بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسات گذشته پس از این که عرض شد که شیطان شعاع فعالیتش علیه انسان وسیع است یعنی از محسوس حرام تا معقولات مقدس را در می گیرد و حتی از روابط بین انسان وخدا وند علاقه انسان به معنویات با اولیای الهی و انبیا و معصومین علیهالسلام .
از این ها می تواند سوءاستفادهد کند بعد از این که بیان کردیم بعضی از وسوسه ها فشارهایی را که شیطان از طریق مختلف بر روی ما می آورد مثل فشار از طریق تقیدات ما به احکام شرعی یا به مسائل اخلاقی و اعتقادی ،برای از بین بردن اعتقاد ما، در درجه اول دلسرد کردن و براندن ما در درجه بعدی .
و اگرنتوانست برای این که مارا از پیشرفت در مدارج عالی کمال باز بدارد ،این ها را گفتیم در مقابل اینها ما دستآویزهایی را که خداوند به عوان صراط مستقیم و حبل الله در اختیار ما قرار داده که دچار دلسردی و ضعف عقیده وسستی ایمان نشویم .
ونیز بتوانیم در مسیر کمال حرکت کنیم اینها را هم معرفی کردیم عرض شد که احکام فقهی یکی از دستاویزهای الهی است .
خداوند فقه را قرار داده برای این که ما از نفوذ و وسوسه شیطان در امان باشیم اگر خداوند تعیین حدودنمی کرد ما همه دچار دودلی ،اضطراب ،می شدیم ولی وقتی احکام فقهی از این طریق است از طریق احکام است که من عبادات شما را می پذیرم نه از طریق احکامی که خودتان رعایت می کنید .
مثلاًدر قانون شک خداوند به ما می گوید اگر شک کردید باید به قانون شک مراجعه کنید و از قانون شک استفاده کنید اگر قانون شک استفاده نکردید و نماز را به گونهای که دل خودتان خواست و به دلتان چسبید اصلاح کردید آن نماز مقبول من نیست .
من قانون شک را رعایت نمی کنم و نمی خواهم من نماز را طوری می خوانم که به دلم بچسبد فرمود :این به درد نمی خورد این عبادتی که منگفتم این نیست چون آنجا به خواست من جلو نرفتی آنجا به خواست شیطان جلو رفتی .
آنجا آن عبادت را کردی که به دلت بچسبد ،این همان فلسفه شیطان است که در جلسات قبل بیان کردم که خدایا ،ان اعضیتنی ،اگر من را معاف بکنی از سجده برآدم ،من حاضرم سالها تو را عبادت بکنم که تا به حال کسی عبادت نکرده است خداوند فرمود این به درد من نمی خورد .
این ها فایده ندارد تو باید همان طوری که من می گویم عبادت کنی این فلسفه شیطان است یعنی اصول عقیدهاش است و او در همین کارها می تواند ما را همین گونه کند یعنی ما نماز ی بخوانیم ،احکامی رعایت کنیم ،طهارتی بگیریم ،قرائتی بکنیم که تحت ولایت شیطان است و خداوند این را قبول ندارد .
مثلاًدر رابطه با وسواس طهارت احکام داریم ،در رابطه با احکام ،وسواس نماز ،شک در نماز در به جا آوردن یا به جا نیاوردن ،در ذکر ،در قرائت ،در همه اینها ما قانون داریم این را باید رعایت کنیم .
نه آنکه دلمان می خواهد رعایت کنیم ،کسی ممکن است بگوید چرا خداوند اینجا سخت گیری کرده است ؟چه اشکالی داردمن این جا قانون شک را رعایت نکنم بعد خودم چهار رکعت نماز آنگونه دلم می چسبد بخوانم این بهتر است .
چهار رکعت نماز بدون شک بخوانم بهتر است . چرا خداوند گفته که نه همان نماز ی را که در آن شک داری همان طوری که من گفتم طبق قانون اصلاح کن نمی خواهد مازی بهتر از این بخوانی ،نمی خواهد احتیاط کنی بیشتر آب بریز ی،احتیاط کنی یک کلمه راده بار تکرار کنی
یا جنین وجنان کنی ،همین که من گفتم حالا چرا این قدر تأکید شده دراحکام ،عمل باطل شمرده می شود ،بحث سراین است که اگر قبول وسواس یا قبول احتیاط یا قبول انحراف از احکام الهی در حد فقه فقط می ماند شاید به جایی برنمی خورد ،البته خیلی به جاها برمی خورد .
ما اشخاصی داریم که به چه بیماریهای دچار شدند اما بحث سر این است که ما درفقه اگر ولایت شیطان را پذیرفتیم یعنی در فقه پذیرفتیم که قانون خدا را کنار بگذاریم و یک قانون دیگری را رعایت کنیم.
که به ظاهر و به فکر خودمان بهخیال خودمان از قانون خدا راحتتر هست وقتی این جا می پذیریم در مسائل انسانی در علم اخلاق و فقه اکبر یعنی معرفت در آنجا هم این را خواهیم پذیرفت یعنی صورت قضیه یکیاست که ما ولایت راپذیرفتیم دیگر فرق نمی کند .
شیطان اگر این جا توانست تسلط پیدا کند یعنی درفقه اصغر ،فروع دین در فقه اوسطیعنی اخلاق و فقه اکبر یعنی معرفت هم به سراغ انسان می آید و آنجا هم مشکلات برای انسان هسن بحث فقط در این جا نیست .
به ا عتقادات می کشاند ما افرادی را سراغ داریم که از نجاست وطهارت به ترک نماز کشیده شده اند و از ترک نماز به جا ها ی بدتر کشیده می شوند از یک حکم فقهی شروع شده است لذا خداوند همان با هم به هیچ وجهاجازه نمی دهد که ولایت شیطان را بپذیریم می گویند طرف فقط وسواسی است آدم خوبیاست ولی وسواسی است به حضرت علی (ع)عرض کردند که فلانی آدم خوبی است .
قثط یک کمی وسواس دارد حضرت آدم عاقل این نیست ،عقل هیچ وقت وسوسه را نمی پذیرد و عقل چیزی است که ضد شیطان است ،نمی تواند انسان هم عاقل باشد هم وسواسی ،وسواسی عاقل نیست ما اگر این جا ولایت شیطان را در فقه پذیرفتیم در مسائل جزئی ،بالاتر هم می پذیریم .
اگر این جا دچار تشویش و اضطراب و دلسردی شدیم یک مسئله فقهی توانست شخصیت یک نفر را متزلزل کند به اضطراب بیاندازد ،وقت او را تلف کند ذهنش را مشغول کند ،در مسائل اخلاقی طوفان ایجاد می کند برای شخص و در مسائل اعتقادی خیلی خطرات زیادی برایش ایجاد خواهد کرد ،پس باید دقت کنیم
در خصوصیت فقه که کجاست و به چه کارمان می آید در فقه ،همان طور که گفتم مشکل خیلی از ما در این که ولایت شیطان را بپذیریم این نیست که دشمن ما قوی است و ما ضعیف هستیم بحث سر این استکه ان کیدالشیطان ضعیفا .
بحث سراین است که ما غالبا ًنادانیم یعنی برای یک نفری که کار دارد نماز میخواند برای یک نفری که تن داده به نماز خواندن به وضو گرفتن تن داده به غسل ،رعایت احکام برایش کار یندارد ،او وقتی دارد دستور شیطان را رعایت می کندبه خودش سختی بیشتری می دهد مثلاًبه جای این که یک دفعه آب بریزد شش دفعه آب میریزد .
اصلاًبحث سر ضعف انسان نیست ،انسان قوی است ،احکام الهی را رعایت کند ورشد کند بحث سر جهل ونادانی است که انسان نمی داند احکام را،یکی ندانستن احکام لطمه می زند به شخص و شخص نمیفهمد که گر احکام فقهی را ندانست رساله را بلد نبود
به اعتقادات و اخلاقیات او هم لطمه خواهد خورد ،و نمی داند یکی این مشکل و مشکل دیگر ندانستن باعث می شود که عمل نکند .
من خیلی از خانمها و آقایانی که می آیند این جا و مشکل وسواس مراجعه می کنند وقتی که حکم رساله رابرایش می خوانیم آرام وراحت می شوند که نجاست را تا ندیدی نجس نیست باید ببینی ویقین کنی که نجس است .
راوی می گوید که من دیدم امام بافر(ع)از حمام عمومی می آمد بیرون و لباسهایش را پوشید و رفتحالا اگر به ما بگویند که حمام عمومی چیست ؟می گوئیم که نجس است باید حتما بیائیم پایمان را آب بکشیم بعد لباسهارا بپوشیم .
یعنی مشکل ما در قبول ولایت شیطانو در همه مسائل غالبش ناشی از نادانی ماست وگرنه وقتی به درون خودمان مراجعه می کنیم می بینیم که خیال مقابله با حکم خدا را نداریم ،از شیطان هم خوشمان نمی آید آن کسی هم که وسواسی است به خاطر علاقهاش به دین خدا وسواسی شده است شیطان از همین علاقه استفاده کرده ،او هم دنبال قبولی طاعت است .
به خاطر اینکه طاعتش قبول شود وسواس ا قبول کرده است احتیاط را قبول کرده است اما نمی داند که به خیال خودش یک عبادت چه چیزهایی را در درو نش از دست می دهد .
عزت وهویت خودش را از دست می دهد و بعداًملعبه شیطان خواهد شد . خداوند می گوید نه آن نماز مقبولت را خواستیم نه آن نمازی که به دلت بچسبد خواستیم و نه این طور که هویت خودت را بدهی دست شیطان .
من برای این کهتو را راحت کنم دارم می گویم که این حد را رعایت کن بس است من همین حد را قبول دارم ،یک دفعه آب بریز نمی خواهد ده دفعه اب بریزی،اگر به شک وشبه افتادی این گونه حلش کن نه این که مثلاًعمل را تکرارکنیم ،وقتی رسیدی به جماعت اقتدا کردی رفتی به رکوع و به رکوع نرسیدی ،خب به رکوع نرسیدی نمازت را نشکن بگو که خب می ایستم با رکعت و نماز بعدی دوباره اقتدا می کنم ،به رکوع نرسیدی که نرسیدی به رکوع برو و نمازت را فرادی بخوان نگو به دلم نمی چسبد بگذارم با جماعت بخوانم که ثوابش بیشتر است .
نه دنبال ثواب باش نه دنبال قبول ولایت شیطان ،نمازت را فرادی بخوان ،وقتی قانون فقهی را ملاحضه می کنیم می بینیم که در فقه چقدر اسرار معرفت نفسی و اخلاقی واعتقادی خوابیده است . خیلی دقیق است و اصلاًهمان نظم فقهی بعدها به شخص در مسائل اعتقادی و اخلاقی چقدر کمک می کند چه زمینه خوبی می شود برای رشد انسان در مسائل اخلاقی و عقیدتی ،در مسائل اخلاقی هم همین طور است .
در مسائل اخلاقی همان طور که خداوند در مسائل فقهی که اگر کسی رفت و به خیال خودش خواست نماز مقبولتری را صحیحتر را ارائه بدهد خداوند قبول نمی کند در مسائل اخلاقی هم همین گونه است در مسائل اخلاقی هم خداوند از انسان چیزی را می خواهد که انسان رعایت نمی کند و بعد پناه می برد به صور مقدس دیگری و خداوند می گوید همۀاعمالت را باطل می کم مضلاً راجع به پدر ومادر می فرماید :
یقال للعاق اعمل ماشئت فانّی لااغفر لک ابدا .
به عاق والدین گفته می شود که تو هر کاری می خواهی بکنی بکن . من از تو نمی پذیرم یعنی این گونه نیست که مابیائیم با پدر ومادرمان درگیر شویم مشول عقوق شویمدچار عاق والدین شویم و بعد یگوئیم خب حالا با شهادت ،با نماز ی ،جهادی با نماز شبی با این چیزها جبران می کنیم فرقی نمی کند .
شما صد جا موافق خدا باشی یک جا بایستی مقابل خداوند تبارک وتعالی ،قد علم بکنی همه کارها را ضایع می کند مگر شیطان غیر از این بود شیطان شش هزار سال عبادت کرد ،مطیع بود یک جا قد علم کرده حضرت علی (ع)می گوید :
عبرت بگیر از شیطان به خاطر کبر ساعتی ،تکبر ساعتی که عبادتهایش را که شش هزار سال بود و با خودش بود ،که معلوم نیست دنیایی بود یا آخرتی همه را به بطلان داد تمامش را از بین برد چون قدعلم کردن با مخلوق وعبد سازگاری ندارد .
در مقابل خداوند تبارک وتعالی که ما بایستیم ومقاومت کنیم بگوئیم ما تا این جا هستیم اما این جا می ایستیم این که مثلاًمی گویند شما در مقابل پدر ومادر کوتاه بیا ،در مقابل استاد کوتاه بیا دچار عاق می شوی ،زمین می خوری برکت عملت می رود منحرف می شوی ،این است در اخلاق ماهمین کسأله را داریم .
در مسائل معارشتی و اخلاقی هم در درون خودمان مقاومت در مقابل حکم خداوند نباید داشته باشیم یعنی وقتی فهمیدیم وظیفه مان چیست ؟همان را عمل می کنیم مثلاًبا همه باید این گونه رفتار کرد ،مثلاًمی گوید که ما این خلق ماست .
این خلق راباید بشکنیم یا جهنم بشکنش ،خوردش می کند ،می سوزاندش
نار الله موقده تطلع علی الافئده .امام سلام الله (ع) می فرماید که این نار خدا ،آتش خدا را برخلاف آتش دنیا که ماده رامی سوزاند آنجا روح را می سوزاند الّتی تتطلع علی الافئده یعنی آن نفسی را که عادت کرده به مقابله با خدا با مخالفتهای خدا ،جهنم مخالفتها را می سوزاند جهنم جای سوزاندن مخالفتهاست .
باطل هایی که با آن گره خورده اگر شخص عبد بود صاف کرد این را در خودش ،مطیع بود خوشا به حال او ،وگرنه جهنم صاف می کند قبر صاف می کند این ها را ،من خوشم نمی آید ،من حالا نمی توانم این کار را بکنم به طبع من جور در نمی آید .
من برایم افت دارد همهاش چون از من است پای جهنم است ،بحث مقابله در اخلاق با بحث مبارزه با نفس فرق دارد می یک وقت عیبی را در خودمان سراغ داریم و ب عنوان عذر می پذیریمش ونگه می داریمش اما یک وقت عیبی را در خودمان سراغ داریم ونمی پذیریمش .
اما برای مداوایش زمان لازم دارد ،یعی ما از این عیبمان که با اطلاع هستیم متنفریم و سعی می کنیم که آن را ا بین ببریم این لج کردن در مقابل خدا نیست بعد هم گریه و زاری هم می کنیم که خداوند این اخلاق رذیله را از خودمان دور کنیم و دور هم می کنیم.
اما یک وقت ما می پذیریمش این خلق را یعنی با وجود ی که می دانیم این خلق رذیله است این باطل است ،مقابل فرمایش خداوند تبارک وتعالی هست همتی برای برطرف کردنش نمی کنیم ،سعی نداریم برای آن،می پذیریمش ،خودمان قبولش می کنیم یک بار باطلی را ،بالاخره ما در خودمان عیبهایی را سراغ داریم اما مهم این است که انسان بی خیال نباشد نسبت به این ها .
و چه بسا که ما عیبها یی را در خود مان سراغ داشته باشیم سالها و داریم زمینه می چینیم و تلاش می کنیم برای این که اینها را از بین ببریم .
این عجز و ذلتی که داریم خوب است خدایا ما آلوده هستیم و از تو کمک می خواهیم ؛غلبه کنیم برآنها نکته دیگری در درگیری صور مقدس یکی از دستاویز های خوبی که ارائه دادیم شناخت انسان نسبت به خودش بود ،علم حضوری او نسبت به خودش بود یعنی انسان طبق فرمایش خداوند ملحم است به الهامات الهی .
فالهمها فجورها و تقویها ،فجور و تفوی خودش را می شناسد خود وناخودش را تشخیص می دهد ،مراجعه کند به درون خودش تشخیص می دهد ،مثالهایی را گفتیم که روشن شودقضیه در وجود خودش تشخیص می دهد که چه کندو گرایشش چه رنگی دارد .
پس استدلالات اعتقادی ،احکام اخلاقی ،احکام فقهی ،علم ما نسبت به خودمان ،اینها دستاویزهای خوبی هستند که ما تشخیص بدهیم که صراط کجاست .
در مسائل اجتماعی ،خداوند (در خیلی از مسائل دیگر )ولایت را قرار داده ،ولایت فقط در مسائل سیاسی و اجتماعی نیست الان زندگی ما این رنگ را پیدا کرده است یعنی الان ولایت فقیه در نظام ما کمتر حضور اخلاقی ،عرفانی دارد . بیشترین حضوری که الان ولی فقیه دارد و برای ما معنا دارد در زندگی ما حتی زمان حضرت امام هم همین طور ی بود .
یک حضور سیاسی بود و ما یک ولایت سیاسی را پذیرفته بودیم ودر بعضی موارد ولایت عقیدتی را ،اگر کسی از حضرت امام بهره برداری عرفانی و اخلاقی می کرد آن برای آثار امام بود که امام نوشته بود تنسان استفاده می کرد .
اما اصل امامت و ولایت برای این نیست خداوند تبارک وتعالی اصل امامت را قرار داده برای همۀسئون اسلام به عنوان صراط مستقیم یعنی ما الان به وجوب امام و ولی از آفتها علم پیدا می کنیم یعنی وقتی که فهمیدیم این در دوران ما همچو یک دشمنی است که می تواند راهها را مشتبه بکند برای انسان .
حتی از راه حق استفاده کند برای این که انسان را به ابطل بکشاند ،ما از طریق معرفت نفس امروز و در این ساعت به وجوب و لزوم وجوب امام (ع)پی میببریم .
یعنی نفس ما به ما می گویدکه امام می خواهیم یعنی ما به جای این که یه امامت به عنوان یک حکم خارج از وجود انسان بخواهیم نگاه کنیم می بینیم که امامت در تکوین ما است اصلاً امامت لازمه انسان است انسان این را می خواهد اصلاًانسان بدون امامت ،بدون ولایت نمی تواند راهی را به جایی برد مگر می شود انسان صراط نداشته باشد .
بتواند حرکت کند امامت صراط ماست ولایت صراط امامت ،ما در همه جا نیاز به دستاویز داریم ما اگر می گوئیم احکام فقهی را الان از ولایت فقیه جدا می کنیم .
احکام اخلاق را از ولایت فقیه جدا می کنیم در اصل قضیه جدا نیست الان هم احکام فقهی و اخلاقی و معنوی هم ا ز ائمه ما بودند به ما رسیدند از پیغمبر (ص)بودند ،آنها هم از همان صراط به ما رسیده است .
یعنی همهاش از وجود مبارک ولی به ما می رسد ،این جا ست که وقتی مولف محترم معرفت نفس مرقوم فرمودند پشت جلد کتابشان .
معرفت نفس محور همه معارف است این جاست .که ما چگونه از درون شناسی به این مسئله پی می بریم که ما نیاز به صراط داریم اگر یک چیزی نباشد که خیال ما را راحت کند ،دشمن ما می تواند همه راهها را برای ما مشتبه کند .
ما برای اثبات امامت و لایت نیاز ی نداریم که بحثها ی دیگری کنیم به مباحث تاریخی و (غیره حتی )ما خودمان را بشناسیم می فهمیم که امام نیاز داریم یم مقدار نگاه کنیم به خودمان دقیقاًنفس ما می گوید که من رهبر می خواهم من ولی را می خواهم من صراط می خواهم من حبل الله می خواهم این است که ائمه ما در قرآن هر جا که تعریف خوبی آمده به خودشان نسبت دادند .
واعتصمو بحبل الله جمیعاًفرمودند که ما حبل خدا هستیم کونو مع الساقین ،نحن مع السابقین یا یا هر تعریف دیگری که کردند می گویند ما هستیم ما اصلاًنیاز داریم به این برای همین است که بنی الاسلام علی خمس .
اسلم بر5پایه بنا شده ،نماز و روزه و حج و زکات و ولایت ،بعد می فرماید وما نودی بشی کما نودی بولایة به دچیزی بیشتر از ولایت سفارش نشده است . این است که نماز بی ولایت قبول نیست
اگر ولایت نباشد شیطان می آید سراغ ما ،در همان نماز می آید سراغ ما در اخلاق هم می آید سراغ ما در اعتقادات هم می آید سراغمان در عرفان هم می آید سراغمان .
ولی کارش این است که به ما بگوید که از این چیزهایی که شما دارید انجام می دهید کدامشان را فقط خدا می پسند د در مسائل اخلاقی ،اعتقا د ات ،در عرفان نفوذ کند شعاع حرکتش تا مقدمات هم می آید حتی محبت انسان به خداوند و معصومین ،را هم در برمی گیرد .
ما هم که صراط نداشته باشیم باید چه کنیم ما اگر معیار و میزان نداشته باشیم باید چه کنیم ،بالاخره باید یک ترازویی یک معیار یباشد که ما بسنجیم به هر حال این نوع گرایشات و این نوع رفتارها آیا الهی است یا نیست .
ما چگونه تشخیص بدهیم ،در خودمان و در دیگران ،برای همین است که ما در دعای روز شنبه برای نبی اکرم (ص)می خوانیم که
اعظم المصیبةبک حیث قطع انّالوحی و حیث فقد ناک ،چقدر بزرگ است این مصیبتی که برما وارد شده است که ما تو را از دست دادیم ،و وحی از ما قطع شد،این جاست که انسان از دست دادن ولیش مساوی است با از دست رفتن خودش اگر نباشد ،این جاست که خداوند هرگز زمین را خالی از حجت خودش قرار نمی دهد اگر حجت خدا نباشد چه کسی می تواند اعتماد کند در کار هایش مطابق رضای خدا .
این جاست کهمی فهمیم رمز این که لولا الحجةلفاقه الارض علی اهلها اگر حجت نباشد زمین اهل خودش را فرو می برد و اگر غیبتی است همین شناخت ما به ما می گوید که در زمان غیبت امام زمان 0)غیبت حضرت به فرمان ما به رشد ما به کمال ما لطمه وارد نخواهد کرد حتی اگر حضرت هم بود ما خیلی بهتر می توانیم که رشد کنیم .
اما این طور نیست که اگر حضرت در غیبت بود ما نتوانیم که رشد کنیم اما این طور نیست که اگر حضرت در غیبت بود ما نتوانیم رشد کنیم واین خلاف مقصود است چون ولایت امام نیاز انسان است خداوند هزار سال را که ولی خودش را در پرده غیبت نگه نمی دارد .
پس مردم در این هزار تا چه کنند ، از همین شناخت نفسانی می فهمیم که نجات علمای اسلام و فقهای اسلام کفایت می کنند مردم را در زمان غیبت و تنها پناهگاهی که نداشتیم در واقع غیبت حضرت دور از لطف خدا بود با مقصود الهی سازگار نبود با آفرینش الهی سازگار نبود با آفرینش الهی سازگار نبود با هدف از آفرینش انسان سازگار نبود .
پس معلوم است که ما در زمان غیبت جایی را دادیم که به آن پناه ببریم ،ماقدر مسلم نمی توانیم بپذیریم که خداوند هزار سال ولی خودش را که ولی خودش را در پرده غبت نگه نمی دارد پس مردم د این هزار تا چه کنند ،از همین شناخت نفسانی می فهمیم که نجات علمای اسلام و فقهای اسلام کفایت می کنند مردم را در زمان غیبت .
وتنها پناهگاهی که برای انسان در زمان غیبت ،جانشینان ولی خدا هستند چرا که خودشان فرمودند در غیاب ما به فقها پناه ببرید با آن شرایطی که برای فقیه ذکر کردیم .
اگر ما در زمان غیبت پناهگاهی نداشتیم در واقع غیبت حضرت دور از لطف خدا بود با مقصود الهی سازگار نبود با آفرینش الهی سازگار نبود با هدف از آفرینش انسان سازگارنبود .
پس معلوم است که ما در زمان غیبت جایی را داریم که به آن پناه ببریم ،ما قدر مسلم نمی توانیم بپذیریم که خداوند هزار سال ولی خودش را در غیبت نگه داردو مردم سرگردان باشند .
این خارج از لطف خدا وند تبارک و تعالی است منزه است خداوند از این که خلاف هدف خودش کار کند ،خداوند حکیم است .ومنزه است از این که بیهوده عمل کند از عبثکار بیهوده است این که ما تسبیح می کنیم خداوند را سبحان الله .
یعنی از هر عیب از هر نقص ،از هر عبث کاری مبری است خداوند تبارک وتعالی ،در مسائل سیاسی و غیره و همه ارتباطاتمان باید زیر نظر ولی خدا نباشد که اگر نباشد اعتبار ندارد و اصلاً.
چون به محض این که ما از ولایت خارج شدیم یعنی از صراط ،از ریسمان یعنی ریسمان را رها کردیم معلوم نیست که دیگر کجا رفتیم ،بنده از امامت که بریدم از ولایت بریدم قطعاًاسیر شیطان هستم .
چون ملاک ندارم ،شیطانی که می تواندمقدسترین صور را برای من آلوده کند و آلوده ترین صور را مقدس جلوه بدهد با اعتقادات خودم و با استفاده از اعتقادات خودم با استفاده از گرایشات مقدس که من دارم من اگر معیار و ومیزان نداشته باشم چه رشدی می توانم بکنم .
تا آخر عمر اسیر شیطان هستم پس بحث تعجب نیست که اگر ولایت نباشد هیچ چیز قبول نیست اماما ن تعصبی نداشته ،که اگر کسی بدون ولایت ما بدون رضایت ما کاری انجام بدهد ا او مقبول نیست یا خداوند سیزده ،چهارده نفررا عزیز و دردانه نکرده است .
در قیامت که اگر کسی شیعه بود ولایت علی (ع)را نداشت جهنمی ا ست که بخواهد عزیز دردانه کند که علی قسیم الجنة و النار شود ،تقسیم کننده بهشت وجنت شود بلکه اگر علی _ع)تقسیم کننده بهشت وجنت است برای این است که انسان این را می خواهد .
نیاز فطری انسان است که علی قسیم الجنه والنار باشد ،نیاز انسان این است که این معیار را داشته باشد و خارج از این معیار انسان خودش هم در می یابد که پا در هواست در درون خودش این اتلاف و این به هدر رفتن را،سرگردانی را در وجود خودش می یابد .
پیغمبر که نمی خواسته پسر عم خودش را قالب کند بر مردم همن طور که آن ملعون به حضرت گفت که این بچه را کردی رئیس ما را ،حضرت فرمود :خداوند فرموده است و بعد از واقعه غدیر اعتراض می کند به حضرت که گفتی نماز بخوان خواندیم ،گفتی حج و جهاد بروید رفتیم آنکس که می ایستد جلوی امامت ،و ولایت جلوی کمال همه انسانها را سد میکند .
جلوی هستی همه انسانها می ایستد وو واقعاً ضروریترین مباحث که انسان باید دنبال آن باشد مبحث حجت شناسی و امام شناسی استو راهنما شناسی است چون اگر معیار دست ما نباشد انسان سقوط خواهد کرد .
ما در دروان انقلاب داشتیم و دیدیم که افرادی ولایت فقیه را با شخصیت امام حمینی (ع)اشتباه گرفته بودند یعنی مطیع امام بودند در بس مطیع امام بودند ،بهخاطرش جنگدیدند به خاطرش اعضای خودشان را از دست دادند مجروح شدند چه زحمتهایی را متحمل شدند اما بعد از رحلت امام معلوم شد که اصلاًاعتقاد به ولایت فقیه نبوده است .
اگر آن موقع اطاعت بوده است اطاعت از شخصیت امام مینی بوده است و ظهور پیدا کرد که هنوز هم مسأله ولایت فقیه جا نیفتاده برای خیلی ها ،یک عده از شیاطین می خوانند دل پاک یک عده بچه مسلمان را آلوده کنند و از آنها استفاده کنند .
بعداز رحلت امام آمدند ولایت فقیه را در مقابل خط امام قرار دادند ولایت فقیه امری الهی است ولایت فقیه میراث معصومین (ع)هست که برای ما گذاشتند ،میراث امام زمان (ع)است که در دوران غیبت برای ما گذاشتند.
شما فقیه را از جامعه بردارید مرجع دینی را از جامعه بردارید امام زمان هم که در غیبت هست مردم چه کنند ؟این ده یازده قرن مردم چکار کنند ؟به چه کسی پناه ببرند؟ما باید بدانیم که ولایت فقیه یک اصل است در زمان ما .
ولی فقیه مقام معظم رهبری حکمی صادر کرده بود یک عده مقاومت می کردند به اسم خط امام ،ما زمان امام موظف بودیم که از امام اطاعت کنیم بی چون و چرا ،چون امام در موضع رهبری درموضع ولایت فقیه بود .
کسی نمی گوید که امام یا ولی فقیه اشتباه نمی کند ما معصومی غیر از چهارده معصوم نداشتیم .بحث سراین است که من اگر حبل وریسمان نداشته باشم هیچ چیز ندارم ،خداوند نمی گوید که فقیه اشتباه نمی کند ولی می گوید که تو موظفی ولواین که اشتباه بکند از او متابعت کنی همان طور که در نماز در فقه به ما می گوید که موظفی این دستوری که می دهم اطاعت کنی
ولو اینکه نمازی که در خانه می خوانی هم اعتبار بیشتری دارد هم حضور قلب بیشتری دارد اما من نه آن اعتقاد را می خواهم نه آن حضور قب را ،آن را نمی خواهم چون اگر تو یاد گرفتی که دنبال حضور قلب و اعتبار بروی بدون میزان ،این جا یک امر جزئی است در مسائل فقهی اما در جاهای دیگر تو از جای دیگری سر در می آوری.
کسی نمی گوید که ولی فقیه اشتباه نمی کند ممکن است اشتباه کند اما یک مسئله است که آن اشتباه هر حال ما را در یک راه نگه می دارد من اگر آمدم و گفتم که چون ولی فقیه اششتباه می کند حالا بنشینم به اجتهاد خودم برای مردم حکم تعیین کنم
عدهای را درمقابل ولی فقیه قرار دادم ،شروع کردم به بانددرست کردن و دسته درست کردن در مقابل ولی فقیه ،نی دانم که چه جنایتی را دارم در حق خودم و دیگران می کنم .
خیلی ها هستند که دلشان برای اسلام می تپد وخودشان راذوب کردهاند برای اسلام اما این مسئله برایشان جا نیافتاده است حتی در پیاده کردن احکام اسلامی بدگویی از ولی فقیهاشان می کنند ،نمی فهمند که وقتی ولی فقیه را برداری در اجتماع تو به اسم حکم اسلامی می خواهی این کار را بکنی ولی که چه پایگاهی را در وجود خودت داری .
از بین می بری ،نمی دانی که شیطان دارد با تو چه می کند و تو یی که نادانسته و با جهالت آمدی این جاوچهار نفر را تحریک می کنی برای این کار چه جنایتی را مرتکب می شوی .
تو بدحجابی رابپذیر اما نمی خواهد که به ولایت فقیه فحش بدهی تو نمی خواهد که مبارزه کنی و مبارزه فرهنگی کنی برعلیه استکبار بدن این که ولایت نداشته باشی به باد انتقاد گرفته ولی فقیه را فحاشی می کند ولی فقیه را به این عنوان که می خواهم بروم مبارزه فرهنگی کنم علیه استکبار نمی خواهد نسبت به موسیقی و رادیو و تلویزیون آنقدر حساس باشی
که تو را در مقابل ولایت فقیه قرار بدهد ،شما از موسیقی و بدحجابی بدت می آید چون مقدس اما برای مبارزه با این دارید اصل را می زنید .
تو تحمل بدحجابی را بکن موسیقی را گوش کن اما نمی خواهد که پایه ولایت را بزنی می خواهی بروی شاخه را درست کنی می زنی به ریشه .
آیا من واقعاًموظفم که برای اصلاح جامعه بیایم پایه این که قوام جامعه رویش است با آن مبارزه کنم اگر من اعتقادمردم بپرا نسبت به ولایت فقیه سست کنم به اسم این که می خواهم مبارزه برای پیاده کردن احکام اسلامی بکنم آیا یعد از این که این پایه و ستون و ریشه از بین رفت چیزی می ماند الان در عربستان احکام را رعایت می کنند
دزدی نمی کند ،حدود شرعی را رعایت می کنند اما چه فایده باطل است استکبار است ولایت آمریکا است به چه دردی می خورد جامعه با حجاب و خوبی که اساس ندارد .
دشمن مگر بدش می آید از احکام اسلامی ،نه دشمن می گوید شما ولایت مرا بپذیرید هر چقدر می خواهید نماز بخوانید و کارها ی دیگر بکنید کسی کارب ندارد .
چرا جلوی این حد می ایستند چون حج ما یعنی با برائت ولایت آمریکا را نمی پذیرد او قبول نمی کند شما وقتی گفتید مرگ بر آمریکا یعنی همه چیز استکبار را مورد هدف قرار دادی ،او را نمی پذیرد ،او می گوید تو مرگ برآمریکا نگو مرگ براسرائیل ولی به جای 7دور 70 دور بزن 7مرتبه بین صفا ومروه را صد بار برو
به جای 7سنگ 70 تاسنگ بزن مگر نبوده است هزار تا از اینها بوده اما چکار کردند اینها باید دقت کنیم و هواسمان جمع باشد حالا من بیایم به اسم این که می خواهم احکام را رعایت کنم هیچ حکمی در اسلام مهمتر از حکم ولایت وجود ندارد .
نه نماز نه روزه و نه هیچ چیز دیگری ،وما یوتی بشی کما نوتی بالولایة.
بعداز شناخت خداوند چیزی شما بالاتر از ولایت ندارید این شبیه خود فرمایش معصومین (ع)است خداوند اطاعت این ها را قرین اطاعت خودش آورده اطیعو الله و اطیعوالرسول واولی الامر منکم انّما ولیکم الله و رسوله والذین یومنون بالله و یقیمون الصلاةو یوتون الزکوة.
همه اهل سنت هم گفتند که علی (ع)این گونه است ،حال من بیایم در مسائل اجتماعی فکر کنم من حتی موظف هم نیستم که بودم ببینم حالا امام خمینی چه راهی را پیش گرفت اما م خمینی استراتژی داشت ،کارهای کلی داشت معرفی هم کرد به من ، که یکی بیاید بگوید ،آقا امام آن طور ی نمی کرد بگوئیم رهبر است این جوری کرده است .
بعداز این که برای ما مصور شد اشغال پشت ولایت فقیه به حق بوده است بقیه اش دیگر جز اطاعت کار دیگری ندارد که بکنم حالا ببینم حماقتهای زیادی را که در جامعه به این فقه دارد انجام می شود مقدس بازیهای که اساس را می زند خیلی خطرناک است .
و حتی مقام مقدسی که در مقام فتوی نشسته نمی داند که چه جنایتی در حق جامعه اسلامی می کند ،اگر این انقلاب را که امام فرمود این مملکت اسلامی را اگر صد بار خراب کنند و از نو بسازند ارزشش را دارد بزرگترین عطیه خداست بعد از 5 سال ولایت علی (ع)دیگر ما چنین عطیه ای از خدائند تبارک وتعالی نداشتیم به این عظمت .
ما این را با تمسک به ولایت فقیه رفتیم و بدست آوردیم ،ما رهبری امام را برداریم اطاعت بی چون و چرا ی مردم را هم برداریم خون دادنها را برداریم کشته شدنها را برداریم چه می ماند همان اسلام آمریکایی همان اسلام شاهنشاهی به هر حال نشستید با یک ظاهر مقدس و بعد این جوری اصل وریشه اعتقادات مردم را می زنید .
آن از آن طرف یعنی ما می بینیم یک وقت است که مقدسین ما می نشینند این کار را می کنند یک وقت می بینیم از دانشگاه این هجوم می آورد این جا که بحث علمی ولایت فقهی را ایجاد می کنند که فقیه نمی تواند حاکم باشد در جامعه الان علم است که جامعه را رو به صلاح می برد فقه به دردی نمی خورد فقه ضعیف است و نمی تواند عمل کند بهترین سند برای هدایت جامعه ولایت حضرت امام (س)بود
در دوران رهبری ایشان، بینظیرترین رهبری ر ا کردند همه کار شناسان همه منصفین اعتقاد دارند که مهمترین رهبری بوده است چه کسی جز ایشان می توانست این گونه رهبری کند و چه کسی جز فقیه می توانست این گونه رهبری کند که حالا عالم و متخصص بایدبنشیند و جامعه را بچرخاند اصلاًتعریف فقه راهم به اشتباه تعریف می کنند امام فقه را بست می دهد .
امام وقتی میفرماید زمان و مکان در فقه موثر هستند امام وقتی می خواهد حکم فقهی بدهد که مثلاً فلان ماهی خوردنش دیگر حلال است از علم دارد استفادهمی کند فقیه مگر غیر از عالم است فقیه از نظر متخصصین و کار شناسان می تواند استفاده کند برای اعلام نظرش .
همچین یک حد مرز نفوذ ناپذیر ی بین علم و فقه قرار می دهند .و شروع می کنند به ذبح کردن این مسلمانان مثل گرگ می افتند یبین مردم و اعتقادات آنها را تکه تکه و پاره پاره می کنند چه مبالثاتی که اینها از آن استفاده نمی کنند .
برای این کار ،همه مقدسین ما در دانشگاه در حوزه ودر جاهای دیگر ،ما آن درسی را نمی خواهیم که وقتی ولایت فقیه گفت این درس را کنار بگذارو برو .
فلان کار را بکن ما آن عبادت رانمی خواهیم که با ولایت ما الان در این جامعه ناسازگاری داشته باشد ،همین طرز تفکر در عملکرد های ما در طول این چهارده سال تأثیر گذاشته خیلی مقدسین را داریم می بینیم یک کارهای شخصی برای خودشان پیش گرفتند و دارند انجام می دهند بدون این که کاری به این نظام داشته باشند .
یعنی نه دخالت در امور سیاسی دارند نه کاری با دولت دارند نه با انتخابات کار دارند نه حمایتش می کنند و ککشان هم نمی گزد که تضعیف این دولت یعنی چه ،تضعیف نظام یعنی چه ؟هیچ ناراحت هم نیستند ،راه خودشان را گرفتند و به خیال خودشان مدارج کمال را طی می کنند.
اصلاًکاری با این قضیه ندارند یعنی امور سیاسی از امور دینی و معنوی جدا شد که اگر کسی رفت طرف سیاست و مسائل اجتماعی الوده است انگارد،یک گناه کبیره خیلی زیاد که گناهی بالاتر از آن نیست را انگارانجام داده است .
الان هم همین دارد بر می گردد این طرز تفکر دارد برگردد یک زمانی در دوران انقلاب که مردم عیبی نمی گرفتند برای یک عالم برای یم کجتهد برای یک مرجع که کسی دخالت در کارش داشته باشد .
الان دوباره همان طرز تفکر دارد برمی گردد یعنی دین از سیاست جداست خیلی مرموزانه دارد برمی گردد آن طرز تفکر ،شیوع در دانشگاهها که به آخوند سیاسی که آن موقع مطرح بود یک آدم مثلاًآلوده غیر مقدس همین طوری ، الان هم همین طوراست الان صراط معنویت ،صراط امام زمان ،صراط خداوند دارداز صراط ولایت فقیه و نظام اسلامی جدا می شود
خیلی ها کاری ندارند با اینها ،دخالتی هم ندارند این سراغ ماهم آمده ،ما هم داریم این گونه فکر می کنیم ماهم کارهایمان که از صبح تا شب است هیچ کمکی به این نظام نیست کاری برای این نظام نمی کنیم.
آن امام بود که یک چیزی برای خودش درست کرد و سپرد دست یکی دیگر و رفت ما هم الان کار خودمان را می کنیم اصلاًفکرنمی کنیم که این نظام بعد از ولایت حضرت علی (ع)در جهان ادامه همان است و رسالت همان را به عهده گرفته است چشم امام زمان به این دوخته شده و به قول حضرت امام (س)امروز رسول الله به این ملت چشم دوخته است .
اصلاًکاری با این مسأله نداریم خیلی جاها بد وبیراه می گویند به ولایت فقیهککمان هم نمی گزدخیلی جاها اصلا کاری نداریم با مسائل نظامی واسلامی ،فکر می کنیم که خیلی خوب داریم کار می کنیم ،ما اگر واقعاًبرگردند بسیجیان ما ،سپاهیان ما ،طلبه های ما برگردند به همان عقیده ای که همان اوایل داشتند دقت کنند که نباید غافل شوند به هیچ دلیلی .
نباید غافل شوند از مسائل سیاسی انقلابی مسائل سیاسی نظام ،ما اگر رفتیم به این مساجد و حجرات و خانه هایمان و غیره وبی خیال شدیم به مسائل انقلاب این همان ولایت استکبار و شیطان بزرگ است که برمی گردد .
باید کار داشته باشیم با این قضایا خدا می داند که چهجنایتی است و چه گناهبزرگی که ما کارمان را در جهت تحکیم پایه های نظام تنظیم نکنیم هر کدام از ما موظف هستیم این کار را بکنیم ما اگر نکر دیم و رفتیم سراغ اسلام و فقه وعرفان و اخلاق بدون دخالت مسائل سیاسی با شیوه صحیح و آشکار نبی اکرم مقابله کردیم ،پیغمبر ،امام فرمود :
بیشتر احکام الهی ، سیاسی است احکام سیاسی بیشتر از احکام الهی هست . و بر می گردد دوران به همان دوران قبل از انقلاب حوزه برای خودش کار کند اخلاق و عرفان جدا ،جامعه اسلامی و ولایت جامعه اسلامی و حکو مت اسلامی هم برای خودش جدا ،و این گونه است که ما الان از خیلی از مسائلمان عقب افتادیم و حل نشده است .
حضرت امام فرمود:که بنشینید در این حوزه ها و این مسائل جدیدی را که برای اسلام پیدا می شود حل کنید شما که تسلط بر فقه دارید ،بنشینید خیلی از مسائل را حل کنید ،باید حل می کردیم و حالا هم حل نشده است .
برای این که هنوزطرف پیدا نکرده آن کس که می رود به حوزه آنکه مجتهد می شود احساس نکرده که این حکومت مال خودش است تعلق به او دارد هنوز
بین صراط خدا و صراطی که امام برای ما گذاشت فرق قائل می شوند فکر می کنند که می توانند بدون این صراط به جایی برسند جدای از ولایت فقیه که همان ولایت رسولالله است (به قول امام (س) )می توانند به جایی برسند.
لذا هیچ کاری ندارند آن آقایی که نشسته و هنوز غرق در مسائل حیض ،نفا س استحاضه،و از این حرفهاست کاری ندارد که بانک داری اسلامی چیست ؟هنوز تدوین شده است بیمه اسلامی ،بانک داری اسلامی ،مالیات اسلامی ،روابط خارجی در اسلام ،هنر در اسلام ،موسیقی در اسلام ،تدوین در اسلام مبانی فقهی که حل نشده ننشستند کار بکنند .
از این طرف هم یک عده در جای دیگر سوءاستفاده می کنند پر هستند حوزه ها از کسانی که در س وبحث خودشان را جدا کرده انداز نظام .
امام قبل ار اتقلاب فرمود کسی که درس میخواند باید متوجه باشد یک روز ی می خواهد رهبر نظام باشد ،کسی که می خواهد رهبر نظام باشد چه تسلطهایی باید داشته باشد ،خودمان مسائلمان را از مسائل نظام جدا نکنیم بیخیال باشیم اگر همه بخواهند مثل ما باشند و مسائلشان را از مسائل نظام جدا کنند هیچ پشتیبانی اظام نشود ،هیچ دخالتی نشود خدا می داند که یک نماز جمعه چقدر تأثیر دارد در تحکیم پایه های نظام ،با نماز جمعه کاری نداریم ما ،خیلی راحت جمعه ها در خانه می نشینیم ،راحت این ور و آن ور راحت میرویم می رویم و می آئیم .
نماز جمعه ما هنوز گره نخورده با آنچیزی که باید گره بخورد در همان خانه نماز ظهر وعصر را می خوانیم نمی دانیم که یک نماز جمعه برای ما الان چه تاثیری در تحکیم راه خدا وند دارد .
راهپیمایی بعضی وقتها بی توجه می شویم نسبت به آن ، دیگر هیچ
خب رهیر مینشیند برای خودش یک سخنرانی می کند وما نمی دانیم که این پیام به چه کسی رسید توجه نداریم که حالا ما باید چکار کنیم صحبت ها می آید دفن می شود پیامها می آید ،دفن می شود آن موقع هم کسانی که جان می دادند در این جبهه زحمت می کشیدند .
اما وقتی سخنرانی امام پخش می شد درست دقت نمی کردند که چه می گوید یک سخنرانی بود یک پیامی بود دقت نکردند فقط دنبال عشق و شور و حال خودشان بودند حالا از وجود امام یک بابی باز شده مامهم الان خودمان سرمان به خودمان گرم شده است یک سینه ای بزنیم یک جبهه ای برویم چهار نفر را بکشیم .
یک کمی شور و هیجان داشته باشیم خلاصه بازی کنیم یعنی خیلی وقتها ما حضور داریم اسمش هم هست که هنوز است اما حضورش برای خودمان است یعنی به اسم انقلاب و ولایت فقیه هست اما حضور شخص برای خودش است ما می خواهیم خودمان را ارضاءکنیم .
شهوتهایی که می آید سراغ ما ،برای گرفتن پشت برای گرفتن میز و غیره اگر خودمان کشیدیم کنار ،یا گذاشتن ما را کنار ،یادمان می رود همۀ حرفهایی که می زدیم همۀ آن شعار هایی که می دادیم یادمان میرود که یک نظامی هست که صدها گرگ ریختند دارند از داخل و خارج به او فشار می آورند.
ما هم اصلاًاحساس مسئولیتی نمی کنیم که حالا مثلاًصبح از خواب بلند شدیم بگوئیم برای این نظام مقدس چه کنیم .
هر کس سرش گرم کار خودش است در لاک خودش است امام فرمود مثل عزیزترین چیز از دین دفاع کنید عزیزترین دارایی خدا را دفاع کنید آیا شما واقعاًفکر می کنید به این نظام به ولایت فقیه که خدا وند به ما عطا کرده .
این گونه به آن فکر می کنیم ماقبل از ولایت فقیه یک اسلام آمریکایی داشتیم هستند کسانی که الان به نان و نوایی رسیدند به معنویات رسیدند به علم رسیدند نمی دانند که از جهت ایمان است از شکنجه و زندان آیت اللههشامی و کسان دیگر هست که الان این ها این نظام شد و فهمیدند اینها که آدم هستند فهمیدند مرز حیوانیت و آدمیت چیست .
فهمیدند که الان باید چه کنند ؟از جان کندن و شکنجه های آنهاست که الان آقا هستند عزت دارند ،یعنی از زحمات چند ساله آنها استفاده کردند و حرف هم علیه خود این ها می سازند ،یا انتقاد اخلاقی می کنند یا انتقاد عرفانی می کنند یا انتقاد عقیدتی می کنند ،یا انتقاد فقهی می کنند شما کلاه را قاضی کنید حضرت امام (س)نبود این یاران با وفایی که دورش بودند نبودند .
شما الان چه داشتید برگردیم و دوران نظام خودمان را نگاه کنیم قبل از انقلاب را نگاه کنیم ،ما چه داشتیم ،همین آقایی که الان به حساب عزّمعنویت خودش از این نظام دست برداشته نمی داند که معنویتش را از همین آقایان دارد .
همی ن آقایی که الان به اسم عرفان آقایان را که آلوده می داند آخوند می داند ،نمی داند که این هدیه ای است که از زحمات اینها دارد و اگر نبود این افکار هرگز او این گونه نمی شد ما اگر الان انقلاب نبود در همین کلاس معرفت نفس نشسته بودیم ،خیلی از آقایانی شهید شدند خیلی ها که در دانشگاه و در حوزه ها درس می خوانند مزه معنویت را چشیدند آیا اینها واقعاًاین کاره بودند ما هر کاری با شخص نداریم .
ما قائم مقام رهبری داشتیم چه زحماتی خدا می داند که کشیده اند برای انقلاب ،در خط امام ،یار امام الان ما به عنوان یک شخصیت مصبر ارزیابی نمی کنیم بحث سر شخص نیست بحث سر طرز تفکر است همین آقا ی هاشمی که ما ارادت داریم به او .
به این ریاست جمهور ممکن است که منفورترین شخص شود برایجامعه ما و به حقهم منفور می شود .
یا هرکس دیگر هیچ بعید نیست . بحث سر طرز تفکر ماست با شخص کاری نداریم حرف ما تأیید شخص نیست ،که واقعاًاگر بعد ار هزار سال صد سال اگر جامعه اسلامی ،عزت دارد،شرف دارد، قدرت دارد،به پیشرفت صنعتی ،علمی ،اقتصادی افتاده از کدام طرز تفکر است از طرز تفکر ی که دین را جدا از سیاست می داند .
یاطرز تفکری که دین را باسیاست یکی می داند ،دیانت راعین سیاست می داند حساس است به مسائل جامعه اسلامی همۀاینها از کدام طرز تفکرآمدهاست از گوشه نشینی و سربه سجده گذاشتن و تسبیح دست گرفتن این عزت آمده است .
این شرف و معنویت آمده است چه وقت در تاریخ این را سراغ داری که امام فرمود :از ملت رسول خدا ،از ملت حجاز در عهد رسول خدا ،از ملت کوفه در عهد امیرالمومنین بالاتر است کی سراغ داشتیم ما یک برحه ا ی در زمان عاشورا آنهم یک چند روزی یک چنین گلهایی شکوفا شدند بعداز عاشورا چه کسی چنین مردمانی را سراغ دارد .
چنین جوانانی را سراغ دارد آیا این ارزشهایی که الان ایجاد شده این همه جوانان الهی که در جامعه هستند این همه شهید ی که تقدیم شد این همه جوانان پاکی که الان هستند این از کدام طرز تفکر است .
این همه معنویت این همه بحث علم ودانش حتی تکنولوژی مسائل اقتصادی ،از کدام طرز تفکری است طرز تفکری که دین را عین سیاست می داند یا این که دین را از سیاست جدا می داند اگر الان انقلاب نبود که تو نمی توانستی بینش بر ضد نظام حرف بزنی ،تکه تکه می کردهاند معلوم نبود تو کجا بودی
وچه وضعیتی داشتی ،اگر همین نظام ولایت فقیه نبود و واقعاًچیزهای عجیبی انسان می بیند در طول تاریخ و تاریخ خودمان خیلی عجیب است ،که انسان در یک نظامی به او عزت دهند یعنی یک نفر بیاید عزت بدهد ،شرف بدهد ،آگاهی بدهد ،معنویت بدهد بعد از همه این ها علیه خود آن نظام استفاده کند ،خیلی چیز عجیبی است .
ما الان دانستیم عزت و شرف و آگاهی داریم همهاش برای این است که مردم یک دل شدند یک دل کردن مردم همه حول یک محور است و آن ولایت فقیه است .
یک نفر حرف آخر را بزند و قبول داریم که ممکن است حرف آخری که می زند درست نباشد اما یک مسأله است این غلطی که اتحاد و وحدت ایجاد کند بهتر از درستی است که فتنه انگیزی می کند و جامعه را به دودستگی و اختلاف و قبول ذلت وادار می کند .
ما نمی خواهیم آن نظر فقهی را که فساد ایجاد می کند در جامعه ولو درست هم باشد ماهمین غلط را قبول می کنیم اما وحدت جامعه را که بالاترین صفتی است که افراد باید تعیین کنند که در جامعه باشد ،اگر نباشد هیچ ارزشی نمی تواند پایدار باشد اگر وحدت و اتحاد جامعه نباشد .
همین وحدت را برداریم از دوران جنگ که اگر ما تسلیم صدام نمی شدیم همین اتحاد بچه ها را بردارید از جنگ ببینید صدام با ما چه می کرد ؟
مگر نمونه آن را در سوسنگرد و اهواز و آبادان ندیدیم در روستای غرب مگر ندیدیم مگر آنچه که یک چنین مفسدی را از سر جامعه مسلمانان دور کرد 8سال ندیدیم مگر غیر از این بود ما نمی خواهیم عزت شرعی را که در آن ذلت مسلمانان باشد .
حالا شما اصل ولایت فیه را بردارید ببینید که برای جامعه چه می ماند مردم چکار کنند؟
این جاست که این ریسمان از دست می رود مشخص می شود که چه اوضاعی پیدا می کنند هرکس یک سازی می زند ،هر کس یک نوایی دارد ،اگر امام نبود مگر اختلاف فقهای ما نبود یک مجلسی که به هر حال یکی از عزیزترین چیزهایی بود که مردم بدست آورند مجلس مال مردم ،خانه مردم بود،نماینده مردم آنجا بود .
برای یک نظام پنجاه میلیونی ،بلکه برای امت اسلام برنامه ریزی می کردند ،یک دفعه به خاطر اختلاف شورای نگهبان مجلس نزدیک بود بهم بریزد .
اگر ولایت فقیه نبود معلوم نبود کار به کجا می کشید یک وقت می بینید که اختلاف سر دو تا فقیه می خورد به هم ،همه چیز به هم می خورد ،دعوا می شد بین دولت ومجلس ،الان مردم عزتشان ،شرفشان ،آقائیشان ،روش صحیحی که می توانند به معنویت برسند .همهاش پایهاش بند است به نظامی که باید باشد ،این دولت جمهوری اسلامی ایران .
حالا این هم می خواهد از درون منحدم شود سر این که نمی توانند همدیگر را ببینند نمی توانند
قانون تصدیق کنند ،دعوا شده است همیشه آنکس که راحت می کرد فتنه را می خواباند ولی فقیه بود این معقول ترین چیزی است که خیلی ساده است هر بچه ای هم این را می فهمد که یک نفر باید حرف آخر را بزند ،به خاطر این که این حرف آخر ول این که غلط باشد از بسیاری از مفاسد جلو گیری سر می کند .
پسدر مسائل سیاسی و اجتماعی آنکه دستاویز ماست که شیطان اعتقادات ما را نبرد ولایت فقیه است امامت و لایت است ولایت فقیه شعبهای از ولایت الهی است که ما را از چند دستگی ها نجات می دهد .
من الان چه کاری باید در این نظام بکنم چه تصمیمی بگیرم ،ما یادمان نرفته که بعد از رحلت امام بین همه کس ،همه از امام تأئید یه داشتند می گفتند که ما حرفمان راست است مردم بیائید زیر علم ما سینه بزنید من تأئید یه از امام دارم فقط می خواهد رأی جمع کند .
چون تأئیدیه از امام دارد ،مثلاًامام پنج سال پیش او را تأئید یه را دارد در جلوی طرف مقابل نشسته بود می گفتند او دروغ می گوید او اشتباه می کند آنها می گفتند اینها اسلامشان آمریکایی است اینها می گفتند
آنها این جوری هستند ،حالا منم این وسط چکار کنم ،واقعاًما در انتخابات چه باید بکنیم من راه خودم را می روم من می روم نماز صبح ام را بخوانم به من چه ربطی دارد ،بحث سر این نیست که انتخابات کار سیاسی و از این حرفهاست .
به هر حال این است که الان فقط معنویت ،استقلال ،عزت ،شرف مسلمین ،بسته به این است که چهار تا کار کار سیاسی است .
واقعاًما باید چکار کنیم ما باید برویم خارج از ایران ببینیم مسلمان به چشمی به اسلام و ایران نگاه می کنند تا ما قدر این اسلام را بدانیم فقط ایران را پناهگاه خودشان می دانند که یک روزی ایران به دادشان برسد
والان اگر جمهوری اسلامی نباشد خدا می داند که چه بلایی سر خیلی از مسلمانان می آورند ،که الان هم تا آنجا که می توانند دارند می آورند همه درس خوانده ،مقدس لباس رسول الله به تنشان ،درسهای حوزه خواندند ،درس دینی خواندند ،معارف اسلام بلدند ،فقه صادق آل محمد (ص)را خواندند و بعد در خودشان هم این اختلاف هست
مردم را دچار سر درگمی کردهاند ،ما نمی گوئیم که تعمدی در کار است که بین مردم اختلاف ایجاد می کند یا این که خدای نکرده قصد سوئی است نه مسائلی هست که تشخیصشان این گونه است هر دو هم برای اسلام دلسوزند ،هر دو در مسائل اعتقادی در اصول با هم یکی هستند .
ولی بالاخره باید یک روش پیش گرفت و هیچ گروهی هم حاضر نیست گروه دیگر به نفع گروه دیگر ساکت شود بگویند حالا برای اینکه وحدت جامعه حفظ شود برای این که بین مردم اتحاد باشد و مردم دچار تشدد ،دلسردی وغیره نشوند اسیر گرگ نشوند ،اشکالی ندارد طبق همان اصول پیش برود روش ما نباشد تاکتیک ما نباشد از یک تاکتیک دیگر باشد .
از یک تاکتیک غلط اما طبق اصول ،با منافع زیادی که دارد ،همان روشی که همه معصومین پیش گرفتند ،خیلی جاها که لازم بود تاکتیکش را پیش بگیرند و نمی توانستند پیش بگیرند ازیک تاک تیک ضعیفتر را پیش می گرفتند .
اما اصول را حفظ می کردند . ما امیر المومنین (ع)را در تاریخ خودمان داریم که مهمترین چیز ولایت و خلافت به خطر افتاده اما می بیند که 25 سال صبر کردند در چشمها کارد است و در گلو استخوان است .
برای این که مصلحت بالاتر ی است برای این که اگر الان حضرت بخواهد بیاید الان از حق خودش دفاع کند دیگر مسلمانان نیستند دیگر جامعه اسلامی نیست که حضرت ولو بعد از 25 سال بتواند 4سال ونه ماه بین اینها حکومت کند .
حداقل اساس را حفظ کند ،همان کاریکه بقیه ائمکه کردند ،امام حسن (ع)تن به صلح می دهد به خاطر همان مصلحت ،و شیوه بقیه امامان ماهم همین طور بود ،ده سال سیدالشهدا سکوت دارد به خاطر همان مصلحت است و این آئینه تمام نما جلوی ماست .
وما نمی بینیم ما حاضریم به خاطرش همه چیز را خراب کنیم واقعاًدر این وضعی که یک کمی کج توی آن حاکم است ولو کسانی که مبارزه هستند پیشکسوتان جهاد هستند ،تنها پایگاهی است که انسان از دست شیاطین می تواند به آن پناه ببرد ،در مسائل سیاسی وقتی حرف از شیطان می زنیم نه ابلیس .
بلکه شیطان بزرگ هست این جا ثابت شده در طول این چهارده سال که مثل شیطان مثل ابلیس ،از طریق مقدسات در می آید ،بارزترین نمونه اش اسلام آمریکایی یعنی مقدس ترین صورتها در دست آمریکا ،یعنی حج یعنی نماز حتی روضه سفار انگلیس پول می دهد روضه بخواند اما روضه حضرت زهرا بخوانیم در منطقه سنی نشین .
ثابت شده که مثل ا بلیس عمل می کنند ،بی خود نیست که امام صفت شیطان بزرگ را به او می دهد اگر ما در فقه مجبوریم چپناهگاهی به نام فروع دین ،قوانین فقهی داشته باشیم برای از وسواس شیطان نجات پیدا کنیم.
در مسائل بالاتر در مسائل سیاسی و اجتماعی که اساس معنویات اساس اعتقادی ،اساس اقتصاد ،اساس عزت و کمال مسلمین به آن بداست
آنجا اگر ما حبل و ریسمان نداشته باشیم چکار کنیم ملاک نداشته باشیم چه باید بکنیم با این همه شیاطین که هست پس ما در آن مسئله هم ،در مسائل سیاسی و اجتماعی ،الان به قول خودمان انقلابی نیاز داریم به یک حبل ،به یک ریسمانی که چنگ بزنیم به آن که شیاطین به خصوص شیطان بزرگ ما را ازبین ببرد .
شیطان بزرگ الان ثابت کرده که برای از بین بردن نظام اسلامی ،مجهز به علوم اسلامی شده است مجهز به عرفان شده مجهز به فقه شده به کلام شده الان با استفاده از همان علوم خودمان بین ما اختلاف و درگیری می اندازد با استفاده از خود همان مقبولات ما اینکار را می کند ثابت کرده است ما اگر ریسمان نداشته باشیم چه باید بکنیم