بسم الله الرحمن الرحيم
از اين جلسه مستقيماً به سراغ خود موضوع ولايت مي رويم ولايت را عرض كرديم كه يك ارتباط دو طرفه است بين دو چيز، معنايش قرب است نزديكي است از ماده ولي گرفته شده ولي به معناي قرب و نزديكي، اين قرب و نزديكي مي خواهد چه در امور مادي باشد چه بخواهد در امور معنوي باشد در استعمالات روزمره ما از اين ماده زياد استفاده مي كنيم دو تا چيزي كه پشت سر هم هستند يا چند چيزي كه پشت سرهم هستند قرار دارند و با هم يك نحوه ارتباطي را دارند بينشان مي گوييم چه هست؟ بينشان موالات است يا توالي است، باز از همين ماده است يعني اموري كه پشت سر هم قرار دارند يكي پس از ديگري مي آيد و با همديگر هم نزديكي و ارتباط دارند حتماً اين مسئله ارتباط را در نظر داشته باشيد بين اينها توالي است و موالات است، بين چند تا چيز يا مثلاً لفظ متوالي به كار ببريم مي گوييم اينها متوالياً چه هستند؟ اين امور با هم ارتباط دارند و پشت سرهم هستند كه عرض كردم هم مي تواند در امور مادي باشد هم مي تواند در امور معنوي باشد اين ارتباط و كلمه ارتباط عرض كردم كه حتماً بايد باشد نحوه از اين قرب و نزديكي بين اين دو شي كه متوالياً قرار دارند بينشان ولاء است توالي است موالات است يا چند شي بايد در اينها يك تاثير و تاثر وجود داشته باشد تاثير و تاثر يعني اين اصل ولايت است در ولايت چه است؟ اين تاثير و تاثر وجود دارد اگر دو طرفه باشد تاثير و تاثر يعني گاهي وقتها ارتباطات تاثير و تاثر ارتباطاتي است كه به اصطلاح دو طرفه است گاهي وقتها يك طرفه است گاهي وقتها نزديك يك چيزي است و تاثير مي گذارد و گاهي اوقات هم نه، آن چيز هم متقابلاً نزديك اوست و تاثير مي گذارد مي گوييم اين ولي آن است آن هم ولي چه است؟ اولي ولي دومي و دومي ولي اولي است گاهي وقتها نه اين چنين نيست گاهي وقتها اين ارتباط يك طرفه است، يك طرفه است يعني چه؟ يعني تاثير روي آن مي گذارد ولي آن نمي تواند تاثير روي اين بگذارد اولي تاثير روي دومي مي گذارد ولي دومي نمي تواند تاثير روي اولي بگذارد يعني ارتباط وجود دارد اما اين تاثير يك تاثير يك طرفه وجود دارد در اين صورت بهش مي گويند اولي ولي دومي است اما دومي چه هست؟ ولي نمي تواند باشد، مولاعليه هستش يعني اوني كه قبول ولايت مي كند، ولايت بر آن صورت مي گيرد در مورد استعمال هم همانطور كه قبلاً توضيح داديم در يك بحثمان در مورد ولايت خداوند تبارك و تعالي داشتيم در مورد استعمال گاهي وقتها اگر اين ولايت را به معناي يك رابطه قرب و نزديكي دو طرفه باشد كه تاثير و تاثر دو طرفه است و با تنوين كسر به كار مي برد مي گويد ولايت، مي گويند بين اين دوتا چه هست؟ ولايت، دو نفر با هم دوست مي شوند و نزديك مي شوند به هم آن موقع در اين نظام دوستي روي هم تاثير مي گذارند مي گويند بين اينها ولايت است ها؟ بين اين دو نفر ولايت است. اما اگر يك طرفه باشد از نظر استعمال كلمه با فتحه به كار مي برند مي گويند وَلايت است، وَلايت است يعني يك نفر ولي ديگري است آن ديگري اين ولايت را قبول مي كند و مي پذيرد عبارتند از چه مُوَلاعَلَيه اصلش ولي در استعمال به اين دومي هم ولي گفته مي شود اصلاً ما به اهل بيت مي گوييم شما ولي ما هستيد، ما هم چه هستيم؟ ولي شما هستيم. ما هم ولي شما هستيم بله پس اين هم از تلفظ كلمه ولايت، پس در اولي كه دو طرفه است ما به كسر مي گوييم كه دو طرفه است در دومي كه طرف ولي است، ولي هست يعني چه هستش؟ يعني احاطه دارد تاثير يك طرفه است در واقع مي گوييم چه؟ مي گوييم وقتي اين ماده را كه تاثير يك طرفه داشته باشد در الفاظ خودمان چه جوري به كار مي بريم مي گوييم والي، طرف والي اون است، ها، والي است، والي است يعني چه؟ يعني يك كسي والي است احاطه دارد ديگري چه است؟ اين ولايت را مي پذيرد يك نفر والي است يا ولي است اوني كه مي پذيرد چه هست؟ مُوَلا عَلَيه است كه اين را هم بافتحه به كار مي برند بله، البته قبلاً هم توضيح داديم كه فرقي نمي كند زياد، چه وِلايت چه وَلايت به معناي نزديكي به كار مي برند و آن توضيحي كه مرحوم علامه طباطبايي توضيح داده بود به اصطلاح گفتيم، گفتيم كه به اصطلاح چه وِلايت بگيريم چه وَلايت بگيريم اين همان نزديكي است به طوريكه اين نزديكي باعث يك نوع تاثير و تاثر خاص مي شود درمعناي مختلفي هم به كار رفته و معناي گوناگوني دارد متني كه ايشان دارد كه قبلاً خواندم ازشان، يك مطلب ديگري مي خوانم در ترجمه الميزان صفحه 60 مي فرمايد: ولايت يك نوع خاصي از نزديكي چيزي به چيز ديگر است، به طوريكه همين ولايت باعث شده كه موانع و پرده ها از بين آن دو چيز برداشته شود، بتوانند با هم ارتباط برقرار كنند. البته نه همه موانع آن هدفي كه مغرض از ولايت است غرض از ولايت يعني چه؟ ما انواع ولايتها را داريم يك نوع وايت به معناي دوستي است يك نوع ولايت به معناي سرپرستي است معاني مختلفي دارد. يك بار ولايت به معناي نُصرَت هست غرض از ولايت چه؟ دوستي، آقا غرض از ولايت چه؟ نصرت و ياوري، غرض از ولايت چه؟ سرپرستي هرچه كه مي خواهد باشد وقتي كلمه ولايت را به كار مي بريم يعني مانع سرپرستي از بين رفته مانع دوستي بينشان نيست مانع نصرت بينشان نيست منظورشان اين است به طوري كه همين ولايت باعث شده كه موانع و پرده ها بين آن دو چيز برداشته شود البته نه همه موانع بلكه موانع آن هدفي كه غرض از ولايت رسيدن به آن هدف است، حالا اگر آن هدف تقوا و پيروزي باشد ولي در چنين هدفي همان ناصر و ياوري است كه هيچ مانع او را از نصرت شخصي كه به او نزديك شده و نسبت به او ولايت دارد، نِعمَن مولا و نِعمَن نصير يعني مولا و ناصري است، انه خير الناصر و مُعين ولي است، در مشكلات مي گوييم چه؟ مي گوييم ولي ما خداست يعني چه كار مي كند؟ كمكمان مي كند پشتيباني مي كند يعني ولي ما خداست يعني چه؟ يعني مانعي از كمك به ما از طرف خدا وجود ندارد و اگر از جهت التيام و آشتي و معاشرت و صحبت خلاصه جوش خوردن دلها به يكديگر باشد در اين صورت ولي معناي محبوب را مي دهد و محبوب كه آدمي نمي تواند نفس خود را از دوست داشتن و رام شدن در برابر خواسته او جلوگيري كند يعني مانعي از دوست داشتن او وجود ندارد يعني نمي تواني دوستش نداشته باشي نمي تواني نخواهي مثل خداوند خدا از اين جهت هم ولي ماست، يعني محبوب ماست ولايت را به معناي چه گرفتيم؟ دوستي نمي توانيم دوستش نداشته باشيم حتي كفار هم دوستش دارند مي فرمايد والذين آمنوا اَشَّدُ حُبَّ الله مؤمنين حبشان شديدتر است ولي غير مؤمنين هم محبت خدا را در دل دارند محبوبي كه آدمي نمي تواند نفس خود را از دوست داشتن او و رام شدن در برابر خواسته او جلوگيري كند و قطعاً در برابر خواسته او مطيع مي شود مثلاً دوستش دارد ولي اين دوست داشتن در برابر چه است كرنش مي كند و مطيع مي شود و اگر از جهت خويشاوندي باشد كلمه ولي به معناي كسي خواهد بود كه از طرف مقابل خود ارث مي برد مي گوييم كه از ولي خودش ارث مي برد كساني كه ما يك رابطه خوني داريم و مي توانيم چكار كنيم؟ اين از اين ارث مي برد مثلاً پسر از پدر ارث مي برد دختر از والدين ارث مي برد يعني اينها ولي هستند ولي به معناي چه؟ به معناي خويش، خويشي كه مانع از ارث بردن نمي تواند باشد وجود ندارد پس چيزي نمي تواند مانع از ارث بردن او شود و اگر از جهت اطاعت و دستور باشد يعني همان سرپرستي، ولي به معناي كسي خواهد بود كه نسبت به شخص مقابل خود امر و نهي مي كند و طبق دلخواه خود دستور مي دهد، اين رابهش مي گويند چه؟ ولي، پس ولي معنايش مشخص شد در معناي مختلف به كار مي رود ولي به هر حال در هر معني به كار رود دو تا چيز اصل است يكي اينكه حائل و حجابي از غرض ولايت نيست در هر معني كه از ولايت برده شود و يكي اينكه چه هستش؟ تاثير است، ارتباط وجود دارد، قرب وجود دارد در واقع يعني قرب است و به خاطر اين قرب چه هست؟ تاثير و تاثر وجود دارد خوب نظر راغب را هم آن روز خوانديم برايتان گفتيم ولايت، راغب مي گويند چه؟ ويلايت به معني ياري كردن است و وَلايت يعني به معناي صاحب اختياري است يعني همان اختيار چه؟ چند طرف؟ يك طرفه و گفته شده كه هر دو به يك معني هستند و حقيقت آن همان صاحب اختياري است بعد ايشان فرمود چه؟ مرحوم علامه(ره) فرمود: ولايت عبارت است از يك نحو قربي كه باعث و مجوز نوع خاصي از تصرف و مالكيت تدبير شود يك نوع خاصي مي تواند چه كار كند ولي؟ در مولاعليه خود تاثير بگذارد در مورد خداوند كه اينجا نتيجه اي را كه ما گرفتيم اين بود گفتيم كه ولايت در مورد خدا با كدام معناست؟ با اين معناست كه او مالك همه موجودات و انسان هست و لذا اختياردار انسان مي باشد و فقط اوست كه حق تدبير و تصرف در امور انسان را دارد بنابراين ولايت اخص از ربوبيت و از شاخه هاي ربوبيت است خوب و هيچ كس جز خدا ولي نمي تواندباشد يك صلوات ختم بفرماييد. توضيحي درباره ولايت مادي و معنوي عرض كنم بعد مي رويم سراغ تقسيم بندي ولايت، انواع ولايتها را خدمتتان انشاالله عرض مي كنم. در ولايت مادي، يعني اشياء با هم طوري ارتباط داشته باشند كه چه باشد؟ كه يكي بلافاصله پس از ديگري قرار گيرد و با هم چه داشته باشند؟ يك ارتباط داشته باشند تا بتوانند چه كنند؟ روي همديگر تاثير بگذارند يا حتي تاثير يك طرفه باشد در معنويت يعني در ولايت معنوي عبارت است از يك نحوه قرب مي گويند ولاء محبت و ولاء نصرت اين را ذهنتان داشته باشيد چون مرحوم مطهري(ره) در كتاب شريفي كه دارند به نام ولاها و ولايتها توصيه مي كنم كه حتماً اين كتاب را مطالعه بفرماييد يك مقاله هست در واقع كه شما مي توانيد با يك ساعت وقت مطالعه بفرماييد كتاب ارزشمندي هست در آنجا تقسيم بندي كه ايشان مي كنند مي فرمايند كه ولا به چندين قسمت تقسيم مي شوند يك تقسيم بندي خاصي دارند ايشان، اين ولاء را از ولايت انسانها شروع مي كند ايشان، ايشان كاري با اشياء و اينجور چيزها ندارند. از ولايت انسانها شروع مي كنند و بعد يك ولايت خاصي هم ايشان ذكر مي كنند بعداً ولاء به اصطلاح قرب، ولاء بين انسان و خدا را ذكر مي كنند كه آن هم مربوط به اولياي خدا هست كه ما در طول تقسيم بندي كه مي كنيم مي آوريم خدمتتان عرض مي كنيم بعضي از بزرگان ديگر مثل حضرت آية الله جوادي آملي ايشان هم در كتاب ولايت در قرآنشان كتاب بسيار شريفي هست آنجا هم يك تقسيم بندي در مورد ولايت كردند كه تقسيم بندي خوبي است كه حالا شايد آن را هم عرض كرديم، اما تقسيم بندي كه ما مي كنيم يك تقسيم بندي كاملتري است نسبت به همه اين چيزهايي كه ذكر شده كه با همانها هم اتحاد دارد به يك نحوي يك احاطه اي بر آنها دارد شسته و رفته تر است يك ولاء كه آنجا ذكر مي كند مرحوم مطهري ولاء نصرت و محبت است مي گويند انسانها بايد ولائشان ولايتي كه دارند با افراد خاص محبت داشته باشند و ياري كنند اما اين در يك قاعده خاصي انجام مي شود حالا فعلاً ما كاري با آن نداريم ما فعلاً مي خواهيم اين ولاء را كه ولايت نصرت و محبت است را مثال بزنيم به عنوان نمونه اي از معنوي ولايت و در مورد فقط انسان هم به كار نمي بريم در مورد خداوند تبارك و تعالي انسان و خدا هم به كار مي بريم. ولاء نصرت و محبت يك كاربرد معنوي ولايت هست كاري با اشياء مادي نداريم كاربرد معنوي ولايت عبارت است از اينكه دو چيز طوري به هم نزديك باشند كه در اثر اين نزديكي بتوانند به همديگر كمك كنند و در اثر اين كمكشان بينشان چه ايجاد شود؟ محبت ايجاد شود، كه اين هم در مورد انسانهاست كه اين دو تا انسان به همديگر نزديك مي شوند و در اثر اين نزديكي به همديگر كمك مي كنند و محبتشان هم به دل همديگر مي افتد كه حالا ما آن جنبه هاي بسيار خوبي را كه مقام مطهري در آن كتاب گفته اند را خدمتتان به موقع خودش عرض خواهم كرد. ولي در مورد انسان و خدا هم مي تواند باشد يعني مي تواند ولايت به اين معنا، معناي محبت و نصرت هم بين انسان باشد هم بين خدا، يعني دو انسان مي توانند به هم نزديك شوند يا چند انسان به هم كمك كنند و بعد به هم محبت داشته باشند يا خدا مي تواند همين جور باشد انسان و خدا نزديك باشند انسان و خدا به هم ديگر يعني انسان به خدا نزديك باشد كه حالا بعد توضيح خواهم داد و بعد چه شود اين؟ يك طرفه است اين، خدا كه به همه موجودات چه هست؟ نزديك، خداوند نزديك است و هيچ موجودي از خدا دور نيست انسان به خدا به نحوي نزديك باشد كه بعد توضيح بدهيم كه معني اين قرب يعني چه و بعد چه كار بكند؟ قرب ويژه اي است ولايت ويژه اي است بعد مورد به اصطلاح نصرت قرار بگيرد انسان هم مي تواند خدا را ياري بكند اين روابط مي تواند دو طرفه باشد و يك طرفه هم هست دو طرفه چه؟ ان تنصرالله ينصركم و يثبت...... خدا را كمك مي كنيم بعد هم خداوند شما را كمك مي كند ان تنصرالله ينصركم يك رابطه دو طرفه است خدا را ياري كنيد تا خداوند شما را چكار بكند؟ ياري كند و شما را ثابت قدم بدارد پس آنچه كه باعث نصرت همديگر مي شود و محبت مي شود چه هست؟ عبارت است از يك امر يك قرب و نزديكي يعني آن قرب و نزديكي است كه يعني چه به تعبير مرحوم علامه؟ آن نبودن حائل و مانع است كه باعث مي شود دو شي بتوانند با هم چه رابطه اي داشته باشند، رابطه نصرت و رابطه چه داشته باشند؟ محبت به همديگر داشته باشند حب در امور معنوي همانطور كه برايتان مثال زدم مي تواند اين قرب و ايجاد رابطه محبت، نصرت و محبت هم دو طرفه باشد و هم يك طرفه باشد دو طرفه اش مثل چه؟ مثل رابطه انسانها كه مي توانند به همديگر نزديك شوند و بعد به اصطلاح به همديگر كمك بكنند، همديگر را دوست داشته باشند، بين رابطه انسان و خدا هم به يك نحوي مي شود كه به اصطلاح مثال زدم، خداوند از يك طرف به همه موجودات نزديك است چرا؟ چون همه موجودات مخلوق او هستند و معلول او هستند علت هميشه احاطه وجودي به چه دارد به معلول دارد، خداوند نزديك است به همه چيز نزديك است و نحن اقرب اليه من حبل الوريد ما از رگ انسان هم به انسان نزديك هستيم، انسان چه بتواند كافر باشد چه بتواند مؤمن باشد، خدا نزديكتر از هر شي به خود آن شي است در واقع احاطه قيومي است يعني هر شي طوري نزديك است به خدا كه قائم به خداست يعني اگر نازي كند يارم فرو ريزد قالبها، مثل چه؟ مثل رابطه شما با صورت ذهنيتان رابطه شما با صورت ذهنيتان چقدر نزديك است از شما به خود شما، صورت ذهني شما قائم به شماست درسته؟ شما علت آن هستيد و اين قرب است چه مي خواهد صورت ذهني بد باشد چه بخواهد صورت ذهني خوب باشد، با اين ديدگاه هم مؤمن نزديك خداست و هم كافر نزديك خداست، هم شيطان نزديك به خداست همه نزديك به خدا هستند اما يك معناي ديگري داريم از ولايت به معناي قرب و نزديكي هست، اين فقط مخصوص كساني است كه يك سلسله اعمال ويژه انجام مي دهند و آنها هم به خدا نزديك مي شوند، خدا به مؤمن نزديك است به كافر نزديك است به شيطان نزديك است اما از آن طرف نزديكي فقط مخصوص كي است فقط مخصوص مؤمن است شخص مؤمن، يعني شخص مؤمن است كه مي تواند به خدا نزديك شود كافر دور است شيطان دور است خدا نزديك است به او ولي آنها به خدا نزديك نيستند قربي به خدا ندارند مؤمن كارها، اعمال و عباداتي انجام مي دهند و خودش را تسليم دين خدا مي كند نزديك مي شود به خداوند تبارك و تعالي، خب مي رويم سراغ تقسيم بندي ولايت، ولايت را گفتيم كه در موردبحثمان اول از ولايت خداوند تبارك و تعالي شروع مي كنيم ولايت كه بين، ولايت خداوند بر موجودات به دو قسمت تقسيم مي شود يك ولايت تكويني و ديگري ولايت تشريحي، ولايت تكويني كه همان ربوبيت خداوند تبارك و تعالي است كه مفصل در موردش در بحث ربوبيت خداوند مفصل توضيح داديم، حالا شما حتماً يادداشت كرديد و حضور ذهن هم نسبت به آن داريد آنهايي كه يادداشت نكردند يا حضور ذهن همندارند به بحث ربوبيت مراجعه فرمايند كه خداوند رب و مالك و مدبر همه موجودات است و همه موجودات به سوي او چه هستند؟ او معبود و معشوق همه موجودات است و همه موجودات فقر ذاتي به او دارند و به سمت او در حركت هستند در اين قسم ولايت هم به اصطلاح شيطان تحت ولايت خداوند است از ولايت خداوند خارج نمي شود و مخلوق او هست هم انسانهاي كافر هستند و هم انسانهاي مؤمن هستند هم ساير اشياء عالم هستند فرقي نمي كند همه اينها تحت ولايت خداوند هستند كه اين را جناب آقاي آية الله آملي در كتاب تحت عنوان .لايت عام، ولايت تشريحي داريم ولايت تشريحي يعني چه؟ يعني خداوند براي انسان از اين جهت كه ولايت عام خداوند به همه موجودات نزديك هست چون چه است علت آنهاست خالق آنهاست مالك و مدبر آنهاست سراغ ولايت تشريحي كه مي آييم خداوند مي خواهد موجودات هم به او نزديك باشند آنها نزديك به موجودات است موجودات هم نزديك به انسان باشند قرب ذاتي پيدا كنند چون در مورد خداوند مكان مطرح نيست وقتي مي خواهد موجودات به او نزديك شوند نه اينكه مسافتي را طي كنند يعني ذاتشان و وجودشان طوري شود كه به خداوند نزديك شود شبيه خداوند تبارك و تعالي شوند لذا شرع را براي ما چه كار كرد؟ دين را فرستاده براي ما توسط انبياء در اين ولايت تشريحي كه دين را براي ما مي فرستد انسانها به دو قسمت تقسيم مي شوند قسم سومي وجود ندارد يا مؤمن هستند يا چه هستند؟ كافر هستند يا مؤمن هستند و يا كافر هستند، خب كفار از اين جهت نمي توانند به خدا نزديك شوند چون زير بار تشريح و زير بار دين نمي روند به خدا نزديك نمي توانند بشوند لذا مي آيند و مي روند تحت ولايت كي؟ تحت ولايت يكي از موجودات خدا همان شيطان مؤمنين از آن جهت كه تبعيت مي كنند تحت ولايت خود خدا قرار مي گيرند به سمت خدا نزديك مي شوند در مورد اين آيه بعداً مفصل صحبت خواهيم كرد الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور والذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات درست شد هم تقسيم بندي ولايت را مي كند هم انواع ولايت را مي گويد هم نتيجه ولايت را مي گويد اينكه مي گويد خدا ولي مؤمنين است يكي ممكن است بگويد خدا ولي كفار هم است مگر فقط ولي مؤمنين هست خدا ولي شيطان هم هست بله كذلك نولي بعض الظالمين بعضا خدا مي گويد ما اينگونه ولايت مي كنيم بعضي از ظالمين را ولي بعضي از ظالمين قرار مي دهيم تحت ولايت ما بعضي از ظالمين تحت ولايت بعضي ديگر از ظالمين قرار مي گيرند اگر كسي مثل صدام مي آيد بالا و بر عراق حاكم مي شود يكي مثل كيلينتون مي شود رئيس جمهور آمريكا همه اينها تحت ولايت ما صورت مي گيرد ما خودمان اين ولايت آن ولايت ويژه نيست شيطان تحت ولايت هست كافران تحت ولايت هستند همه موجودات تحت ولايت خدا هستند پس چرا مي گويد الله ولي الذين آمنوا فقط مي گوييم نه آنجايي كه مي گوييم اينها تحت ولايت هستند تحت ولايت عام است ولايت تكويني است اما در ولايت تشريحي يعني ولايت خاص از اين ور آمده اند گفته اند كه موجود تقسيم شده به كثير واحد از اينور هم ادعاي اين فصل اين هست كه چه؟ هر جا شما موجود ديديد واحد است كثيري در كار نيست بعد ايشان جواب مي دهد و مي گويد نه آقاجان ما اينكه اين را مي گوييم ما واحد را دو تا اعتبار برايش قائليم با دو معنا با دو ديدگاه نسبت به واحد داريم يكجا واحد را آنجا در نظر مي گيريم كه شامل كثير هم مي شود يكجا واحد را هم در نظر مي گيريم كه در ولايت خاص فقط مؤمنين نزديك مي شوند لذا اين ولايت را بهش مي گوييم چه؟ ولايت خاص، كه حضرت آية الله جوادي آملي اين را بهش مي گويند ولايت خاص يعني ولايت مؤمنين فقط، الله ولي الذين آمنوا اين ولايت خاص است ولايت ويژه است كفار چه؟ كفار تحت ولايت طاغوت هستند تحت ولايت شيطان هستند در اين ميان يك ولايت اخص هم داريم در ميان اين مؤمنين كساني هستند كه خداوند همه مؤمنين را به خودش نزديك مي كند راه را براي كسي كه ايمان مي آورد به خاطر اينكه ايمان به خدا آورده و قبول دين خدا و انجام دستورات خداوند تبارك و تعالي به خدا نزديك مي شود اما در ميان اين مؤمنين كساني هستند كه سبقت مي گيرند از اينها سبقت مي گيرند از ديگران و تحت يك هدايت ويژه و يك ولايت ويژه قرار مي گيرند كه به اينها مي گويند چه؟ اولياء الله يعني مي گويند مثلاً فلاني ولي الله است ها؟ مي گويند بابا اين آقا جز اولياء خدا است اين جز اولياء خدا است يعني چه؟ يعني تحت ولايت اخص خدا قرار دارند همه مؤمنين همه مؤمنين جز اولياء خدا هستند اما اين در مؤمنين مي گوييم اين شخص جز اولياء الله است مرحوم علامه طباطبايي از اولياي خدا بوده امام خميني از اولياي خدا بوده از اولياي خدا بودند يعني چه؟ يعني غير از اينكه مؤمن بودند به خاطر سبقتي كه داشته اند به خاطر ميزان اطاعتي كه نسبت به خداوند تبارك و تعالي داشتند تحت تربيت خاص قرار مي گيرند و بهشان مي گويند ولي خدا، دقت فرموديد ولي خدا. پس طبق اين تقسيم بندي كه ما كرديم هم تكليف همه موجودات مشخص مي شود هم تكليف انسان، شيطان، مؤمن، كافر هم تكليف انسانها مشخص شد و هم تكليف غير انسانها مشخص شد، هم تكليف مؤمنين مشخص شد و هم تكليف غير مؤمنين مشخص شد. تقسيم بندي كه مرحوم علامه با اين توضيحي كه خدمتتان دادم وقتي براي مطالعه به سراغ كتاب مرحوم علامه مطهري(ره) برويد ديگر راحت تر هستيد در اين تقسيم بندي ايشان تقسيم بندي كه مي خواهد بكند دارد ولايت بين انسانها را بيان مي كند كه يك مؤمن بايد چه ولايتهايي را بپذيرد و چه ولايتهايي را نپذيرد از ولاء منفي شروع مي كنند ايشان مي گويند ما ولاء مثبت داريم و ولاء منفي داريم ولاء منفي يعني ولايت چه كساني را قبول نكنيم به چه معنا ولايت را از اينجا مي گيرند؟ به معناي نصرت و محبت و به معناي سرپرستي هر دو بعد مي گويند ولايت مثبت يعني چه؟ يعني با چه كساني نزديك باشيم و سرپرستي آنها را قبول كنيم يا نزديك شويم به هر دو معنا اين ولاء منفي را مي گذاريم كنار ولاء مثبت را ايشان تقسيم مي كنند. ولاء اثبات عام ـ ولاء اثبات خاص اينها را هم ذكر مي كنند و وقتي ذكر كردند مي آيند سراغ ولاء قرب، ولاء قرب يعني ولاء اولياي خدا را هم در آخر ايشان ذكر مي كنند خب اين آن تقسيم بندي است كه در كتاب ولاء ها و ولايتها هست با توضيحي كه من دادم مي توانيد برويد سراغش حتماً مطالعه كنيد كه بسيار كتاب خوبي است در عين حال كه مختصر است كتاب جامعي است و مطالب خوبي دارد پس تكليف ما در اين بحث ولايت چه هست؟ اين است كه ما در مورد همه اقسام اين ولايتها مي خواهيم صحبت كنيم براي شما در كلاس ولايت يعني چه؟ يعني ولايت خداوند بر همه موجودات را اول برايتان بگوييم كه در بحث ربوبيت توضيح داديم و مفصل بيان شد بعد بايد ولايت معناي چه را بگيريم؟ تشريح را بگيريم كه ولايت مؤمنين را بگيريم ولايت كفار را هم توضيح دهيم بعد انواع تقسيم بندي كه مرحوم علامه مطهري (ره) فرمودند آن را هم خدمتتان عرض مي كنيم همه شان را ولاء منفي، ولاء مثبت، ولاء عام، ولاء خاص، اينها را هم خدمتتان عرض بكنيم در پايان هم انشاالله به حول قوه الهي اگر رسيديم عمري بود خداوند اجازه داد توفيق داد ولاء اولياي خدا را هم خدمتتان عرض مي كنيم. چون آن در واقع يك بحث كاملاً جدايي است عرفاني است ولاء اولياي خدا كه مقدمات علمي اش را در كدام درس بهتان گفتيم؟ ولاء اولياي خدا را مقدمات عرفاني را در معرفت نفس براي شما مفصل توضيح داديم كه حالا باز برسيم توضيح ديگري را هم در اين زمينه خواهيم داد خب يك صلوات ختم بفرماييد از اينجا به بعد براهين مختلفي را از قرآن ذكر مي كنيم البته ما بحثهاي مربوط به خداوند تبارك و تعالي كه لنگه ولايت بود در رابطه با انسان گفتيم ولايت يك رابطه اضافي است كه يك طرفش خدا يك كسي بايد ولي باشد و يك كسي هم بايد چه؟ قبول ولايت بكند در رابطه با انسان و خدا انسان را معرفي كرديم خصوصياتش را گفتيم خداوند تبارك و تعالي را معرفي كرديم در خود قرآن با معرفي خودش معرفي كرده آنچه را كه خودش معرفي كرده در قرآن تا يك حدودي به صورت اجمالي و كلي معرفي شده و تقريباً به دست دوستان آمده كه خداوند چرا حقش ولايت است چرا حقش چه هست؟ ولايت است يعني او فقط مي تواند ولي باشد والله ـ هو الولي خدا فقط اوست ولي ولي ديگري موجود نيست ولايت اولاً و به ذات حق كي است؟ حق با او ـ يعني اويي كه بايد ولي موجودات باشد خداوند تبارك و تعالي است مفصل در اين رابطه صحبت كرديم اما از آن جهت كه مي خواهيم بحث خيلي از ذهن دور نباشد از بحثهاي گذشته از جلسه آينده انشاالله براهين قرآني اختصاص به خداوند تبارك و تعالي را توضيح مي دهيم خدمتتان چون در مباحث سياسي اين اهميت فوق العاده زيادي خواهد داشت براي ما همچنين در مباحث عرفاني و همچنين در مباحث ولايت خاص در همه زمينه ها در واقع لازم است كه يك بار ديگر اين را مرور كنيم كه منشأ ولايت چه هست؟ و اولاً و بذات ولايت از كجا ناشي مي شود تا با يك ديدگاه روشن و قوي و مستدللي جلو برويم براهين ولايت را اثبات ولايت را كه ولايت فقط و فقط ويژه خداوند هست و انشاالله به سراغ بقيه بحثهايي كه خدمتتان عرض كرديم عناوين ولايتي كه خدمتتان عرض كرديم دونه دونه مي رويم به سراغش چه ولايتهاي به اصطلاح تقسيم بندي كه مرحوم علامه مطهري تقسيم بندي خوبي است ولايت امامت، ولايت در مسائل ديني، ولايت زمامت در مسائل سياسي كه ائمه ولي سياسي ما هستند ولايت فقيه و مسائلي از اين قبيل كه انشاالله خواهيم گفت.
والحدلله صلوات