گرفته خوب گرفته باشد روانشناسی گرفته اگر قرار بود روانشناسی و جامعهشناسی کمکی میکرد برای سعادت بشر لااقل باید حداقل در کشوری که این علوم تولید میشود ما آنجا شاهد انسانیت شاهد خوشبختی باشیم.@ 70 میلیون فقیر هتل مقوایی دارد جمعیت ما در خیابان میخوابند بیشترین قتل بیشترین زندانی دنیا همین یک کشور، بیشترین مصرف مواد مخدر بیشترین مصرف قرصهای ضد افسردگی بیشترین سقط جنین بیشترین طلاق بیشترین ضرب و شتم و هر چیزی که منفی هست در دنیا اول هستند در اروپا هم که شما بروید همین است.@ این چطوری میتواند بیاید به تو خوشبختی و سعادت یاد بدهد اگر قرار بود علوم اینطوری بدرد میخورد باید لااقل در کشور خودشان یک مشکلی را حل میکرد نتوانسته حل بکند برای چی؟ برای اینکه انسان موش آزمایشگاهی دیدند و روند سعی و صفا سعی کردند برای او راه پیدا بکند ؟؟؟ یک زمانی آمد به من گفت که منشأ همه مشکلات انسان عقدههای جنسی است جوانها و مردم را آزاد بگذارد در مسائل جنسی خوشبخت میشوند.@ سه سال این کار را کردند بعد دیدند که چه افتزاحی به بار آمد بعد گفت اشتباه کرده بودند همین، مارکس آمد یک نظریه داد 70 سال چند ده میلیون انسان به خاطرش کشته شدند بعد از 70 سال گفت اشتباه بود نظریه است اشتباه است.@ یعنی آدم به جای اینکه با علم قطعی و یقینی قدم بردارد با چه چیزی الان دارد زندگی میکند در اقتصاد مدیریت سیاست در هنر؟ با نظریه یعنی تو موش آزمایشگاهی هستی من یک چیزی به تو میگویم تو به این عمل بکن شاید درست باشد شاید غلط، به انسانها در دنیا دارد توهین میشود این الگو را عمل میکنیم شد شد نشد معذرتخواهی میکنیم.@ حالا چه کسی له شد چه کسی بدبخت شد چقدر خانواده به طلاق کشیده شدند چقدر آدم اعدام شد چقدر آدم کشته شد این است دیگر، یعنی خدا اینقدر دنیا را سست و آبکی آفریده و بشر را ول کرده و هیچ فرمول و دستوری برای خوشبختی و آرامشش نداده او که این مجموعه را خلق کرده که ما محتاج به غیر خدا باشیم.@ قرآن سؤال میکند این برای مسلمانها نیست برای همه هست(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) آیا خدا برای بندهاش کافی نیست که بندهاش بخواهد از جای دیگر بیاورد تعریف بینهایت یادتان هست که گفتیم بینهایت صمد است و احتیاج به کسی ندارد وقتی یک موجودی صمد است لازم نیست کسی راهنماییش بکند خودش میتواند راهنمایی بکند موجودات خودش را.@ که من بگویم ما دین اسلام دین خوبی هست ولی ما باید برویم اقتصادش را از یک جای دیگر بگیریم هنرش را از یک جای دیگر بگیریم ما در هیچ چیز احتیاج به هیچ کس نداریم پیغمبر فرمود هر چیزی که برای سعادت دنیا و آخرتتان لازم دارد به شماگفتیم همه را به شما گفتیم هیچ چیزی کم ندارید دین کامل است.@ (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) دینتان را برایتان کامل کردم اگر سعادت دنیا را میخواهید به این عمل بکنید سعادت آخرت میخواهید به این عمل بکنید علی(ع) فرمود اگر شما با من راه میامدید و اذیت نمیکردید 1400 سال پیش من از همین آب خانههای شما را روشن میکردم.@ اروپاییها جنگهای صلیبی از ما حمام و شستشو و بهداشت و ساعت و مبل و خیلی چیزهای دیگر را دزدیدند و بردند الان میگویند روی مبل نشستن یک سنت غربی است در حالی که اینطوری نیست صندلی و مبل اختراع مسلمانان است و خیلی کارهای دیگر.@ کلی اطلاعات دارند شاید صد جلد کتاب داریم در مورد اعترافات دانشمندان که ما این را از مسلمانان گرفتیم ولی مسلمانان عُرضه نداشتند نگه بدارند آنها رفتند گرفتند عمل کردند و پرورشش دادند ریاضیات فیزیک شیمی پزشکی در همه اینها ما یک زمانی اول بودیم آنها از ما برداشتند بردند.@ بنابراین ما باید دقت بکنیم که وقتی میخواهیم دستورالعملها را اجرا بکنیم احمقانهترین حرف این هست که من میخواهم حرف متخصص را عمل نکنم آقا من فلان دکتر بهترین دکتر قلب است همه هم تأییدش کردند میگوید نه من میخواهم بروم پیش یک پزشک عمومی قلبم را معالجه بکند.@ شما به یک همچین آدمی چه میگویید؟ میگویید آدم احمقی است که یک متخصص را رها کرده رفته پیش یک غیر متخصص نمیشود مثلاً در یک بیمارستان یک پزشک است پزشک مغز است میخواهد مغز را عمل بکند میگوید من از قیافهاش خوشم نمیاید این دربان هم لباس سفید پوشیده خیلی خوش قیافه است این بیاید مغز من را عمل بکند این هم مثل دکتر لباسش سفید است نمیشود.@ در دنیا یک همچین اتفاقی افتاده عزیزان من الان هم همین اتفاق دارد تکرار میشود یعنی وقتی میخواهم خودم را آرام بکنم و شاد بکنم میخواهم بروم فرمولهایی را یاد بگیرم از کسانی که هیچ شناختی نسبت به من به طور جدی ندارند یک فرمولهایی میدهند به جای اینکه من حالم خوب بشود روزبهروز پژمردهتر و افسردهتر میشوم مشکلاتم هم حل نمیشود قرص میگیرم میخورم این صورت مسئله پاک بشود، نمیشود.@ برای همین خداوند تبارک و تعالی در قرآن میگوید دین من دین تخصصی است هر دینی غیر از دین من مال جاهلیت است(أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً) آیا شما دنبال جاهلیت میگردید چه کسی بهتر از خدا از نظر آیین و دستور، چه کسی تخصصیتر از خدا میتواند حرف بزند چه کسی دقیقتر از خدا میتواند دستور برای شما تعیین بکند راه خوشبختی را به شما یاد بدهد.@ آنوقت شما میروید در خانه کسان دیگر برای همین(وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ) هر کس غیر از اسلام ناب دینی را انتخاب بکند از او پذیرفته نمیشود هیچ دینی به اندازه اسلام ناب تخصصی نیست نمیروم خودم را به غیر متخصص بسپارم.@ شما که آمدی گفتی من از فلان جا مدرک دکترا دارم پرفسورا دارم من به شما میگویم شما چه چیزی میشناسید جسم من را شناختید در دانشگاه، روح من را شناختید اصلاً شما به عنوان استاد دانشگاه یک کسی را میتوانید در دنیا به من معرفی بکنید غیر از معصوم که بتواند بگوید من همه وجود انسان را شناختم یک قسمتش را حتی یا جسمش را یا روحش را یا رابطه بین طبیعت را شناختم.@ چه کسی میتواند یک همچین ادعایی بکند حرف مفت است هر کس آمد گفت من معلم انسانها هستم معلم انسان فقط خداست بنابراین در قرآن کریم میفرماید(قُل) بگو به همه مردم بفهمند(إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى) فقط هدایت خدا هدایت حقیقی است هر نوع هدایتی غیر از هدایت الهی حقیقی و تخصصی نیست جاهلی است خرافی است.@ آنوقت احمقها در سر ما کردند که وقتی ما مسائل دین را میخوانیم میگویند اینها خرافی است یک کتاب دانشگاهی جلوی ما میگذارند میگوییم این علمی است آخر کجایش علمی است چه چیزی از من میداند کتاب علمی است چون اسم یک دکتر پایش خورده یا دانشگاه فلان خورده این علمی شد.@ آنوقت قرآن کتاب تخصصی که کتاب انسان هست میگویم این خرافه است قرآن چیست بینداز این حرفها را دور، این مال پیرزنهاست پیرمردها مال سر قبر است شب عروسی بالای سر عروس بگیریم تبرکاً مال مجلس ختمی فاتحهای چیزی، کتاب تخصصی نیست کتاب انسان را بوسیدیم گذاشتیم کنار وابسته به این هستیم که یک مجله بخوانیم شاید در این مجله یک چیزی گیرمان بیاید.@ بدبختی ما این شده که خودمان قوی هستیم افتادیم به گدایی از مرکز فقر از کسانی که از خودمان فقیرتر هستند در حدیث داریم میگوید خرافه است پیغمبر خرافی میگوید آنوقت فلان آقایی که اسمش دکتر و مهندس و لیسانس و فوق لیسانس گرفته او درست میگوید اینطوری نشد.@ احمقانهترین حرف همین است که ما بیاییم دین تخصص را کنار بگذاریم و خرافی بشویم اگر قرآن را کنار گذاشتید غیر تخصصیترین کار و بزرگترین خیانت و حماقت را در زندگیتان مرتکب شدید چون مرکز علمی تخصص را حذف کردید دیگر بعد از تخصص راه دیگری نیست.@ (فَماذا بَعدَ الحَقّ اِلاَّ الضَلال) بعد از حق جز گمراهی چه میبینید ما یک صراط مستقیم بیشتر نداریم از این صراط بروی بیرون همه چیز کج است همه چیز انحراف است ما یک فرمول هم داریم همان که خدا داده وقتی خدا را حذف کنی دیگر تخصصی نیست کارت، من لیاقتم کمتر از خدا نیست غیر از خدا که سازنده من است حق اظهارنظر در مورد من را هم ندارد.@ معصومین هم به تبع خدا قبول دارم چون خدا آنها را تأیید کرده گفته من اینها را تأیید کردم قبولشان بکنید، شما برای چی سر کلاس من نشستید برای اینکه من تخصصی دارم؟ من هیچ تخصصی در مورد شما ندارم هیچ راهنمایی هم به شما نمیکنم.@ شما روی این اعتماد آمدید پیش من نشستید یا پای درس من که من باید برای شما وظیفهام هست خیانت نکنم در حق شما اظهارنظر شخصی نباید بکنم و فقط باید اطلاعات تخصصی معصوم را به شما منتقل بکنم برای همین من از یقینیترین مسائل برای شما شروع کردم که شما دیگر تردید و شک در دلتان نباشد.@ از خودتان و درون خودتان شروع کردم که این حرفهایی که من میزنم شما در درون خودتان بتوانید پیدایش بکنید اگر غلط بود بتوانید حذفش بکنید بگویید تخصصی حرف نزدی آقای شجاعی، از بحثهای ریاضی شروع کردیم از معرفت نفس شروع کردیم که دیگر شکی در آن نباشد بتوانیم خدا را خودمان پیدا بکنیم ابدیت را در خودمان پیدا بکنیم.@ من حق ندارم بیایم وقت شریف شما را بگیرم چون شما در مقابل لحظه به لحظه عمرتان در قیامت پنجاه هزار ساله مسئول هستید حق ندارم بیایم بنشینم شر و ور برای شما بگویم حق ندارم بیایم وقت شما را بگیرم اعصابتان ذهنتان را چشمتان را گوشتان را پر کنم با نظریات خودم.@ این نظریات باید مبتنی بر شناختهای تخصصی هفتگانه باشد من حقی ندارم بیایم برای شما اظهارنظر بکنم یا نظریات کسانی که کارشناس نیستند را برای شما نقل بکنم این هم ظلم است در حق یک کسی، من فقط وظیفهام هست تلاش بکنم اجتهاد داشته باشم در متون تخصصی و معتبر فرمولهای تخصصی را به شما بگویم.@ فرمولهایی که سازنده شما به شما داده برای شما فرستاده که شما بتوانید با اعتماد به آن عمل بکنید ولی اگر بخواهم از خودم حرف بزنم بگویم به نظر من نه، شما باید بگویید که شما کارشناس نیستی که اظهارنظر بکنی شما فقط خالص را به ما منتقل کن آن که خالص است اطلاعات خالص را به ما بده بگذار همان کار خودمان را بکنیم اظهارنظر نکن.@ حالا الان دانشمندان من خیلی مغرور و متکبر هستند سر کلاس تخصصی دانشگاه روانشناسی بود استاد صحبت میکرد البته مرد فهمیدهای بود دو ساعت صحبت کرد بعد برایش یک نامه نوشتم کوچک، گفتم این دو ساعت که صحبت کردی روایت است همین مگر نیست؟ وقتی نگاه کرد به ذوق آمد گفت ببین تو را به خدا به من بده.@ گفتم شما هزار تا کتاب روانشناسی بیاوری من برایت یک جلدش میکنم از فرمولهایی که خودمان داریم از قرآن و روایت، هیچ کشفی ندارید در جامعهشناسی و روانشناسی ما برایش حرفی نداشته باشیم یک خانم آمریکایی هم من همین را نوشتم آلیس وایزمن پیریزی سازگاری اجتماعی کودکان را نوشته شده بود.@ گفتم شما زحمت کشیدید چه کتاب خوبی هم نوشتید انصافاً، تحقیق کردید زحمت کشیدید این کتاب را نوشتید اما این کتابی که زحمت کشیدید نوشتید ما در دین خودمان چند تا جمله داریم در مورد پیریزی سازگاری اجتماعی کودکان ولی شما 20 سال زحمت میکشید این را در میاورید ما راحت میرویم از مرکز تخصصی در میاوریم.@ چون مرکز تخصصی مبتنی بر شناختهای ماست حرفت را راحت میزند باز میکنم فرمول آنجا هست برمیدارم خیلی نمیخواهم معطل بشوم برای همین وقت دارم علاوه بر اینکه هم دنیای شادی داشته باشم یک ابدیت شادی برای خودم بسازم زحمت نمیخواهم بکشم.@ 20 سال جان بکنم که بگویم فلان بیماری را چگونه حلش بکنم فلان بیماری روانی فلان افسردگی، خیلی راحت میتوانم حلش بکنم هم در خودم هم در دیگران چون فرمول تخصصی دستم هست نمیخواهم خیلی تحقیق بکنم چون خداوند ما را موش آزمایشگاهی نیافریده.@ با دو بار عمر نیافریده یک عمر به ما داده ما باید تخصصی از آن استفاده بکنیم ثانیه به ثانیهاش دقیقه به دقیقهاش را ما باید تخصصی مصرف بکنیم چون قیامت نمیتوانیم جواب بدهیم فردای قیامت میگویند ما برای شما استاد متخصص کتاب تخصصی فرستادیم یا نفرستادیم؟ این سؤال در قرآن هست.@ شاید ده جا این سؤال را در قرآن کرده ما فرستادیم یا نه؟ همه آنها میگویند بله فرستادید ولی ما گوش نکردیم(وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما حرف میشنیدیم زیر بار حرف میرفتیم یک کمی فکر میکردیم جهنمی نمیشدیم جهنم جای کسانی است که نه شنیدند و نه فکر کردند.@ جهنم معلول جهالت است جهنم معلول تعصب است همین که فکر میکردیم ما سر از جهنم در نمیاوردیم(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ) اگر یک مقدار میشنیدیم فرار نمیکردیم اگر یک مقدار فکر میکردیم که من تخصصیترین راه برای خوشبختیم را از چه کسی بگیرم همین را فکر بکنیم یک عمر راحت بودم.@ ولی ما آمدیم هر چه حرف گفته دین بود خدا بود پیغمبر بود گذاشتیم کنار خواستیم ببینیم همسایهمان چه میگوید مشاور مدرسه چه میگوید فلان دانشمند خارجی چه میگوید کتاب عرفان سرخپوستی چه میگوید کریستان کورفی چه میگوید ویندایر چه میگوید اینها تخصصی نبود برای همین افسرده شدم مشکلم حل نشد.@ حالا این حرفها را زدم که از جلسه آینده میخواهم شروع بکنم اطلاعات تخصصی به شما بدهم دیگر راحت باشیم بدانیم که ما این اطلاعات را به آنها احتیاج داریم کدام اطلاعات باید سراغ چه چیزهایی برویم وقت زیادی هم نمیخواهد بگذاریم با کمترین وقت تخصصیترین اطلاعات بهترین اطلاعات را بدست میاوریم و خوشبختیمان را خیلی سریع به دست میاوریم.@ خیلی زود میتوانیم خودمان را به آرامش و شادی برسانیم خیلی معطلی ندارد حالا اگر از راه متخصص نرویم چه اتفاقی میافتد؟ هیچ وقت خوب نمیشود. بنده دو سال پیش که سرطان داشتم تا به من گفتند که سرطان داری گفتم حالا بروم ببینم به چه کسی خودم را بسپارم که اشتباه نکند.@ تهران گشتم رفتم اصفهان، آنجا چند نفر متخصص بالاخره گشتم یک کسی را پیدا کردم که مناسبترین کس الحمد لله، باید بگردی پیدا بکنی وقتی پیدا کردی خودت را بسپار به او زود خوب میشوی ولی وای به حال اینکه تحقیق نکنی.@ من ده سالی بود که از طریق بینی نمیتوانستم نفس بکشم سه بار دکترها من را عمل کردند هر سه بار میگفتند عمل کردیم خوب شدی بعد میدیدم خوب نشدم دفعه سوم که عمل کردم پیش یک متخصص زنگ زدم مطب گفتم من خوب نشدم هنوز نمیتوانم نفس بکشم گفت یعنی چی عملت کردیم گفتم خوب نشدم.@ گفت برو یک آنژیوگرافی بکن ببینیم چه میگوید من را فرستاد در یک بیمارستان تخصصی 18 سیم از شکم من فرو کردند که این بیاید پشت سر من بتوانند از فضای بینی ما عکس بگیرند ببینند چیست بالاخره، سه بار من رفتم بیمارستان شکم من را شکافتند نتوانستند تخصص کافی نداشتند.@ بعداً گفتند آقا معذرت میخواهم ببخشید شما بروید بیمارستان فلان جا آنجا تخصصیتر هستید ما رفتیم آن بیمارستان آنها گفتند که به اینها فحش میدادند که شما چرا رگ مردم را دستکاری کردید در حالی که تخصص نداشتید بالاخره گرفتن این عکس را من آوردم به متخصص نشان دادم عکس را نگاه کرد.@ گفت آقا عکس خودش گویا است شما یک توده رگی در سرتان هست باید عمل بشوید گفتم خوب حالا چطوری عمل میشویم گفت من از آن گوشه چشمت میشکافم از بینیت و لبت این قسمت را بلند میکنیم این توده رگی را در میاوریم.@ ولی برای اینکه این توده رگی رگ همه است خونریزی میشود شاهرگت را باید تا آخر عمر ببندیم که این رگها را ما میبریم مشکلی نباشد گفتم حالا من شاهرگم بسته باشد مشکلی هست گفت احتمال سکته مغزی دارد هیچی بلند شدیم رفتیم چند جا یک ذره داد و بیداد کردیم گفتیم بالاخره واقعاً اینطوری است این مشکل باید اینطوری حل بشود.@ میخواهیم بیاییم ابرویش را درست کنیم چشمش را هم باید کور بکنیم رفتیم یک بیمارستان که تخصص همین فقط دارد یعنی کل این بیمارستان تخصصش همین قسمت بود رفتیم دیدیم چند تا از این دکترها و رئیس بیمارستان آمد و چند تا از متخصصها آمدند و همه از این پاپیونها و کرواتیها بودند خلاصه نگاه کردند.@ گفتند بله آقا توده رگی داری باید عمل بشود ما هم یک ذره هاج و واج ماندیم اینها هم دیدند یک کم مشکوک هستم گفت حالا احتیاطاً شما هفته بعد هم بیا یک استادی ما داریم استاد ما شما را ببیند رفتیم هفته بعد یک پیرمردی بود که او هم خیلی متدین و خوب و با وجدانی بود.@ گفت استاد این آقا توده رگی دارد نگاه کنید عکسشان را استاد اینطوری نگاه کرد حالا جلوی من هم ملاحظه کرد گفت نه توده رگی نیست یک پولیپ خیلی ساده و معمولی است آنها هم خیلی جا خوردند بعد او که رفت بیرون گفت پسر جان نیایی اینجا خودت را عمل بکنی بدبخت میشوی.@ برو همان بیمارستان دولتی من یک بیمارستان دولتی به تو معرفی میکنم میگویم یکی از شاگردانم عملت بکند راحت میشوی همین هم شد رفتم بیمارستان دولتی خودش هم نیامد یک روز آمد نگاه کرد و به یکی از شاگردانش گفت نه دماغمان را شکافتند نه چشممان را درآوردند و نه شاهرگمان را بستند خیلی ساده این را عمل کردند من بعد از ده دوازده سال توانستم تنفس بکنم خیلی ساده.@ علم پزشکی اینطوری است یک خانمی بنده خدا چند وقت پیش رفته بود دکتر در همان تهران متخصصان بزرگ گفتند سرطان سینه داری باید سینهات را ببری سینهاش را بریدند بعد از چند ماه دیگر آمده بود گفته بود که آقا هنوز خوب نشدم گفتند که آن سینهات هم سرطان دارد آن را هم بریدند.@ بعد از یک مدت دیگر گفتند که کلیهات هست زده به کلیه این را باید در بیاوریم هیچی آن را در آوردند دفعه بعد باید آن کلیه را هم در بیاوریم هیچی چطوری زندگی بکند دیدید خیلی دارد آبروریزی میشود بلند شد رفت لندن.@ لندن به او گفتند که تو اصلاً سرطان نداشتی آن کسی که به تو اینطوری گفته آدم بیسوادی بوده اصلاً سرطان نبوده بیخود سینهات را بریدند بیخود کلیهات را درآوردند یک توده چربی ساده بوده یک ذره عفونی بوده میشده حلش بکنید اینطوری آدمکشی است این پزشکی ماست.@ حالا شما فکر کنید در روانشناسی و جامعهشناسی و اقتصاد چه بلبشویی هست پزشکی که تخصص است تجربی است یعنی میبینیم با چشم خودمان عکس را میبیند به جای پلیپ توده رگی میبیند حالا من به این چه بگویم هیچی نیست.@ دوباره من چند سال پیش کمرم در جبهه شکسته بود رفتم بیمارستان ده سانت استخوان از پایم کندند که مثلاً این استخوان را به کمر پیوند بدهند آقا حواسش نبود کرده بود در نخاع، شکم من را هم دوخته بود و ما آمدیم دیدیم که یک وری شدیم چرا اینطوری شد.@ بعد خودشان هم شک کردند عکس گرفتند گفتند آخ ببخشید ما اشتباهی میخواستیم به ستون کمر پیوند بدهیم کردیم در نخاع، دوباره شکم ما را شکافتند استخوان را درآوردند حالا نخاع آسیب دیده بود پاره شده بود گفتند حالا این پاره شده چکار کنیم باید یک بار دیگر عمل بشود سه بار کمر ما را شکافتند یک کمی این عصبها که در فشار بود آسیب خودش را زده بود داغون شده بود.@ به دکتر گفتم من 34 ساله آمدم 80 ساله دارم از زیر دست شما میروم به همین راحتی، چشمش درد میکرد رفیقمان گفت رفتم آنجا گفت این باید تخلیه بشود چشمش را در بیاورید کور شد دست داشتیم دکتر داشتیم خیلی راحت گفت این باید قطع بشود هیچ چارهای نیست قطع بشود قصابی.@ حالا شما ببینید ما در علوم تجربی ما یک همچین مصیبتی داریم در حسیترین علوم اینقدر بیسواد هستیم در دنیا هست شما فکر نکنید ایران فقط اینطوری است شما وقتی پایتان را از ایران بیرون میگذارید توحش پزشکان صد برابر است چون برای پول هر جنایتی میکنند.@ مگر ندیدید فرانسه این همه خونهای ایدزی فرستاده عراق چقدر مردم عراق را به ایدز مبتلا کرده اصلاً وجدان کاری آنجا نیست نه بتوانند افراد را له میکنند مگر دیگر نتوانند بنابراین ما به اینها نمیتوانیم اعتماد بکنیم چه برسد بخواهیم به علوم انسانیش اعتماد بکنی.@ شما یک دانه جامعهشناسی ندارید در دنیا همه از نظر جامعهشناسی قبولش داشته باشند یک دانه روانشناسی کامل ندارید همه قبولش داشته باشند بگویند این درست است میگویند همه نظریه است مگر ما موش آزمایشگاهی هستیم عمرمان را از سر راه آوردیم ما یک ابدیت سر راهمان هست به کسی نمیتوانیم خودمان را بسپاریم.@ یک مشت جاهل نفهم بیایند برای ما تعیین و تکلیف بکنند خدا را ول کنم با این عظمت پیغمبر را رها بکنم که معدن علم است امیرالمؤمنین را رها بکنم که نهجالبلاغهاش هزار سال است صدها شهر روی آن نوشته شده هنوز کتابش جا دارد برای تفسیر.@ قرآن را رها بکنم بروم سراغ چه کسی بنابراین ما باید به دنبال علمی باشیم که تخصصی باشد روز قیامت هم غیر تخصص از ما قبول نمیشود فقط میگوید باید شما خودت را به متخصص میسپردی.@ الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@