جلسه 009 - مقام محمود
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - مقام محمود

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

یک حدیثی از امام صادق علیه السلام به خدمتتان عرض کردیم در مورد مقام محمود و صحنه قیامتی مقام محمود که آخرش این بود که: بعد از این که خطاب الهی می آید که اَلقِیامی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارَ عَنید هر کافر عنودی را در جهنم شما دو نفر بیندازید حضرت فرمود: پس از آن من می ایستم چنان حمد و ثناء خدا را به جای می آورم که هیچ کسی قبل از من چنان ثنایی را به جا نیاورده است، و پس از آن حمد و ثناء ملائکه مقربین را به جا می آورم و پس از آن حمد و ثناء انبیاء و مرسلین را پس حمد و ثناء من را به جای می آورند و انبیاء و مرسلین نیز حمد و ثناء من را به جای می آورند و امت های صالح حمد و ثناء من را به جای می آورند یعنی همان طور که منم حمدشان کرده بودم از خدا و انبیاء و فرشتگان و امت های صالح متقابل آن ها هم حمد من را به جای می آورند در دعای جوشن کبیر داریم یا خَیرَ مَحمودٍ و حامِد: ای بهترین حمد شونده و حمد کننده، خود خدا بهترین حمد کننده است هم از خودش هم از کی؟ از بندگانش. یا خَیرش مَشکورٍ وَ شاکِر. ای بهترین کسی که مورد شکر قرار می گیرد و بهترین کسی که شکر می کند. اِنّا رَبَّنا لَغَفورٌ شَکُور. بهشتیان وقتی که از آخرین قدم را از روی صراط که توی جهنم است برمی دارند و وارد بهشت می شوند، دیگر، ورود به بهشت یعنی چه؟ یعنی ورود به دارالسلام ابدی، خوب دقت کنید یعنی چه؟ خیلی این ها برای ما متأسفانه عادی شده شنیدنشان. دارالسلام ابدی یعنی این که یک کسی وارد آسایش و سرور ابدی و کمال ابدی می شود، فکر کنید که شما آخرین قدم را شما توی قیامت بردارید روی صراط بگذارید توی بهشت. وقتی این قدم را گذاشتی توی بهشت یعنی تو وارد دارالسلام شدی که کلمه سلام از خدا به انسان می رسد هم از فرشته ها سَلامٌ علیکم بِما صَبَرتُم. چه قدر مزه دارد شنیدن این کلام از فرشته هاف که یک روزی فرشته ها به ما بگویند. سَلامٌ علیکم بِما صبرتُم، اُدخُلوها بِسَلامٍ امِنین ، این سلام خیلی مهم است اگر به انسان برسد. و لازمه اش این است که ما در دنیا اهل سِلم و سلام باشیم با دیگران اهل سلم و سلام باشیم، شرّی از ما به کسی نرسد، نیّت شرّی هم در دلمان به کسی نداشته باشیم یعنی حتی نیّت شر نداشته باشیم در دلمان، اهل سِلم و سلامتی نسبت به معصوم، بندگان خدا باشیم این هر چه قدر سلامتی در ما بیشتر باشد زودتر پیام سلامتی به ما می رسد. هر چه قدر زودتر ما به سلام برسیم. خودتان را از حسادت سالم کنید زودتر، از تکبّر سالم کنید، از زودرنجی و حساسیت و غضب و این ها سالم کنید زودتر. چون اگر سالم نرویم آن جا به راحتی کلمه سلام را نمی شنویم این جا باید اهل سلامت بشویم، زودتر تلاش بکنیم هر کدام زودتر خودمان را سالم کنیم و بیماری ها و چیزهای بدی که نباید در نفس ما باشد کنار بگذاریم و درمانش کنیم هان. چون بهشت غیر سالم را راه نمی دهند اِلّا مَن عَطَا الله بِقَلبٍ سَلیم، یادتان باشد لا یَسمَعُونَ لَغواً وَ لا تَسیماً اِلّا قیلاً سلاماً سَلاما، فقط سلام کسانی که این ها اهل سلام هستند یعنی وقتی دیگران با آن ها معاشرت می کنند، مصاحبت می کنند، ازدواج می کنند، زندگی می کنند، از این ها چیزی غیر سالمی متوجه روح دیگران نمی شود، روح دیگران به واسطه این همسری این مصاحبت، این فامیلی، این دوستی، این رابطه ی ناسالم نشود، توجه کردید. روح کسی خراب نشود، آلوده نشود، کثیف نشود این خیلی مهم است که ما باید لجن ها و آلودگی های روحی را از خودمان دور کنیم که خدای ناکرده کسی را آلوده نکنیم. حالا بحث هست اگر فرصت شد راجع به این توضیح خواهم داد که یک جای خاصی اگر برسیم که چرا غذای جهنمی ها چرک و خون است هان چرا؟ برای این که چرک و خون بازتاب نفس شما است. نفس کینه توز، نفس حسود، نفس عصبانی، نفس حساس و زودرنج، نفس متکبّر، نفس بدبین این ها چرک و خون دراد این ها آلوده هستند. آن موقع خودش که بحث برسد راجع به عذاب جهنمی ها توضیح خواهم داد تا می شود ما باید این چرک و خون ها را از خودمان دور نگه داریم که نه خودمان آلوده شویم نفس خودمان سلیم شود. نه کسی به واسطه ارتباط با ما آلوده شود خدای ناکرده توجه فرمودید اگر نسبت به کسی حسادت بکنیم آن را هم آلوده کردیم، نسبت به کسی حساسیت و زودرنجی داشته باشیم او را اذیّت می کنیم، نسبت به کسی تعصب بی جا داشته باشیم او را آلوده اش می کنیم، نسبت به کسی غضب بورزی عصبانی اش بکنی، تحقیرش بکنی، داد سرش بزنی او هم آلوده می شود تو هم که آلوده می شوی. این ها را خواهش می کنم عزیزان خیلی دقت بکنند این مقام سالم، مقام خیلی مهمی است یا خَیرَ حالا انسان وقتی رد می شود این مسئله را قدم آخر برمی دارد تمام حرف ها توی قیامت حول محور حمد است در بهشت، حمد، حمد، حمد، انشاءالله بحثش را در صحیفه سجادیه شروع کردیم بحث حمد را. آن جا بهشتی ها می گویند وَ اخِرُ دَعواهُم اِنِ الحَمدُ اللهِ ربِّ العالَمین. آن جا می گویند آخرین حرفشان همین است بعد شروع می شود آخری که می گویند حالا شروعش در واقع این جوری است آخر و وسط و اولش حمد الهی است بعد آن ها می گویند: الحمد لله الذی دقت کلمات را این ها خیلی مهم است این کلمات الحمدلله الذی اَذهَبَ اِنَّ ربَّنا لَغفُورٌ شَکور. شکر خدا که از ما غم را برحذر کرد یعنی هیچ وقت برای هیچ موقع تا ابدیت تا خدا، خدای می کند هیچ غمی سراغ ما نمی آید. می دانی این یعنی چه؟ یعنی چه تا خدا، خدای کند کسی غم دار نمی شود؟ بعد می گویند اِنَّ رَبَّنان از کجا این به ما رسید غصه برطرف شد برای این که پروردگار ما، پروردگار عزیز ما که ما را خوب پرورش داد بسیار بخشنده و شکرگذار است ، خیلی جالب است این دو تا ترکیب غفورٌ، شَکُور، هم می بشخد و گذشته را جبران می کند اصلاً ندید می گیرد هم قهر نمی کند با تو راه را باز می گذارد تا با او آشتی بکنی هم اگر زحمتی کشیده کاری کردی از تو تشکر می کند. در حالی که همه این ها با کی بوده؟ با لطف خودش بوده، تشکر می کند از ما. اِنَّ ربَّنا لَغفُورٌ شَکور. چه مستی دارد آدم از این غفور و شکور خدا وارد بهشت شود. اِنَّ ربَّنا لَغفُورٌ شَکور آن وقت شروع می شود انشاءالله یک زندگی تو و یک ابدیت قشنگی، یک ابدیت کمال و فیض و لذّت و عیش و نوش دائمی در ابدیت در نظام ابدی، این ها را دست کم نگیرید ها علی (ع) می فرماید: کسی که بهشت شناسی ندارد، بهشت را نمی شناسد خیلی از شهوت ها جلویش بزرگی می کنند، شهوت های دنیایی، در اوصاف بهشت وقتی خودشان سخنرانی می کنند انشاءالله من یک بحث مفصلی راجع به بهشت خواهم داشت مفصل تر از آن چه قبلاً گفتم دارم رویش کار تحقیقاتی را انجام می دهم می گوید شما خودتان را با لذّت های بهشتی آرام کنید و شاد کنید، به نشاط برسانید خودتان را و از دام شهوت ها نجات دهید اگر کسی یاد بهشت باشد و نعمت های بهشتی که با ما است و نزدیک بر ماست و محیط بر ما است هیچ فاصله زمانی و مکانی با آن نداریم، خیلی به ما نزدیک است اگر کسی این را خوب یاد کند و یادش باشد که آن جا چه جور جایی است و کجا قرار است برود، کی قرار است برویم؟ اگر پارسال توی این ساعت ها می گفتم کی قرار است برویم؟ این جا چند تا خانم نشسته بودند مرحوم شریفی بود، مرحوم اقلیمی بود به آن ها می گفتیم کی قرار است برویم؟ می گفتند که فکر نمی کردند که قرار است بروند ولی رفتند، دیگر این جوری است خیلی نزدیک است به ما، اَقرَبُ شَی الاجَل. بنابراین وعده دور نیست، وعده خیلی نزدیک است. اُذلِفَتِ الجَنَه این خیلی مهم است. خوب، این کلمات را رویش خیلی دقت کنید الحمد لله الّذی اَذهَبَ أنَّ الحَزَن اِنَّ ربَّنا لَغفُورٌ شَکور. حالا این جا خلاصه بزم و میکده حمد الهی است آن جا می دانید آن جا دیگر کسی غیر از این دوست ندارد حرفی بزند. یعنی ترجیح می دهد به جای هر حرف دیگری، از این قشنگ تر دیگر وجود ندارد. ترجیح می دهد به جای هر حرف زدن دیگری این جوری باشد، خوش به حال کسی که توی دنیا اهل بهشت حمد است. و حمد نصیبش می شود، خوش به حال کسی که این جا بهشت نصیبش می شود، این جا اهل حمد می شود، ماه رمضان را دیده اید خدا چه بوستانی باز کرده رو به ما خداوند، از حمد، بروید یک نگاه بکنید روی ادعیه دعا، بروید نگاه بکنید افتتاح را چه بهشتی، چه بهشتی این افتتاح الحمد لله، الحمدلله، الحمدلله، چه قشنگ است استفاده باید بکنیم از این بهشت ها، در این حال از داخل عرش پروردگار منادی ندا می کند یا مَعشَرَ الخَلایِق اُزُّ اَبصارَکُم حَتّی تَمُرُّ بِنتِ حَبیبَ الله اِلی قَصرِها. ای اهل محشر سرهایتان را پایین بیندازید که دختر رسول خدا می خواهد به قصرش رود. مادرتان، چه قدر خوب است که شما الان بتوانید با مادرتان آشتی بکنید. چه کیفی دارد آدم مادرش توی آن عظمت بیاید و برود توی قصرش، چه کیفی دارد، با آن عظمت آدم ببیند که مادرش چگونه دارد می رود به بهشت. در این ال دختر من فاطمه در محشر حرکت می کند و بر دوش او دو هله سبز رنگ است و در اطراف او 70 هزار حوری حرکت می کند. یک داستانی دارد که الان لازم نیست این جا برایتان بگویم. در این حال از جانب خدا برای حضرت فاطمه ندا می آید دختر حبیب خدا من آن چه را که امت پدرت به جا آورده بودند به تو نشان دادم چون در ازای این مصیبت، یعنی هر مصیبتی کشیده چون آن صحنه های مصیبت را در قیامت دارد آن جا یعنی حضرت این ها را هم آن جا نشان می دهند، بگذارید بخوانم برایتان دیگر. می فرماید که و چون به در قصرش می رسد می بیند که امام حسن دم در ایستاده است و حسین با سر بریده بر دم در ایستاده است. حسن می گوید این برادر من حسین است که امت پدرت او را کشتند و سرش را از بدن جدا کردند. در این حال از جانب خدا برای حضرت فاطمه ندا می آید که ای دختر حبیب خدا من آن چه را که امت پدرت به جا آورده بودند به تو نشان دادم چون در ازای این مصیبت و در پاداش این شهادت من برای تو در نزد خود ذخیره کرده بودم و با خود قرار داده بودم که نظر در محاسبه بندگان خود نکنم تا زمانی که تو و ذره ی تو و شیعیان تو (ببینید چه افتخاری است) و کسانی که به تو و ذریه ی شما احسان کرده اند اگر چه از شیعیان تو نباشند همه را داخل بهشت گردانم. افتخار و عزت را می بینید که اگر کسی به بچه های حضرت زهرا خدمتی کرده باشد حتی اگر شیعه هم نباشد به شرط این که کافر و عنود و لجوج نبوده باشد و جهلش هم جهل تقصیر نباشد جهل چه باشد؟ جهل قاصری باشد یعنی اطلاعات به او نرسیده باشد نه این که بعضی ها مخصوصاً دنبال یادگیری نمی روند تا غیرشیعه بمانند، نه، غیر شیعه بودنشان هم دست خودشان نبوده، خلاصه در کمبود اطلاعات بودند. اگر چه از شیعیان تو نباشند همه را داخل بهشت گردانم. پس فاطمه (س) داخل بهشت می شود و ذره ی او و شیعه او داخل بهشت می شود حالا نگاه کن اهل محشر از روز اول خلقت تا قیامت همه ایستاده اند و این صحنه ها را می بینند. دقت کنید همه ایستاده اند و این صحنه را دارند می بینند و به این می گویند مقام محمود. که شیعه عزتش آن جا نمود پیدا می کند یعنی همان تابلوی بود که آن هفته از جامعه ی کبیره برایتان گفتم که ما باید همه مان اهل این باشیم که اهل بیت را به جهانیان بشناسانیم. آن صحنه را در دنیا با شما سعی کنید به آن برسید. یعنی هر کسی باید سعی کند اگر می خواهد در آن مقام جایگاهی داشته باشد روز قیامت و نزدیک تر به مادرمان فاطمه زهرا باشیم به پیامبر باشیم نزدیک تر. از این که به آدم بگویند تو برو در جهنم تا چند هزار سال و چند صد هزار سال تا این که بگویند بیا برو یک عده را شفاعت کن و با خودت ببر تو بهشت تا فاصله داری هر کدام را دلت می خواهد انتخاب کن. خوب. اگر می خواهی به آن هزار پله نزدیک تر باشی و به آن منبر نزدیک تر باشی الان می توانی خودت را به آن جا برسانی، الان فرصت داده اند به تو، عمر هست، سلامت هستی، جوانی هست، پیری هم باشد باز می توانی به آن برسی. الان فرصت داری خودت را برسانی هر جوری می توانی هزینه کن از دنیایت برای ابدیتت. از جوانی، از سلامتی ات، از سالت، از عمرت، از استعدادت، از قلمت، از آبرویت ، از امکاناتت استفاده کن برای اهل بیت تکبّر در هزینه کردن برای اهل بیت نکنید. ولو از آبرویتان باشد من خودتان را کنار بگذارید با حفظ آقایتان و خانمتان دنبال اهل بیت راه نیفتید فقط ما یک چیز هستیم ما نوکر اهل بیت هستیم، ما فرزند آن ها هستیم، فرزند در مقابل پدر و مادر باید ذلیل باشد. وَقفِض لَهُما جَناحَ ذُّل مِنَ الرَحمَ. بال های ذلت را از روی رحمت برای پدر و مادرتان ، پدر و مادر طبیعی تان، همین پدر و مادری که با ازدواجشان شما را به وجود آورده اند می گوید وقتی می خواهید با پدر و مادرت رفتار کنی باید جَناحَ ذُّل با تواضع رفتار کنی با پدر و مادرت متکبّر و نایست جلویشان خیره در چشمانشان نگاه نکن. این مال پدر و مادر طبیعی شما ببینید در مقابل پدر و مادر حقیقیمان باید چه قدر ذلیل باشیم. قیافه گرفتن برای اهل بیت، ناز کردن برای اهل بیت، شرط گذاشتن برای اهل بیت، برای گدایی شرط گذاشتن، برای نوکری ناز کردن این ها باعث می شود تو دور شوی ، گفتم فاصله خیلی است از پای منبر بگیر تا روی منبر هستی تا چند صد هزار سال فاصله است آن جا. این فاصله چیزی نیست مگر خودت به وجود آورده باشی. این فاصله ها را ما به وجود می آوریم یعنی ما هر دفعه یک کاری می کنیم بین ما و اهل بیت فاصله باشد، در غذا خوردنمان، در حجابمان، ناموسمان حجاب ناموسمان با حضرت زهرا فاصله دارد حجاب مردانمان حجاب اسلامی نیست، مردان ما حجا اسلامی و آرایش اسلامی و لباس اسلامی و سر و صورت اسلامی ندارند. عرض کنم خدمتتان که این ها فاصله می اندازد. غذا خوردنتان، ازدواج کردنتان، اخلاقتان همه اش فاصله است ما با یک یکسره نزدیک کنیم خودمان را فاصله ها را کم کنیم تا برسیم به پای منبر یعنی چشم تو چشم امیرالمؤمنین نگاه کنیم انشاءالله بنشینیم پای منبر چشم در چشمش نگاه بکنیم هان این جوری. مقام محمود این است. اَن یبلِّغنی المقام المحمود لَکم عِندَالله. از خدا می خواهم. ببین اگر دعای شما اجابت نمی شد ممکن بود شیطان بیاید شما را فریب دهد بگوید تو کجا و این مقام کجا، ولی وقتی می روی در حرم یا توی خانه ات به تو اجازه داده اند مفاتیح را باز کنی و زیارت عاشورا را بخوانی ببین پس به تو اجازه داده اند زیارت عاشورا را بخوانی، یعنی اجازه داده اند این درخواست را از آن ها بکنی. اگر اجازه داده اند درخواست کنی پس اجابت هم هست. علی (ع) فرمود در نهج البلاغه مَن اُعطِی دُعا فَقد اُعطِی اِجابَ به هر کسی که اجازه دعا بدهند حتماً اجابت هم می دهند به شرطی که بخواهیم حقیقتاً دعا لفظی نباشد دعا جدّی باشد بخواهیم به آن مقام برسیم و برایشان واقعاً سرمایه گذاری کنیم تلاش بکنیم. تلاش بکنیم که بخواهیم به آن جا برسیم اهل کار باشیم. اهل زحمت باشیم. بخواهیم به آن برسیم. شما فکر می کنید در قیامت توی آن فاصله که چند صد هزار سال باشد می توانی کاری بکنی که نزدیک شوی هان. می توانی قدم از قدم برداری. می توانی صدایشان بکنی قیامت الان هست این جا است الان کجای صف هستیم ما. پای منبر هستیم روی منبر هستیم یا جدا هستیم. هر جا هستیم الان به تو اجازه داده اند تلاش بکنی بروی جلو. از وسط و لابه لای جمعیت سرعت، قرآن گفت و بعد چه؟ سبقت، با سرعت از وسط جمعیت رد شو سبقت هم بگیر بقیه را بگذار پشت سرت. تو نوکری کردن، خالص بودن این نوکری در ذلّت شرط نگذارید سخت نگیرید. از دنیایتان بگذرید. از حضّ و لذّت و بهره های دنیا کم کنید بگذارید برای کی؟ بگذارید برای آخرتتان این می شود مقام، اگر کسی واقعاً مقام می خواهد این مقام است. بقیه ی مقام ها توضیح دادم وهمی است، هر مقامی غیر از این مقام موهوم است تو رئیس جمهور بشو باختی اگر این رئیس جمهوری تو، تو را ازمقام محمود جدا کند، وقتت را پر کند که نتوانی به مقام محمود برسی باخت کردی بیچاره، دیدید بعضی ها برای این که رأی بیاورند دست به چه کارهایی زشتی می زنند، دست به چه کارهای بدی می زنند توی تبلیغ خودشان در تخریب دیگران خیلی بد است، کجا می خواهد برود این بنده ی خدا. چه شهوتی، آدم مقام هم می خواهد این مقام ها. وَ فی ذلِکَ فَلیَتَنا فَصِل مُتَنافَصٌ قرآن می گوید این مقام ها را اگر کسی می خواهد رغبتی هم داشت باشد به این مقام ها رغبت بکند، تو این ها مسابقه بگذارد فَلیَتَنا فَصِل مُتَنافَصٌ توی این ها مسابقه بگذارید. تو این ها سعی کنید ببرید این ها زیرکی است خدای ناکرده احمق نباشیم پیشنهاد دنیایی به ما شود وِل کنیم این را بردیم یک موقع ببینیم که توی این پیشنهاد دنیایی، توی این جذّابیّت دنیایی، توی این چشمک های دنیایی یک وقت می بینیم که چه چیزهایی را باختیم، چه چیزهایی را باختیم. خیلی حواس ها را جمع کنیم، خیلی حواس ها را جمع کنیم سرمان کلاه نرود و این لباس نوکری را هیچ امتیاز دنیایی از تنمان در نیاورد. این لباس را هیچ کسی از تن ما در نیاورد. پس فاطمه(س) داخل بهشت می شود و ذریّه ی او، و شیعه ی او داخل بهشت می گردند و هر کسی به فاطمه (س) احسان نموده باشد اگر چه از شیعیان نباشد داخل بهشت می شود و این است گفتار خداوند تعالی لا یَحزنُهُم لفَزَعُ الاَکبر. آن فَزغ اکبر خیلی کلمه کشنده ای است. فَزع اکبر خوب نباء عظیم، عَمَّ یَتَسائَلون، عَنِ النَّبَإِ العَظیم، خداوند بگوید عظیم خدا این دنیا را با همه طول و عرضش میلیاردها سال نوری اش را گفته است کوچک است بازیچه است کل این جهان و خلقت را گفت بازیچه است دنیا در مقابل ابدیت، رحم در مقابل دنیا چه قدر کوچک است، دنیا در مقابل آخرت همین قدر کوچک است عظیم چیزی است که الله که عظیم است بگوید عظیم، خدا که بگوید عظیم شما ببینید یعنی چه؟ خدایی که عظیم است تمام این عالم جایش کوچکش است. همه مثل بال پشه ارزش ندارد. ولی آن طرف را نگاه کنیدچه قدر عظمت دارد که خدا می گوید عظیم است نبأ عظیم، فزع اکبر، یعنی آن گریه و ناله و فزع قیامت چه ناله ای و گریه ای است آقا قیامت شده تو صحرای محشر محکوم هستی بروی جهنّم یک طرف قضیه جهنّم است شوخی نیست، فزع اکبر. مگر شوخی است این فزع ولی یک عده از آن فزع اکبر حسّی نمی کنند هیچ حسّی. چه کسانی؟ بچه های فاطمه زهرا. ذریّه ی خانم شیعیان خانم کسانی حتی به شیعیان خانم خدمت کردند، عظمت را نگاه کنید چه قدر این خانم بزرگ است چه قدر بزرگ است این خانم، حضرت عسگری (ع) فرمود: ما حجت خدا بر مردم هستیم و مادرم فاطمه حجت خدا بر ما است. چه قدر عظمت دارد این بانو، سوره ی انبیاء آیه ی 103. لا یَحزنُهُم لفَزَعُ الاَکبر . فَزع اکبر، اصلاً غصه دارشان نمی کند، اصلاً به این ها نمی رسد چیزی از ترس های آن جا، متوجه ترس نیستند چرا؟ چون در این دنیایی که الان متن جهنم است ، در این دنیایی که مت جهنم است لذّت های دنیایی، شهوت های دنیایی، مار و عقر ب های دنیایی نتوانست این ها را از فاطمه ی زهرا جدا کند، شهوت دنیا نتوانست این ها را از فاطمه ی زهرا جدا کند. نتوانسته ، مار و عقرب چه است؟ همین فساد و فحشاء و همین گناه ها است دیگر می شود مار و عقرب و همان جا. فزع ما این جوری در می آید یک کسی می تواند عروسی سالم بگیرد بدون معصیت یک مراسم عقد سالم بگیرید، یک جشن تولد سالم بگیرد بدون معصیت یک کسی که دعوتش می کنند به جهنم نمی رود به جهنم می گویند آقا شما عروسی فلانی بیایید می داند عروسی آن جا جهنم است نروید، در جهنم نروید نمی سوزی دیگر اذیتت نمی کند جهنم، وقتی دعوتت می کنند می روی اجابت می کنی به بهانه این که فامیل است ناراحت می شود، غصّه دار می شود صله رحم واجب است از این توجیهات الکی. می روی توی جهنم. نه از این جهنم ها بروید نه خواهش های بچه های فاطمه ی زهرا را هم دعوت نکنید به این جلسات از این مجالس برای خودتان و بچه هایتان و هیچ کس نگیرید. بچه های فاطمه ی زهرا را دعوت می کنید به عنوان حجت و فامیلی بازی می کنیدشان توی جهنم آن وقت نمی توانی جواب بدهی بعداً. اگر خانم فردا گفت چرا بچه های من را بردی توی جهنم و سوزاندی تو چه می گویی؟ نه بگذارید این مجالس را نه بروید توی این مجالس. بچه هایتان را جهنمی نکیند اگر دختر و پسرتان گفتند ما مراسم این جوری می خواهیم قبول نکنید برای بچه هایتان. چون بچه هایتان را می سوزانید. اگر کسی گفت بچه ای گفت من را آتش بزن آتش می زند مادر ولو بی رحم هم باشد آتش می زند، بچه اش گفت روی من نفت بریز من را آتش بزن این کار را می کند؟ دولت بچه شما را گرفته، گفته این بچه ی شما جنایت کرده است باید سوخته شود بسوزانیدش، اعدام شود می دهند به پدر و مادر که هیچ وقت نمی رود بنزین بریزد سر بچه اش ر ابسوزاند. ما همین کارها را با آوردن کامپیوتر در خانه، با آوردن سی دی مبتذل، با اجاره دادن به این که نمی دانم برود با اینترنت ارتباط برقرار کند، به اسم مزخرف پیشرفت علیم و آموزنده هست او از این توجیهات بی خود، بنده با داخل کشور و خارج از کشور ارتباط دارم هزاران نفر ، 200 دانشگاه دارم می روم و می آیم. آدم بسته ای نیستم هنوز یک بار ضرورت پیدا نکرده بروم پشت دستگاه بنشینم بگویم ضرورت است بروم بنشینم بروم اینترنت هنوز ضرورت پیدا نکرده، بلند شو با او برو مغازه انتخاب کن برایش پول نده هر چه خواست بخرد، مراقبت کن ، مگر شما پنج هزار تومان پول می دهید بچه برود گوشت بخرد می گوید سر بچه کلاه می گذارند خودم باید بروم گوشت بخرم، گوشت یک چیز دیگر است پودر لباسشویی نیست بگویم از این پودر بخر بردار بیاور دربسته است می گوید نه ممکن است سرش را کلاه بگذارند. آن وقت غذای روح می خواهد بچه بخرد می بینید فردا می خواهد نگاه بکند چه مزخرفاتی آن وقت آلوده می شود .تازه مراقبت هم می کنی تاز ه در آن می رود من چند وقت پیش رفتم خودم یک چیز جنگی گرفتم برای بچه ی خودم که فقط جنگی باشد، علاقه به یک چیز جنگی داشت رفتم یک چیز جنگی گرفتم برای روحیه اش خوب است. بعد دیدم همین چیز جنگی که ما اصلاً فکرش هم نمی کردیم وسط همین یک دفعه یک چیزی آمد که اصلاً جنگی نبود، یک چیز دیگر بود. که منظور قیامت است یعنی فزع اکبر خیلی قشنگ آن ها را به اندوه در نمی آورد الان اگر ما را غمگین نکرده آلوده نکرده آن جا هم آلوده نمی تواند بکند. اگر این جا گناه کردی، گناه غم می آورد عزیز من، اضطراب می آورد بعدش، عصبانیت ، زودرنجی، اعصاب خرد می آورد برایتان. داغونی می آورد برایتان گناه. حالا هی برو قرص بخور، هی برو استخر، هی برو نمی دانم چه کار کن، فکر می کنی مشکل را حل می کند. تو داری عامل نشاط و شادی را از روحت می گیری. با چیزهای دیگر حل نمی شود چه قدر خوب است فَزع اکبر آن ها را به اندوه در نمی آورد چه قدر خوب است آدم قوی و مقاوم باشد آلوده نشود چه قدر خوب است وَهُم فی ما اشتِحت این جا را دقت کنید ای کا ش فرصت بود این ها را برایتان باز می کردم وَهُم فی ما اشتِحت اَنفُسُهُم خالِدُون. آن ها در هر چیزی که نفسشان اشتها داشته باشد و بخواهد جاودان هست. توی هر چه که آرزو می کنی جاودان هستی. بی نهایت آرزو از نظر تعداد و زمان و هر چه دلت می خواهد و بی نهایت زمان خالد است جاودان است. نصیب کی می شود نصیب کی می شود به قول امام صادق (ع) که هی برای خودش تدبیر نکند در دنیا، هی برای خودش نقشه نریزد و برنامه ریزی نکند که فرصت نداشته باشد به ابدیت و آخرتش برسد. هر وقت به او می گویند آقا امام زمان منتظر کمک شما است. آقا امام زمان منتظر غیرت و همدلی شما است وقت بگذار می گوید وقت ندارم. این قدر گرفتارم، این قدر کار دارم که اصلاً نمی رسم، بعضی از این عزیزان می آیند سر این جلسات می نشینند یک ذرّه جوّ می گیردشان و حس می گیردشان و عرفانشان همچین کف می کند و می آید بالا، می آید می گوید آقا چرا یک کاری هم دست ما نمی دهید برای امام زمان انجام بدهیم. می گویی خُب حالا از کی می آیی؟ 10 بار آمده به من گفته می خواهم برای امام زمان کار انجام بدهم می گویم بنویس روی کاغذ که کی می توانی بیایی؟ می گوید حالا وقت ندارم نمی رسم. دوست دارد بیاید ولی این قدر خودش را مشغول کرده است به دنیا که اصلاً وقت ندارد که حتی یک ساعت خودش را فارغ کند برای امام زمان. تازه آمده می گوید این بچه ها آمده توی مؤسسه هم کار می کند زحمت می کشد نمی شود یک کاری کنید نیاید. آمده چه شفاعت مزخرفی می کند که بچه اش نیاید. خودش که همت نمی کند صَرف دنیا است نمی گذارد خانواده اش هم بیاید. جلوی زنش را می گیرد، جلوی بچه اش را می گیرد این چه شفاعت مزخرفی است که می کنی. و ایشان پیوسته در آن چه نفوس ایشان اشتها داشته باشد مخلّدن. علامه مجلسی سوگند می خورد. علامه حدیث را نقل کرده اند عزیزان نوشته اند نشانی روایت را بگویم. نشانی بحارالانوار جلد هفت صفحه 235 – علامه بعد از این که حدیث را نقل می کند خودش سوگند می خورد خیلی حرف است که این بزرگوار سوگند بخورد. خدا که این آیه درباره حضرت فاطمه (کدام آیه ) وَهُم فی ما اشتَهَت اَنفسُهُم که این آیه درباره حضرت فاطمه (س) و ذرّیه ی او و شیعه او و کسی که به ایشان احسان کرد هاست از غیر شیعیان نازل شده است. قسم می خورد. این می شود مقام محمود. (حالا یک صلوات ختم بفرمایید) برویم سراغ بقیه ی جامعه ی کبیره یک قسمتش را برایتان بخوانم. بعد از این که آن قسمت را خواندیم که بِابی انتم و امی و اهلی و مالی و اسرتی آن هفته خواندیم اُشهِدُ الله خدا را شاهد می گیرم خیلی حرف است آدم در محضر خدا بگوید خدا را شاهد می گیرم حرف است. یعنی تو نشسته ای 14 معصوم هم 12 امام در مقابلت هستند خدا هم حضور دارد در محضر همه می گویی خدا شاهد است حرف است می توانی بگویی هان؟ دقت کن. اُشهِدُ الله وَ اُشهِدُکُم خدا شاهد است شما هم شاهد باشید به معصومین می گوید اَنّی مؤمِنٌ بِکُم و بِما امَنتُم بِه. من به شما ایمان دارم، قبولتان دارم، کی می تواند این جوری حرف بزند، اگر غیر از این باشد خیلی بیچاره ایم. تو دلت اگر تردیدی باشد نسبت به اهل بیت گرفتاری آن جا وَ بِما امَنتُم بِه. هر چه را شما قبول دارید من ایمان دارم، هر چه شما قبول دارید من ایمان دارم، این شرافت یک آدم را می رساند که بایستد خیلی پوست کنده وبا شجاعت، و با محبت بگوید آقا خدا شاهد است خودتان هم شاهد باشید که می دانید شما هم که دیگر، خودتان هم می دانید که من دوستتان دارم ، شما را قبول دارم، هر چه را شما قبول دارید من هم قبول دارم. هر چه را شما قبول دارید من هم ایمان آوردم به آن خوب اگر قبول داری آن وضع حجاب غلط است، برای خودت و ناموست. اگر قبول داری طلا گذاشتن مرد حرام است، اگر قبول داری آن آرایش سر و صورت غلط است. قبول داری اگر یک حکم از احکام شرعی به تو رسید که به تو زور آمد بعد نگویی و با بی حیایی نایستی جلوی معصوم بگویی هر چه تو بگویی من ایمان می آورم ها. اگر قبول داری روابط زن و شوهری را باید کامل قبول کنی. آقا شوهر این است مقامش من باید در مقابل شوهرم این جور باشم به خاطر خدا نه به خاطر خودش، همسر این است مقامش من به خاطر این مقام همسری باید احترام بگذارم وظایفم را باید انجام دهم 3 تا وظیفه – تأمین مادی، مهم تر عاطفی، مهم تر معنوی، وظیفه ات است هی نگویی به من چه؟ باید رعایت کنی دیگر؟ آزار حبسی حرام، تحقیر و توهین حرام ، به کار بردن کلمات محبت آمیز واجب، نیش بزنی آن جا نیش مار گیرت می آید آن هم طولانی، یک ذره ای همسرتان را تحقیر کنید، مچش را بگیرید، بخواهید زیرآبش را بزنید زیر پایش را بکشید، حالش را بگیرید، ضعفی از او بگیری که بعداً حالش را بگیری، شوهرت را ، خانمت را، پدرت را، مادرت را، فرزندت را، آبرویت را آن جا خدا می برد در روایت داریم مردی که دست روی زن بلند می کند خداوند در محشر آبرویش را می برد جلوی همه ، هم آبرویش را می برد هم خارش می کند روز قیامت. بی خود دست روی بچه بلند کنی به چه حساب دست روی بچه بلند می کنی، بنده خدا است، امانت خدا است دست تو، تو چه کاره ای که دست بلند کنی رویش آن هم با یک حساب و کتاب هایی نه برای دنیا، نه به خاطر غیض غلبه، غیض خودت را بخوابانی، آتش دلت را بخوابانی این آتش جهنم است یا خودت خاموشش کن، یا اگر بیاوری روی دستت فردا همین آتش می گیرند. آمد روی زبانت فردا می سوزاندت، آمد توی قیافه و چهره ات عبوس شد فردا آن جا یَوماً عَبوساً قَمطَریرا، قیامت عبوس می شود برایت، برای تو روز عبوس هستی یعنی روزت اخم می کند به تو، آن جا همه چیزش شعور دارد یک دفعه می بینی شرایط همه چیزش با تو بد است آن جا فرشته ها بد نگاهت می کنند، اهل محشر بد نگاهت می کنند. همه عبوس است زمین با تو بد تا می کند می سوزاندت. نمی دانم همه موجوداتش بد تا می کند، عبوس بودی، عبوس نباشید، دست ما نیست یکی بگوید من این جوری هستم، سیّدم این مزخرفاتی که الان مُد شده است یعنی چه سیّدم این خیلی بد است این توهین به سادات است، توهین به اهل بیت است، ما سادات جوشی هستیم کی گفته این توهین به ژنِ رسول خدا است؟ توهین به سادات است این ها سادات هستند جوشی هستند یعنی چه؟ من موجی هستم؟ موجی هستی برو خودت را درمان کن. بنده شجاعی از همه موجی تر هستم یادتان باشد من گفتم من را گرفته بود دیوانه شده بودم رسماً دیوانه بودم. از تیمارستان خودم را مداوا کردم با همین حرف ها هم خودم را مداوا کردم نه با قرص پزشکان. یعنی دیدم برایم گران تمام می شود نشدم. موج کجا بود برای خودمان بازی درمی آوریم. شما بابا و ننه مان موجی باشند ژنی موجی باشی می توانی به آن غلبه کنی انسان می تواند به ژن پدر و مادر ش غلبه کند، یک ابدیت سر راهمان است، ابدیت ریاضیت فرمولش ریاضیت. این حرف ها کدام است. قوانین خدا را مواظب باشید مسخره نکنید اگر می گویی امَنتُم بِه. یعنی آن چه که شما قبول دارید قبول دارم فردا یک حکم شرعی به آن خوردی ترش بکنی، ترش می شود ، ترش نکنی یک موقعی. اگر خدا راضی است ترش نکن اگر اهل بیت قبول دارند ترش نکن چون اگر ترش بکنی به احکام به خدا ترش کردی. می گوید آقا برای پدر و مادرت از جایت باید بلند شوی بایستی دیگر ترش کردن ندارد بلند شو بایست. ببوسشان، دست پدر و مادرت را ببوس، ترش نکن از این که تکبّر بگیردت، آقا در مقابل مَردت، در مقابل شوهرت، این قوانین را باید رعایت بکنی این ترش کردن ندارد که بایستی تکبّر بکنی و شانه بالا بیندازی آقا خانم شما این حقوق را دارد، بچه ی شما این حقوق را دارد ترش کردن ندارد، کسی که ترش می کند یعنی ایمان ندارد، آدم بی ایمان هم جایش معلوم است کجا است هیچ حکم از احکام الهی ترش نباید بیاورد برایتان. چند روز پیش یک خانمی آمده بود مسخره می کرد می گفت که آقا این چه قانونی است یک آقایی هم آمده بود کلمه مزخرف را به کار برد در مورد آیات قرآن. این هایی هست آخر؟ زن نصف مرد ارث ببرد؟ خوب این را کی گفته است؟ خدا گفته الله گفته، حساب و کتاب دارد اگر گفته زن، نصف مرد اگر گفته زن نصف مرد ارث می برد از این طرف هم گفته است زن کار نکند وظیفه ای ندارد مرد دندش کور، چشمش هم نرم، بیاید برود چه کار کند؟ بیاید برود کار کند مرد وظیفه شرعی اش است. حالا چند روز پیش آقایی آمده بود می گفت که من شرط کردم با خانمم باید کار کند. بیخود کردی که شرط کردی. شرط غلط است. شرط نامشروع است. شرط کردم. زنم چند وقت است سرکار نمی رود. آدم مُفت خور، برو سر کار چشمت کور برو دو وعده کار کن. تکیه کردی به حقوق زنت، یک موقع خرج نمی رسد زنم کار می کند با رفاقت و صمیمیت است قدرش را هم می دانی خیلی خوب است خیلی خوب هم هست که یک خانمی کار کند مالش را هم بدون این که بگوید من چه قدر دارم، تو چه قدر داری خرج کند خیلی هم خوب است من این قدرخانم و آقایان را سراغ دارم که هر دو کار می کنند توی زندگی شان هم یک بار این حرف نیامده و نمی آید که تو چه قدر خرج کردی من چه قدر خرج کردم تو چه قدر گذاشتی من چه قدر گذاشتم این حرف ها اصلاً نمی آید ولی این مرد انتظار داشته زنش برود سر کار این انتظار نامردی است، بی جا است. حالا یک موقع هست می گوید من خواهش می کنم از شما، برای کمک به مخارجمان کارتان را تعطیل نکنید ادامه بدهید کمتر، خوب است یک زن هم این را قبول می کند و با عشق انجام می دهد این خیلی بهشتی است و خوب است ولی یک موقع مرد توقع داشته باشد این بی ایمانی است مردانگی نیست این، یا چیزهای دیگر. خیلی از احکام داریم که قرآن می فرماید زور می آورد به شما. به چه شما زور می آورد؟ به حیوانیت شما زور می اورد شما دقت کنید به انسانی شما لطمه نمی زند. اگر زور آورد بهتر بگذار زور بیاورد؟ زودتر آدم می شویم، هر چه به حیوانیت ما فشار آورد ما بهشتی تر می شویم به خاطر این احکام را قبول کن. چون خدا می فرماید زور می آورد به شما. به چه شما زور می آورد؟ به حیوانیت شما زور می آورد. شما دقت کنید به انسانیت شما لطمه نمی زند. اگر زور آورد بهتر بگذار زور بیاورد؟ زودتر آدم می شویم. هر چه به حیوانیت ما فشار آورد ما بهشتی تر می شویم به خاطر خدا این احکام را قبول کن. چون خدا می فرماید این احکام را برای تو نفرستادم برای توی زن یا مرد برای بخش انسانی تان فرستادم. بخش انسانی کیف می کند. کدام بخش ناراحت است از احکام؟ بخش حیوانی ناراحت است خوب ناراحت شود بگذار ناراحت شود، ناراحتش کن. داری می ترکی از حسادت بترک خوب است اگر این جا بترکی. چون آن وقت تو جهنم حسادت نمی روی. جهنم حسادت چند قرن اخرتی طول می کشد از آن دربیایی. می خواهی بروی برو. چند قرن آخرتی طول می کشد به خاطر چند روز دینایی می توانی چند قرن آخرتی بایستی توی جهنم برو، خفه اش کن همین جا، اگر یک عزیزی داری که خیلی برایت عزیز است، به یک کسی دیگر هم محبت کرد به یک کسی دیگر هم خوبی کرد، مادر و پدرت به داداشت بیشتر محبت کرده اند نسوز، به خواهرت بیشتر محبت کردند نسوز، بسوزی آن جا جهنم است، این حسادت است. غلط است این که پدر و مادر این کار را انجام دهند تو نباید بسوزی، اصلاً هنر انسان این است که توی جهنم برود و سالم برود نه این که ما در معرض حسادت قرار نگیریم حسودی نکنیم خوب این که هنر نیست که. این که از صراط ردّت می کنند توی جهنم یعنی همه جهنم تو را محاصره کرده است و تو نباید بسوزی و رد شوی، بگویی رد شدیم و خاموش بوده باید یک کسی بیاید اعصابت را خرد کند و حسادتت را تحریک کند و تو حسود نشوی و نسوزی، نسوزی. یک کسی می خواهد لَجت را درآورد اعصابت را خرد کند تحریکت کند، جاری ات است، باجناقت است، خواهر شوهرت است نمی دانم برادر زنت است نمی دانم هر کسی می خواهد باشد. اذیّت کند بابات می خواهد نیش بزند و تحریک کند ، نشو، وقتی تو کرامت خودت را می دانی بچه حضرت زهرا هستی با دروغ هایی که دیگران می گوین ولو پدر و مادرت بگویند که تو آدم خیلی بدی هستی حالا بگویند مگر تو بد می شوی، مگر توی که جوهرت و گوهرت بچه حضرت زهرا است، یک گوهری که حتی گناه و معصیت هم قیمت تو را پایین نمی آورد، جز این که یک گرد رویت می نشیند باید این گرد را پاک کنی، آن وقت اگر یک کسی تحقیرت کرد، فحش به تو داد به مادرت به پدرت حتی پدر و مادرت آمدند به تو فحش دادند هان اذیت نشو. برای این که دروغ است هر فحشی به ما بدهند. آدم از یک دروغ ناراحت می شود، دارد دروغ می گوید گناهش هم گردن خودش، تو چرا ناراحت می شوی، یک خانمی آمده بود می گفت که من، داشت بنده خدا دق می کرد. یک وضعی جداً داشت جدا می شد. گفت شوهرم را اصلاً نمی توانم تحمّل کنم به مادرش خیلی محبّت می کند گفتم این که خیلی آدم خوبی است این کارها را می کند. این که تو می خواهی این، این کارها را نکند تو مریضی، تو بدبختی که می خواهی همه ی عاطفه ات را شوهرت را ارضا کند تو خیلی بیچاره هستی که این قدر فقیر هستی، تو با خدا می توانی خودت را راضی کنی با اهل بیت می توانی خودت را راضی کنی. ناراحتی از این که شوهرت رفته به کسی دیگر محبت کرده اگر می خواهی پسر انتخاب کنی؟ پسر خوب علامتش این است که نسبت به پدر و مادرش نیکو کار است این شوهر خوب است. تو به شوهرت می گویی نیکو کار نباش. خوب فردا این که قدر پدر و مادرش را نداند تو را هم لِه می کند. اصلاً گدایی عاطفه چه است این چه صیغه ای است که ما گدای عاطفه ی دیگرا نباشیم ولو این که همسرمان باشد مگر ما نمی توانیم از جای دیگر خودمان را اشباع کنیم از جاهای پاک، بهتر، قیمتی تر ، ماندنی تر، خالص تر، برای چه حسادت کنیم که فلانی به غیر از من کسی دیگر را هم دوست دارد. او را هم تحویل می گیرد به او هم محبت کرده است. کرده که کرده. تو چرا کم می آوری. تو چرا ناراحتی. خاموش کنیم این آتش ها را توی وجودمان اگر دیر بجنبیم و متولد شویم آن طرف اصلاً سر هیچ و پوچ قرن ها باید بروی توی جهنم بسوزی، به خاطر هیچی که کی به کی محبت کرد؟ خوب کرد که کرد. کوچک نکنید خودتان را. مُؤمِنٌ بِکُم وَ بِما امَنتُم بِه، کافِرٌ بِعَدُوِّکم وَ بِما کَفَرتُم بِه. من هم به دشمن شما کافرم به فرهنگی هم که شما کفر می ورزید، کفر می ورزم. هر فرهنگی را شما بگویید بد است من هم می گویم بد است، هر فرهنگی را که شما بد بدانید من هم بد می دانم. آقا فرهنگ بد حجابی بد است، فرهنگ بی حجابی بد است. فرهنگ فحشاء و منکرات بد است، فرهنگ روابط آزاد بد است، فرهنگ حرام خوری و بی مبالاتی و گران فروشی و کم فروشی بد است، حضرت می گوید من کفر می ورزم به این فرهنگ تو هم کفر بورز، تو هم متنفّر شو از این که آن ها متنفّر هستند. ولی واقعاً خدا وکیلی ما می توانیم به اهل بیت بایستیم بگوییم خدا را شاهد می گیرم شما هم شاهد باشید به آن جا شما ایمان آوردید من هم ایمان آوردم. هر چه را شما به آن کافر هستید من هم به آن کافرم، می توانی بگویی، ببین در زندگی چه چیزهایی را اهل بیت می گویند نباید باشد و تو عاشقانه دوست داری باشد. او می گوید نباشد تو می گویی باشد. بعد تو نزدیک می شودی به این منبر، منبر قیامتی پیامبر همین جا است. همین جا است. بچه حزب الهی رفته است خواستگاری یک دختر خوب متدین. خوب، ولی می گوید من باید موسیقی گوش کنم، چادر هم نمی توانم سر کنم، این کار را هم نمی توانم بکنم خوب آخر بابا عزیز من، دختر من دختر فاطمه زهرا هستی. اصلاً برازنده ی ما نیست این جوری، آقارفته خواستگاری دختر خانم به او گفته که من اصلاً آدم متعصبی نیستم، کلمه را نگاه کنید. آدم متعصبی نیستم آدم یوبسی نیستم، خر مقدس نیستم. شادی به جای خودش، عزا به جای خودش ، محرم و صفر سینه می زنم، عروسی هم می رقصم، خوب نمی شود عزیزمن هیچ فقیهی به شما اجازنمی دهد هیچ امامی به شما اجازه نداده است، هیچ متخصصی به شما اجازه نداده این کار را بکنی، کراوات بزن والله اشکال دارد شما کراوات بزنی، این چه کاری است، کراوات صلیب بوده است اول بعداً تبدیل به کراوات شده است اشکال دارد برای چه می زنی؟ این چه کاری است؟ مَن تَشَبّهَ بِقَومٍ نَصُو مِنهُم. هر کسی لباس هر گروهی را بپوشد در روز قیامت از آن گروه محسوب می شود، با آن ها محشور می شود، چه تعصبی داری لباس بد بپوشی. چرا این جوری می کنی، تو از این فرهنگ خودت متنفّر باش، قیامت براساس دلتان محشورتان می کنند اگر دلتان بخواهد باز هم بگویی رعایت می کنم در دلت قند آب شود یک موقع بتوانی، چه قدر خانم حجاب دار داریم آرزویشان این بود که یک زمانی بتوانند حجابشان را بردارند یک جایی بروند که مجبور نشوند حجابشان را رعایت بکنند، چه قدر داریم آدم های این جوری. این نمی تواند به امام بگوید من آن کسی که تو بدت می آید من بدم می آید چون کسی که او بدش می آید تو خوشت می آید، نمی توانی، شوهرت نمی گذارد تأثیرات اجتماعی نمی گذارد، نشانه اش همین است وقتی می خواهی بروی خارج از کشور وقتی هواپیما بلند می شود، از مرز رد می شود، یک چیزی دیگر می شوی تو. تو کافر به همان چه که ائمه ایمان آوردند به آن می شوی . حالا چه قدر خانم داریم با همین کفر بلند می شود می رود امام رضا را زیارت می کند. با بی حجابی می رود امام رضا زیارت می کند، امام زاده ها را زیارت می کند، حضرت زینب را زیارت می کند سر خودش را هم کلاه می گذارد، معصیت کبیره انجام می دهد با آثار طولانی بعد زیارت مستحبی هم انجام می دهد.