معاد: جلسه 171 تاریخ: 9/9/76
این درس دیگر تا آخر این فصل، بخش چهارم نمونه هایی از مشاهده برزخ و برزخیان هست که نویسنده محترم (حفظه الله تعالی) از احادیث انتخاب کردند. از مجموع مطالب گذشته به این نتیجه رسیدیم که برخورداری از حیات بالاتر در همین زندگی دنیوی و با تجلی انوار الهی در قلب و در مشاعر و در نتیجه با برخورداری از ادراکات بالاتر امکان این معنی وجود دارد که انسان به عوالم پشت پرده و از جمله به عوالم برزخی راه پیدا کرده و شاهد آنها باشد و حقایق آنها را بیابد و با آنها ارتباط داشته و به اندازه منزلت خویش و در اصل در حدی که خدای متعال می خواهد به آن عوالم و خصوصیات آنها اشراف داشته باشد.
در حیات بالاتر انوار الهی در قلب و در مشاعر، چه باطنی و چه ظاهری به ظهور می رسد. با ظهور و تجلی انوار، هم قلب و هم هر یک از مشاعر باطنی و ظاهری دارای ادراک بالاتر و برتر می گردند. توجه بفرمایید هر دو ها! هم ظاهر، هم باطن. هم مشاعر ظاهری و هم مشاعر باطنی این جوری هستند. با تجلی و ظهور انوار، هم قلب و هم هر یک از مشاعر باطنی و ظاهری دارای ادراک بالاتر و برتر می گردند و حجاب ها از برابر آنها به کنار رفته و به حقایق و عوالم پشت پرده نائل می شوند.
محجوب بودن عوالم برزخی و عوالم دیگر به لحاظ ضعف حیات و ضعف ادراک است و حجابی که ما را از مشاهده آن عوالم و از نیل به آنها محجوب می کند در حقیقت به خود ما و به ادراکات ما برمی گردد. یعنی ادراک ما ضعیف است، خودمان ضعیفیم یعنی همان ادراکات مان ضعیف است، نمی توانیم آن را ادراک بکنیم و به عبارتی حجاب یا حجاب ها در وجود ما و در مشاعر و قوای ادراکی ما می باشد و الّا حجابی بین ما و آن عوالم وجود ندارد و آن عوالم به ما محیط هستند و ما از آنها غافل.
بحث محیط بودن را هم قبلا توضیح دادیم که همان طور که عالم دنیا محیط به رحم هست و جنین به خاطر شرایط خاص زیستی و برخورداری از حیات ضعیف تری قادر به ادراک حیات دنیا نیست، آخرت هم همین طور است به ما محیط است. همراه ما هست و به ما محیط است. «اِنَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَةٌ وَ الآخرِةٌ مُحِیطَةٌ بِالدُّنیا». نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند که همراه دنیا، آخرت هست و آخرت محیط بر دنیا هست. آخرت بعد از دنیا نیست بلکه محیط بر دنیا هست. وقتی الآن ما محاطیم، از برزخ محاصره شدیم پس با ما هست. حجابی بین ما و آنها نیست مگر چه؟ مگر ضعف خود ما که ما از حیات نازل برخوردار هستیم. خودمان اگر خودمان را قوی کردیم و زمینه لازم را برای تجلی اسم «الحی» حق تعالی در وجود خودمان فراهم کردیم وقتی به حیات بالاتر نازل شدیم می بینیم که اطراف ما پر از خبر است.
ابراهیم ادهم مثال خوبی است. بقیه بزرگان هم همین طور بودند. آنهایی که ارتباط پیدا کرده بودند. وقتی تنها بود به او می گویند که تنها نشسته ای؟ می گوید نه تنها شدم شما آمدید. قبل از اینکه شما بیایید تنها نبودم. یعنی اینها غیر از آنچه که در ظاهر ادراک می کنند، چیزهای بالاتری را ادراک می کنند. ادراکات شان هم در همه جهات است. هم می شنوند. هم می بینند. هم می بویند. هم لمس می کنند. هم ادراکات فوق اداراکات حسی دارند. خیلی چیزها ادراک می کنند. چون اصلا واسطه ای در بین نیست. حجاب آن فقط همین ضعف خودمان است. خودمان حجاب خودمان هستیم. این مثل معروف که تو خود حجاب خودی از میان برخیز همین است.
این باعث می شود که ما موفق نشویم آن ادراکات را بکنیم و از آن ادراکات محروم باشیم. و الّا ما محاط به این همه خبرها و این همه عوالم هستیم. خب مثلا فرشته ها با ما هستند دیگر. فرشته هایی که صبح می آیند. شب می آیند. فرشته هایی که مثلا به تعداد ما، الآن دوبرابر تعداد ما حداقل اینجا فرشته هست. در این محدوده که ما نشستیم. همراه ما هست، ما هم قادر به ادراک شان نیستیم. به آنها سلام می کنیم، بر آنها درود می فرستیم ولی قادر به ادراک شان نیستیم. بله!
خدا می داند که اگر انسان به یک چنین ادراکی برسد چقدر وضعیت روحی و زندگیش، افکارش، تصمیم گیری هایش، اعمالش و نیاتش فرق می کند. در حیات بالاتر حجاب ها از وجود انسان و از قلب و از مشاعر او به اندازه ای که از حیات بالاتر برخوردار است کنار می رود. دقت می کنید؟ یعنی به اندازه توان خودت، به اندازه ای که اسم «الحی» در تو تجلی کرده، به اندازه ای که ضعف وجودیت را متوجه آن طرف کردی برخوردار هستی و انسان از ادراکات بالاتر و مشاعر برتری برخوردار گشته و به آنچه قبلا نمی رسید، می رسد و به عوالم محجوب از او در مراتب مختلف برای او کشف می گردد و شاهد برزخ و برزخیان و عوالم دیگر می شود.
بعضی ها هستند که خب این به صورت عادی در زندگی شان اتفاق می افتد. بعضی ها هستند در لحظات خاصی یک چنین جلواتی برایشان می شود. از قول یکی از شهدای زنده واقعه هفت تیر شنیدم و هم خواندم که شهید بهشتی لحظات آخر به ما فرمودند شما امام زمان (علیه السلام) را نمی بینید؟ گفتم نه! گفت ملائکه را چه؟ گفتم نه! به من فرمود پس تو شهید نمی شوی. یعنی چه؟ یعنی ادراک می کنند. خوب هم ادراک می کنند که اطراف شان چه هست. در جبهه هم زیاد بود. از این اتفاق ها زیاد بود. بچه بسیجی ها زیاد از احوالات خودشان نسبت به این قضایا خبر می دادند. یک چیز دور و بعیدی نبود. چیزیست که ما به تواتر از احوال بچه ها شنیدیم و از ادراکات شان برای مان گفتند.
مکشوف گشتن عوالم برزخ و فوق برزخ در زندگی دنیوی برای بعضی از انسانها از نظر آیات و روایات یک مسئله مسلم است. اشارت ها و صراحت های آیات و روایات و بیانات وارده که از حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) در این باب زیاد است. آیات مربوط به معراج رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و روایات معراج همه خبر از این حقیقت می دهند که آن حضرت در عروج یا معراج خود و به تعبیر بهتر در معراج های خود همه عوالم را پشت سر گذاشت. چون پیامبر یک معراجش را گزارش کرده ولی قطع مسلم حضرت یک معراج نداشته. به دفعات حضرت معراج داشته.
همه عوالم را پشت سر گذاشت و همه را سیر نمود و حقائق و موجودات و اسرار و دقائق و همه را مشاهده نمود و بهشت ها و بهشتی ها و جهنم ها و جهنمی ها و احوال آنان را دید و صور اخروی عقائد و اوصاف و اعمال و خلاصه اینکه همه آنچه را که بعدا برای دیگران به ظهور خواهد رسید و همه آنچه را که پیش خواهد آمد و بالاتر از آن را مشاهده کرد و از جمله اینکه برازخ و بهشت ها و جهنم های برازخ و احوال و منازل برزخیان و صور عقائد و اعمال را در برزخ مشاهده نمود. خب حدیث معراج حدیث مفصلی هست که حضرت کاملا گزارش داده آنجا که چه چیزهایی را دیده است. لااقل مقداری از آنچه را دیده را گزارش داده است.
و نه تنها در معراج و معراج ها بلکه همیشه عوالم پشت پرده برای او به اذن الله مکشوف و مشهود بود. از آیات و روایات برمی آید که ملکوت و عوالم محجوب برای حضرت ابراهیم (علیه السلام) به اذن الله مکشوف افتاده و آن حضرت در همین زندگی دنیوی ملکوت را دید. «وَ کَذلِکَ نُرِی اِبراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمواتِ وَ الاَرضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِین». تا چه باشد؟ از اهل یقین باشد. یعنی یکی از خصوصیتهای این کشف این است که به یقین انسان اضافه می کند. انسان را به یقین می رساند وقتی انسان بتواند به یک مشاهده برزخی، لااقل به یک کشف برزخی برسد.
مشاهده که می گوییم اسم عام است. نه فقط دیدن است، کشف برزخیست. یک موقع فقط شنیدن است. یک موقع فقط بوییدن است. مثل عالم خواب است دیگر. شما در عالم خواب مقداری که خواب هستید، وارد برزخ که می شوید همه نوع ادارکی دارید و همه نوع لذت یا عذاب یا رنجی را می توانید ادراک بکنید. در عالم برزخ همین طور. وقتی می گوییم مشاهده فقط دیدن نیست. این یک نوع آن است. منظور کشف است. هر نوع کشفی، هر نوع ادراکی انسان می تواند بکند.
از اشارات و آیات و روایات این حقیقت استفاده می گردد که ائمه اطهار (صلوات الله علیهم اجمعین) به عوالم پشت پرده و خصوصیات آنها به اذن الله اشراف داشته و عوالم محجوب از دیگران برای آنها مکشوف بود. خیلی داریم. داستان زیاد نقل شده. روایت زیاد داریم از این کارهای معصومین (علیهم السلام). خودشان هم چکا رمی کردند؟ خودشان هم برای دیگران گاهی وقت ها یک چنین تصرفاتی می کردند که دیگران هم موفق شوند این کار را بکنند. مثل قضیه حج امام سجاد (علیه السلام). «ما اَکثَرَ الضجِیج وَ اَقَلَّ الحَجِیج». گفت الحمدالله امسال حاجی خیلی زیاد است. «ما اَکثَرَ الحَجِیج»؛ چقدر حاجی زیاد است. حضرت در او تصرف کرد، او دید که حاجی به صورت انسان خیلی کم است و بیشتر آنها حیوان هستند. فرمود که چقدر ضجه و سر و صدا زیاد است اما حاجی چقدر کم هست.
از بعضی از تعابیر مخصوص آیات و نیز از برخی روایات به این نتیجه می رسیم که اصحاب یقین و مقربین هر کدام به اندازه منزلت عبودی خویش به عوالم بالا اشراف داشته و آن عوالم در درجات مختلف برای آنان به اذن الله مکشوف می گردد. آیات «کَلّا لَو تَعلَمُونَ عِلمَ الیَقِین. لَتَرَوُنَّ الجَحِیم. ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَینَ الیَقِین»، «وَ مَا اَدراکَ مَا عِلِّیُّون. کِتابٌ مَرقُوم. یَشهَدُهُ المُقَرَّبُون» که در سوره تکاثر می فرماید چه هست؟ «لَو تَعلَمُونَ عِلمَ الیَقِین»؛ اگر به علم یقین می دانستید یعنی به علم الیقین رسیده بودید «لَتَرَوُنَّ الجَحِیم»؛ جحیم را می دیدید. « ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَینَ الیَقِین»؛ به عین الیقین در مورد دیدن جحیم می رسیدید.
«وَ مَا اَدراکَ مَا عِلِّیُّون»؛ تو چه می دانی علیّون چیست. این در سوره مطففین هست. کتاب مرقومی هست که این کتاب را چه؟ «یَشهَدُهُ المُقَرَّبُون»؛ مقربین به این کتاب علیین شهادت می دهند. یعنی شاهد چه هستند؟ شاهد علیین. آن کتاب مرقوم یا علیّون هستند. یعنی مقربین شاهد بر علیّون هستند و از این قبیل آیات روایاتی هم در این زمینه وجود دارد که برای مراعات اختصار از آوردن آنها صرف نظر می کنیم.
در اینجا به مواردی از مشاهده برزخ و برزخیان که در روایت به چشم می خورد اشاره می کنیم. مواردی که در آنها به مشاهده برازخ از ناحیه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و یا از ناحیه ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) و یا از ناحیه بعضی از انبیا (علیهم السلام) اشاره شده است و البته این بدان معنی نیست که مقام و منزلت آنان در این حد بوده است. این حد نبوده، این یک مرحله پائینی از ادراکات معصومین (علیهم السلام) بوده. امام کلا این جوریست دیگر. امام معصوم حاکم و ناظر به تمام عوالم است. چون واسطه بین خدا و خلق است، تمام فیض خدا از مجرای وجود امام معصوم به همه موجودات عالم در تمام مراحل و عوالم می رسد. امام یعنی یک وجودی است که در همه عوالم حضور دارد. همه عوالم در محضر امام (علیه السلام) است. نه فقط دنیا. نه فقط عالم ماده.
مقام و منزلت آنان بسیار بالاتر از مشاهده برازخ است و به عوالم برتر از عوالم برزخ هم به اذن الله اشراف داشتند و طبعا مشاهده عوالم برزخ و حقائق آن عوالم و نیز مشاهده حالات برزخیان برای آنان یک مسئله مهمی نبوده و این قبیل مشاهدات از این باب بوده که:
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
حالا ایشان یک روایتی از حبّه عرنی نقل می کنند که می گوید با امیرالمومنین علی بن ابیطالب (صلوات الله و سلامه علیه) بیرون آمدیم. آن حضرت در وادی السلام (حادثه هم در نجف است) توقف نمود و ایستاد. مثل اینکه با کسانی گفتگو می کرد و به آنها خطاب می فرمود. پس من نیز ایستادم تا جائی که خسته شدم. سپس نشستم تا وقتی که دلم تنگ شد. باز بلند شدم و ایستادم و مانند دفعه اول خسته شدم و دوباره نشستم تا هنگامی که دلم تنگ شد. یعنی حوصله ام سر رفت. حضرت خودش مشغول بود و صحبت می کرد اما من حوصله ام سر می رفت. پس بلند شدم و عبا را از دوش گرفتم و گفتم یا امیرالمومنین از اینکه ایستادن شما به طول انجامید دلم بر شما سوخت و ساعتی استراحت بفرمایید.
عبای خود را بر زمین پهن کردم تا آن حضرت روی آن بنشیند. فرمود: ای حبّه! آنچه دیدی جز گفتگو و انس گرفتن با مومن چیز دیگری نبود. حبه ارنی می گوید، گفتم یا امیرالمومنین آیا مومنین بعد از مرگ این چنین هستند و گفتگو و صحبت می کنند و انس می گیرند؟ فرمود: بلی! و اگر برای تو مکشوف می گشت می دیدی آنها را که حلقه حلقه و دسته دسته در حالیکه دست ها را بر زانوها حلقه زده و نشسته اند با یکدیگر گفتگو می کنند. گفتم اجسام هستند یا ارواح؟ فرمود: ارواح هستند و هیچ مومنی نیست مگر اینکه در هر کجا و در هر نقطه ای از زمین وفات بکند به روح وی گفته می شود به وادی السلام ملحق گردد و وادی السلام بقعه ای از بهشت عدن می باشد.
از این روایت با وضوح و به خوبی استفاده می شود که امام (سلام الله علیه) برزخ و برزخیان را مشاهده می نموده و می دیده و با برزخیان گفتگو می کرده است. ناگفته نماند که مقام آن حضرت بسیار بالاتر از اینها می باشد و این قبیل مشاهدات برای آن حضرت مسئله مهمی نبوده است. جمله «لُو کُشِفَ...» تا آخر؛ اگر برای تو مکشوف می گشت می دیدی آنها را که حلقه حلقه هستند تا آخر، حاکی از این است که اگر حجاب برداشته شود و اگر انسان دارای ادراک بالاتر و دید برتر و نافذ باشد، عوالم برزخی برای او مکشوف می گردد و می بیند و می شنود و می یابد آنچه را که از دیگران محجوب و مستور است.
پرده هـای دیده را داروی صبر هم بسوزد هم بسازد شرح صدر
اینه دل چون شود صافی و پاک نقش هـا بینی برون از آب و خاک
هم ببینی نقش و هم نقاش را فـرش دولت را و هم فـراش را
عوالم برزخی مومنین با وادی السلام در ارتباط است. وادی السلام می دانید که قبور مومنین را به آنجا می برند. قبور کفار را در برهوت می برند. برهوت یک سرزمینی هست در یمن. در روایت داریم که به آنجا می برند. قبور فجار و فساق و کفار و اینها آنجاست. بین سرزمین برهوت و برزخ کفار، کلا مجرمین و بین وادی السلام و بهشت برزخی یک ارتباط خاصی وجود دارد. (زمینش). داریم بعضی وقت ها کسی که می خواهد به اصطلاح مرده ها را مشاهده بکند در آن سرزمین ها، یا در برهوت یا در وادی السلام باید عبادت بکند و بخواهد که آنجا مشاهده کند. آنجا خیلی نزدیک و قرب دارد با مسئله... سرزمین خاصی هست.
جواب سوال: نه این جوری نیست. بعدا به آنجا ملحق می شوند. همه جا هست. در ورودی ندارد.
از جمله نکاتی که در این روایت و در بعضی دیگر از روایات به چشم می خورد و تا حدودی باید توضیح داده شود، ارتباط داشتن عوالم برزخی مومنین با مکانی از مکان هاست که وادی السلام نامیده می شود.
گرچه عالم برزخ به لحاظ اینکه باطن عالم ماده است به عالم ماده نوعی احاطه دارد و کل نظام برزخی از باب احاطه باطن به ظاهر نسبت به کل نظام مادی محیط می باشد ولی با این همه ارتباط همه عوالم برزخی با عوالم مادی و یا ابعاد و اجزاء و قطعات عالم ماده یکسان نیست (زیر این خط بکشید). این ارتباط یکسان نیست. بعضی جاها فرق می کند.
یعنی ارتباط مراتب و عوالم آن با عوالم مادی و یا با اجزاء و قطعات عالم ماده متفاوت است و به عبارت روشن تر بعضی از مراتب و عوالم برزخی با بعضی از قطعات عالم ماده ارتباط به خصوصی دارد که در مراتب و عوالم دیگر چنین ارتباطی وجود ندارد. یعنی در قطعه هایی از زمین تجلی و ظهور برزخ بیشتر است. آمادگی پاره شدن پرده حجاب هم در آنجاها بیشتر است. یعنی برزخ خودش را به آن قطعات از زمین بیشتر تحمیل کرده. دقت می کنید؟ آنجا بیشتر تحمیل کرده. حالا اگر کسی خودش را وارد آن قطعات زمین بکند، قطعات خاص از کره زمین بکند، آنجاها آمادگی اش خیلی بیشتر است و این را میلیونها نفر امتحان کرده اند.
کسانی که مکه می روند، حال و روزشان تغییر می کند. طرف که سنگدل هم هست، شاید در عمرش به تعداد انگشت های دستش هم گریه نکرده باشد به صورت اختیاری می بینید آنجا چه هست؟ آنجا نمی تواند اصلا خودش را نگه دارد. چشمش به کعبه می خورد طور دیگری هست. واقعا مهیا است. بقیع که می روند این جوری هست. در بقعه پیامبر می روند، مسجد پیامبر می روند این جوری هست. دقت فرمودید؟ قطعات خاصی هست. انتخاب شده است. مثل کربلا که انتخاب شده است. سرزمین خاصی هست. قبل از آن هم وقتی حضرت امیر( علیه السلام) گذر به کربلا کرد برای حضرت معلوم بود. به این سرزمین نگاه کرد، گفت اینجا چه اتفاقاتی خواهد افتاد. چقدر حرف های قشنگی امیرالمومنین (علیه السلام) درباره کربلا دارد که اینجا آن جای جنگ عشاق است و چه حرف های زیبایی دارد در رابطه با کربلا.
شلمچه این جوری هست. جنوب ما این جوری هست. یک قطعه ای هست که جایی بوده که این ارواح می توانستند آن طور بالا بروند. جبهه های ایران این جوری بود. قطعات خاصی هست. جاهای خاصی هست و واقعا اثر دارد.
خب! که حالا باز در این رابطه بیشتر توضیح خواهیم داد. عالم برزخ اگر چه به یک نظر عالم واحد است ولی به نظر دیگر عوالم متعدد بوده و به عبارتی دارای مراتب می باشد. عالم و یا عوالم برزخی مومنین غیر از عالم و یا عوالم برزخی منحرفین و مجرمین و اهل ضلالت است. عوالم برزخی مومنین که صورت های نازله ای از بهشت های عدن است با نقطه ای از نقاط زمین که قطعه ای از نظام مادی بوده و وادی السلام نامیده می شود نوعی ارتباط خاص دارد.
وقتی مومنی وفات می کند روح او به تناسب منزلتی که دارد به عالمی از عوالم مخصوص مومنین در برزخ وارد می شود و به آن عوالم ملحق می گردد و طبعا به لحاظ ارتباط خاص آن عوالم با وادی السلام در آنجا نیز حضور به خصوصی دارد. حضوری که متناسب یک انسان برزخی می باشد و نه مانند حضور یک انسان دنیوی در آن مکان. در پاورقی توجه بفرمایید. در بیان آن حضرت در این روایت که می فرماید هیچ مومنی نیست مگر اینکه در هر کجا و در هر نقطه ای از زمین وفات بکند، به روح او گفته می شود به وادی السلام ملحق گردد ناظر به همین معنی می باشد و این جمله که می فرماید و وادی السلام بقعه ای از بهشت عدن می باشد، به لحاظ ارتباط خاص این نقطه از زمین با عوالم برزخی مومنین است که صورت های نازله ای از بهشت های عدن هستند.
به این حقیقت باید توجه داشته باشیم که مسئله ارتباط خاص داشتن جنت و نار و بعضی دیگر از عوالم عالیه به بعضی از نقطه ها و مکان ها به جای خود یکی از مسائل است و موارد متعددی از این باب در روایت به چشم می خورد. از باب مثال در روایت وارده به این روایت برخورد می کنیم که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «ما بَینَ قَبرِی وَ مِنبَرِی رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنَّة» یعنی ما بین قبر و منبر من، باغی از باغات بهشت است و این روایت را می بینیم که: «قَبرُ المُومِنِ رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنَّة وَ قَبرُ المُنافِقِ حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النِّیران» یعنی قبر مومن باغی از باغات بهشت و قبر منافق، گودالی از گودال های آتش است و این روایت را می یابیم که: «اِنَّ فِی جَبَلِ اَروَند عِیناً مِن عُیُونِ الجَنَّة» در کوه اروند چشمه ای از چشمه های بهشت وجود دارد و نظایر اینها روایات دیگری هم هست.
خب! ما بین قبر و منبر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که مکان خاص و شریف و نقطه ای از نقاط زمین است با روضه ای از ریاض بهشتی که از عوالم عالیه و عوالم قرب و عوالم پشت پرده می باشد ارتباط به خصوصی دارد که در مکانهای دیگر و در سایر نقاط زمین این ارتباط خاص وجود ندارد. قبر خاکی مومن با روضه ای از ریاض بهشتی که همان قبر برزخی یا عالم برزخی و یا بهشت برزخی مومن می باشد ارتباط مخصوصی دارد که این ارتباط در جاهای دیگر وجود ندارد و هم چنین قبر خاکی منافق با حفره ای از حفره های آتش که همان قبر برزخی و یا عالم برزخی و یا جهنم برزخی منافق می باشد ارتباطی دارد که جاهای دیگر از چنین ارتباطی برخوردار نیست.
البته این در صورتیست که منظور از قبر، قبر خاکی باشد و نه قبر برزخی. در پاورقی مرقوم فرمودند که در جلد اول این کتاب گفتیم که کلمه قبر در بعضی موارد و یا اکثر موارد به معنی قبر برزخی بوده و در بعضی موارد به معنی قبر خاکی است و نیز در آنجا گفتیم که قبر برزخی و یا عالم مخصوص هر کسی در برزخ با قبر خاکی او یک نوع ارتباط تکوینی به خصوصی دارد (که توضیح مفصل هم دادیم) که از ارتباط بین روح و بدن مادی و یا ذرات بدن مادی نشات می گیرد. اگر کلمه قبر را در این روایت به معنی قبر خاکی بگیریم منظور همان خواهد بود که در متن آمده و اگر کلمه قبر به معنی قبر برزخی باشد منظور این است که عالم برزخی مخصوص هر مومن روضه ای از ریاض جنت می باشد. روضه یعنی همان باغ دیگر.
خب! چشمه ای که در جبل اروند است با چشمه ای از چشمه های بهشتی که در عوالم عالیه و فوق ماده و در بهشت می باشد ارتباط به خصوصی دارد که این ارتباط مخصوص را در چشمه های دیگر نخواهیم یافت. همه این ارتباط ها یک نوع ارتباطات تکوینی است که ما به آنها علم نداریم و از ما محجوب می باشد. با شرحی که گذشت مسئله ارتباط عالم برزخی یا عوالم برزخی منحرفین و مجرمین را با نقطه ای از نقاط زمین به نام وادی برهوت نیز متوجه شدیم. یعنی آن قسمت از برزخ که عالم یا عوالم برزخی منحرفین و مجرمین است با مکانی از مکانها و با نقطه ای از نقاط زمین که به نام وادی برهوت است ارتباط به خصوصی دارد و ارواح منحرفین و مجرمین در عین اینکه در آن قسمت از عوالم برزخی هستند در همان نقطه نیز به نوعی حضور دارند.
ابراهیم بن محمد از امام صادق (ع) و او از آباء بزرگوار خود (سلام الله علیهم اجمعین) و آنها از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل می کند که فرمود: عیسی بن مریم (سلام الله علیه) از کنار قبری گذشت که به صاحب آن عذاب داده می شد، سال بعد دوباره عبورش بر آن قبر افتاد و دید که دیگر صاحب قبر عذاب نمی شود، گفت پروردگارا سال گذشته بر این قبر عبور کردم و صاحب آن در عذاب بود و در این سال می بینم که او عذاب نمی شود. خدای متعال به او وحی نمود که ای روح الله! برای صاحب این قبر فرزند صالحی به صحنه آمد که راهی را ساخت و اصلاح نمود و یتیمی را به سر و سامان رسانید و پناه داد و در نتیجه او را به سبب عمل صالح فرزندش مشمول مغفرت کردم. باقیات صالحات.
از این روایت برمی آید که برزخ و برزخیان و احوال آنان برای حضرت عیسی (علیه السلام) محجوب و مستور نبوده و به اذن الله برای او مکشوف بوده و او شاهد برزخ و اهل برزخ و خصوصیات آنان بوده است. لحن تعبیرات موجود در روایت، لحن به خصوصیست و نشان می دهد که مکشوف بودن برزخ و برزخیان و احوال آنان برای حضرت عیسی (علیه السلام) که از انبیا عظام و با عنایات الهی و انعام او از منزلت بالاتری برخوردار می باشد یک مسئله عادی و معمولی بوده است. منزلت او نزد خدای متعال و مرتبت وجودی او بالاتر از اینها بوده و هست. ولکن چون که صد آید نود هم پیش ماست. پیداست که همه اینها به مشیت حق بوده «وَ هُو فَعّالٌ لِما یَشاء»؛ هر کاری که بخواهد می کند.
نور مردان مشرق و مغرب گرفت آسمان ها سجده کردند از شگفت
آفـتاب حـق بـرآمـد از حمل زیر چادر رفت خـورشید از خجل
ناگفته نماند که در این روایت نکات دیگری نیز هست که احتیاج به توضیح دارد و به لحاظ مراعات اختصار و برای اینکه بحث ما از مسیر خود خارج نشود از تشریح و توضیح آنها خودداری می کنیم. ابوبصیر می گویدبه امام صادق (سلام الله علیه) گفتم آیا از سختی ها و فشار قبر (یعنی برزخ) کسی نجات می یابد و محفوظ می ماند؟ فرمود از سختی ها و فشار قبر به خدا پناه می بریم. چقدر کم هستند کسانی که... امام (علیه السلام) در دنباله کلام خود فرمود: رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در تشییع جنازه سعد در حالیکه هفتاد هزار ملک جنازه وی را تشییع می نمودند شرکت نمود و سر به آسمان بلند کرد و بعد گفت آیا شخصی مانند سعد هم فشار می بیند؟ یعنی سعد در چه هست؟ در فشار است. به او گفتند آقا چرا در فشار است؟ فرمود: «اِنَّهُ کانَ فِی خُلقِهِ مَعَ اَهلِهِ سُوءٌ»؛ در خانواده اش بداخلاق بوده. شهید! سعد شهید است. در رکاب پیغمبر است و بعد این جوری! این روایت را به طور کامل در جلد اول این کتاب در مبحث سختی ها و فشار اول برزخ یا قبر از نظر روایات آورده ایم و در اینجا به قسمتی از روایات که مورد استناد بود اشاره کردیم.
آقا! تا می توانید اهل توجه به اهل بیت (علیهم السلام) باشید. به خصوص به سیدالشهدا (ع) که خیلی دادرس است. خیلی کریم و دادرس است. اگر کسی خوب بتواند انس بگیرد. عرضه داشته باشد آنجا صدا بزند، کمکش می کند. بتواند آنجا صدا بزند. از این روایت به روشنی استفاده می شود که برزخ و برزخیان و احوال آنان برای رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مکشوف و مشهود بوده است. این حقیقت هم برای ما روشن است که مقام و مرتبت آن حضرت بسیار بالاتر از این مسائل بوده و نه تنها برزخ و خصوصیات آن بلکه عوالم فوق برزخ و خصوصیات آنها و احوال اهل آنها برای حضرتش به اذن الله مکشوف بود و آیات و روایات شاهد بر این موضوع می باشد.
موارد دیگری نیز در روایات به چشم می خورد که در آنها به مشاهده برزخ و برزخیان از ناحیه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و یا از ناحیه ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) اشاره شده است. هم چنین در بعضی از روایات به مشاهده برزخ و برزخیان از ناحیه بعضی از اصحاب و یاران ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) برخورد می کنیم که بر اثر توجه مخصوص حضرات ائمه (سلام الله علیهم) و به لحاظ صلاحیت و استعدادی که داشتند، حجاب ها از برابر آنان کنار می رفت و گوشه هایی از عوالم برزخی و احوال برزخیان برای آنها مکشوف می گشت.
بسته شیر زمینی چون حبوب جو فطام خویش از قوت القلوب
خب بنا نداریم این شعرها را هم شرح بکنیم. حالا یک توضیحی می دهم.
حرف حکمت خور که شد نور ستیر ای تو نور بـی حجب را ناپـذیـر
تا پذیـرا گردی ای جـان نور را تـا ببینـی بی حـجب مستور را
چون ستاره سیر بر گردون کنی بلکه بی گردون سفر همچون کنی
خب! منظور این است که مثل یک بچه... فطام یعنی از شیر گرفته شدن. می گوید فطام خودت را ... می گوید تا وقتی مثل بچه اهل این هستی که شیر بخوری، دیگر نمی توانی غذا بخوری. بچه چه وقت قادر است غذا بخورد؟ غذاهای متنوع بخورد؟ موقعی که ارتباطتش را با شیر قطع کند. چه وقت می تواند شیر بخورد؟ موقعی که ارتباطش را با رحم و با خون قطع کند. خون خوری را کنار بگذارد، چه بخورد؟ شیر بتواند بخورد. شیر خوری را کنار بگذارد، بتواند غذاهای متنوع بخورد. فطام که فاطمه (سلام الله علیها) هم از این گرفته شده یعنی تو را به علم گرفتن. فاطمه زهرا یعنی این. یعنی انسان با غذای قبلی خودش قطع ارتباط بکند و غذای جدیدی را بخورد.
چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد
تا کسی ارتباطش را با غذاهای دنیا و آلوده قطع نکند (اینها در مباحث تغذیه باید کامل بیان بشود) و این تغذیه دنیایی را کنار نگذارد... نه اینکه ما در دنیا... کنار بگذاریم به چه معنا؟ به معنای این است که تغذیه حرام نکنیم. گوش تغذیه حرام نکند. بینی تغذیه حرام نکند. چشم تغذیه حرام نکند تا چه بشود؟ تا از آن غذاها نصیبش بشود. والّا تا وقتی ما عاشق این غذاها هستیم، ارتباط مان قطع نشده... ارتباط هم فقط فیزیکی نیست. ارتباط فیزیکی قسمتی از مشکل ما را حل می کند.
یعنی اینکه می گویند چشمت را فرو بیانداز یک قسمتی از کار است. دلت هم نباید بخواهد ببیند. دقت فرمودید؟ دل باید ارتباط را قطع کند. چون اصلا محل مشاهده کجاست؟ دل هست. او باید ارتباطش را قطع بکند. گوشت نباید از آن لذت ببرد. اصلا نخواهد که بشنود. نه اینکه ما به خودمان زور بزنیم. اینکه ما یک بار زور بزنیم و ارتباط مان را قطع کنیم یک بحث است. بلکه باید نخواهیم. بدمان بیاید از اینکه نگاه بکنیم. مرحوم آقا شیخ عبدالکریم (رحمة الله) فرمود من اگر در خواب هم زن نامحرم را ببینم، رویم را برمی گردانم. این جوری هست. واقعا پرهیز! دل پرهیز بکند. دل چه باشد؟ با این قضیه ارتباط نداشته باشد. این کار را نخواهد. وقتی دل پیوندش از این تغذیه های حرام و آلوده قطع بشود، آنموقع است که می تواند چکار بکند؟ می تواند به ...
می گوید چه؟ می گوید فطام خودت را از کجا بجوی؟ از قوت القلوب. قوت القلوب یعنی از غذای قلب. از آن. دنبال آن باش. خب! بعد می گوید تو اگر این کار را بکنی می توانی چکار بکنی؟ بعد می گوید حرف حکمت خور. آن تغذیه حکیمانه ای که انسان از حکمت می شود تا بتواند نور بی حجاب را بپذیرد. بعد می گوید اگر این نور را پذیرا بگردی می توانی چکار بکنی؟ تا ببینی بی حجب مستور را. بی حجب مستور را یعنی آنچه که پوشیده شده را تو می توانی راحت ببینی. بی پرده و راحت آن را ببینی.
بعد می فرماید چون ستاره سیر بر گردون کنی. مثل ستاره بشوی که بتوانی به افق های زیاد و بالایی دسترسی پیدا بکنی بلکه چه؟ بلکه بالاتر از آن، بلکه بی گردون سفر همچون کنی. بدون اینکه احتیاج به چیزی داشته باشتی بتوانی آن سیر را بکنی. یک نکته که لازم است در مورد مکان ها بگویم چون برزخ تجلی خاصی در بعضی از مکانها دارد دعا در بعضی از مکان ها سفارش شده است. مثل مساجد. مثل حرم معصومین (علیهم السلام). مثل حرم امامزاده ها (علیهم السلام). مثل حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) که گفتند حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) بقعه ای از بقعه های بهشت است. واقعا دعا آنجا با هر جای دیگر فرق می کند. یک کسی خرافی نشود. اینها را نباید خرافی بداند. بعد هم خرافی گری یعنی اینکه فکر کند مکان چه؟ می گوید آقا چه فرق می کند در خانه بنشینم دعا کنم یا در حرم دعا کنم. خیلی فرق دارد. مکان خیلی فرق دارد.
همین هم ما الآن خودمان احساس می کنیم. شما الآن وقتی وارد مسجد می شوید غیر از جاهای دیگر است. وقتی وارد حرم حضرت رضا (ع) می شوی می بینی یک چیز دیگر است. خیلی از حجاب های تو دفع می شود. شما اگر مثلا در تهران باشی شاید دلت نشکند ولی وقتی وارد حرم حضرت رضا (ع) می شوی می بینی پرده های زیادی از روی قلبت برداشته می شود. خیلی رقت پیدا می کنی. این نشان دهنده این است که دو تا مکان با هم چه هستند؟ دو تا مکان با هم متفاوت هستند. لذا انتخاب مکان برای عبادت...
چرا می گویند وقتی مومن می خواهد بمیرد آنجایی که همیشه نماز می خوانده محتضر را بگذارید باشد؟ چون از آن عالم توانسته چکار کند؟ توانسته عالم طبیعت را پاره بکند با برزخ ارتباط برقرار بکند. از بس از آن مکان با برزخ ارتباط پیدا کرده تجلی برزخ در آن مکان راحت تر و بیشتر است. لذا انتخاب مکان خیلی اهمیت دارد. اینکه بچه بسیجی ها روی دوکوهه این قدر حساسیت نشان می دهند نباید... آنهایی که احساسات اینها را نمی فهمند، می گویند خب مگر چیست پادگان را خراب می کنیم یک جای دیگر برایتان می سازیم. ولی آن که می گوید دوکوهه را نگه دارید، دوکوهه آثار جنگ است، آثار دفاع مقدس است، مکان طاهری است که این ارواح طیبه، این انسانهای مومن آنجا بودند، به آن دست نزنید، اینها یک عالم دیگری دارند. شهردارها و نمی دانم بعضی از فرمانده ها و خلاصه سران هم یک حال و هوای دیگری دارند.
آقا مثلا اینجا باید خراب بشود یک چیز دیگر بسازیم. نمی شود. آن بسیجی که به دوکوهه یک انسی دارد، او می فهمد یعنی چه. دوکوهه خب کسب شرافت کرده از این همه کسانی که امام (سلام الله علیه) آرزو می کرد با آنان محشور شود که (عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُون) هستند، آنها. از آنها کسب شرافت کرده. مکان کمی نیست. شما الآن برو وارد دوکوهه بشو. اصلا کسی هم که جبهه نرفته، وارد دوکوهه شود می بیندحالش تغییرمی کند. حال و هوایش تغییر می کند. آنجا یک جور دیگر است.
شما پایگاه های بسیج را نگاه بکنید. پایگاه های بسیج حقیقتا نورانیت دیگری دارد، غیر از جاهای دیگر مسجد است. غیر از مکانهای دیگر است پایگاه بسیج. اینها خیلی اهمیت دارد. توجه به این نکات داشته باشید. چرا می گویند بدن؟ این جوری است دیگر. بدن شهید را چرا می گویند همین جوری دفن بکنید؟ چرا می گویند با خون دفن بکنید؟ خونی که اگر میت بمیرد نجس است باید شست. چرا؟ چون کسب شرافت از روح می کند. کسب طهارت از روح می کند. لباسش را هم خداوند می فرماید در نیاورید. اصلا به او دست نزنید. اینکه کسی بخواهد برود این را بشوید، غسل بدهد، دست نزنید. همان جوری بفرستید بیاید. آن بدن طهارت دارد. خونش طاهر است. بدنش طاهر است. همه چیز طهارت دارد. این مال قدرت عالم برزخ و طهارت روح است که به این طهارت می دهد. چرا جنازه ها بعد از مدتی سالم گیر می آید؟ اولیاء خدا چرا بدن شان سالم است. این ابن بابویه (رحمة الله علیه)، شیخ صدوق، بقیه دوستان، بقیه اولیاء خدا، علمایی که هستند، شیخ کلینی. کسانی که به هر حال معروف است.
آن که در زمان امام (سلام الله علیه) در بوشهر پیدا کردند. یادتان است که یکی از اولیاء خدا و بزرگان را پیدا کردند. من در کیهان خواندم که برای امام نامه نوشتند. امام فرمودند دفن کنید. موقعی که داشتند قبرها را دستکاری می کردند جنازه ایشان را با شجره نامه اش بعد از چند صد سال سالم پیدا کردند. اینها برای اینکه روح است که آن روح... همین حرفی که امشب خواندیم که روح به عالم قبر ارتباط دارد و ارتباطش را با بدن خودش حفظ می کند. گاهی وقت ها انقدر آن روح قوی و طاهر است که خودش را حفظ می کند، بدن را هم نمی گذارد آسیب ببیند. این شهیدی که در بهشت زهرا قبرش بوی عطر می دهد یا کسانی که ما خودمان در جبهه دیدیم بعد از ماه ها هنوز بدنشان تازه بود. هنوز بدن شان خون داشت. بعضی از شهدا این جوری بودند، روح شان انقدر اوج گرفته بود که بدن شان این طوری بود و تازه تازه بود.
اینها مال این است که بین برزخ و دنیا ارتباطات عجیبی هست. خیلی ارتباطات عجیبی هست. توجه کنید ارتباط صحیح با ماده خیلی مهم است. حواستان باشد با رنگ، با عطر، عرض کنم با مکان، با لباس. شما وقتی می خواهید نماز بخوانید، بروید عبا بیاندازید، عبا روی دوش تان بیاندازید ببینید فرق نمی کند؟ خیلی فرق می کند. در خانه که هستید با لباس معمولی نماز نخوانید. عبا داشته باشید خیلی هم خوب است. با عبا نماز بخوانید. خیلی فرق می کند با وقتی که عبا روی دوش تان نیست. فرق می کند آقا. اینها فرمول های خاصی در تغذیه دارد. بحث تغذیه، بحث فوق العاده مهم و مبسوطی هست. انتخاب اینها اثر عجیبی دارد. هنر می خواهد که انسان بتواند در مورد ساختن روحش از عالم ماده درست استفاده بکند. خوب آن را در جهات مختلف به استخدام بگیرد که بتواند روحش را پرواز بدهد. فهمیدن اینکه چه وقت، چه بخورد در بحث تغذیه خیلی اهمیت دارد. تغذیه روح ها! بداند چه وقت، چه چیز مادی را بخورد. این خیلی اهیمت دارد. چه وقت از یک چیز مادی پرهیز بکند خیلی اهمیت دارد.
مثلا در اول هر ماهی آمیزش با همسر مکروه است جز چه؟ ماه مبارک رمضان و خیلی از حکمت ها... خیلی خلاصه و کم و فشرده من به بعضی از قسمت ها در کتاب پرتوی از اسرار روزه اشاره کردم. مستحبات خیلی مهم هستند. خیلی هست خلاصه برایتان می گویم. چون ممکن است بعدا هم نرسم. اشعار! انتخاب یک شعر مناسب خیلی اهمیت دارد. یک مداح می بینید وقتی مثلا یک نفر مثل من بی حال است، وقتی به او می گویی فرض بفرمایید یک روضه بخوان، یک چیزی را شروع کن بخوان، این هنر را دارد که از کجا شروع بکند. شعری را شروع می کند و یا مناجاتی را شروع می کند که آن می تواند چکار بکند؟ می تواند این وجود سرد و یخ زده را ذوب بکند. یکی هم می بینی از یک شعری شروع می کند که اصلا بی حالی استمرار پیدا می کند. ادامه پیدا می کند. اینها اهمیت دارد.
خیلی از رمز و رازهای آن را در دوره قبلی معرفت نفس، نه در این دوره. آن موقع هایی که دور اول معرفت نفس را در منزل شهید عباس میرزایی (رحمة الله علیه) می گفتیم، آنجا توضیح دادم که در این دور دوم هنوز نتوانستیم اینها را توضیح بدهیم. سال تقریبا 63، 64 بود که اینها را آنجا توضیح دادیم. دعا! انتخاب یک دعا خیلی اهمیت دارد. شما می خواهید بروید یک جا مناجات بکنی، دعا شروع کنی، نمی دانی از کجا شروع کنی. احتیاج هم داری که حتما شروع بکنی. چون شروع نشود وضع خراب می شود. باید شروع کنی. این خیلی مهم است که از کجا شروع بکنی. دعا را از کجا شروع بکنی. چه بگویی. اینها خیلی اهمیت دارد. ای کاش مکتب اهل بیت (علیهم السلام) خوب می شد که برای مردم باز بشود. مکتب اهل بیت در انواع و اقسام ارتباطات شان همیشه حرف آخر را می زند. هدیه به روح مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمومنین (علیه السلام) صلوات ختم بفرمایید.
والسلام