جلسه 007 - مقام محمود
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - مقام محمود

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

درجلسه گذشته بحث مان در مقام محمود رسيد به اينجا كه ما بايد مقام محمود را آرزو بكنيم و اين آرزو لوازمي دارد. «يبلغني المقام المحمود لكم عندالله» اي امام حسين من از خدا مي خواهم كه خداوند مرا به مقام محمودي كه شما نزد خدا داريد برساند. راجع به اين صحبت كرديم كه ما تصوير مقام محمود را كه إنشاء الله امشب مي خواهم روايتش را براتيان بخوانم در قيامت كه مي بينم و ترسيم كردن براي ما مقام محمود را كه مقام محمود يك چنين مقامي هست كه نزديكترين حالت معصومين (عليهم السلام) به خداوند تبارك و تعالي وظهور اين قرب الاهي و اينكه او صادر نخستين هست، اولين مخلوق خداست. اسم اعظم خداست. هيچ كس به اندازه او و آلش به خداوند نزديك نيستند. اين ظهور در قيامت دارد. ما بايد با اين مقامي كه قرار است ظهور كند آنجا، اينجا پيوند بخوريم و اين هم يك لوازمي دارد. ادراك اينكه «لا حبيب إلا هو واهله» هيچ حبيبي جز او و اهلش نيست. ادارك جايگاه آسماني و الاهي پيامبر و آلش بدون اينكه ما ادراكي از اين مسئله داشته باشيم، تمناي رسيدن به آن مقام صرفاً يك تمناست. ما بايد آن مقام را به رسميت بشناسيم براي اهل بيت بدانيم اينكه آنها اهل اين مقام هستند و بخواهيم كه در اين مقام براي اينها به ظهور برسد. علت اينكه گفتم بخواهيم اين مقام براي آنها به ظهور برسد علتش اين نيست كه آنها احتياج دارند اينكه ما آن مقام را آن ظهور را براي آنها بخواهيم به نفع خود ماست. شناختن آن مقام، دوست داشتن ظهور آن مقام اينكه ما بخواهيم به آن مقام برسيم. من يكي دو تا روايت بخوانم تا برسيم به تصوير اين مقام. از امام باقر (عليه السلام) كه از جابربن‌عبدالله انصاري از علي بن ابيطالب مي فرمايد: كه شنيدم كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: در روز قيامت كه مردم محشور مي شوند نداكننده اي مرا ندا مي كند يا رسول الله, خداوند مكنت داده تو را كه به دوستانت و دوستان اهل بيتت جزاء دهي. اين نگاه، نگاه خيلي مهمي است كه پيامبر كي هست كه آنجا جزاءدهنده است. مالك يوم الدين يعني اينكه مالك يوم الجزاء دين يعني جزاء كي جزاء مي دهد؟ خدا،‌ خدا جزاء دادن را به كي مي سپارد؟ به پيامبر مي سپارد خوب دقت كنيد خيلي مهم است. در قرآن مي فرمايد: «إنّ إلينا إيابهم ثم إنّ الينا حسابهم». بازگشت مردم به سوي ماست حساب مردم همه با ماست. كلمه جمع يادتان باشد. هر وقت امر قرآن جمع آمده خداوند مي گويد ما خداوند جداي از خودش چهارده معصوم نور مقدس را و ملائكه را بعنوان واسطه فيض كار مي كنند ازشان ياد مي كند. گاهي وقتها مي گويد من اين كار را كردم. گاهي وقت ها مي گويد چي؟ ما اين كار را كرديم. ما هر وقت آمد يعني خدا و چهارده معصوم و فرشته ها. «إنّ إلينا ايابهم» يعني بازگشت شما به سوي ماست و بازگشت مردم. «ثم إنّ علینا حسابهم» حساب مردم هم با ماست. ما بايد حسابش را بكشيم. آن وقت در جامعه كبيره مي خوانيم چي؟ «إياب الناس إليكم و حسابهم اليكم» بازگشت مردم بسوي شماست. يعني مرجع شما هستيد كه برمي گرديد به سوي شما مردم و حساب مردم هم روز قيامت با شماست. همه كاره قيامت پيامبر و آل هستند. اين چهارده نفر همه كاره قيامتند. خوب توجه بفرماييد. حالا مي فرمايد كه خداوند مكنت داده به تو اين اجازه را به تو داده كه به دوستانت و به دوستان اهل بيتت جزاء دهي. چون آنها دوستند با دوستات و دشمنند با دشمنانت بخاطر تو. حتي نمي گويد به خاطر من. به خاطر كي؟ به خاطر تو فهم اينكه خداوند كل جريان خلقت را از روز اول سپرده به اين چهارده نور مقدس فوق العاده مهم است كه پيامبروآل كي هستند واقعاً. پيامبر كي واقعاً پيامبر اسم اعظم خداست. خودش اسم اعظم است. پيامبر اولين تجلي خداست. پيامبر كسي است كه خداوند از نور او بقيه انوار و بقيه موجودات را خلق كرده است. اينكه اميرالمؤمنين و امام زمان كه مي فرمايند: مردم مخلوق ما هستند. دقت كنيد مقام چقدر بلند است. بعضي از عزيزان براي من نامه مي نويسند مي گويند شما نگوئيد اهل بيت تجلي خدا هستند. ما نمي گوئيم خود اهل بيت مي گويند قرآن مي گويد: « نحن صنائع ربنا والخلق وعد صناعنا » ما ساخته خدا هستيم و خلق ساخته ماست. درحكمت متعالي، در فلسفه دراثبات عقلي و رياضي شده، جداي از بحث ديني اش، اثبات شده كه خداوند موجودات را با موجود ديگري خلق كرده است. قيامت همه چيز دست پيامبر و آل است. مي شود مقام محمود مي گويد. هر كس را مي خواهي شفاعت كن ببر پيش خودت؛ يعني چي هركس را مي خواهي خداوند به كي اذن مي دهد. هر كسي را مي خواهي شفاعت كن. جزاء بده. «مكافات كن به ايشان هر طور كه مي خواهي». هر طورمي خواهي اين نشان مي دهد كه خواست خدا با خواست پيغمبر چي هست؟ يكي هست. مثل اميرالمؤمنين كه « علي مع الحق و الحق مع العلي» پيامبر را ببين چه جوري حرف مي زند. خيلي مهم است. اين نوع حرف زدن علي با حق است و حق با علي مي فرمايد: « اللهم ادر الحق حيث دار العلي» خدايا حق را آنجايي ببر كه علي مي رود. نمي گويد علي را تابع حق كن. مي گويد حق را تابع كي كن؟ علي كن. يعني اينقدر عينيت هست بين علي و حق كه مي گويد حق تابع علي باشد. حرف زدن معصوم را نگاه كن چه جوري حرف مي زند. «پس من مي گويم اي خدا به آنان بهشت را اعطا كن و اين هست مقام محمود كه وعده كرده شد». حالا شما ببينيد رفيقت با كي، خدا كي را به شما داده،‌ خدا كي را باباي شما قرار داده. پيامبر و آلش را‌، ما چه جوري از خدا تشكر كنيم كه خدا ما را فرزند حقيقي پيامبر و آل قرار داده، نه فرزند اعتباري. يعني ما را از آنها خلق كرده؛ يعني حقيقت آسماني و ابدي ما از آنها خلق شده. ما چه جوري خدا را شكر بكنيم به اينكه رابطه پيامبر و آل با ما ميلياردها برابر قوي تر و شديدتر از رابطه پدر و مادر با ماست. اين را كي مي تواند شكرش را به جا آورد. اصلاً‌ چند نفرمي فهمندش كه بخواهند شكرش را بجا آورند. تا حالا شده يك فس گريه بكني، يك دل سير و ذوق زدگي از اين نعمت. تا حالا شده اينقدر ذوق زده شويم و چند ساعتي گريه كنيم. از اينكه آنها را به ما دادند. شده يكبار بروي به حرم امام رضا بنشيني از اينكه امام رضا را داري خوب گريه بكني و كيف بكني. كي مي فهمد اينها را. قربان امام رضا بروم. كور را شفا داده چشمش داده،‌ اين فهم ماست. يك چشم شفا دادن معجزه است. يا به قول استاد ما خود چشم معجزه است. خود چشم كه ما داريم الان قدرش را نمي دانيم و شكر كنيم. بعد يك نفر كه گرفتند و دادن اين معجزه مي شود. چشم و سلامتي معجزه است. يا امام رضا كه خودش در اختيار ماست. اين معجزه است. يا اينكه آن باباي ماست. امام زمان پدرمان است. فاطمه زهرا مادرمان است. تا حالا شده از اين نعمت به رقص بيايد. به وجد بياييد. تا حالا شده بيحال و سرمست بيفتيد از اينكه خدا دارد با شما چكار مي كند. تا حالا شده پايت را داري مي گذاري توي اينحرم مقدس ببيني خدا دارد چقدر نوازشت مي كند. چندتا بزرگوار دارند تو را استقبال مي كنند و نوازش مي كنند. چقدر فرشته دوربرت مي ريزند اينجا. وقتي پات را ميگذاري اينجا خيلي بد هست آدم اين جوري بميرد و نفهمد خدا چكار كرده باهاش و هي طلب هاي طبيعي و حيواني داشته باشد از خد. نفهمد كه خدا چكار كرده باهاش. تا حالا شده يك چند ساعتي بنشيني حمد خدا را بجا آوري به اينكه خلق شدي. به اينكه از انوار طبيه خلق شدي به اينكه اينها اصل و ريش تو هستند. به اينكه بازگشت شما به اينهاست. «وإن لينا حسابهم » و از آن طرف هم فرمود: « وحساب الناس إليكم» حساب مردم با شماست. اين مقام محمود است. حالا تو خودت مي خواهي به اينجا برسي. مي خواهي به اين مقام خودت برسي. علامه مجلسي دربحار جلد هفتم صحنه 235 روايت كرده است از تفسير فرات ابن ابراهيم با سلسله سند متصل از حضرت امام صادق (عليه السلام) از پدرانش،‌ از پدرش و پدرانش كه حضرت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «خداوند تبارك و تعالي به من وعده داده است كه در روز قيامت چون اولين و آخرين را حاضر گرداند به من مقام محمود را بدهد و البته خداوند به وعده خودوفا مي نمايد». اين وعده ظهورش آنجاست. تو بايد چشم داشته باشي اينجا نگاه كني وعده را مقام را بايد اينجا ببيني. مقام را اينجا ديدن خيلي مزه دارد تا بايستي آنجا ظهورش را نگاه كني. «چون روز قيامت برپاگردد براي من منبري نصب كنند». شما دقت كنيد اين را كه اين يعني چه آنجا منبر نصب مي شود صحنه را دقت كنيد «صحنه محشر همه اولين و آخرين در آن صحنه جمع هستند كه هزار پله دارد. من از پله ها بالا مي روم تا بر فراز آن قرار مي گيرم. در اين حال جبرئيل لوای حمد را مي آورد و در دست من مي گذارد و مي گويد اي محمد (صلي الله عليه و آله) اين است آن مقام محمودي كه خداوند تبارك و تعالي به تو وعده كرده است. آنگاه من لوای حمد را در دست علي مي گذارم. پس از آن رضوان، خازن بهشت مي آيد و كليدهاي بهشت را مي آورد و مي گويد اي محمد (صلي الله عليه و آله) اين مقام محمودي است كه خداوند تبارك و تعالي تو را به آن وعده داده است. پس اين كليدها را در دست من مي گذارد و من در دامن علي ابن ابيطالب مي گذارم. لواح حمد را دست من مي دهد. من مي دهم دست علي كليدهاي بهشت را هم مي دهد به من‌، من مي دهم دست كي؟ دست علي،‌پس مالك ( مالك خازن جهنم است رئيس جهنم) مي آيد و مي گويد اي محمد (صلي الله عليه و آله) مي آيد اين است آن مقام محمودي كه خداوند تعالي به تو وعده داده است و اين كليدهاي جهنم است. با اين كليدها دشمنان خوت و دشمنان امت خودت را در آتش بيفكن. من كليدها را مي گيرم و در دامن علي ابن ابيطالب مي گذارم». دقت كنيد كه چگونه ختم مي شود به ولايت. بحث ولايت شايد عزيزاني كه تازه آمده اند دركلاس عرض كردم عزيزاني كه تازه مي آيند سر كلاس حتماً ‌بيايند سير بگيرند، ‌سير مطالعاتي و با كلاس هماهنگ بشوند. خيلي از مطالب كلاس برايشان ابهام نداشته باشد. تو ولايت اين را مفصل توضيح داديم كه چه ربط منطقي بين ولايت خدا و ولايت رسول الله و ولايت اهل بيت (عليه السلام) است و همچنين ولايت اهل بيت با ولايت فقيه مفصل توضيح داديم. آنجا عزيزاني كه خواستن به آنجا مراجعه كنند «و در آن روز بهشت و جهنم از عروسي كه نسبت به شوهر شنواست درباره من و علي شنواتر و مطيع ترند. حالا دقت كنيد اينجا را و اين است مفاد گفتار خداي متعال در قرآن كريم سوره ي ق آيه 24: « أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ»». القيا فعل چي است؟ مفرد است يا تثنيه است؟ تثنيه است. آقا شما اين آيه را بردار و برو همه جاي دنيا سؤال كن چرا گفته شما دو نفر؟ بندازيد تو جهنم كي را؟ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ هر كافر لجبازي را بيندازيد در جهنم ببينيد. آقا تو تمام دنيا شما اين آيه را بگير دستت منظور از اين دو نفر كه اين دو تا را بيندازيد در جهنم كي هستند؟ برويد سؤال كنيد اين دو نفري كه خدا مي گويد القيا آيه قرآن است. بيندازيد در جهنم كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ عنيد اينها كي هستند. اميرالمؤمنين خودش بعداً اين را ترسيم مي كند مي گويد وقتي من مي نشينيم آنجا چون «قسيم جنة و النار » پيامبر فرمود علي قسيم نار و جنت است. بهشت و جهنم را علي تقسيم مي كند. هر كس مي آيد صحنه را توجه كنيد صحنه اي كه ما نزديك مي شويم به اميرالمؤمنين آنجا مي گويد: هذا لي اين مال من است. بيا و بعضي وقت ها به جهنم مي گويد هذا لك اين مال توست. القيا يعني خودت بينداز. خودتان هر كي را مي خواهيد بيندازيد در جهنم. إنشاءالله يك كاري كنيم وقتي رسيديم نزديك اميرالمؤمنين بگويد: «هذا لي» اين مال من است. اگر بخواهيد اين را بشنويد راه دارد. راهش اين است كه شماها بگويد علي مال ماست. علي مال من است. آن هفته توضيح دادم تو زماني مي تواني اينقدر قرب پيدا بكني به اهل بيت را از خودت بداني. هر چقدر صميمي باهاشون باشي و ازخودت بدانيشان، اين حقيقت تحقق پيدا كرده و اينكه انسان بتواند خودش را فرزند امام زمان، فرزند فاطمه زهرا اهل بيت بداند كار مي برد. صرف دانستن نيست. اين يك مسيري است كه بايد طي بكني تا برسي به جاي كه عاطفه فرزندي نسبت به اهل بيت در وجودت ظهور پيدا بكند و وقتي خودت را از آنها دانستي وقتي داري مادرت فاطمه زهرا را زيارت ميكني ومي گويي «السلام عليك» خطاب خطاب يك بچه است به مادرش پيدا كردن اين عاطفه كار دارد بايد راه بوريم. بايد طي بكنيم. بايد زحمت بكشي تا اين برايت تجلي پيدا كند. تا اين حجاب برود كنار و بفهمي فرزند فاطمه زهرا هستي. قبل از اينكه فرزند كسي ديگري باشي. يك خانمي را امروز به من معرفي كردند گفتش كه اين تو پرورشگاه بزرگ شده. حالا خيلي دارد غصه مي خورد كه پرورشگاهي حالا دارد دنبال بابا و ننه اش مي گردد. گفتم اين بايد بابا و ننه اصلي اش را پيدا كند. بابا و ننه اي طبيعي چه فايده اي دارد. حالا پيدا هم بكنيم يا نكنيم. اينكه جنبه حيواني دارد. حالا بابا و ننه مان را هم پيدا كرديم. بدختي اين است كه بابا و ننه اي فطريش را گم بكند و با اينها ارتباط نداشته باشد اين خانم را حالا شما ببينيد چه حالي دارد. اين خانم هزار برابراين خيلي بي نهايت بيشتراز اين حال كسي است كه پدر و مادر فطريش را گم مي كند. اينكه نمي فهمد بچه امام زمان است يك عمر كنار امام زمان نفهمي اين بابات. اين خيلي سخت تر است خوب. چون اين پدر و مادر را پيدا بكني با همين ها شرافت داري پدر و مادر تو هر كي مي خواند باشند. كافر باشند چه اشكالي دارد كافر باشند. در بابا و ننه ات را پيدا بكن. انسان كه شرافتش را از پدر و مادر طبيعتش نمي گيرد. شرافت انسان با پدرومادر فطريش است و كي ميتواند با وجود پدرومادر فطري احساس ذلت و خواري بهش دست بدهد. اينكه مي گويم شما بايد مسير طي كنيد برويد يعني چه؟ يعني واقعاً ‌اگر تو خودت را فرزند فاطمه زهرا و امام زمان ميداني، ‌سرشاري از عشق اينها،‌ سرشاري از اين افتخار،‌ ديگريت و هيچ صحنه اي از صحنه هاي زندگي احساس بدبختي مشكل وكم آوردن نميكني. احساس نمي كني آدم پستي هستي. آدم كثيفي هستي؛ حتي گناه هم كرده باشي با اين انتساب خودت را خيلي مهم مي داني. تو اگر بفهمي و مسير طي شود و بفهمي بچه كي هستي، فحش هاي ديگران خردت نمي كند. تهمت هاي ديگران له ات نميكند. از غيبت ديگران عقده اي نمي شوي. از اينكه يك نفر بخواهد باهات كينه دوزي و ناراحتي بكند، با فحش ها و چيزهاي ديگر تحقيرت كند، احساس نميكني باختي‌، احساس تنگنا نمي كني تو،‌ چون تو مي فهمي شرافت حقيق تو در چي است. چقدر بزرگي شما بيا به يك الماس هي بگو گرد و الماس كمش مي شود. حضرت فرمود شما تا وقتي كه (چقدر جالب است) به اينجا نرسيد كه يك الماس يك گوهر دستان بود همه آمدن گفتن گردو شما بگويد نه اين الماس است اين گوهر است. و اگر يك گردو دستان بود همه آمدن گفتن گوهر است. تو بگويي چي؟ گردو است يعني واقع بيني تو اگر واقعيت خودت را ببيني اگر ديده باشي گاهي اوقات الان داري ميشنوي اين را و اين حرفها را كو تا باور كني تا تو خودت ببيني تو اگر باورش بكني اين حرفها را و اين حقيقت را كه فرزند آنها هستي تو نحوه زندگيت،‌ در انتخابات، ‌در ارتباطات،‌ دررفتارهايت و افكارهات فوق العاده تعالي ايجاد مي شود. تو ديگر سراغ انتخابات پست،‌رفتارهاي پست،‌ افكار پست و ارتباطات پست نمي روي. امكان ندارد تن به ارتباطات پست بدهي،‌ خودت شرافت خودت را مي داني چه خبر است وقتي ميداني نيازي نداري براي اينكه از پست ها دوري بكني، فشار به خودت بياوري. تو اگر بفهمي فرزند پيامبروآل هستي، خيلي راحت ميتواني عصباني نشوي،‌ خيلي راحت ميتواني غرغر نكني،‌ خيلي راحت كينه تو دلت نگه نداري‌، چون انسان وقتي مي داند مثل آنها بزرگ است عارش مي آيد اينجوري باشد. وقتي به درون خودش نگاه مي كند چقدر ابطلات دارد و بفهمد فرزند آنهاست خودش خجالت مي كشد شما نگاه كنيد وقتي سيدالشهداء مي خواهد بگويد من زير بار ذلت نمي روم مي گويد مي دانيد من از چه پستاني شيرخوردم. مي گويد رحم هايي كه ما در آن پرورش پيدا كرديم و صلب هاي كه ما از آن بيرون آمديم ابا دارند از اينكه ما زيربارذلت برويم. هيهات من ذلة يعني اينها تو بحث السلام عليك يا ابن رسول الله، ابن اميرالمؤمنين، ابن فاطمه زهرا توضيح داده ام اوايل زيارت عاشورا انتساب خيلي مهم است ما مي گوييم تو پسر آني آدمي كه حواسش هست بچه كي است. اين خيلي راحت ميتواند زير بار كثافت كاري و آلودگي و پستي و دناعت نرود. خيلي راحت مي تواند حسود نباشد. چون مي فهمد حسادت يعني نهايت پستي آدم. راحت مي تواند بزرگوار شود و كينه هيچ كسي را در دل نداشته باشد. راحت مي تواند رقابت با هيچ كس برقرار نكند. چشم هم چشمي با هيچ كس نكند. چون مي داند رقابت و چشم هم چشمي معلول حس حقارتي است كه انسان در وجودش به آن دست مي دهد. مسابقه تو اينكه ما دنياداري بكنيم و اينكه ديگران از يك نعمتي برخوردارند و ما نيستيم اين خيلي كوچكي براي آدم مي آورد. اصلاً‌ حكايت از كوچكيست. تو باور كن فرزند رسول خدا هستي. آن وقت راحت تن به هر كوچكي نمي دهي، عارت مي آيد حسادت بكني عارت مي آيد خودخواهي بكني،‌ عارت مي آيد خودپسند باشي، عرات مي آيد اهل سوء ظن و بددهني و بدگماني باشي. اصلاً‌خودت نمي پسندي باطنت نمي پسندد. همانطور كه سيدالشهداء فرمود: ذلت را ما نمي پسندند آن رحم ها و پشت ها خوب آن فرزند اميرالمؤمنين بودند اين پر از عاطفه است ولي نيازمند عاطفه كسي نيست. تشنه و گداي عاطفه كسي نيست نه همسرش و نه پدرومادرش و نه هيچ كس ديگر ما الان چقدر داريم چون مادرش به آن يك حرفي زده باباش يك حرفي به آن زده شوهرش به آن يك چيزي گفتته. زنش به آن يك چيزي گفته به شدت احساس بدبختي و حقارت مي كند. خوب معلوم است كه تو خودت را نمي شناسي. تو همه محبت را همه محبوبيت را و اعتبار را در اين ديده اي كه همسرت به پسندت دوست داشته باشد. بابا و ننه ات و مردم دنيا بخواهند تو. اين كار هر كسي نيست كه بگويد.

از مهرت اي خورشيد جان/ چون ذره ام هر سو روان/ مجذوب حسن ديگران/ اي ماه خوبان نيستم.

كار هر كسي نيست. كار كسي است كه بفهمد كي است. ما همه را دوست داريم به بلنداي ابديت. همه خواهر و برادرهاي ما هستند. همه را آنجوري دوست داريم كه خدا دوست دارد. آنجوري دوست داريم كه رسول خدا و اهل بيت دوست دارد. بهشان همان جوري نگاه ميكنيم و احترام مي گذاريم؛ اما كسي اگر به ما احترام نگذاشت كسي ما را دوست نداشت يا كسي هر چقدر كه دوست داشت ما را دوست داشته باشد. اصلاً ‌فرقي نمي كند. كم است. زياديش،‌ بودنش يا نبودنش. اصلاً‌ من درگرو مردم نيستم. در گرو علايق مردم نيستم. «پس از آن من چنان مي ايستم و حمد و ثناي خداوند را به جا مي آورم كه قبل ازآن هيچ كس چنين حمد و ثناي بجا نياورده» خوب دقت كنيد مقام محمود چي است و شما بايد به چه شناختي درثناي حق تعالي برسيد به چه فهمي ازحمد برسيد كه بتوانيد چنين حمد خداوند را بكنيد. اينها را در جلسه صحفيه سجاديه شروع كرديم. آنهايي كه مي خواهند بفهمند حمد چي است. باطن حمد چي است. مقامات حمد چي؟ آثار حمد چي است، چه جوري اين حمد را بجا آورديم. مثل پيغمبر و با حمدمان به پيغمبر نزديك شويم اين بايد آن جلسات را حتماً ‌تعقيب بكنيد. جلسه اي كه تازه شروع كرديم در صحيفه سجاديه

«و پس از آن حمد و ثناي ملائكه مقربين را بجا آوردم». اين هم فوق العاده مهم است كه انسان وقتي نگاه بهخلقت مي كند و ساختمان خلقت را نگاه ميكند. متوجه باشد كه بگويد الحمدلله رب العالمين و تشكر بكند از ملائكة الله. بايد رفت آمد با ملائكه الله برقرار بكند بايد قسمتي از ذهنش فضاي ذهنش و دلش و وقتش صرف ثناي ملائكه الله شود. عزيزاني كه شب هاي احياء به ما ميگويند شما بيائيد براي ملائكه الله صلوات بفرستيد براي جبرائيل،‌ مكائيل،‌ اسرافيل،‌ عزرائيل كه اركان عالمند اين چهارتا چهار ركن عالمند كه اين چهار ركن از شئونات رسول خدا هستند. اينها اين چهار نفر يعني خداوند اين چهار نفررا از رسول خدا خلق كرده از شئونات خود پيغمبر هستند. حساب و كتاب پشت اين صلوات ها هست كه ما مي نشينيم شب قدر 13 تا 14 تا 15 هر چي براي ملائكه الله ولي نبايد كار آن شب هاي ما باشد بايد كار هر روز ما باشد. ما در روز بايد به فكرملائكه الله باشيم. بفهميم كه اين ملائكه الله براي ما چكار دارند مي كنند شما يك كمي چشمانتان را باز كنيد يك مقدار تمرين بكنيد بارها عرض كردم اين را يك كمي ما تمركز داشته باشيم در عالم مي بينيم ملائكه الله چقدر رفت و آمد دارند. چه كارها كه نمي كنند. اين همه كار را ملائكه الله انجام ميدهند. وجود تك تك من و شما پر از ملائكه الله هست يك خانم باردارمي شود آقا مي فرمايد اين ملائكه الله جنين را پرورشش مي دهند. در رحم مادر به پيشاني مادر يعني وجه مادر وجه مادر يعني روح مادر؛ يعني چيزي كه زن با خودش دارد. 55 درصد خودش 45 درصد هم از مرد گرفته تا لقاح پيدا شده. همه چيز دست مادر است. نگاه مي كنند و بچه را ترسيم مي كنند. هر چي دارد ترسيمش مي كنند. ملائكه الله دارند اين كار را مي كنند. يك بچه سالم متولد مي شود. نگاهش مي كنيد كار ملائكه الله هست. 160 هزار ميليارد سلول را به اين قشنگي چيدن،‌ چشم و ابرو و مژه و گوش و بيني آن صورت ها قشنگ بچه ها را ديده ايد. طراحي را دقت بكنيد. ما عادي روي مي شويم مني بود و شد بچه. « أفريتم ما تمنون ءأنتم تخلقون ام نحن خالقون» مني كه شما مني كرديد. آن مني را شما خلقش كرديد. كرديد انسان يا ما داريم اين كار رامي كنيم. ما،‌ ما داريم اين كار را مي كنيم يك خانم يك نطفه اي را دريافت مي كند بعد از 9 ماه مي بينيم يك موجود بي نظير بيرون مي آيد.‌ موجودي كه هشت هزار سال بيش ازهشت هزار سال نزديك به تاريخ خلقت بشر بشر دارد تلاش مي كند بشناسد. نتوانست بشناسد. فقط بدنش را . روح كه بماند. موجود با عظمت «و كنت و لعالم الأكبر» حضرت علي (عليه الشلام) مي فرمايد: عالم اكبر درتو پيچيده شده است. بهشت و جهنم را خدا در انسان جا كرده است. چقدر عظمت. ملائكه الله كارشان خيلي قشنگ است. نگاه كنيم ما اين ملائكه الله را. دانه ها را نگاه كنيد كه ملائكه الله اينها را چقدر قشنگ تبديل به گل مي كنند. وقتي يك دانه پرتقال مي خوري يك دانه نارنگي مي خوري موز مي خوري انار ميخوري بازش كن نگاه كن كار ملائكه الله را،‌ دونه دونه با دست اينها را چيده اند كنار هم. قشنگ فكر كن خوب نگاه كنيد تو واقعاً ‌مي تواني يك جواهري در جواهرات عالم زيباترازاين ميوه ها بشناسي. مي تواني. مي شود شناخت يك جواهري يك دانه از اين ميوه ها را باز كنيد. آقا آدم حيرت درحيرت،‌ چه مي توانيم بگويم. علامه مي گفت به من بگو اين سيب را ترسيم كن من چه مي توانم از يك سيب بگويم. هر چه بگوئي تمامي ندارد از يك سيب بگو. چي مي توانيم بگويم. ما همين جوري گاز مي زنيم مي خوريم تمام مي شود مي روي پي كارش. هيچي همين طوري. همين فقط براي اين دادن به ما يكبار يك ده دقيقه پرتقال را برداريد روي پوستش فكر بكنيد. در آن نرمي داخلش را نگاه بكنيد. توي موز را نگاه بكنيد چينش ها را نگاه بكنيد. انار را نگاه بكنيد ببينيد به وجود نمي آورد انسان را به سجد واردار نمي كند انسان را. يك گل را بگير دستت يك ذره فكر كن بابا برگ را بگيرد دستت برگش را بگير فكر كن. يك مقدار آب به اين قشنگي تا به حال از آب به اين قشنگي سراغ داريد. زيباتر از آب يك ذره بهش فكر كن. چي است اين. «يكان عرشه علي الماء و جعلنا من الماء كلّ شئي حي» آب چي است؟ وقتي مي روي به حمام دوش مي گيري اين قطرات اين جواهرات همين جوري دانه دانه مي آيد سرازير مي شود روي بدنت، نگاه كن فكر بكن. تا اينها را نتوانيد شما انجام دهيد و تا اين ارتباط را برقرار نكرديد نميتوانيد بفهميد كه چرا در آن موقعيت رسول خدا روي پله هزارم ايستاده بعد از حمد خدا ملائكه الله را حمد مي كند. ملائكه الله كي هستند؟ كه اينقدر به ما نزديك با ما در ارتباط دارند. براي ما كار مي كنند خدمت مي كنند يكسره. ما چقدر از اينها دور هستيم. طرف مي گويد كه اين نيرو خدماتي كه در شركت مان هست در مدرسه مان است در كارخانه هايمان است مي آيد جارو مي كند. چايي مي آورد. آخر سال يك پولي جمع مي كني بدهيم به اين نيروي خدمات عيدي. آبدارچي،‌ نيروي خدماتي نميدانم چي، رفتگر محل. اين را مي فهميمي بابا ما يك ذره چشممان را باز كنيم اين خدمتگزاران عالم اين قواي عالم را بهشان احترام بگذاريم. با آنها ارتباط برقرار بكنيم. تكريم بكنيم از اينها. بد زندگي نكنيم. مثل يك حيوان كور بيايي و كور برويم دور از جان حيوانات،‌ما هر وقت مي گوييم حيوان آنها مي گويند ما خوب مي بينيم ما خوب مي بينيم ما خوب شكر خدا را به جاي مي آوريم. درسوره بقره آيه 74 قرآن انسان ها را به پنج دسته تقسيم مي كند مي گويد بعضي از شماها جماد هستيد. قيمت شما به اندازه يك سنگ است و بيشتر از آن ارزش نداريد. چون مي گويد بيشترازآن خاصيت نداريد. بعد مي گويد « أو أشد قسوة» شما بعضي هايتان از سنگ بدتريد. سنگ ها شعور دارند. سنگ ها وقتي اسم خدا را مي شنوند يك تكاني مي خورند و « إن منها لما يهبط من خشية الله» سنگ ها وقتي اسم خدا را مي شنوند خشيت مي گيرد آنهارا،‌ خشيت مربوط به موجودي است كه معرفت دارد موجود بي خشيت كه نمي تواند بيايد سراغش. پيامبر فرمود: «ربّ مركوب خيرمن راكب» چه بسيار مركب هاي كه ارزششان ازصاحبانشان بيشتراست. «أنه اكثر ذكرا من» چون بيشتر از صاحبش ذكر خدا را مي گويد. حالا ما همين جوري نگويم. جماد، پست تر از جماد. بعضي ها را مي گويد. «اولئك كالأنعام» خيلي مهم است يكي مثل حيوانات شود يعني مثل حيوانات كمالات داشته باشد كم هم نيست اينها حيوانات حياء دارند. خيلي آدم ها بي حياء هستند. حيوانات غيرت ناموسي دارند ولي ما الآن چقدر آدم ها را داريم كه غيرت ناموسي ندارند،‌ حيوانات امانت دارند چقدر آدم داريم كه تو امانت خيانت مي كنند. حيوانات وفا دارند چقدر آدم داريم كه قدر محبت ديگران را نمي دانند. شجاعت و عرضه و لياقت و تشكر و قدراني از محبت پدرومادر و همسران و فرزندان را ندارند. چقدر از ماها با خودخواهي زندگي ميكنيم. حيوانات حاضرند دست از وحشي گريشان بردارند. از نيش زدن و اذيت كردن ديگران بردارند حيوانات نماز دارند. «كلّ قد لم صلاته و تسبيح» كه «اولئك كالأنعام» خدا نمي خواهد بگويد اين مثلاً رياضيات مسئله را بيان مي كند مي گويد حدش اينقدر است. « بل هم اضلّ» پست تراز حيوان ها هستند. چون آن خواص حيوانات را بروز نمي دهند.

يك گروه هم هستند كه مؤمنند كه مؤمن انسان حقيقي است. چشم باز كنيم آدم باشيم و خودمان را به مرز بالاتراز حيوانات برسانيم وإلا هر چه ما الآن بگويم مثل حيوان فردا حيوانات يقه ما را مي گيرند مي گويند چرا تو اينها را به ما تشبيه كردي. ما بي حايي كرديم، ما بي غيرتي كرديم، ‌ما عروسي هاي آن جوري راه انداختيم. ما جشن تولدهاي آن جوري رفتيم. ما ناموسمان را بزك كرديم آورديم به خيابان. ماخيانت در امانت كرديم مي گويند.

«پس از آن حمد و ثناي انبياء و مرسلين را»؛ اين حمد و ثناء انبياء و مرسلين خيلي خوب است. من بارها به شما عرض كردم كه سعي كنيد كه خدا خيلي از انبياء به بزرگي ياد كرده شوخي نيست اينها، ‌اينها مظاهر الاهي هستند. اينها خلفاء الاهي هستند. اينها عواملي بودند كه از اول خلقت تا الان دين خدا را بدست ما رساندند. اينها فقط عامل بقاءاند. عشق و معشوق من و شما بودن با خون دلهاي كه تك تكشان خوردند. سلام ببينيد چقدر جالب سلام سلام سلام. قرآن را نگاه بكنيد علي ابراهيم. علي نوح في العالمين،‌ چه سلام هايي خدا با انبياء مي كند خيلي حرف است. «الله»، رب العالمين تبارك و تعالي درو مي فرستد بر انبياء و خودش ما مي فهميم اين حمد را كه وقتي خدا مي گويد سلام علي نوح في العالمين ما هم مي توانيم با خدا هم زبان شويم. بگوييم سلام علي نوح في العالمين ميدانيد نوح كي است.

اصلاً‌ اين سه جلد كتاب را من در برنامه خيلي از عزيزان نوشته ام آنهايي هم كه ننوشتم اين سه جلد كتاب كوچك است. يك ساعت هم بيشتر خواندنش وقت نمي گيرد. ساحل‌-شب شكن- رقص كوه. اين سه جلد را همه از مؤسسه بگيرند بخوانند. من براي همه عزيزاني كه درمؤسسه خودمان اشتغال دارند گرفتم و هديه كردم شماها بگيريد بخوانيد اين را واقعاً‌. سه جلد كتاب كوچولو هست. بخوانيد لذت ببريد از اين كتاب ها انبياء كي هستند. اينها و چه نقشي تو زندگي ماها داشتند. كه اينقدراين مهم كه شما وقتي مي خواهي خدمت اولياء خدا برسي و چهارده معصوم اول ادب اين هست كه قبلاً‌ از اينكه به معصوم كه كنارش ايستاده اي سلام بكني. در مقابلش مي گويد از آدم شروع كن. سلام كن بيا.

السلام عليك علي آدم صفوه الله، ‌السلام علي نوح نبي الله،‌ السلام علي ابراهيم خليل الله،‌السلام علي موسي كليم الله، ‌السلام علي عيسي روح الله،‌ بگو از اينها ياد كنيد. اي كاش فرصت بود يك مناجات مي خواندم برايتان از امام سجاد درمورد انبياء. حالا يادم باشد يك زماني يادم بياندازيد يك مناجات براتيان بخوانيم. امام سجاد چه جوري انبياء را شفيع قرار داده. چه جوري شفيع قرار داده. چقدر لذت دارد. دانه دانه انبياء را انسان شفيع ميكند. مي گويد اول به اينها سلام كن. اين شناختشان بر ما واجب است الان ما اينقدر آدم داريم كه تاريخ مي داند دكتراي تاريخ دارند تا شخصيت تاريخي را مي شناسد. اما به او بگو راجع به نوح 5 دقیقه صحبت كن. اينقدر آدم داريم كه شخصيت هاي فعلي دنيا را مي شناسند سياستمدارها، فوتباليست ها، هنرپيشه ها،‌ هنرمندان،‌جهنم ها عشق دارند جهنم ها رابشناسند. اصلاً‌با شناخت اين جهنم ها افتخاري براي خودشان قائل هستند. پزي مي دهند كه يك عالمه جهنم ها را مي شناسند. تاريخ تولدشان را، چند بار ازدواج كرد و با كي ازدواج كرد واز هر كدام چند تا بچه داشت وچه ارتباطهاي،‌ رومان هاي راجع به اينها مي خوانند اين همه رومان مي خوانند حتي شخصيت هاي خيالي،‌ شخصيت هاي كه وجود نداشتند. اما بگو آدم را مي شناسي؟ آدم كي هست؟ در حوزه هاي علميه شخصي بايد 15 سال درس بخواند خوب تازه اگر راه پيدا كرد بيا شروع كند قصه آدم را بخواند فصوص بخواند. مدتها بايد بخواند. راجع به آدم كه آدم كي هست و مقامش كي؟ ما اصلاً ‌كيفي نمي كنيم كه آدم را بشناسيم. نوح را بشناسيم آنها مقامات ما هستند. در شبهاي احياء توضيح دادم درماه مبارك رمضان ادعيه مقامات انبياء خود ما هستيم شئونات خود ما هستند. دعاهاي آنها حالت انبياء حالت نفس انسان است. مااصلاً ‌نميدانيم كه اگر درحالت ابراهيم قرار گرفتيم بايد چگونه باشيم و وقتي در مقام آدم هستيم مقام آدميان را چگونه كنترل بكنيم. مقام موسي مان را چكار بكنيم با فرعونمان چگونه برخورد بكنيم. عجب صحنه اي هست اين صحنه قيامت. سلام بر انبياء و مرسيلن. پس حمد و ثنا برجمعي امت ها صالح را پس از آن مي نشينيم. اين خيلي مهم است كه شما بتوانيد با افراد و اعضاء امت هاي صالح قبل ارتباط داشته باشيد. برايشان درود برفرستيد و با آنها رفيق شويد و خداوند حالا نگاه كنيد مي گويد من مي نشينم پيامبرمي گويد من مي نشينم. حالا خوب پيامبر حرف هايش را زده. ديگر اول شخص عالم همه كارها را كرده حمدش را به جا آورده كليدها را هم سپرده دست اميرالمؤمنين حالا مي نشيند چه تشريفاتي دارد اين مراسم. تشريفات قشنگي دارد. در كجاي اين هزار پله هستي. اين خيلي مهم است. تو كجاي اين هزار پله باشي. ما از اين منبري كه پيغمبر بنا كرده چقدر فاصله داريم آن روز. الآن به آن فكر كن عزيزم همين الان. حالا نوبت خداست «و خداوند ثنا مرا بجا مي آورد». خدا مي خواهد ثنا رسول خدا را بجا آورد. «و فرشتگان نيز ثنا مرا بجا مي آورند». ما يك صلوات مي خواهيم بفرستيم زورمان مي آيد ارادت نداريم كه وقتي ميخواهيم يك صلوات بفرستيم باهيجان و بلند بفرستيم بي حال وسطش ده دفعه با اين و آن صحبت مي كنيم الآن من از اول جلسه عرض مي كنم عزيزان صدتا صلوات بفرستيد بي ادبي است اگر با كسي حرف بزني اجازه ندهيد. كسي با شما حرف بزند سرت رابينداز پايين صلواتت را بفرست. پچ و پچ براي چي مي كني. تو مي خواهي به آن منبر نزديك شوي به آن منبر نزديك شوي. يعني بايد الآن بتواني ثنا پيغمبر را خوب به جا آوري بابا اين يك مقام است. گاهي وقت ها بزرگان را ما ميخواستيم برويم خدمتشان را همان نمي دادند مي گفتند اين الان مشغول صلوات است مشغول است. الآن كسي را نمي پذيرد يك مراسمي است. صلوات فرستادن يك مقام خاص دارد. آقا عياش ها و طبيعت گراها جمع مي شوند كوفت و زهره مار مي خورند. كثافت كاري مي كنند. اشراف و بزرگان عالم جمع مي شوند. دور هم بچه هاي پيغمبر جمع مي شوند. دور هم با هم تمركز مي گيرند. مثل همان شب قدر كه شب هاي احياء كه صلوات عزيزمان مي فرستد. اعلام صلوات براي همه مي كند. بزمي است آدم بنشيند صلواتش را بفرستد با تمركزبا حضور قلب با بي ادبي و حواس پرتي و هرزه دلي صلوات نفرستيد. خيلي مهم است. چون خدا مي گويد حمد پيغمبر را به جا مي آورد. تو بايد نزديك شوي خدا توي اين حمد يعني حمدت به حمد خدا نزديك باشد. علامه با آن همه درجات و مقاماتش توالاهي نامه حسن زاده را بخوانيد حفظ الله را.

خدايا، الاهي به حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است بعد مي گويد «اللهم صلي علي محمد و آل محمد» خيلي مهم است. درك عظمت اين حق كه آنها گردن ماها چه حقي دارند ماها غالباً همه ما از پيامبر طلبكار هستيم. غالباً طلبكار هستيم از اينها تا اينكه بفهميم خدابا اينها چه منتي سرما گذاشته است.

الحمدلله رب العالمین