امشب اگر بحول و قوه الهی برسیم کتاب معاد جلسه 2 هم تمام میشود. از خداوند تبارک و تعالی میخواهیم تبارک و تعالی میخواهیم که طبق امام زمان (عج) و بحق این شبها و روزهای با ارزش همیشه در همه جا یا معاد را نصب العین ما قرار دهد، هیچ لحظه ها را از یاد معاد و یاد مرگ جدا نکند. از خداوند تبارک و تعالی میخواهیم که به ما توفیق آمادگی برای سفر ابدی عنایت بفرماید.
جلسه گذشته بحث بحث به اینجا رسید که شخصی که در حال احتضار است، و از دنیا میخواهد برود، و از دنیا میخواهد برود، البته مؤمن محتضر بخاطر اینکه در حال احتضار ارتباطش با علم ماده قطع میشود یواش یواش و تقریباً به سرازیری میافد و قلبش برداشته میشود از دنیا. این شخص بسیته به قابلیت خودش معصومین علیهم السلام. قبل از اینکه بمیرد زیارت میکند و ملاقات میکند. مطالبی پیرامون این نکته عرض شد خدمت دوستان. یک تتمه ای دارد این بحث عرض میکنم و بعد درباره نحو ظهرو معصومین (ع) و تمثل آنها موقع مرگ و اینکه اساساً این تمثیل وابسته به چه چیزی هست و توضیحاتی انشاءالله. خواهیم داد. میفرماید : در اینجا لازم است به این حقیقت متوجه باشیم که اصل مقصود ما بیان حضور آنان یعنی معصومین علیهم السلام به هنگام اشراف به برزخ است. اشراف یعنی چه؟ یعنی هنوز شخص وارد برزخ نشده است. قبل از مرگش هست دیگر لحظات آخری هست که میخواهد وارد برزخ شود و اما اینکه چه آثاری بر این حضور هست. و چه نتایج و ثمراتی بر آن مترتب میباشد؟ و عوائد و برکات آن چیست؟ و چگونه این حضور برای شخص مؤمن و برای آنان که اهل تبعیت و ولایت هستند سرنوشت ساز و راهگشا و هدایت کننده بوده و چگونه در چنین موقعیتی به نفع آنان تمام شده و برای آنها حیاتبخش میباشد و چه خطرات تهدید کننده و ناملایمات و گرفتاریها با این حضور و بر اثر آن بأذن الله از آنها برطرف گشته و از کدام مهلکه ها نجات مییابند و با کدام بشارتها مواجه میشوند، مسائلی هستند که جداگانه در روایات وارده به آنها اشاره شده است. و ما به لحاظ مراعات اختصار از پرداختن به آنها صرفنظر نموده و اهل تحقیق و تأمل و دقت در آن روایات و در نکات و رموز آنها توصیف میکنم.
بحث ما فقط در رابطه با این بود که شخصی که منتظر است هنگام اشراف به برزخ یک همچین تمثلی از معصومین علیهم السلام ـ برایش میشود. اما این بحث نمی شود. در اینجا که اصلاً این تمثل اساساً چه خصوصیتی دارد؟ چه بهجتها و لذتها و سرورهایی لحظه مردن برای انسان میآورد و چه خطراتی و عواقب منفی از انسان دور میکند، این یک بحث جدایی دارد ولی خود انسان یک مقدار باید فکر کند ببیند لحظه مرگ یک لحظه ای هست که انسان میخواهد وارد دنیای جدیدی شود و با یک شرایط کاملاً جدید و با یک شرایط زیستی جدید. یک شرایط نامأنوس. حالا شما تصور کنید در آن لحظه قبل از اینکه شما وارد شوید چقدر لذتبخش است که از آنطرف بیایند به سراغ انسان یعنی همچنین انس به شما میدهند همچنین قبل از اینکه وارد شوید بیایند به سراغتان و با دیدن آنها و آن قیافه خندان و ملیح معصومین (ع) را انسان بالای سر خودش ببیند و با دیدن آنها و با حضور آنها وارد برزخ شوید. این چقدر میتواند اهمیت داشته باشد. ببینید معصومین علیه السلام. چقدر در مورد سکرات موت، سختیهایی که در آن لحظة جان دادن انسان هست و بعد و رعد به آن عالم هست فرمودند. حالا فکر کنید به مؤمنی شروع مردنش همین قبل از اینکه بخواهد از این دنیا برود با حضور خود پیغمبر باشد با حضور امیرالمؤمنین علیه السلام باشد. با حضور فاطمه زهرا علیها السلام و بقیه معصومین علیه السلام این چقدر برایش آرام بخش هست. چقدر این استقبال، استقبال با شکوهی است وقتی میآیند به سراغ میآیند به سراغ انسان و بعد وقتی منقل شوند به آنجا. در مورد تشریفاتش خدمتتان قبلاً عرض کردم. این یک طرف قضیه. مطلب بعد این هست که چه خطراتی را از انسان ـ حضور آنها ـ میتواند دفع کند. وقتی آنها همراه انسان هستند قطعاً انسان در شادی هست، در آرام هست و در فشار نیست. هیچ عذابی و هیچ غم و اندوهی او را تهدید نمیکند. اما آن شرط یادتان نرود. شرطی که جلسه گذشته نویسنده محترم ـ حفظه الله تعالی ـ گفتند این بود که چیست؟ شخص قبلاً خودش را برای آن محیط آماده کرده باشند. یعنی اینجور نباشد که شروع مردنش شروع بدبختی و عذابش باشد. قبر آگر با خاطره خوش شروع شود با خوشتر و با شادی بیشر ادامه پیدا میکند شروع خیلی مهم است که چطوری شروع شود. عالم برزخ ادامه اش هر چه که میخواهد باشد شادتر هست و بهتر است یعنی مستی که موقع مردن با چهره خندان معصومین علیهم السلام روبروست. او هرچقدر به عمق برزخ برود دائم شادتر هست ولی کسی که با غضب روبرو هست یعنی وقتی میخواهد جان دهد، از دنیا برود، نه اینکه نمی بیند معصومین (ع) را، معصومین را میبیند اما با چهره غضبناک آنها روبرو میشود. یک کسی که هست ،یک کسی که معصیتکار است. یک کسی که یک عمر ارتباط با اینها نداشته یک همچنین کسی وقتی میخواهد بمیرد او موقع مردن میبیند امیرالمؤمنین (ع) بالای سرش هست. میبیند معصومین علیهم السلام بالاسرش هستند اما چهره های غظبناکی است چهره های خوبی نیست. از نظر او برایش خیلی کشنده است که یک همچنین وضعیتی یک همچنین کسی را که با غضب از او استقبال میکنند، این هر چقدر برود به عمق برزخ فشار و مشکلاتش بیشتر میشود.
عرض کردم خدمتتان در مورد آیه « یضربون وجوهم و ادبارهم » مرحوم شاه آبادی (ره) ـ استاد امام ـ فرمود که ملائکه ای که در دنیا هستند، افرادی که مجرم هستند، افرادی که یک عمر در معصیت بسر بدند را صدا میکنند میگویند که بیایید بیرون، چه بیاید بیرون؟ بیایید در برزخ وارد برزخ شوید « اخرجوا انفسکم » خارج کنید خودتان را بیایید بعد اینها دل نمی کنند از دنیا که دل نمی کنند. علی علیه السلام میفرمایند. بعضی از انسانها هستند. که موقع مرگ در شرف مرگ است ! و میداند که دارد میرود ولی هنوز طلب دارد از دنیا. خیلی حالت عجیبی هست. هنوز عطش دنیا را دارد در آن لحظه یعنی به او میگویی بگو : « اشهد ان لا اله الاالله » این فکر چک و سفته هایش هست. دوباره تلقین میکنی فکر آن قطعه زمینش هست. دوباره تلقین میکنی فکر زن و بچه هایش هست. اصلاً متوجه برزخ نیست هر کاری که میکنی که کمی توجه برزخ بکند، نمی کند. میفرماید در سکرات موقت قرار گرفته است. اما دست بردار نیست. اینرا ملائکه چکار میکند؟ میفرماید؟ «آیه قرآن «یضربون وجوههم و ادبارهم » ملائکه به پس گردن آنها میزنند و به صورتشان، مرحوم شاه آبادی استاد امام ـ ره ـفرمود ملائکه به پس گردن آنها میزنند این نفس خارج شود از بدنش ولی میکند چون چسبیده اخلاء الی الارض، دارد نمی خواهد بکند. بیاید در برزخ چون با برزخ هیچ انسی نداشته با عالم بعد هیچ انسی نداشته دائماً از اول تا آخر فقط با اینجا انس داشته. میفرماید ملائکه چنان میزنند که او رها بکند، یعنی با شکنجه شروع میشود کنده شدنش. بعد ملائکه ای که به استقبال او میآیند با سیلی از او پذیرایی میکنند و استقبال میکنند از این شخص. پس توجه داشته باشید که نوع استقبال چگونه است؟ حالا یک کسی در سکرات موت میخواهد از این دنیا برود. قبل از اینکه از این دنیا برود یک دفعه هنوز نرفته پیامبر (ص). امیرالمؤمنین علیه السلام، حضرت زهرا سلامالله علیها و بقیه معصومین علیه السلام، را ببیند و بقیه ملائکه و بقیه دوستان، اولیاء خدا مرتبطین همه بالا سرش شاد و خندان ایستادند و خوشامد میگویند به او. این کجا که شروعش با یک همچین چیزی هست. بلکه خوشامد به او میگویند. او را میبرد او را آن کجا که با پس گردنی و سیلی و اینها روبرو بشود و نه اینکه خود امیرالمؤمنین علیه السلام نمی بیند چرا میبینید. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : « من نهیت یرنی » هر کس بمیرد مرا خواهد دید. چه کافر، چه مؤمن هیچ فرقی نمی کند ولی قیافه غضبناکی که او از امیرالمؤمنین علیه السلام میبیند برایش فوق العاده رنج آمد همت. امام از او راضی نیست. از نحوه زندگیش راضی نیست. از سلوک و مرام او راضی نیست. لیس الان فعلاً در بحث این نیستیم که این دیدن و این حضور ائمه علیهم السلام و معصومین قبل از مدرن چه خواصی و آثاری دارد بصورت کمی عرض کردم و چقدر میتواند برای شخص مفید باشد. در این لحظات و چقدر میتواند بلاها و مصائب را دفع کند. من یک بنده خدایی بود. آدم خیلی خوبی بود. هیئتی بود. یک عمر نوکر ابا عبدالله علیه السلام ـ خیلی واقعاً با اخلاص نوکری میکردند. من خواب اینرا دیدم بعد از اینکه مرده بود بهش گفتم فلانی تو فشار قبر داشتی؟ گفت : آره من همینکه مرا گذاشتند توی قبر یواش یواش فشار آمد سراغم اما تا فشار آمد سراغم اما تا فشار آمد ابا عبدالله علیه السلام را صدا کردم بعد امام حسین علیه السلام به دادم رسید و من را نجات داد. حالا بعد توضیح میدهم که اساس این در کجای نفس هست. چون بحث معرفت نفس این خیلی اهمیت دارد. در حضور معصومین علیهم السلام کجاها به داد انسان میرسند بعد فقط این نیست ! مسأله این است که حضور معصومین علیهم السلام فقط همان لحظه مرگ که نیست ! که این دائم ادامه دارد. حالا بعد ادامه اش چطور هست را انشاءالله خواهیم خواند. حضور معصومین علیهم السلام در لحظات آخر و به هنگام نزغ روح یعنی اندک روح میخواهد کنده شود. برای مشخص مؤمن به لحاظ ایمان و عقیده وی. این دو تا کلمه را زیرش خط بکشید یکی صف چهارم که شروع کردیم فرمود برای آنانکه اهل تبعیت و ولایت هستند این مسأله محوری است خوب توجه بفرمائید چون بعداً میخواهیم توضیح درباره اش بدهیم توجه بفرمائید این کلمه محوری هست برای آنانکه اثل تبعیت و ولایت هستند. یکی هم این باصطلاح خط دوم حضور معصومین علیهم السلام در لحظات آخر به هنگام ؟؟ روح که برای شخص مومن به لحاظ ـ اینجا زیرش خط بکشید. به لحاظ ایمان و عقیده وی و به لحاظ و بر اثر قبول ولایت ـ اینجا هم همینوطر و نیز به مقتضای ـ باز خط بکشید. محبت و ارتباط روحی و باطنی با آنان میآید. یک همچین چیزی پس شامل چه چیزهایی هست؟ ایمان ؟؟، تبعیت، قبول ولایت و محبت و ارتباط روحی و باطنی با آنان این عوامل یادتان باشد که بعد توضیح دادم توضیح خوب انشاءالله بتوانیم جذب کنید، آثار و برکات و پیامدهای بسیاری دارد که با گفتن و نوشتن تمام نمیشود و حق مطلب ادا نمی گردد و بلکه باید گفت الفاظ و عبارات از عهده بیان آنها بر نمی آید و با تصویر و تصور ذهنی هم نمی توان به این آثار و برکات آنجنانکه هست نائل آمد. همینقدر باید دید و سپس فهمید. انشاءالله خدا رحمت کند شهید دستغیب هر وقت راجع به این مسأله صحبت میفرمود، آخرش خیلی داد سخن میداد و احادیث میگفت و فرمایشات را میکرد و اینها، آخرش میگفت باید رفت و دید. انسان باید برود و ببیند. خدا انشاءالله بحق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. خوب مردن را نصیب مان کند. پیداست که هر کدام از مؤمنین ـ خوب توجه بفرمائید ـ به اندازه منزلت عبوری خود ـ خط بکشید ـ و به تبعیت و ولایت و محبت خویش نسبت به آ«ان از این حضور و آثار و برکات آن بهره مند خواهد شد. یعنی چه؟ یعنی نوع حضور معصومین، کیفیت حضور معصومین، اینکه چند تا از معصومین میآیند. یک موقع است فقط یک معصوم میآید. خود امیرالمؤمنین علیه السلام یک موقع است پیامبر هم به او بیاید یک موقع حضرت زهرا (س) هم باشد یک موقع میبینی حسنین هستند. 5 تن آل عبا، اصحاب کساء، یک موقع میبینی نه، جدای از پنج تن، سایر معصومین علیهما السلام بالای سرشخص حضور دارند. ملائکه هستند، امامزاده ها هستند. اولیاء خدا هستند، این بستگی چه است؟ به تعداد و نوع حضور آنها و کیفیت حضور آنها بستگی به چه دارد؟ بستگی به منزلت ؟؟ خود شخص و به تناسب تبعیت و ولایت و هست خویش نسبت به آنان از این حضور و آثار و برکات آن بهره مند خواهند شد.
توجه به این حقیقت میز لازم است. حالا یک توضیحی میدهم ـ الان برسیم به سرمستن توضیح میدهم ـ اگر امشب ما بتوانیم همین توضیح را بدهیم کفایت میکند. توجه به این حقیقت نیز لازم است که مسأله حضور حضرات معصومین علیهم السلام به هنگام اشراف مومن به عالم برزخ از جمله مسائلی است که در روایات زیادی آمده. روایات در این باب در حدی استقاضه میباشند. یعنی چه : مستضعفین اند در بعضی از روایات به طوری که گذشت به حضور همه آنها اشاره شده در بعضی از روایات و در بعضی از آنها حضور رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین ( صلوات ) بیان گردیده و در بعضی دیگر حضور رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) با جبرئیل و ملک الموت (ع) ذکر شد و در بعضی هم حضور رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین و حضرت فاطمه (س) آمده چرا آنقدر اختلاف هست؟ من دیگر توضیحش را دادم که چرا اختلاف هست، باز توضیح بیشتر میدهم و همچنیین در بعضی از روایات به حضور پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین علی بین ابیطالب(ع) اشاره شد. و در بعضی نیز حضور نبی اکرم ( ص) و آنانی که خدا میخواهد بیان نیز حضور امیرالمومنین علیه السلام ذکر گردیده است. جمع بین این روایات و برای اهل نظر و برای آشنایان به زبان روایات با توجه به اشارات موجود در آنها و با توجه به مراتب منزلتهای مومنین تا حدودی روشن بوده و احتیاجی به توضیح نیست. پس دعایات با هم اختلافی ندارند.
اینکه میفرمایند بعضی روایات داریم همه معصومین هستند، بعضی هایشان داریم که فقط پیامبر میآید. بعضی هایشان میفرماید فقط امیرالمومنین میآید، بعضی هایشان میگویند فقط این دو نفر میآیند.
بعضی هایشان میگوید که پنج تن میآیند. این بسته به چیست؟ بسته به نوع ارتباط وجودی شخص با اینها در کجا؟
در دنیا این حضور شیرینشان هست. حالا در مورد حضور بگذارید نکته را بخوانم. پاورقی را توجه بفرمائید : مکشوف شدن حقایق و روشن گشتن مسأله رسالت و ولایت و معلوم گردیدن آثار تبعیت از حضرات معصومین (ص) و به ظهور رسیدن ـ زیر کلمه به ظهور رسیدن خط بکشید ـ مقام و منزلت آنان و آشکار شدن برکات جوار آنان به هنگام مرگ برای غیر مؤمنین ـ کسانی که مؤمن نبودند در زندگیشان قهر بودند ما معصومین علیهم السلام ـ، اهل معصیت بودند ارتباطی نداشته اند با اینها که یا کنار فتن حجابها در لحظات آفرینش میآید و نیز رؤیت و مشهاده آنها بعضی از معصومین و مخصوصاً حضرت امیرالمؤمنین (س) را ـ زیر کلمه امیرالمؤمنین هم خط بکشید ـ که مخصوصاً اینجا امیرالمومنین را فرمود. این هم توضیح خواهم داد ـ آن هم با کیفیت خاصی یعنی کسانی که مجرم بودند معصیت کارها را و بخصوص امیرالمومنین (ع)را. با کیفیت خاصی میبیند کدام کیفیت؟ که جز حسرت و حزن و شدت گرفتاری و عذاب، در بر ندارد. یعنی دیدن ائمه همان و شروع عذاب همان، دیدن امیرالمومنین (ع) همان و شروع عذاب همان، چرا؟ این چه ارتباطی دارد که انسان لحظات آخر یک دفعه چشمش را نازک ببیند امیرالمومنین غضبناک بالای سرش ایستاده و خود همین نفس حضور غضبناک امیرالمومنین علیه السلام. مساوی هست با شروع عذاب شخص و دردسر اوست. این ارتباط را خوب دقت کنید. ارتباط معرفت نفسی این دو تا چیست؟ این خیلی مهم است که باید روی آن کار شود. که توضیحات را امشب انشاءالله خواهم داد. از جمله مسائلی که در روایات معصومین به چشم میخورد و مادر صدد بیان آن نیستیم و لازم است ارباب تحقیق و صاحبان بصیرت و معرفت در روایات و نکات و اشارات و دقایق آنها به دقت بپردازند و به حقایق زیادی در این باب نائل آیند. البته این به بحث ولایت این بحث مربوط میشود. خیلی هم مفصل است. این بحث من به مقداری که ذهن شما آشنا شود، فقط با این کیفیت توضیح میدهم خدمت شما یک نکته ( و آن ) ج ایگاه معصومین علیهم السلام است. ما اینها را به چه عنوان میشناسیم؟ به عنوان خلیفه الله میشناسیم، خلیفه الله یعنی چه؟ یعنی جانشین خدا؟ یعنی کسی که بر روی زمین، کار خدا را انجام میدهد. یعنی اگر مردم بخواهند به خدا مراجعه کنند و مشکلاتشان را حل کنند، کافی است به چه کسی مراجعه کنند؟ به معصومین علیهم السلام. ارتباط با اینها یعنی ارتباط با خدا. اینها خدای مجسم هستند. روی زمین خلیفه خدا هستند. ما به امام زمان چه میگوییم؟ میگوییم قطب عالم. یعنی عالم بر محور چه کسی میگردد؟ امام زمان علیه السلام یا یک حجت که هست. اگر امام نباشد، آفرینش هم بی خاصیت میشود لذا فرمود : « لولا الحجه لساخت الارض علی اهلها» اگر حجت نباشد زمین اهل خودش را فرود میبرد، امام علیه السلام کسی است که با به همه خلقت معنی میدهد. وجودش به همه خلقت معنی میدهد. بدون او وجود و عالم خلقت مهمی ندارد. اینرا توجه داشته باشید. بر میگردد به نیت خودمان. در نیت خودمان، رابطه دنیا و آخرت مثل چه بود؟ هم مادر با دنیا. خوب جنین آن مدتی که در رحم مادر است ـ خوب توجه بفرمائید به این نکته مسأله ظهور مقام ائمه علیهم السلام بیشتر روشن شود ـ جنین هنگامی که در رحم مادر هست، خود را برای شرایط زیستی بعد از تولد آماده میکند. آن شرایط زیستی چه هستند؟ یعنی یک طول موج مخصوص دارد که باید برای آن چشم مخصوص بیاوری، یک فرکانس مخصوص دارد برای شنیدن که باید برای آن گوش مخصوص بیاوری، هوای مخصوص بیاوری، هوای مخصوص دارد که باید دستگاه تنفسی و قلب برای آن بیاوری، دست، پا، گوش، هر چه میخواهی بیاوری متناسب با اینجا است. شرایط زیستی هیچگاه تغییر نمی کند. ثابت ثابت است. این نوع تولدهاست که مختلف میشود و آنکه نوع تولدها را مختلف میکند چه بود؟ خود شرایط زیستی ثابت اینجا بود. یعنی چون اینجا شرایط ثابتی داریم، هر بچه ای که از رحم مادرش متولّد شود. سریع از نظر ساختار وجودی با این شرایط زیستی سنجیده میشود بعد معلوم میشود بچه ناقص است، بیمار است ضعیف است، سالم است معمولی یا سالم قوی است. معلوم میشود چیست؟ تطبیق یا عدم تطبیق یک بچه با شرایط زیستی دنیا که نوع تولد و نوع زایمان را مشخص میکند که این چه زایمانی بوده، چه براداری بوده؟ در واقع تمام آن 9 ماه را در لحظه ورود تفسیر میکند که این از زمانی که نطفه اش تشکیل شده تا زمانی که به دنیا آمده چه دورانی را گذرانده است؟ از نظر ساختار ظاهری خوب ما به شرایط زیستی عالم دنیا چه میگوییم؟ میگوییم میزان. توجه بفرمائید ! میزانی هست این شرایط زیستی دنیا برای چیست؟ برای سنجش انواع تولدها در حرکت از دنیا به آخرت روح این چنین وضعیتی را دارد. ؟؟ روح ماست و روح ما در این رحم دنیا دارد سیر میکند و دارد خودش را آماده میکند.
دارد کسب میکند، دائماً در حال کسب کردن است. دائماً در حال تشکیل شاکله است. این موقع که میخواهد متولد شود به عالم برزخ ف عالم برزخ مثل عالم دنیا، یک شرایط زیستی ثابت برای خودش دارد. شخص میخواهد وارد برزخ شود. بسته به این است ـ مثل جنین که میخواهد وارد بشود ـ بسته به این است که در عالم رحم چکار کرده و چه دستگاههای متناسب با این جهان تهیه کرده؟ نوع تولد ما به آخرت، به قبر، نوع درودها و مرگ و انتقال ها بسته به این است که زمانی که زنده بودیم از بچگی، از جوانی تا لحظه ای که از دنیا رفتیم نوع زندگی ما، نوع ارتباطاتی که روح ما با اشیاء مختلف، با افراد مختلف برقرار کرده چگونه بوده است؟ چه وقت تفسیر میشود، معلوم میشود ما سالم متولد شدیم، سالم قوی، سالم معمولی ف خدای نکرده ضعیف، نغوذ بالله بیمار، نغوذ بالله ناقص، چه وقت معلوم میشود؟ وقتی که این انتقال صورت بگیرد. اگر این انتقال صورت گرفت آنجا تازه معلوم میشود که شخص چه کار کرده و با خودش چه شاکله ای ساخته است؟ شرایط زیستی برزخ است که شاکله ما و روح ما را توجه میکند و معنی میکند؟ خوب آنطرف چه چیزی وجود دارد؟ آنطرف یک شرایط ثابت وجود دارد. ما به شرایط زیستی بعد از مرگ، میزان میگوییم. میزان میگوییم. میزان نسب حرکت جنینی از رحم مادر به دنیا حرکت چه بود؟
جسمی بود یک حرکت جسمی بود یعنی جسم باید حرکت میکرد میآمد و معلوم میشود که سالم است یا نه !
حرکت از دنیا به آخرت، حرکت جسمی نیست. یعنی اصلاً با جسم ما کاری ندارند. نمی گویند شخصی زشت بود. زیبا بوده، بلند بود، اصلاً هیچیک از اعتباریات دنیایی آنجا ملاک نیست. ثروتمند بودی، فقیر بودی، شهرستانی بودی، شهری بودی، کدام مملکت زندگی میکردی؟ قطب بودی، سفید پوست بودی، سیاه پوست بودی هیچیک از مسائل مادی و ظاهری آنجا ملاک نیست نیست. نوع تولد را با چه ارزیابی میکنند؟ با شاد که شما با شاکله روح شما، با روحی که ساختی و با خودت منتقل کردی اینجا. چون در هنگام مرگ که بدن منتقل نمی شود. بدن سیر را زیرزمین و چه میشود؟ میپوسد چه منتقل میشود؟ اصل شخصیت انسان به حقیقت انسان که عبارت از روح او این منتقل میشود آنجا وقتی روح منتقل میشود، در برزخ وارد آن عالم میشود. یک شرایط زیستی ثابتی وجود دارد که با آن سنجیده میشویم معلوم میش ود که ما سالم متولد شدیم چگونه متولد شدیم؟ خوب در حرکت از به دنیا ملاک تولد سالم چه بود؟ تهیه بدن سالم در حرکت دنیا به آخرت، ملاک روح سالم است. توجه بفرمائید روح سالم، « یوم لاینفع مال ولا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم » روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری آنجا به کار انسان نمی آید.
هیچ چیز، مگر اینکه کسی با خودش روح سالم آورده باشد. وقتی میگوییم روح سالم آورده باشد. وقتی میگوییم روح سالم، توجه داشته باشید پس معلوم است که روح ناسالم همه داریم، روح بیمار داریم، روح ضعیف داریم. روح ضعیف داریم. روح سالمتر هم داریم مثل همین تولدها پس معلوم است یک ملاک آنجا وجود دارد که سلامت با آن سنجیده میشود. توجه فرمودید، یک ملاک وجود دارد که سلامت با آن سنجیده میشود معلوم یمش ود که ما سلام هستیم یا سالم نیستیم. خب من اگر بخواهم از اینجا روحم را سالم تربیت کنم و اصلاً سالم باشم و سالم به آخرت منتقل شوم، ملاک احتیاج دارم دیگر، درست است؟ در مورد تشکیل نطفه که بچه بخواهد سالم متولد شود چه میگویند؟ میگویند آقا قبل از تشکیل نطفه اش این غذاها را نخورید چون با سلامت نطفه ناسارگاری ندارد. این غذاها را بخورید برای سلامتی نطفه مؤثر است. این شبها تشکیل نطفه ندهید. این شبها تشکیل نطفه بدهید. در ایام بارداری این غذاها خورده شود. فلان غذاها خورده نشود. این یعنی چه؟ یعنی وجود یک سلسله دستورالعمل برای حصول یک بدن سالم. خب من اگر قرار است به آخرت منتقل شدم، منتقل به بینهایت شوم. اینها احتیاج به چه دارم؟ احتیاج به یک الگو دارم. الگو دارم. الگوی سلامت که من روحم را در تطبیق با او سالم کنم. اگر او نباشد، انسانها چکار کنند؟ از کجا بفهمند این روحی که دارند، این اخلاقی که دارند، این صفاتی که دارند، این عاداتی که دارند، این عقائدی که دارند، این تفکرات که دارند، این اوصافی که دارند، از کجا معلوم که این سالم باشد و مریض نباشد. ما مومن را، سلامتش را، ضعف و قوتش را با چه میتوانیم تشخیص دهیم اگر ملاک نداشته باشیم؟ لذا خداوند تبارک و تعالی معصومین را چه قرار داده است؟ به عنوان الگوی ثابت سلامتی نفس، آن هم با عالیترین مدارج سلامتی، لذا قرآن فرمود : « ولکم فی رسول الله اسوه حسنه ». برای شما چه کسی الگوی نیکو و کامل است؟ رسول الله است هر کسب بخواهد هنگام مرگ سلام متولد شود، در طول زندگیش باید این روح را شبیه الگوی خودش بکند. کدام الگو؟ الگویی که ما را سلام میکند و گرنه ما الگوهای بیمار کننده هم داریم. یزید هم میتواند یک اگلو باشد معاویه هم میتواند یک الگو باشد. شیطان هست. یک الگوست. نه ! آنکه میخواهد سالم متولد شود، روح را باید شبیه آن الگو در بیاورد. خب، ملاک آنطرف چیست؟ ملاک آنطرف خود معصومین علهم السلام هستند. السلام علیک یا میزان الاعمال! به چه کسی گفتی؟ به امیرالمومنین (ع) میگوییم سلام بر تو ای کسی که میزان عمل هستی؟ پس میزان عمل کیست؟ امیرالمومنین علهم السلام است. یعنی چه؟ امیرالمومنین میزان است؟ قیافه امیرالمومنین؟ قد امیرالمومنین؟ هیکل امیرالمومنین؟ نه! میزان روح پاک امیرالمومنین است. خوب بعد از مرگ و روز قیامت، روز ظهور حقانیت معصومین است. روز ظهور سلطنت اینهاست. روز ظهور همه حقایق اینهاست. و لذا آنجا حاکم کیست؟ حاکم امیرالمومنین(ع) حاکم سیدالشهداء(ع) یعنی افرادی به بهشت راه پیدا میکنند، افرادی سالم متولد میشوند که این روحشان با آن الگوها تطبیق میکند، شباهت داشته باشد به آن الگو اینکه من امیرالمومنین(ع) را لحظه مرگم چگونه ببینم؟ این بسته به این است که امیرالمومنین(ع) چقدر در من ظهور داشته باشد؟ توجه فرمودید؟ پیغمبر را چگونه ببینم، بسته به این است که پیامبر (ص) چقدر در من پرتو داشته باشد؟ میزان پرتو آنهاست که مرا تفسیر میکند و معنی نمی کند. و معلوم میکند که موقع مردن چه ارتباطی با آنها دارم اینجا خندان میآیید بالای سر من؟ غضبناک بالای سر من میآیند؟ آنها میآیند؟ بعضی از آنها میآنید؟ آمدن آنها با چه کیفیتی است؟ آمدن آنها با چه کیفیتی است؟ یک موقع است تو جان میدهی، حتی قبل از جان دادن، آن لحظه یک دفعه نگاه میکنی، چهره ملیح، نمکی، مهربان رسول الله (ص) بالای سر تو است. دستش را گذاشته بالای سرت به تو خوشامد میگوید. میگوید خوشامدی بفرمائید ! این بسته به چیست؟ همینطوری است؟ یعنی آنجا ملاک کشکی است، هر کس که دلشان میخواست؟ خیر بسته به این است که از آن حقیقتی که قرار است بعد از مرگ تجلی کند یعنی حقیقت محمدیه(ص) و حقیقت علویه؟؟ چقدر در تو ظهور کرده؟ در دنیا آنها چقدر در وجود تو و شاکله تو سهم دارند؟ تو چقدر به آنها شبیه شدی؟ این است که تعیین کننده است توجه فرمودید؟ لذا یعنی چه؟ یعنی قوام وجودی تو را چقدر از آن را معصومین تشکیل میدهند؟ تو چقدر در خلقیاتت ،در تفکراتت، در عقایدت، در اخلاقت، در آبادت، در عاداتت ،در اعمالت شبیه به آنها هستی؟ چقدر وابسته به آنها هستی؟ چقدر از آنها الگو گرفتی؟ به میزان نوع آن شباهتی که شما دارد آنها، آنها موقع مرگ ظهور میکند در شما. در واقع میخواهم چه بگویم؟ در واقع میخواهم بگویم : ظهور معصومین علیهم السلام، ظهور حقیقت خودت است. توجه فرمودید؟ ظهور روح خودت است آن لحظه که تو پیامبر را بالای سرت میبینی تجلی پیامبر از نفس خودت میبینی پیامبری که متناسب با شاکله تو است. میبینی ملک الموت هم اینگونه است. عزرائیل علیه السلام را افراد بر اساس نوع شاکله شان میبینند. وقتی ابراهیم علیه السلام میگوید. خلاف عزرائیل را به من نشان بده هنگامی که ملک الموت را ـ حالا آن وقت عزرائیل نمی گفتند ـ ملک الموت را هنگامی که جان مأمن را میگیرد وقتی ملک الموت را نشان میدهد، آنقدر چهره ملک الموت زیباست و جذاب است که ابراهیم (ع) میگوید اگر بهشت هم نبری، مومن را همین دیدن همچنین چهره ای برایش بس است ! بعد که میخواهد ملک الموت را آن موقع که میخواهد جان کافر را بگیرد نشان دهد، مدهوش میشود ابراهیم علیه السلام بعد میگوید : خدایا اگر شما کافر را به جهنم هم نبری، همین چند لحظه دیدن این برای عذابش بس است. این چیست؟ واقعاً جبرئیل، واقعاً میکائیل واقعاً حضرت ملک الموت (ع) چگونه هستند؟ بسته به این است که از این فرشته الهی چه چیزی در وجودت هست؟ چقدر شباهت داری به اصل چون حق میزان آنجا میزان حق است. مظهر حق هم کیست؟ امیرالمومنین علیه السلام است علی مع الحق و الحق مع علی «حق با علی یکی است. لذا ظهور حق که در قیامت میگیوند « والوزن یومئذ الهی »، وزن و تراز و میزان، روز قیامت حق است حق کیست؟ حق چیست؟ حق عبارتست از حقیقت محمدیه (ص)، حقیقت علویه (س). این است. پس بسته به این است برادر من ! که معصوم(ع) چقدر از عناصر وجودی تو را تشکیل میدهد. آن ظهوری که تو موقع مرگ میبینی ظهور علی توست. ظهور محمد توست ظهور ارتباط ؟؟، حضرت زهرا (س) ظهور نوع ولایت و میزان ولایت و میزان محبت توست به آنها ( این الان چیزهایی که زیرش خط کشیدید توجه بفرمائید). ولایت، محبت، تبعیت، چقدر تبعیت کردی، در زندگی از آنها چقد عقیده به آنها داشتی؟ چقدر ارتباط با آنها داشتی. این چیزهایی که روح تو با آنها ارتباط برقرار نموده ظهور پیدا میکند و بسته به نوع عوامل در شاکله وجودی تو آنها به تعدادشان فرق میکند.
نوع حضورشان فرق میکند میزان حتی لبخندشان فرق میکند. میزان استقبالشان هم فرق میکند. یک موقع هست که میایستند محترمانه به شما میگیوند آقا بفرمایید خوش آمدید؟ یک موقع هست که نه تو میبینی در آغوش آنها هستی میبینی که پیامبر (ص) تو را غرق بوسه میکند اینجوری میآید به استقبالت امیرالمومنین (ع) غرق بوسه خودش میکند.
خدا رحمت کند شهید مطهری فرمود خانمش میگفت ایشان بلند شد چند روز قبل از شهادتش آن نصف شب بلند شد خیلی مضطرب بود و در خانه هی قدم میزد و فکری کرد و ذکر میگفت، گفتم : چه شده؟ گفت : امشب پیامبر(ص) آمد به خوابم و لب مرا بوسید آنقدر آن بوسه گرما داشت که هنوز گرمای بوسه پیامبر را به لبم احساس میکنم .
شما فکر نکنید که یکدفعه دلت تنگ میشود مثلاً برای رسول خدا بی تاب میشوی یا برای امام زمان (عج) بی تاب میشود آنجا خبری نیست، آنجا او ترا در آغوش گرفته، آنجا هم بی تابی زیاد است آن لحظه ای که تو میگویی ای کاش الان من بودم دست رسول خدا را میبوسیدم آن لحظه ایست که یا چهره پیامبر را میدیدم یا صورت زیبایش را میبوسیدم آن لحظه ای هست که او هم دوست دارد تو ار ببوسد ممکن نیست تو بدون اجازه آنها توبه این فکر بیفتی که دست آنها را ببوسی ممکن نیست بدون ا جازه آنها تو دلت تنگ شود برای آنها. اگر دلت تنگ شد و له له میزند برای این هست که آنها یادت میکنند. دیدی آدم یه موقع هایی مثلاً چه جوری میشود که اصلاً هوس امام رضا میکند در دلش دوست دارد اصلاً برود انگار تو این تهران قرار ندارد میخواهد برود. میگوید: اصلاً من میتوانم اینجا بمانم؟ باید بروم زود یک بلیطی بگیرم خودم را به حرم برسانم. این برای این است که آقا یاد تو کرده که بروی آنجا این عنصر وجودی تو را تشکیل میدهد. خوب حالا با این توضیحات میشود برای شما هی بخوانم و فرصتی برای توضیحش نیست برایتان میخوانم: فقدان ابتدایی جامعهی کبیره است. ببین وقتی وارد جامعه ی کبیره میشوید چگونه معصومین را صدا میکنید، خیلی عجیب است خیلی عجیب است این فقدان آنقدر عاشقانه شروع میشود آنقدر با محبت شروع میشود که نگو انسان یکدفعه در آن ل حظات وقتی جامعه را میخواند و متوجه است چه میخواند یک دفعه در یک لحظه خودش را نگاه میکند میبیند که از نظر شاکله کاملاً وابسته به معصومین هستش یعنی قائم به آنها هستش یعنی آنها هستند که شاکله انسان را نگه داشته اند خدا نکند که انسان شاکله اش شیطان باشد و قائم به شیطان باشد. خدا نکند انسان شاکله اش را جرم تشکیل دهد قوام شاکله اش جرم باشد «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» نشستی رو به معصومین علیهم السلام و همه آن ارواح طیبه را مورد خطاب قرار میدهی و بعد به همه شان سلام میکنی «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه » ای کاش ما آنطرف را میفهمیدیم وقتی ما داریم از تمام وجودمان به آنها سلام میکنیم چه میشود « و موضع الرساله » و موضع رسالت « و مختلف الملائکه » کسانی که محل رفت و آمد ملائکه « و مهبط الوحی » و محل نزول وحی هستید « و معدن الرحمه » و معدن رحمت خدا شما هستید « و خزان العلم » و خزانه داران علم الهی « و منتهی العلم » و منتها و نهایت حلم » بعد چه میگوییم؟ خوب اینجاها را دقت کنیم تا قضیه خوب جا بیفتد « و اصول الکرم» اصول همه کرامتها شما هستید. یعنی هر کس هر چه دارد از منبع دارد دیگر مگر ممکن است یکی خوش اخلاق باشد با منبع خوش اخلاقی شبیه نباشد یا آدم کَرم داشته باشد. هیچکس ممکن نیست کَرَمش از امام علهی السلام بیشتر باشد. اخلاقش از پیامبر بالاتر بزند. شما هر صفت خوبی که داشته باشید در واقع نوعی شباهت در آن صفت خوب به کی دارید ؛ به منبع و معدنش دارید پیدا میکنید. در واقع هر چقدر شما خوبتر میشود هر چقدر شما خودتان را میسازیدهی دارید به آنها نزدیکتر میشوید. قرب یعنی این آقا. قرب این نیست که شما فکر کنید یک کسی برود حرم امام رضا ضریح را ببوسد قربش بیشتر است خیر آقا قرب بعنی حقیقت روح تو چقدر نزدیک به امام رضا است این میشود قرب. این یعنی چقدر تو شباهت به این حقیقت داری این میشود قرب اصول کرم « وقاده الامم» پیشوای امتها « و اولیاء النعم » صاحبان نعمتها، اولیاء نعمتها ولی نعمت هستید. شما ؟؟ خیلی قشنگ هستش « و عناصر الابرار » شما عنصر نیکان هستید خوب به این کلمه ی عناصر دقت کلید تا بتوانیم حقیقتش را بگیریم عناصر یعنی چه؟ یعنی آن چیزهایی که تشکیل میدهند هستند یعنی شما قوام روح و ستون دل ابرار هستنید یعنی ابرار به شما قائم هستند وابسته به شما هستند وقتی دارید خطاب میکنید و عناصر الابرار یعنی آقا من هر چه دارم به شما وابسته است هر چی « و دعائم الاخیار» دعائم یعنی چه؟ یعنی عمود، ستون یعنی خیلی دقت بفرمائید با این تعابیرها « عناصر الابرار و دعائم الاخیار» تمام نیکان ستون نشان شما هستید یعنی اگر نیکی در هر جای دنیا هر جای روزگار کسی ظهور کند که بهره ای از نیکی دارد آن مقدار قوامش با چه کسی است؟ شما هستید که قوام او هستید « و دعائم الخیار وساسه العباد» شما سیاست گذار بندگان خدا هستید سیاست کننده و گردانندگان بندگان خدا هستید « و ارکان البلاد» شما هستید. شمارکن بلاد، رکن شهرها هستید « و ابواب الایمان » درهای ایمان هستید « و امناء الرحمن » امین خداوند تبارک و تعالی هستید و ... با این توضیح مختصر این حقیقت را ما به آن میرسیم که نحوه ی حضور معصومین علیهم السلام موقع مردن بالا سرما چه جوری هستش؟ به چه وابسته است؟ خوب که توجه کنید عناصر را که خدمتتان عرض کردم و زیرش خط کشیدید یعنی چقدر عنصر وجودیت را معصوم تشکیل میدهد. بحث ولایت برادر عزیز اول و آخرش یعنی همین این هسته ی مرکزی بحث ولایت است که تو با ولی خودت اصلاً ولایت معصوم یعنی چه؟ یعنی فقط دوستشان داشته باشیم؟ میگویم ما مخلص شما هستیم. به شما ارادت داریم اما هیچ شباهتی نداشته باشیم؟ حرف دوست داشتنی است خبر ولی خیلی مقام والائی است ولایت خیلی مقام والائی است یک ذره فکر بکنید ببینید که معصومین چقدر در ما سهم دارند از آنها بهرهمند میتوانی شوی. ما حالا وقتی وارد آن فقدان بعدی جامعه شویم خیلی قشنگ است خیلی قشنگ است که ما هی درخواست کنیم نوع رابطه مان را با معصوم درست کند رد جامعه کبیره میگوییم چه؟ «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره » اما میخواهیم از خدا که ما را با شما در دنیا و آخرت قرار بده معیّت یعنی چه؟ معیّت یعنی همراهی، همراهی چی؟ همراهی در دنیا و آخرت. همراهی در دنیا یعنی چه؟ که ما میخواهیم همراه شما در دنیا و آخرت باشیم؟ میزان همراهی شما بسته به همین نکته است که عرض میکنم همراهی ببینید خوب توجه کنید یعنی معیّت، با هم بودن، یعنی شاکله تو و روح حضرت شبیه هم هستند و نزدیک همند. اویس قرن هیچ وقت پیامبر را ندید، هیچ وقت ! سالها بوده به پیامبر ایمان آورده بود ولی هیچ وقت نمی توانست پیامبر را ببیند چون خانه اش دور بود یک مادر کافری داشت احترام میکرد آن ها در را از مادر اجازه میگیرد که من بروم پیامبر خودم را ببینم میآید در خانه رسول الله ببینید با چه عشقی میآید چه تو کله اش هست تا خودش را به در خانه پیغمبر برساند که محبوب خودش را ببیند میآید میگویند : آقا پیامبر نیست رفته از شهر بیرون یک مقدار صبر میکند میبیند که از موعدی که به مادرش قول داده میگذرد بر میگردد وقتی پیامبر میآید میگوید : بوی اویس میآید از قرن اینها هیچ وقت همدیگر را ندیدند تا آخر عمر آه پیامبر میگوید : که چقدر مشتاقم به تو کی را ببیند؟
اویس را ببیند این برای چه؟ برای اینست که اینها شدت اتصالشان به هم زیاد است روحها شبیه هم هستند « الارواح جنود مجنّده » همدیگر را جذب میکنند. روحهایی که شبیه هم هستند شما میبینید یک کسی مثل امام خمینی (ره) در ایران است. یک کسی در لبنان آنجا امام میگوید: سلمان رشدی باید کشته شوند. آنقدر شباهت دارد با این حقیقت که پا میشود میرود به سراغ سلمان رشدی این بچه های لبنانی چه شباهتهایی پیدا کردند؟ اینها امام را دیده بودند؟
بچه بسیجیها خودشان امام را چقدر دیده بودند که شباهت پیدا کردند به امام خمینی روحیه های آنچنانی اسم امام میآمد یک حالی بودند عکس امام میآمد یک حالی بودند کلام امام بود یک حالی بودند با امام خودشان را میخواستند ببینند اصلاً هیچ کدامشان قرار نداشتند این بخاطر آن است که این امام و این بسیجیان با هم محشور بودند لذا امام میگوید چه؟ میگوید از خدا میخواستم که مرا با بسیجیهایم محشور بگرداند. اینها عاشق همیدگرند از ورای چهارده توی یک مملکتی مثل ایران که جزیره ثبات آمریکاست و ارقردتها، جوانها ظهور میکنند. خدا رحمت کند آوینی را خیلی زیبا این حقایق را بیان کرد خیلی زیبا جوانهای ظهور میکنند که در طول قلبشان مسافت 14 قرن را طی میکند و با پیامبر بیعت میکنند با ابا عبداله بیعت میکنند شبیه اینها هستند وقتی بچه بسیجی ما تیر میرخورد ترکش میخورد بر خلاف فهم بسیاری از مردم به خلاف فهم بسیاری از این کارگردانهای فیلمها که تا طرف تیر میخورد یاد زن و بچه اش میفاتد اصلاً اینطوری نبودند آنها به محضی که این صور میشد و تیر میخوردند یک دفعه یاد حقیقت خودشان میکردند یاد ستون دلشان میکردند در آن لحظاات تا میخورد بارها و بارها ما دیدیم آنها که جبهه نرفتند در خیالانهای 17 شهریور و در آن تظاهرات دیدند و آنهای که رفتند آنجا دیدند که این وقتی تیر میخورد میگفت السلام علیک یا ابا عبداله .. نه یاد زنش میافتاد نه یاد نامزدش میافتاد نه یاد نمی دانم دورانی که با زن و نامزدش داشت و با بچه اش داشت کی اینطوری بود؟ اصلاً اینطوری نبودند هزار مسافت 14000 سال را طی میکند و میگوید « السلام علیک یا ابا عبداله » یاد حضرت زهرا میافتد این برای چه است؟ برای اینکه شباهت دارد. آن وقت جالب است از آن طرف هم شباهت دارد. پیامبر چه یادی از ایرانیها کرده چه یادی کرده؟ امیرالمومنین چه یادی کرده ! حضرت زهرا (س) چه یادی کرده ! عجب یادی کردند اینها از بسیجیها و ایرانیها انگار آنها با همدیگر چه پیوندهایی داشته اند امام باقر (ع) چه تعبیراتی دارد؟ رسول الله میفرماید که سلام مرا به برادرانم برسانید اصحاب میگویند آقا مگر ما برادران شما نیستیم حضرت میفرمایند شما اصحاب من هستید ولی برادران من کسانی هستند که نه من را دیدند و نه هیچ کدام از جانشینان من را دیدند و به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورند « اعظم الناس یقیناً اهل فارس » اهل فارس ایرانیها پر بهره ترین مردم از اسلام با ز حضرت زهرا (س) میفرماید اهل فارس هستند بیشترین بهره را اینها دارند « اعظم الناس یقیناً » یقینشان از همه بالاتر هستش برای همین هم هست بچه بسیجیها که تولدش در دوران رژیم ستم شاهی هست تا میرسد به انقلاب میشود 15، 16 ساله آنقدر روحش بزرگ است و عظمت دارد که میتواند ورای این 14 قرن را طی کند ولی آقا هر چه شما بگویید که اینها مغزشان را شسشو دادند چکار کردند سرجای خودش لحظه مرگ دیگر نمی شود فیلم بازی کرد لحظه مرگ دیگر فیلم بازی کردن نیست این افتاد دارد میمیرد، میداند دارد میرود ولی هیچ حرفی از دنیا نمی زند فقط میگوید حسین جان خدا رحمت کند رمضانی را از میدان مین که درش آوردیم تا کنار میدان مین آنقدر گفت حسین جان تا کنار میدان مین تمام کرد این شوخی است؟ پایش قطع میشد پای مصنوعیش تیر و ترکش میخورد و دستش قطع میشه دست مصنوعی مو گذاشت میآمد جبهه چشمش را از دست میداد چشم مصنوعی میگذاشت میآمد جبهه دو تا چشمش را از دست میداد باز میآمد جبهه این چه بود چه میخواست؟ برای دنیا بود برای مقام بود برای چیزی بود؟ به خودش که میگفتی خودش حقیقت را میگفت چه بود پس هر جوری دوست داری ائمه را موقع مرگت ببینی از الان باید بفکر باشی هر چقدر بخواهی تعداد بیشتری باشند هر چقدر میخواهی زیباتر باشند هر چقدر میخواهی مهربانتر بیایند بالا سرت ببین اینجا چگونه است اینجا باید نقش دهی اگر ببینی اینجا خیلی دلت تنگ میشود برایشان بدان که آنها هم دلشان تنگ میشود برات اگر اینجا تو را یاد روابط عاطفی خیلی نزدیک هستی با اینها آنها هم همینطور دلتنگ تو میشوند. فکر مییکنم این جلسه کفایت بکند بحث بعد که تقریباً توضیح مطالبی که خدمتتان عرض کردم و به خصوص در مورد حضور معصومین در برزخ تا الان در مورد حضور معصومین در کجا؟ قبل از مرگ در لحظه اشراف موقعی که میخواهی بروی حالا بحث بعد ما چیست؟ اینکه معصومین بعد از انتقال تو هم با تو هستند و دائم همراه تو هستند تا کی؟ تا قیامت ولی بسته به چیست این حضور؟ نوع ارتباطی که میتوانی برقرار کنی با آنها و میزان اربتاطی که میتوانی برقرار کنی باز بسته به ح قیقت است که اینجا باید تهیه کرده باشی چقدر تبعیّت داری چقدر ولایتشان را قبول کرده باشی چقدر ایمان داری و عقیده داری به ایشان و چقدر محبت آنها در دل تو وجود دارد معصومین اصلاً قیامت، عالم برزخ ظهور حقیقت آنها هست و قیامت ظهور بیشتری هست لذا توجه کنید کسی میتواند از آن حق و از آن ظهور بیشتر بهره برداری کند که اینجا با آن باطن چیه؟ ارتباط بیشتری برقرار کرده باشد.
خدایا به محمد و آل محمد قسمت میدهیم که ما را روز به روز نزدیکتر و شبیه تر به ائمه خودمان قرار بده. پروردگارا بهترین درود و سلام ما را به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) برسان. دعای حضرت حق را مستجاب بفرما.
حضرت را از ما راضی و خشنود بفرما. ما را از سربازان حقیقی او قرار بده. رهبر امام مصون و محفوظ بدار.
پروردگارا کشور جمهوری اسلامی ایران را از جمیع خطرات و توطئه ها حفظ بفرما.
دشمنانش را نابود بفرما والحمدلله ربّ العالمین.