آخرین بحثمون بحث حضور حضرات معصومین (صلوات الله و سلام الله اجمعین) در برزخ بود که قرار شد چند نمونه روایات بخونیم، روایت اوّل رو خد متتون عرض کردیم که یه مرتبه دیگه فکر می کنم این متنو ما بخونیم بهتر هستش صفحۀ 293 شمارۀ یک می فرماید که در همان بیان اوّل که از تفسیر امام(ع) قسمتی از آن را به صورت ترجمۀ فشرده سابقاً نقل کردیم بعد از اینکه حضور حضرات معصومین(صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین) به هنگام قبض روح راذکر می کنه و مسائل دیگری را توضیح داده و قبض شدن روح مؤمن و چگونگی آن را شرح می دهد چنین می فرماید که فاذا ادخل قبره وجد جما عتنا هناک یعنی بعد از اینکه روح مؤمن قبض گردید و عالم برزخی خویش داخل گردانیده شد در همانجا نیز جمع ما یعنی جمع معصومین(صلوات الله و سلام الله علیهم اجمعین) و خوّاص و خیار محبّین را می یابد که توضیح دادیم این به چه معنا هستش در این جمله با صراحت کامل به حضور آنان در عالم برزخ و به مشاهدۀ مؤمن آنان را در ابتدای ورود به عالم برزخ خویش اشاره شده است و امّا اینکه این حضور و مشاهدۀ آنان و از برکات و مصاحبت و مجالست با آنان بهره مند خواهد گشت مسئله ایست جداگانه و نمی شود هیچ کدام از این دو احتمال را از این جمله استفاده نمود قطعی کرد کما اینکه وجوه دیگری را نیز می توان احتمال داد البته از روایتی که بعد از این خواهیم آورد زیارت آنان در مواقع دیگر نیز استفاده می شود که این رو هم در جلسۀ قبل ما توضیح دادیم، عرض کردیم اصلاً معیّت ما می خواهیم با معصومین(ع) رو ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخرة معیّق که ما می خوائیم عبارتست از حضور وجودی معصومین(ع) در شاکلۀ ما یعنی چقدر از شاکلۀ ما رو معصومین تشکیل می دن، معصومین یعنی چه؟ یعنی مظاهر حق، مظاهر تامّ وتمام و جلوۀ تامّ و تمام حق، خلیفۀ خدا و چون روز قیامت روز بروز حق هست، حقّ سلطنت می کنه در واقع روز سلطنت کی هستش؟ خود معصومین(ع) هستش اینکه میزان حقّ هست، ول وزن یومئذ الحق میزان برا چی هستش؟ برا سنجش هست، سنجش اینکه شخص چه میزان از حقّ رو با خودش داره یعنی شاکله چقدر از حقّ رو تشکیل می ده، از طرفی میزان رو که حقّ معرّفی می کنه جای دیگه میزان رو امیرالمؤمنین (ع) معرّفی می کنه پس مساویست که امیرالمؤمنین(ع) برابر است با چی؟ حقّ السلام علیک یا میزان الاعمال، خب وقتی علی(ع) مساوی با حقّ شد پیامبر فرمود چی؟ العلیّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ حتّی بالاتر از این می فرماید که: اللّهمّ ادر الحق حیث دارّ خدایا حقّ رو هر جا که علی می گرده بگردون نمی گه علی رو تابع حقّ کن، حقّ رو تابع علی کن، خیلی مهّم هست این، توجّه بفرمائید به این نکته، حقّ تابع علیست، نه حقّ یعنی عین حقّ هستن،عین حقّ لذا وقتی ما می گیم حضور معصومین(ع) در اونجا در یک شرایطی که فقط سنجش حقّ می کنن، میزان حقّ هست یعنی که چه میزان از شاکلۀ شما روسنخّیت با امیرالمؤمنین(ع) تشکیل می ده، شباهت به امیرالمؤمنین(ع) تشکیل می ده، هرمقداری که سنخّیت وشباهت با معصومین(ع) بیشتر باشه شما بهرۀ بیشتری از چی دارید؟ از حقّ دارید، بهرۀ بیشتری از حقّ دارید، براهمینم ما در بحث عرفان بدون ولایت اونجا خیلی حرف داریم که اصلاً ممکن نیست عرفان بدون ولایت اهل بیت(ع) واقعاً یک معرفت حسابی و معرفت صحیحی تشکیل بشه بدون ولایت اهل بیت(ع) ممکن نیست چون اصلاً اونجا روز ظهور خود معصومین هست، روز ظهور تمام حقیقت اونها هستش، خیلی ام قضیّه منطقی هست و بدیهیست قیامت که می خوان بسنجن انسانها رو با چی می سنجن؟ ملاک می خواد دیگه اونجا، میزان می خواد، در دنیا ملاکو چی قرارداد؟ ملاک رو رسول الله قرار داد، ولکم فی رسول الله اسوة حسنة در قیامتم همینطور هستش، معصومین(ع) میزان و ملاک هستن برای سنجش حرکت انسانها در رحم دنیا که این چه تولدی پیدا می کنه به اونجا، بنابراین اینکه ما بعضی وقتها ازمعصومین میتونیم استفاده کنیم د ربرزخ خدمت اونها باشیم، با اونها باشیم، این معّیتا همه از کجا ناشی می شه؟ از معّیتای دنیایی ناشی می شه که در دنیا چه میزان معّیت با این انوار مقدّ سه علیهم السّلام داریم، این معیّت اینجاست، هر چی هست اینجاست، اونطرف هیچی نیست که ما فکر کنیم اونجا یه چیزجدیدی ایجاد می شه، خیرهمون ظهور شاکلۀ شما هستش در شرایط زیستی برزخ و قیامت، هر چی هست، هر شدنی هست تو اینجا صورت داره می گیره، اگر کسی می خواد بدونه تو برزخ بعضی وقتا با معصومین (ع) هست یا همیشه می تونه با معصومین(ع) باشه و هر بودنش چه جوری هست، چه کیفیتی داره، اینجا باید بررسی بکنه ببینه که چه جوری هست، چقدر رفت و آمد با هاشون داری، چه میزان از شاکلۀ تو رو بودن با معصومین تشکیل می ده، اصلاً شاکلۀ تو معصوم پسند هست یا نیست،معصوم پسند یعنی چی؟ یعنی که دلت تنگ بشه، یعنی اینکه اصلاً هوا شونو بکنی، یعنی اینکه خلوت بکنی باها شون، یعنی اینکه خود تو فارغ کنی برای با اونها، برای خدمت به اونها، برای جهاد در راه اونها، برای عزّت دین اونها، آئین اونها، برای نشر افکار اونها، واجّعلنی ممّن یقتص آثار کم و یسلک سبیلکم و یهتدی بهداکم اینی که در جامعۀ کبیره می خونیم دیگه اینجوری، ببینید ما در جامعۀ کبیره معیّت رو میخوائیم اونم در حدّ خیلی عالیش یقتص آثارکم و یسلک سبیلکم راه شما رو برم، و یهتدی بهداکم اینجوری یعنی معیّت تامّ و تمام رو می خوائم، خب ما آخر جامعۀ کبیره می گیم چی هستش؟ خدایا معرفت تامّ وتمام اینها رو روزی ما کن، روزی من کن معرفت اینارو، معرفشونو و حقّشونو من بشناسم، ببین ما چی می خوائیم از خدا؟ پس نوع بودن ما و میزان بودن ما با معصومین (ع) در بعد از مرگ بسته به معیّت ما در همین دنیا وجود داره، المرع ما من احبّ شخص با هر کس که دوست داره هستش، معیّت اینجوریست، مبنای معیّت چیه؟ حبّ، حبّ، عشق، این مبنای معیّت هست، خب حشربا چی هستش؟حشرم با همونی هستش که دوست داریم، اونوقت حبّ چی رو می خواد؟ این معیّتا که می یاد معلول این حبّ هست، انسان چون یکی رو دوست داره دوست داره همیشه باهاش باشه، این باعث می شه که چیه؟ این باعث کثرت تردّد می شه، سرزدنها می شه، شما یه کسی رو دوست دارید ها هی دوست داری ببینیش، هی دوست داری بهش سر بزنی، باها ش تلفنی تماس بگیری، قرار بزاری، دعوتش کنی، پذیرایی کنی ازش، بری مهمانش بشی، این ارتباطو حفظ می کنی دائم، این ارتباطو حفظ می کنی، این تو زندگی باید ظهور داشته باشه اگر حبّ هست و اگرحبّ هست و اگر معیّت هست این باید ظهور داشته باشه، یه کسی می بینی بغل این حضرت عبد العظیم(ع) هست تو سال یه بارم نمی ره سر به این بزرگوار بزنه، در آیۀ صلّ ارحام چی می خوندیم؟ خوندم براتون آیه صلۀ ارحام حضرت فرمود این آیه درمورد صلۀ ارحام هست و غایة تأویلها صلتک ایّانا غایت تأویل آیه اون نهایت صلۀ ارحام این هستش که ما رحم تو هستیم جزو ارحام تو هستیم با ما صله داشته باشین یعنی بزرگترین رحم ما کی هستش؟ خویش ما امام زمان(ع) هست الآن که ما باید باهاش صلۀ ارحام داشته باشیم، یعنی چی؟ دائماً سر کشی به خونۀ این بزرگوار بریم وبیاییم، دائماً سر کشی بکنیم، دائماً سر بزنیم، دائماً عرضه بکنیم خودمونو، دائماً اظهارمحبّت بکنیم، شما حضرت امام رو یادتون هستش دیگه چه جوری بود دیگه، حضرت امام(ره) امام مسلمین بود، صلۀ ارحام ما چه جوری بود؟ اینکه ما مثلاً هی دلمون تنگ می شد می رفتیم جماران زیارت می کردیم با چه عشقی ام می رفتیم، صبح زود پاشو از خواب بزن بروتا تجریش و بعدم برو جماران و نوبت وایست و صفّ و چقدر بگردنت و چی کار بکنی و اینا تا 5 دقیقه امامو ببینی مثلاً بیاد یه دستی برات تکون بده، هان، دیدار مثلاً با مقام معظم رهبری، می شه صله، حالا صله خودش چیز داره دیگه یک دنباله ای داره، یک یک تبعاتو وظایفی ام داره که حالا سر کشی که فقط صله ام نیست که فقط ببینی که بلکه رسیدگیت بلکه نصیحت هست، خیر خواهیست، اینجوری هستش یعنی در روایت داریم که حقّ امام بر امّت این هستش که امّت خیر خواه امام باشن، ان نصیحة الأئمة المسلمین خیر خواه او باشه یعنی به اهداف او بکنیم، به اندیشه های او فکر بکنیم، به آرمان های او فکر بکنیم و ما هم سعی کنیم چی کار کنیم؟ در این افکار و اندیشه ما و آرمان های حضرت(ع) مشارکت داشته باشیم، کمک بکنیم، سعی کنیم باری از دوش حضرت برداریم، اینجوریست دیگه، بارنباشیم اولاًبعد چی؟ باررو هم برداریم، این صلۀ ارحام یعنی این، پس اگر این معیّت خیلی صحبت داره معیّت اگر بخوائیم در مورد معیّت صحبت بکنیم و تبعات و لوازم معیّتو، ببینیم معصومین(ع) تو زندگی ما چقدر نقش دارن، تو یه کلام دیگه، چقدر نقش دارن تو زندگی ما، راه زندگی ما از جهات مختلف، از جهات اقتصادی، از جهات عبادی، از جهات سیاسی، از جهات مختلف چقدر شباهت با معصومین(ع) داریم این می شه معیّت، یعنی حضور حقیقی و مؤثر، خط دهندگی، تعیین تکلیف در زندگی، خطّ دهندگی اونها می شه معیّت، خب این معیّت اینجا هر جوری شد در برزخم همینجوری هستش، یه موقعه هایی مثلاً کمی یه سال دوسال یه بار سه سال یه بار مثلاً می گه که خب حالا خیلی وقته نرفتیم امام رضا(ع) زیارت بکنیم بریم یه سری به امام رضا(ع) بزنیم، اینجوری مثلاً، این تو برزخیم اینجوری هست، تو برزخ اینجوری نیستش که بتونه امام رضا(ع) رو راحت ببینه، تو برزخ با حوری بهشتی باشه، با نعمتهای مادّی بهشتی سرگرم هست همون جنبه های پایین، یه موقعه ای مثلاً یه ملاقاتی دست بده همونطورکه تو دنیا اینجوری بوده دیگه امّا کسی نه کسی که دلتنگ می شه، تند وتندم دلتنگ میشه هی می طلبه این زیارت رو نه اینکه پاشه بره مشهد نه اصلاً تو دلش اینجوری هست، توسل کنه، سلامی بده، جامعه ای بخونه عرض کنم خدمتتون که زیارتی در همین جا بکنه، یاد معصومین(ع)، صلواتی بفرسته دائم و این صلوات رو هدیه کنه به اونها اصلاً اینجوری یادش باشه، قرآن که می خونه یادش باشه معصومین(ع) رو، اصلاً این حضور اونها رو تو زندگیش باشه، تو همۀ کاراش، سیاسیش، اجتماعیش، عبادیش، اقتصادیش، برای اونه بخواد کار بکنه، این یه معیّت دائم هست، این یه عشق دائم هست، بعد از این جمله یعنی در جملات بعدی موضوع سؤال را مطرح در قبر و آمدن ملکین سؤال را مطرح نموده و به حضور حضرات معصومین(ع) در موقعه سؤال که از مواقع و مراحل سخت و سرنوشت ساز برزخ است اشاره می فرماید پرواضح هست که حضور آنان در چنین مرحله ای چه آثار و برکاتی رو خواهد داشت، هان، خدا رحمت کنه طیّب رو وقتی بهش گفتن که خب تو بگو که خمینی بهت پول داده که مثلاً یه همچنین کارا یی بکنی، اون اینجا موقعۀ امتحانش بود، هان، کی اومد جوابشو داد؟ ولایتی که به حضرت زهرا(س) داره، این ولایت اینجا بدادش می رسه تو قبرم اونجا گرفتارمی شه اینجا بدادش می رسه، یعنی حضور معصومین(ع) در وقت سؤال هم بسته به سؤالهایی هست که در اینجا داشتیم، سؤالها بحث شودر جلد، در اوایل همین جلد بود ؟؟؟ اینکه مطرح کردیم، بحث سؤال و جواب و سؤال ملکین و اینها که مطرح بود، بله در جلد اوّل بودش، در جلد اوّل مسئلۀ سؤال ملکین که مطرح شد عرض کردیم که اصلاً منظور از سؤال چی هستش؟ سؤال باطن اون چیزی هستش که ما در امتحانات دنیوی قرارمی گیریم در روایت داریم ما من قبض او بسط ممّا امر الله به او نهی عن الا و فیه ذلک من الله عزّوجل ابتلاء وقضا: هیچ امر و نهی این و هیچ قبض و بسطی از دستورات دینی نیست که شما باهاش رو به رو بشید مگر اینکه تو همونجا داره شما رو چیکار می کنه؟ امتحان می گیره، هان،داره امتحان می گیره از شما، در مسائل اقتصادی هزار و یک جور امر و نهی و قبض و بسط هست، در مسائل اخلاقی، در خانواده، در نمی دونم مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی، دائم ما داریم این سؤال و جواب رو ملکین دارن می کنن، دائم دارن از ما سؤال می کنن ملکین، سؤالشون یه سؤال دائمیست، همیشه دارن سؤال می کنن ما هم هر دفعه با تصمیم گیریهایی که در زندگیمون می کنیم داریم به این سؤالها جواب می دیم، اینکه ما چقدر می تونیم سؤالای مورد پسند معصومین(ع) رو جواب بدیم این هستش که اینجا اونا چقدر از شاکلۀ ما رو تشکیل می دن وقتی اون شاکلۀ ما رو تشکیل می ده یعنی در شاکلۀ ما سهم مهمّی برای معصومین(ع) هست، ولایت اونها در تک تک کارهای ما اثر می گذاره و باعث می شه که ما در تصمیم گیریا مون جز از طریق ولایت اونا تصمیم نگیرئیم، این می شه شفاعت معصومین(ع)، شفاعت اونا موقعۀ کی؟ موقعۀ سؤال یعنی موقعه ای که داریم امتحان می شیم اینجا، معنا نداره ما اینجا شکست بخوریم در همه سؤالها و معصومین به داد ما نرسن، به داد مان نرسن یعنی چه؟ چرا نمی رسن به داد ما؟ برای اینکه در شاکلۀ ما سهم ندارن بعد اینا بیان اونجا وایستن سؤال و جواب ما رو جواب بدن، خیر، موقعۀ سؤال و جواب اونها به این معنا هستش که در دنیا چقدر از سؤالهای شما رو جواب داده باشن، چه جوری؟ با حضور در شاکلۀ تو، چون قبلاً عرض کردم معصومین چی هستن؟ قوّام هر شاکله ولایتی معصومین هستش، قوّام هر شاکله ولایتی معصومین (ع) هستش، نا گفته نماند که از مجموع این بیان امام نمی شودبرداشت قطعی نمود که حضور آنان چه به هنگام قبض روح و اشراف مؤمن به برزخ چه در اوّل ورود به برزخ و چه در موقعه سؤال ملکین و یا در مواقع دیگر برای همۀ مؤمنین خواهد بود و همۀ آنان بدون استثناء به تناسب منزلت خویش از نعمت حضور آنان و از آثار و برکات آن مستفیذ خواهند بود، زیرا در اوّل همین بیان وقتیکه شروع می کند کیفیّت مرگ مؤمن را توضیح می دهد و حضور رسول اکرم(ص) و حضرات معصومین(ع) در لحظات اشراف به برزخ و همچنین در اوّل ورود به برزخ وبه هنگام سؤال ملکین شرح می دهد خصوصیاتی که در همان اوّل برای مؤمن ذکر می کند خصوصیّات یک مؤمن واقعی و مشخصّات یک مؤمن واقعی و مشخصّات یک مؤمن کامل و صالح هست یعنی خصوصیّات ذکر شده به همۀ مؤمنین بدون استثناء اگر چه مؤمن غیر صالح و اگر چه مؤمن عاصی و فاسق باشد شامل نمی باشد البتّه در بعضی دیگر از بیانات و روایاتی که در این زمینه هست تعبیر مؤمن آمده بدون اینکه خصوصیات دیگری ذکر شده باشد بنحویکه می شود گفت به همۀ مؤمنین شامل می شود و همۀ آنان در درجات مختلف از حضور آنان بهره مند می گردند،به توضیحی که جلسۀ قبل دادم و امروز خدمتتون عرض کردم اگر توجّه کنید اصل این قضیّه حلّ می شه که اصلاً این یعنی چی، در بعضی دیگر از بیانات و روایات هم تعبیر موالی به معنای معتقد به ولایت و دوست دار و تابع بنی اکرم(ص) و اهل بیت عصمت وطهارت(ع) آمده و حاکی از این است که موالی آن از این حضور و از برکات آن محروم نخواهد بود، مایۀ موالی داریم یه موالی داریم، موالی کی هستن؟ موالی خود معصومین(ع) هستن جمع مولاست می گیم چی؟ موالیّ در جامعۀ کبیره اینجوری می خونیم چقدر هم قشنگه این کلمه، خیلی قشنگه این یه کلمه، دل آدمو با خودش می بره، انسان نشسته رو به روی معصومین(ع) بعد به همشون خطاب می کنه موالیّ سروران من، اینجوری، خیلی قشنگه، ما چی هستیم نسبت به اونا؟ موالی هستیم یعنی ما دوست دار هستیم نسبت به اونا، موالی یعنی کسی که دوست دار هست، تعبیر بعضی از این روایات و بیانات هم تعبیر بخصوصیت که باز به همان موالی و شیعه تطبیق می گردد، در هر صورت نمی توان از روایات و بیانات وارده برداشت قطعی نمود که همۀ مؤمنین یا عدّۀ خاصی از آنها از این نعمت بزرگ بهره مند می باشند نه می شود گفت همۀ مؤمنین بدون استثناء از نعمت حضور آنان در موقعه قبض روح و در اوّل ورود به برزخ و به هنگام سؤال ملکین و یا در همۀ مواقع و مراحل در عالم برزخ بهره مند هستند و نه می شود نظر قطعی داد
که این نعمت به عدّه بخصوصی از مؤمنین اختصاص دارد، لحن و تعبیرات روایات به نحویست که نمی شود یکی از این دو طرف را به صورت کاملاً روشن و واضح از آنها استفاده نمود البّته این معنی غیر از این است که هر کدام از مؤمنین از آثار و برکات تبعیت و ولایت و محبّت بنی اکرم(ص) و سایر معصومین(ع) چه به هنگام قبض روح و چه در همۀ مراحل برزخ و به طور کلّی در همۀ عوالم و مراحل مختلف و متنوع بهره مند می باشند، هر چه می باشد ما امیدواریم از آنها باشیم که در لحظات آخر خود یعنی آنوقت که در طلیعۀ آخرت قرار می گیریم و چشم آجز بین ما باز می شود در همان اوّلین نظر شاهد آنان بوده و در همۀ مراحل بعدی و بلکه در همۀ عوالم با آنان باشیم اللّهم لا تفرّغ بیننا و بینهم فی الدّنیا و الاخرة(الهی آمین) در زیارتئ سیدالشهدا(ع) و بعضی از زیارتای معصومین(ع) این جمله رو داریم و لا جعل الله آخرالعهد منّی لزیارتکم این آخرین زیارت من نباشه، این یعنی من رجعت رو دوست دارم، دوست دارم برگردم، در زیارت علقمه خطاب به حضرت امیر(ع) و حضرت مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) می خونیم که آقا من از شم خداحافظی می کنم ولی چی؟ غیر راغب عنکما ولی خداحافظی هست که مایل دارم دوباره چیه؟ برگردم بل راجعاً عائداً بلکه می خوام رجوع کنم، اینجا و تکرار کنم و این هی تکرار بشه، یا در زیارت حضرت معصومه(س) داریم یا در زیارت بعضی دیگه از بزرگان و لا تسلب منّی ما انا فیه از من نگیر اونیکه توش هستم الآن، او نیکه توش هستم یعنی چی؟ یعنی محضر یعنی حضور، آدم دیدید می ره خدمت یه بزرگی می رسه بعد بهش خیلی مزه می ده با خودش می گه که چیه؟ دفعۀ بعدم بیام سر بزنم، اونجا همونجا، این برا کسی هستش که واقعاً می فهمه کجاست، تو زیارت که داره می خونه می فهمه کجاست بعد انقدر بهش مزه داده که می خواد دوباره برگرده، لز همونجا قرار چی رو می زاره؟ ولا تسلب منّی ما انا فیه خدایا این که من درش هستم از من نگیرش، اینو از من نگیر، این حضوررو ازمن نگیر، این معیّت رو از من نگیر 2)در فروع کافی در روایتی که تا حدودی طولانیست و از امام صادق(ع) نقل می کند امام بعد از بیان یک سلسله مسائل که هنگام قبض روح و بعد از آن برای مؤمن پیش می آید و بعد از بیان ورود ؟؟ به عالم برزخ و قرار گرفتن وی در بهشت برزخی چنین می فرماید که ثمّ سفیروا آل محمّد وصلی الله علیه و آله و سلّم فی جنان رضوا فیأکلوا معهم مع طعامهم و یشرب معهم من شرابهم و یتحدّث معهم فی مجالسهم حتّی تا آخر(چقدر زیباست) مؤمن در همان حال که در بهشت برزخی خویش متنّعم می باشد آل محمّد(ص) را در بهشتهای رضوا زیارت می کند و همراه آنان از طعام بهشتی مخصوص به آنان می خورد و از شراب بهشتی مخصوص به آنان می آشامد و در مجالس آنان به گفتگوی با آنان می پردازد تا آخر(اللّهم ارزقنا) در این جملات به حضور آنان در برزخ و به برخورداری مؤمن از مصاحبت آنان اشاره شده است امّا اینکه این زیارت و این مصاحبت و این مجالست و بهره مند بودن از طعام و شراب مخصمص به آنان برای همۀ مؤمنین به تناسب منزلتهای آنان هست و یا به خوبان از مؤمنین اختصاص دارد مسئله ایست که نمی توان در خصوص یکی از این دو احتمال بصورت قطعی نظر بدهیم کما اینکه قبلاً توضیح داد وبالاخره در حضور آنان در عموالم برزخی شکّی نیست و سخن در این است چه کسانی و در چه حدّی از محضر آنان در برزخ بهره مند می باشند، از مطالب گذشته به این نتیجه رسیدیم که پشت سرگذاشتن برازخ در زندگی دنیوی منافاتی با حضور در برازخ ندارد در اینجا بحث خود را در جلد دوّم کتاب معاد را خاتمه می دهیم و در صورتیکه خدای متعال بخواهد مباحث بعد از برزخ را در جلد سوّم این کتاب شروع خواهم کرد و چنانکه توفیق حاصل نشد امیدواریم این مباحثی که تا اینجا داشتیم برای ارباب تحقیق و مطالعه مفید باشد. الحمد لله رب العالمین. نکته ای که هستش این هستش که خوب توجّه بفرمائید که معصومین(ع) مظهر تامّ و تمام تمامی صفات کمالیّه هستن لذا اگر هر چیزی که درما هست بهره و سهم از اون معدن داره، توجّه بفرمائید،در بحث سنخیّت درمعرفت نفسم توضیح دادم ما یک منبع داریم از کمالات بعد نفوس ناطقه این نفوس ناطقه هر چقدر بتونن کمالات کسب کنن به چی نزدیک می شن؟ به منبع یعنی شبیه منبع می شن و شباهت عامل جذب هست،
ذرّه ذرّه کان در این ارض و سماست جنس خود را همچو کاه و کهر باست
هر مقدار که شباهت زیادی می شه قرب و نزدیکی ام چی هست؟ بیشتر هست، شما چون شبیه تری بیشتر میل پیدا می کنی به اونها، بیشتر دلت تنگ می شه برای اونها، بیشتر هوس اونها رو می کنی، بیشتر اونها حضور در زندگی و شاکلۀ تو دارن، هر مقدار که شباهت بیشتری کسب بکنی این از راه عقیل علم و عبادت و ریاضت و تقوی میسّر هست، حالا این بحث جای خودش موضوع این هستش که اگر ما محبّت به اهل بیت(ع) داریم باید دقّت بکنیم که اونها محبّتشون به ما قطعاً چیه؟ بیشتر هستش و اگر تو دلت تنگ می شه برای معصومین(ع) اونها دلشون براتو بیشتر تنگ می شه، اگر تو هوس دیدن اونها رو می کنی اونها خیلی مایل هستن به دیدار تو، توجّه بفرمائید، اینجوری نیستش که تو بتونی هوس دیدار اونها رو بکنی اونها هیچ تمایلی به شما نداشته باشن، اون موقعه اینکه دلت تنگ می شه اونها هم اینجوری هستن، اونها هم دلشون تنگ می شه، اونها هم مایل هستن که شما رو ببینن و نمی تونم تشبیه کنم تشبیه ضعیفی هست امّا مثه یه پدریهست که برا همه بچّه هاش دلش چیه؟ تنگ می شه؟ اگرصد تا بچّه ام داشته باشی یکی شم که آسیبی ببینه یا به جا بهش خطری وارد بشه پدر ناراحت هست یا مادر ناراحت هست، کثرت تو اینجا اصلاً معنا نداره، برا همینم که شما اگه یه مؤمن رو خوار بکنید به جنگ امام رفتید و اگر یه مؤمن رو احترام بزاری به ملاقاتش بری، به زیارتش بری می فرماید مثه این هستش که منو زیارت کردی، اینجوری هست یعنی واحد کالف،هان، یه دونه مثه همه، یه دونه مثه همه فرقی نمی کنه، توجّه به این نکته داشته باشید لذا اونیکه الآن کمی دلش تنگ می شه برا معصوم، هوسشو می کنه، به عشق اونها فعالیّت می کنه اونها خیلی بیشتر مایل هستن به این شخص که این اینجوری تو دل هست یعنی اونها به این نگاه می کنن توجّه می کنن ونظر می کنن تا این دل فعّال می شه برای اونها و خود شو وقف اونها می کنه، کار می کنه برا اونها، زحمت می کشه، یاد می کنه، ارتباط برقرار می کنه، تلاش می کنه، ایثار می کنه، اینجوری هستش، خوب توجّه به این نکته کنید، لذا هر کس سهمی از محبّت اهل بیت(ع) داره ممکن نیست او رو رهاش بکنه وممکن نیست او رو ضایعش بکنن و ممکن نیست اصلاً به فکرش نباشن، هر جا که می خواد باشه، هر جای دنیا باشه، در برزخم همچنین هستش، در برزخمکسی که ذرّه ای محبّت اهل بیت(ع) در دلش باشه، ذرّه ای به این خاندان علاقه داشته باشه این فریاد رس هستش چون به هر حال حکایت از چی می کنه؟ حکایت از درصدی و مقداری از سنخیّت و شباهت هستش، ذرّه ای باشه از محبّت اهل بیت(ع) کار گشا هستش اونجا، خیلی ام کار گشا هستش.
والحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد واله الطّاهرین