شب تولد امام محمدباقرعليهالسلام است نثار روح پرفتوح آن حضرت صلواتي بفرستيد.
بحث در اين جلسه در رابطه با ميزان در غذا است يعني بهاين نكته برخورديم كه پرخوري شديداً مذمت شده و ائمهصلواتاللهعليهم فرمودند كه خدآند مبغوض ميدارد پرخوري راو بدترين حالت بنده زماني است كه شكمش پر باشد اين جلسه معناي پرخوري و كمخوري را توضيح ميدهيم چيست؟ (البته بحث را كوتاه عرض ميكنم چون مقداري هم ميخواهم راجع به ماهرجب صحبت كنم.)
ظرفيتهاي افراد مختلف هست در همه چيز اينگونه است كم افراد ظرفيتهاي مختلف دارند كشش هاي مختلف دارند در مسائل غذا هم همينطور هست و همه اين اندازه غذا نميخورند لذا ما نميتوانيم از نظر مقدار يك حدي را معين كنيم و بگوئيم كه اگر كسي از اين مقدار بيشتر خورد پرخور است يا اگر از اين مقدار كمتر خورد كمخور هست از نظر مقدار نميتوانيم اما ميزاني را ميتوانيم بگوئيم كه آن ميزان به همه افراد ميخوره يعني خود اشخاص ميتوانند با توجه به آن ميزان متوجه بشوند كه افراد پرخوري هستند يا افراد كم خوري هستند و آن ميزان را نبي اكرمصلياللهعليهوآله بيان فرمودند: ميزان الحكمه،ج1، ص 123 "كل و انت اشتهي و امسك و انت تشتهي" بخور درحالي كه اشتها داري و امساك كن و خودداري كن از خوردن در حالي كه اشتها نداري. اولاً تا انسان اشتها نداشته باشد ميل به غذا نداشته باشد نبايد بخورد اين ميل به غذا و اشتها كه ميگويند يعني نياز به غذا است يعني بعضي وقتها سريهاي كاذب را تبعيت كند بدنش لطمه خواهد ديد اينكه ميگويند ميل و اشتها به معناي خود كلمه نه به معناي اينكه بدن نياز داشته باشد انسان سير نباشد. منظور اين است كه كسي روي شكم سير شروع نكند و چيزي نخورد چون نفي شده و نهي شده اين مسئله كه انسان وقتي بدنش سير است اگر چيزي بخورد براي بدنش مضر هست اين در موردي است كه افراد اسير مزهها هستند اسير لذتها هستند غذائي را خوردند و سير شدند بعد غذاي بهتري را ميآورند اين غذاي بهتر حالا يا بويش يا رنگش يامزهاش طوري است كه افراد را جلب ميكند و جذب ميكند دوباره ميرود سر وقت خوردن چون ميخواهد از آن لذت ببرد به اين نيت نميخورد كه نياز دارد نه بدنش نياز ندارد سير است براي اين ميخورد كه اسير مزه است اسير لذت و طعم و رنگ است. به هرحال ما نهي شديم از اينكه وقتي غذا را خورديم و سير شديم حالا سير بعنوان نسبي ديگه آن سيري كه ممدوح است. دوباره برويم سر وقت غذاي ديگر كل وانت اشتهي وقتي ميل به غذا داشتي آن موقع مشغول شو بصورت عادت غذا نخوريد مثلاً كسي ساعت 11 صبحانه خورده بعد 5/12 يا 1 كه سفره ميافتد مثل اينكه حتماً بايد بخورد چون نهار بايد خورد و بايد بر عرف اجتماع را غلبه كنيم و نميخوريم حالا. بعضيها اين چنين هستند سيراند ولي چون نهار است ميخورند در حالي كه اشتها داريد و جا داريد و گرسنه هستيد اقدام به خوردن غذا كنيد. امساك و خودداري كن در موقعي كه هنوز جا داري و هنوز ميل داري. يعني نبايد اينقدر بخوري كه ديگر ميل به ادامه نداشته باشي. بايد با ميل به ادامه بكشيد كنار. يعني شما سر سفره غذا خورديد و جايي ديگر رفتيد و آنها سر سفره هستند و تعارف كردند و تعارف جدي كردند و خيلي علاقه دارند كه شما غذا بخوريد اگر شما درست غذا خورده باشيد و آن غذائي كه تاييد شده اين هست بايد بتوانيد تعارف دوستان را لبيك بگوئيد و غذا را بخوريد. خيلي وقتها اين ظرافتهاي هست در اين موارد. مثلاً شخص چه بسا با خوردن اين لقمه و دو لقمه تاثير مهمي در روحيه شخص بگذارد. مثلاً تب روابط يخزده و سردي دارد با كسي چه بسا برود و در سر سفره با آن شخص بنشيند و يك لقمه يا دو لقمه با آن شخص غذا بخورد و اين يخهاي روابط آب ميشود مثلاً از ظرف او برود و غذا بردارد. اينها ظرافتهاي رفتاري و اخلاقي است كه با شخص دوستي و صميميت ايجاد ميشود كه مثلاً با من غذا خورده يا از سفره من غذا برداشت. اين يعني من با تو خيلي رفيق هستم خيلي دوست هستم و خيلي عياق هستم و بقول معروف خيلي ندار هستم. بعضيها اينقدر ميخورند كه در يك همچو جاهائي نميتوانند احسان كنند از جهت خيلي وقتها انسان با خوردن و با غذا ميتواند احسان كند. وقتي شخص تعارف وقتي سير هم باشد نميتواند تعارف را اجابت كند و اين رد احسان ميشود. شخص دوست دارد وقتها چيزي مقابل شما گرفت برداريد و بخوريد. زحمت كشيد چايي ريخته و آورده. مرحوم دستغيبرحمةاللهعليه ميفرمود وقتي سير هم هستند بخوريد اين موقع هست طرف مريضي دارد كه اگر بخورد برايش مشكل درست ميشود تشكر ميكند بعد نميخورد يعني اين سيري كه ما داريم كه اگر سر سفره بخواهيم اين لقمه ديگر بخوريم حالمان بهم ميخوره يا اينقدر ميخوريم كه از آن غذائي كه داريم ميخوريم زده ميشويم ميفرمايد وقتي سير هستيد بخوريد يعني سيري در حد معقول و تعارف را جواب ميدهيد از جعبه او شيريني بر ميداريد چاي بر ميداريد و رد احسان نميكنيد زمخت برخورد نكنيد كه نه نميخورم. ما با همين پرخوري باعث ميشويم كه احسان كسي را قبول كنيم اين يك ملاك بود يعني اگر بعد از غذا خواستي چند لقمه با كسي بخوري اين چند لقمه به تو هيچ لطمهاي نزند در نوشيدني هم همينطور آنقدر نخوريم كه اگر خواستيم اين استكان يا يك ليوان ديگر بخوريم نتوانيم يك نكته خيلي ظريف كه اينجا لازم است خدمتتان عرض كنم كه شيطان خيلي ممكن است استفاده كند اين هست كه با توجه به نكته اول كه عرض كردم كه گاهي وقتها از يك غذاي ساده ياهرغذائي به هرحال استفاده ميكنيم مثلاً برنج دوغ يا برنج و كباب يا برنج و خورشت يا عدس پلو. وقتي ميگوئيم و امسك و انت تشتهي يعني اشتها داشته باشي از همان غذاي كه قبلاً خوردي بخوري و الا اين هنر نيست كه كسي تا خِرخِره بخورد بعد غذاي رنگينتري بيايد با مزه ديگر و بوي ديگرشما بخوريد چون انسان اسير لذت و طعم و مزه است. اين نه از همان غذايي كه خوردي بتواني بخوري. غذاي رنگينتر را ملاك قرار ندهيد. "ان الانسان علي نفسه بعيره". انسان خودش را بهتر ميشناسد. آن ظرافت را هم به اين خاطرعرض كردم كه وقتي شخص بخواهد سر خودش را كلاه بگذارد. اين ميزان است در كم خوري و پرخوري و حد متعادل آن. كم خوري هم نبايد بشود در روايت داريم "الشبهه يفسد الورع" در مقابل هم امام رضاعليهالسلام ميفرمايد: "ان الله يبغض البطن الذي لايشبه" خداوند از شكمي كه سير نشود بدش ميآيد همانطور كه از شكمي كه سير هست بدش ميآيد. اين تناقض نيست سيري را درست بايد معني كنيم. آن حالت كه خداوند بدش ميآيد يعني اينكه انسان به دل درد بيافتد و سنگين كند خودش را و اين كه شكمي كه سير نشود يعني شكمي كه گرسنه بماند يعني دچار ضعف باشد. اين هم درست نيست. لذا درباره شام داريم در بدن انسان رگي هست بنام عشاء كه اگر انسان غذا نخورد شب آن رگ انسان را لعنت ميكند. يعني شب نبايد انسان شام را ترك كند در صورتي كه بتواند و اختيار داشته باشد. يك موقع هست در جبهه هست و در جايي هستيم كه نيست و گير نميآيد آن بحث ديگري دارد نبايد انسان حالا تن به ذلت بدهد حالا مثلاً آن رگ من را لعنت نكند و برود به قيمت اين آبرو و با قيمت اين چيز سنگين اين لقمه بدست بياورد. ارزشها را حفظ كنيم و با حفظ ارزشها اين كار را بكنيم حضرت فرمود ولو به مقدار يك خرما هم كه شده شام را بخوريد اين بهانه نشود كه گفتن شام بايد حتماً بخوريد پس انتقام بگيريم بيافتيم به پرخوري پس كسي نميتواند به يك نفر بگويد پرخور و يا كمخور چون خوردن اشتها، ميل و يا ظرفيت غذائي عوامل زيادي دارد و ما همه آن عوامل را روي شخص احاطه نداريم سوء ظن هم نبايد ببريم كه حالا اين شخص زياد ميخورد حالا چند تا از اين عوامل را عرض ميكنم خدمتتان مثل رنگ غذا مزه غذا. بوي غذا اينها تاثير داره وضعيت بدني خود شخص كه بدنش سالم هست يا مريض مثلاً بيماري صفرا دارد يا ندارد چون اينها در اشتها تاثير ميگذارد. آن اخلاط اربعه كه طبيبها به آنها قائل بودند به هرحال مزاج شخص اعتدال دارد يا ندارد شخص اعتدال مزاجياش را از دست بدهد اشتهايش تغيير ميكند بعض وقتها انسان بدنش هم احتياج دارد ولي بوي غذا به مشامش ميرسد بدش ميآيد. آب و هوا تاثير دارد انسان در شهر خودش طوري غذا ميخورد كه در مسافرت اشتهايش تغيير پيدا ميكند و تاثير ميگذارد وراثت تاثير دارد. نوع كاري كه شخص ميكند تاثير دارد كارش سنگين است يا كار بدني دارد يا كار فكري دارد يا اينكه كار قلمي دارد رونويسي ميكند يا اداري اينها تاثيرميگذارد. حتي يك شخص در مراحل مختلف اشتهاي مختلف دارد. لذا در هر كجا كه هستيم اين فرمول بدرد ما ميخورد در وضعيتي كه داري "كل وانت تشتهي وامسك وانت تشتهي". پس هم افراد مختلف هستند در ميزان غذا و يك فرد خودش در حالتهاي مختلف ميزان غذائياش تفاوت دارد. حالتهاي رواني تاثير دارد تاثيرهاي متقابل دارد. يكي وقتي ناراحت است نميتواند غذا بخورد يكي وقتي عصباني هست اشتهايش بيشتر ميشود و بيشتر ميخورد. پرخوري ريشههاي عصبي دارد. ريشههاي رواني دارد. بعضيها پرخور هستند به خاطر اينكه مشكل حاد رواني دارند. اين مشكل ممكن است حاد هم نباشد مشكل خاص رواني دارند. اگر آن مشكل حل بشود در اشتهايشان تاثير ميگذارد. غم و شادي و اضطرابهائي كه هست و بقول امروزيها استرسهاي مختلف. پس نميتوانيم بگوئيم يك نفر پرخور هست و يا كمخور. ما در زندگي افراد نيستيم و خيلي از مسائل زندگي افراد براي ما مخفي هست. هر كس بايد كلاه خودش را قاضي كند. البته آن عواملي كه عرض كردم محدود به همينها نميشود و چيزهاي ديگري هم هست قسمت ديگر بحث راجع به ارتباط غذاست با بيماري و مسئله سلامتي جسم چند روايت را عرض خواهم كرد.
از حضرت اميرعليهالسلام: "من قله طعامه قلت الامة"، هركس غذايش كم باشد دردهايش هم كم است. غذايش كم باشد يعني به اندازه بخورد و پرخوري نكند نه اينكه از حد لازم كمتر بخورد چون از حدي كه لازم است كمتر بخورد باز هم موجب بيماري ميشود قلت الامة دردهايش هم كمتر ميشود يعني پرخوري منشا بسياري از دردهاست.
حضرت اميرعليهالسلام: "من القتصر في اكلها كثرت صحته وسلحت فكره"، اين روايت دو جنبه هست. اقتصاد يعني ميانه روي. كسي كه ميانه روي كند در خورد و در غذاش سلامتي او بطول خواهد انجاميد. يعني سلامتي او زياد است. زمانهاي زيادي بدنش سالم هست و مريض نميشود و فكرش هم سالم است وخوب فكر ميكند به هرحال غذا رابطه مستقيم با مسئله سلامتي دارد خيلي وقتها به دكتر كه مراجعه ميكنيد روي غذا نظر خاص دارد يا رژيم خاصي ميدهد يا به هرحال از چيزهاي نهي ميكند يا به چيزهائي سفارش ميكند. در اين روايت من القتصر هم آمده در جائي اقتصر يعني اكتفا بكند به كمترين مقداري كه به بدنش نياز دارد.
"قله اكل يمنع الكثيرمن اعلال الجسم"، حضرت اميرعليهالسلام: كمي غذا از بسياري از بيمارهاي جسمي شخص را نجات ميدهد. بازميدارد از بسياري از بيماريهاي جسم. وقتي ميگويد كثيرمن اعلال جسم اين نظركارشناسي است كه امامعليهالسلام ميدهد يعني بسياري از بيماريها از پرخوري ناشي ميشوند. يك آقائي از نمايندگان مجلس ميگفت. يكي از دوستان بنده در آمريكا پزشك بود ايشان ميگفت كه غالباً بيماريها كه مردم آنجا دارند از غذا و پرخوري است چون در پرخوري خيلي شديد هستند. چون در آنجا غذا خوردن براي لذت است به هرحال تفكر اصالت انسان و اصالت لذت حاكم است در آنجا ممكن است در لفظ هم نگويند اما واقعاً آن تفكراپي كوري در آنها حاكم است يعني همه چيز براي لذت. ميگفت كه من براي چند تا از آنها رژيم نوشته. رژيم يعني محدوديت. همه آنها مردند بخاطر اينكه طاقت نياورده بودند كه غذا نخورند.
"قلت الغذا اكرم النفس وادوم الصحة، حضرت اميرعليهالسلام: كمي غذا گراميتر است براي نفس. خيلي معني لطيفي است يعني براي روح گراميتراست. يعني شخص براي اينكه نفس خود را گرامي بدارد بايد غذا كم بخورد به احترام روحش غذا كمتر بخورد. چرا چون وقتي شخص دارد غذاميخورد و اين ديدگاه سراغش بياد و با اين ديدگاه انس بگيرد كه هميشه به همان بلندي ابديت و به هم شئون خودش نگاه بكند متوجه شئون مختلف خودش باشد نه اينكه سر غذا فكر كند من هستم و همين بدن يعني بداند من هستم و اين روح هم هست. شئون ديگري هم هست و به احترام آن شئون و آن نفس كم غذا بخورد چون وقتي زياد خورد باز ميدارد يعني حق شئون ديگر خورده ميشود و ظلم ميشود در حق شئون ديگر و صحت را طولانيتر خواهد كرد پايدار دارندهترست براي صحت.
"كثرت الكل تغفر": تغفر يعني بوي بد بدن را راه مياندازد بوي بد زير بغل را ايجاد ميكند يعني بدن انسان بوي بد ميدهد وقتي غذا زياد ميخورد. پرخوري باعث ميشود شخص بدنش بوي بد ميگيرد.
"لايجتمع الصحة والينهم"، نهم يعني پرخوري. پرخوري و سلامتي باهم جمع نميشوند. يعني شخص نميتواند بگويد من پر ميخورم و سلامت هستم. اين بايد منتظر بيماري باشد چه بسا اينطور نيست كه حالا ما بگوئيم شخص چند وقت است دارد پرخوري ميكند بدنش بيمار است نه بدنش سالم هست به هرحال اين بدن در دنيا اينگونه هست كه اين ظرفيت خاصي دارد در پيري به درد سر ميافتيد در آن طرف ظاهر ميشود يعني سهميهات را اينجا خوردي بايد در پيري محروميت بكشي چون سهم پيري را در جواني مصرف كردي سهم قند يا نمك را در جواني مصرف كردي. سهم شيريني و گوشت را در جواني مصرف كردي لذا وقتي خيليها كه پابه سن ميگذارند وقتي ميروند دكتر ممنوعيتهاي زيادي براي آنها هست چرا. چون پرخوري كردند زياده روي كردند در خوردن اين ماده خاص يا مواد ديگر. دكتر ميگويد گوشت قرمز از اين به بعد نخور يا از اين به بعد شيرينيجات ممنوع. غذاي بينمك. نان بينمك چرا چون قبلاً اينها را مصرف كردي. چون قبلاً اسراف كردي حالا بايد بكشاندت در اعتدال نگوئيد اين نفر حالا پرخوري ميكند و سلام هست بالاخره پرخوري نمود خودش را خواهد كرد معصومعليهالسلام اشتباه نميكند وقطعاً بهاين بيماري دچارخواهد شد.
"كم من اكلتها تمنع اكلت" ،ج 1 ص 119 ميزان الحكمه چه بسيارغذائي كه باز ميدارد انسان را از غذاهاي بسياري اين هم همان بحثي است كه عرض كردم در يك چيزي زياده روي ميكنيم بعداً براي شخص ممنوعيتهاي زيادي حاصل خواهد شد. فكر ميكني حالا كه جا داري اشتها هم داري و بخوري پيرو اشتها نبايد باشيم خوردن همان و محروميت بعداً همان هر كجا افراط هست ضربهاش را به انسان ميزند. يك نگاه انسان را اسير ميكند و همه شعور را ميبرد يك صوت اين لذت گوشي ميبينيد كه انسان بسياري از غذاها محروم خواهم كرد البته اين ضرب دارد بايد ضربهايش را عرض كنم يعني شكلهاهاي مختلف دارد. يعني محدود به همينكه عرض كردم نميشود. خوب يك چند جملهاي را هم در رابطه با ماه رجب بپردازيم.
ما در طبيعت اوقاتي را داريم كه براي رشد موجودات طبيعي و شكوفائي آنها مهم است مثلاً فصل بهار زمان شكوفائي است براي درختان و نباتات. آن موجودات از آن رگي كه قبلاً داشتند يعني زمستان حيات پيدا ميكنند. روح انسان هم همينطور هست يعني يك فصلها و زمانهائي را خداوند قرار داده كه در آن زمانها روح احياء ميشود يعني زمان زمان احياء روح است همانطور كه در فصل بهار كه فصل بصورت عام فصل احياء گياهان است اما ممكن است عواملي تاثير حيات بخش بهار را از يك گياه بگيرند. عواملي ديگر مثل نور كافي نباشد. غذاي كافي نباشد يا شرايط ديگر موجود نباشد. بهار براي آن گياه فايدهاي ندارد. در ايامي هم كه خداوندتباركوتعالي براي احياء روح انسان براي شكوفائي قواي انسان و استعدادهاي انسان قرار داده اگر انسان رعايت نكند يعني آن شرايط را تعميم نكند با اينكه فصل و زمان احياء هست اما شخص احياء نميشود. ماه رجب از آن ماههايي است كه ماه شكوفائي انسان است و اختصاص به خداوند دارد و منسوب به خداوند است. همانطوري كه ماه شعبان منسوب به نبي اكرم صلياللهعليهوآله هست و ماه مبارك رمضان منسوب به امت نبي اكرم صلياللهعليهوآله است .
به هرحال ايام الله است وبايد مراقب باشد انسان يعني زماني هست كه با عاليترين شئون انسان اين ايام سنخيت دارند و مناسبت دارند يعني همانطور كه اين بچه بهار كه ميآيد خيلي خوشحال است. چون ميداند بسياري از اين خواهشهايش. چون بچه در عالم خيال است بسياري از آنچه كه در عالم خيال ميطلبد در اين بهار و عيد نوروز تعميم ميشود و خوشحال است. يك گياه آمادگي دارد كانّهُ شادمان است از اينكه بهار آمده و احياء ميشود. سبز ميشود شكوفه ميدهد گل ميدهد. شئون عالي انسان شئوني كه به هرحال ويژه انسانيت انسان هستند آنها هم در اين ايام اگر شرايط ديگر حاصل شده باشد شادمان هستند و خوشحال هستند اين ولع خاصي دارند براي رسيدن به غذاي خودشان براي بهره برداري از اين ايام ولي خوب افرادي كه آن شرايط را تحصيل نكردند شادماني ندارند و آن نشاط را ندارند. آن شكوفائي را ندارند مثل افرادي كه ماه مبارك رمضان وقتي ميآيد نشاط ندارند بلكه ناراحت و عصباني هستند با اينكه بايد خوشحال باشند كه به ضيافت ميروند اما ميبينيد كه غمگين هستند و برعكس وقتي از ماه رمضان خارج ميشوند شاد هستند در حالي كه بايد ناراحت باشند اين براي اين هست كه اين شخص شرايط كافي و لازم را ندارد. شئون انساناش آن استعداد را ندارند كه از زمان خودشان بهرهبرداري كنند. از آن يومالله بهرهبرداري لذا برايشان فرقي نميكند رجب بيايد با محرم فرقي نميكند ماه مبارك رمضان بيايد با ربيع فرقي نميكند يا جمادي فرقي نميكند. هيچ فرقي برايشان نميكند. زمستان بيايند برايشان با تابستان فرقي نميكند چون زمستان داريم كه بهار مومن است به اين دليل كه شبهاي طولاني دارد و در اين شبها انسان ميتواند استفادههاي زيادي كند از شبهاي زمستان. به هرحال بهار مومن است زمستان چون مشغله روز كمتر ميشود و فراقت شب زيادتر هست از اين فراقتها هست كه شخص ميتواند استفادههاي انساني و خوب ببرد ولي بعضيها از اين ناراحت هستند آنهاي كه مخصوصاً قوه خيالشان قوي هست خيلي از تابستان خوششان ميياد چون روزهاي بلند دارد و شبهاي كوتاه چون اينقدر ناخود غلبه دارد بر آنها از خود وحشت دارند كه تنها باشند خود وحشت دارد به خودش بپردازد روز مظهر كثرت هست و شب مظهر وحدت و اينها كه اهل وحدت نيستند يعني عاشق كثرت هستند و از وحدت وحشت دارند نميپسندند اينها عاشق تابستان هستند چون در تابستان مجبور نميشوند اين چند دقيقهاي هم به خودشان مشغول بشوند و با خودشان تنها باشند روز اينقدر مشغله درست ميكنند كه يك موقع هم به خودشان متوجه نشوند مثلاً ميآورد طبيعت روز كه بلند شد مشغله هم زياده ميشود و كثرت هم زياد ميشود اين رشته سر دراز دارد كه الان جاي بحث آن نيست. ماه رجب ماه بسيار عزيز و گرامي هست كه بايد قدر آن را بدانيم. سفارش زيادي شده درباره اين شهر اين ماه و حد اين ماه. توجيه ميكنم دوستان را به اين مطالعه اجمالي داشته باشند. نسبت به اعمال ماه رجب. مخصوصاً امشب كه شب بسيار مهمي است كه يكي از چهار شب ماه مثال است. امشب را حتماً رعايت بكند. يكي دوتا عمل دارد كه من آن مهمها را عرض ميكنم و براي وقت خود يك برنامه خوب براي كل اين ماه قرار بدهيد و انتخاب ذكرها مناسب كارتان، شغلتان، وقتتان، زندگيتان. مرحوم ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي اين كتابي دارند بنام اعمال السنه يعني اعمال سال سفارش ميكنم دوستان حتماً يكي از اين كتابها را با ترجمه فارسي بگيرند چون اين كتاب عربي هست. كه مرحوم علامه طباطبائي اين تعريضي به اين كتاب زدهاند. حالا همه دستوراتش در واقع همه خوراكهائي كه دارد و سفارش كردن نميتوانيم تجويز كنيم و براي همه خوردني نيست. هر كس هر مقدار كه ميداند ميتواند بخورد استفاده كند ازاين كتاب. به جاهاي ديگر هم لطمه نزند به واجبات و كار و زن بچه لطمه نزند از كارش كوتاهي نكند دچار حق الناس نشود مردم را و ديگران را درحقشان كوتاهي نكند هر چقدر ميتواند از اين كتاب بهرهبرداري كند.
مرحوم آقاي تبريزيرحمةاللهعليه ميفرمايد كهاين شهرمحل عظيمي از شرافت را دارد و از اصحاب شرافت آن اين است كه از ماههاي حرام است يعني حرمت دارد و حريمدار هست. و اسلام هم وقتي كه آمد اين حرمت را براي آنها قائل بود يكي از موسمهاي دعاست و در زمان جاهليت به دعا معروف بوده حتي اعراب جاهليت هم منتظر رجب بودند كه در رجب دعا كنند و مستجاب بشود. شب اول آن يكي از چهار شب مهم سال است كه تاكيد شده در آن شبها انسان احياء باشد. احياء يعني احياء خودت، احياء روح خودت يعني زنده كند آن را به عبادت. چند خصوصيت دارد يكي از آنها اين است كه خداوندتباركوتعالي در اين ماه. در روايت آمده كه يك فرشتهاي را درآسمان هفتم قرار ميدهد اين فرشته يك سره اهل زمين را خطاب ميكند به رعايت ماه رجب.
ميفرمايد از مهمات مراقبات. مراقبات يعني اين چيزي كه سخت حواست بهش باشد و ازش مواظبت كني و توجه كه ما در اين اين ماه داريم اين است كه توجه كنيم كه اول تا آخرش و متوجه اين فرشته باشيم كه بهش ميگويند ملك داعيسلاماللهعليه اين ملك و فرشته ندا ميكند: خوش بحال اهل ذكر كساني كه ياد خداوند را ميكنند. خوش بحال كساني كه مطيع هستند. بعد فرشته ميگويد كه خداوند ميفرمايد كه: (يعني پيام خداوند را به ما ميگويد و چقدر جالب و مهم است كه ما توجه كنيم به اينكه اين فرشته ما را دارد خطاب ميكند و به ما دارد ميگويد و هركس بايد فكر كند كه الان مورد خطاب فرشته هست و بايد فكر ميكند براي جواب دادن به اين فرشته) ميفرمايد كه من همنشين كسي هستم كه بامن همنشيني كند حالا همنشيني خداكي هست ذاكرالله يعني كسي كه ذكرخداراميگويد همنشين خداست حضرت اميرالمومنينعليهالسلام ميفرمايد اين را. يعني در محضر خدا است مطيع كسي هستم كه مطيع من باشد. چقدر بايد فكر كنيم راجع همين كلمه كه من مطيع كسي هستم كه مطيع من باشد. و ميبخشم كس را كه از من بخواهد كه من او را ببخشم شهر شهر مناست و بنده بنده من و رحمت رحمت من است و هركس در اين ماه من را بخواند اجابت ميكنم او را. هركس كه از من بخواهد عطا ميكنم به او هركس از من هدايت بخواهد او را هدايت ميكنم بسيار عالي است و دقيقاً معناي رجب را آنطور كه عرض كردم كه فصل شكوفائي انسان هست در اين قطعه بيان ميكند. اين ماه را طنابي بين خودم و بندهام قرار دادهام كه هركس بگيرد اين طناب را وصل ميشود به من بعد خود مرحوم آميز جواد آقا يك كلمات جانسوزي دارد بعد از اينكه اين حديث را نقل ميكند. حسرت بر ما كه چقدر در محضرخدا قصور كرديم و كوتاهي كرديم و تقصير كرديم. كجا هستند شاكرها. كجا هستند سعي كنندگان. كجا هستند عقلائي كه بيايند قدرداني كنند از اين ندائي كه دارد ميشود به آنها و شكر اين نعت را بجا بياورند. خداوند و رب العالمين فرستد به دنبال انسان. و يك نفر را موظف ميكند كه انسان را صدا بكند. ملكي از شب تا صبح صدا كند. دقت كنيد اين اعتبار نيست اين حقيقت است. ملكي واقعاً صدا ميكند و خوشا به حال كسي كه بشنود اين صدا را و توجه كند به اين ندا. كجايند عقلا و اهل عقل بيايند وتقدبيروتشكركنند از خداوند كه اين همچنين ندائي براي آنها قرار داده و متذكر بشوند. چي شده كه هيچ كس توجه نميكند به اين ندائي كه من دارم ميكنم افراد را. كو عقلا. كو سعي كنندگان. كوشاكرين. كه بيايند قدر بدانند اين ندا راه و باز من ندا ميكنم كجايند آن عارفيني كه ميدانند شكر اين نعمت از هيچ كس ممكن نيست. شكر اين كه خداوند اين ماه را برايش قرار داده كه از آن بهره برداري كند در قيامت از بس كه تمهم است اهل رجب را ندا ميكنند به اينكه اين الرجيبون كجا هستند اهل رجب. كجا هستند آن معترفين و مقربيني كه بيايند اعتراف كند به اينكه نميتوانند اين كار را كنند شكر كنند و تقدير كنند از اين لطف خداوند سبحان بيايند و اجابت كنند آن منادي را. پس بگويند لبيك. كه سلام و صلوات بر تو اي منادي كه از جانب خداي خليل و جميل آمدي. ندا بدهند اين فرشتهها و بگويند كه: يعني اينها (اينها يعني خودمان. ما بندههاي معصيتكار كه پست و طغيانگر هستيم و در گرو بند اسارت شهوات و لذتها هستيم و غفلتها ما را اسير كرده است.) تو اي ملك داري كساني را صدا ميكند كه مردهاند و اجابت نميكنند تو را. چون اگركسي زنده باشد و آن شان خودش زنده باشد و مطابقت كند با اين فصل و با اين ماه. ملكي هم ازجانب خداوند بيايد او خيلي شادمان ميشود شكر ميكند و تشكر ميكند اين مال اين هست كه ما سنخيت نداريم با اين نداها علاقهاي به اين نداها نداريم. عملاً ميگوئيم اگر به لفظ هم نگوئيم: اي بابا اين هم وقت گير آورده و دارد ما را صدا ميكند. او يك ماه تمام در گوش ما ميخواند و ما هيچ اجابتي نميكنيم و ميگوئيم كه ما بيكار نيستيم كه وقت بگذاريم براي اين كار و بيائيم آنجا اين قلبها مردهاند و ميت هستند. براي امشب چند تا اعمال هست يكي براي مغرب 20 ركعت نماز ذكر شد در اينجا كه در هر ركعت صد قل هوا... احد (10 تا 2 ركعتي ....). قال رسولالله صلياللهعليهوآله: آيا ميدانيد ثواب آن چقدر هست در روايت بعدي ميفرمايد 2 ركعت كه در ركعت اول صدر و الم نشرح 1 مرتبه و توحيد 3 مرتبه و در ركعت دوم صد اين مرتبه الم نشرح يك مرتبه توحيد 1 مرتبه و معوذتين يعني ناس و فلق بعد از نماز30 مرتبه تحليل بخواند يعني لااله الاالله بخواند و3 مرتبه صلوات بفرستد بر محمد و آلش بعد روزه فردا خيلي سفارش شده است. اگر كسي در رجب روزه بگيرد طبق روايات وارده شده ايمن هست از عذاب قبر. انشاءالله خداوند به حق مولود دين در اين ماه و بحق نبي اكرمصلياللهعليهوآله كه مبعث آن حضرت است در اين ماه همه را موفق كند بتوانيم بهرهبرداري خوبي از اين ماه بكنيم. والحمدلله ربالعالمين