ایمان به عوالم برزخی و اخروی غیر از مشاهده ی آنهاست عنوان بحث امشب مان است ص 229 پی بردن به عوالم اخروی و علم پیدا کردن به آنها از طریق دلایل و آیات غیر از یافتن عینی و شهود آن عوالم است در واقع می خواهند بفرمایند که ما یک موقع است از دور از یک تپه ای دود را می بینید و علم پیدا می کنید که آتش آنجا است این را می گویند علم الیقین، یعنی یقین دارید ایمان دارید ولی علمی است. بعد یک موقع است شما می روید بالای تپه بله و خود آتش را می بینید این می شود عین الیقین یعنی خود آتش را می بینید. خیلی فرق است که ما از پشت کوه قضاوت کنیم چون دود اینجا است پس آتشی است. و به کیفیت و نوعش و رنگش و به میزانش هیچ اطلاعی نداریم فقط می گوییم آتش است. اما وقتی خود آتش را می بینیم خیلی اطلاعات ما فرق می کند که این چطوری است تمام جزئیات را ما می بینیم. این می شود عین الیقین. یک موقع است وقتی می روی آنجا یک دفعه پای ما سر می خورد و از آن بالای تپه یک دفعه می رویم در آتش، آتش خودما را می گیرد و می سوزاند این می شود حق الیقین. یعنی خودت هم در آن آتش می سوزی.
مراحلی که ایشان می فرماید این است که یکی ما از طریق دلایل و آیات و اینها پی ببریم این غیر از دریافت عینی و شهود آن عوالم است. به همین لحاظ می بینیم در قرآن کریم و در روایات از این نوع علم پیدا کردن که از طریق مطالعه آیات و از طریق دلایل و شواهد به دست می آید با کلمه ایمان تعبیر می شود و آنانی که از راه مشاهده آثار به وجود عوالم اخروی پی برده اند و از راه دلایل و آیات به آنها علم پیدا کرده و از راه تصدیق انبیا و قبول گفته های آنان و قبول وحی و قبول عوالم اخروی اذعان می کنند مومن و مومنین به آخرت به روز آخر به لقا پروردگار و به یوم حساب می نامند. کما اینکه در نقطه مقابل آنانی را که در آیات دلایل و بینات دقت نمی کنند و به تفکر و تعقل نمی پردازند و یا دلایل و آیات را نادیده می گیرند و تکذیب می کنند و بالاخره به عوالم اخروی اذعان نمی کنند و وجود آن عوالم را قبول نمی نمایند و پی نمی برند و وحی و گفته های انبیای الهی را هم تصدیق نمی کنند غیر مومن و مکذب نسبت به عوالم اخروی و لقا پروردگار و یوم حساب می نامند. در سوره بقره آیه 177 می فرماید و لاکن البرّ من آمن بالله والیوم الاخر و الملائکه ... بر نیکوکاری این است که انسان ایمان بیاورد ابرار یعنی همین و توفنی مع الابرار که من را با نیکان و ابرار محشور کن بر یعنی انسان ایمان بیاورد به خدا وروز قیامت و ملائکه و کتاب و انبیا در این آیه کسی را که از طریق تدبر در آیات به عوالم اخروی پی برده و علم پیدا کرده مومن به یوم آخر می نامد. و از این نوع علم با لفظ ایمان به آخرت تعبیر می نماید. در سوره مومنون آیه 74 می فرماید: و ان الذین لا یومنون بالاخره عن الصراط لنافعون آنانی که به آخرت ایمان نمی آوردند از صراط انسانی و صراط مستقیم باز مانده اند. در این آیه کسانی را که به عوالم اخروی پی نبرده اند غیر مومن به آخرت می نامند. تعبیر ایمان و عدم ایمان خود حاکی از این است که علم به آخرت از طریق دلایل و آیات نوعی علم پیدا کردن است و انسان در حیات نازله ی دنیوی که از ادراکات محدودی برخوردار است جز این راه ندارد. که از راه آثار و شواهد و از راه دلایل و تدبر در دعوت انبیا و قبول آن به عوالم برزخی و اخروی پی برده و قبول آن اینکه، از راه آثار و شواهد و از راه دلایل و تدبر در دعوت انبیا و قبول آن به عوالم برزخی و اخروی پی برده وبه وجود آنها علم پیدا نموده و آنها را بیابد. دریافت عینی و شهود آن عوالم در حیات نازله ی دنیوی برای انسان مادامی که در حیات نازله است امکان ندارد. یعنی تا وقتی ما در حیات نازله داریم زندگی میکنیم نمی توانیم آن را شهود کنیم. آن عوالم بالا را. فقط می توانیم از راه دلیل و برهان و علم و اطلاعات و بحث و قبول انبیا و اینها ایمان بیاوریم بگوییم بله است. ولی این که جزئیاتش چی است خود آن را مشاهده کنیم و خودمان شهود کنیم این چیزی نیست تا وقتی گرفتار این حیات نازله هستیم زیرا که در این مرتبه حیات انسان از آن شعور و ادراک برخوردار نیست که بتواند شاهد عوالم اخروی باشد. در بعضی از ایات قرآن کریم در عین اشاره به این که انسان ها در حیات نازله ی دنیوی از عوالم بالاتر و عوالم اخروی در غفلت و در حجاب هستند ضمن اینکه این را بیان می کند انسانها را موظف به تفکر در آیات خلقت دانسته و پی بردن به وجود عوالم اخروی را برای آنان از طریق تفکر و تدبر یک امر ممکن و سهل و آسان می داند و در صورت قصور در این امر آنان را معذور ندانسته و ظالم به نفس می داند یعنی چی؟ یعنی به اندازه ی کافی همان طور که در جلسه قبل گفتیم به اندازه کافی خداوند در طبیعت آیاتی که انسان با مطالعه آنها علم به حیات ماورای طبیعت ببرد وجود دارد و لقد علمتم النشأ الاولی ... تذکرون این هشدار است معذور هم نیستند افراد اگر تدبر نکنند.
خوب، در بعضی از آیات قرآن کریم در سوره روم آیه های 7 و 8 می فرماید یعلمون ظاهر من الحیاه الدنیا و هم عن الااخره غافلون اینها یک ظاهری از حیات دنیا می بینند و از آخرت غافل هستند. از این چه نتیجه ای می گیریم: این که آخرت باطن همین دنیا است. این خیلی اهمیت دارد. اینها فقط همین ظاهر را می بینند و آخرت که باطن اینجاست را نمی بیند غافل هستند بعد چطوری می شود به این عالم پی برد؟ می گوید افلم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السموات و الارض و ما بینها الا بالحق فاجل ... لکافرون. خوب آیا اینها تفکر نمی کنند در اینکه خداوند آسمان و زمین را خلق نکرده و آنچه که بین آسمان و زمین است مگر به حق. یعنی چی؟ یعنی حقانیت خلقت آسمان وزمین وقتی معنا دار است اصلاً خلقت آسمان و زمین وقتی معنادار است که ماورا این یک چیز دیگری باشد. مثل جنین، جنین را وقتی ما داریم می بینیم نظام جنینی را می بنیم حرکت دارد می کند فعالیت دارد می کند اما از خود مطالعه جنین می فهمیم که این جنین برای همین جا کافی نیست آن چیزی که دارد تهیه می کند به دردش نمی خورد در رحم، از این مطالعه می فهمیم که جای دیگر هم باید باشد. فرمود همین که شما فکر کنید که خداوند این همه را باطل نیافریده آسمانها و زمین را باطل آفریده؟ بالاخره چی؟ ما که داریم می بینیم که انسانها به دنیا می آیند و می میرند پس آنچه که خدا می خواسته بیافریند و آن قصدی که از آفرینش داشته پس کی میخواهد تحقق پیدا کند در دنیا که تحقق نمی یابد ما داریم می بینیم که تحقق پیدا نکرده و نمی کند پس کی؟ معلوم است یک وقت دیگری است زمان دیگری است برای تحقق است باطن دیگری دارد این عالم. و اجل مسمی ... اجل مسمی حرف خیلی زیبایی است یعنی اینها خلق آسمان و زمین و آنچه که در بین شان است زمان محدودی دارد. اجل مسمی یعنی وقت معین شده دارد. یک زمانی می ریزند به هم. یوم تبدل الارض غیر الارض روزی زمین غیر از این زمینی که است می شود. یک چیز دیگر خواهد شد. این را باید علم هم این را الان ثابت کرده مرحوم طالقانی رحمه الله علیه در تفسیر سوره زلزال آنجا مطالبی را ذکر کردند که دانشمندان قانون ترمودینامیک آورده و مسائل فیزیک را ذکر کردند در مورد اینکه دانشمندان به این نتیجه رسیدند که به هر حال می ریزد به هم ثابت نخواهند ماند. و اجل مسمی دارد خورشید یک زمانی نابود می شود ممکن نیست خورشید نابود شود و خورشیدی که صدها برابر زمین است و بین او و زمین یک جاذبه خاصی وجود دارد که کم و زیاد شدن همه چیز را می ریزد به هم، حالا جدای از نورش که نبودن نورش همه ی موجودات روی زمین ولی خود این متلاشی شد ن و از بین رفتن خورشید، خورشید یک توده ی انرژی است وقتی تمام شود یعنی اصلش از بین می رود وقتی از بین برود این خوب نیروی جاذبه ی که بین این است و نیروهایی که جلسه قبل خواندیم ستون هایی که نامرئی است این ستون جاذبه ها از بین می رود وقتی از بین برود نه زمین است نه مشتری است نه ماه است نه مریخ است نه ... همه متلاشی خواهد شد. همه به هم می ریزند. این را علم ثابت کرده خیلی سال پیش هم ثابت کرده. این دو آیه دارای سیاق و لحن بخصوصی است و تعبیرات و اشارات خاصی دارد نه اینکه علم ثابت کرده توجه کنید نه اینکه علم ثابت کرده خوب بالاخره ما هم یک حساب دودوتا چهارتا کردیم که یک زمانی به هم می ریزد علم هر روز دارد انفجار خورشید ها از بین رفتن ستاره ها را و انفجار ستاره ها را ثبت می کند حتی بعضی شان را هم مشاهده می کند که بله فلان انفجاری که دیدیم مال انفجار فلان ستاره بود که از بین رفت. دارند می بینند بار کرات خورشید و بالاتر از خورشید ها را دیدند که از بین رفتند. انفجارات عظیمی که در کهکشانها اتفاق افتاده عین این اینقدر تکرار شده که نگو. این دو آیه دارای سیاق و لحن بخصوصی است و تعبیرات و اشارات خاصی دارد. فاعل فعل یعلمون یعنی می دانند ظاهری از حیات دنیا می دانند ضمیر راجع به اکثر ناس است یعنی یعلمون ضمیرش به اکثر ناس بر می گردد اکثر مردم که در آخر آیه قبل آمده است. در این دو آیه در آیه اول به قصور علمی انسانها در حیات نازله دنیوی اشاره نموده و غافل بودن آنان را از عوالم اخروی بیان می فرماید. آن هم اکثر انسانها، و لحن و سیاق آن آیه دوم با توجه به لحن و سیاق آیات این معنی را می دهد که گرچه اکثر انسانها از دریافت عینی آخرت در غفلت بوده و آن را نمی یابند و شاهد آن نیستند ولی راه بر علم بر آن دارند و می توانند با تفکر در خلقت به آن برسند تفکر در خلقت آسمان ها و زمین و آنچه در آنها و بین آنهاست تفکر در اینکه همه اینها دارای نظم حساب شده ای است و بسوی مقصدی در حرکتند تفکر در اینکه برای هر چیزی به جای خود مدت و وقت تعیین شده ای است و از نقطه ی شروع به تکون نموده و دقیقاً به سوی نقطه ای سیر می کنند. زماندار بودن این ها نقطه آغاز و پایان داشتن و حد معین داشتن و اینها.
حال آن نقطه آخر چه خواهد بود؟ و بعد از آن چه خواهد بود؟ این نقطه آخر را گفتم نقطه آخر علم ثابت میکند نقطه آخر را هم. حال آن نقطه آخر چه خواهد بود و عد از آن چه خواهد بود و هر موجودی بعد از رسیدن به نقطه آخری که به سوی آن می رود و حرکتش به آنجا منتهی می گردد به کدام صورت خواهد آمد و چه خواهد شد اینها همه سوالاتی است که هر چه در آنها به فکر بپردازد و هرچه تدبر کنند بیشتر به ابعاد روز آخر و روز لقا پروردگار پی می برند. و به وجود عوالم اخروی که از آنها در غفلت هستند علم پیدا می کنند و این که انسانها خود نیز مانند هر موجود دیگری بوده و از این جریان که برای همه ی موجودات هست مستنثی نمی باشند. نتیجه ی که از مطالب گذشته می گیریم این است که انسانها در حیات نازله ی خود گرچه قدرت ادراکی آنچنانی را ندارند که بتوانند شاهد عوالم برزخی و اخروی باشند ولی از آن شعور و ادراک برخوردارند که بتوانند با مطالعه ی در آیات وجود و تدبر در آیات وحی به آن عوالم پی ببرند. وقتی انبیا الهی خبر از عوالم داده و انذار می کنند و در پیش بودن آن عوالم را به انسانها تذکر می دهند و راه رسیدن به آن حیات و سعادت را در آن عوالم برای انسانها بیان می کنند همه را هم از جانب مبدأ متعال خبر می دهند انسانها با استفاده از درک و شعور خود و مطالعه ی آیات وجود و تدبر در آیات وحی می توانند به صدق انبیا پی برده و قبول حق کنند. و اگر نکردند به خود ظلم نموده اند و به خسران رسیده اند.
این یک چیز مسلمی است ببینید اینقدر خداوند دلیل گذاشته که حد ندارد شما یک دینی دارید به نام اسلام بالاخره عقل انسان را محاکمه می کند خود عقل وقتی می گویند حجت است یعنی دلیل واضح و آشکاری است که بعد خود این عقل انسان را محاکمه خواهد کرد شما به طور طبیعی هر جا وقتی تعداد گوینده های یک خبر بالا می رود احتمال حقیقت در شما بیشتر می شود. حالا شما روی کره زمین بیش از یک میلیارد این جمعیت مسلمان هستند و همه شان هم بدون استثنا به روز قیامت و روز جزا اعتقاد دارند مسیحی ها اعتقاد دارند یهودی ها اعتقاد دارند ادیان دیگر اعتقاد دارند یک تعداد اندکی از جمعیت جهان است که قبول ندارند روز معاد را قیامت را قبول ندارند. ولی این جمعیت که همه معاد اعتقاد دارند این اعتقاد از کجا آمده این قابل ارزیابی نیست یعنی اینقدر نمی ارزد که راجع به آن فکری کند یا مطالعه ای کنند. بعد هم که شوخی نیست نوعی معادی که مطرح شده لااقل در این یک میلیارد خرده ای یک پنجم جمعیت جهان این طوری است که به ما می گویند نوع زندگی تان در آخرت بعد از معاد در ابدیت اینها همه بستگی به نوع زندگی تان در دنیا دارد. این مومن و کافر فرق میکند با همدیگر افنجعل المسلمین کالمجرمین ... آیا ما مسلمین را مثل مجرمین قرار میدهیم؟ بالاخره این شایعه به این قوی ای ما نمی گوییم حقیقت دارد ولی یک شایعه ای که یک میلیارد و خرده ای به آن اعتقاد دارند غیر از مسیحی هایی که به آن اعتقاد دارند آنها هم بیش از یک میلیارد جمعیت دارند خیلی از سایر ادیان دیگر که آنها هم اعتقاد دارد این شایعه به این قدرت فکر نمی خواهد. قابل ارزیابی نیست؟ قابل تحقیق نیست؟ که من یک مطالعه ای کنم؟ بعضی ها واقعاً خیلی خیال خودشان را راحت کردند یعنی خودشان را به خواب خرگوشی زدند، مگر می شود آدم در مملکت خودمان یکمملکت شیعه شصت میلیونی همه دم از معاد می زنند همه اعتقاد دارند بهشت است جهنم است فشار قبر است قبر است برزخ است ولی یک عده همینطوری بی خیال، ندید بگیرند و نشنیده بگیرند و سرش را بیندازد در کار و زندگی خودش و زندگی اش را کند اصلاً حواسش نباشد که با این دارند حرف می زنند. به این دارند می گویند بابا قیامتی هم است قبری هم است. فشار قبری هم است محاسبه ای است برزخی است. بهشتی است عذابی است سوالی است انگار نه انگار سرشان را در لاک خودش کرده، این کسی معذور است واقعا؟ این در قبر چی می گوید میگوید من نشنیدم؟ نه در ایران در جاهای دیگر می گویند این جمعیتی که شما بین شان زندگی کردید چقدر جمعیت کشورها و جهان اعتقاد به این حرف داشتند از این حرف زدند. چقدر در این مورد گفتند، دانشمندان نگفته بودند که گفته بودند فیزیکدانان تان نگفته بودند که گفته بودند شمی دانها و پزشکان گفته بودند دانشمندان علوم فضایی نگفته بودند که گفته بودند کشیش ها نگفته بودند که گفته بودند پدر و مادر و عوام نگفته بودند که گفتند شما اصلاً نخواستید تحقیقی کنید که این قضیه راست است یا دروغ این شوخی نیست که یعنی ماها برای چهارتا دانه هزارتومانی اگر یک موقع خبر برسد احتمال بدهیم احتیاط می کنیم شاید احتیاطاً ما یک همچین کاری کنیم برای یک چیز ناچیز ما احتیاط می کنیم چطور برای همچین مسئله ابدیت و عذاب و مسئله عظیم بهشت درکار است و بالاتر از بهشت در کار است هیچ فکری نکردی و عقلت اصلاً ترا وادار به تحقیق نکرد بابا ممکن است همچین چیزی راست باشد یک وقتی یک نفر بدون اعتقاد وارد برزخ می شود این همه با او خوار برخورد می کنند. یقربون ادبارهم و وجوههم در قرآن می فرماید که اینها پس گردنی می خوردند به پشت شان سیلی زده می شود به صورت شان هم سیلی زده می شود مرحوم شاه آبادی رحمه الله علیه نقل کردند منظور این است که اینها ملائکه که در دنیا است موقع مرگ اینها اینها را با پس گردنی از دنیا خارج می کنند وقتی آن طرف ملائکه برزخ می آیند به استقبال با سیلی می آیند. نفهم نادان جاهل شما دنیا که بودی برای سر یک چیز کوچولو احساس خطر می کردی هزار جور فکر می کردی هزارجور احتمال می دادی چطور یک مسئله بزرگی مثل معاد مطرح شد اصلاً به روی خودتان نیاوردید مثل حیوان دارید زندگی می کنید هیچ احتمال ندادید این است که اصلاً عذر نمی پذیرند آنجا حالا نمی دانست یا یادش رفت اینقدر دلیل دارند که برای ما ها اینقدر دلیل که خدا ریخته در دنیا واضح و آشکار است که بی خیالی بی توجهی فراموشی خود را به فراموشی زدن به هیچ وجه جهل حتی به هیچ وجه پذیرفته نیست. فقط و فقط خداوند جهل یک گروه را می پذیرد که به آنها رحم می کند آن چیست؟ جهل افراد مستضعف است یعنی کسانی که در جاهایی که دور از تمدن بوده و هیچ حرفی از دین و انبیا و ادیان آسمانی به آنها نرسیده اینها تازه اینها هم خدا کاری ندارد یعنی جهنم نمی برند نه اینکه مثل یک مومن ببرد شان بهشت، قرآن می گوید ما عذاب نمی کنیم و ما کنا معذبین .... ما عذاب نمی کنیم. کسی که پیام پیامبر رسول به او نرسیده باشد. اما این جایگاهش با بهشتی ها یکی نیست با آنهایی که ایمان آوردند. یک نفری که در یکم ملکت شیعه بوده ممالک اسلامی بوده دائماً این پیام ها به گوشش رسیده مخصوصاً الان که عرصه ارتباطات است کسی در اروپا هم باشد حرفهایی را می شنود. بحث هایی را می شنود. چطور می تواند احتمال ندهد و اتفاقاً وجود مسلمانها در همه جای دنیا خودش یک حجت است. با اعتقاداتی که دارند و معرفی که می کنند خودش یک دلیل و برهان است. ما شما را دعوت کردیم به شما گفتیم خبر بود شما احتمال باید می دادید هیچ عذری را نمی پذیرند چقدر لحن آیاتی که شخص ضعیف و بیمار و مرده و کافر از دنیا می رود چقدر تند است. نسبت به افراد دیگر. اصلاً کوتاه نمی آیند یک ذره تخفیفی در آن نیست. قرآن چندین بار این کلمه را می فرماید لا یخفف عنهم العذاب یک ذره عذاب را ما تخفیف نمی دهیم برای اینها هر چقدر داد می زنند که شعله را کم کنید یک ... بلکه می فرماید روز به روز هم شدیدتر خواهد شد برای اینکه مگر آدم نباید فکر می کردی تو برای چی خلق شدی یک فرق بین آدم و حیوان نیست؟ آقا یعنی چی تو صبح بلند می شوی صبحانه می خوری و می روی سر کار و شب می آیی و شام و ناهار و بچه را بزرگ کن و غذا و آمیزش و مهمانی برو و بعد مو بریز ریش سفید کن و پیر شو و که چی آخر؟ یعنی چی؟ یعنی این زندگی یعنی چی؟ دنبال چه هدفی می گشتی چی را می خواهی بدست بیاوری؟
من به یک آقایی که اعتقاد نداشت گفتم ببینید تمام موجودات عالم هدفدار هستند همه شان هم به هدف شان می رسند یک دانه که دارد حرکت می کند می رسد یک سنگ که در معدن تا تبدیل شود به یک فلز یا الماس یا هدف دارد حیوانات هدف دارند آسمانها حرکت شان مشخص است به نظر تو خدا از تو هیچ چیز نمی خواهد. همینطوری ترا ول کرده اینجا و هیچ کاری با تو به عنوان اشرف مخلوقات نداشته. فکر نمی کنی تا به حال خداوند خواسته با تو تماسی بگیرد و به تو چیزی بگوید تا حالا فکر کردی که آفریننده اینها با تو کاری داشته یک هدفی از خلقت تو داشته، حالا اصلاً مسئله بهشت و جهنم نه، با تو اصلاً کاری نداشته پیغامی برای بهتر زندگی کردن تو داده یا نداده؟ با وجود ادعاهای زیاد و این شایعه بسیار قوی که در اطراف تو هست در یک مملکتی که همه می گویند پیامبری آمده و کتاب آسمانی آمده و همه می گویند برنامه مشخص دارد ودعوت کرده اینها به نظر تو قابل توجه نیست یک مطالعه ای شود تعطیلی می گیریم ما می گوییم تولد امام جعفر صادق است تولد امام رضا و امیرالمومنین است این شخصیت ها برای تو موهوم است یک شخصیتی است که تمام دشمنان ثبت کرده جای تولدش بوده الان مشخص است خانه ای که در آن متولد شده سرزمینش است آنجایی که این دیوار شکافته اثرش روی کعبه وجود دارد اینها که یک آدم هایی نبودند که تاریخ نتوانسته حسابشان کند که بگویی از نظر تاریخی مجهول است. می گویند مسیح مجهول است در تاریخ می گوییم مجهول است؟ هزار تا اثر گذاشته می گویند کو قبرش؟ وطن دارد سرزمین دارد مشخص است کجا ظهور کرده آثارش است کلیساهایش است آموزش هایش است حضرت علی همه چیزش مشخص است در همه جا ظهور دارد از ظهورات مادی تا معنوی، این قبرش مشخص است قبر دارد زندگی نامه دارد غیر مسلمانها هم کلی راجع به او نوشتند یهودی ها مسیحی ها و کفار در موردش نوشتند کمونیست ها هم قبولش داشتند. شما خسرو گلسرخی یک کمونیست است می گوید مولای من حسین من اقتدا به مولایم کردم در مبارزه با این رژیم تا آخر عمرش همین را می گوید از دادگاه هم ترس ندارد فقط از امام حسین دم می زند تا که می کشندش. در رژیم من فیلمش را هم دیدم، در رژیم گذشته فقط از امام حسین اینقدر دم می زند تا آخر می کشندش. امام حسین قبر دارد حضرت سجاد مشخص است شخصیت ها همه ثبت شده در تاریخ است انگار تو اراده کنی الان جیک و پوک زندگی اینها را در می آوری آثار تاریخش است نوشته های شان است احادیثشان است سند دارند کی به کی است این همه رجال و درایه و این شخصیت ها از کجا آمده هیچ کدام حرفی با شما نداشتند امام خمینی است این همه روحانی اطراف تو است شخصیت های برجسته تاریخ هستند حتی در خیابان که می روی می بینی یک عالم روحانی را. او حرف دارد پیام دارد، اینها هیچ کدام قابل تحقیق نبود قابل مطالعه نبود برای تو مگر می شود. که تو اصلاً خودت را به نفهمی زدی خودت را به نادانی زدی، ونشنیدن بل الانسان یرید این یفجر عمامه انسان نمی خواهد زیر بار مسئولیت برود می خواهد فرار کند از زیر بار مسئولیت. یجعلون اصابعهم فی اذانهم دست هایشان را در گوش شان می گذارند که اینحرفها را نشنوند.
واقعاً من خیلی برخورد کردم با شخصیت های اینطوری که به محضی که بوی حرفی می آید که یک ذره حرفی از قیامت و معاد و دین بزند هرچند هم حق باشد ترجیح می دهد ارتباط را قیچی کند که نشنود. کتابها است کتابهای ائمه است ادعیه شان است اینها را آقا اصلاً هیچ چیز شما بیا برو یک حرم امام رضا علیه السلام چشم و گوش و عقل که داری می فهمی تو برو یکماه آنجا بنشین این همه شفا، حرم امام خمینی شفا، حرم حضرت عبدالعظیم شفا، حرم حضرت معصومه علیها السلام شفا، این شفا دادن یعنی چی، این را نمی فهمی طرف سرطانی است شیمیایی است دکتر می گوید این خوب نمی شود پرونده ها همه موجود که این رفتنی است. خوب شدنی نیست. یک دفعه چشم دار شد این چشم از کجا آمد. احمق به من می گوید این تلقین می کند چشم دار می شود. تلقین می کند سوختگی بدنش برطرف می شود و نخاعی که قطع بوده وصل می شود گوشی که کر بود شنوا می شود زبانی که لال بوده گویا می شود پس چرا در اینحرم ها فقط این خبر ها است چرا بیرون از اینجا ما همچین شفایی ندیدیم. هر جای دنیا شفا بوده حرف از این بوده حرف از ماورای طبیعت بوده در مسائل مادی ما ندیدیم بعد هم یکبار و دوبار سال چقدر امام رضا علیه السلام شفا می دهد اینها دارند معجزه وار دار می کنند ترا در قیامت چی حرفی داری بزنی برای اینها. برادر امام رضا علیه السلام در شیراز است یکشنبه به یکشنبه آنجا مردم آنجا جمع اند. چون یکشنبه ها شفا می دهد همه آنجا جمع می شوند و هر یکشنبه هم شفا می دهد. حضرت شاه چراغ است. پس ببینید چقدر آیات اطراف ما است بسیار زیاد و اینها را ما نمی توانیم انکار کنیم عقل ما نمی تواند اصلاً جوابی برای اینها بدهد. مقصود ما از این توضیح این بود که عاجز بودن انسان در مرتبه نازله ی حیات از دریافت عینی و شهود عوالم اخروی لازمه ی حیات نازله و شعور نازله است. و این مسئله مسئله ی عمومی است و اینطور نیست که انسان ها در حیات نازل بتوانند شاهد عوالم اخروی باشد. و فرق مومن وکافر در این است که مومن از راه آیات و نشانه ها به وجود آن عوالم ایمان می آورد و کافر از این راه وارد نشده و ایمان نمی آورد. نه این است که مومنین در حیات نازله دنیوی خود شاهد عوالم برزخی و اخروی هستند بلکه ایمان به آنها دارند و به وجود آنها علم پیدا می کنند. این خاصیت ذاتی این مرتبه از حیات است اگر کسی از مرتبه بالاتر حیات انسانی در همین زندگی دنیوی برخوردار بود اینجا دیگر می خواهد وارد بحث بعدی شود البته به تناسب رتبه حیاتی و به تناسب ظرفیت ذاتی خود می تواند از عوالم برزخی و اخروی باخبر بوده وشاهد عینی آنها باشد یعنی در همین دنیا اگر کسی این استعداد را داشت که از حیات بیشتری برخوردار شود خودش را از این سطح نازل حیات بالا کشید وقتی خودش را از همین سطح نازل حیات بالا کشید در همین دنیا هم می تواند دیگر از آن مرحله علم الیقین به عین الیقین بیاید و خودش هم مشاهده کند برزخ را و برزخی ها را ببیند.
خوب این همه نمونه ثبت شده داریم ما از بزرگانی که شما زندگی مرحوم نخودکی زندگی مرحوم علامه و زندگی مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را ببینید یکی دوتا ده تا نیستند تاریخ اینطوری ثبت نکرده الا ماشاءالله است از این انسان هایی که از سطح نازله حیات بالاتر رفتند خبر دادند. زندگی هایشان نوشته شده اینقدر تواتر دارد که قابل انکار نیست. هنوز هم هستند کسانی که شما تا می روید پیشش می نشیند به شما می گوید به چی فکر می کنید در باره ی چی فکر کردید چه کار می خواهی بکنی هدفت از آمدن آنجا چی بود. آن ساواکی که رفته بود به پای مرحوم رجبعلی خیاط بود اسمش هم حسن بود بعد اسم حقیقی اش، مرحوم خیاط می گوید بعضی ها می آیند اینجا به اسم های دیگر مثلاً بعضی ها اسم شان حسن اینجا می آیند به یک اسم های دیگر به هوای اینکه نیت هایشان را کاملاً می گوید طرف می رود از ساواک استعفا می دهد. تمام نیت ها را لو می دهد. یکبار اتفاق افتاده خبر دادن این؟ نه به کرات. خداوند می خواهد که بعضی از اولیای خودش این کرامات را ظهور بدهند اجازه می دهد حتی امر می کنند که ظهور بدهند شما فکر نکنید که کسی مثل رجبعلی خیاط یا مرحوم نخودکی وقتی ظهور می دهند قصد خودنمایی و فخرفروشی و خودفروشی و جمع کردن مشتری و ... دارند امر به آنها می شود این کار را بکن. برای چی؟ برای اینکه این اعتقادات زیاد شود برای اینکه باورها زیاد شود. در همین دنیا می شود رسید به آن مرتبه بالاتر، این همه نمونه هایی که ما می بینیم خداوند هم آیات خودش را اولیای الهی را در شهر های مختلف دنیا و کشورهای اسلامی قرار داده که مردم بتوانند بیشتر ایمان بیاورند .
خوب بحث ما رسید به اینجا که ما می توانیم تا الان بحث این بوده که خود شرایط دنیا یک شرایطی است که ذاتاً حیات مرتبه نازلی از حیات در آن است. بحثی که از این به بعد داریم این است که نکته بعدی که در این کتابها خواندیم انسان به طور طبیعی اگر همینطوری بخواهد از این مقداری که خدا به طوری طبیعی داده نمی تواند برزخ را و ماورای این عالم را مشاهده کند. بیش از این حیات نازله نمی تواند ببیند. مطلب بعدی این شد که با قوه فکر و تعقل و تدبر که دارد می تواند به ماورا پی ببرد. مطلبی که از الان داریم که انسان می تواند در همین دنیا از مرحله ی بالاتری از حیات برخوردار شود که مشاهده هم بکند این عوالم را که برای جلسه بعد بماند.
والحمدلله رب العالمین.