جلسه 079 - معرفت نفس
شماره جلسه
79
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 079 - معرفت نفس

بحث ما پیرامون استخدام صور مقدس توسط شیطان بود در این رابطه مفصل صحبت کردیم و راههایی را که انسان می تواند از آنها برای کشف واقعیت و حقیقت استفاده کند در جنبه فردی و در جنبه اجتماعی عرض کردیم این جلسه می پردازیم به این بحث که خود لو رفتن این تاکتیک شیطان و ترفند شیطان لو رفتن آن هم می تواند یک حربه شیطان علیه ما باشد یعنی ما وقتی پی می بریم که شیطان می تواند از صور مقدس علیه اسلام استفاده کند و دین او را او بگیرد خود دانستن همین هم می تواند حقیقت لور فته را برگرداند علیه انسان و به عنوان یک حربه هم استفاده کند یعنی حتی کسب ماهیت کارهای شیطان می تواند کمکی به خود شیطان کنید یعنی شیطان می تواند از همه اینها استفاده کند .

جای تعجب هم ندارد وقتی شیطان بتواند از مقدسات علیه ا نسان استفاده کند دیگر از این که ماچهار مطلب راجع به شیطان بدانیم و اصطلاحات و ترفند ش را بدانیم قطعاً می تواند علیه خودمان استفاده کند اما چگونه شیطان ازاین نقطه شروع می کند به جنگ با ما می پردازد و چگونه این امر که ما فهمیدیم که می تواند صوررا علیه ما به استخدام بگیرد چگونه این امر علیه خود ما هم استفاده خواهد شد شیطان به دو طریق این حربه لو رفته را علیه ما استفاده می کند یکی این که انسان را دائماً نسبت به اعمال خودش بدبین نگه می دارد و این بدبینی غیر از بدبینی مثبت است یک بدبینیمثبت داریم یک بدبینی منفی ، بدبینی و سوءظن مثبت همان است که از خصوصیات مؤمن شمرده می شود که المومن یصبح و یمصی و هوالظنون عند نفسی

مومن صبح شب می کند و همیشه به خودش بدبین است یعنی در خودش کنکاش می کند که شاید من عملی انجام داده باشم که این عمل خالص نباشد خیلی روی آن حساب نمی کند ، انجام می دهد برای تکلیف الهی انجام می دهد اما به خودش بدبین است این بد بینی خصوصیتش این است که اولاً دچار عجب نمی شود وقتی دچار عجب نشد تکبر هم نسبت به دیگران نمی کند این یک نکته و نکته دیگر این است که ما یک بدبینی دیگر داریم که منفی است شیطان در انسان نسبت به اعمالش بد بینی ایجاد می کند که شخص تنفر پیدا می کند از آن عمل

تا جایی که برای راحتی خودش آن عمل را رها می کند در بحث وسواس گفتیم که از علاقه ما به این که خدا و معصومین به عنوان یک فعل مقدسات دست نخورده باشند که هیچ وقت از ناحیه ما سوئی ،شری متوجه مانشود از همین استفاده می کند بعد موقععبادت و نماز افکاری را القا ء می کند به اشخاص و اشخاص برای این که این افکار القاء نشود به آنها ، چهرۀ خداوند و معصومین و چهره های مقدس ، مومنین و امور مقدس در روحشمشوش نشود و خراب نشود و آلوده نشود دست از آن عملش بر می دارد

چون می داند من هر وقت این عمل را انجام می دهم این چنین خاطره ای برایم پیش آمده است ، من رها می کنم یک نماز یک وقت انسان را به جایی می رساند که انسان آن را رها می کند یا یک عبادت واجبی را رها می کند پس شیطان از این طریق استفاده می کند که مار ابه حساب مبارزه با خودش وارد می شود می گوید حالا که این گونه شد حالا که این مقدسات ممکن است دستاویز شیطان قرار بگیرند به سراغ مقدسات نرو ، این مقدسی که تو داری انجام می دهی این هم یک حربۀ شیطان هست ، فکر می کنی که برای خدا انجام می دهی ولی برای خدا انجام نمی دهی ، رها کن ، بعد در دل انسان القاء می کند که انسان دست از عملش بر دارد ، بیچاره این ریا هست ، ریا نکن ، این کارها چیست ؟

درست نیست و یکسره شیطان القاء می کند تا شخص را از آن منبع تغذیه خودش بردارد ، در رابطه با واجبات که واجب است یعنی خداوند لطف کرده در حق ما ، تا ما به وسیله همین واجبات خیلی هدایت می شویم به هر حال همین واجبات است که ما را به مساجد می کشاند به کار دینی معتقد می کند و نمی گذارد که ارتباط ما با خداوند و امور دینی و منابع تغذیه خودمان قطع شود .

یکی از رمز هایی است که عمل واجب شده و این واجبات خیلی به انسان کمک می کنند مطلب بعد این است که در رابطه با مستحبات هم همین گونه است ما در روایت داریم که خداوند تبارک وتعالی فرمود که بندگان من از مستحبات و نوافل من به من نزدیک می شوند چون یک امر عشقی و محبتی است که انسان برقرار می کند خودش دوست دارد ، مستحب یعنی طلب حب کردن ، طلب محبت کرن ، عمل مستحبی یعنی من این عمل را انجام می دهم در مقابل آن حب خدا را می خرم محبت خدا را می خرم .

عمل مستحب یعنی این که ما طلب حب می کنیم طلب محبت بین خود و خدا می کنی به خاطر همین گفتند مستحبی چون انسان از همین طریق نزدیک می شود به خدا و خودش با اختیار با آزادی و بدون این که فشار واجبی باشد ، ترس از جهنمی باشد خودش انتخاب می کند که نماز شب بخواند که ذکر بگوید که نافله بخواند ، که دعا بخواند که این کارهای مستحبی را انجام بدهد ، اینها هم نقش زیادی در سازندگی انسان دارد ، وشیطان این طریق را هم القاء می کند

یعنی شیطان هم سراغ واجبات می آید هم سراغ مستحبات ، می خواهد مستحبات را هم از ما بگیرد ما باید به هیچ وجه که از واجبات نمی توانیم دست برداریم در مستحبات هم نباید دست برداریم ، فقط به این خاطر که این ممکن است ریا باشد این ممکن است فاسد باشد ممکن است این عمل چنین و چنان باشد ، ما در روایت داریم ان الله یغبض شهرةالعبادهخداوند از شهرت عبادت بدش می آید اما خود دانستن همین ممکن است حربه شیطانی شود علیه ما یعنی هم حدیث فرموده که افراد نا اگاه هم این گونه هستند

وقتی یک کلمه ای را از یک امام یا یک معصومی را می دانند و یک آیه ای را می دانند و دنباله بقیه آیات نروند و بقیه آیات را دیده باشند همین گونه یک بعدی می شوند ، یا نتیجه گیریهایی می کنند که آن نتیجه گیریها را خود ائمه راضی نیستند که ما بکنیم مثلاً می گوید خداوند از شهرت عبادت بدش می اید ، ولی بلافاصله همین دانستن این می گویند که خیلی خوب ، حالا که ماباید برویم گریه کنیم کی گوئیم نه وگرنه می گویند آدم مشهوری است

آدم بکائی است می خواهیم نمازجماعت برویم مرتب ، اما می گوئیم اگر بروم می گویند چقدر نماز جماعتی است به خاطر همین نمی روم ، نماز جمعه بروم می گویم نه ، اگر بروم می گویند ماشالله چقدر نماز جمعه ای است گریه می خواهم بکنم ، عزاداری و روضه در خانه می خواهم بیاندازم ، ذکر می خواهم بگویم ، مشهور می شوم دیگر مرنب ازترس این که مشهور نشوم سراغ اعمال نمی روم و این چراغ دین و دینداری من فتیله اش می آید پایین و خاموش می شود .

یا کم می شود لذا حضرت فرمود کسی حق ندارد بخاطر ترس از شهرت عبادتدست از عملش بردارد ، دست از عبادت برندارید که بگوئید ممکن است مشهور شوم نه ، اما یادت باشد که خداوند از صورت عبادت بدش می آید تأملا راهی را پیش نگیر که این گونه باشد تو حق نداری بخاطر این که می ترسی مشهور شوی دست از عملت بردار ی ،شما مستحبات را انجام بده ، سفت هم انجام بده ، شیطان نباید به راحتی بتواند از مامستحبات را بگیرد به این خاطر که ما می خواهیم اخلاصمان را رعایت کنیم یا ریا نشود .

یا چنین و چنان نشود این یک حربه است خیلی از مردم به خاطر همین حربه ها از عبادت و مستحبات باز ماندند و در ثانی مستحباتباعث می شود که انسان در دراز مدت اخلاص پیدا کند نیت خالص داشته باشد و برای همۀانسانها یک شروع ریائی هست ، بچه که برای اولین بار نماز می خواند برایش جالباست دوست دارد که همه او را ببینند دوستدارد تشویق شود یک احساسی دارد .

خداوند هم عذر جوان را می پذیرد در روایت داریم که خداوند عذر تازه کار و جوان پذیرفته است ، هر شروعی هین گونه است ، شما تدریس علمی می خواهید بکنید ، اگر بخواهید آن ملاحضه ها را بکنید نه علم پیشرفت می کند و نه بعداً می توانیم یک معلم مخلص باشیم کلاس رفتن و جلسات علمی نشستن و غیره را بخواهیم به همین بهانه ها تعطیل کنیم دیگر سنگ روی سنگ بند نمی آید .

مواظب باشیم که این حربه علیه ما قرار نگیرد خیمۀ دین و دین داری از ناحیه ما ضعیف نشود به هر حال انسان عبادتی را انجام می دهد ولو این که ریایی هم باشد به هر حال در این ده دقیقه یا ممکن است یک دقیقه اش اخلاص بیاید و آن اخلاص کمک کند به انسان در این ده درصد یا ممکن است یک درصد آن اخلاص باشد کم کم انسان ارزشهای سرابی برایش از بین می رود و به اخلاص و سازندگی می رود پس ما اخلاص و یقین و این چیزها را از کجا تحصیل کنیم ، اخلاص مایه اش یقین است مایه اش اطلاعات است مایه اش علم است اعتقاد از همین برقراری روابط ایجاد می شود و عبد ربک حتی یأتینک الیقین عبادت کن پروردگارت را حتی تا به یقین برسی این که ما سراغ دعا نرویم سراغ نماز شب نرویم سراغ گریه نرویم سراغ جلسات علمی نرویم و نگوئیم ، نشنویم پس ما چگونه تغذیه می شویم ما در واقع با این تاکتیک شیطانی راه تغذیه خودمان را بستیم حق نداریم دست از واجبات بر داریم و حتی به راحتی از مستحبات دست برداریم .

به خاطر این که می دانیم ممکن است شیطان یکی از این صور مقدس را علیه ما استخدام کند مطلب بعد هم این که پس می توانیم بگوئیم شیطان از این حربه که ماهم می فهمیم آن می تواند صور مقدس را علیه ما استخدام کند علیه ما استفاده می کند یعنی چه ؟ این یک راه ، راه دیگری که شیطان می تواند از لو رفتن ترفند خودش علیه ما استفاده کند ایجاد بدبینی و سوء ظن است نسبت به اهل دین که همین بدبینی که نسبت به خود ما ایجادمی کند و مادست از اعمالمان بر می داریم.

همین طور هم می تواند نسبت به دیگران به ما القا کند بگوید فلان آخوند ، فلان استاد ؛فلان معلم ، فلان بچه متدین فلان هئیتی روی شهوت این کار را می کند برای خدا نیست وقتی این گونه شد اثرات بدی در ما ایجاد می کند اولاً این چیزها اگر در میان علما ء ایجاد کند یعنی نسبت بهعلماء و اهل دین ، اهل عبادت ، اهل علم ، به ما ایجاد کرد فاجعه خیلی بزرگی است اگر شیطان در ما ایجاد کند وقتی ما آمدیم با هرعالمی با هر استادی باهر روحانی با هر اهل علم واهل دلی برخورد کردیم بگوئیم

نه این ممکن است خودش اسیر شیطان باشد یا صور مقدس او را فاسد کرده باشد یا نداند که فعلاً گرفتار است اگر چنین احتمالاتی را بدهیم سنگ روی سنگ بند نمی شود اولاًٌ ما باید بدانیم که ما دین و دین داری را از علما ء خودمانمی گیریم یعنی اگر معلمان و اساتید اینها که در حوزه های علمیه درس خواندند اینها را نسل به نسل منتقل نمی کردند مسجدی نبود منبری نبود روضه ای نبود

مردم نمی آمدند در مجالس که یاد بگیرند دین نسل به نسل منتقل نمی شد علت این که دین همیشه پابرجاست علتش این است که مردم نسل به نسل این آموزشها و این روشها و این روحیه ها را انتقال دادند از چه کسی گرفتند اینها را از علما گرفتند شماعلمارا از جامعه بردارید کشور بدون روحانی و روحانیت مثل کشور بدون طبیب است از حضرت امام (س)شما این روحانیت را از جامعه بردارید چه می ماند ؟ هیچی تمامش می شود حیوانیت اینان طبیبان روح هستند ممک است در آنها چها ر تا نافله هم باشد اما اصل قضیه این است که واقعیت کار و ریشه و اصل روحانیت را کسی نمی تواند انکار کند .

هرچه که ما داریم این انقلابی که داریم و در این که دین بعد از رسول الله و بعد از امیر المومنین وائمه (ع)از همین حوزه های علمیه به ما منتقل شده است . روحانیت بودند که مردم را درس دادند و این نسل به نسل منتقل شده است در احوالات شیخ مفید رحمت الله علیه می خواندیم که شیخ مفید می گشت در کار گاهها و در جا هایی که بچه های بودند بچه های خوش استعدادرا جدا می کرد و پول می داد به خانواده های آنها و بچه ها را می آورد درس دینی می داد تعلیم دینی میکرد این گونه بزرگان زحمت کشیدند وقتی این چنین شد ما دین را از اینها داریم خطراتی را هم که اسلام را تهدید کند اینها پاسدار هستند موقعی که خطر ی تهدید شود ما که نمی رویم دانشگاه بگوئیم آقای مهندس برقیمهندس کامپیوتر مهندس مکانیک بیائید مشکلات معارف اسلامی را که حمله شده حل کنید .

پس باز پناه می آوریم به حوزه های علمیه ، مشکلات روحی خودمان را می بریم پیش طبیبان روحانی شیطان می آید چهره اینها را مشوش می کند زشت می کند که اینها چنین و چنانند ، وقتی این گونه شد این است که انسان دیگر رغبت نمی کند پیش اینها بود همیشه در اینها احتمال ریا کاری ، احتمال عدم واقعیت ، بی اخلاصی و احتمال اینها را می دهد وقتی این طور شد مردم دیگر برای در مان خودشان نزدیک اینها نمی شوند ، نه دین را یاد می گیرند و نه مداوا می شود و نه اصلاح می شوند ، لذا دین هم منتقل نی شود این چراغ دین داری شعلهاش ضعیف می شود و یا ممکن است حتی نا بود شود خطر بد بینی به علماء است خطر بی حرمت شدن علماست خطر بی حرمت شدن اساتید است .

دین است که رسول الله (ص)می فرماید که من بعد از خودم انما اتخوف علی امّتی من بعدی .من بعد از خودم ازسه چیز می ترسم یبتغوا ذلت العالم یکی از آن سه چیز این است که مردم دنبال ذلت نقاط شعف و عیب علما ء باشند یعنی نیکی ها ، حسن ها و کمالات را نبینندفقطنقطه ضعف را ببینند وقتی علماء چهره شان مشوش و زشت شد دیگر مردم به آنها نز دیک نمی شوند ، وقتی چهره روحانیت از بین رفت کسی نزدیک نمی شود و کسی هم معارف را یاد نمی گیرد لذا سازندگی ونورانیتی ایجاد نخواهدشد .

خیمۀدین رو به سقوط می گذارد این همه احترام علما را واجب دانستند أنظر الی باب عبادةنگاه کردن به در خانه عالم عیادت است أنظر فی وجه عالم عبادةنگاه کردن به چهره عالم عبادت است قم أم مجلسک لمعلمک لأبیک و ان کنت امیرا به احترام پدر ت و معلمت یعنی همان عالمت بلند شو حتی اگر پادشاه باشی بخواهیم این آداب برخورد با اساتید و علماء را در این آداب تعلیم و تربیت که چقدر در مقام استاد ارج گذاشتند چقدر احترام او را واجب دانستند ظرافت های زیادی دارد که ندانستن اینها را سیاه قلب می کند انسان را قسی القلب می کند

داستان خوبی داریم از مرحوم دستغیب در کتاب مظالم که می گفت یک آدم خیلی خوبی بود که مرد ، یکی از دوستانش خوابش را دید که در جای بدی است علت را پرسید گفت یکی از دلایلی که من به این ضعیت افتادم این است که در راه رفتن با عالم و روحانی محل خودمان من چندقدم جلوتر از او می رفتم یعنی بی ادبی می کردم این احترامات خیلی مهم است فقط عالم شدن مهم نیست که ما بیا ئیم یاد بگیریم آداب از همه چیز مهمتر است فهمیدن یک بحث است اما ادب داشتن بحث بالاتری است اگر ادب نباشد انسان هرچقدر همکه خوب بفهمد و عالم باشد قطعاً کارش به سقوط خواهد کشید قطعاًبه آلودگی و قساوت خواهد کشاند آنچه که انسان از قساوت و عاقبت به شری نجات می دهند ادب است ما افراد گناهکاری داشتیم که چون مؤدب بودند عاقبت به خیر شدند از علماء زیاد داشتیم کهعالم بودند اما بی ادب بودند و سقوط کردند عاقبت به شر شدند ، طلبه این گونه زیادداشتیم اهل علم زیاد داشتیم که درس می خواندند

خیلی لازم دانستند احترام روحانیت را شما اگر در زمان شاه راهم ببینید می بینید که دقیقاً طوری برنامه ریخته شده است که همین احترامات باعث شد که مردم این انقلاب را بکنند ، به روحانیت اعتماد داشتند حرف آنها را حرف خدا می دانستند و رفتند خون دادند و گرنه امام زمان در بین ما بود ، پیغمبر در بین ما بود رحمی به ما و به مردم رسیده بود که این گونه جلوی گلوله شاه ایستادند مرگ بر شاه گفتند ، چگونه باور کردند و شنیدند و چگونه باور کردند که باید وظایفشان این است که باید بروند جلوی گلوله .

8سال جنگ را با چه باوری مردم اداره کردند ، مگر جز این بود که قدر و مقام روحانیت و علمای اسلام که مردم را به صحنه کشید مردم قبول کردندکه یک عالم دینی ودر رأس حکومت خودشان قرار بگیرد که حرفش حرف خداست جانشین امام زمان بین خودشان قلمداد کردند نائب امام زما (عج) می دانستند اور ا خیلی افراد بودند که افرادفاسدی بودند زمان شاه هم ما یامان هست اما به روحانیت احترام می گذاشتند لاتها بودند مشروب می خوردند کارهای زشت انجام می دادند اما جلوی روحانی خجالت می کشیدند این کار را بکنند این احترام روحانیت بود احترام یک عالم بود حرمت بود و همین .

حرمتها باعث شد که انقلاب کنند اگر ادب و حرمت و این چیز ها نبود که مردم گوش نمی کردند به این حرفها که می روی میبینی که طرف مسجد هم نمی آید اما وقتی روحانی را می بیند سلام می کند تعارف می کند ، یک سید را می بیند که احترام سید خیلی واجب است یک روحانی یک سید را که می بیند تجلیل می کند و خود علماء هم همین مسئله است در خود علماء هم آنکه علمش بیشتر است تجلیل بیشتر می شود طرف خودش روحانی و استاد است اما به استادش احترام می گذارد سید می آید به احترامش از جا بلند می شود و آن آداب که هست ، نگه داشتن اینها خیلی مهم است نباید این فراموششود نباید بگذاریم تضعیف شود در درجه اول از ناحیه خودمان نباید بگذاریم تضعیف شود

در درجه بعدی دیگران را هم راهنمایی کنیم ، که این احترام را داشته باشند . اگر این نباشد خیلی فجایع در جامعه می شود مردم وقتی چهره علماء و مردم روحانی جلویشان مشوش شد دینداری هم نمی کنند وقتی نسبت به دین و دینداری و روحانیت بد بین شدند نمی روند سراغ این کار ها و لا ابالی می شوند فاسد می شوند پس این سوءظنی که شیطان ایجاد می کند نیست یه مؤمنین و اهل علم و اهل دین مشکلات و این همۀفجایع ایجاد می کند و این اصلاً نمی شود حسابش کرد که چقدر بزرگ است این فاجعه ، حالا شما نگاه کنید به کسانی که بی ادب هستند الان به ولایت وفقیه ، جرأت می کنند حرفهای زشت و رکیک بزنند یا انتقاد های نابخردانه کنند ببینید که اینها چقدر به عقاید خود و دیگران لطمه می زنند من بعد از 30سال عمر ندیدم که بعد از انقلاب که با هشیاری سر دقت کردم ندیدم کسی را که نسبت به مقام معظم رهبر ییا قبل از آن نسبت به حضرت امام (س)بی ادب باشد اهل صفاو تزکیه و اهل حال باشد اهل معنویت و انسانیت باشد .

آنهائی که حرکت کردند از اهل تدین ،اهل منبر ، اهل جبهه ، آنهائی که بی ادب هستند به این مقامات آنها یک مورد پیدا نکردم که اینها خودشان را پیدا کرده باشند اتفاقاً همان کسانی هستند که با صور مقدس مشغولند ، ا ز علما که بگذریم در میان دوستان هم اگر اهل حالی دیدیم اهل معنویتی دیدیم اهل عبادتی دیدیم شیطان با دانستن این حرفها ممکن است روابط ما را خراب کند ، یعنی خیلی راحت انس نگیریم ، روابط ما را خراب کند اختلاف و فتنه که اکبر من القتل اشد منم القتل ایجاد کند .

حتی ممکن است او ریشه های مختلف داشتهباشد که یکی از آن ریشه ها این باشد که با صور مقدس مشغول است شهوت دارند به این کارها ، هرکس داشت این کار می کرد بگویم نه شهوت دین نیست شهوت این چنین است ، ما یه ندارد ، یکسره انتقاد کنم به کسی که دارد کاری انجام میدهد این می شود فتنه و اختلاف .

جامعه اسلامی همین طور بازهم دور می شوند و بی خاصیت می شدند قرآن می گوید کهاگر اختلاف پیدا کردیم با هم ، بی خا صیت می شوید دشمن راحت بر شما غلبه خواهد کرد یکی از عللی که انسان سوءظن می کند و می تراشد و اختلاف ایجاد می کند حسادت هم هست در روایتداریم از نبی اکرم (ص)که مؤمن بین پنج شدتاست المومن بین خمس الشدائد

که در بحث بلا گفتیم یکی از آنها مومن یحسده مومنی هست که حسادت می کند یعنی مومن حسود داریم که اهل جنگ است اهل انقلاب است خوب است ، اما در این بحث تزکیه نکرده است و حسود است نمی تواند کمالات را ببینید ، نمی تواند رشد یک نفر را ببیند توجه کردن چند نفر را به یک نفر ببینید ، بعد شروع می کنید به ایراد گرفتن و ایراد هایش هم این چنین نیست که حالاگناهو این چیزها داشته باشد ، گیرهایی می دهد که صورتاً مقدس هستند چون حسود است و نمی تواند ببینید ، پس وقتی ما را نیستم که صور مقدس می تواند در استخدام شیطان قرار گیرد فقط دانستن مهم نیست مهم این است که ماتبعات اینها را هم بتوانیم کنترل کنیم مواظب باشیم سوءظن پیدا نکنیم به اهل دین اهل عبادت اهل معرفت اهل ذکر و اهل چیزهای دیگر بد بین نباشیم .

مخصوصاً شیطان از این حربه خیلی استفاده می کند ، که هر کس صدها کمال داشته باشد نا دیده می گیرد یک عیب داشته باشد دیگر از عدالت ساقط می شود ، در حالی که ما می دانیم هیچ کس بی عیب نیست جز معصومین (ع)این که من کمالات یک نفر را نادیده بگیرم و بیایم به خاطر یک عیب که در اوست این همه علیه اش صف سازی کنم ، مشکل درست کنم ، اختلاف ایجاد کنم ، فتنه درست کنم این کار درستی نیست پس باید دقت کنیم که فقط دانستن این مهم نیست مهم این است که تبعات دانستن آن را کنترل کنیم برای همین عرض کردم که این دروس معلوم نیست به نفع ما در آید یا در در نیاید مهم این است که ما چگونه برخورد کنیم با اینها ، صاف و سالم نگه داریم این خودش یک هنر است نکته دوم این است که همینکه ما می دانیم صور مقدس ممکن است در استخدام شیطان قرار بگیرد نباید در ما ایجاد نا امیدی کند ، ما اگر آلوده هم شدیم باز هم باید برگردیم و مسیرمان را ادامه بدهیم حق نداریم نا امید شویم ، نا امید ی یعنی جهنم برای این که ما گفتیم که یک صراط داریم که از درون جهنم رد می شود

یعنی همه اطراف این صراط آتش است ما برای نجات خودمان فقط یک راه داریم و آن این است که از روی صراط رد شویم . امید یعنی صراط و نا امیدی یعنی غیر صراط که غیر صراط جهنم است ما هر چقدر هم گناهکردیم برگردیم همین راه را ادامه دهیم چون راه دیگری وجود ندارد فقط یک راه است که آن راه خداست ، ما بگوئیم که ما دیگر خسته شدیم دیگر نمی توانیم این راه را برویم توان ما نیست

ما زیاد گناه کردیم زیاد آلوده شدیم دیگر خسته شدم یعنی چه ؟ یعنی می خواهی دیگر این راه را نیایی اگر بخواهی ان راه را نیای باید بروی به یک راه دیگر یا باید یروی در این راه ، یا بروی در راه دیگر ، یا راه خدایا راههای دیگر ، آن راهها همه اش باطل است فقط یک راه منجر به سعادت می شود و آن راه ، راه خداست لذا ما به هیچ وجه حق تداریم که ناامید شویم

و به این علت است کهنا امید ی سر را در ردیف شریک با خداوند جزء گناهان کبیره شمردند که شخص نا امید شود از رحمت خدا ، چقدر هم در قرآن مژده می دهد بشارت می دهد و تذکر می کند که نا امید نشوید ، لا تمت من رحمةالله ،لا یتعسوا من روح الله مایوس و نا امید نشوید از رحمت خدا ، ان الله یغقر الذنوب جمیعا خداوند همه گناهان را می بخشد نا امید نشوید هیچ گناهی نیست که انسان انجام بدهد و آم گناه توان این را داشته باشد که در انسان نا امیدی ایجاد کند نباید ایجاد کند اگر انسان نا امید شد کلاه سرش رفته ، اگر انسان گناه کند هرچقدر هم بزرگ ، حق یک کاری را ندارد و آن این است که از رحمت خدا نا امید نشود ، چون سوء ظن به خدا نا امید شدن یعنی محدود کردن خدا، و این خیلی بداست

یعنی خداوند عفوش مرا فرا نمی گیرد در مناجات شعبانیه می خوانیم که اگر گناه همین زیاد است عفو تو بزگ است ، خدایا اگر گناه من زیاد است امید من هم زیاد است گناه من هرچقدر هم بزرگ باشد به اندازه عفو و بخشش تونیست پس حق نداریم در مسیر خداوند در راه خداوند ناامید شویم

مطلب دیگر این است که به هیچ،هم اجازه نا امید ی ندهیم ، هیچ کس را هم نا امید نکنیم نه نا امید کنیم و نه اجازه بدهیم که کسی نا امید شود ، و اگر نا امید شد قطعاً باید او را برگردانی به امید ، باید به او بشارت دهید به خاطر همین هم در قرآن بیشتر از ترس بشارت می دهدبه انسان ، مژده هایی که می دهد بیشتر است پس به این نتیجه می رسیم کهبه هر وسیله که شده باید با نا امیدی مبارز ه کنیم هم در خودمان هم در دیگران نا امیدی و دلسردی یعنی جهنم . این یعنی آنقدر در قیامت عفو خدا زیاد است که او را هم به طمع می اندازد شیطان به طمع می افتد که شاید خدا او را ببخشد آخرمن شفا ء هو الله تعالی آخرین کسی که شفاعت می کند خود خداوند تبارک وتعالی است

یعنی مؤمنین که سهم دارند که مثلاً 70نفر شهادت نمی کنند شهدا مثلاً چقدر شفاعت می کنند معصومین که چقدر شفاعت می کنند و سول اکرم (ص) که ولسوف یعتیک ربک فترضی ما آیه ای امیدوار کننده تر از این در قرآن نداریم ، کهخداوند آنقدر به تومی بخشد به تو اجازه شفاعتمیدهد که دلت خنک شود دلت روشن شود راضی شود چون حضرت حاضر نبود جان دهد نبی اکرم (ص)و رحمةللمومنین است تمام دلش رحمت برای امت خودش چقدر کتک خورد چقدر شکنجه دید ،آخر هر وقت به هوش می آمد می فرمود که اللهم اغفر قوم فانهم لا یعلمون

خدایا تو ببخش اینها نمی دانند کتک خورده بود اما نه تنها در صدد انتقام بود بلکه دعا می کرد که خدایا اینها را ببخش ،جان نمی داد نگران امیدتش بود و برای این که خداوند خیال پیغمبرش را راحت کند فرمود و لسوف یعتیک ربک فترضی آنقدر خداوند به تو ببخشد به تو عطا کند و به تو اجازه بدهد که شفاعت کنی که دلت راضی شود تازه شفاعت حضرت علی (ع)شفاعت بقیه ائمه 10/1شفا عت سیدالشهدا (ع)است که سیدالشهدا (ع)چقدر شفاعت کند و مردم را مورد عفو قرار دهد و بعد از همه اینها خود خداوند باید خدایی خودش را نشان دهد برای همین به طمع می افتد که شماید او هم مورد رحمت خدا قرار بگیرد , سئوال مفهوم نیست ؟

دوران برزخ را باید بگذرانیم اصلاًیک دستگیری هایی هم در علائم برزخ داریم ولی شامل نیست خود حضرت صادق (ع)می فرماید شما در قیامت اگر دستتان را به دست ما برسانید امید شفاعت داشته باشید اما برزختان پای خودتان است گذراندن آن دوران بسیار مشکل است می شود که انسان این جا هم شفیع برای قبر خودش بسازد دوست ومؤنس خوب برای خودش درست کند در این جهان و بر می گردد و بیشتر بهخلق او که خلقش را طوری بکند که شری از او بلند نشود .

در جلسات آینده بحث می شود که کید شیطان چرا ضعیف است و ما چه اسلحه های قوی تری در مقابل کید شیطان در دست داریم ، که آنها به ما می گویند که وقتی توجه به این اسلحه ها می کنیم که خیلی در مقابل دشمنانتان توانا هستیم یعنی می توانیم راه خدا را برویم و نباید نا امید شویم و بسیار باید امید وار باشیم هم در خودمان و هم دیگران که بتوانیم اینها را هم نجات بدهیم یک مقدار هم مباحث تغذیه و نیت و اخلاص را هم می گوئیم