«به نام خدا»
جلسه ی گذشته حدیثی را از پیامبر (ص) خواندیم که حضرت مردم را به سه گروه تقسیم کردند، سه طبقه، طبقه اول کسانی بودند که توجهی به مال و ذخیره ی مال نداشتند و به مقداری که واقعاً نیاز داشتند بسنده می کردند و فرمود که اینها « اولئک آمنوا الذین لا خَوفٍ و لا یَحزنون» اینها کسانی هستند که روز قیامت در ایمنی کامل به سر می برند نه خوفی و نه حزنی دارند، گروه دوم کسانی هستند که مال را جمع می کنند از بهترین طریق، از طیب ترین راه، پاک ترین و بهترین راه، و با آن صله ی رحم می کنند، و نیکی به برادران دینی خود می کنند، به فقرا کمک می کنند، و به هیچ وجه اجازه نمی دهند که مال حرامی در پولشان راه پیدا کند، می فرماید که خداوند اگر بخواهد از اینها حساب سخت بکشد « اِنُقشوا عُذِّبُ» اگر که مناقشه بخواهد خدا با اینها بکند و حساب سخت از اینها بکشد حتی این افراد هم دچار عذاب الهی خواهند شد، علتهای آن هم توضیح دادیم جلسه ی گذشته، و اگر هم نه خداوند بخواهد از اینها حسابِ« وَ اِن عُفیَ اَنهُم سَلِمو» اگر خدا ببخشد اینها را سالم می مانند، ببخشد یعنی چه؟ یعنی قطعاً یک همچین آدمهایی هر چند مال حلال بدست آوردند و در بهترین راه ها مصرف کردند باز خواسته یا ناخواسته برایشان یک آلودگیهایی ایجاد شده است، که خداوند باید اینها را ببخشد، « اِن عُفیَ» اگر بخشیده بشوند سالم می مانند، اگر خداوند بخواهد از اینها حساب بکشد اینها دچار عذاب می شوند، گروه سوم « وَ اَمَطَبَقُ ثالِثْ وَ اِنَهُم یُحِبونَ جَمعَ الْمال مِمّا حَلَّ و حَرَّمَ وَ مَنَهُ مِمَفتَرَجَ وَجَبَ مِمَفتَرَضَ وُجِبَ» طبقه ی سوم و گروه سوم کسانی هستند که جمع مال را دوست دارند از حلال و حرام، هر چه که آمد، هم از حلال و هم از حرام جمع مال می کنند، رشوه می دهد، رشوه می گیرد، نزول می دهد و پول حرام وارد مالش می شود، پول بدون حساب، خمس نداده، زکات نداده، خودش خمس نمی دهد، محاسبه نمی کند، بی دقت هست، و این مال او را از آنچه که واجب شده است و فرض شده است بر او باز می دارد، یعنی در مواردی که واجب هست مصرف نمی کند، مثل خمس، زکات، و کمک به فقرا و ذولحقوق مصرف ندارد، « اِن اَنفَقوا انفَقوهُ اِسرافً و بَداراً» اگر که مالشان را انفاق کنند، چون مسلمان هستند، فرمود امتی، « یَکنوا امتی فی دنیا» پس مسلمان هستند اینها، اگر انفاق کنند، در انفاقهایشان اسراف هست، با شتاب کاری و اسراف انفاق می کنند، مثلاً یکدفعه می بینید که یک مهمانی می دهند، یک مهمانی عیانی، مثلاً به مناسب تولد حضرت علی (ع)، یک فقیر که در مهمانی آنها نمی آید، یک عده آدم سیر و پولدار می آیند آنجا خلاصه چند جور غذا، نوشابه، سالاد، بستنی، میوه، چای، می خورند و بلند می شوند و می روند، اسرافهای اینچنینی، یا مثلاً چیزهای غیر ضروری را انفاق می کنند، یک چیزهایی که ضرورت ندارد می گیرند و به مردم کمک می کنند، طرف اصلاً سوء غذا دارد، مشکل غذایی دارد، سوء تغذیه دارد فقیر، این مثلاً می رود یک چیز زینتی می گیرد و به اینها می دهد، که اصلاً به کار اینها نمی آید، یا مثلاً طرف می رود ده هزار تا جا کلیدی می خرد و می دهد، خوب این چه فایده ای دارد؟ اینها اصلاً کلیدشان کجا بود که به این دسته کلیدها ببندند؟ خلاصه یک چیزهایی که به درد اینها نمی خورد یا مثلاً برای فقیر یک چیزی می خرند که این فقیر خجالت می کشد که بپوشد فرض بفرمایید لباسی را که به او انفاق کردند، مثلاً پیراهن کهنه، شلوار کهنه، یک دفعه می بیند یک کفش فانتزی برای او خریدند که این بنده خدا نمی تواند این را بپوشد، یعنی مطابق نیاز فقیر هم به او کمک نمی کنند، بالاخره ما باید مطابق سلیقه ی یک نفر برای او خرید کنیم، یک نفر آمده بود گفت آقا شما این فقیری را که می شناسید ما می خواهیم یک کمکی به ایشان بکنیم، برای او یک چیزی خریدند که به او بدهند بعد نگاه کردم دیدم عجب چیز فانتزی و شیکی گرفته است، گفتم ببین اگر این بخواهد چیزی که شما خریدی را در خانه بپوشد این آدم نُه تا خواهر و برادر دارد همه فقیر، شما فکر نمی کنید چقدر فشار روحی به آنها وارد می شود، به خواهر و برادرها؟ آنوقت میان این نُه تا فقیر این بخواهد اینگونه لباس بپوشد هم این خودش نمی تواند بپوشد هم شما باعث می شوید که دل بقیه افراد خانواده بشکند هم آنها مشکل روانی پیدا می کنند، هم اینکه این آدم چنین چیزی برازنده اش نیست، آدم باید بداند که چطور کمک می کند اگر می خواهد به یک خانواده کمک کند، باید بداند که چه چیزی باید کمک کند، نه به سلیقه ی خودش بخواهد کمک کند، بعضی ها به فقرا کمک می کنند چیزهایی به آنها می دهند که اصلاً کاربردی برای آنها ندارد، موکت های پاره، درهای سیاه، دیوارهایی که گچ های آن ریخته شده و ممکن است که بریزد، بعد مثلاً یک گلدان مصنوعی آوردند که کمک کنند به آن خانه ی خرابه، این اصلاً به چه کار آنها می آید؟ حالا شما فرض کنید که این گلدان هم به آنها دادید، این پنج هزار تومانی که دادید گل مصنوعی، می توانستی بدهی چهار کیلو برنج، ده کیلو برنج برای آنها می خریدی شکم آنها را سیر می کردی، لباس می گرفتی برایشان، لباسهای متعارف، بلد نیستند اینها وقتی هم می خواهند انفاق کنند انفاقهای آنها هم اسراف هست، اسراف هاشان هم گناه کبیره است، مثلاً ما گفتیم که آقا جوان فاسد می شود احتیاج دارد که کار فرهنگی کند احتیاج به بودجه فرهنگی دارد، این بودجه را شما بدهید ما یک جا یک کتابخانه بسازیم، یک نوار خانه بزنیم مردم بیایند مسائل شرعیشان را یاد بگیرند با دینشان آشنا بشوند، رفته است در یک کوچه ای که سه متری است یک مسجد دیگر هم ساخته است، مگر اینجا چند تا مسجد نیاز هست؟ الان چقدر مسجد سازی هست، هر پانصد متر، یا هزار متر یک مسجد هست، بعد یکی و نصفی آدم می آیند آنجا نماز می خوانند، به زور یک صف، دوصف تشکیل می شود برای اینکه نماز بخوانند، خوب به چه دردی می خورد این مسجدی که شما ساختید؟ این مسجد می توانست بشود چند تا خانه، این مسجد می توانست بشود یک مرکز فرهنگی موفق و خوب، به جای این مسجد شما می توانستید یک پایگاهی بسازید که درش هزاران نفر نماز خوان و مسجد برو درش تربیت کنید، می بینید در یک جای کوچک دو تا مسجد ساختند، مسجد این قبیله، مسجد آن قبیله، مسجد این طایفه، مسجد آن طایفه، کجا؟ در همین شهر خودمان، مثلاً یک پولداری آمده بود گفت من صدو پنجاه میلیون دلار دارم، می خواهم کمک کنم، صدو پنجاه میلیون دلار پول کمی نبود، از این اشراف عرب بود، ما برای این آقا راه کارهای مختلفی را گفتیم، راه کارهای علمی به او گفتیم، راه کارهای قرآنی به او گفتیم، راه کارهای خارج از کشور به او گفتیم، گفت نه من فقط باید مسجد بسازم، این آدم نمی فهمد که چه کار می خواهد بکند، ببینید که الان چقدر کمکهای مالی بیخودی می شود و هرز می رود این کمکها، طرف برای مثلاً ده هزار تومان اصلاً تمام زندگی اش لنگ هست، یک وقت می بینید شکستهای سنگینی می خورد به خاطر ده هزار تومان، اصلاً شخصیتش به ده هزار تومان بند هست، می شود شخصیت یک نفر را نجات داد برای همیشه، بعضی ها واقعاً به خاطر پنج هزار تومان، ده هزار تومان می شود آبرویشان را خرید، و از یک معضل می توان نجاتشان داد، بعد می بیند که یک پولهای یک جاهایی خرج می شود که نگو، دارند نقل می کنند که وقتی که امام زمان (ع) می آید یک سری از مساجد را خراب می کند اصلاً، به چه دردی می خورد که شما فقط مسجد می سازید، آنهم با چه خرجهای کلانی، چهار میلیون تومان می دهد گنبد برای مسجد درست می کنند، چند میلیون تومان خرج کاشی کاری آن می شود، چند میلیون تومان خرج سنگ و تزئینات آن می شود، چرا؟ بعد که می خواهیم کار فرهنگی بکنیم جایی که می خواهیم نماز خوان و مسجد برو تربیت کنیم آقایان زورشان می آید خرج کنند، انگار که باید اثر مادی پولشان را در یک چیز ظاهری و جسمانی ببینند و تأیید کنند که این را مثلاً من ساختم، فکر نمی کنید که یک انسان اگر با پول شما ساخته شود یعنی چه؟ اگر یک نفر به دست شما هدایت بشود بهتر از آن است که خورشید برای او می تابد، یعنی بهتر از همه ی حیات، « مَن اَحیاء نَفسً فَکَأنمَا اَحیَاً ناس جَمیعا» آیه ی قرآن هست، کسی که یک نفر را هدایت کند مثل این هست که ثواب هدایت همه ی مردم دنیا را خدا برای او می نویسد، «فَکَأنما اَحیَاً ناس جَمیعا» انگار که همه ی مردم دنیا را او هدایت کرده است، این نظام ارزشی خوب جا نمی افتد برای این عده، پولدار هستند، حالا ما نمی خواهیم از این پولهای حرامشان خرج کنند، ثروتمندانی هم که داریم و پولشان حلال هست خیلی از آنها فهم مصرفش را ندارند، به قول امام صادق (ع) که فرمود هر کس خرج کرد معلوم نیست که درست خرج کرده باشد، یا هر کس انفاق کرد معلوم نیست که درست انفاق کند، به موردش، آدم باید تشخیص بدهد که کجا سرمایه گذاری کند، در یک کار ماندنی کلان، در یک کاری که شجره ی طیبه باشد، « کِاصلُها ثابتُ وَ فَرعها فی السَماء» اینطوری سرمایه گذاری کند، اصلاً خانواده هایی هستند که در اثر فشار اقتصادی، زنها، شوهر ندار یا مُرده است یا طلاق گرفته است، به خاطر فشار اقتصادی مجبور هست که خود فروشی کند، کم هم نیستند زنهایی که الان این کار را انجام می دهند، یعنی حضرت عباسی اگر بداند که شما آدم خوبی هستید وقتی پول را از شما بگیرد می گوید آقا با اگر می شود با من کاری نداشته باش، نمی خواهد خودفروشی کند، اصلاً شخصیت او شخصیت خود فروشی نیست، مجبور هست، بچه اش گرسنه است، می خواهد به مدرسه برود لباس ندارد، مجبور هست به هزار ذلت تن بدهد که بچه ها را تأمین کند، خوب اینها نوامیس امام زمان (ع) نیستند؟ نوامیس رسول الله (ص) نیستند؟ به خاطر فقر افتادند به این قضایا، آنوقت چه خرجهای بیخودی می شود، در مملکت خودمان الان اینگونه هست، در وضعیت نظام خودمان اینطوری هست، یعنی ثروت خوب تقسیم نمی شود، آن مقداری هم که باید خوب خرج شود، خوب خرج نمی شود، یک جاهایی خرجهای بسیار کلان و بی فایده، یک جاهایی می بینید که همه گرسنه و تشنه هستند، همه احتیاج دارند، لزومی ندارد که مثلاً یک ساختمانی که شما می سازید برای یک وزارت خانه می دانید چند صد میلیون تومان در این ساختمانها خرجهای بیخود می شود، اصلاً یک ساختمان حکومتی و یک ساختمان دولتی باید یک ساختمانی باشد که مردم وقتی می آیند از نظر روانی مثل خانه خودشان بدانند، بداند که این ساختمان حکومت اسلامی هست می تواند برود داخلش، نه اینکه اینقدر زرق و برق داشته باشد که فکر کند اینجا خانه اشراف هست اینها هم که اینجا نشسته اند یک کسان دیگری هستند، خیلی مفسده دارد ساختمانهای دولتی که به صورت ساختمانهای اشرافی ساخته بشود، که الان این مسئله مُد شده است دیگر، می بینید که هر کدام برای خودشان چه دفتر و دستکی درست کرده اند، والا خدا راضی نیست، به قول حضرت علی (ع) که می فرماید در مورد بیت المال یک جمله ای حضرت امیر دارند، اصلاً ببینید که حضرت چطور فکر می کند، چه چیزی می فرمایند، از ما چه می خواهند؟ مایی که ادعای حکومت شیعی داریم و می خواهیم جا پای حضرت علی (ع) بگذاریم، نامه نوشته اند حضرت می فرمایند: « اَدِقُو اَقلامَکُم وَ قارِبوا بَینَ سُطورِکُم» نوک قلمهای خود را بتراشید که تیز باشد نازک بنویسید، سطرها را نزدیک هم بنویسید خیلی با فاصله ننویسید وقتی نامه می نویسید، « وَحسبوا اَنَهُ فُضولَکم» حرفهای اضافه که در نامه هایتان برای من ننویسید، قصه تعریف نکنید، تملق گویی و تبلیغ نکنید در نامه ها، اینها را حذف کنید، وقت تلف نکنید، همین چهار خطی که اضافه نوشته اید اسراف می شود، با این کار وقت خودت را می گیری، کاغذ و جوهر بیت المال را مصرف می کنی، تایپ ایست هم وقتش گرفته می شود و باید همه ی اینها را تایپ کند و خیلی چیزهای دیگر، « وَ قصِدوا قَصدَ المعانی» حرفهایی را که می خواهید بزنید در کمترین جمله بزنید خیلی کش ندهید حرفهایتان را « وَ ایاکُم وَ الْاِکفار» بپرهیزید از زیاده روی کردن و زیاد پرداختن به اینطور کارها، و حالا دلیلش را می گوید، « وَ اِن االاموالِ المُسلِمینِ لا تَحتَمِلُل اِضرار» اموال مسلمین، اموال بیت المال تحمل ضرر را ندارد، حالا مثلاً طرف از اموال بیت المال برای خودش یک دفتری ساخته است که وزیری شده است، یک مدیری می سازند، الان یک دفترهایی می سازند که زمان شاه نبود این دفترها، خوب چه لزومی دارد که این چیزها در دفتر شما باشد چیزهایی که استفاده نمی شود چیزهایی که زائد هست، دلیلش چه هست؟ آقا شما صبح می آیید سر کار بعد از ظهر می روید، در دفتر مدیر، حمام چرا باید باشد؟ حمام اضافه ساخته است، دوش ساخته است، آشپزخانه ی جدا، غذا خوری جدا، برای چه شما اینها را می خواهید؟ از پول خودتان اینها را ساخته اید؟ از پول خودتان ساخته باشید که اسراف هست، از پول بیت المال باشد که وای به حالتان، تزئینات اتاق مدیر باید چنین و چنان باشد، حالا چه کسی گفته است که تزئینات اتاق شما باید اینچنین باشد؟ حتماً باید روی میز ایشان دسته گل ده هزار تومانی باشد، می بینید اینها را وقتی که جمع کنید چقدر می شود، خوب امام زمان (ع) راضی هست که شما اینقدر ریخت و پاش کنید آنوقت یک نفر برای ده هزار تومان شخصیتش تا آخر عمر خُرد بشود، عده ای گرسنه باشند، عده ای نتوانند که به مدرسه بروند، عده ای بی شخصیت بار بیایند و خُرد بشوند، و بعد من که مدیر هستم اتاق من نباید هیچ کم و کسری داشته باشد، این اصلاً چه معانی دارد؟ حالا یک کسی هدیه آورده است شما بگذارید و استفاده کنید، بحث هدیه هم حالا یک بحث دیگری هست، ولی حالا چون هدیه هست و از بیت المال نیست و شما خودتان پولی برایش نداده اید می توانید استفاده کنید، ولی چه لزومی دارد که اتاق مدیر این همه درش خرجهای کلان و خرجهای اضافه شود؟
( مخاطبین سئوال می پرسند ولی واضح نیست) استاد در جواب می فرمایند: قانونهای ما خیلی خوب هست، شما اگر قانونهای مجلس را نگاه کنید سیستم های نظارتی که مجلس طراحی کرده است خیلی سیستم خوبی هست، عمل نمی کنند به آن، ایراد از مجریان ماست، از مدیران ماست، دستگاه قضایی ضعیفی که داشتیم و داریم، سیستم نظارتی ضعیفی که داریم، والا شما الان بیائید قانون های مجلس را بخوانید که چقدر محکم نوشته شده است ولی عمل نمی شود به آن، در سیستم مالیاتی محکم هست، در سیستم فرهنگی، مثال می زنیم حالا که آقایان ادعا می کنند که همه ی آنها فرهنگی هستند، دَم از فرهنگی بودن می زنند که انقلاب ما فرهنگی هست و انقلاب ما اسلامی هست، همه هم تا حرف می زنیم بلد هستند سخنرانی کنند راجع به مسائل فرهنگی، الا ماشاالله دَم از مسائل فرهنگی می زنند، آقا مجلس تصویب کرده است که یک بد حجاب هفتاد و چهار ضربه شلاق دارد اگر با این وضع در خیابان بیاید، اگر موی او بیرون باشد و حجاب اسلامی نداشته باشد، اما چه کسی این را اجرا می کند؟ شما هیچ زمانی از امروزی که من برای شما صحبت می کنم بدحجاب دیده اید بعد از انقلاب؟ موها از پایین زده بیرون از بالا در رفته، یقه های معلوم، پاچه های معلوم، آستین ها تا کجا رفته بالا، آرایش کرده، قبلاً اگر اوایل انقلاب و جنگ یک حیایی هم بود الان دیگر حیایی هم نیست، آقا طرف حزب اللهی و خوب به قول خودش، ریش و تسبیح به دست رفته است منشی خانم گرفته است، چه لزومی دارد که شما منشی خانم بگیرید؟ آن هم چه منشی ای؟ سیستم ما باید یک همچین قانونهای داشته باشد و دارد ولی ضعیف عمل می کند، آنطور که حضرت علی (ع) عمل می کرد که من جلسه ی قبل یک نمونه ی آن را عرض کردم، اصلاً عمل نمی شود، مسامحه کاری ها و دوست بازیها و بی تقوایی ها.
( مخاطبین از استاد سئوال می پرسند) استاد در جواب پاسخ می دهد: بله هیچ تردیدی نیست، خود مقام معظم رهبری در این ده سالی که خودشان رئیس جمهور بودند به ایشان گفتند که شما اگر ده سال پیش تجربه ی الانتان را داشتید چه کار می کردید؟ گفت اگر من تجربه ی الانم را ده سال پیش داشتم اولین کاری که در انقلاب می کردیم این بود که سازمان تربیت مدیر، یک مدیر درست و حسابی تأسیس می کردیم، والا خیلی ها هستند بدنه نظام یک بدنه ی خوبی هست، در رأس آدمهای خوبی هستند که خیلی هاشان رعایت می کنند ولی وقتی که می رسد دست مدیر کل و مدیر عامل که می آید، اصلاً بزرگترین اشکالات ما همین هست، که به مدیرهای جزء که می رسد دیگر، قضیه اصلاً فرق می کند، معاونین و مشاورین و اینها همه بلد هستند که قضیه را ماست مالی کنند، مونتوس کیو یک جمله ی بسیار زیبایی دارد می گوید همیشه اطرافیان رؤسا و سلاطین و حُکام افراد متملق، چابلوس، طمع کار، حالا این جمله هایی که من یادم می آید از مونتوس کیو باید یک موقع پیدا کنم برای شما بخوانم در روح القوانین او، جمله ای که جالب هست که ایشان می گویند این هست که می گوید همیشه اطرافیان اینها طالع بی تقوایی رئیس هستند و از بی تقوایی رئیس خیلی سوء استفاده می کنند و همه برای اینکه خودشان به مطامعی برسند سعی می کنند که در مشورتهایشان همیشه مشاوره های ضعیفی را ارائه بدهند، و همیشه به یک نحوی مشاوره کنند که رئیس آلوده بشود، وقتی که رئیس آلوده شد در دهانش هم بسته است، آنوقت خودشان به راحتی می توانند به خواسته های خودشان برسند، مثلاً می گویند آقا شما شأنتان اجل از این هست شما چرا اینجا نشسته اید قربان؟ اصلاً این میز شما نیست آقا، میز شما باید چنین و چنان باشد، میز را عوض می کنند، بعد می گویند آقا اصلاً دکوراسیون اتاق شما خوب نیست،اصلاً برازنده شما نیست دیگران می آیند بالاخره، باید یک حسابهایی بشود ما باید پرستیژ را رعایت کنیم، بیچاره مدیر اگر هم آدم خوبی باشد چهار تا مشاوره اینچینی سر راهش قرار بگیرند اطرافیانش همینطور، اینقدر این حرفها را تکرار می کنند که او هم تن به یک چنین سیستمی بدهد، بعد که اینکار را کردند حالا می توانند راحت برای اتاقهای خودشان همین چیزها را بخرند، برای خودشان هم از همان میزها می آید و از همان صندلیها می آید بالاخره، اول مدیر را آلوده می کنند، قالب این سیستم مکانیزمش اینطوری هست، مشاور، معاون، اطرافیان، هوچی گریهایی که ممکن هست بکنند در جلسات و جاهای دیگر، تحت فشار می گذارند طرف را بعد او هم تسلیم می شود و آلوده اش می کنند و بعد هم خودشان شروع می کنند به چپاول کردن.
حضرت عباسی، ما آن دوره هایی را که مدیرنمان باید یک دوره اسلامی ببیند ندیده اند و متأسف هستیم که بعد از هجده سال هنوز هم کسی به فکر یک مدیریت نظام نیست، در سیستم مدیریتی کشور، یک آموزشهای مشخصی باید باشد، حداقل آموزش گذاشته شود، آموزشها خیلی از مشکلات را بر طرف می کند، خیلی ها هستند فقط جهالت دارند، اگر به ایشان گفته شود، اگر بدانند که در ازای یک روز که می توانند کار مردم را راه بیاندازند و راه نیاندازند چند هزار سال در قیامت معطل می شوند، این را بدانند و بفهمد مدیر، این را هم اگر بداند که اگر به یک نفر بگوید که آقا برو فردا بیا، در صورتی که می تواند امروز کار او را انجام دهد در قیامت، در آخرت چند هزار سال معطلش می کنند، اگر این را بداند این کار را نمی کند، خیلی ها نمی کنند، این هم نمی دانند این را هم نگفتند برای مردم، باید بگویند، اصلاً باید آموزش داده شود به مدیر، به هر حال.
« اِن اَنفَقوا انفَقوهُ اِسرافً و بَداراً» اگر انفاق کنند از روی عجله کاری و اسراف یک پولی را خرج می کنند و انفاقشان درست نیست، « وَ اِن اَمسَکهُ اَمسکُهُ بُخلً وَ اِحتکارا» اگر هم امساک کنند از روی بخل را احتکار می کنند و پولهای را احتکار می کنند و به هیچ کسی کمک نمی کنند، وسعیتشان اینگونه هست، « اولائکَ الذینَ مَلَکَتِ دُنیا زَمامَ قُلوبِهِم حَتی عَوردَتکُم النار بِزُنُبِهِم» اینها کسانی هستند که دنیا زمام قلبهایشان را به دست گرفته است، تا اینکه « حَتی عَوردَتکُم» تا اینکه همین دنیا وارد کند آنها را به آتش به واسطه ی « بِزُنُبِهِم» گناهانشان، این تقسیم سوم بود.
« مَن یَرا مالَهُ فی میزانَ غیرِ» این عنوان بحث جدید هست، « اِنَ اَعظمَ الحَسَرَاتِ یَوم القیامتِ حَسرَتً رَجُلٌ کَسَبَ مالً فی غَیرِ طاعتِ الله فَورَثهُ رجُلٌ فَاَنفَقَهُ فی طاعتِ الله سُبحانهُ فَدَخَل بِه اَلْجَنَةَ دَخلَ الاَولُ النارَ» نهج البلاغه، حکمت ۴۲۹ از امیر المومنین(ع) نقل کرده اند ایشان، می فرمایند پر حسرت ترین« اِنَ اَعظمَ الحَسَرَاتِ» روز قیامت یوم الحسرت هست، روز حسرت هست و همه حسرت می خورند اینکه درش شکی نیست، بدون استثناء همه حسرت می خورند، که کم کار کردند و کم آوردند با خودشان، تلف زیاد کردند خودشان را، استعدادهاشان را، وقتشان را، بدون استثناء همه حسرت می خورند، پناه بر خدا از حسرت کشنده روز قیامت، ولی بعضی ها هستند که حسرتشان از همه بیشتر هست، یکی از آنها و بزرگترین حسرتها در روز قیامت، حسرت مردی هست که مالی را در غیر راه خدا، و در غیر طاعت خدا کسب کرده است، «کَسَبَ مالً فی غَیرِ طاعتِ الله» در غیر طاعت خدا کسب کرده است مالی را و آن مال را یک کسِ دیگری به ارث برده است، فَورَثهُ، فرزندش به ارث برده است و یا عمو زاده اش، یا برادر زاده اش و بالاخره یکی از اقوام و نزدیکان،کسی که بالاخره مال را به ارث برده است،« فَاَنفَقَهُ فی طاعتِ الله» و کسی که این مال را به ارث برده است در راه خدا انفاق می کند و خرج می کند، «فی طاعتِ الله سُبحانهُ» و داخل بهشت می شود شخصی که وارث هست، باآن پول حرامی که به او به ارث رسیده است و اولی وارد جهنم می شود، ببینید می گوید بدبختی اش را من می کشم، من با چه فلاکتی این همه پول را دزدیده ام و جمع کردم با این مال اینها به بهشت می روند و من به جهنم می روم، آن هم چه جهنمی، انسان با دیدنش بند از بند وجودش باز می شود، من خودم یک بار خواب جهنم را دیده ام می دانم که چه جایی هست، خیلی وحشتناک هست، چند بار هم دیدم کسانی را که عذاب می شوند، بعد انسان بیافتد در چنین عذابی، و به خاطرچیزی که تو برای آن عذاب داری می کشی یک نفر برود به بهشت، می گوید که یک همچین آدمی خیلی حسرت می خورد، چقدر آدمهای اینطوری داریم؟ میلیارد، صد میلیون، ده میلیون، ده ها میلیون ارث گذاشتند، « فی قَولهی تَعالی کَذالِکَ یُریهِمُ الله اَعمالَهم حَسراتٍ عَلَیهِم» این آیه در سوره ی مبارکه ی بقره هست، که اینچنین «کَذالِکَ یُریهِمُ الله» خداوند نشان می دهد به اینها «اَعمالَهم» اعمالشان را «حَسراتً عَلَیهِم» به صورت حسرت، اعمالشان را در حالیکه حسرت می خورند نسبت به این وضعیت عملی به اینها نشان می دهد روز قیامت، بعد حضرت امام صادق (ع) در تعریف و معنی این آیه می فرمایند که چه می شود که بعضی ها اینچنین حسرت می خورند می فرمایند: «هُوَ رَجُلٌ یَدَعُ الْمال لا یَنفَقَهوا فی طاعت الله بُخلً» کسی که مالش را رها می کند و در راه خدا انفاق نمی کند « ثُمَ یَموتُ فَیَدَعَهو لِمَن یَعمَلُ فی طاعَتَ الله اَو فی مَعصیتِ» میمیرد ،بعد این مال را رها می کند برای کسی که یا آن را در راه خدا استفاده میکند یا در راه معصیت خدا « فَاِن عَمِلَ بِهی فی طاعَتَ الله» اگر آن کسی که این مال رسیده به دستش و به ارث برده این مال را در راه خدا استفاده کند«رَعاهُ فی میزانَ غَیرِه تَضادَهُ حَسرَةً» این مال را در میزان عمل کس دیگری دارد می بیند، انفاقها و کارهای خوب را در میزان عمل کس دیگری می بیند «تَضادَهُ حَسرَةً» حسرتش خیلی زیاد می شود« لَقد کانً مالُ لَه» مال برای او بوده ولی در میزان عمل کس دیگری است«اَو عَمِلَ بِهی فی مَعصیتَ الله» می بیند که شخصی که به ارث برده است مال را در راه معصیت خدا استفاده کرده است« فَهُو قَوّاهُ بِذلِکَ المال حَتی عَمِلَ بَهی فی مَعاصِ الله» میگوید این شخص« قَوّاهُ» او را هدایت کرده به وسیله آن مال تا این که در راه معصیت خدا استفاده کند لذا گناه او را هم به این می دهند، یعنی کسانی هم که در راه معصیت خدا این مال را استفاده کردند به این می دهند، ببینید چقدر الان ما داریم اینگونه موارد را در جامعه خودمان که ارث می برند و بعد می روند دنبال چه کارهایی و از این مال در چه کارهای زشتی استفاده می کنند، این دائم در قبر او را عذاب می دهد، قبر و قیامت هم چنین گرفتاری هایی دارد. بعضی ها چقدر بدبخت زندگی می کنند، حق نداریم که ما از خدا بخواهیم ما را عاقبت بخیر کند؟ حق نداریم که بگوییم« ثَبِت قُلوبِنا عَلی دینِک» باید دائم این را بگوییم، حق نداریم دائم بگوییم« اِهدِنا الصِراطٍ مُستَقیم؟» حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند:« یَابنَ آدَم کُن وَصیَ نَفسِکَ فی مالِک وَ عَمَل فیهِما تُعسِرُ عَن یُعمِلَ فیهِ مِن بَعدِک» انقدر این روایت زیباست، خیلی خوب حرف میزند با انسان، ای فرزند آدم در مالت وصی خودت باش «وصی» یعنی چه؟ یعنی کسی که از طرف یک نفر که می خواهد بمیرد یا مرده است مسئولیت قبول می کند که بعد از مرگ او مالش را خرج کند در راه هایی که ایشان تعیین کرده است، می فرماید خودت در مال خودت وصی خودت باش، فکر کن که الان می خواهی بمیری، مگر کسی به ما وعده داده که تا یک ساعت دیگر زنده هستیم؟ فکر کن مرگت نزدیک است خودت این وصائت مالت را به عهده بگیر« وَ عَمَل فیهِ» و عمل کن در این مالت«ما تُعسِر» آنچه که ترجیح می دهی و میپسندی« اَن یُعمِلَ فیهِ مِن بَعدِک» که بعد از تو برایت انجام بدهند، من از الان مینشینم و حساب می کنم که تا یک ساعت بعد می خواهم بروم، مگر همین آقای همسایه ما که بسیار هم جوان بودند و تازه خدا یک فرزند بهشان داده بود چند وقت پیش در جاده شمال تصادف کرد و فوت شد، دوست خودمان بود، هم محله ای خودمان بود، میدانست چه اتفاقی قرار است رخ دهد؟ چه کسی وعده کرده است که ما تا چه وقت زنده هستیم؟ حساب کن که میخواهی بروی این مال را هم داری نگو که آقا بعد از من این کار را بکن، خب خودت انجام بده، خودت وصی خودت باش، دوست داری بعد ار مرگت چه کار کنند؟ حالا یک نکته هستش که آدم وقتی میرود آن طرف، فرض کن که رفتی آن طرف یادت بیار فقر آن طرف را، بخدا نباید ما را غرور بگیرد که چه کار کردیم و چه کار داریم می کنیم اگر یک دقیقه فکر کنیم که می رویم داخل قبر، برو بخواب داخل قبر برو امتحان کن می فهمی که هیچ چیزی نداری وقتی دارید می روید، خودت هم خودت را قبول نداری وقتی که بخواهی بمیری اصلا حرفی نداری که بزنی می خواهی بگویی که من چه کار کردم؟ من یک شب خواب دیدم که من را گذاشتند داخل قبر تنها چیزی که شدید آزارم می داد این بود که من دست خالی هستم.آه...آه... «مِن قِلَةٍ زاد طولِ الطَریق» کم بودن توشه و طولانی بودن راه، « فَتَضَوَدو فإن خَیرَالذات التَقوی» بیشترین و بهترین سرمایه است.فکر کن که داری میروی و واقعیتش هم همین است که ما چیزی نداریم آنجا،غریب و فقیر، برای چه؟ برای بینهایت میخواهی با خودت چیزی برده باشی؟ فکر می کنی چه کار کردی که برای بینهایت برای خودت آذوقه و توشه برده باشی؟ فکر می کنی چه بردی که برای سه هزار سال راه صراط نور با خودت برده باشی؟ آنقدر روحت نورانی هست؟ آنقدر نور دارد که تاریکی سه هزار سال راه و تاریکی راه را برایت روشن کند؟ به چه چیزی می خواهیم مغرور باشیم؟ به نماز خواندن هایمان که باید استغفار کنیم که سر نماز با این همه حواس پرتی توهین به محضر خداوند توهین به محضر ملائکه و... این ها را اگر خدا بخواهد به حساب عبادت هایمان بگیرد و جریمه کند که گناهانمان اصلاً هیچ،اصلاً اگر خداوند بخواهد همه گناهانمان را ببخشد بگوید من میخواهم این نماز خواندن تو را محاسبه کنم، این چه نمازی است که تو خوانده ای؟ سر نماز فکر گناه کردی، حسادت کردی،غضب آمده، شهوت آمده، آمده،معامله، بیست جور شک هست، آخر هم نفهمیدی چه خواندی در محضر ما این چه نمازی بوده که تو خواندی؟ این را ما می خواهیم جواب دهیم، اصلاً گناهانمان را ببخشد، راجع به عبادتهایمان بخواهند سئوال کنند از ما، ما چه داریم که بگوئیم آنجا؟ چه داریم که بگوئیم؟ چه غروری آخر؟ چه عُجبی؟چه کبری؟ چه فخرفروشی داریم بکنیم ما؟چه داریم آخر ما؟ با این فخرتصور بفرمایید که انسان می خواهد منتقل شود آن دنیا بعد دوست داشتید که مالتان را چه کار می کردید؟ الان شده اید کم نور و کم آذوقه و کم ذات بعد می گوید ای کاش صد تومان از پول مرا ببرند در حرم حضرت عبدالعظیم می انداختند فقط صد تا یک تومانی را، ای کاش به این همسایه های فقیرم کمک می کردم، ای کاش به این دختر و پسری که برای ازدواج نیاز به پول داشتند کمک می کردم، چقدر برای من میتوانست تا قیامت این کارم مفید باشد، ای کاش، ای کاش...همین الان انجام بده این کار را.بعداً نمی کنیم ما این کار را؟ یعنی یک کسی میتواند بگوید من پشیمان نمی شوم از نوع مصرف مالم؟ بعداً می گویم که درست مصرف کردم؟ چه کسی می تواند بگوید این را؟ ما که بعداً این را خواهیم گفت، خُب الان ببین چگونه مصرف کنی مالت را، چگونه کمک و انفاق کنی؟ خودت وصی مال خودت باش،« وَعمل فیهِ» عمل کن در مالت،« ما تُعسرَ ان یُعملَ فیهِ بَعدک» آنچه را که دوست داری بعد از تو انجام بشود، دوست دارید بعد از شما چگونه عمل کنند همین حالا عمل کن، تازه این که بعد از تو عمل کنند کجا واین که تو خودت عمل کنی کجا؟اصلا قابل مقایسه نیست با هم از نظر ثواب، شخصی وصیت کرده بود که این مقدار از مال من را در راه فقرا رسول خدا انفاق کند، رسول خدا همه را انفاق کرد، داخل انبار یک دانه خرمای پوسیده بود حضرت فرمودند اگر این خرما را خودش با دست خودش انفاق کرده بود در زمان حیاتش بهتر بود برایش تا این که ما بعد از او این ها را بدهیم، بسیار زیبا فرمودند امیر المومنین (ع) که فرمودند فکر کنید که خودتان آنجا هستید خودتان درمورد مالتان وصیت کنید.
در جلسه بعد در مورد این هست که کسی که مال حرام کسب کند و مال را در راه غیر جای خودش خرج کند،چه وضعیتی خواهد داشت. والحمدلله رب العالمین.