جلسه 168 - معاد
شماره جلسه
168
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 168 - معاد

بحث گذشته مان در مورد این نکته بود که با تلاش و مجاهدت و ریاضت و تحصیل انقطاع از دنیا انسان میتونه در همین دنیا هم به مشاهده برزخ موفق شود که مطالبی را به عنوان مقدمه جلسه پیش خوندیم و الان ادامه بحث رو خدمتتون میخونیم صفحه 217 بعد از شعر هست.

با سلوک عبادی و با تحصیل انقطاع که در حقیقت مسیر تکامل حیات است انسان از مرتبه نازله حیات دنیا نجات یافته و از حیات نازله دنیوی میمیرد. (در پرانتز مرقوم فرموده اند موت ارادی و اختیاری). نکته اینکه در تحصیل حیات بالاتر ما باید سلوک عبادی داشته باشیم (این یک نکته) وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ یعنی حیات بالاتر را به وسیله عبادت باید تحصیل کنیم عبادت کردن یعنی بندگی کردن. بندگی کردن یعنی آنچه خداوند امر کرده انجام دهید و از آنچه نهی کرده بپرهیزید. این میشه سلوک عبادی. دومین چیزی که احتیاج هست همراه این سلوک عبادی باشد تحصیل انقطاع است یعنی انسان باید روز به روز ارتباط و انقطاعش از نظر قلبش، با مظاهر حیات نازل و پست (مظاهر طبیعت) کم شود تا قلبش متوجه عالم باقی شود. خود عبادت ها (اگر شما در عبادت های اسلامی توجه فرموده باشید) وسیله ای هستند برای انقطاع. مثلا روزه وسیله ای است برای انقطاع. خود به خود شما در روزه ارتباطتان را با حلال ها و مسائل طبیعی قطع میکنید، چرا قطع میکنید؟ تا روح عادت کند با طبیعت انس نگیرد در حج 24 چیز برای شما حرام می شود چرا؟ چون باید روح عادت کند با طبیعت انس نگیرد در سایر مسائل عبادی هم همین است دائم میخواهند شما را از طبیعت جدا کنند تا به حیات عالیه و بالا برسید. پس با این دو تا چیز ( یعنی سلوک عبادی که درست انجام شود و انقطاع را هم به دنبال خواهد داشت و تحصیل انقطاع) انسان از حیات نازله دنیا جدا می شود و وارد حیات عالیتری خواهد شد در همین دنیا. وقتی وارد این حیات شد موفق به مشاهده و ادراک برزخ می شود میتواند برزخ را ادراک کند حالا از کمترین حدش که خواب هست (خواب های خیلی خوبی شخص میبیند شخص خواب هایی که قبلا نمیدیده میبیند، چیزهایی که قبلا در برزخ نمیدیده میبیند ارتباطات خوبی برقرار میکند و این یواش یواش نشانه این است که شخص داره موفقیت هایی را در انقطاع کسب می کند که همچین خواب هایی را میبیند بعد در بیداری هم یواش یواش ظهور پیدا میکند و باطن شخص وارد عالم برزخ خواهد شد. یکی هم موت ارادی و اختیاری است که بحث مفصل آن را در معرفت کردیم موت ارادی و اختیاری یعنی شخص خودش، به صورت اختیاری خودش را میمیراند میمیراند یعنی انقطاع از طبیعت پیدا میکند و اختیارا خودش میتونه این کار را انجام دهد وقتی این کار را کرد و انقطاع حاصل کرد خب وارد عالم برزخ شود و میتونه آنجا سیر انجام دهد و با حیات بالاتر حیات پیدا میکند آنهم در مراتب مختلفش. یعنی بسته به سعیه وجودی فرد و نوع و میزان انقطاعی که دارد شخص وارد عالم برزخ می شود و در مراتب عالم برزخ میتونه سیر کند.

گر چه به ظاهر این چنین تعبیر می آوریم که انسان در مرتبه حیات نازله به جهت ضعف ادراک و شعور، از دریافت و شهود عوالم برزخی و دنیوی عاجز است و از آن ها مهجور ولی اگر بخواهیم تعبیر دقیقتری بیاوریم باید بگوییم حیات نازله دنیوی حجاب است بین انسان و آن عوالم. لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا یعنی فریب ندهد این حجاب است. خود حیات نازله دنیا مانع از ادراک برزخ است.

به طور طبیعی برای کسی که حتیدر این دنیا این انقطاع را کسب نکرده وقتی حیات دنیا را از دست دهد خود به خود وارد عالم برزخ می شود و خود به خود ادراک می کند اما بعضی ها هستند که در همین دنیا این انقطاع را پیدا میکنند میگه درسته ما میگوییم شخص به خاطر ضعف حیات دنیا نمیتونه اون بالا را ادراک کند ولی حقیقت اینه خود حیات دنیا حجاب هست خودش مانع هستش که اون حیات ادراک شود لذا ما بوسیله اعمال عبودی و انقطاع، حیات دنیا را در خودمان ارتباطمان را باهاش روز به روز ضعیف تر میکنیم تا بتونیم اون ادراک بالاتر را بدست بیاوریم یعنی سعی میکنیم به یک جایی برسیم که از این حیات مادی و حیات نازله ببریم دیگه این حیات را نداشته باشیم و به اون حیات برسیم. اونوقت معناش میشه مرگ، یعنی شما یک مرگی حاصل کردید به وسیله این مرگ وارد عالم بالاتر شدید. مثل حیات جنینی، حیات جنینی خودش حیاتهست ضعف هم دارد به خاطر ضعفش هم هست اگر یک جنین را بیموقع خارج کنیم میمیرد و تحمل همچین چیزی را ندارد ولی خود به خود حیات جنینی یک حجاب هست برای حیات دنیا. تا انقطاع بین حیات جنینی حاصل نشود حیات دنیا ادراک نمی شود لذا وقتی جنین می آید بین او و اون از طریق ناف، ارتباطش را با جفت و تغذیه کننده اش قطع میکنند تا جنین ارتباطش را با خون و عوالم رحم قطع نکند موفق به خوردن شیر و درک این طرف نمی شود باید اون طرف قطع کنی تا این طرف حیات پیدا کنی. یعنی از اون حیات بمیری به این حیات زنده شوی.

فعلا ما بحث ارزشی نمیکنیم انقطاع میتونه حاصل شود ولی یک کافر یا مرتاض این کار را بکند. یک کافر هم که مدتی ریاضت بکشد میتونه انقطاع حاصل کند ادراکات غالم بالاتر را بگیرد این لزوما به معنی سلوک الی الله نیست توجه بفرمایید والا اینهمه کافر که چیز شدن، وارد برزخ شدن وارد قیامت هم میشن بعدا، به سمت خدا که نمی روند. انقطاع الی الله با انقطاع دیگر فرق دارد ممکن است ما از دنیا انقطاع کنیم ولی الی الله نباشد ممکن است ما سلوک کنیم از همین سلوک های خودمون (یعنی از نماز، روزه، نماز شب، اذکار استفاده کنیم) هم استفاده کنیم اما این ها الی الله نیست الی الله خیلی فرق دارد الی الله یعنی قصد و مقصد خداست اما این ها نه مقصدشون اینجوری هست که جدا می شوند ولی هدفشون این است که بتوانند باطن و فکر دیگران را ببینند و قدرت هایی را از قبیل قدرت تصرف در دیگران را بدست بیاورند و چیزهایی از این قبیل. این، برای خدا نیست و شهوتی است که از طریق انقطاع حاصل می شود چون میخواهیم به اون برسیم از این میگذریم خب از این که میگذریم و قطع ارتباط میکنیم اون بدست می آید. کاری که مرتاض میکند با کاری که سالک می کند فرق دارد یعنی فرق سالک و مرتاض همین است که سالک، سیرش الی الله است و این کارها را برای اینکه به برزخ برسد نمیکند بلکه برای خدا داره میکند چون خدا مد نظرش هست و داره میره در مسیرش این چیزها هم براش پیش میاد وگرنه هدفش اصلا این چیزها نیست برای همین هم بعضی از اولیای الهی در ابتدای کارشان که موفق به ورود به عالم برزخ می شوند خود عالم برزخ مزاحمشون است و اذیتشون میکنند و خودشون میخواهند با برزخ ارتباط نداشته باشند مثلا وقتی افراد را به صورت حیوانات مختلف میبینند مثلا غذای کسی که خمس و زکات نداده را بصورت چرک و خون میبینند چون حلال نیست و یکسره اون غذا را بصورت آتش و بحث برزخی میبیند بعد این زندگیش مختل میشه و دائم اذیت میشه مجبور میشه از خدا بخواهد این حالت را ازش بگیره و عادی باشد برای همین هم خیلی وقت ها خداوند، اولیا خودش را از این ادراکات اینجوری محروم میکند نه اینکه قدرت و یا قابلیتش رو ندارند خدا میبینه مزاحمش هست و یا خودش میبیند مزاحمش است و از خدا میخواهد این را از او بردارد و برمیدارد تا راحت باشد و فقط و فقط خدا را ببیند . اتفاقا یکی از دام هایی که بعدها برای افرادی که میتوانند پرده حجاب های ظلمانی را ببرند و از دنیا بکنند وارد اونجا شوند خودِ یکی از موانع، همان هایی است که بعدا ظهور میکند و میشوند حجاب های نورانی که این ها دردسر دارد. مثل همان حوریانی که بعضی از بزرگان میبینند (آن خيالاتي كه دام اولياست عكس مه‌رويان بستان خداست). گاهی وقتی یکدفعه اونطرف رو ببیند طوری گیج میشود که هدف را گم میکند. هدف گم میشود. راهی که قرآن در سلوک عبودی و تحصیل انقطاع برای انسان ارائه میدهد راهی است که اگر درست فهمیده شود و درست عمل شود انسان را از مرتبه حیات نازله نجات داده و از حیات بالاتر بهره مند میکند.( قرآن آمده در همین دنیا همین کار را بکند با ما.) و حجاب را از میان برمیدارد البته اگر این راه را آنچنان که هست نفهمیم و برداشت نادرست و ناقص از آن داشته باشیم و یا در مقام عمل آنچنان که باید عمل کنیم عمل نکنیم و یا ناقص عمل کنیم مسلما آن نتیجه را که باید داشته باشد نخواهد داشت و حیات بالاتر و حیات طیبه را در این دنیا و در ظاهر برای انسان نخواهد داد. خب حالا من یک توضیح دهم البته توضیح این بحث و همین توضیحی که میخواهم بدهم خیلی مفصل است من بصورت کد ازش رد میشوم اگر بخواهیم روی همین 3-4 خط بمانیم حداقل 10-20 جلسه کار داریم. یکی در مورد عدم فهم راه درست و عدم تشخیص راه، برداشت درست و نادرست از راه که بحث خیلی مهمی است یکی اینکه ما باید توجه داشته باشیم راهمان به سمت خداوند تبارک و تعالی است این نکته خیلی اهمیت دارد و ما باید این راه را حرکت کنیم و طی کنیم و چون این راه هست، کِی به مقصود میرسیم؟ موقعیکه مقصود طی شود موقعیکه حرکت بکنیم خب برای حرکت چی احتیاج داشتیم؟ مامِنْ حَرَکَة اِلاَّ وَاَنْتَ مُحْتاجٌ فیها اِلى مَعْرِفَة، آگاهی و معرفت. یعنی معرفتی که متناسب با اینجا باشد ممکن است ما معرفت داشته باشیم ولی معرفت متناسب با اینجا نباشد فرض بفرمایید من اطلاعاتم در مورد مسیر تهران به مشهد ناقص است یهو میبینی به جای اینکه به مشهد بروم از شمال یا غرب کشور سر در آوردم اطلاعات ناقص، نمیذاره انسان به مقصد برسد و یا اینکه نه موانع و خطرات سر راه هست باید بلد باشیم کجا پیچ خطرناک، دره، لغزنده، سربالایی، کجا باید شب بخوابیم و حرکت نکنیم، کجا راهزن هست و... در راه یک دشمن قسم خورده به نام شیطان داریم که به عزت خداوند ( قرآن میفرماید شیطان میگوید لاغوینّهم اجمعین ثم لاتینّهم لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ دقت کنید لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ من سر راه مستقیم تو، سر راه اینها می نشینم و سپس از جلو و عقب و راست و چپ حمله میکنم، یعنی ما دشمن داریم در مفاهیم جلو و راست و عقب و چپ توضیح دادیم، پس معلومه ما آفت و مشکلات داریم این راه، اگر قرار باشد طی شود باید اطلاعاتش تکمیل باشد وگرنه خیلی ها هستند قسمتی از مسیر را بلدند میروند، یک جا نقطه کور است میروند همانجا نابود می شوند همانجا شیطان حمله میکند نمونه اخیرش را الان داریم در جامعه خودمان یک فقیهی بعد از 60-70 سال، اون راهی که امام گفت داره طی میکند راه کجا؟ راهِ به قعر جهنم، تعبیری که امام آورد قعر جهنم است. یعنی راه را رفته مثلا فقیه درجه یک است و از نظر علمی خیلی بالاست ولی میبینیم چگونه شده. باید دقت کنیم و خیلی چیزهای دیگر. راه، باید دقیق و خوب شناسایی شود که عوامل، موانع، بیماریهایی که سر راه است شناسایی شود بعد هر بیماری و هر مانعی هم آگاهی مخصوصی میخواهد دقت کنید مثلا وقتی شما در یک جاده کف و راست می روید با وقتی در یک جاده سربالایی یا سرپایینی با چند پیج شدید رانندگی میکنید خیلی فرق دارد برای هر کدامش، اطلاعات و ترفند خاص و وسایل مختلف میخواهد گاهی شما در غلبه بر مسائل مالی خیلی قدرتمند هستید اما درغلبه بر مسائل جنسی قدرت و آگاهی لازم را ندارید و شیطان در همانجا غلبه میکند و خیلی مسائل دیگر. گاهی نه در مسائل دیگر قدرتمند هستید ولی در مسئله مثلا مقام و ریاست نمیتوانید 50-60 سالت هم که می شود باز حب ریاست و مقام تو را به زمین میزند. پس هر مانع، اطلاعات مخصوص میخواهد هر بیماری درمان مخصوص میخواهد باید توجه کنیم بهشون، من به صورت کد میگم و رد میشم. پس برای هر مانع اطلاعات و قدرت کافی برای برداشتنش نیاز داریم. بنابراین ما بهیچ وجه نباید در تکمیل اطلاعاتمون کوتاهی کنیم باید مطالعه خیلی داشته باشیم روی بیماریها و آفت ها خیلی خوب شناخت داشته باشیم اینکه امام میفرماید خود را بسازید قبل از اینکه جامعه به شما روی بیاورد یعنی چه؟ یعنی وقتی جامعه به شما روی بیاورد با هزار تا عامل، فساد و دلبری روی می آورد. اینجاست که خطرناک میشود یعنی آماده نیست یکمرتبه جامعه هم بهش رو می آورد مثلا یکدفعه با یک ثروت زیاد، مقام و موقعیت اجتماعی زیاد، محبوبیت زیاد که ظرفیتش را ندارد میاد سراغش، از بین میبره طرف رو. یک عده اصلا مخصوصا خودشون یک کاری میکنند که در جامعه بهشون اقبال بشود بعد از اینکه اقبال بهشون شد شروع میکنند به بهره برداری و نفس چرانی. اصلا میخواهند که بهشون اقبال و مراجعه شود میخواهند معروف و مشهور شوند و طرفدار پیدا کنند دل ها را سمت خودشون جلب کنند همه این درخواست برای چی هست؟ چون در اقبال ها هست که نعمت ها هجوم می آورند و بعد استفاده های نامشروع میشود. لذا اطلاعات اگر تکمیل نباشد هزار و یکجور آفت میاد سراغ آدم. در سلوک خداوند باید مفهوم راه، و موانع راه، دشمنان راه و آفت های راه خوب شناخته شود. از عواملی که علیه آن موانع کمک گرفته میشود هم باید خوب شناسایی شود. یک موقع هست شما در جبهه به میدان مین برخورد میکنید راهش این است سیم چین میخواهید و سیم خاردار چین باشد دو تا وسیله هست دیگه. یا مین روب میخواهید که مین را خنثی کند و از بین ببرد یا مین یاب میخواهید اسباب این است همینطوری که نمیتونید بروید میدان مین، یا باید خودت وارد باشی مین را پیدا و خنثی کنی یا باید مین کوب داشته باشی که مین را منفجر کنه بعد بتوانی بروی یا باید مین یاب داشته باشی که مین را پیدا کند و به تو نشان دهد که خنثی کنی، سیم خاردار چین میخوای که سیم خارهای دور میدان را باز کنی، فقط با همین ها میشه این را از بین برد دیگه. همینجوری که نمیشه، مثلا شما یک مسلسل ببر میدان مین، شلیک کن، اولین کسی که از بین میرود خودتی. با مسلسل و آرپی جی نمیشه رفت میدان مین، حالا یک جا میروی میبینی مانع، تانک است اینجا نمیتونی مسلسل به کار بگیری، مین روب، مین یاب، سیم خاردار چین هم بدردت نمیخورد اونجا تو فقط آرپی جی میخواهی. آرپی جی میخواهی که بزنی تانک را ازبین ببری و بروی جلو. یک جا میبینی برای تو باتلاق مصنوعی درست کردند این باتلاق را که با آرپی جی و تانک و مسلسل نمیتونی طی کنی، برای همچین مانعی وسیله مخصوص خودش را میخواهد که از این باتلاق مصنوعی چطوری بتونی نجات پیدا کنی. در مسیر به سمت خداوند برای هر کدام از موانع، اطلاعات کافی میخواهد و هم باید مانع را بشناسید دقت کنید. هم اطلاعات میخواد و هم باید مانع را بشناسید. اینکه بدانیم اصل مشکل چی هست و هم مسلح باشیم و آگاهی داشته باشیم این مشکل را چطور میشه برطرفش کرد لذا بزرگان ما دائم تذکر دادند اگر میخواهید راه را بروید بدون اطلاعات کامل حرکت نکنید. اینکه بزرگان شرط کردند حتما هر کسی میخواهد کار روی معرفت و عرفان کند حداقل یکدور کتاب اخلاقی را نگاه کند یکدور اخلاق اسلامی را مطالعه بکند که مسلح باشد. وگرنه ممکنه از خیلی موانع رد شود و به خاطر جهالتش در خیلی از موانع دیگر یا بعضی موانع، گیر بیفتد. امام باقر میفرمایند الكَمالُ كُلُّ الكَمالِ التَّفقُّهُ فِي الدِّينِ کمال و تمام کمال این است که انسان تفقه در دین پیدا کند یعنی بدون تفقه در دین، اینکه فروع دین را خوب یاد بگیرد، اصول دین را خوب یاد بگیرد، اخبار را خوب یاد بگیرد، مسائل اخلاقی را خوب یاد بگیرد، نمیتواند یک چیزی را به موفقیت انجام دهد. آنهایی که در مباحث اعتقادی ضعیف هستند سر همین است که وقتی چهار تا آدم منحرف و مغلطه کار می آیند مثلا در مورد ولایت فقیه، در مورد امامت، در مورد اسلام، در مورد دین، الان 2-3 تا بحث مهم که چندین سال است در جامعه ما مطرح است و جدید هم است و بسیاری از آن ها از خارج تعمیم داده میشود و اینجا می آید یکی بحث دین هست که آیا اصلا دین در اسلام بدرد میخورد یا نه، در مقابل چی آوردن؟ در مقابل سکولاریسم آوردند جدایی دین از سیاست و جدایی دین از تمامی شئونات اجتماعی و شئون انسانی انسان، جدا شود از هم. بحث دین،بحث نسبیت، بحث پلولاریسم، بحث کثرت گرایی که الان هستش، خب این برای این است که ما قواعد اسلام را اونجور که باید یاد بگیریم یاد نگرفتیم اگر با کلام اسلامی آشنا نباشیم چهار تا از این شبهه ها که مطرح شود طرف گمراه میشود. الكَمالُ كُلُّ الكَمالِ التَّفقُّهُ فِي الدِّينِ تمام کمال این است که دین را خوب بفهمید و تفقه در دین پیدا کنید. تفقه فقط فهم معمولی نیست تفقه یعنی فهم بسیار عمیق، فهمی که با رنج و کوشش بدست می آید تلاش عادی نیست ها، تفقه فی الدین خیلی مسئله استیعنی انسانی که میخواهد سلوک کند باید زحمت زیاد بکشد باید تحمل داشته باشد تا بتونه به اون درجه از آشنایی و تسلط برسد و این شرط اول است بدون تکمیل اطلاعات، سلوک خطرناک است اطلاعات ناقص گاهی باعث میشود عقاید باطل سراغ انسان بیاید این همه انشئابات که از صراط مستقیم شده، الان ما فقط 73 فرقه مسلمانان داریم (جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه) پیامبر فرمود بعد از من، امت من به 73 فرقه تقسیم می شوند 72 فرقه شان در گمراهی و ضلالت هستند. این ها از چی ناشی شدند؟ این ها همه از یک اصل و یک دین ناشی شده، فقط توسط چه کسانی؟ توسط کسانی که یا اهل عمل نبودند (بقیه آفت ها را بعدا میخونیم) یا عمل ناقص داشتند یا اهل عمل نبودند یا اطلاعاتشون ناقص بوده همه این راه را که ما داریم میبینیم اینهمه جناح های مختلف که میاد راجع به مسئله ولایت یک نظری میدهند راجع به دین یک نظری میدهند راجع به تشیع یک نظری میدهند، این همه مال این هست که این ها هیچوقت به اطلاعات کامل نرسیدند هر کس روی شهوتی که داشته دانشجو رفته مثلا یک دوره لیسانس و فوق لیسانس در مورد مسائل سیاسی دیده یکدفعه برای خودش نظریه پرداز شده، رفته یه جا کلاس الهیات خونده یا یک آخوند و طلبه ای رفته حوزه 7-8-10 سالی درس حوزه خونده نظریه پرداز شده، اینطوری که نمیشه. این همه مکاتب مختلف که ما داریم فلسفه غرب را نگاه کنید فلسفه شرق را نگاه کنید اینهمه اطلاعات ناقص باعث شده اینهمه مکاتب مختلف بیاد حتی خود زندگی فلاسفه رو ببینید میبینید این فلاسفه در طول یک زمان، چندین نظریه داده اند و خودشون گفتند اون موقع اطلاعات ما کامل نبوده الان یه ذره اطلاعاتمون کامل تر شده یک نظریه جدید میدهند دوباره چند وقت دیگه اطلاعاتشون کاملتر شده یک نظریه جدید میدهند. لذا وقتی شما زندگی شان را نگاه می کنید میگویند آخرین نظر، آخرین کتاب هایی است که نوشته اند کتاب هایی که مثلا دوران جوانی نشته کافی نیست چرا؟ چون اون زمان اطلاعاتشون ناقص بوده یک مشکلی که هست الان همینه دیگه اینهمه مکتب ها و راه های مختلف مال این هست که یک نفر همت تحصیل علم رو ندارد اونطور که باید تحصیل بکند اینور یک جا را قیچی میکند و شروع میکنه به بازی در آوردن و برای خودش راه درست کردن و مکتب درست کردن و نظریه پردازی. لذا اطلاعات ناقص ممکن است انسان را به ضلالت و گمراهی برساند امام سلام ا... علیه می فرمود تاریخ اسلام پر است از خیانت علمای مختلف اسلام. زیاد داریم. امام فرمود هیچکدوم از این مفاسدی که در جامعه میشه از جهال نیست تمامش مال علما است. العامل علی غیر بصیره، کالسائر علی غیر طریق، لا تزیده سرعه السیر الّا بُعداً امام صادق فرمود عمل کننده بدون بصیرت مانند کسی است که در غیر مسیر اصلی داره طی مسیر میکند که هر چقدر سرعت بگیرد از مسیر دورتر میشود یعنی اگر کسی خیال سلوک دارد و واقعا میخواهد سلوک کند باید اطلاعاتش را کامل کند حتما اخلاقیات را کامل یکدور بخواند عقاید و احکام را مسلط شود اینکه مرحوم آ میرز علی آقا برای سلوک کمتر از مجتهد قبول نمیکرد غیر مجتهد نمی پذیرفت چرا؟ میخواست در این مسیر به کمال رسیده باشه و اخلاقیات رو باید گذرانده باشد مسلط بشود بعد در این مسیر وارد شود که با مشکل روبرو نشود. بهر حال خیلی خطرناک است خیالات و اوهامی که میاد سر وقت انسان و انسان شروع میکنه به نظریه پردازی و اجتهاد کردن، به خاطر همین اطلاعات ناقص، فوق العاده خطرناک است. پس اینکه می فرماید اگر این راه را آنچنان که باید نفهمی و برداشت نادرست و یا ناقص از آن داشته باشیم و یا در مقام عمل آنچنان که باید عمل نکنیم این هم ضعف در عمل است. سستی در عمل، تنبلی و کسالت در عمل (الکسل یفسد الاخره) آخرت را فاسد میکند. اینکه یاد بگیریم و در مقام عمل، عمل نکنیم و کوتاه بیاییم یا اینکه نه عمل بکنیم اما اعمالمون کامل نباشه و ناقص عمل کنیم مسلما اون نتیجه ای را که باید داشته باشد نخواهد داشت و حیات بالاتر و طیبه را در این دنیا برای انسان نخواهد داد اما اینکه در صورت نادرست بودن برداشت و یا ناقص بودن آن و همچنین در صورت ناقص بودن عمل، نتیجه باطنی و نتیجه بعد از دنیا چه خواهد شد مطلب دیگری است. خب الان ما ناقص عمل کردیم چی میشه؟ الان اینهمه مومن هستیم ماها خودمون اطلاعاتمون کامله؟ معلوم نیست آیا ما همه اطلاعات را بدست آوردیم میخواهیم حرکت کنیم؟ نه. چی میشه در مورد مومن؟ پاورقیِ بسیار زیبایی دارند میفرماید بطوریکه قبلا هم اشاره نمودیم با دقت در آیات قرآن کریم و نیز با تامل در روایات و آثار وارده به این نتیجه میرسیم که مومنین به تناسب ایمان و عمل خویش، از حیات طیبه و بالاتر برخوردار میگردند برای اکثر مومنین این حیات طیبه در باطن امر هست یعنی وجود دارد ولی در دنیا ظهور نمیتواند کند حیات طیبه در باطن امر بوده و در برزخ و آخرت به ظهور خواهد رسید اینجا نمیتواند به ظهور برساند برای اکثر مومنین اینچنین است. و برای بعضی ها که از کمال ایمان و عمل برخوردارند علاوه بر برزخ و آخرت این حیات طیبه در همین زندگی دنیوی و در ظاهر امر در درجات مختلف به ظهور میرسد کمااینکه در زندگی اولیا الهی میبینیم. اینها در عین اینکه در دنیا بوده و به ظاهر همانند دیگران هستند از حیات برتر و کمالات بالاتر و ادراکات دیگری بهره مندند و به تناسب منزلت خویش به عوالم پشت پرده اشراف داشته و در حقیقت در عوالم بالاتری هستند منظور از ظهور حیات طیبه در زندگی دنیوی و در ظاهر امر، ظهور آثار محسوس این حیات از قبیل مشاهده عوالم غیبی و آثار دیگر است که برای آنان در همین دنیا حاصل میشود نه اینکه فقط در باطن امر از آن حیات بهره مند باشند و بعد از مرگ به ظهور برسند، خیر، در همینجا هم برایشان ظاهر میشود. باز توصیه میکند و میگه یکی از راه هایی که میتونید میانبر بزنید و خیلی اطلاعات را سریع بدست بیاورید این است تفکر روی بحث نسبت بکنید بحث نسبت میتونه کلی اطلاعات کلیدی و کدهای بدرد بخور به شما بدهد که شما بتونید در این قضیه زمان را کم کنید. همین قدر برخورداری از حیات طیبه و حیات بالاتر در زندگی دنیوی و در ظاهر در صورتی است که راه قرآن را درست بفهمیم و درست هم عمل کنیم اینجاست که حیات نازل کنار میرود و حیات واقعی انسانی به جای آن می آید پس فهم درست و عمل منطبق به آن، اطلاعات کامل و عمل منطبق با آن اطلاعات.