اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. بحثمان درباره این بود که انسانها دارای علاوه بر حس و خیال و وهم و عقل قوهای دارند به نام فوق عقل یا فوق تجرد که باعث پیشرفت انسان امید در زندگی او حرکت تکاپو و تلاش همیشگی اوست.@ او به هیچ وجه با داشتن این قوه که قوه بینهایتطلب هست متوقف در کسب هیچ یک از کمالات نمیشود و دائماً در حال کسب کمالات بالاتر و تولید کمالات بیشتر هست چون بینهایتطلب هست حد یقف هم ندارد.@ عاشق کمال مطلق و کمال بینهایت هست که گفتیم مصداق کمال مطلق و بینهایت یک چیز بیشتر نیست و آن الله هست انسان چه بداند و چه نداند عاشق الله هست یعنی کمال بینهایت کمال مطلق و کمال مطلق و بینهایت هم یکی بیشتر نیست چون اگر بینهایت دو تا یا چند تا باشد دیگر بینهایت نیست محدود هست.@ وقتی میگوییم عاشق کمال بینهایت زیبایی است غیر از عشق به کمال بینهایت علم یا قدرت یا حیات ابدی یا زیبایی نیست بلکه همه اینها یکی هستند نمیشود که ما چند کمال مطلق و بینهایت چند وجود مطلق و بینهایت داشته باشیم.@ چون اگر چند تا باشند و قابل تفکیک و تمایز باشند همه محدود میشوند وقتی محدود شدند مخلوق میشوند دیگر کمال بینهایت و نامحدود و مطلق نمیتوانند باشند بنابراین کمال مطلق یکی بیش نیست و همه کمالات را با هم یکجا دارد.@ بحث در سر این هست که چرا انسان عاشق کمال مطلق هست یعنی چرا انسان اینگونه آفریده شده که عاشق کمال مطلق هست و روح بینهایتطلب دارد در مکانیزم او چه چیزی وجود دارد در ساختار وجودی او چه چیزی وجود دارد که او را عاشق الله میکند و حقیقت لا اله الا الله در مورد انسان تحقق پیدا میکند.@ اینکه چندین بار در قرآن تذکر داده میشود که حواستان جمع باشد که دنبال معشوق دیگری جز الله نروید به خاطر این هست که انسان این بُعدش اصلیترین بُعد وجودش هست یعنی وقتی به ما میگوید(لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ) با الله دنبال اله دیگری نباشید(لا اِلهَ اِلاّ هُو) جز او معشوقی ندارید الهی ندارید.@ این خبر از یک امر در ساختار انسان میدهد میگوید ای انسانها مواظب باشید که دل شما قلب شما جز با کمال مطلق جز با کمال بینهایت خوشبخت نمیشود آرام نمیشود این همان عبارت دیگر آیه شریفه(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) هست.@ الا یعنی حواستان باشد آگاه باشید بدانید که فقط به یاد کمال مطلق و بینهایت دلهای بینهایت شما آرام میشود دلهای بینهایتطلب شما با یاد الله که کمال مطلق هست آرام میشود یعنی چیزی غیر از الله نمیتواند شما را آرام بکند این علتش چیست که چرا انسان یک همچین چیزی را دارد.@ این را باید برگردیم به ساختار وجودی خلقت، انسان در ساختار وجودیش سه مرحله حیات دارد یک مرحله قبل از دنیا یک مرحله دنیا و یک مرحله بعد از دنیا، ما قبل از اینکه به این دنیا بیاییم حیات داشتیم که اینها در جایگاه خودش اثبات شده.@ در سالهای گذشته هم اینجا مفصل در این باره صحبت کردیم که ما وقتی میگوییم معاد داریم معاد یعنی بازگشت بازگشت فرع بر رفت است الان من به شما بگویم شما چه موقع به خانتان برمیگردید سؤال درست است چون از خانتان به مسجد آمدید اما اگر بگویم شما چه موقع به شمال برمیگردید غلط است چون از آنجا نیامدید.@ پس وقتی میگوییم ما برگشت داریم بازگشت داریم یعنی از جایی آمدیم و به همانجا برمیگردیم پس چه کسی معتقد به معاد به معنای حقیقی میتواند باشد واقعاً چه کسی میتواند معتقد باشد کسی که قبول داشته باشد قبلاً پیش خدا بوده قبلاً با خدا بوده پیش خدا بوده و بعد به زمین آمده(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما برمیگردیم.@ (إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ) (إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً) (إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ) همه بازگشت است هیچ وقت رفت نداریم ما در قرآن و روایات رفتن پیش خدا نداریم بازگشت است پس ما قبلاً آنجا بودیم.@ لذا علی(ع) میفرماید خدا رحمت میکند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست به کجا میرود رحمت خدا شامل کسی میشود که بفهمد قبلاً کجا بوده الان کجا هست و بعد به کجا میرود ما قبلاً با یک روح همه ما وجود داشتیم این در داستان آغاز خلقت، خداوند یک حقیقت کامل از خودش را خلق میکند که فرقی با خود خدا ندارد جز این که خدا خالق است و او مخلوق است.@ غیر از جنبه مخلوقیت که ذات داشتن هست خداوند ذات دارد و او ذات ندارد وابسته به خداست جلوه خداست عین اتصال و ارتباط با خداست ولی در بقیه صفات الهی همه آن صفات را دارد یک نسخه از خودش را خداوند تبارک و تعالی تجلی میکند که این نسخه اسمش حقیقت محمدیه(ص) هست یا مَثَل اعلی عالیترین نمونه.@ در قرآن داریم(لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى) یعنی خدا عالیترین نمونه را دارد عالیترین نمونه از خودش را عالیترین نمونه از خدا کیست؟ فرمود(أَوَّلُ ما خَلَقَ الله نوری) پیامبر فرمود اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من بود.@ پس آن حقیقت و نور پیامبر و نور اهل بیت(ع) اولین چیزی هست که از خداوند صادر میشود اولین جلوه خداوند هست آن جلوه هست که در همه انسانها دمیده میشود پس ما قبلاً در جایگاهی بعد از خدا بالاتر از ملائکه با یک روح واحد وجود داشتیم حضور داشتیم.@ و آن روح واحد هست که هر وقت در زمین نطفهای تشکیل میشود به آن نطفه تعلق میگیرد و زمینه بوجود آمدن یک انسان با آن قابلیت بزرگ را ایجاد میکند و یک انسانی به دنیا میاید که میتواند همه خصوصیات الله را تمام اسماء و صفات الهی را داشته باشد و مظهر همه اسماء و صفات خداوند تبارک و تعالی باشد.@ این در نهاد همه انسانها هست چون ذات ما اینگونه هست از اول بنابراین هیچ انسانی پیدا نمیشود که عاشق آن وطن خودش عاشق اصل خودش و ریشه خودش نباشد وطن اصل و ریشه چیزی هست که همیشه انسان به آن گرایش دارد پیامبر فرمود(اَنَا وَ عَلیٌّ اَبَوا هذه الاُمَّۀ) من و علی پدران این امت هستیم.@ خداوند حقیقت پیامبر و اهل بیت را اول خلق میکند و بعد سایر موجودات را از این انوار طیبه خلق میکند که در کتاب شریف کافی توضیحات مفصل احادیث مفصلی در این زمینه آمده.@ انسان هم اینطوری است که مجبول هست ذاتیش این هست که اصل خودش و ریشه خودش را دوست داشته باشد جبلی او ذات او اقتضا میکند که وطن خودش را دوست داشته باشد شما الان میگویید پدر و مادر هر کس پدر مادر خودش را دوست دارد چون اصل انسان هستند ریشه انسان هستند.@ شما در کتاب لغت که نگاه کنید میبینید نوشته الاَب یعنی الاصل مادر هم همینطوری الاُم یعنی الاصل میگوییم مسجد مادر پایگاه مادر دستگاه مادر سازمان مادر، چرا مادر میگوییم یعنی چی؟ یعنی اصل ریشه است.@ انسان به اصل خودش علاقه دارد مثل این که شما فرض بفرمایید که به محله خودتان علاقه خاصی دارید در بین محلههایی که در اینجا قرار دارد یا به مسجد خودتان یک علاقه دیگری دارید به کوچه خودتان به پدر مادر خودتان به شهر خودتان.@ میگوییم آقا شما اصلتان کجایی است مثلاً میگوید ما اصلمان تبریزی است آدم علاقه دارد اصل خودش، اصل ما مثلاً آذربایجان است علاقه دارد به کشورتان علاقه دارید اصلتان هست آن چیزی که اصل ما هست انسان ذاتاً به آن گرایش و علاقه دارد.@ پس انسانها عاشق اصل خودشان و ریشه خودشان الله هستند و آن حقیقتی که از الله در ما دمیده شده همان حقیقت محمدیه(ص) که در همه ما هست بنابراین حب خدا و حب اهل بیت(ع) ذاتی همه انسانها هست.@ ولی بعضیها این آگاهی را ندارند که امام فرمود رییس جمهور آمریکا هم عاشق خداست اگر میدانست واقعاً به جای اینکه در دنیا دنبال کمال مطلق بگردد بینهایتطلبی خودش را بخواهد با جنایت با غارت ارضاء بکند میفهمید فقط الله آرامبخش دل اوست دیگر این همه جنایت صورت نمیگرفت.@ خیلی از انسانها نمیدانند اصلشان چیست حقیقتشان چیست باید اینها بفهمند وقتی فهمیدند اصل و ریشهشان چیست از کجا آمدند دیگر با هم دعوا ندارند امام باقر(ع) فرمودند اگر انسانها میدانستند از کجا آمدند دیگر با هم اختلافی هم نداشتند سر دنیا سر محدوده دنیا دعوا نمیکردند.@ انسان چون نمیداند اصلش بینهایت است در این دنیا فقط فکر میکند همین دنیا هست همین جا میخواهد بیشتر سهم بیشتری بگیرد در این سهمخواهی با هم دعوایشان میشود جنگ راه میافتد اختلاف راه میافتد قهر راه میافتد کشتار راه میافتد حسادت راه میافتد.@ ولی اگر کسی بداند که اینجا اصل من نیست اینجا وطن من نیست من وطنم بینهاست است اصلم الله است و پدر حقیقی من محمد و آل محمد(ع) هستند و من یک حقیقت آسمانی و یک خانواده آسمانی دارم آنوقت دیگر خیلی آرام میشود انسان دنیا را خیلی سخت نمیگیرد دنیایش به شیرینی و شادی و آرامش میگذرد و منتظر هست که به اصل خودش برگردد.@ کاری میکند که خوب برگردد به اصل خودش شاد برگردد آماده برگردد به اصل و ریشه خودش، دیگر اینقدر اینجا غصه دنیا را نمیخورد که خودش را بدبخت بکند و بیچاره بکند و محدود بکند چون وقتی که انسان برای دنیا غصه میخورد یعنی اصلش را یادش رفته وطنش یادش رفته کیست کجاست.@ فکر میکند دنیا همه چیزش هست مینشیند برای آن غصه میخورد و فکر میکند اگر دنیا را از دست بدهد همه چیز را از دست داده لذا پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که به دنیا گریه میکند یک آدمی که اینقدر بدبخت و بیچاره است که برای دنیا گریه میکند این داخل جهنم میشود.@ چرا داخل جهنم میشود؟ چون دنیا را اصل خودش میداند ریشه خودش میداند و دیگر آخرت را کاملاً فراموش میکند یک کسی که یاد آخرت هست یاد بهشتش هست یاد بالاتر از بهشت هم خدا برای انسان قرار داده هست دیگر هیچ وقت در دنیا عصبانی نیست.@ بداخلاق نیست حسود نیست کینه ندارد دعوایی نیست زودرنج و حساس نیست دیگر ضرورتی ندارد اینطوری باشد خودش را خیلی بزرگتر از دنیا میداند که بخواهد برای دنیا ناراحت بشود عصبانی بشود گریه بکند غصه بخورد خیلی بزرگتر از این حرفها میداند دیگر اصلاً غصه و ناراحتی ندارد.@ چون میگوید من مال اینجا نیستم اینجا اصلاً وطن من نیست یک محدوده رحمی محدودی هست که چند وقتی اینجا هستم و بعد هم(وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ) قرآن میگوید شما بهرهمندی کوچک و یک توقف کوتاهی در دنیا دارید برمیگردید سر جای خودتان و اصل و ریشه خودتان.@ یک کسی که این را میفهمد دیگر دعوا و اختلاف هم با آدمهای دیگر ندارد سر دنیا هم اختلاف نمیکند اگر کسی هم چیزی به او بگوید ناراحت نمیشود اینکه علی(ع) میگوید در کوچه به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر هستند هوشیار است حضرت به قول خودش زیرکی دارد.@ میداند که نباید برای دنیا عصبانی بشود میداند که نباید برای دنیا غصه بخورد حالا بعضیها اگر یک کسی هم راجع به آنها حرفی نزده باشند یا فکر بدی نکرده باشند هی میگویند نه تو منظور داشتی هی میخواهند دعوا راه بیندازند بدبین هستند.@ همهاش دوست دارند در خانه مثلاً بگوید نه تو این کار را کردی منظور داشتی تو میخواستی به من اینطوری بگویی تو میخواستی من را ضایع بکنی همهاش در خانه دعوا و درگیری آنهایی که همهاش اینطوری هستند اینها آدمهایی هستند که فشار قبر خیلی زیادی دارند چون همهاش دعوا و درگیری راه بیندازند.@ یک کسی که از وجودش هر کس میخواهد ببیند قبرش فشار دارد یا نه ببیند دعوا و درگیری دارد با کسی در دنیا یا نه آرامش دارد یا همهاش اضطراب دارد ببیند چقدر با دیگران برخوردش شاد است آرام است اگر میبیند که همهاش منشأ اختلاف میشود.@ حرفهایش دعوا درست میکند کارهایش مشکل درست میکند یکسره تشنجی هست یا زودرنج است حساس است زود عصبانی میشود زود به او برمیخورد همه چیز قهر میکند مغرور است آدم متکبری هست این فشار قبر خیلی زیادی دارد.@ اما اگر نه این چیزها را نداشته باشد معلوم است خیلی آرام است قبرش هم خیلی آرام و شاد هست قبرش هم قبر خوبی هست پس این خیلی مهم است که انسان بداند از کجا آمده دیگر اینقدر دعوا و اختلاف با دیگران نمیکند خیلی نمیپیچد در دنیا اینقدر که به قدری که آرامشش بهم بخورد.@ با دنیا به قدری ارتباط برقرار میکند که اموراتش بگذرد اینقدر در دنیا نمیرود دل بدهد به دنیا و مظاهر دنیا که اگر یک موقعی هم از او گرفته شد یا به او نرسید بخواهد پژمرده بشود و غصه بخورد این اصل خیلی مهم هست.@ پس علت اینکه ما بینهایتطلبیم چیست؟ این هست که ما دارای آن روح هستیم یعنی همان روح پیامبر که بینهایت هست جلوه بینهایت خداست همه ما آن روح بینهایت در وجود ما هست و برای همین هم ما بینهایتطلبیم هیچ وقت با فرهنگ زمین نمیتوانیم کنار بیاییم.@ فرهنگ زمین فرهنگ محدودیت است و ما با این فرهنگ نمیتوانیم کنار بیاییم همیشه بینهایت را میخواهیم اما نباید فکر کنیم که در زمین میتوانیم این بینهایت را گیر بیاوریم برای همین خداوند در همین زمین هم خودش را به ما داده.@ پیامبران را فرستاده کتاب آسمانی فرستاده و میگوید هیچ کس جز خدا مواظب باشید شما را آرام نمیکند الکی دنبال آرامش در دنیا نگردید فکر نکنید با پولی با همسری با خانهای با مقامی با شهرتی با قدرتی شما دلتان آرام میشود.@ شما نگاه کنید آنهایی که پولدار هستند فشارخونشان همیشه بالاتر است آنهایی که امکانات بیشتری دارند شب راحت خوابشان نمیبرد نمیتوانند راحت بگیرند بخوابند همهاش اضطراب آنهایی که مقام دارند اینطوری هستند.@ همیشه غصه میخورند که آیا رأی میاورند یا رأی نمیاورند این مقام میماند این مقام نمیماند میبینید همیشه یکسره شب تا صبح اینها اضطراب دارند آرامش ندارند ولی یک کسی که نه پیوند خورده از اول با اصل خودش با ریشه خودش میبینید که خیلی هم آرام است اصلاً اینطور چیزها برایش مهم نیست اگر هم برود به عنوان وظیفه میرود.@ حالا وقتی گفتیم ما چهار بخشمان هست تحت بخش فوق عقل بخش حسی و خیالی و وهمی و بخش عقلی اینها اگر با مدیریت فوق عقل انجام بشود کلیه این چهار کار عبادت است.@ اگر کارهای غذا خوردن ما ازدواج کردن ما کار کردن ما تفریح ما شادی ما خنده ما کوه رفتن ما پارک رفتن ما مهمانی رفتن ما انتخابات شرکت کردن مسئولیت قبول کردن اینها برای خدا باشد برای رسیدن به خدا برای بخش فوق عقل باشد همه اینها عبادت میشود.@ مؤمن خوابش هم عبادت است چون هیچ وقت برای دنیا کار نمیکند واقعاً برای خدا کار میکند هدفش از اینکه بخواهد یک جا مسئولیتی را بگیرد واقعاً این نیست که بخواهد دنیاداری بکند یا پُزش را بدهد ارضاء حس قدرتطلبی یا علو خودش نیست.@ بلکه برای چی این کار را میخواهد بکند اگر رییس میشود یک جا یا خودش را داوطلب میکند برای اینکه خدمت بیشتری به دین خدا بکند زمینه ظهور امام زمان را فراهم بکند و برای الله دین الله کار میکند.@ (الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ) قرآن میگوید آنهایی که قدرت میگیرند مردان الهی وقتی که در زمین قدرت دستشان میاید چند کار میکنند اینکه بسط نماز میدهند عدالت اقتصادی برای مردم میاورند دنبال زکات هستند امر به معروف و نهی از منکر.@ یعنی در سایه مدیریتی اینها دین و تقوا رواج پیدا میکند اگر کسی رئیس شد و در سایه مدیریتیش دین و تقوا رواج پیدا نکرد معلوم است این مدیریت مدیریت الهی نیست هر جا انسان به مدیریت میرسد ازدواج کرد شوهر شد ازدواج کرد زن یک خانواده شد زن به یک نحو مدیریت دارد مرد به یک نحو مدیریت دارد.@ باید آن بچهها و محیط خانواده محیط الهی باشد اگر محیط جهنم ماهواره فیلمهای مبتذل اینترنت معصیت چیزهای دیگر باشد معلوم است این مدیریت مدیریت الهی نیست از مجموعهاش بچههای آلوده محیط آلوده و فضای آلوده در میاید معلوم است که این مدیریت مدیریت بدرد بخوری نیست.@ پس توجه داشته باشید وقتی میگوییم این بخش بخش الهی است این بخش بخش حیوانی است این بخش بخش عقلانی است نه اینکه اینها مقدس نیستند یا اینکه ارزش ندارند خیلی ارزش دارند به شرطی که در اختیار بخش فوق عقل، اخلاق انسان را بسازند حرمت انسان رعایت بشود.@ چرا روزهدار خوابش عبادت است؟ خوابیدن که کار حیوانی است ولی چرا عبادت است؟ چون این در استخدام شب بیداری مؤمن هست برای اینکه با خدا انس بیشتری پیدا بکند غذا خوردنش هم عبادت است راه رفتنش هم عبادت است کارش هم جهاد فی سبیل الله است.@ چون این کاری که دارد میکند که یک لقمه حلال بدست بیاورد نه لقمه آلوده و حرام یک لقمه حلال بدست بیاورد یک عبادت محسوب میشود و در استخدام و اختیار بخش فوق عقلانیش است پس این کارهای دنیایی کارهای بدی نیستند به شرطی که در اختیار بخش فوق عقلانی باشد که ما را به سمت خدا میبرد.@ علم هم همینطور این را خیلی دقت کنید خواهش میکنم علم چطوری است علم هم همینطوری است علم اگر در استخدام عالم دانشمند کسی که میرود درس میخواند درسش او را به خدا نزدیک بکند این درس نور است.@ اما اگر نه این درس انسان را به خودش مشغول بکند انسان بخواهد با مدرکش پُز بدهد قیافه برای دیگران بگیرد غرور داشته باشد تکبر داشته باشد که من الان دانشجو هستم الان لیسانس گرفتم فوق لیسانس هستم دکتر هستم استاد هستم حواسش به خودش باشد.@ حواسش به الله نباشد مردم را کوچک ببیند آنهایی که این سوادها را ندارند این تحصیلات را ندارند آنها را ریز ببیند آنها را پایین ببیند این میشود(اَلعِلمَ هُوَ حِجابُ الاَکبر) علم همان حجاب اکبر میشود اما اگر نه این علم کمک بکند به اینکه انسان انسانها را دوست داشته باشد.@ آنها را خواهر برادران حقیقی خودش و آسمانی خودش بداند خادم آنها باشد آنها به سمت الله بکشاند(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) توصیه به حق بکند آنها را توصیه به صبر بکند آنها را به سمت الله دعوت بکند به سمت بهشت ببرد این علم علم خوبی هم هست اشکالی ندارد.@ اینکه در دنیا الان علم بدرد نمیخورد برای چیست چرا علم هر چقدر پیشرفت کرده بشر بدبختتر شده؟ برای اینکه علم امروز اول از این بر اساس شناخت بخش فوق عقلانی و ابدی انسان نیست اصلاً آن بخش را به رسمیت نمیشناسد و فقط این سه بخش را میشناسد.@ اگر هوش را هم میشناسد هوش را در استخدام بخش حیوانی گرفته برای همین شما هر جا علم بیشتر پیشرفت کرده بدبختی جنگ قتل آدمکشی خودکشی زندان، شما در آمریکا نگاه کنید 14 میلیارد دلار در سال فقط مردمش مواد ضد افسردگی مصرف میکنند داروهای ضد افسردگی مصرف میکنند.@ اگر قرار بشود علم هر جا رفته در دنیا الان این وضعیت هست الان بیش از هر زمان دیگر در دنیا ما پیشرفت علمی داریم و بیش از هر زمان دیگری نابرابری فقر جنگ قتل طلاق گرسنگی وجود دارد چون این علم در استخدام بخش حیوانی هست در اختیار بخش فوق عقلانی ما نیست در اختیار بخش الهی ما نیست.@ وقتی یک دانشجو میرود دانشگاه به جای اینکه الهیتر بشود طبیعتگراتر میشود روحش خرابتر میشود از خدا دورتر میشود معلوم میشود که آن محیط دانشگاه آن تحصیلات در استخدام حیوانیت قرار میگیرد.@ اما یک کسی رفت دانشگاه الهیتر شد به خدا نزدیکتر شد به امام زمان نزدیکتر شد به آسمان نزدیکتر شد این علم نور میشود پس علم هم خنثی است یا در استخدام بخش حیوانی است یا در استخدام بخش الهی است بخش فوق عقلانی.@ باید ببینید یک کسی که تحصیلات میکند دانشگاه میرود حوزه میرود درس حوزه و دانشگاه را برای چی میخواهد بعضیها حوزه میروند بعضیها دانشگاه میروند درس حوزه و دانشگاه را برای بخش حیوانی بکار میگیرند این درسشان به درد نمیخورد طلبگیشان هم به درد نمیخورد عالم دنیازده میشود دکتر مهندس دنیازده.@ یک کسی نه این درس را میخواند برای بخش الهیش روزبهروز معنویتش انسش با خدا صفات انسانیش اخلاقیش بیشتر میشود بنابراین این علم بدرد میخورد و نور هست برای این شخص پس انشاء الله این قوانین و روابط انسانشناسی فراموشتان نشود.@ حالا این انسانی که آن روح را داشته یعنی روح حقیقت پیامبر را داشته نور پیامبر نور اهل بیت در همه وجودش هست حالا میخواهد این مسیر را برگردد برود این مسیر برگشت خودش مراحلی دارد در مسیر بازگشت یک مرحله که در دنیا هست الان در دنیا آمده.@ یک مرحله وفات دارد وفات هم همان انتقال هست به عالمی که از آنجا آمده یعنی عالم ملکوت عالم برزخ از آنجا آمده ما با وفات وارد عالم برزخ میشویم عالم ملکوت میشویم که بینهایت از اینجا بزرگتر زیباتر کاملتر باشکوهتر پیشرفتهتر شیرینتر هست.@ خیلی عالم بسیار بزرگی هست یک اسم دیگری هم دارد که به آن عالم قبر میگویند قبر منظور همین گور خاکی که جنازه را میگذارند نیست ما اینجا نمیرویم اینجا فقط جسم میرود در حالی که ما روی سنگ قبر نمینویسیم مرگ مینویسیم وفات وفات یعنی چی؟ انتقال کامل.@ یا همانطور که عزیرمان فرمودند تولد ما متولد میشویم به عالم برزخ با همان بدنی که همیشه داریم بدن برزخ بدن برزخی شما الان هم هست خداوند مخصوصاً بدن برزخی را همین الان هم به ما داده شبها که میخوابید یا یک موقع در کار چرت میزنید.@ دیدید در آن لحظه که چرت میزنید بدن مادهات را که ول میکنی میبینی آن بدن را داری با آن بدن همه کاری هم میکنی پس انسان چند تا بدن با هم دارد یک بدن مادی دارد و یک بدن برزخی دارد این بدن همیشه همراه ما هست.@ اما چرا ما الان درکش نمیکنیم؟ چون الان همه توجه ما در عالم خارج به عالم دنیاست وقتی توجه ما از دنیا قطع بشود میبینیم که آن بدن را داریم پیدایش میکنیم کافی است شما شب بروید در رختخواب بخوابید وقتی بدنتان را ول میکنید میبینید که آن بدن را دارید با آن اینطرف و آنطرف هم میتوانید بروید.@ خداوند این را برای ما گذاشته به عنوان یک آیه در قرآن میفرماید این یک آیه و نشانه است برای اینکه شما بدانید وفات یعنی چی برزخ یعنی چی ملکوت یعنی چی شما خیلی راحت وارد ملکوت و برزخ با خواب میشوید.@ این را هیچ کس نمیتواند بگوید من ندیدم و ندارم و انکارش هم بتواند بکند خداوند این را گذاشته که اگر کسی خواست کافر باشد انکار بکند خدا به او بگوید پس این چه بود آن حالتهایی که در قبر در خواب داری به بدن مادیت هم اثر میگذارد یک دفعه با آن بدن میروی یک جایی میترسی صبح بلند میشوی میبینی که بدنت تبخال زده.@ یک جا میترسی بلند میشوی میبینی بدنت پر از عرق شده و حرارت گرفته پس ببینید این را خدا گذاشته برای اینکه ما بدانیم ما یک عالم برزخ داریم ما وارد عالم برزخ میشویم آنجا هم سؤالاتی را باید جواب بدهیم سؤالات سؤالات کتبی و شفاهی نیست.@ سؤال یعنی اینکه ما آنجا عالم از ما میخواهد ذاتش از ما میخواهد که ما خودمان را آماده آنجا بکنیم برای زندگی در آنجا کما اینکه از رحم مادر وقتی بچه به دنیا میاید قاعده یادتان نرفته که گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ بچه وقتی به دنیا میاید از او سؤال میکنند یا نمیکنند؟ از او سؤال میکند دنیا سؤال تکوینی است میگوید چشم آوردی دست آوردی پا آوردی شفاهی نیست فرشتهها هم سؤال میکنند فرشته یعنی چی؟ یعنی قوای عالم، قوههای عالم را فرشته میگویند دست آوردی پا آورد چشم آوردی گوش آوردی دستگاه تنفس آوردی قلب آوردی از او سؤال میشود.@ اگر نداشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ اذیت میشود در همین جایی که جای اذیت نیست او چون این دستگاه را ندارد اذیت میشود این را سؤال میگویند سؤال یعنی این عالم طلب میکند الان عالم دنیا طلب چشم میکند یا نمیکند؟ چشم را میطلبد یا نه؟.@ در رحم نمیطلبد بچه چشم داشته باشد یا نداشته باشد رحم از او نمیطلبد گوش نمیطلبد در رحم مادر طلبی نیست سؤالی نیست سؤال یعنی طلب درخواست سؤال نمیکند میگوید اصلاً اینجا گوش نمیخواهی چشم نمیخواهی اگر میخواهی تهیه بکن برای مرحله بعدی آنجا از تو سؤال میکنند.@ سؤال میکنند یعنی چی؟ یعنی نیاز داری یعنی از تو طلب میکنند عالم دنیا خودش طلب میکند اگر تو چشم نداشته باشی دیگر نمیتوانی با طول موج اینجا ارتباط برقرار بکنی گوش نداشته باشی نمیتوانی با فرکانس ارتباط برقرار بکنی فک بینی، بینی نداشته باشی نمیتوانی با بوهای اینجا ارتباط برقرار بکنی دست و پا نداشته باشی همینطور.@ ببینید سیستم اینجا با سیستم رحم کاملاً فرق میکند یک سیستم بینهایت پیشرفتهتر بزرگتر کاملتر از سیستم رحم است طلبش هم یک چیز دیگر است شما وقتی وارد برزخ میشوید برزخ هم یک سیستمی است بینهایت از اینجا قشنگتر زیباتر بزرگتر کاملتر چیزهای دیگری میطلبد.@ میطلبد یعنی چی؟ یعنی نیاز هست این را سؤال میگویند سؤال میکنند از شما که تو اینجا با خودت چه چیزی آوردی اگر یک کسی خودش را برای برزخ آماده نکرده باشد وقتی از او سؤال میکنند چیزی ندارد بگوید نه اینکه بگویم آنجا فرشتهای نیست و نکیر و منکری نیست نه آنجا همه اینها هست.@ چون ما عقاید باید داشته باشیم اصول دین باید بلد باشیم بلد باشیم نه اینکه حفظی باشد یک کسی بگوید من حفظ میکنم بعضی از احمقها در گذشته میگفتند که ما اینها را حفظ میکنیم بعد آنجا میگوییم واقعاً اینطوری بودند یا میگفتند فلان عالم را که سواد دارد این را وقتی من مُردم با من دفنش کنید این به جای من به فرشتهها جواب بدهد.@ اینطوری فکر میکردند فکر میکردند آنجا اینقدر مسخره است که این را دفنش بکنید بیاید سؤالهای فرشتهها را این جواب بدهد نه فرشتهها هستند اما جواب وجودی است مثل بچهای که به دنیا میاید سؤال میکنند بچه باید با چه چیزی جواب بدهد؟ بچه با زبانش جواب میدهد یا نه؟ با وجودش جواب میدهد.@ قرآن میگوید ما دهانتان را روز قیامت میبندیم(الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ) زبان که آنجا کاری نمیکند(وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ) وجودتان باید آنجا جواب بدهد بدن برزخی آوردی یا نه بدن برزخی مناسب بردی آنجا برای آنجا میخواهی استفاده بکنی.@ ما نیاوردیم اصلاً روح مناسب آوردی روح پاک آوردی اینجا در بهشت باید استفاده بکنی اینجا نیاوردیم برای شرابهای اینجا برای دانشگاههای اینجا برای حوزههای اینجا آنجا هم دانشگاه داریم حوزه علمیه داریم درس داریم زندگی داریم همسر داریم کاخ داریم قصر داریم همه چیز آنجا هست.@ ولی بینهایت از اینجا زیباتر کاملتر بزرگتر و بهتر و شیرینتر هست باید برایش امکانات ببری میگوید در روح من چیزی نیست روح من پر از عصبانیت کینه یک عالم مار و عقرب و اژدها تا دلت بخواهد آوردم.@ کینه هست عصبانیت هست عقده حقارت هست دعوا و درگیری هست بداخلاقی هست اذیت و آزار هست نیش زدن هست تحقیر مردم هست از اینها زیاد آوردم وای وای خدا نکند انسان اینها را با خودش ببرد آنجا خیلی خطرناک است این خصوصیات در روح آدم باشد انسان با خودش گناه ببرد آنجا آلودگی ببرد.@ پس معنا را خوب دقت کنید معنای طلب دارم میگویم یعنی ما وارد برزخ میشویم برزخ یک سلسله شرائطی را دارد اگر یک کسی سالم متولد بشود آنجا خوب متولد بشود در برزخ امکانات قیامت را هم با خودش میبرد دارد از دنیا یک مقداری برده آنجا کاملترش میکنند.@ وقتی که از برزخ روز قیامت متولد به قیامت میشود آنجا هم یک رحم است از آن رحم دوباره میرویم به یک منطقه بالاتر عالم بالاتر عالم قیامت و آخرت کبری انسان وقتی آنجا وارد میشود آنجا هم میبیند که این آمادگی را با خودش دارد.@ آنجا هم 50 تا سؤال از انسان میکنند روز قیامت(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) 50 هزار سال است قرآن میفرماید خدا خلقش کرده همان خدایی که دنیا و الکترونها و اتمهایش را خلق کرده همان خدا هم آخرت را خلق کرده همان خدا که میگوید دنیا چنین و چنان است اتمها چنین و چنان است.@ آسمان و زمین و ابرها و بادها و این چیزها چنین و چنان هستند همان خدایی که همه چیز را خلق کرده همان هم آخرت را خلق کرده میگوید آخرت به زمان شما 50 هزار سال طول میکشد و 50 تا چیز از شما میطلبند که باید با خودتان آورده باشید.@ دیگر این شفاهی و کتبی نیست که بگویی من به ذهنم میسپارم آنجا اگر از من سؤال کردند(مَن رَبُّک) میگویم الله اینطوری نیست حافظهای نیست بلکه وجودی است یعنی باید با خودت الله را برده باشی.@ پیغمبرت کیست یعنی تو باید این عشق به پیغمبر تشبه به پیغمبر اخلاق محمدی(ص) این را با خودت برده باشی میگویند امامت کیست قرآن الان بعضیها هستند ماه رمضانش هم قرآن نمیخوانند چه برسد غیر ماه رمضان اصلاً نمیدانند قرآن چیست نه میفهمندش نه میخوانندش همین ممکن است از لفظش یک چیزی بشنوند اصلاً هیچ انسی ندارند.@ روزنامه میخواند مجله میخواند کارتون نگاه میکند فیلم سینمایی نگاه میکند سریال نگاه میکند کتاب میخواند درس دانشگاه میخواند رمان میخواند اما قرآن نمیخواند کتاب اصلی وجود خودش را کاتالوگ خلقت خودش را نمیخواند.@ کتاب راهنمای خلقت خودشان را بعضیها انس ندارند به خودشان چون از این بخش خودشان خبر ندارند یا فراری هم هستند اگر خبر داشته باشند میگویند ما اگر بخواهیم کار آخرتی و اینها را بکنیم دنیا را چکار بکنیم دنیا را از دست میدهیم لذت دنیا را چکار بکنیم.@ لذا مسجد هم نمیایند مخصوصاً مسجد نمیایند مخصوصاً عبادت نمیکنند مخصوصاً دور مقدسات را خط میکشند اگر یک زمانی مجبور بشوند ایراد میگیرند میگویند نگاه کن این آخوند اینطوری کرد این آیت الله اینطوری کرد این شیخ اینطوری کرد این حزب اللهی اینطوری کرد این بسیجی دارد هی بهانه میگیرد.@ در حالی که هیچ کار آخوند و عالم و حزب و الله و بسیجی به من ربطی ندارد من خودم و خدای خودم دارم حرکت میکنم به سمت الله چکار دارم این آخوند چکار میکند یک روحانی چکار کرده یک بسیجی چکار کرده یک مسجدی هیئتی چکار کرده.@ اینهایی که مرض دارند خودشان میخواهند گناه بکنند دوست ندارند بیایند به سمت معنویت هی میایستند از حزب اللهی ایراد میگیرند این چادری اینطوری کرده حالا چادر برای ما چه میشود آن یکی اینطوری کرده زن اینطوری کرد مرد اینطوری کرده بعد هم میگوید من اینطوری نیستم نمیخواهم باشم بهانه است.@ ما با مردم سروکار نداریم بدهکار با مردم نمیتوانیم خودمان را مقایسه بکنیم بلکه ما فقط با آخرت با بهشت با الله کار داریم با مردم چکار داریم مردم دلشان میخواهد جهنم بروند مگر هر کس میخواهد چاقو بزند در شکم خودش تو هم میروی میزنی در شکم خودت میگویی او این کار را کرد من هم این کار را میکنم.@ این بهانهگیری است اینهایی که از نظام ایراد میگیرند از ولی فقیه دنبال ایراد هستند از ولی فقیه بگیرند که گناه بکنند آدمهای مریض اینطوری هستند. اما این ایرادی که شما میگیرید از مراجع از روحانیت از ولی فقیه از نظام یا راست است یا دروغ است چه راست باشد چه دروغ به تو هیچ ربطی برای آخرتت ندارد.@ آخرت هست چه آنها باشند و چه نباشند چه آنها درست عمل بکنند چه درست عمل نکنند آخرت هست از تو هم جداگانه سؤال میکنند(وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً) روز قیامت هر کس فردی مورد سؤال قرار میگیرد.@ همانطور که هر بچهای از رحم مادر میاید به او میگویند دست داری میگوید برو بابا دست چیست آن یک قلویی هم که با هم بودیم آنجا دست نیاورده دست میخواهیم چکار اینطوری میگوید؟ دست نیاورده باشد تا آخر عمر گرفتار است چشم نیاورده باشد تا آخر عمر باید بدبختی بکشد.@ دنبال بهانهگیری از این و آن هستیم که گناه بکنیم معصیت بکنیم. پس یک قیامت داریم بعد از قیامت آنجا هم 50 تا طلب دارم آقا این طلبها را بشناسیم اگر آخرت را نشناسیم چطوری خودمان را برایش آماده بکنیم اگر ندانیم چه چیزی آنجا میطلبد چطوری آماده بکنیم چه چیزی میطلبد الان 40 سالهام هست نمیدانم چه چیزی میطلبد.@ این که پیغمبر فرمود(اِنَّ الله تَبارِکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلِّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است دنیا را خیلی خوب میشناسد علوم دنیا را خوب میشناسد دکتر مهندس است عالم است کامپیوتر بلد است زبان بلد است فیزیک بلد است مکانیک بلد است.@ ولی اصلاً نمیداند آخرت چیست اصلاً نمیداند شب اول قبر چه چیزی میطلبد برزخ چه چیزی میطلبد نمیداند 50 تا طلب روز قیامت چه چیزی است نمیداند این آدم خدا خیلی بدش میاید از این آدم یعنی اصلاً انگار آخرت نیست اصلاً انگار هیچ آمادگی نیازی ندارد آنجا دنبال یادگیری اینها نمیرود.@ بنشیند یاد بگیرد پای درس عالمی مسجدی منبری کتابی درسی چیزی بالاخره بداند من برای چی به این دنیا آمدم اصلاً دنبال این حرفها نیست. ماه رمضان هم که هست میگوید بدوم بروم مسجد، مسجد یا میرود یا نمیرود خیلیها هستند که اصلاً مسجد هم نمیایند.@ پیامبر فرمود(سَلِّموا عَلَی الیَهودِ وَ النَصاری وَ لا تُسَلِّموا عَلَی الیَهودِ اُمَّتی) به یهود و نصارا سلام بکنید اما به یهودی امت من سلام نکنید گفتند یا رسول الله یهودی امت تو کیست؟ فرمود کسی که مسجد نزدیک خانهاش هست صدای اذان را میشنود میتواند به مسجد نماز جماعت برود و نمیرود.@ ما باید برویم نماز جماعت بخوانیم اصلاً نماز در اسلام جماعت وارد شده فرادی استثناء است برای کسی که نمیتواند اجازه داده شده فرادی بخواند نه اینکه نمیخواهم مسجد بروم اینطوری نیست بعد بیایم مسجد بدوم بروم الان سریال دارد بروم سریال تماشا بکنم.@ آدمهای بیرغبت چون خودشان را نمیشناسند حقیقت خودشان را نمیشناسند به چیزهایی که واقعاً احتیاج دارند علاقهای ندارند به چیزهایی که سعادتشان بند به این چیزها هست برای یادگیریش وقت ندارند فرصت ندارند چه برسد به عمل کردن کسی که برای یادگیری وقت ندارد یعنی عمل هم نمیخواهد بکند.@ اصلاً برایش مهم نیست عمل بکند یا نکند یک کسی که میگوید من وقت ندارم یاد بگیرم یعنی خیال عمل کردن هم ندارم میخواهم همیشه ضعیف پر غلط پر اشتباه و شکست خورده باشم میگوید نمیرسم قرآن بخوانم نمیرسم عربی بخوانم نمیرسم لغتهای قرآن را یاد بگیرم.@ همین آدم میرود خارج از کشور بخاطر اینکه در خارج بتواند زندگی بکند مجبور است میرود یک ساله زبان یاد میگیرد وقت جدی میگذارد بابا کل قرآن هزار تا واژه ندارد هزار تا کلمه ندارد یعنی 6000 تا آیه از کمتر از 1000 تا لغت تشکیل شده 1000 تا لغت را نرفته یاد بگیرد بعد 10000 تا لغت خارجی یاد گرفته تا بتواند به او دکترا بدهند یک مهندسی به او بدهند.@ یک جا بتواند در یک کشور بتواند یک ذره زندگی بکند بعد میگوید برای دینم وقت ندارم برای آخرتم وقت ندارم ما بعد از قیامت تازه داستان حیات ابدیمان شروع میشود تازه اول زندگی ما بعد از قیامت است تازه اینجا شروع میشود.@ پس انسان چهار مرحله دارد وفات برزخ قیامت و حیات ابدی بعد از قیامت حالا وقتی راجع به حضرت مهدی صحبت میکنیم حضرت مهدی را برای این میخواهیم امام زمان راهنما معصوم برای چه چیزی بدرد میخورد؟@ برای اینکه بتواند دنیای ما را براساس مراحل آتی حیات ما و آینده ما تنظیم بکند هم دنیا لذت ببریم خوشبخت باشیم و هم در نظام ابدی که این را انشاء الله جلسه بعد توضیح میدهم.@ سؤال کردند من سؤالها را بخوانم ببینید همه موجودات جمادات هم اسم خدا هستند مظهر خدا هستند نباتات حیوانات جنها فرشتهها اما اینها محدود هستند کمالاتشان مثل انسان بینهایت نیست اینها هم خدا را دوست دارند خدا را عبادت میکنند عشق به الله دارند.@ اما نمیتوانند مظهر کامل همه اسماء و صفات الله بشوند مظهر بخشی از زیباییها و کمالات الله هستند نه همه اسمهای خدا این فرق انسان با سایر موجودات این هست با فرشتهها همین هست جنها هم همینطور جنها هم مدارجی از انسان پایینتر هستند همه کمالات را مثل انسان کامل ندارند.@ انسان هست که میتواند همه مراحل حس و ماده را دارد خیال را دارد وهم را دارد عقل را دارد فوق عقل را هم دارد و در تضاد به اینها فوق عقل را انتخاب میکند اختیار به انسان برای همین دادند.@ قشنگی انسان و اینکه انسان میتواند خلیفۀ الله و مظهر خدا باشد اینکه خداوند به او اختیار داده میگوید میخواهی کدام بخش را انتخاب بکنی درود صلوات خدا رحمت و مغفرت خدا تحسین خدا بر انسانی هست.@ که با اینکه هم کششهای حسی دارد هم کششهای خیالی دارد هم کششهای وهمی دارد هم کششهای عقلانی دارد الله را انتخاب میکند بخش فوق عقلش بر همه کارهایش غلبه دارد هر کاری بکند برای خدا فقط انجام میدهد اگر علم هم میخواهد بخواند به خاطر خدا دانشگاه میرود.@ به خاطر خدا نه بخاطر پُزش به خاطر خدا دانشگاه میرود اگر حوزه میخواهد برود به خاطر خدا اگر یک شغلی میخواهد بکند برای خدا اگر ازدواج میخواهد بکند برای خدا اگر بچهدار میشود برای خدا تربیت بچهاش برای خداست شغلش برای خداست.@ میگوید من میخواهم به بینهایت برسم من نمیخواهم اینجا محدود باشم این انسان حقیقی است که گُل سرسبد است و فرشتهها به یک همچین موجودی سجده میکنند ولی یک موجودی که تابع نفس حیوانیش هست این چه موقع به فرشته میرسد.@ قرآن میگوید بعضیها از حیوان(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) مثل چهارپا از چهارپا هم بدتر هست. پس این سؤالی که کردند که فوق تجرد فقط در انسان هست فوق تجرد به معنای کاملش مظهریت کامل اسماء و صفات الهی فقط در انسان هست بقیه سؤالات هم که دیگر فرصت نیست بماند برای بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 002 - مهدویت
متن کامل (خام) جلسه 002 - مهدویت