جلسه 081 - معرفت نفس
شماره جلسه
81
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 081 - معرفت نفس

از مجموعه بحثهای پیرامون شیطان و صور مقدس که داشتیم به این نتیجه می رسیم که خود عمل وبدنه عمل مقدس بودنش به تنهایی کافی نیست بلکه نیتی که آن صورت مقدس و عمل مقدس را صورت می دهد آن نیز نقش اساسی دارد .

به عبارت دیگر علاوه برا ینکه لازم است در انجام یک عمل یا پدید آمدن یک صورت مقدس حسن فعلی وجود داشته یعنی فعلش حسن باشد کارش مقدس باشد حسن فاعل باید وجود داشته باشد یعنی فاعل هم باید حسن باشد ،خوب باشد عمل صالح را اگر فرد گنهکار انجام دهد فایده نخواهد داشت بلکه هم عمل باید صالح باشد هم خود فعل و هم فاعل هر دو باید حسن باشند نیکو باشند ،تنظیم حاصل شود و رشد کمال ایجاد شود .

از این جا به اهمیت نیت و آن روحی که عمل را انجام می دهد پی میبریم که نیت واخلاص چقدر مهم است اخلاص همه عمل است یعنی بدون آنهر مقدار عمل بی فایده می باشد بی اهمیت هست در یک عبارت که نقل کردیم از خواجه رحمت الله علیه که فرمود:

انالعبادة بعقل البدنه بکلیتهی مقلبعة للناس عبادت بدن را به کلیت خودش تابع نفس قرار میدهد بعد می فرماید اگر نفس متوجه خدا باشد آن عبادت سبب رشد می شود اگر تابع واسیر شیطان باشد آن عبادت سبب شقاوت می شود دلیل می آورد فویل للمصلین . وای بر نفسهای شما ،

پس ما در خارج صورتهای مقدس زیادی را داریم می بینیم اما پشت این نفس مقدس چه کاری دارد انجام می دهد این خیلی اهمیت دارد چه چیزی این صورت مقدس را استخدام کرده خیلی مهم است ما چاپ قرآنهای بسیار زیبای را می بینیم اما پشت آن عوام فریبی است . احترام به رهبر و روحانیت ،رعایت ادب را می بینیم

اما پشتش نفس که دارد این کار را انجام می دهد که عاشق ریاست است و یا طمعکار است و می خواهد از راه این دغل بازیها به منافعی برسد از حضرت علی (ع)نقل شده است که النیت اساس العمل .

نیت اساس عمل است . یعنی بدون نیت عمل اساسی ندارد یا در روایتی دیگرفرمود الاعمال ثمار النیات اعمال میوه وثمره نیتها هست .یعنی نیتها هستند که عملی را انجام می دهند نیتهای مختلفی هستند که اعمال مختلی را باعث می شود ثمره یا همان میوه است .

از رسول خدا (ص)یحشر الناس علی نیاتهم مردم در قیامت براساس نیتها محشور می شوند یعنی معلوم نیست که آیا اینها صورت مقدسی هم داشته باشند مثلاًاین قدر حج رفتند ،نماز خواندند ،زکاة دادند ،روزه گرفتند بلکه این مهم است که اعمالی که صورتاًصالح هستند و نیکو وصالح هستند با چه نیتی اینها انجام شده آن مقدار که خالص است برای خداست .

در بحث نیت بحث مفصلی داریم که به آن می رسیم ولابد للعبد من خالص نیت از حضرت صادق (ع)مردم در قیامت براساس نیتهایشان محشور می شوند ولابد للعبد من خالص نیته فی کل حرکت وسکون لانه اذا لم یکن هازلمعنا یکون غافلا والغفرون قد وسع هم الله تعالی فقال اولئک کل انعام بل هم ازلی فقال اولئک هم الغافلون .

حدیث تکان دهندهای است که می فرماید هیچ چارهای برای بنده نیست از این که نیت خود را خالص کند در هر حرکت و سکونی هم که انجام می دهد همۀکارهایش قطع وصلش ،گرایشهایش محبت ودوریش فعالیتهای که انجام می دهد چاره ای ندارد جز این که نیت را خالص کند چون می فرماید :اگر خلوص و نیت حاصل نشده باشد شخص غافل است یعنی وقتی من عمل خیری را اجام می دهم ایم عمل را من حواسم هست که دارم برای خدا این عمل را انجام می دهم

یا به دستور غیر خدا اگر بدستور خدا انجام می دهد که هیچی اگر برای غیر خداست ،ولو اینکه مقدس هم باشد من غافل بودم اگر چه کار اسلامی هم انجام دادم اما غافل بودم از خدا ،این کار را برای خدا انجام نمی دادم حتی اگر خدا باشد یعنی من خدا خدا می کنم اما واقعاًبه خود خدا نیستم چون اگر خلوصحاصل نشده باشد شخص غافل است والغافلون قد وصفهم الله تعالی .

غافلان را خداوند وصف کرده و توصیف فرموده .اولئک کالانعام بل هم اضل غافلان مثل چار پایان هستند یا بدتر چون ما نفسمان را انجام می دهیم وقتی نفسمان را انجام می دهیم یعنی بعد الهی ما نیست بعد حیوانی ما مطرح است بعدحیوانی یعنی ما مثل حیوان دایم عمل می کنیم و این به مراتب زشت تر است

که خیلی وقتها افراد برای ارضاءحیوانیت متوسل به صور مقدس می شوند ،عوامفریبی می کنند ،این بدتر است وقال اولئک هم الغافلون خداوند فرمود اینها غافل هستند اگر بخواهیم به صورت دیگر ی توصیف کنیم ما حرکتی داریم به سمت اخرت که مثل حرکت جنین است

که از رحم مادر به دنیا می آید در حرکت به سمت آخرت باید مثل جنین استعداد یک حیات دیگر و یک دنیای ویژهای را تهیه کنیم ما روحمان را باید آماده کنیم برای زیست در ابدیت و آخرت .

آخرت هم یا جهنم است یا بهشت ما آنچه که باعث می شود به بهشت برویم این است که عمل ما خالص باشد آنچه مارا به جهنم می کشاند ،ریا کاری و غفلتهای ماست .

فقط عملی که برای خداست موجب تهیه استعدادمی شود استعداد خوبیکه ما نیاز داریم برای ابدیت خودمان انسان می طلبد بهشت و بالاتر از بهشت عمل خالص و نیت خالص است که انسان را آماده برای آنها می کند اما اگر عملی خالص انجام ندادیم ولو صور مقدس هم به استخدام بگیریم در کارها ما تهیه استعداد نکردیم

این جاست که صور مقدس خیلی ها را گول می زند یعنی به جای این که بیائیم بیشتر دقت در نیت کنیم دقت در کمیت عمل می کنند ما چقدر خوب عمل صالح انجام دادیم و این کافی نیست باید دقت در میزان اخلاص کنیم این خیلی مهم است .

در روایت سفارش شده که یک کمی از اخلاص بنده را نجات می دهد . به حضرت علی (ع)عرض کردند شما چرا این قدر حریص در عمل هستید فرمود که چون من نمی دانم اعمال خودم مقبول خداوند هست یا نه لذا اعمال را انجام میدهم تا یکی از این ها را من با اخلاص انجام داده باشم که کمکم کند یک کمی از اخلاص کمک می کند به انسان .

وباز در روایت داریم که اگر یکی از اعمال حسنه مقبول شود وضعش خوب است که یعنی من این عمل را برای خدا انجام دادم به هر حال خدا هم می خواهد د ر صدد تشکر برآید خدا هم اگر بخواهد تشکرکند خیلی تشکر می کند یعنی تشکرش برای انسان خیلی زیاداست .

هر چند خداوند تشکر ی هم ندارد بکند چون همین که به ما توفیق پیدا کردیم به این عمل خوب ،که یک عمل خالص را انجام بدهیم توفیقش را خدا داده است .

پس عملی که با اخلاص انجام نمی شود نه تنها باعث تهیه استعداد نمی شود بلکه انسان را بیمار می کند وموجب تولد های بیمار می کند ،انسان بیمار متولد به آخرت می شود یعنی وقتی می فرماید یوم لا ینفع مال ولا بنونالّا من اتی الله بقلب سلیم .

روزی که هیچ چیزی به درد نمی خورد جز این که انسان با قلب سلیم به در گاه خداوند تبارک وتعالی برود نیت خالص سلامت می آورد و غیر از نیت هاس شخصی سلامتی ندارد .

انسان نمی تواند قلبش را سلامت نگه دارد چون این قلب مریض است . به خاطر این که این اعمال را ما انجام دادیم برای کس دیگر ، کسی دیگر یعنی دیگر موثر دانستن و شریک دانستن ،منشأاثر دانستن ،این مختصر توضیح این روایت بود باز حدیثیاز رسول خدا (ص).داریم می فرماید لیس الصلاةقیامک انمّا الصلاةاخلاصک و ان ترید بها وجه الله نماز قیام وقعود نیست قیام وقعود یک عمل خارجی است .ایستادن وخم شدن تو نیت نشستن و سجده تونیت ، بدرستیکه نماز اخلاص توست نیت را با اعمل یکی کرده است خدا هم عمل را با نیت یکی کرده است نمی فرماید یحشر الناس علی اعمالهم علی رسوله می فرماید یحشر الناس علی نیاتهم در قیامت افراد نیتهای که داشتند حتی عمل م نشده افراد براساس آن نیتها یشان محشور می شود لذا افراد نیتهای خوبی دارند و در قیامت در اعمالشان چیزهای خوبی نوشته که انجام نداده اند

وقتی سئوال می کند جواب می شنود که این نیتها را داشتید که انجام بدهید این کار ها فرقی ندارد که عمل خارجی چیست عمل خارجی خیلی مهم نیست . مهم این است که انسان به این درجه برسد که بتواند نیت خوبی بکند بتواند به نیتهای خوبی دست پیدا کند این خیلی مهم است وان ترید بها وجه الله این که توبه وسیله آن نماز،وجه خدا را اراده کرده باشی دنبال وجه خدا باشی وجه خدا یعنی از خدا بخواهی که خدا به تو توجه کند وبه خاطر توجه خدا تو این عمل را انجام دهی .****

از رسول خدا (ص)داریم اذا امرت عنلاًفعمل ببه خالصاًلانّه لایقبل من عباده الاعمال الا ما کان خالصا هر گاه عمل را انجام دادی برای خدا آن عمل را خالص انجام بده برای خدا به خاطر این که خداوند از بندگانش قبول نمی کند اعمال را مگر اینکه خالص باشد

یعنی ما نمی توانیم اعمالیکه قلابی هستند و نیت ندارند غالبشان کنیم وقتی برای خدا نیست ،نیست ول و این که 50 سال هم باشد ارزشی ندارد . شخصی می گفت من 30 سال نماز جماعت می خواندم وصف اول هم می ایستادم یک روز دیر رسیدم و صف دوم ایستادم وقتی صف دوم قرار گرفتم از مردم احساس شرمندگی و خجالت می کردم که ای بابا این که 30 سال همیشه صف اول بوده چی شده که آمده صف دوم

بعد فهمیدم که برای من صف اول دو دوم مطرح است برای نماز خواندن و لذا 30سال نماز م را قضا کردم برای خدا که نمی توانیم شریک قراربدهیم قال الله ان خیر شریک من ،اشرک فی عمله لم اقبله الا ما کان بی خالصا از حضرت صادق (ع)که فرمود :

من بهترین شریک هستم ،هر کس با من در عمل دیگری را شریک بگیرد از او قبول نخواهم کرد مگر آنچه خالص انجام شده باشد . شریکها از هم نمی گذرند مثلاًمی گویند اینقدر سهم من و یان قدر سهم توست خدا می فرماید من با شریکهایم این گونه رفتار نمی کنم هر کس عملی را انجام دهد من را با یادگیری شریک کند من همه را می دهم به شریکم .

من فقط عملی را می خواهم که مخصوص خودم باشد برای من باشد و انجام شده باشد یعنی همۀاعمال که برای شریک است برای نفست است .

صورت مال من است معنا مال کس دیگر ،به خاطر نفست . این مختصری بود برای ضرورت نیت خالص . حالا می پردازیم به راههای ایجاد اخلاص یا عوامل ایجاد اخلاص در انسان ،

اولین عاملایجاد اخلاص که گفتیم علم است علی (ع)فرمود ثمرةالعلم اخلاص العمل

ثمره علم خالص کردن عمل است چون آدم جاهل اعمالش خالص نیست . خیلی اوقات شرک ورزیدن بخاطر خبیث بودن نفس نیست البته نفس همیشه خبیث است و این خباثت انسان را به شرک وادار می کند اما این طور نیست که هر وقت هر انسانی ریا کاری کرد این ناشی از خباثت آن فرد باشد بلکه ممکن است نادانی باشد .

علم یعنی شرایط قبولی و اخلاص . بعضی ها اعتقادات و عقاید و علوم کودکی خود را حفظ می کنند و به صورت کودک هستند. بزرگسال 50 سال هستند 50 سال مسجدی ،هیئتی ،ولی کودک

هست کودک وقتی ابتدا شروع می کند به انجام دادن کارخیر،احتیاج به تشویق دارد لذا داریم که اگر می خواهید بچه را به کار خیر وادار کنید تشویقش کنید . بچه این گونه ا ست .

در روایت هم به مشرک بودن بچه اشاره شده است می فرماید با بچه ها خوب رفتار کنید چون آنها شما را رازق خود می دانند یعنی بچه کوچک نمی گوید خدا رازق است وابستگی او به پدر ومادر است .

پدر و مادر خود را درهمۀکا رها رازق می داندتکیه گاه خود می داند درهمۀمشکلات تکیهاش پدر ومادر است حال او هم که می خواهد عملی را انجام دهد این گونه است . مثلاًوقتی نماز می خواند دوست دارد تشویقش کنند . کارهای تشویقی بکند . هیچ وقت بچه ای که چهارده و پانزده ساله می شود این گونه نیست که این قوه را داشته باشد که وقتی عبادت می کند بگوید من همه کارهایم را برای خدا انجام می دهم .

ونیت کند مگر این که خیلی روی این بچه کار شده باشد و پخته شده باشد که وقتی به این سن می رسد یا نه سال یا پانزده سال می رسد این کار را بکند .

اوایل همیشه یک شرکی هست بعضی ها همین مقداررا یاد می گیرند بعضی کارها دیگری یاد نمی گیرند یعنی وظیفه پدر ومادر این بوده که یک صورت کجی را به اینها یاد بدهند که مثلاًاگر حج رفتی این گونه عمل کن در دهات بزرگ شده کاری به این مسائل نداشته .

یک صورت نماز یاد گرفته بعد رفته به امان خدا . به کارهای روستایی و کارهایی که زندگیروستائی میطلبد رفته در شهر هم همین طور .

یک صورتی از نماز و روزه و اینها یاد گرفته و نشسته معارف الهی را یاد بگیرد پدر ومادر فقر فرهنگی داشتند برایش بیان نکردند جامعه فقیر مستضعف فکری بوده ،استضعاف در آن جامعه حاکم بوده و نشنیده و صورتهای مقدس را یاد گرفته و اینها را هم انجام داده است .

می گویند حالا جهنم نروم خدا گفته دین این گونه گفته ما هم همین کار را انجام می دهیم اما در عملی ممکن است که ریا کاری کند .

تا این مقدار صورت را یاد گرفته بعد افتاده در کار وزن و بچه و تا سنی که از او گذشته .اما اگر ظرافتهای ریا کاری را یاد دادی شخص آن وقت حساس می شود . متوجه می شود که این عملی را که انجام می دهد یک حظی در دلش می کند که دیگران ببینند عمل من را و از من تمجید کنند و یا خودم دارم بیان می کنم این طوری دارم بیان کم .

کجا انسان از عمل خیرش تعریف کند یا از عمل خاصی تعریف بکند یا نکند . پس عدم آگاهی باعث می شود انسان ریا کار شود و اخلاص را رعایت نکند هر مقدار اطلاعات زیاد می شود و در این ظرافتها می رود .

دقتش در عمل خالص هم بیشتر می شود هرمقدار کار کند روی شرایط عمل خالص دقتش هم بیشتر می شود که فکر کند یا مطالعه کند .

دومین عامل از امیرالمومنین (ع)است که می فرماید الاخلاص ثمرةعباده . اخلاص ثمره عبادت است یعنی انسان وقتی عبادت می کند رفته رفته در طول عبادت انس با عالم معتاد و خداوند ملکوت می گیرد بعد عوامل دیگر را هم در آن موثر بداند این طور نیست که مثلاًمن نماز بخوانم تا پدرم خوشش آید .

مثل بچه ای که به عشق جایزه پدر ومادر نماز می خواند اوایل کار ،روزه می گیرد برای اولین بار بچه نه سالهای که روزه می گیرد خیلی تشویق دارد بعد انسان رفته رفته که عبادت می کند این عبادت برایش لذت می آورد و برایش انس و دقت با عالم معنا می آورد .

بعد آنقدر جان دار می شود که بتواند عمل خالص برای معبود واقعی خودش انجام دور از این جا به بحثی که در جلسه قبل گفتم پی می بریم که انسان برای این که ممکن است اخلاص را رعایت نکند ندارد عبادت را رها کند یا عبادت را بخاطر شهرت کهخطرش مشهور شدن است عبادت را رها می کند یعنی با شیطان با سوءظن که در خود شخص نسبت به خودش ایجاد می کند .

او را از عبادت خدا می اندازد توکه خالص نیستی این که تو که ریا کار هستی بیچاره تو که چند سال ریا کاری کردی ول کن نماز را ،این نماز را که در واقع نماز نیست

1-این ریا کاری است این اهانت است به خدا این شرک است ،این نماز را رها کن ،و شخص هم می گوید خب این که نماز نیست بگذار من رهایش کنم روزه که این گونه است من رها کنم جهاد فی سبیلالله که این خصوصیت را دارد من رها کنم این دقیقاًیک دام است .

حضرت می فرماید :الاخلاص ثمرةالعبادةثمره است میوه و نتیجه عبادت است (اخلاص)یعنی اول عبادت تابعه اخلاص حاصل می شود اوایل این گونه است اوایل ذوق و شوق دارند یک مقدار تعلقات و دلبستگی و سنخیتهای دارند وابستگی هایی دارند با یک چیزهایی اما یواش یواش می رسند به آنجا که عمل خالص برای خدا انجام می دهند کسی حق ندارد عمل را رها کند به این بهانه که ممکن است من مخلص نباشم .

ممکن است در آن ریا کاری باشد و چنین و چنان باشد . عمل واجب که مطلقا مستحبات هم گفتیم که به راحتی قابل رها کردن نیستد این را باید دقت کرد چون این کید شیطان است که ما را از خود عمل جدا کند وقتی من از عمل جدا شدم به این عنوان که ممکن است خالص نباشد این عمل برای من سازندگی ندارد .

اگر من خود این عمل را رها کنم دیگر هیچ وقت بر نمی گردم که یواش یواش انس بگیرم با عالم معنا ،اصلاًمن بی عمل هستم وقتی دست برداشتم از واجبم من دیگر از حیطه بیزاری و ایمان خارج می شوم و وقتی از ایمان خارج شوم دیگر سازندگی در من حاصل نمی شود خودش را هم باید در محدوده ایمان بیاندازد ،آلوده بکند خودش را آنجا

نگه دارد این صورتهای مقدس را تا یواش یواش اخلاص هم برایش بیاید من هیچ کاری نکنم وخودم را بکشم کنار ،بعد بگم بیایم خودسازی کنم خودم را کجا خودسازی ،خودسازی با همین چیزهاست دیگر .

شما جلسات عزاداری نشینو روضه و دعا نرو ممکن است که شما 90%آن را هم ریا کنید ده درصد هم گریه است برای خدا باشد ولی به هر حال در این ده درصد مزه پیدا می کنی مزه برای خدا مثلاًده درصد یواش یواش می شود بیست درصد یواش یواش بیشتر می شود اگر من کلاًآن را قطع کنم کی می توانم مزه خالص بودن و مزه ارتباط خالص داشتن را درک می کنم که بتوانم بعداًمخلص شوم .

(هیج وقت )یک دام بزرگ شیطان است الاخلاص ثمره العباده اخلاص ثمره عبادت است داستان مرحوم گوهرشاد که گوهر شاد زن شاه بود و دستور داده بود مسجد گوهر شاد را بسازند و خودش هم سر کشی می کرد

به نحوه ساخت آن که خوب ساخته شود او زن فاضله ای بود روزی می رود پشت پرده زنانه که ببیند که پوشیهای را که به صورتش بود برمی دارد یکی از کار گران که انجا کار می کرد چشمش به صورت ایشان میافتد و دلباخته می شود می رود خانه و از شدت شوق و علاقه می افتد مادرش میبیند که حالش خیلی بد است .

از او سئوال می کند او هم می گوید که آره کسی را دیدم این گونه است خیلی ما را گرفته ،مادر می گوید می رویم خواست گاری وقتی می بیند که زن شاه است می گوید ناشی گری کردی این زن شاه است اگر بفهمد سرمان به باد می رود ،از آنجا که آدم را عشق بی کله می کند حب کل شی یومن و یضیهم .

خصوصیات عشق این است که عقل میرود شخص می گوید من کاری ندارم که این زن شاه است من فقط همین را می خواهم وروز به روز بدتر می شود مادر می بیند که بچه رو بهمرگ دارد می رود مجبور می شود می رود با خود مر حوم گوهر شاد در میان می گذارد

ایشان می گوید که چرا زودتر نگفتی ،این که مشکلی نبود که شما خودتان را اذیت کردید من حاضرم با او ازدواج کنم به ایشان بگوئید بیایدولی من به عنوان مهریه خودم یک شرطی دارم گفته بود که باشد مهریه این بود که او بیاید مسجد ودر محراب مسجد نماز بخواند و شرط این بود که باید در تمام مدت حضور قلب داشته باشد .

او هم گفته بود باشد می آیم و نماز می خوانم وسعی کرد که حضور قلب هم داشته باشد بعد از چهل روز مر حوم گوهر شاد رفته بود که به او سر بزند گفته بودکه چگونه است می خواهی باز هم ازدواج کنی

گفته بود که دیگر نه ،من آنکه می خواستم پیدا کردم یعنی این چهل روز نماز با حضور قلب خیلی کمتر ش تأثیرات کمتر می گذارد ما دیدیم د ر افراد که در یک جلسه و یک ساعت مزه معنویت چشیدن تمام زندگی شخصی را زیر ورو می کند ،آشنا شدن من ذالذی ساقط عن المحبتک فرام

غیر ک محبتک

چه کسی است که طعم محبت تو را بچشد وغیر تو راداشته باشد یعنی انسان اگر با آن اصل انس پیدا کند نمی رود دنبال سراب ،عامل سوم یقین است که حضرت می فرماید ان خلاص ثمرةیقین . اخلاص ثمره یقین است یعنی یقین داشتن به خداوند تبارک و تعالی و این که هیچ موثری جز خداوند وجود ندارد در جهان .

لا موثر فی الوجود الی الله همه هیچ کاره هستن اگر خدا نخواهد همه دلها کتوجه ما باشند باز به نتیجه نمی رسیم قدرتهای یزرگ پشت ما باشند تأییدمان کنند در اجتماع و تحویلمان بگیرند ولی منهای خدا باشد انسان زمین می خورد مقتضح می شود خدا با ید باشد امام (ره)این گونه این قضیه را تشریح میکرد که شاه بود همه قدرتها با او بودند خدا نبود چگونه زمین خورد .

و شما بودید و هیچ قدرتی جز قدرت خدا با شما نبود و پیروز شدید ،افرادی هستند که تأئید کنندهای ندارند پشتیبانی ندارند محبت دیگران در دلشان می افتد یا محبت او در دل دیگران می افتد و افرادی داریم که خیلی تعریفشان می کنند و شهرت دارند و پشتیبانی می شوند ولی محبتی مو جه آنها نیست پس با دل مردم نباید زیاد کار داشته باشیم هرچه می خواهیم از خا بخواهیم شهرت می خواهیم نه به معنی شهرت دنیایی به معنی بدش بلکه آبرو ،اعتبار و آنچه ائمه خواستند .

اعزنی فی عشیرتی و قومی خدایا من را عزیزکن میان خانواده وقومم

یعنی هرچه می خواهیم از خدا بخواهیم نه از کسی دنبال عزت با عوامل اجتماعی نباشیم دنبال این نباشیم که اگر این کار را کردیم دیگر دنبالمان نمی کنند تأیید مان نمی کنند واز دور مان متفرق می شموند و پشت سرما بدگویی می کنند .

شاگردانم را از دست می دهم طرفدارانم را از دست می دهم آنانکه به من رأی دادند از دست می دهم یک زمانی امام (ره)فرمودند که اگر همه ملت یک چیزی را بگویند و من بدانم که خدا راضی نیست در مقابل همه ملت می گوییم نه .

ملت هم یکی در مقابلش بگوبد نه معلوم است که چه بلایی سرش می آید حداقلش مغبوض ملت قرار می گیرد . خلاف میل جامعه و ملت رفتنمردم متفرق می شوند از او اما امام ره نظر مردم برایش مهم نیست مردم می خواهند راضی باشند یا نباشند برای خدا انجام می دهد .

این خیلی مهم استکه من آنجا که تشخیص دادم می خواهند وظیفهام چیست دیگر کاری نداشته باشم که نزدیکترین افراد به من ممکن است نسبت به من بدبین شوند یا دورم را خالی کنند .

وقتی فهمیدم وظیفه ام است انجام بدهم حتی ممکن است از آبرو و حیثیتم بگذارم چون خدا این گونه می خواهد این کم نیست که امام 8سال بگوید جنگ جنگ تا پیروزی یا جنگ جنگ تا رفع کل فتنه بعد بیاید بگوید قطعنامه را بپذیریم . جنگ بس است جواب این همه بسیجی را چه می خواهد بدهد جواب همه سرباز ها و این همه که مردند را چه می خواهد بدهد؟

اما امامی می گوید برای خدا این جام زهر را سر می کشم بسیجیها چقدر خوب می فهمند و مردم چقدر قشنگ می فهمند و اطاعت می کنند و می پذیرندپس یقین به این که (لا موثر فی الوجود الی الله)عزت ،شرف،آبرو ،محبوبیت همه در دست اوست .

یا مقلب القلوب قلبها دسد خداست اگر بخواهد دلها را متوجه شما می کند اکا ار خودت تلاش کنی و خدا نخواهد محبتی هم متوجه تو نخواهد شد ممکن است چند صبا حی هم انسان عوامفریبی کند گول بزند دیگران را .

اما به هر حال والایام توضع لک الترائر کاملاًگذشت زمان آن سریر ها و زمینه های مخفی را نشان خواهد داد پس عمل و تعیین به این که هیچ جز عمل خالص قبول نمی شود انسان تعیین کند و بفهمد و یا واقعاًبداند که آن سراب است آن جهنم است عمل غیر خالص عمل نیست عملی به درد نیست برای انسان

بدانیم که غیر مخلص غافل است و غافل مثل چارپا است اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافرون و این که بیان حضرت علی (ع)العمل مکه هوا الا ما اخلص فیه عم بتما ما هواست مثل گردی که به هوا می رود و فایده ندارد جز آن مقداری که اخلاص را در آنرعایت کرده باشد ظرافتی که در کار است حضرت اخلاصی را هم ثمره عبادت داشنیته هم ثمره علم قرآن خودش یقین را ثمره عبادت میداند می فرماید :ما خلقت الجن و النس الّالیعبدون جن وانس را نیافریدیم مگر این که عبادت کنند بعد سئوال پیش می آید

عبادت چه فایده ای برای انسان دارد هدف خلقت را خداوند این گونه بیان می کند و عبدربّک حتّی یأتیک الیقین عبادت کن تا به یقین برسی یعنی شهود ویقین هدف خلقت انسان است .

انسان این نیاز روحی انسان است که به این درجه معرفت نائل بشود یعنی معرفت هدف خلقت انسان است به خاطر همین حضرت صادق (ع)لیعبدون را لیعرفون ترجمه کرده است لیعبدون ای لیعرفون واعبد ربّک حتی یاتیک الیقین عبادت کن تا به یقین برسی . عبادت را رها نکن ،عبادت را انجام بده تا می توانی عبادت کن تا به یقین برسی .

پس عبادت نتیجهاش به یقین می رسد وهم خود عبادت اخلاص می آورد اخلاص آگاهی ،بصیرت باطنی ایجاد می کند و یقین را هم ایجاد می کند که عامل اخلاص است .

این نکته ظریف را دقت کنید عبادت اگر درست انجام شود انسان را به موقنین می رساند البته اگر با نیت خالص انجام شود ،با نیت خالص هم انجام نشود اگر شخصی اطلاعاتی به او برسد آگاهی و علم در کنارش باشد آن عامل اول در او باشد رفته رفته عبا دتها را طوری انجام می دهد که او را وصل می کند به خداوند تبارک وتعالی ،مزه پیدا می کند عبادتهایش .

عامل بعد کم کردن آرزهاست و هواها ی نفسانی قللالامال تخلصک الاعمال

آرزوها را م کن تا اعمالت خالص شود چون هوسهای انسان است که انسان دیگران را شریک می داند من وکار وتلاشم می کنم که به این هوسم برسم من وقتی مجبورم به مقام برسم باید جلب توجه کننم تا بتوانم به آن مقام برسم .

و خودم را بالا بکشم خودم را حزب الهی نشان می دهم ریش می گذارم برای عوامفریبی . نماز می خوانم برای عوامفریبی حرفهای اسلامی می زنم برای عوامفریبی این ها بخاطر این است که من می خواهم به یک جایی برسم هوس دارم هوسم این است که دل یک نفر را بدست آورم یا یکی را به تور بیاندازم .

مقامی را به خودم متوحپجه کنم یا یک نیاز مالی و یک هدف شیطانی ام راتأمین کنم آبخور جاها مجبورم اعمالی را که انجام می دهم طوری باشد که دیگران راضی باشند ناراحت نشوند با مذاق و مزاج دیگران سازگار باشد این می شود اخلاص فلانی ناراحت نشود فلانی عصبانی نشود از دست من پشتیبانی آنها را از دست ندهم شاگردانم را ازدست ندهم طرفدارانم را از دست ندهم به من بد بین نشوند .

آبرویم نرود اعتبار اجتماعی را از دست ندهم اخراجم نکنند و......

حضرت می فرماید :هوست راکم کن آمال و آرزوهایت راکم کن عمل تو خالص می شود یعنی که فردی که خیال نداشت با اشیاءو امور ارتباط شخصی برقرار کند و برای خدا همه چیزش را در جهت آخرت داشت می دید او از کسی نمی ترسد یعنی خصوصیت کم کردن آرزو شجاعت است نترس بودن دربیان حرفها ،در بیان عقاید ،در بیان و رفتار واعمال برای خدا،اعمالی را که خدا از ما خواسته لا تستو حش فی طریق الهدی لقلةعهده در طریق هدایت .

هدایت از کم بودن راهرو نترسید دیگر نمی آید به طرف من دیگر کسی با من نیست یک نفر هم باشد عیبی ندارد یک نفر چون راه حق است شما می روید ترسی هم ندارید چون می دانی که این واقعیت دارد و بقیه سراباست .

ترسی ندارد که نترس در راه خدا در راه حق از کمبود پیرو ،راهرو ،اما اگر هوسها آمد مجبوری که مرتب رعایت کنی فلانی ناراحت نشود برنخورد به او نیازی که داشت برایم تأمین کرد آن قطع نشود و.....

اما اگر هوس را کم کرد و خودش را وقف خدا کرد دیگر نمی ترسد قل یعنی بگو آیا برای ما منتظر چیزی جز دو خیر هستی . اهدی الحسنین یکی از این دو نیکی هستی یا شهادت یا پیروزی این برایش دیگر مهم نیست جوانان ما که می رفتند و پیروز می شدند

برای چی است برای این که دست از جانشان شسته بودند دست از فلانی برداشته بودند یا فلان دختر را سیرش نبودند که دستشان بلرزد که موقع عملیات بگویند ما باید برگردیم به عشق مال نبودند عشق رتبه درسی دانشگاهشان نبودند ،اگر من الان حیف است که من الان 7واحد 7ترم خواندم اگر یک ترم دیگر بخوانم لیسانسم را می گیرم .

اصلا بند این چیزها نبودند وقتی آرزوها تآمین شد اعمالخالص می شود و شجاعت بدست می آید و خیلی راحت به جلو می رفت اما هر جا که تعلق است آمال است شخص مرتب دست و پایش بند است زنجیر ها نمی گذارند انسان کارش را انجام بدهد خالص یعنی کسی که آرزوهایش را کم کرده و آرزویی جز خدا وند ورستگاری ندارد .

او نمی ترسد او می تواند بگوید مرگ برآمریکا او مس تواند بگوید آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند او ترسی ندارد قرآن می گوید وقتی به آنها می گویی دشمن علیه شما تجهیز دارد ونیرو های زیادی جمع کرده این ها ایمانشان زیاد می شود شورشان زیاد می شود

وقتی می فهمد دشمن دارد علیه او کار می کند به جای این که بترسد این خیال ندارد توی این دنیا بماند اگر زن هست رتبه هست اگر مقام هست اگر میز هست اگر مدرک است اگر درجات هست اگر شغل است اگر درآمد خوبی هست همه باید برای خدا باشد برای آخرتم باید استخدام کنم آنها .

اینها را که من با آنها ارتباط شخصی برقرار کنم اول درد سر می شود جون اینها را برای خودم می خواهم نه برای دیگران . لذا شجاعت حق گویی شجاعت بیان حکم خدا را ندارد می ترسند که فلن افراد از دور من طرد شوند فلان حقوق و در آمد م کم نشود دیگر محبوب نباشم .

اما اگر قید محبوبیت را ومال را ومقام را زدیم راحت می توانیم عمل کنیم با شجاعت می توانیم عمل کنیم کارهایمان دنگ وفنگ ندارد .

تعلق و کشمکش نداریم از کسی نمی ترسیم و بی رودر بایسی عمل می کنیم بدون در نظر گرفتن نظرات مختلف عمل می کنیم کوتاهی در اعمالمان نمی کنیم وقتی می خواهیمنامر به معروف و نهی از منکر کنیم شجاعت داریم ،نمی ترسیم ،ملاحضه این را بکنم ملاحضه آن را بکنم این ملاحضات و آما ل هستند که نمی گذارند انسان عمل کند می ترسانند شخص را ،از کجا می فهمد که اشتباه کرد از آنجا که دوستانش از دور او متفرق شدند .

دلیل نمی شود که، اخلاصی باشی اخلاص داشته باشی نکن این کار را اگر این کار را بکنی بهترین دوست از تو جدا می شود می روند غیبتت را می کنند میروند برایت می زنند می روند چنین وچنان می کنند بعد من هم مجبورم که این کار را نکنم دیگر .

رو دربایسیمی کنم کسانی که پشت سرم نماز می خوانند الان می خواهند بروند پشت سرمن غیبت کردن و بدگویی کردن و من اینها را از دست می دهم این جا می شود شرک ،آخرین عامل رغبت به آنچه نزد خداست یا رغبت در نزد خداست من رغب فی مما عند الله اخلص عمله .

هر کس رغبت پیدا کند به آنچه که نزد خداست عملش را خالص می کند و بالاتر از این هم داریم که رغبت به خود خدا هم عمل انسان را خالص می کند آنچه که در نزد خداست نه آنچه که برای خود خداست .

یعنی خدا را بگذاریم کنار در نزد خدا یک بهشت است . بهشت راهم بدون اخلاص نمی توان به آن رسید شما نمی توانید با ریا کاری به بهشت برسید درست است که بهشت غیر از خداست اما وقتی عملی را انجام می دهی باید در آن عملت کسی را شریکم قرار ندهی .

حالا خود بهشت بود عیبی ندارد خدا هم نباشد اما مردم هم نباشند فقط طبیعت باشد من این عمل را انجام می دهم برای رسیدن به کاخ بهشتی ،به حوریه بهشتی ،این یک نوع اخلاص است ،این هم همین طور برای نرفتن به جهنم ،چون نرفتن به جهنم مساوی است با رفتن به بهشت .

نمی شود رسید به آخرت جز با عمل خالص ،اما خود خداوند هرچه بخواهد باید برایش انجام داد ینی من لقاء خدا را بخواهم اما عملم را برای کسی دیگر انجام بدهم انسان طلب خود خداهم باشد باید خالص کند خودش را.

این جا به نقش آگاهی و علم هم پی میبریم وقتی می گوئیم من رغب ،رغبت کند هرکیفی ماعند الله آنچه نزد خداست باید آنچه که نزد خدا ست بشناسیم و بشناسانیم باید برای مردم گفت که بهشت چه هست و چه خصوصیتی دارد که مردم رغبت نشان بدهند به آن.

یادآخرت که می افتند طمع جهنم و دنیا از سرشان می افتد گاهی اوقات انسان یک گل رابو می کند ان انسان را به خدا می رساند یک صورت زیبایی را می بیند منتقل به اصلش در بهشت می شود چون بهشت خالصش است .

کل شی من الاخره عیانها اعظم سمعهر چیز در آخرت دیدنش بالاتر از شنیدنش است یعنی این صورت زیبایی را که می بینیم آنچه که دل ما را می برد و لذت ایجادمی کند منتقل می شود به بهشت .

چون با آن باید تفکر زیادی بکنیم فکر کنیم مطالعات انجام بدهیم آیاتی که راجع به ان است روایاتی که وجود دارد و احادیثی که راجع به بهشت است .

نحوهاش چگونه است چه از نظر نعمتهای مادی اش و چه معنوی اش . نعمتهای معنوی اش همنشینی با پیامبر ان و حضرت محمد (ص)مثل ابدیت بهشت مثل میهمانی های انبیا ءدر بهشت ،انسان رغبت پیدا می کند به آنها،هم بشناسیم تا بتوانیم عملمان را خالص کنیم هم بشناسانیم آنها را به دیگران که آنها را هم هدایت کنیم به اخلاص ،مطالعه در خود خدا ، یعنی انسان سعی کند که معرفت خدا را زیاد کند هرچقدر انسان معرفت الهی را پیدا کند بیشتر اخلاص پیدا می کند و رغبت بیشتری به خداوند پیدا می کند