جلسه 152 - معاد
شماره جلسه
152
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 152 - معاد

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی اله علی محمد و آل الطاهرین ولعنةالله علی اهدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

بحث ما در باره مال بود بنامان این هستش که تمام تمام مباحث در مورد مال را عرض نکنیم فقط بعضی از چیزها را انتخاب کردیم خدمتتان می گویم حدیثی که امشب می خوانیم خواص و مضرات مال هستش از حضرت امیر المومنین علیه السلام هستش می فرماید : که حب المال یقوی المال و یفسد الیقین دوستی مال ارزوها را قوی می کند آرزوها را قوی می کند و تباه می کند اعمال انسان را ببینید جایگاه آرزو و امل . تا ما جایگاه ونوع تأثیراتی که امل یعنی همان آرزو در وجود شخص می گذاره را ندانیم نمی توانیم عمق این مسأله را بدانیم که وقتی می فرماید که مال امل را تقویت می کند آرزو را زیاد می کند آرزوها را زیاد می کند یعنی چه ؟ ببینید ما یک حرکتی جنینی به سمت آخرت داریم در حرکت جنینی به سمت آخرت همه حرکت استعدادها وقت صرف تحصیل استعداد های حقیقی دنیا می شود اگر که جنین وقتی را برای خودش از قبیل استراحت از قبیل خوردن مسائل این چنین می گذاره در رحم فقط به اندازه کفاف هستش .

و به اندازه ای که بتواند به اصطلاح حرکت تکاملی خودش را وشدن خودش را به سمت زندگی دنیا و تحصیل حیات شرایط زیستی حیات دنیا انجام بدهد در حرکت به سمت آخرت همین طور است قبلاً هم خدمتتان خواندیم اضافه مال وبال است آرزوی زیاد یعنی این که من به جای این که چشمم به سمت آخرت باشد به سمت پایان کار باشد به سمت بی نهایت باشد چشمم را برمی گردانم هر به آرزو یعنی غفلت از هدف یعنی معطلی خوب وقتی آرزو هست که صرف نیست او این که وقتی آرزو است خب می آورد حب که آورد حکایت از نوعی از سنخیت هستشو این حب توی دل خیلی تبعات داره وقتی می آید وارد قلب می شود ما یک چیزی را آرزو داریم فضای دل و ذهن را اشغال می کند که این گرانترین سرمایه است که ما می پردازیم یعنی از این گرانتر نیست آرزو فکر نکید از این جهت که صرفا ما باید براشون دقت بگذاریم یا مثلاًپول خرج کنیم یا چیز دیگر مضر اند آرزو بزرگتر ین ضررش این است که فضای ذهن را اشغال می کند و روح را می گیرد حضور را می گیرد قدرت روحی و تمرکز روحی را کم می کند یعنی هم واحد را که علی علیه السلام در کمیل می خواهد در ادعیه دیگر هم داریم معصومین می خواهند ما هم واحد داشته باشیم یکدل باشیم که ای یکدله صد دله دل یک دله کن این را یکدلی را می گیرد لذا شما می شوید چند معشوقه چند معشوقه می شود انسان و اونی که باید معشوق حقیقی است معشوق حقیقی است یعنی چه ؟ یعنی حقیقتاً دل را خداوند برای اون کوکش کرده دیگر واقعاً اون محبوب دل است واقعاً دل با اون آرامش پیدا می کند .

واقعاً توی رسیدن به اون خوشبخت می شود کم رنگ می شود اون وقتی هی آرزو زیاد می شود اون کم رنگ می شود یعنی ما از اونچه که به همون سعادت می دهد از اون چه که همون آرامش می دهد از اونچه که سعادت ابدی مون راتأمین می کند هی دورتر می شویم دقت کنید وقتی هی آرزوها ی دیگر می آید لذا خود همین باعث می شود که شما چیزی به نام عبادت را نماز را نتوانید درست انجام دهید این ببینید چه فجایعی را ببار می آورد برای انسان.

حضور قلب نداشته باشیم حتی در عبادت بی ادبی و جسارت بکنیم ذهن خیلی جاهای دیگر برود وقتی با خدا داریم حرف می زنیم خیلی جاها دیگر دنبال معشوقتبگرده معشوقهای کاذب و کذایی این از این بعد از این هم خوب حالا فضای ذهن را که اشغال بکند حضور قلب را می گیردهم واحد را می گیرد آن معشوق حقیقی را کم رنگ می کند از سرعت حرکت تو به سمت اون می کاهد تازه شما نقشه برایش می کشید که به آن برسید تحصیلش بکنید بعد خوب باید بودجه بگذارید بودجه کافی می خواهد اگر کار نخواهی بکنی مجبوری دزدی بکنی مثل خیلی ها از تفکراتی که الان حاکم است که می خواد و نمی تونه کار کند هر چقدر هم کهکار کند نمی رسه این را انجام بدهد .

با کار معلوم است خیلی چیز ها را نمی توان خرید الان این ساختمان چند طبقه ای که افراد دارند خونه های این چنینی دارند نمی دونم سنگهای گران قیمت ماشینهای20 میلیونی مبلمان و لوستر ها اینها که معلوم است با قیمتهابا کار و تلاش و این جوری معلوم نیست که بدست بیاید خوب اینها مجبورند که ******بزنند میونبر که الان مد هستش این هستش که یا دزدی بکنند یا اختلاص بکنند یا به هر حال یه پارتی بازی بکنیم یا چیزی که به هر حال یه جوری بسود این تبعاتش است این آرزویی که می آید این جوری هستش اگر از حالا باشد که دیگه خوب یکی می بینی که از حلال می آید باز از حلال این هستش که عدم حضور قلب عدم لذت از مناجات و عبادات و خیلی چیز های دیگر که اینها کم نیست. اینها خیلی فاجعه است برای انسان .

ما الان نمی فهمیم فاجعه است الان متوجه نیستیم اخر سر یعنی اون ته معلوم میشود که این چه مشکلاتی داشت جدای از همه اینها این هستش که وقتی معشوق را کم رنگ می کند بعضی وقتها آرزو آنقدر زیاد می شود و قوی می شود ****در دل که اصلاً مسئله این نیست که ما در راستای حرکتمون به سمت آخرت می خواهیم یه آرزومون هم مثل یک جوان که می خواهد یه ازدواجی هم بکند حالا بایه عزیز مورد علاقه اش ازدواج می کنه منافاتی هم با محبتش نسبت به خدا نداری یه فرد خوب و متدینی را انتخاب می کند از دواج میکند .

مهم این است گاهی وقتها این آرزوهای انسان در مقابل خدا قرار می گیره یعنی از انجام وظایف الهی می اندازد جبهه می خواهد برود نمی تواند برود عبادت می خواهد بکند نمی تونه بکنه کار علمی می خواهد بکند نمی تونه تهذیب اخلاق می خواهد بکند نمی تواند تزکیه می خواهد بکند نمی تواند تربیت فرزند می خواهد بکند نمی تواند تأمین خوراک معنوی خانواده می خواهد بکند نمی تونه بکنه چون گرفتار است ذات گرفتار است بعد هم آقا بهطور طبیعی این جوری است که به طور طبیعی انسان وقتی هی آرزوهای زیادتر می شود یعنی هی حبهای دل یه دل که بیشتر نیستش که قرآن فرمود در قلب یک نفر دو دل نیافریده یعنی یک دل ، یک دل داریم ابراهیم بود فکر می کنم ابراهیم اتهم باشه می گه من آیه قرآن را خواندم که من را بپرستید و به والدینتان احسان کنید دیدم دو تا است این آمدم به مادرم گفتم مادر تو دیگه بیا یکی حقت را حلال کن به من می خواهم بروم سمت خدا من را در راه خدا آزاد کن از حقت بگذر که من بتوانم با یک دل فارغ به خدا بپردازم حالا ببینید بحث چه جوری هستش عارف این جوری بود وقتی تعدد محبوب می شود قطعاً همه به یک اندازه ارزش ندارند پیش انسان یعنی وقتی شما معشوقت یک نفر است تمام علاقه ات معطوف به محبوبت است اما وقتی چند تا شد ند کم می شود دیگر همه به یک اندازه نیستند مثل کسی که مثلاً یک مدتها مثلا یک ماشین می خواهد بخرد یا اتومیبل می خواهد بخرد سوار شود همه اش تو فکر این است که آیا این اتومبیل گیر ما می آید .

همه اش خراب اتومبیل می بیند یه موقع هستش که یک دفعه ای می بینی که همراه با این چند تا بهتر از این را هم یا ردیف با این تنوع های دیگر عرضه شده یعنی دیگر اون یکی محبوبیت خودش را حفظ نمی کند به خصوص که هی نوع بیاید . نوع بیاید نوع بیاید این جوری هستش طرف یک کسی را می خواهد یک خانمی را می خواهد یک معشوقی را دارد چه شعرهایی که احساسات آتشینی دارد که به او برسد وقتی که رسید بعد از یک مدت به وصالش رسید اگر چند تا دیگر به او عرضه شوند که تو اون ردیف می بینی باز هم می خواهد

گو تو را صد حور باشد در وصال باز حور تازه داری اشتیاق

یعنی نوتو نو تو نو همین نوبودنها تمدید شدنها باعث می شود اون معشوق حقیقی دیگر کم رنگ شود یا خدای ناکرده چی بشه مورد تنفر قرار بگیرد قرآن می فرماید کسانی که عشاق دنیا هستند و ایمان ندارند و اینها اشمئزت قلوب اذ ذاکر الله اشمئزت قلوب الذین لا یومنون اسم خدا می آید اصلاً متنفر می شوند اسم معنویت می آید اسم آخرت می آید اصلاً متنفر می شوند انسان به یک جایی می رسد که این جوری می شود قارون قارون سرنوشتش خیلی آموزنده است .

معلم تورت هستش معلم وحی الهی است کارش به جایی می رسد مقابل خدا می ایستد مقابل موسی می ایستد مال این کار را می کند حالا از همه اینها که بگذریم یه مسأله این است که یه خسارتی بار می آورد این آرزوهای زیاد . میلهای زیاد تنوع طلبی های زیاد که این خسارات برا کسی که این جا هست شاید مفهوم نباشد ولی آن طرف خیلی مفهوم داشته و اون این هستش که انسان را از خلوت با خداوند تبارک و تعالی و از همنشینی با خداوند و از ذکر با خدا و از لذت از مناجات با خدا درک لذت ذکر خدا و محبت خدا می گیره محروم می کند یعنی روز قیامت که خدا با اون روزی که مالک یوم الدین هست اونجا معلوم می شود که حرف زدن با خدا توی دنیا یک دقیقه اش ذکر گفتن انس داشتن خلوت اون روزی که خداوند می فرماید لمن الملک الیوم امروز حکومت مال کی است سلطنت مال کی است لله الواحد القهار اونجا که روز ظهور سلطنت خدا است معلوم می شود کسی با خدا رفیق بوده یعنی چه کسی با خدا حرف می زده انس داشته شبی صبحی سحری نمازی قرانی دهنش دائماً مترنم با ذکر خدا بوده .

راه می رفته اینور آنطرف اینقدر مدنوس بوده که تا فضای خالی ذهن پیدا می کرده با یاد معشوقش پر می کرده این جا معلوم می شود این چه گنجینه ای است چه سرمایه ای است برای انسان حالا هر چند همین هم خود خواهانه است خود همین این هم خودخواهانه است ولی به هر حال اگر قرار است سعادت و سود و منفعت را بچسبه باید درست بیاندیشد خیلی محروم کنه انسان را کثرت آرزو تعدد آرزو و هی آرزو های جدید کردن هی کاشکی این باشد کاشکی اون باشد بعد حالا چی تقویت می کنه تمکین می کنه این را پول مادیات هر چقدر قوی تر بشود تنوع طلبی انسان بیشتر می شود .

هوس انسان بیشتر می شود مگر این که یک روح مومن حکومت بر مال بکنی سلطنت بر مال بکند یعنی خودش را در یک حدی نگه می دارد در یک رفاه نسبی و بقیه دائم سرمایه گذاری می شود در اون نه این که از پول بدش می آید خیلی هم خوشش می آید خوب هم هست پول دوست داشتن دوستی پول خوب است .

حالا می رسیم به دوستی پول محبت پول خوب است ولی چرا اون رادوست داره می گه من با این آخرت می خرم اصلاً چشمش با پول به عنوان یک ابزار اخرتی است و به عنوان ابزار دنیای نیست حیفش می آید پولش را برای دنیایش خرج کند حیفش می اید مثل این که شما می خواهید جنسی بخرید بازار می گویید حیف پول که من رواین بدهم که من با زحمت بدستش اوردم ***گذاشتم بدست آوردم با خون دل پول را به دست آوردم بدمش همین جوری مفت برود بعضی ها می گن دیگه می گن بدهم مفت برود بعضیها خوب بلدند چه جوری از پول استفاده بکنند می گه من عمر گذاشتم عمری که باهاش قیات چه کارها که نمی شود کرد با یک ساعتش می شود ابدیت را خرید عمر گذاشتم جوانی گذاشتم این پول را بدست آوردم حالا برای دنیا خرجش کنم برای جیفه خرجش کنم هرگز این کار را نمی کنم حیف نیستش که سرمایه گذاری کنم این ایمان می خواهد مطمئن باشی اعتقاد به خدا نگه می دارد این را برایتان و به خوب کسی سپردید خداوند رشدش میدهد .

ما کان لله لینمو این جوری است دیگر رشد می کند دائم این پولت را در راه رشد کردن هست پیش خدا وند رشدی که نمی تونی محاسبه اش کنی بی نهایت رشد می کند این ایمان می خواهد این اعتقاد می خواهد بعد حالا این چیز هایی که خدمتتان عرض کردم در روایت واضح تر می فرماید حضرت یعنی نسبت به مطالب نتیجه گیریهای که من عرض کردم حب المال یوهن الدین و یفسد الیقین حب مال دین را پست می کند در نزد شخص دین را حقیر می کند.

در نزد شخص مسائل مذهبی مسائل دینی در نزد یک ثروتمند پولدار ابهت خودش را ندارد دیگر ارزش خودش را ندارد گناه معصیت نمی دونم خیلی چیز های دیگر عادی می شود اصلاً سیستم فکری یک آدم پولدار بی تقوا این جوری هستش دیگر می گه من نمی تونم استفاده نکنم نمی تونم باید حیف نیست که می شه استفاده کرد نکرد می گه آقا معصیت است اصلاً اون نمی فهمد شما می گویید معصیت استیعنی چه اون می گه چون دارم باید مصرف بکنم باید این طور ازش استفاده کنم و نمی شه دیگه ای کرد آخه مگه میشه یه همچین ثروتی یه همچین خونه ای توش مثلاً بساط نباشه حیف نیست یه بساط نباشه توش این جوری می شود دیگر همین جوری می شود آخرش می گه حیف است من ماشین به این خوبی دارم این هم زن خوشگل تو خیابون دارند می روند حیف نیست من تنها سوار بشم .

حتماً یک کسی می خواهد این بوم من را تکمیل بکند خونه به این باحالی بدم به این با حالی مکان به این خلوتی حتماً احتیاج به کسی دارد که از این بتواند بهره برداری کند همه اش می گوید حیف است حیف است از این بهره برداری بشود دیگه گناه مصیت نمی دونم آخرت همه اینها پیش این بی ارزش هستش اگه خیلی هم با هاش حرف بزنی آخر سر می گوید تو مریضی تو بیماری تو خلی نمی فهمی من چی می گویم درک نمی کنی تو 57 هستی تو چه هستی چه هستی از این نسبتها به آدم می دهد پخمه ای حالیت نیست این که در روایت داریم آخر الزمان مومنین را پخمه حساب می کنند امام صادق علیه لسلام می فرمیاند همین است دیگر این خله یفسد الیقین و یقین را فاسد می کند یقین را فاسد می کند یعنی چی ؟

یعنی شخص آن موقعی که ثروت داره یک جور نگاه نمی کنه اون موقعی که فقیر است راحت می تواند دست و دل بازی کند اتفاقا جالب است ما وقتی ثروتمند می شود اصلاً تحمل فقر را ندارد هی مراجعه می کنند بهش خسته می شود می گه عجب پر رو و یک دنده است عجب بی حیا یند اینها بدش می آید از ارتباط با کسانی که در شأنش نیستند فقط کسانی که تو اون حد خودش هستند .

آمد فقیره نماز جماعت پیغممبر شرکت کرد ثروتمنده لباسش را جمع کرد که بهش نخورد با این لباس بنشینم پیشش حضرت چقدر ناراحت شد فرمود چیه ترسیدی از فقر این به تو بچسبه یا از ثروت توبه این بچسبه خیلی ناراحت شد معذرت خواهی کرد توبه کرد گفت من یا رسول الله حاضرم نصف مالم را به این بدهم که این مرا بخشد پیامبر فرمود حاضری بپذیری شما نصف مال را می خواهد بدهد گفت نه یا رسول الله من می ترسم بپذیرم مثل این بشوم می ترسم مثل این بشوم این است دیگر .

خیلی مرد میخواهد در روایت دارین کهتغییر روحیههایی که درمیان دوستان پیدا می شود با هم رفیقند خیلی جون جونی یکی شان که ثروتمند می شود با هم یه جور دیگه نیستند این یکی همین را دوستش دارد چون تو اون وضعیت موند مهمون صفای خودش را دارد این یکی دیگه نمی تواند با دید صفا نگاه کند این را مزاحم میداند و بعد فکر می کند اینهمیشه نظر به مالش دارد نظر بهثروتش دارد هی خودش را می چسباند بلکه یکچیزی بهش بچسبه اصلاً صفا صداقت خوش بینی همه چیز از بین می رود یک حرفهایی می آید سراغ شخص کهاصلاً سرطانهای معنوی می آید که جز جهنم چیز دیگری نمی تواند ذوبش بکند از بین ببره این نمره را خیلی سخت هستش بینشها دیگر از بین می رود یعنی بینش خالصی که داشت نسبت به مسائل دینی نسبت به مسائل سیاسی دیگه نداره طرف وقتی هنوز پولدار نشده حرف از امپریالیسم و مبارزه با امپریالیسم شیطان بزرگ نمی دونم اسلام ناب جنگ فقرو غنا و اینها می گن چه آدم خوبی است آقا تو بیا فلان جا رئیس شو اقلاً بلکه تو جریان مبارزه با امپریالیسم را هدایت بکنی لااقل تو حوزه کاری خودت .

آقا تا یک ماشین می رود زیر پایش رئیس روئسا میدانند که این روحیه اش چه جوری است صابون می اندازند زیر پایش یه مهمونی کافی است یکی دوتا مهمون یه خونه یه ماشین تا می آیدسریع یک دانه از این ماشین خارجی ها می اندازن زیر پایش می گن آقا شما احتیاج بهتر دارید موبایل حتماً باید داشتهباشید رفتاصلاً بعد بهش می گی آقا مبارزه پس چی شد مثلاً مبارزه با پولدارها مبارزه با ثروتهای باد آوردهمبارزه با اینها که خون مردم را توی شیشه کردند و چیز های دیگر می بینی دیگه بغضش را از دست داده نسبت به آنها آنقدر احادیث ظزیف داریم که افراد بغضشان را به خاطر مان نسبت به ثروتمندان از دست می دهند ثروتمندانی نه ثروتمندان متدین و مومن ها نه نسبت به اینها که دارند جنایتهای مالی می کنند .

فساد مالی اصلاً بغضش را از دست می دهد بعضی می بینی اصلاً یواش یواش می بینی خوشش آمده نسبت به ظلمه محبت پیدا می کند رحمةالله علیه مرحوم بحر العلوم چه ظرافتهایی مرحوم بحرالعلوم بروجردی بودند بروجردی بودند مرحوم علامه امینی می فرمایند کمال اولیای الهی بوده می گفتند سه نفر از کاملترین اولیای الهی بودند .

یکی اش را فرمود بحرالعلوم بوده است کسی که مکرر در خدمت امام زمان علیه السلام می رسیده امام زمان علیه السلام منزلشان می رفت با هم رابطه بدنی داشتند بغل می کرد حضرت را بارها حضرت رادر آغوش گرفته بود طلبه ای هستش حاکم بروجرد توی یه جایی کوچه ای بهش محبتی می کند می اید خونهناراحت عصبانی به پدرش می گوید یالا پاشو بریم از بروجرد من دیگه این جا نمی مونم این دیگه به من محبت کرد احساس کردم یه علاقه ای به این پیدا کردم با این محبتهمحبت یک ظالم دارد می آید توی دل من ، من دیگه این جا نمی مونم مراقبت هستش توی یه موقعیاین جوری نشود ارادتهای این جوری پیش نیاید حالا شما نگاه کنید طرف مهمونی دعوت می کند طرف را بساط می دهد کمک می کند پول می دهد چقدر دلها راحت می رود سمت ظلمه می رود سمتشان دفاع هم ازشان می کند دفاع هم می کند اگر یکی قانون رفت سراغشان گرفت شون می گه آقا با این چه کار دارید این مرکز خدمت شده منشأخدمت شده این همه خدمات داشته این همه وجوهات داده این همه خدمت به مستضعفین کرده کمک کرده به مستضعفین بابا ببین چکار کرده آخه این از کجا آورده این همه درزدی کرده این همه خورده این همه بوده این همه خون آشامی این همه جنایت حالا 4 تا جنایت کار خیر هم کرده همه اینها دام است دیگر همه اینها دام است چرا محبت اینها راتوی دست داری چرا اینها را طردشان نمی کنی چرا اینها را تقویت می کنی چرا دل می سوزی برای اینها یواش یواش دیدگاهها فق می کند وقتی انسان این جوری می شود دیدگاهها فرق می کند .

یک کسی می بینی انرژی عالی برای مسائل علمی دارد انرژی عالی انرژی عالی برای مسائل معنوی دارد انرژی خیلی خوب برای مسائل سیاسی دارد مبارزه با واقعاً دشمنای اسلام بعد از یه مدتی کارش می گیره وضعش خوب می شود می بینی اصلاً دیدگاهش ضعیف شد دیگه اون جوری نگاه نمی کند قبلاز این که پولدار شود می گفت عجل علی ظهورک گریه می کرد یک ندبه ای خوند یک ندبه ای صبحای جمعه می خوندم اسم امام زمان علیه السلام می آمد یک حالی به این دست می داد .

گریه گریه آقا بیا آقا ما بی پدریم آقا ما یتیم آقا چه آقا چه آقا ....دوری تو چه مصائبی بالای همینها که آقای اسکندری برای ما می خواند شبهااز امام زمان (,)چقدر قشنگ است که بدون تو این همه مصیبتها برای ما آمده سرما و این همهبدبختیها و چه چه وچه ....آقا یه ذره وضع مالی خوب شد احساس خوشبختی می کند احساس می کند خوش بخت شده احساس می کنه مشکل دیگه نداره احساس می کنه دنیا قشنگ شده جلویش زندگی شیرین می شود بعد از این که زندگی شیرین شد دیگه احساس درد ندارد که دیگه نمی تواند درست بگوید .عجل علی ظهورک دیگر وقتی اسم امام زمان (ع)می آید احساس یتیمی نمی کند یتیمی معنوی نمی کنه داریم یک چیز هایی که ما را سر پا نگه دارد این جوری فکر می کند دیگر دیگه اون روح عالی فقر فقر فقرمعنوی که دارد اون تزلل اون خدا خواهی اون علاقه شدید به اتصال به منبع دیگه در اون نیست نمی ارزد آقا نمی ارزد آدم این چیز ها را از دست بدهد مگر این که مرد باشد طرف .

بودند در تاریخ این همه آدم مرد داشتیم که این جوری بودند گفته بود که آقا می خواهم بیایم بروم خدمت آقا امام زمان به یکی از اولیای خدا گفته بود فلان موقع بیا آمد و گفت بریم گفت بریم گفت وایسا شترم شترم گفت نگاه کن ببین من چقدر اموال گذاشتم این جا دارم می روم تو یک شتر آوردی می خواهی بروی پیش امام زمان اون فکر این هستی که شترت را کجا بند کنی نمی شود این جوری داریم آزاده هایی داریم که واقعاً آزاده اند کسانی داریم که واقعاً آزاده هستند .

من می شناسم افراد آزاده ای این چنینی را که آنقدر عشق و محبت به معنای واقعی با وجود اینها پیوند خورده که اصلاً این چیزها کوچکتر ازاین هستش که بیاد تو ارادت اینها تأثیر بگذارد خیلی کوچکتر از اینها که بیاید این سی مرغ قوی را بکشد پایین یا ضعیفش بکند خیلی بلند پرواز ند خیلی افق پروازشان قوی هستش ما نمی توانیم این کار را بکنیم ولی حضرت عباسی مقاومت در مقابلش کار بسیار سختی است جدا مرد می خواهد حالا من احادیثی که شیطان می گه من هر جا لطمه بخورم هر جا نتوانم یک نفررا زنگ بزنم می روم سراغ مسال مالی اونجا هستش که گیر می اندازم جاهایی که نمی تونم می رسیم روایتش را برایتان می خوانم – بله سنگین می شوند بله " یحسب ان ماله أحذره روانشناسی را ببینید اونوقت خاک برسر ها می گن روانشناس باید از بیرون یاد بگیریم کی همچین روانشناسی داره فکر می کند مالش نگه اش می دارد اخلده با این مال جاودانه می شوم دیگه نقطه فراموشی و نقطه مرگ و جدایی را فراموش می کند اگر بخواهیم راجع به همین یفسد حرف بزنیم .

خیلی حرف هست که چه طوری ثروت یقین انسان را فاسد می کند هر وقت این جوری بوده شما معاویه را نگاه بکنید هر کس باهاش ادعای مبارزه داشته و علوی بوده دنبال علی (ع)بوده اطرافیان امام حسن (ع)را نگاه کنید چه بلایی آورد سر امام حسن چه بلایی سر اونها آورد یاران قوی امام حسن (ع)جالب این است که پیغمبر بهشون گفته بود گفته بود که مبادا نوه من را تنها بگذارید مواظب باشید هشدار داده بود بعد با پول همشون را خرید امامشون را رها کردند امامشون را رها کردند معاویه خیلی ها بودند که ادعای مبارزه داشتند و طرفداری حضرت علی همشون مقاوم بودند نه رشوه می داد می دید که معاویه عزیز شد براشون یه چهره محبوب به حضرت عباس مرد می خواهد که انسان مورد احترام و اکرام مالی کسی قرار بگیرد اون را تو راه حق فقط دست داشته باشد همین او را در راه حق دوست داشته باشد نگذاره این کمکهایی که بهش شده دستگیریهایی که بهش شده در درهنش را ببندد جلوی ذهنش را قفل بزند به مغزش قفل بزد به روحش قفل بزند به روحش قفل بزند .

آزاده بموند حضرت مسیح علیه السلام سلام الله علیه سلام الله علی المسیح لا تنظروا الی الاموال اهل الدنیا فان بدیق اموالهم یذهب بنو ایمانکم نگاه به مال اهل دنیا نکنید برق اموالشون نور ایمانتان را از بین می برد این نگاه نکنید یعنی همین نگاه بصری ها حالا نگاه به معنای طمع کردن و آرزو داشتن که خیلی بالا تر است نگاه نکنید یعنی همین چشماتون هم نگاه نکنه .

یه موقع هست آدم بررسی می کند نگاه می کند برای عبرت گرفتن به قول خدا رحمتش کند آقای موعظی رحمةالله علیه می گفت من نگاه می کنم دلم برای این بیچاره هامی سوزد بدبختند عجب گرفتار ی شدهاند اینها و خدا را شکر می کنم که گرفتار نشدم به عنوان یک بلا نگاه می کند بهش چه بلایی گرفتار شدند می گه بهش یک کسی دیدگاه این جوری دارد نه ولی بقیه مردم می فرماید که نگاه نکنید اصلاً نگاه به وضعیت

اونها می گه نور ایمان را از تو می برید کدرتون می کند نگاه به اونها کدر می شوید هر چند همین نوع نگاه هم شاید خوب نباشد به پیغمبر می بینی می فرماید که نگاه نکن به اون چیز هایی که معنا به اون چیز هایی که ما دادیم از زینت حیات دنیا پیامبر می آید می بیند یک پرده آنچنانی آویزان است در خانه می گه من را یاد دنیا می اندازد بکنیدش بکنیدش این را من الان نمی توانم برای شما بندازم این قضیه چی هستش که حتی نگاه با چشم چیکار می کند حتی نگاه با چشم چه وضعی می آورد برای انسان بماند حالا وقتی (صلوات )اذا احب الله سبحانه عبداً بغض الیه المال و قصر منه المال اذا اراد الله بعداً شراً حبب الیه المال و بسطمنه المال در این حدیثی که الان می خوانم ترجمه می کنم صحبت دیگری است که حالا آخر بحث مان عرض می کنم میفرماید وقتی خداوند بنده ای را دوست داشته باشد دوست داشته باشد یک طرفه نیستش یعنی بنده یک کاری را کرده باشه که محبوب خدا واقع شده این وضعیتی که ما می توانیم خودمان را ارزیابی کنم که آقا ما محبوب خدا هستیم یا محبوب خدا نیستیم داریم درست زندگی می کنیم یا درست زندگی نمی کنیم مسیر را داریم درست می رویم یا نه بغض الیه المالرا مبغوض می کند در دیگاهش و قصر منه الامال آرزو را کم می کند در دل او آرزو را کم می کند و اذا اراد الله بعبداً شراً موقعی که یک نفر خودش را کاری می کند که مورد بغض خدا قرار بگیرد حبب الیه المال مال را پیش او محبوب می کند در نزدش و بسط منه الامال گسترش امل به او می دهد خیلی آرزو در دلش زیاد می شود .

پر آرزویی دل پر آرزو یک سر و هزار سودا این جوری می شود خودش هم فرمود : فرمود آنقدر بدم می آید از اینها اینقدر بدم می آید که اصلاً دوست ندارم که یاد من کنند حتی اگر یک موقعی ملائکه یاد من کرد یه چیزی خواستند زود بهشون بدهید بدید بهشون که من اصلاً صداشون را هم دوست ندارم بشنوم می خواهم ببینموشون انسانبه این جا می رسد .

خوب حالا که ازمال بد گفتیم راجع به حب آن هم بگوییم لا خیر من با یحب جمع المال من حلال یکف به وجهه ویقضی به دینه و یصل به رحمه امام صادق علیه السلام در کسی که جمع مال را دوست ندارد خیری نیست صراط عجیبی است صراط باریکی است که انسان بخواهد خودش را حفظ کند بعد می گوید برای چی زود شبهه را برطرف می کند یکف به وجهه از این که بخواهد به دیگران رو بیندازد بی نیازش کند انقدر خوباست که انسان مجبور نشود به دیگران رو بیندازد و یقضی به دینه دینش را ادا بکند بدهکاریش رابدهد بدهکار نباشد به کسی این مقدار که بدهکار نباشد ممدوح هستش ویصل به رحمه به وسیله مال به ارحام خودش نیکی بکند

صله رحم بتواند انجام بدهد کمک کند ارحام خودش را دست پدرش را بگیرد پدرش مشکل دارد نزدیکترین رحم پدر و مادر انسان است مادر مشکل دارد مشکل را برطرف کند برادرش می خواهد زن بگیرد خواهرش مشکلدارد یه موقع هست زندگی خواهرش به طلاق کشیده می شود یه مسئله ای به فاجعه کشیده می شود با مال مشکلشان حل می شود با مال یه جایی می بینی امام صادق علیه السلام چقدر ارواح طیبه ای دارند چه ارواح نورانی می گه فلانی این پول را بگیر هر وقت شیعه ما دو تا شیعه دیدی دعواشان شده اختلاف دارند بده مشکلشان را حل کن نگذار شیعه ما درگیر باشد مشکلمان را حل کن یعنی درگیری شیعه و امام صادق نمی پسندد در مسائل مالی اسان باید تا می تواند یک کاری بکند حرف پیش نیاید نگرانی پیش نیاد دلخوری پیش نیاد عمل باید بکند یک کاری باید بکند که دلخوری پیش نیاید می تونی جلوی نگرانی و دلخوری را بگیرد نگیره معصیت کرده و دل امام صادق علیه السلام رارنجانده هم در رابطه با خودش هم در رابطه بادیگران می تونه کاری بکنه .

بکنه خوب جمع مال برای چی برای این کارها یک کسی دارد فاسد می شود الان مشکلش با ازدواج حل می شود کمک بکند ما چند مورد داشتیم الان پسره نیازداشته دختره هم می خواد همدیگر را می خواهند کفوو هم هستند پدر دختره نمی دهد بخاطر مسائل مالی نه این که پسره فقیر است انتظارها خیلی بالا است خیلی انتظارها بالا است و اینها در فشار هستند استمناءالمال تمام المروه کی گفته این را امام زین العابدین علیه السلام بأبی انتم وت***تمنا و خواستن این که مال رشد بکند و زیاد شود تمام مروت است تمام مروت این جوری تعبیر کرده خوب بیشتر از این هم توضیح نمی دهمبرایتان .

بعد فرمایشاتی کردند در مورد اصلاح مال که مالتان را اصلاح بکنید مال را صالح بکنید مال خراب نباشد مال فاسد نباشد علیک باصلاح المال امام صادق علیه السلام یکتسب مالهاتان را اصلاح بکنید یعنی حرام نباشد توش فاسد نباشد می فرمایند لم یکتسب مالا من لم یصلحه اصلاً مال کسب نکرده کسی که اصلاحش نکند مالش را چی کسب کرده ؟

قرآن می گه چی اولک مایأکلون فی بطونهم الانهار جز آتشی که می خوره چیز دیگر ی نیست باطنش هم همین است داره می خوره متوجه نیست برزخ بشه می فهمه که داشته چی می خوره بعداً معلوم می شه می گه ای اصلاً مال دستش نیست این آتش است مال یعنی یک چیزی که باهاش انسان آخرت می خرد باهاش سلامت می خرد باهاش دنیایش را سلامت می کند که از طریق آبادی دنیا به آخرت برسد آتش که این کار را نمی کند که می فرماید اصلاً مال بدست نیاورده کسی که اصلاح نکند مالش را هر چی بوده اتش بوده هر چی هست عذاب است هر چی بوده مرض و درد بودهبرای خودش کسب کرده اصلاح مال خیلی اهمیت دارد مال صالح باشد مال حلال باشد اصلاح بکند اونوقت ما مسجدی داریم که بچه حزب الهی داریم0 4 سال 50 سال سن داره تازه می خواهد برود سال خمس حساب بکند من سال خمسی ام چی شده بالاخره 40 سال است زندگی کرده سال خمسی ندارد .

نعم المال الصالح للرجل الصالح از نبی اکرم (ص)چقدر خوب است مال صالح برای مرد صالح چقدر خوب است با هاش چکار نمی شود چه آتشهایی را فتنه ها غم ها آقا شوخی نست طرف ظالم است ظالم است مرده خوابش را می بینند می گن اوضاع چه جوری است می گوید عذاب از من برداشته شد می گن چرا می گه تو قحطی داشتم می آمدم قحطی بود یک نون گیر نمی آمد با چه بدبختی نون گیر آوردم می آوردم خونه تو راه دیدم یک سگی داره دردمندانه زوزه می کشه بچه هاش هم هی آویزان شدند به این پستان مادر شیر ندارد ادمها گرسنه بودند چه برسد به سگ می گفت این نان را تکه تکه کردم دادم به این سگ و شیر آمد توی پستانش بچه هاش شیر خوردند می گفت بخاطر این سگ خدا من را بخشید سگ که نجس العین است ها .

که از اون نجس تر دیگر نیست خداوند حدیث داریم که از اون نجستر دیگر نیست خوک ، سگ و اینها سگی که نزدیک شدن بهش چقدر بیماریهای مصری و مشکلات درست می کند برای انسان سگ حیوان است روح دارد حالا شما یه موقع می بینید یک نفر را شاد می کنید یک انسان انسان مسلمان نه مومن شیعه شیعه ای که قطعاً امام زمان (ع)بهش فکر دارد می کند .

خدا رحمت کند آقا شیخ رجب علی خیاط را یک کسی می خواست کمک بکند به یک خانواده بخل کرده بود کمک نکرده بود حالا داستانش را بعد در کتاب تندیس اخلاص است بعد برایش یه گرفتاری پیش آمد یک گرفتاری پیش آمده بود و آقا شیخ رجبعلی می گوید که پیامبر فرمود یا یکی از معصومین فرمود یادم نیست داستانش که ما می توانیم فرزندان خودمان را نون بدهیم ولی می خواهیم بیچاره ها شما به یک جایی برسیدوالا ما عاجز نیستیم از این که بخواهیم فرزندان مان را نون بدهیم برای همین این تفکر باید برداشته شود که ترحم نیست اصل قضیه نیست وقتی یک فقیر را می بینی می گه تشکر کن این مال را از تو می گیرد شما باید تشکر کنید از او ببینید دیدگاه را از فقیر تشکر کنید که این مال را از شما گرفت و شما را به جایی رساند دستتان را ببوسید خورد به دست خدا قبل از این که فقیر بگیرد خدا گرفت اونوقتاین دیگر منت گذاشتن دارد این اخم کردن دارد این تحویل نگرفتن دارد این احساس سنگینی دارد چی بدست آوردی چی دادی چرک چرک دادی چی بدست آوردی می گه خیلی شادی هم دارد .

تواضع دارد مقابل فقرا انقدر روایت داریم حب فقرا حبفقرا حب فقرا با فقیر بشین با فقیر بشین با فقیر غذا بخور فقرا را دور خودت جمع کن خیلی بحث مفصلی است این خیلی مفصل است حالا من می گم می خواهیم برگردیم زودتر سرعت کتاب والا این خیلی روابط این چنینی حرفهای قشنگی دارد دل امام زمان (ع)شاد نمی شود وقتی خداوند تبارک وتعالی به خاطر یک سگ یک کسی را ببخشد به خاطر یک شیعه ارزشمند ترین انسانهای روی زمین تو کمکش کردی ازش مشکلی را حل کردی باری را برداشتی شادش کردی غمی را از چهره اش برداشتی .

می دونی چی ذخیره انسان است هیچی نمی توانی فکر کنی که خداوند چه خواهد داد به این شخص چه خواهد کرد برای همین حضرت می گه چقدر خوب است مال صالح برای آدم صالح باهاش خیلی کارها می تواند بکند نعم العون الدنیا علی الاخره چه یار خوبی است دنیابرای آخرت این را هم قبلاً در دنیا توضیح دادیم هم یه توضیح واضح است که انسان استخدام بکند دنیا را برای آخرت خودش خوب یه بحثی است که اجتماعی سیاسی است این بحث را به خاطر ظرافتی که دارد الان مطرح نمی کنم می گذارم برای جلسه بعد یک روایت می خوانیم برای امشب بس است.

الغنی سود غیر ا****المال یقوی غیر ****می فرماید که غنی ثروتمند دیگه می آییم توی خاصیتهای مال که مال چه کارها که نمی کند چه حلال مشکلاتی که نیست وقتی می گیم مال حلال مشکلات است خیلی کار می کند دیگه از این به بعد دارد می فرماید که بودن مال باهاش چه کارهایی می شود کرد اون بجث اجتماعی سیاسی داشت بماند برایجلسه بعد طلبتان بحث خیلی شیرینی است که جامعه ما خیلی مصداق توش زیاد هستش همه ی جای دنیا همیشه بوده جامعه ما هم داره . متأسفانه حالا بعد این حدیث که از حضرت امیر علیه السلام خواندم برایتان می گوید که مال غنا ثروت انسان را سید می کند یسود یعنی چی یعنی انسان را آقا می کند آقا غیر السید بدون این که از سیدی از آقایی شما ارتباط داشته باشی بدون این که آقا باشی آقا می شی می دونی چی می خواهد بگوید

می گه طرف عزیز و آقا می شود با مال با ثروت بدون این که حقیقت نه آقا باشد بدون این که از آقایی کمک گرفته مال تو را آقا می کند تو مال داشته باش همه جا بزرگی تو چشمی عزیزی آقایی نمی دونم چه هستی ، چه هستی ببینید چقدر از این ثروتمندان عزیز اگر ثروتشان را نداشته باشند این دور وری ما حاضر نیستند یک نگاهی به اینها بکنند پنج دقیقه حاضر نیستند به اینها نگاه کنند از اون ارزش اعتبار میافتد اونوقت خیلی بدبختی است که خودشان هم می دانند می گن آقا این دور وری ها که می بینی دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی این پدر سوخته ها بخاطر پول دور من جمع شدهاند همین جوریمی گویند با همین لفظ خودشان می گویند اینها تا من پول دارم بچه های من را می بینی بچه ها دخترم می آید آقا جون آقا جون می کند .

پسرم می بینی چه جوری متواضع می شود و خیلی چاپلوسی می کند و می روند تا یک سال سر نمی زنند به من تا مشکل دار می شوند آقا جون سلام دلم برایتون تنگ شده بود خوابت را دیدم اصلاً چند وقت بود خوابم نمی برد چند وقت بود نمی دونم چرا دلشوره داشتم هزار تا از این کلکها خلاصه یه جوری خودش را وصل می کند سلام گرگ بی طمع نیست این جوری است جمع می شوند خودش هم می داند کهبدبخت است خودش هم می داند که شرافتش را از پول داره می آورد از کاغذ از پول از پشم از آهن از این چیز ها ولی نمی دانم چرا از خودش خجالت نمی کشد شرمش نمی آید از خودش .

که خیلی خوب است انسان احترامش را خودش یعنی روحش یک طوری باشد که قابل احترام باشد ارزشش را سیادتشش را آقاییش را باید خودش داشته باشد سلام الله برامام سلام الله هیچ چیز نداشت وصاحب همه چیز بود تمام دلها تمام اموال تمام جانها جوانیها همه حاضر بودند فدایش شوند این جوری بود المال یقوی غیر الاید مال قوی می کند انسان را بدون این که انسان قدرت داشته باشد ما یواش یواش داریم حرفهای چی بهش می گن مورد دار یواش یواش حرفها در مورد دار می زنیم که بدون این که انسان قوی باشد دقت می کنید قدرت بدهد به انسان غیر الاید اید دست ندارد نمی تونه توان ندارد کاری بکند دست نه این دست مادی ما مال همه کار می کند .

قدرت برایش تهیه می کند همه قدرتها رامی شود گرفت باهاش قدرتهای مادی این جوری هست دیگر همه را می شود گرفت با مال همه کاری می کند شخص را قوی قدرتمند با نفوذ نشدنیها را شدنی می کند حال وقتی وارد روایت بعدی می شویم که مورد دارتر است بیشتر // // /// // // خیلی کار می کند شما نگاه کنید رسول الله (ص)با مالش چه کار می کرد خیلی هوای پیغمبر را داشتند چون زنش همچین ثروتی را داشت نمی تونستند حرف بزنند پیامبر می تونست یک نفر را آزاد بکند پول پول می داد یک شخصیت بزرگی را از شکنجه در می آورد آزادی می کرد او می شد یک لشکر واحد واحد می شد پول کار می کند ائمه علهم السلام خیلی این جوری بودند.

کار گیر می کرد پول احتیاج داشتخرج می کرد مشکلشان را حل می کردند شما بروید تاریخ بخوانید تاریخ نه فقط تاریخ برای این که داستان خونده باشیم تاریخ سیاسی بخونید تاریخ دین را بخوانید ببینید توی قضیه دین توی کشمکشهای که بین جنگ حق و باطل بوده کجاها پول به داد حق رسیده بن بستها و گره ها را حل کرده الی ما شالله ما داریم ائمه اصحابشان گرفتار می شد ند یک جا در دست ظلمه پول می دادند تمام می شد چقدر نقشه هایی که علیه دشمن می خواستند پیاده کنند پول می دادند نقشه هاشون را پیش می بردند خرج می کردند نقشه ها شان را جلو می بردند قوی می کند انسان را خیلی قوی می کند جهات سیاسی هم همین طور .

می خواستم این را مطرح نکنم جنبه های مثبت را بگوئم حزب الله لبنان را تأمین نکن شما خط مقدمت اونجاست بخاطر این که حزب الله همه حاضرند به خاطر نظام به خاطر امام به خاطر مقام معظم رهبری جان بدهند عملیات انتحاری انجام بدهند اینها چقدر عزت پیدا کرده اند حالا نونشان نرسد غذاشون نرسد اسلحه شون نرسد تامین نشوند ما خط مقدم داریم اونجا الحمد الله خودمون این جا دور از آتش ولی خط مقدم داریم اونجا الحمد الله کاری که دشمنان ما می کنند دیگر بلای جان اسرائیل و بلای جان همه آمریکا و کسان دیگر برای این که بتونه کاری بکنه اگر الان داشته باشیم این پول را خیلی جاهای دیگر هم می شود خرج کنیم این را نمی تونستیم تو چچن خرج کنیم نمی تونستیم توبوسنی خرج کنیم خط مقدم تشکیل بدهیم توی افغانستان و پاکستان نمی شه خرج کرد .

و حق پیش ببری در تا جیکستان در کشور های مشترک المنافع الی ما شالله در قلب آمریکا خود روسیه ببینید نمی شود کاری کرد چرا خیلی کار ها می شود کرد حالا شاید من حدیثم را غلط خواندم باید این جوری بخونم الغناء یسوءغیر السید یعنی آقا می کند بله یسود اینه دیگه قدرت می دهد بهشون تو اکراین که این دوست تعریف می کند با یه مبلغی کمی چقدر می شود کار کرد توی افریقا با یه مبلغ کمی می شود انسان مسلمان ومتدین و شیعه تربیت کرد آدمهای فدایی آدمهایی که لشکر شما می شوند نمی شود کار کرد خیلی کار می شود کرد .

آقا با پول شما الان می توانید یک مزاحمتهایی یبرای ابر قدرتها ایجاد بکنید که وقت نکنند به شما نگاه کنند همچنین به خودشون مشغول بشوند که اصلاً وقت نکنند به شما نگاه کنند مصداق اللهم اشغل الظالمین بالظالمین خودشون را همچنین می شود مشغول کرد به خودشون خرج کن اگر نشد خیلی می شود جبهه حق اگر داشته باشد جبهه حق اگر قوی باشد می شود .

خدا لعنت کند آنهایی که قابل لعنت هستند و قابل هدایت نیستند و اونهایی که قابل هدایت هستند هدایتشان بکند کسانی که شعف اقتصادی جمهوری اسلامی راباعث شده اند کسانی که مالیات نمی دهند کسانی که دزدی می کنند کسانی که اختلاص می کنند کسانی که مال بیت المال را حرام می کنند کسانی که اسراف و تبذیر می کنند کسانی که خمس نمی دهند ولی فقیه شان راتضعیف می کنند کسانی که زکات نمی دهند ولی فقیهشان را امامشان را ضعیف می کنند دین را ضعیف می کنند .

اگر مسلمانها حین اخلاق اقتصادی درست داشتند و دست از این مردار ور می داشتند امام مسلمین الان خیلی کارها بیشتر از این می توانست بکند خیلی بیشتر از این می توانست بکند خیلی بیشتر از این میتوانست بکند ببینید چقدر حالا یواش یواش آدم می فهمد که چرا هر جا کلمه صلاةآمد پشتش چی آمد زکاةآمد یقیمون الصلاةیوتون الزکوةاقیموالصلاةاتوالزکاةها این است یعنی خیلی مهم است این مسائل اقتصادی و زکاةرکن است.

بنی الاسلام علی خمس بر5 پایه است یک پایه اش اقتصاد است یک پایه اش زکاة است مسلمونها الان ببینید چقدر زکاةملت بدهکارند دامداری نمی دونم کسای دیگه کشاورزان اینها اگر این رعایت بشود همین بترسند از خدا این آتش را نبرند خونه هایشان آن وقت امام مسلمین یک امام این جوری یک امام مقتسط یک امام عادل یک امام با تقوا یک امام که با درد مردم است یعنی درد می کشد از درد مردم به امامی که عاشق فقرا است یه امامی که دلش می سوزد برای محرومها یه امامی که واقعاً به خودش دارد سختی می دهد من خبر دارم که مقام معظم رهبری چقدر به خودش به خانواده اش سختی می دهدد به هوای به عشق محرومین حضرت امام هم سلام الله علیه همین طور .

یه امام این جوری وقتی قوی باشد ببینید چکار می تواند بکند خیلی کارها می تواند بکند خیلی دین و عزت پیدا می کند همه کاری می شود باهاش کرد همه کار قوی می کند بدون این که شما قدرتی داشته باشید خیلی قوی می کند ما الان توی همین مجمع خودمون چقدر محتوی عالی جمع کردیم تو این مجتمع که واقعاً یک نفر چقدر می تواند کمک بکند ولی کو این آقای اسکندری هر دفعه چقدر می نالد که نوار نیست جمیعت واقعش هم همین طور مراجعهای که به اونجا می شود به ما نمی شود حوزه کاری ایشون با حوزه کاری ما فرق می کند .

اسلامشهر به اون بزرگی چند هزار جوان دارد نوار خونه شون چند تا نوار دارد 100تا نوار دارد آخه چکار می شه کرد از او نور تصوف حمله کرده تهاجم فرهنگی ماهواره من چند تا مشاوره از اسلام شهر دارم در مورد فیلمهای آنچنانی و ماهواره و اینها نمی توانیم آقا نمی توانیم بعضی ها را خوندن دو سه تا تا کتاب اصلاً زیر ورومی شوند آشتی می کنند با خدا بعضی ها با گوش دادن 5 تا دونه نوار آشتی می کنند نمی شود این هستش که مال خیلی کارها می کند شما زندگی بزرگان ما ائمه را بخوانید سیره علما را بخوانید که علمای ما خواجه نصیر را شما زندگیش را بخوانید بقیه شان شیخ طوسی مرحوم سید بن طاوس اینها چه جوری از اینها استفاده می کردند برای رسوندن تقویت شیعه مراجع از ایت الله بروجردی بگیر از امام سلام الله علیه و هر کس دیگر الان هستش بگید و ببین چه جوری برای رشد وتقویت تشیع استفاده کردند .

به محض این که پول دستشان رسیده الذین ان مکناهم فی الارض موقعی که قدرت دستشان رسیده اقامو الصلاةاتو الزکوةامرو بالمعروف و نهوا عن المنکر دین را بسط دادند تا پول دستشان رسیده دین را بسط دادند گسترش دادند قوی کردند خدا انشا الله هدایت کند مردم را ما باید وظیفهای داریم ما که کیسه ای ندوختیم برای این کارها وظیفه داریم این رابسط دهیم .

در جامعه فرهنگی کسانی که نمایندگی دارند کسانی که خودشون مجتهد هستند شاید دهانشان بسته شود بندگان خدا نتوانند بگویند ولی ما نباید وظایفمان را کنیم ما باید بگوییم ما نگوییم کی بگه آقا .

سئوال بله بله همین طور است نه آقا دفتر آقا هستش خود آقا هم درستش می کنه اصلاً قهر آقا می خورد بهش اون رسید آقا می خورد بهش بله نه می تواند این قدر مقام معظم رهبری شماره حساب اعلام کرده این همه اعلام شماره حساب کرده چند تا اعلام حساب کرده بروند بریزند به حساب آقا بله .

سئوال می دونم وضعشان خوب نیست یعنی چند میلیونی نمی توانند بدهند خمس سر سالشون چند میلیونی نمی شه اما اقا می شهمی تونند بدهند خوب اینبحث جدا است حالا اون بحث بله خیلی ها هستند بله بله اصلا کارمند . حقوق بگیر ها ولی هستند آقا خیلی ها هستند کهتعلق می گیرد بهشون زیاد الی ما شالله هستند که تعلق می گیرد بهشون .

سئوال اصلا حال این که یه بحث دیگر است بالاخره الاسلام تعلو ا ولا یعلی علیه می رسد یک جایی که اسلام غلبه می کند همه چیز می رود پی کارش به قول معروف می گویند زمستان می رود و رو سیاهی اش به ذغال می ماند ولی همین حرفی کهشیخ رجبعلی زد ما می خواهیم شما یه جایی برسیدبا این کار انسان خودش به یه جایی می رسد نتیجه اش به انسانها می رسد به آدمها برمی گردد .

سئوال بله طرف رفته وام بگیرد 200 میلیون دلار دانمارک کمک کرده به اسرائیل بعد خودش را کشته خودکشی کرده کسی دیگه پول نمی خواهد از او 200 میلیون هم رفته آنجا یک کسی به باطل والله یمیت القلب و یخلب الهم من اجتماع هولاءالقوم علی باطلهم و تصرقهم علی حقکم علی علیه السلام قلب می میرد و غم وغصه وجود انسان را می گیرد از اجتماع اینها تو باطل شان و تفرق شما از حقتان اینقدر ضعیف و متفرق هستید پارسال یه سمیناری گذاشتند برای زکات همین اعلام سمینار یه آقای قرائتی یه شلوغ کاری کرد یه کمکی آره چند میلیون زیاد آره میلیارد خمس جمع شد زکاةجمع شد .

ببینید چقدر از این مالهای حرام دست مردم هستش حق امام زمان (ع)است نمی شود کار دیگر یکرد بله مسائل فساد منکرات مسائل اجتماعی حل می شود بعد هم که نگفتند بعد هم کهنگفتند شما آقای مصطفوی برسونش دست اون می گه خودت خرجش کن اجازه بگیر خودت خرج کن سهم ساداتش را اجازه بگیر خرج کن سهم امامش را اجازه بگیر خرجش کن زکات را تو محل خودت خرج کن کی می گه مثلاً حالا باید نمی خواهد به کسی بدهی فقط خرجش کن درست برسون به مستحقش ببین چه مشکلاتی که حل نمی وشد خوب این بحث خیلی بحث دامنه داری است .

ما باید بگذریم ازش نمی تونیم جلسه دیگر انشالله راجع به مسائل دیگرش صحبت می کنیم والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین