جلسه 183 - معاد
شماره جلسه
183
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 183 - معاد

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحمَّدٍ وََ آلِهِ الطاهِرِین وَ لَعنَهُ اللهِ عَلی عَدائِهم اَجمَعین مِنَ الآن الی قِیامِ یَومِ الدِّین

صفحه 274 ، این بحث در واقعه مبسوط تکراری موضوع هایی هستش که قبلاً هم خوندیم این رو و اون این هستش که گذشتن از برازخ منافاتی با حضور در آن ها ندارند ، خوندیم این قسمتو ؟ 276 خوندیم ؟ بله ؟ بله ، پس شد کسی که در دنیا بتونه قید و بندها رو کنار بزنه و ادراک بکنه برزخ رو و ماورای برزخ رو او دیگه نسبت به هر عالمی که وارد میشه محکوم نظام اون عالم هستش ، قوانین حاکم بر اون عالم بر این شخص حکومت می کنه ، کسی که بتونه وارد برزخ بشه یعنی چی ؟ یعنی مجموعاً غلبه کرده به مجموعه عُلق ها و کشش هایی که در عالم طبیعت نسبت به روح او اعمال می شه لذا دیگه محکوم طبیعت نیستش که ما بگیم که خُب مثلاً این نمی تونه فرض بفرمائید الآن اینجا باشه دقیقه بعد مثلاً مکه باشه یا دقیقه بعد کربلا باشه ، چرا؟ چون او به قوانین حاکم بر طبیعت غلبه کرده ، در نظام برزخ همینطور اگر کسی فوق ِ برزخ رو طی کرد یعنی تونسته از برزخ بگذره و به فوق برزخم برسه لذا محکوم عوالم برزخم نیست ، محکومِ عوالم برزخم نیستش و می تونه طی بکنه برزخ رو در مافوق برزخ حضور داشته باشه امّا عرض کردیم که گذشتن دلیل بر این نیستش که نمی تونه حضور داشته باشه در عوالم پایین همونطور که شما هم الآن نسبت به معلوماتتون اینجوری هستید ، معلوماتی رو که شما الآن طی کردید، رَد کردید ازش استفاده ای نمی کنید امّا حضور دارید توی معلومات خودتون ، فرض بفرمائید. الف-با رو شما یه زمانی جزو معلوماتتون بود رد کردید رفته ، مثلاً جدول ضرب رو شما بلدید ازش کم مثلاً ممکن هست استفاده بکنید امّا هر وقت بخواهید چی هستش؟ حضور دَرِش دارید ، در مجموعه عوالمِ علمی خودتون حضور دارید ،چیزی رو از خیال رد کردید به عقل رسوندید امّا هر وقت بخواهید در تخیّل هم می تونید چیکار کنید اون رو؟ داشته باشیدش و تجسمش بکنید لذا منافاتی نداره کسی عوالم برزخ و فوقِ برزخ رو طی کنه امّا حضورِ در اون ها نداشته باشه ، در عوالم پایین تر نداشته باشه ، احکام عوالم تجرّد نمی گوید انسان مجرّد یا روح مجرّد از قید و بند مادی و برزخی نمی تواند در زمان واحد در مکان های متعدد باشد و نمی گوید انسان یا روح مجرّد از قید و بند نمی تواند در زمان واحد از شئون مختلف برخوردار بوده و کارهای متنوع انجام داده و چهره های گوناگون داشته باشد و نمی گوید انسان مجرّد یا روج مجرّد از همه قیود نمی تواند در زمان واحد در دنیا و برازخ و در عوالم فوق برزخ حضور پیدا کند به عکس این احکام می گوید انسان مجرّد یا روح مجرّد از همه قیود مادّی و برزخی به لحاظ تجرّدی که دارد محدودیت های زمانی و مکانی و به طور کلّی محودیت های مادی و نیز محدودیت های برزخی را ندارد و از همه آن ها آزاد و پاک است این احکام می گوید چنین انسانی یا چنین روحی به لحاظ این که یک موجود مجرّد و یک حقیقت مجرّد و نوریست می تواند در یک زمان در مکان های زیاد و بلکه در همه مکان ها حضور داشته باشد ، توجه بفرمایید یکی این که در چند مکان حضور داشته باشه مثل حضرت سجاد(ع) که روز سوم هم تو کربلاست جنازه مطهر پدرشون رو به اصطلاح دفن می کنند ، هم کجاست؟ هم در بند یزیدیان هستش ، در دو جا حضور داره و اگر کسی همون لحظه امام سجاد (ع)را بخونه جاهای دیگه ام می تونه چیه ؟ حضور داشته باشه ، در زندگی اهل بیت (ع) دیدیم مثلاً حضرت زندان بوده امّا کسی به حضرت توسل کرده حضرت حضور پیدا کرده و مشکلش رو حل کرده ، این منافاتی نداره با اینکه حالا که تو زندان هست جای دیگه نمی تونه باشه ، چرا؟چون محکوم طبیعت نیست ، محکوک قوانین طبیعت نیست که باید همش یه جا باشه ، نه ، در این به اصطلاح تعدّد ، در حضور در چند جای متعدد هست ، وقتی که این تجرّد بیشتر بشه شخص یگه اصلاً مکان رو در می نورده یعنی اصلاً محدودیت مکان در جایی نداره می تونه هر مکانی که بخواد حضور داشته باشه ، در همه مکان ها ، فهمش برای ما که تا پشت دیوار رو بیشتر ، همینجایی که الان هستیم می بینیم پشت دیوار رو هم نمی بینیم کار مشکلی هست که من در عین حالی که اینجا هستم در مثلاً جاهای متعددی هم حضور داشته باشم ، خب این از نظر عرضی از نظر طولی ام همینطور ، از نظر طولی ضمن اینکه می تونن اینجا حضور داشته باشن در برزخم می تونن حضور داشته باشن ، در برزخم می تونن حضور داشته باشن ، هم در داستان زندگی اولیای الهی ما داریمکه در عین حال که در برزخ وجود داشتن ، حضور داشتن در دنیای هم حضور داشتن و در رابطه با اهل بیت (ع) که نمونه های زیادی داریم که اون ها ضمن اینکه اینجا هستن حضور در برزخ هم دارند نه تنها در همه مکان ها حضور داشته باشد بلکه در هر مکانی هم چهره خاص و شأن به خصوصی داشته و کار مخصوصی انجام بدهد به نحوی که هیچ یک از این ها مانع و شاغل از دیگری نگردد ، امام زمان (ع) رو چند نفر می خوانش ، دعوتش می کنن ، چند نفر دعا می کنن حضرت یه جا حضور داره برای کسی کاری انجام می ده ، جایم دیگه حضور داره برای کسی کار دیگه ای انجام می ده ، در یه جا دیگه برای کسی کار دیگری انجام می ده ، مرحوم آقا شیخ جواد آقا تهرانی (رحمه الله علیه) از اولیاء خدا بود که در مشهد هم چند سال پیش فوت کردن که مقام معظم رهبری ام پیام دادند برام رحلت ایشون ، خب از عرفا بودند ، خیلی مرد خوبی بود رحمه الله علیه با اون کبر سنّش مدتها در جبهه حضور داشت و سعی می کرد کمکی به رزمنده ها کنه با این که خب خیلی سنش زیاد بود ، این اواخر که ما خدمتشون رسیدیم می گفتش که دیگه دست و پا گیر شدم اگر نه ، دست و پا گیر نبودم باز می رفتم جبهه ، قد خمیده ، خیلی خمیده و می گفت حتی اگه یه کار ساده ام به من بِدَن من حاضرم برم جبهه مثلاً بزارن فرض بفرمائید من ظرف بشورم یا کفشای بچه ها رو واکس بزنم حاضرم برم جبهه امّا اگر قرار باشه هیچ کاری نکنم برم اونجا وِبال گردن این ها بشم ، خُب نرم بهتر هستش ، شاگردشون تعریف می کردن برای ما شب بیست و سوم ماه مبارک باهاشون تو مشهد شب احیاء ، احیاء داشتیم تا صبح ، از پیششم جنب نخوردیم ، تکون نخوردیم ، بعد دوستان دیگه ای که بعدها آمده بودن از هندوستان می گفتن که این شب بیست و سوم با ما بوده اونجا احیاء داشته ، یه ولی خواست ، دیگه حساب معصومین (ع) که عالم محضر معصومین (ع) هست جداست ، نه فقط عالم برزخ و فوق برزخ ، برای معصوم مکان داشتن عیب نیستش ، تا کسی این حرفا رو نشنوه و نفهمه نمی تونه توجیه بکنه که چطور مثلاً فرض بفرمائید یه نفر تو مکه آقا رو صدا می زنه ، یکی تو جمکران صدا می زنه ، یکی تو مشهد صدا می زنه ، همه ام آقا رو می بینن و مشکلشونم حل می شه ، این احکام می گوید چنین انسانم یا چنین روحی به لحاظ اینکه از سعه وجودی برخوردار گشته می تواند در عین اینکه در دنیاست در برازخ هم با ابدان نوری برزخی حضور پیدا کرده ، تو برزخ کجا هستش؟ با ابدان نوری هستش ، با یه بدن نیست ها ، با چند بدن هستش ، و با تمثّل های برزخی در هر کجای برزخ و برای هر کسی آن هم در تمثّل های گوناگون و متعدد و آن هم در یک زمان تمثّا گردد و در همان حال در عوالم فوق برزخی نیز با چهره متناسب یا با چهره های متناسب آن عوالم حاضر باشند ، نمونش رو خیلی کوچکش رو در خواب هست ، شما در خواب نفستون دو بدن رو چیکار می کنه؟ استخدام می کنه یکی بدن مادیّتون رو استخدام می کنه که ادارش می کنه کامل ، شما خُر خُرتونو می کنید و نمی دونم تنّفستونو می کنید و مراحل جذب و هضم و تبدیل رو دارید انجام می دید توی خواب بعد مثلاً 5 ساعت ، 6 ساعت ، 10 ساعت خوابیدید یا یا یه بیهوشی مثلاً چندین ساعته و چندین روزه و در عین حال تو برزخم سیر می کنید ، خواب می بینید ، اطلاعات کسب می کنید ، خیلی جاها سیر می کنید ، نفس در عین حال دو بدن رو در طول هم دیگه یه بدن مادّی و یه بدن برزخی رو استخدام کرده ، که مفصّلش رو در معرفت خدمتتون عرض کردیم ، خب باز اون لید کار کجاست؟ کلید کار اون سعه وجودی هستش که علامت زدیم ، این انسان مادّی محبوس در قید و بند مادّه و محبوس در قید و بند بدن مادّی هست که نمی تواند در زمان واحد در مکان های متعدد حاضر باشد و نمی تواند در زمان واحد از شئون مختلف و از چهره های گوناگون برخوردار گردد ، آنچه ذهن و فکر ما را پُر کرده و در وجود ما نقش بسته و آنچه از انسان در نزد ما ارتکاز یافته همین خصوصیات انسان محبوس در قید و بند مادّه و انسان محبوس در قید و بند مادّی و انسان محکوم به احکام زمان و مکان و جهات است ، وقتی ما کلمه انسان را به کار می بریم و یا این کلمه را می شنویم و یا مفهوم انسان را در ذهن ما حاضر می شود و یا به تصور انسان می پردازیم همین محبوس در قید و بند مادّه و محکوم به احکام مادِّی به نظر ما می آید ، می گیم آقا انسان نمی تونه این کار رو بکنه ، وقتی می گیم انسان نمی تونه ، کدوم انسان رو می گیم ما؟ همین که تو این قید و بند هست ، و کلمه انسان و مفهوم ذهنی آن نزد ما جز همین انسان با این خصوصیات نیست و این هم به لحاظ این نکته هست که ما هر چه برخورد نموده ایم چنین انسان ها بوده و به تعبیری همیشه با چنین انسان هایی مواجه گشته ایم و هر کسی را دیده ایم یا شنیده ایم این چنین بوده لذا وقتی می شنویم انسانی در زمان واحد در مکان های متعدد حاضر می شود و در یک زمان از شئون مختلف و از چهره های متعدد و حتّی گوناگون برخوردار می گردد با توجّه بر آن چه از انسان و از خصوصیات او در ذهن ما را ارتکاز پیدا کرده و با مقایسه با آن چه از انسان فهمیده ایم قبول این مسئله برای ما مشکل و احیاناً غیرممکن می گردد و اگر به لحاظ تعبّد دینی قبول هم بکنیم فقط محض تعبّد بوده وَ اِلاّ اصل مسئله برای ما روشن نگشته و از نوعی ابهام در نزد ما برخوردار می باشد یعنی ما فکر می کنیم او نیز مانند همه انسان هائیست که ما دیده ایم و شنیده ایم و او نیز مانند هر انسان محبوس در قید و بند مادّه و محکوم به احکام مادّی بوده و روح او نیز در بدن مادّی به زنجیر کشیده و در قید و بند آن محبوس است و هرگز نمی تواند در یک زمان در مکان های متعدد حاضر باشد و امکان ندارد چهره های متعدد به خود بگیرد و در جاهای متعدد بوده و با چندین چهره در چند مکان در زمان واحدی حضور داشته باشد ، این همش برای این هستش که ما مفهوم خلیفه الله رو نفهمیدیم ، مفهوم خلیفه الله رو نفهمیدیم ، حالا خود نویسنده (حفظه تعالی) یه کتاب دیگری دارند به نام انسان و خلافت الهی اون کتاب البته خب متنش سنگین تر از این کتاب هستش ، اگر ما مفهوم خلافت الهی رو بفهمیم که انسان وقتی می گیم خلیفه خدا می تونه بشه ، مظهر اسماء الهی باشه یعنی چه ؟ اون موقعه دیگه این ها برای ما استبعاد نداره ، ما همه بدبختی مون همین هستش که مفهوم انسانو نمی دونیم چیه و کمالاتی که برای انسان متصور هست رو نمی تونیم تصورش بکنیم ، کمالاتی رو که خداوند تبارک و تعالی برای بشر در نظر گرفته رو ما نمی دونیم ، اون کرامات بزرگ الهی رو خبر ازش نداریم ، ما فکر می کنیم حضور او با چهره های متعدد در مکان های متعدد در زمان واحد مانند حضور یک انسان با بدن های مادی متعدد در مکان های متعدد هست و فکر می کنیم روح او با بدن مادی او در یک زمان و در جاهای زیادی حضور پیدا کرده یا در هر مکانی بدن مادّی به خصوصی داشته و یک روح در یک زمان بدن های متعدد مادی دارد ، (می گه تصور اگه بشه اینجوری فکر می کنیم) ، و باز فکر می کنیم روح او در عوالم فوق ماده نیز با بدن یا بدن های مادی حاضر می گردد ، بدن یا بدن هایی که مادیّست و احکام و قوانین حاکم در مادیّات در آن ها حاکم است و همچنین این انسان محبوس در قید و بند احکام برزخیست که اگر چه نسبت به انسان محکوم به احکام مادّی و انسان محبوس در قید مادّه و بدن مادّی آزادتر بوده ، (کی؟ کسی تو برزخ هستش)، و از سعه بالاتری برخوردار است ولکن محدود به حدود برزخی و محکوم به احکام برزخ بوده و نمی تواند پا را از این حدود و احکام فراتر بگذارد و همانند یک انسان مجرد از حدود و قیود برزخی باشد و امّا انسان مجرّد از هر قید و بند چه مادّی و چه برزخی یعنی قید و بند مادّی و برزخی و به عبارتی روح کسی که از هر قید و بندی خلاص شده و حقیقت اصلی و مرتبه تجرّد خود را یافته است به حکم تجرّد حدود مادیّ ، حدود زمانی ، حدود مکانی ، حدود جهاتی و حدود برزخی را ندارد و احکام مادّه ، احکام زمان ، احکام مکان ، احکام جهات و احکام برزخ بر آن حاکم نمی باشد بلکه او به اذن الله حاکم بر این حدود و احکام است ، حاکم هست بر این حدود ، دقّت کنید محکوم که نیست ، چون غلبه کرده چی هستش؟حاکم هستش بر این ، مهّم این هستش مه ما نتایج این رو بدونیم یکی از چیزهای مهّم این هستش که ما نتیجه یه همچین پاره کردن قید و بندی چی هستش ، حالا تصّور کنید که انسان اگر این قید و بند رو پاره بکنه چه اتّفاقی براش می افته ، چه قید و بندی اینجا هست ، چه قید و بندی که در برزخ هستش ، ببین این یه انسان چه جوری می تونه حضور داشته باشه در دو تا عالم و به هر دو عالم چی باشه ؟ حاکم باشه ، یه وقت ما تعجّب نمی کنیم یه نفری که مثلاً شب جمعه اینجا هستش در عین حالی که اینجا هستش در اون محفل انس سید الشهدا(ع)هم با شهداء رحمه الله علیهم اجمعین هم شرکت بکنه ، اونجاها تردد بکنه ، رفت و آمد بکنه ، ما دیگه تعجّب نداریم ، آثار کار رو باید توجه بکنیم که این آثار یه هچین قید و بند پاره کردنی چه آزادی ای هستش ، چه قدرتی هستش ، اون وقت این رو خداوند تبارک و تعالی برای همه انسان ها دعوت کرده ، همه ما رو دعوت کرده که به اینجا بریم ، أوَلَم یه جا می گه وَکَذلِکَ نُرِی خوندیم إبراهِیم مَلَکُوتِ سَمَواتِ وَ الاَرض : ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم (ع) نشان دادیم ، یه جا به همه مردم می گه ، می گه أوَلَم یَنظُرُو افِی مَلَکُوتِ سَمَواتِ وَ الاَرض : چرا نگاه نمی کنن مردم ؟ چرا نمی بینن؟ چرا نمی فهمن ملکوت آسمان و زمین رو ؟ یعنی ما این رو برای همه انسان ها گذاشتیم ، همه عرضه شده به همه ، چرا خودشونو رها نمی کنن که ببینن یعنی دعوت کرده همه ما رو به اونجا ، اونم نه در آخرت و در برزخ در کجا ؟ در اینجا ، توبیخ داره می کنه خدا ، انتظار داره که ماها دست و پا بکنیم و زودتر خودمون رو نجات بدیم ، برا همین با سوال و توبیخ میگه أوَلَم یَنظُرُو فِی مَلَکُوتِ سَمَواتِ وَ الاَرض چرا نگاه نمی کنن اونها در؟ آیا نگاه نمی کنن در ملکوت آسمان ها و زمین ؟ خب یه انسانی که بتونه به همچین جایی برسه از محصول کار چند هزار ساله بشر در کسب قدرت و توانایی چی هستش؟ اثر کارش بالاتر هستش ، حالا بعد از هزار و خرده ای سال ، بعد از چند هزار سال رفتن کره ماه حالا مثلاً می خوان برن کجا؟می خوان برن مثلاً چند وقته دیگه برن مریخ ، امّا یه انسانی که قید و بند رو پاره می کنه در یک زمان کوتاهی به این حجاب ها غلبه پیدا می کنه او یعنی دلبستگی های به طبیعت رو رها می کنه و فطرتش حاکم بر طبیعتش میشه او در یک زمان کمی تمام این عوالم رو سیر می کنه ، هرجا بخواد حضور داره و محدودیتی هم نداره ، هَمَرَم به همینجا صدا کردن ، ماها گرفتاریمون همین هستش که بد پسندیم ، پست پسندیم ، قانع هستیم ، أثاقَلتُم عَلَی الارض : آیا سنگین شدید روی زمین؟ این طبیعت سفت گرفته ماها رو ، اسیر کرده ، أرَضتُم بالحیوه الدنیا آیا راضی شدید به این حیات دنیا ؟ حیات دنیا دقّت کنید معنا کردیم حیات دنیا نه این حیاتی که مثلاً روی کره زمینه ، حیات دنیا ، دنیا یعنی چی ؟ پست ، یعنی به این مرحله از حیات پست راضی شدید؟ بیائید حیاتای بالاتری بگیرید چرا راضی می شید به این مرحله ؟ چرا این رو می خواهید؟چرا اینو می طلبید؟ چیزای دیگرو چرا ، مراحل بالاتر حیات رو چرا دوست ندارید؟ أثاقَلتُم عَلَی الارض ، خب خداست تبارک و تعالی برای همه اینو قرار داده و این همه فرستاده ، انبیا رو فرستاده ، اولیاء خودشو فرستاده ، کتاب آسمانی رو فرستاده و در یعنی نداره ، دوست داره که بنده هاش راه پیدا کنن به ملکوت آسمان ها و زمین اصلاً ملکوت آسمان و زمین برا کی مگه خلق شده؟ برای انسان ، میوه عالم کسایی هستن که تونستن راه پیدا بکنن به اینجاها و به قرب برسن چون همه این خلقت و تشکیلات و میلیاردها دستگاه نظام برا چی هستش؟ برا بودن همچین آدمایی هستش ، همه ام به اونجا دعوت کرده ، اگر ما حقیقت انسان را تا حدودی بشناسیم و بدانیم که حقیقت انسان یعنی حقیقت روح او چیست و چه می تواند باشد قبول این امر که روح انسان در مرتبه اصلی خویش از همه این قیود و حدود آزاد بوده و محکوم به احکام مادی و برزخی نیست بلکه حاکم بر آنهاست و از سعه وجودی خاصی برخوردار است برای ما بسیار آسان بوده و اصولاً قبول عکس آن برای ما محال خواهد گشت، که بگیم نه انسان باید اینجوری باشه ، کی میگه انسان باید اینجوری باشه ؟ ما انسان رو نشناختیم ، روح رو عرض کردم خدمتتون ، الروح نزدیکترین مخلوق به خداوند تبارک و تعالست ،جلوه کامل و تام خداست حتی از ملائکه ام بالاتر هستش ، امیرالمومنین (ع) فرمود : اَلرُّوحَ خَلقٌ اَعظَم مِن جِبرِئیل : روح خلقی هستش که از جبرئیل هم بزرگتر هستش و قوام همه ملائکه به روح هستش ، قوّام همه ملائکه الهی به روح هستش ، فرمود چی ؟ یُنَزّلُ المَلائکهُ بِالرُّوح ، بِالرُّوح با _ با یعنی ملائکه رو خدا نازل می کنه ، با چی نازل می کنه؟ با روح نازل می کنه یعنی اگر در شب قدر تَنَزَّلُ المَلائکَهُ وَ الرُّوحُ هست ، ملائکه و روح میان ، ملائکه به خاطر اینکه روح باهاشون هست می یان و اصلاً قوامشون به روح هستش که می تونن بیان ، اونوقت می فرماید انسانو از این روح مادَرِش دمیدیم وَ نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحی ، اصل که اون است ، اصل گرایش به او داره ، مشکلی که پیش اومده چی هست؟ این هستش که اون روح وقتی به این عوالم متعددی رو طی کرده به این بدن ماده و حجاب مادی تعلق گرفته ، حالا اگر کسی تونست غلبه کنه به این طبیعت و به این حجاب خب وصل به اصلش هستش دیگه ، تیکه که نیستن که ، خوب توجه کنید ، تیکه که نیستش که خداوند مثلاً بگه از روح مثلاً دو مثقالش برای این آدم ، دو مثقالش برای اون آدم ، ماده که نبوده که تیکه تیکش بکنن ، بعد هم جدا بشه از اون بالا بیاد پایین ، عرض کردم که سیر نزولی چی هستش؟ به نحو تَجافی نیست که جاخالی بکنه ، هان ، جلسه قبل توضیح دادیم استاد که داره یک امر الهی رو از روح خودش برای شاگر بیان می کنه که اون امر الهی از اون شان استاد جا خالی نمی کنه تا بیاد به گوش شاگرد برسه که ، اون امر الهی در نزد استاد سر جای خودش هست و می تونه چیکار کنه ؟ تجلّی بکنه تا به لفظ تبدیل بشه و از لفظ هم چی بشه ؟ به گوش شاگرد برسه ، شاگرد استفاده کنه از اون ، خب حالا بعضی از شاگردها قویترم هستن تازه ، بعضیاشون که قویتر هستن استاد می بینه که اصلاً نیازی نیست برای این شاگرد چیکار بکنه ؟ حرف بزنه ، تبدیل بکنه به صوت ، به خیال می یاره اما از خیال به خیال شاگرد می ده دیگه نمی ده به گوشش یعنی دو تا مرحله چی می شه اینجا؟ حذف می شه ، یه مرحله آخر از قوس نزول و مرحله اول از قوس صعود کی ؟ شاگرد حذف می کنه ، همینجور که نشسته با او مراوده ای در خیالش می کنه ، باهاش ارتباط برقرار می کنه ، نیاز نیست که به گوش برسونه ، چون دو تا دهندگی این قوی هست و گیرندگی او هم قوی هستش ، احتیاجی نیستش به این مرحله برسونن ، اَلرُّوح این هستش یعنی ما متصل به روح هستیم ، با او یکی هستیم ، اتحاد با او داریم ، فقط مشکل همین گرفتاریهایی هستش که الان داریم ، دلبستگی ها ، خواهش ها ، شهوات ، نفسانیت هستش که ما رو گرفتار کرده و مشغول کرده از اون طرف و نمی زاره یه دفعه تمام وَه خودمونو اون طرف بکنیم . (در جواب سوال : نه ، از نظر نظری فهم این قضیه هست ، از نظر عملی قطع دلبستگی هستش ، قطع وابستگی هستش ، نه اون فهم هستش ، در جنبه نظری شما می فهمید اما در جنبه اخلاق عملیتون چیکار می کنید؟ در حکمت عملی شما انجام می دید عملی رو یعنی چیکار می کنید؟ یعنی مثل کاری که در روزه می کنید ، کاری که در روزه می کنید شما به حکمت نظریتون که برخورد نداره که با چی هستش؟ جنبه عملی شما هست ، شما با روزه قطع علاقه می کنید از چی؟ از دنیا ، هان، یا در حج شما وقتی 24 چیز بهتون حرام میشه قطع علاقه می کنید یعنی ارتباطتون کلاً چی میشه ؟ قطع می شه با دنیا با طبیعت ، مهم این هستش که انسان بتونه این رو استمرار بده ، اونی که روزه گرفته از صبح گرفته مثلاً تا شب ، توضیح دادم در پرتویی از اسرار روزه که دلبسته نباشید یعنی هی عقده افطار نداشته باشه که من افطار بیاد و دلی از عزا درآرم ، هان ، چون این وقتی هست با هنوز دل چی داره ؟ پیوند داره وقتی ام افطار شد دقت بکنه که باز قرار نیستش که این تعلقی رو که چندین ساعت حفظ کرده ، قطع علاقه رو حفظ کرده دوباره متعلق بشه ، این اهمیت داره ، در برخوردهای دیگه ، در مسائل اخلاق ، در برخوردها ، ارتباطات هم همینطور هستش ، در برخورد با دنیا ، در برخورد با نعمت های دنیا همینطور هستش که انسان همرو از خداوند بدوه ، مامِن نِعمَه فَمِنک هیچ نعمتی نیست مگر اینکه از جانب او باشه ، دقت بکنید که اگه من الان می تونم این آب رو بخورم در محضر خداوند تبارک و تعالی هستم و میهمان او هستم تا او اجازه نده من این آب از گلوم پایین نمیره ، در همه حال ، اگر این رو استمرا بتونه بده و اینم تمرین بکنه ، دائم تمرین بکنه ، پس علت اینکه این همه نماز مستحبّی و روزه مستحبّی و عبادات در نظر گرفته شده جدای از واجبات برای چی هستش؟ برای ان هست که دائم ارتباطمونو قطع کنه با طبیعت ، شما وقتی به نماز می ایستید اگر اون نمازی که باید باشه ها یعنی حضور قلب درش باشه ، شما یکَنید ، در نماز بکَنید و واقعاً اَلصَّلوهُ مِعراجُ المُومِن که گفتن معراج ، معراج باشه یا قُربانُ کُلُّ تَقِیَّه باشه ، نزدیک بکنه ، شما خب این هم تمرین می کنید ، 5 بار در روز تمرین می کنید که اصلاً توی دنیا نباشید ، وقتی این سیر ادامه پیدا بکنه ، چه اتفاقی می افته؟ دیگه شما نیستید ، دیگه یعنی کلاً هی دارید می کَنید ، اگر این نماز ، نماز باشه خیلی ما رو به بالا خواهد برد ، انا جنبه عملی هستش که فرمود چی ؟ فرمود إستَعِنُوا بِالصَّبرِوَ الصَّلوه کمک بگیرید از اینا ، برای چی کمک بگیرید؟ برای همین پرواز دیگه کمک بگیرید.) (در جواب سوال : بله ، چون اصلاً غافله ، شما توی خواب که از بیرون که با اصطلاح سلیم که بیاد وقتی غافل هستید که ما رو دفع نمی کنید می یاد نیششو می زنه برای همین اولین منزل یقضه است که تو تازه بیدارشی ، بفهمی که بابا اصلاً اینجا که تو خوابیدی تو محل سیل هست ، اینجا که خوابیدی جای خوابیدن نیست باید بری جای دیگه ، تعبیرهای قرآنی خیلی تعابیر زیبایی هستش ، خیلی تعابیر زیبایی هست ، در روایتم ما داریم ، قرآن می دونید دنیا رو چه جوری تشبیه می کنه ؟ قرآن دنیا رو به یک دره تشبیه می کنه وقتی مجموع آیات رو بررسی می کنیم که انسان ته اون دره ست ، توجه بفرمائید ، ته اون دره ست ، باید زحمت بکشی از ته دره بیایی تازه به کجا برسونی خودت رو؟ به بالای دره که تازه چی هستش؟ تازه دشته و بعد از دشت بری کجا؟ بری قله ، یعنی دو تا ارتفاع مهم رو باید رد بکنی ، تعبیرهایی که هست حالا بخوام بخونم آیاتش زیاد هستش تو این زمینه وارد یه بحث تفسیری مفصل می یم ، که باید بیدار شه اینجا جای موندن نیست ، باید بری بالا ، اینجا محل خطرناکی هستش ، باید بری بالا خودتو به سطح برسونی که ایمن بشی ، ایمنی ام که نیست چون وَالمُخلِصینَ فِی خَطَرِ العَظیم قلّه هر چقدر بری بالاتر خطرشم چیه؟ بیشتر هستش ، سقوط بشه ، انسان داریم دیگه هر کی قلّه اش رفیع تر هست دره اش عمیق تر هستش ولی به هر حال باید رفت دیگه ، این راه رو باید رفت ، همه این حرفایی که ایشون می زنه این هستش که ما توی دنیا می تونیم این راه رو بریم نگذاریم که بمونه برای برزخ چون ما از نظر عرض کردم زمان می بازیم این رو ، شما می تونید یک سیری رو که توی دنیا با یک ساعت می کنید ، خوب توجه کنید من باز تذکر بدم این نکته خیلی لازم هستش که دائم تا ذهن ما از این عادت عادت در نیاد این مشکلو خواهیم داشت ، ببینید در جنین یه ثانیه اتفاقی می افته ، این یه ثانیه اتفاق که در جنین افتاده وقتی می یاد تو نظام جنینی یه ثانیه ، یه ثانیه هست ، اما وقتی می یاد تو عالم دنیا ترجمه می شه این وقتی ترجمه می شه این وقتی ترجمه شد یعنی باز می شه ، اون چیزی که فشرده بود در روحم باز می شه می یاد اینجا تبدیل می شه به چند سال؟ تبدیل می شه مثلاً به یک عمر دنیایی ، به صد سال ، یه اتفاق اونجا افتاده اینجا شما باید تاوانشو یه عمر پس بدین ، گرفتین چه جوری شد؟ یه اتفاق اونجا افتاد ، یه ثانیه جنین و روحم با یه ثانیه دنیا یکی نیست ، توجه فرمودید ، اصلاً یکی نیستش ، در دنیا هم اینجوری هست ، در دنیا شما یک ساعت دنیا مساوی با یک ساعت آخرت نیستش ، کانَ مِقدارَهُ خَمسِینَ اَلفَ سَنَه : یه روزش 50 هزار سال اونجاست لذا شما وقتی اینجا شما فکر می کنید مثلاً ده دقیقه نشستید قرآن خوندید ، 5 دقیقه با خدا حرف زدی ، یه مقدار ذکر گفتی ، این وقتی میره تو نظام ابدی باز می شه که 5 دقیقه و ده دقیقه نیستش که ، خوب توجه فرمودید این رابطه رو؟ شما مثلاً یه حرم می رید ، می رید حرم مشرف می شید حرم سیدالکریم (ع) مشرف می شید همین شهرری نزدیک خونمون ، عرض ادبی می کنید یک ربع اونجا هستید اما این یه ربع که یه ربع نیستش که این وقتی وارد برزخ می شه منطبق با نظام زیستی برزخ باز می شه ، وقتی وارد نظام آخرت می شه باز می شه یه وقت دیدی مثلاً چند هزار سال درآورد ، گناهشم همینطور هستش فرمود برای یک گناه صد سال یه نفر اونجا معذب می شه ، برای یه گناه صد سال ، چرا؟ چون یه گناهی هست که در نظام فشرده زیستی دنیا یه گناه مثلاً پنج دقیقه ای و ده دقیقه ای هست این وقتی وارد شرایط زیستی برزخ می شه ، می شه چقدر؟می شه 50 سال ، می شه صد سال ، توجه فرمودید ، مسئله زمان رو توی نسبتی که روش داریم کار می کنیم چی هست؟ لذا اگر کسی اینجا کمالات کسب بکنه ، غیر از کسی هست که وارد برزخ می شه اونجا می خواد کمالات کسب بکنه ، تکامل برزخی ببینه ، کسی که اینجا زحمت بکشه ، اهل این باشه که به خودش زحمت بده و اهل این باشه که وقت بگذاره غیر از کسی هست که اونجا مثلاً کور وارد شد نعوذبالله یا ضعیف وار شده می خوان تقویتش بکنن ، خیلی فرق داره ، برای همینم شما تو روایات یه دفعه به یه همچین صوابای خیلی گل و گشادی برخورد می کنید و بعدم فکر می کنید مثلاً اینا روایات دروغ هستش که مثلاً اگر کسی یک ساعت مثلاً برای علم قدم برداره ، از خونت حرکت کردی آمدی کجا؟ آمدی در یه مجلس علمی نشستی یه چیزی برای دینت یاد بگیری ، به هر قدم صواب یک سال عبادت مقبول برای تو می نویسن ، توجه فرمودید این نسبت کجاست؟لذا ما زمان در عالم دنیا این یک ساعتی که ما داریم حقیقتاً یک ساعت نیستش ، حقیقتاً یک ساعت نیستش ، خیلی گرون پای ما حساب می شه وقت دنیا ، اونایی که به غفلت ، خوندیم دیگه حدیث 24 صندوق رو براتون قبلاً عرض کردم یعنی یه ساعتش حقیقتاً یک ساعت نیست ، یه ساعت از دست دادن دنیا خیلی گرونه ، خیلی گرونه ها ، پامونم حساب می شه ، موضوع این هستش که ما چون مفت به دستش آوردیم ، قدر نمی دونیم ، هر چقدر خوابیدی ، هر چقدر پای تلویزیون بودی ، هرچقدر گشتی ، هر چقدر حرف زدی ، نمی دونم فکر می کنیم که ، همش هزینه داره ،

هان تو انسان خار دیدستی مرا زانکه بس ارزان خریدستی مرا

هر که آن ارزان خرد ارزان دهد گوهری طفلی به قرص نان دهد

اینجوری هستش ، خیلی اهمیت داره ، بَقِیَّهُ العُمر لاقِیمَهَ لَها قَدیُدرَکُ بِها مافات وَ یُیحیی بِها ما فاه : بقیه عمر اصلاً نمی شه براش قیمت گذاشت ، باهاش می شه همه اونچه که از انسان فوت شده در گذشته رو احیاء کرد ، همه اونچه رو که که مرده زنده کرد ، جبران می شه کرد ، چون این خصوصیت رو داره ، الان هم پزشکان می گن ، پزشکان می گن درمانی که ما می تونیم تو دوران رحمی بکنیم روی جنین خیلی مهمتر از زمانی هستش که بیاد به دنیا ، بعد ما بخواهیم مداواش کنیم ، طول می کشه اینجا یعنی دقیقاً رابطه رو توجه کنید چقدر مهمه ، همونطور که در دنیا انسان بیمارهای روانی خودشو ، بیماری های اخلاقی و روحی خودشو ، می تونه راحت تر درمان بکنه وقتی وارد برزخ بشه ، یه دفعه سر از چند هزار سال و چند صد سال عذاب در بیاد، ببین کمترین عذاب در قیامت که حالا کمترین نگیم ، قرآن در رابطه با بعضی از مجرمین می فرماید که لابِثِنَ فِیما أَحقابا ، أحقاب یعنی چی ؟ احقاب جمع حقب هستش به معنای 80 سال ، 80 سال ، احقاب جمع هست ، کمترین جمع هم چند تاست؟ سه تا دیگه ، جمع از چند تا شروع می شه؟ سه تا ، یعنی 240 سال این زمانی که قرآن می گه ، می گه بعضیا أحقانا یعنی 240 سال یه زمانی هست که در جهنم می مونه طرف ، این سال چی هست؟ این مال نه اینکه یه حداکثری باشه ، امام خمینی (سلام الله علیه) فرمود : خیلی سخت هست واقعاً این ، خیلی ، انسان ، اون وقت ما می فهمیم که این عمر دنیا چقدر به درد می خوره و می فهمیم که چقدر ما داریم بد زندگی می کنیم ، می فرماید معلوم نیست در این اربعین ایشون ، معلوم نیست که برای درمان یک بیماری روحی چند قرن از قرن های آخرتی اسان در جهنم بمونه ، اونوقت ما خیلی گلِ گشاد زندگی می کنیم و اومدیم داریم بازی می کنیم تو این دنیا ، می دونیم حسادت داریم ها ، می دونیم تکبّر داریم ، می دونیم عجب داریم ولی درمان نمی کنیم ، این اگه منتقل شه اونجا می دونید یعنی چی؟ چقدر کار دست انسان می ده؟ چقدر مشکل درست می کنه برای انسان ؟ خیلی فرق هست این که ما اینجا درمان کنیم خودمون رو ، به خودسازی بپردازیم یا عبادت کنیم تا اینکه این منتقل بشه به اون طرف بخواد اونجا این کار بشه ، اونجا رابطش مثل چی هست؟ رابطش مثل جنین و دنیاست که وقتی میاد دنیا نه ماه اونجا می شه چند سال اینجا ؟ می شه ده ها سال اینجا ، ده ها سال اینجا ، شما حُرّ مگه چقدر وقت داشت؟ حُرّ چقدر مگه وقت داشت تا یه دفعه این مسیر ته جهن رویا ته دره تا قله رو طی بکنه؟چند سات ، چند ساعت وقت داشت و طی کرد ، اگر می موند و می جنگید معلوم نبود شاید کشته می شد دیگه ، کربلا اگر وای می ایستاد جلو امام حسین (ع) شاید همونجا به درک واصل می شد ، کشته می شد می رفت ، همون قعر جهنم ولی تو چند ساعت خودشو کشوند بالا و این چند ساعت خیلی موثر هست برای همین برخورد سیدالشهدا (ع) با حُرّیه برخرود اینچچنینی هست یعنی می مونه حرّ جبران کرده که فرمود : حُرّ کَما سَمَّعتَکُم حُرّ همانطور که مادرت تو رو حرّ نامید تو حرّ هستی ، آزاده هستی ، حرّ اون لحظات آخر خیلی دلواپسی داره ، خیلی دلشوره داره ، چی می شه؟ شرمنده ، نمی یاد از اسب پایین که همونجوری می ره برای جنگ ولی بازم که لحظات آخر سیدالشهدا(ع) می رسه بالا سرش می بینه ، آثار دلشوره ، امام (ع) بهش دلگرمی می ده ، تعریفش می کنه ازش ، آقا جبران کردن یه چیزه ، تو دستگاه امام حسین (ع) جبران کردن یه چیز دیگست ، در پیوند با سیدالشهدا (ع) جبران کردن یه چیز دیگست ، حقیقتاً دستگاه سیدالشهدا (ع) دستگاهی هستش که سَفِینَهُ الحُسَینَ أَسرَع معنی از همه کشتی ها و از همه راه ها سریعتر هستش ، یعنی اگر قراره یکی بگه خب حالا من چیکار کنم خودمو نجات بدم تو این دنیا ، چیکار کنم که از همه زودتر نجات پیدا بکنم؟ کدوم راه رو برم؟اینکه نوکری خونه آقا اباعبدالله (ع) رو بکنه ، این خیلی فرق داره با همه ، خیلی فرق داره ، اون چهارشنبه بود ، دو سه چهارشنبه پیش رسیدیم خدمت یکی از بزرگان داستانی رو نقل کرد از مرحوم علامه امینی (رحمه الله علیه) می گفت علامه امینی حالا برای خودش تعریف کرده بود یا جایی ، در هندوستان یا مصر یا دَم نیست ، در هندوستان تو یه کتابخونه رفته بود چند طبقه کتابی بخونه و اینها بعد در مناقب سیدالشهدا(ع) یه حدیثی رو می خونه به قدری گریه می کنه که همه جمع می شن ببینن چه اتفاقی افتاده ، چه اتفاقی افتاده ، حدیث نقل هست که روز قیامت امت پیامبر (ص) هزار صف می شن ، هزار صفّ ، همه یعنی پیامبر (ص) و بقیه معصومین (ع) ، سیدالشهدا (ع) می یاد 999 صف رو صفاعت می کنه داریم دیگه سیدالشهدا(ع) نه دهم شفاعت قیامت رو خداوند تبارک و تعالی به سیدالشهدا(ع) داده ، نه دهمش رو ، می یاد 999 تا از این صف ها رو صفاعت می کنه اون یه صفّ می مونه برای بقیه که بیان شفاعت کنن ، بقیه که می یان شفاعت کنن تازه نمی زارن اینا برن بهشت می گن امضاء ش رو خود حسین باید بیاد بکنه ، امضای اینم ، شما شفاعت شدید درسته ولی امضاء رو اون باید بیاد بکنه که شما برید ، خیلی دستگاه عظیمی هست دستگاه هست دستگاه اباعبدالله (ع) ، علتش می دونید چی هستش؟ حالا جدای از اون شخصیت بزرگ سیدالشهدا(ع) این هستش که اصلاً کسایی که پیوند روحی با اباعبدالله دارن شخصیتاً با دستگاه امام حسین (ع) ارتباط دارن یه سر و گردن از بقیه بالاتر هستن ، تو طول تاریخ کسایی این دینو رسوندن تا اینجا که روحیّه حسین داشتن ، این برای این هست که ما پیوند برقرار کنیم با روح حسینی ها ، اون روح عظیم امام حسین (ع) ، اینکه توجه داشته باشیم کُلِّ یومٍ عاشُورا وَ کُلُّ أرضٍ کَربَلاء ، اینکه یزید زمان رو بشناسیم ، اینکه حسین زمان رو بشناسیم ، اینکه پیوند اینجوریبتونیم برقرار بکنیم ، اینکه نسبت به دین آماده جانفشانی باشیم ، اینکه روحیّه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم ، این خیلی اهمیّت داره ، کسی که اینجور روحیّه داشته باشه پیوند خوبی با سیدالشهدا (ع) برقرار کرده ، عجیب دستگاهی هست این دستگاه سیدالشهدا(ع) خب ، بس هستش برای امشب یه مقدارم رو منه گوش بکنیم که از وقت بهتر استفاده شده باشه بقیه بحث بمونه برای جلسه آینده :

وَالحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرِین.