بحث امشب مان که در طول سلسله بحث هایی است که در مورد دنیا خدمت تان عرض می کردیم درباره حب دنیاست. اولاً در روایات بحثی که امشب می خوانیم درمورد دنیا ذکر شده که ریشه همه فسادها حب دنیا است در این باره مطلبی فرمودند بعد هم دنیا را معنا کردند که دنیا یعنی چی؟ هرچند در جلسات گذشته این را توضیح دادیم. این حدیث قدسی است فی ما اوحی الله تعالی الی موسی خداوند تبارک و تعالی وحی کرد در چیزهایی که خداوند وحی کرده به موسی زیاد است و خیلی خواندنی است احادیث قدسی که بر موسی علیه السلام وحی شده وقتی می گوید خدا و وحی کرد اگر انسان مأنوس با این کلمه خدا باشد یعنی بداند همانی است که می خواهد برود به پیشش، همانی است که تلاش همه زیرکان و اولیا و انبیا و معصومین و ملائکه قرب به اوست، همانی که ما را خلق کرده، همانی که با ما است و خواهد بود. همانی که در زمان مرگ با ما هست و در زمان تنهایی با ما است و همیشه با ماست و همانی که سعادت ما و راحتی جان ما در گرو رضایت او و نزدیکی به اوست. وقتی کلمه الله می آید آدم باید همه اینها در ذهنش بیاید. فی ما اوحی الله... بعد آن خدا اینطوری فرمود اعلم انّ کل فتنه بذرها حب الدنیا موسی بدان که هر فتنه ای تخمش بذرش حب دنیاست یعنی ممکن نیست شما در درون خودتان در بیرون با فتنه ای روبرو نشوید چه آنچه که مربوط به شماست و چه آنچه که مربوط به دیگران است و اساس آن فتنه هیزم آن فتنه و شعله آن فتنه حب دنیا نباشد. فتنه را دقت کنید. قیل و قال ها بِکش بِکش ها بُکش بُکش ها و خیلی چیزهای دیگر که می بینیم در خانواده ها حرف و حدیث ها و بگومگو ها اختلاف ها همه حب دنیاست. در یک روایت دیگری نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید اکبر الکبائر حب الدنیا از همه ی گناهان کبیره بزرگتر حب دنیاست. امام صادق علیه السلام رأس کل خطیئه حب الدنیا در رأس هر اشتباهی حب دنیاست. منشأ هر فسادی حب دنیاست. حدیث بعدی از نبی اکرم صلی الله علیه السلام است: حب الدنیا اصل کل معصیه و اول کل ... حب دنیا ریشه هر معصیت و آغاز هر گناهی است. از علی علیه السلام: حب الدنیا رأس الفتن و اصل المهن. حب دنیا رأس همه ی فتنه ها و ریشه ی همه ی غمها و محنتهاست. این جمله دومی خیلی عجیب است یعنی خیلی از این گرفتاری ها و غمها و غصه ها برمی گردد به این علایقی که بین انسان و دنیاست به میزانی که علاقه برقرار می شود چون دنیا دنیای تصادم و تزاحم است آدم هی به این چیزهایی که علاقمند است لطمه می خورد هی غصه می خورد ناراحت می شود ریشه این غمها و افسردگی ها و عصبانیت ها را نگاه کنید چی است هر کس ارتباطش با دنیا بیشتر است آسیب پذیرتر است به میزانی که ارتباط دارد آسیب پذیرتر است چون یک هدف بزرگی در معرض این تزاحم ها قرار داده. مثل اینکه من یک خانه ی با 5000 متر زیربنا ساختم حالا یکی بیاید من را اذیت کند، در این خانه ی که 100 متر زیربنا ساختم این اگر از دور یک سنگ بزند به شیشه اش می خورد هر چیز پرتاب کند به یک جای این می خورد به شیشه به در میخورد به پنجره اش می خورد در حیاط می افتد تمام یعنی من شدم 5000 متر مربع چون علاقه سنخیت می آورد و جالب این است که اتحاد هم می آورد. نقل است که حضرت عزرائیل آمد به یکی گفت، نقل است به صحت و سقمش کاری نداریم من مأمورم که یا بکشمت یا از این سکه هایت بردارم. گفت اگر می کشی بکش ولی دست به این سکه نزن. یعنی اتحاد برقرار می کند روحا انسان با آن چیزی که دارد به محضی که آن لطمه بخورد این هم آسیب می بیند. لذا مسئله مال، بعداً راجع به مال هم صحبت می کنیم مال هم جز جنبه های دنیاست مبارزه و جهاد مالی را سخت تر از جهاد جانی معرفی کردند یکی با مالش مبارزه کند در اختیار دین قرار دهد سخت است. الان برای همین احکام دین رفته الان خمس به او تعلق می گیرد می خواهد بدهد انگار دارد ذره ذره جانش را از او می کنی خیلی دردش می آید بچه بسیجی است رفته می خواهد زکات مالش را بدهد مثلاً کشاورز است زکات به او تعلق می گیرد رفته جنگیده برای همین چیزها ولی رعایتش سخت است به میزانی که انسان ارتباطش قطع است قطعی ارتباط در کجاست؟ یکی می گوید آقا من ندارم نه خانه می خرم که بعداً غصه اش را بخورم نه زن می گیرم و نه بچه دار می شوم که فردا به خاطر مریضی و مرگش حرص و جوش بخورم تاریخ از این زاهدها معرفی کرده صبح تا ظهر این طرف دیوار است بعد از ظهر آن طرف دیوار می رود خانه نمی سازد برای خودش غذا و نظافت و ... هیچی دیوژن را شمادارید که تعریف کردیم شرح حالش را .... یکی این طوری است یکی این طوری نیست با دنیا درست برخورد می کند دارد ماشین می خرد خانه می خرد ازدواج می کند اما ریشه را از توی دل قطع کرده روای می گوید امام صادق مضطرب دارد قدم می زند، بچه اش مریض بود، خیلی وضع بچه خراب بود، بعد از داخل خانه خبر دادند که آقا بچه مرد، بعد حضرت تبسم کرد و راحت شد گفتند آقا وقتی بچه زنده بود مریض بود مضطرب بودید حالا... فرمود ما راضی هستیم به قضای خدا، بچه است عاطفه دارد ناراحت می شود اما درکی هم درستی از قضیه حیات و ممات دارد. چیزهای زیادی خوشحال کننده است در قضیه مرگ بچه، بچه که فردا شفیع انسان می شود ولو بچه ای که سقط شده باشد و چه ... می گوید ما اهل بیت اینطوری هستیم تا قبل بلا نگران هستیم ولی بلا که آمد راضی هستیم. شما آقا میرزا جواد اقای تبریزی را نگاه کنید بچه اش مریض که استاد ما فرمود چون از ملک التجار تبریز بودند می گفتند ملک، ثروتمند و پولدار و ... اوج وارستگی است. پس داشتن یکی هنر نیست که بگوید من ندارم ارتباط برقرار نمی کنم حضرت فرمود خانه وسیع و مرکب خوب از عوامل خوشبختی انسان است زن و بچه و ... اینها دنیا نیست مشکل کجاست؟ مشکل در آن تعلقه است که در دل انسان است اصلاً آن یعنی دنیا، وقتی که می خواهد جبهه دست و پای من بلرزد که من چه کار کنم. من هی باجناقی دارم داداشش شهید شده بود بچه متدینی بود شهید شد داداش دیگری عقد کرده بود در عقد جبهه رفت و شیمیایی شدید شد آوردنش تهران من خانه شان بودم پدر و مادرش ناراحت بودند از قم آمده بودند. به اینها گفتند بچه ات شهید شد مادر گفت آخ، بعد یک دفعه گفت استغفرالله. ببینید چقدر تسلط روحی می خواهد راضی هستم به قضای تو آن هم از امام صادق یا آن پیرزن قمی که نه حوزه علمیه رفته درس خوانده و نه دانشگاه رفته استغفار می کند. نه اینکه بچه اش فوت کرد فحش بکشد به دین و خدا و پیغمبر و جمهوری اسلامی و نظام و ... یا بعد منشأ عجبش شود و منشأ تفاخرش شود از داخل دل اوج روابط عاطفی در اهل بیت علیهم السلام است چون گفتیم هر چقدر ایمان و تقوا بیشتر باشد رابطه عاطفی شدت پیدا می کند رابطه ی که بین امام حسین علیه السلام با علی اکبرعلیه السلام است با قاسم علیه السلام ولی موقعی که می خواهند بروند چسبندگی وجود ندارد همه غمها و غصه ها و حرص و جوشها آنجایی است که ما یک حسابی باز کردیم برای خودمان برای دلمان به آن لطمه می خورد رأس الافات الوله بالدنیا سرآمد همه آفات وله، وله یعنی شیفتگی نسبت به دنیاست. در بحث آفت شناسی گفتم که اولین قدمی که یک نفر می خواهد بردارد باید اول آفت بشناسد. اول ای جان دفع شر موش کن /وانگهی در جمع گندم کوش کن. اول آفت یعنی آنچه که تو را تهدید می کند و زحمات چندین ساله ات را هدر می دهد. آنها را باید شناسایی کنی، آنچه که اعمال صالحت را عباداتت را ضایع می کند و توشه آخرت را می سوزاند و تو را فقیر و گدا و گرسنه منتقل می کند آن طرف بدبخت و بی چیز این را شناسایی کنیم. این آفات اولین کاری که یک نفر باید کند. عرض کردم داستان آن جوانی را در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله که به او گفتند حرفهایت خیلی به دل می نشیند چه کار کردی که حرفهایت این طوری است گفت هر کس رفت پیش پیامبر سوال کرد که چه کار کنم که بروم بهشت ولی من هر وقت رفتم سوال کردم که چه کار کنم که جهنم نروم. من دائم در آفت شناسی بودم. خیلی مهم است. بعد می فرماید رأس همه آفات الوه بالدنیا شیفتگی به دنیاست اگر صحبت از گناه شناسی می شود چون گفتیم حب الدنیا اصل کل معصیه و اول کل ذنب از پیامبر. ریشه هر معصیت و آغاز هر گناهی است. شیفتگی به دنیا. رأس آفتهاست. ان الدنیا لمفسده الدین و یصلب الیقین و انها رأس الفتن به راستی که حب دنیا فاسد کننده دین و صلب کننده یقین است. قارون می دانید که استاد بوده در معارف الهی تدریس می کرده آدم کمی نبوده یک آدم، نادان و جاهل نبوده عالم بوده، مربی بوده معلم بوده، وقتی ثروتمند می شود یقینش گرفته می شود از او، وقتی می گوید خداوند فرموده زکات مالت را بده می گوید این پول زور است دیگر اعتقادات قبلی را ندارد. ممکن است خودش یک موقع در حرفهایش به مردم می گفته که اگر کسی ثروتمند شد باید زکات مالش را بدهد خمس مالش را بدهد ولی وقتی خودش می شود می بیند که آن اعتقاد دیگر نیست چرا چون حب دنیا آمده خیلی روایت عجیب است یقین انسان را می گیرد یعنی آنجایی که انسان در معرض تیرهای دنیا است و سوار بر مراد است و دنیا در اختیارش است و خودش را عرضه کرده به او، آنجا یقین دینی داشتن کار فوق العاده سخت است.
و انها لرأس الفتن ... حالا شما عمل یک دخترخانم را می بینید که در یک کشور اروپایی حجابش را رعایت می کند. جلوی منکرات ومفاسد می ایستد و دامنش را پاک نگه می دارد و آلوده نمی کند همه جور فشار برایش فراهم است همه جور لذتی هم برایش فراهم است آن یقین است شوهرش مثلاً پاک و سالم. آن یقین است. انک لن تری سبحانه بعمل ...من حب الدنیا تو خداوند را ملاقات نمی کنی هرگز خداوند را ملاقات نمی کنی با عملی که برای تو ضررش بیشتر از حب دنیا باشد. خیلی ظرافت عرفانی و معنوی دارد این حدیث. الان هم نمی توانیم این را توضیح دهیم بحث تقابل خدا و دنیا. بحث این که چرا حب الدنیا حب را عمل معنا کرده حضرت، فرمود شما خدا را ملاقات نمی کنید با عملی که مضرتر از حب دنیا باشد. بحث اتحاد عمل و عامل، این بحث دارد خودش. مضرتر از حب دنیا با عمل تان مضرتر از این ندارید. امام صادق علیه السلام ان اول عصی الله بهِ سِتّ اولین چیزها و ریشه هایی که خداوند به وسیله آنها معصیت شد شش چیز بود، حب الدنیا، و حب الریاسه، و حب الطعام، علاقه به طعام شیفته مواد غذایی بودن منشأ چه مفاسدی شده این حب طعام، و حب النساء زن دوستی، زن دوستی یعنی حب الناس را توضیح بدهیم از اخلاق انبیا حب زن است. نه حب المرء حب النسا، زنان، یا در قرآن می فرماید من آیاته خلق لکم ازواجا لتسکونوا .... موده و رحمه. ازآیات الهی این است که از جنس شما برای شما همسر آفرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد. به دوست داشتن به ما امر کردند که ما زن مان و همسرمان را دوست داشته باشیم و رابطه عاطفی خوبی داشته باشیم اکرام کنیم در روایت امام صادق علیه السلام میفرماید که من گمان نمی کنم که کسی ایمانش به خدا زیاد شود و علاقه اش به زنش بیشتر نشود. هر چقدر ایمان شخص زیاد شود علاقه اش به همسرش زیاد می شود. پس این حب النسا یعنی چی پس که جز دنیاست و معصیت است؟ چند جور می شود معنایش کرد زن بارگی اینکه انسان شیفته ی جنس مونث باشد زن باره باشد. زن پرست باشد. کشته مرده جنس مخالف باشد. در مورد زن خود هم ممکن است این طور باشد که انسان ممکن است زن خودش را طوری دوست داشته باشد که این دوست داشتن موجب معصیت خدا شود آنجاهایی که زن می گوید دستور می دهد به شوهرش کاری کن به کاری که خدا راضی نیست. گفتند آنجایی که معصیت خدا است اطاعت زنها را نکنید یا زنش او را از یک چیزی نهی می کند که خدا واجب کرده، جبهه نرو من طاقت ندارم ... بچه ات ... مانع رفتن به سمت خدا می شود. در سوره توبه فرمود قل ان کان آبائکم پدران تان همسران تان خانه هایتان که از آن راضی شدید کار و کاسبی که می ترسید اگر بروید سراغ جنگ و جبهه کساد می شود و رقبا و حریف... اگر محبوبتر است نزد شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا، منتظر عذاب خدا باشید. پس چطوری دوست داشته باشد دوست داشته باشید محبت کنید چیزی دریغ نکنید ظلم نکنید به او. و این دوست داشتن موجب ترک خدا و معصیت خدا نشود. این یک معنی اش. آنی که اصلاً انسان کلاً دنبال جنس مخالف باشد چه حلال و چه حرام، تلف کند استعدادش را، یا نه دنبال حرام باشد نظرباز باشد ... باید بین شان فرق گذاشت.
و حب النوم و حب خواب، شیفتگی به خواب، کیف بکند کسی که بخوابد عاشق رخت خواب باشد و حب الراحه حب عافیت طلبی و راحتی خداوند از اینها معصیت می شود. حالا خوب دقت کنیم ببینیم که ما از این امور به کدام گرفتار هستیم. آخرین روایت از این باب را بخوانم خیلی مهم و کلیدی است یعنی یک جوان از غنیمت های عمر انسان این روایت است. ما من عمل بعد معرفه الله جل و عز و معرفه الرسول افضل من بغض الدنیا می فرماید از اعمال از امام زین العابدین علیه السلام در کافی نقل شده از اعمال انسان هیچ عملی بعد از شناخت خدا و شناخت رسول بالاتر از بغض دنیا نیست. آقا جوان سوال می کند ما چه کار کنیم؟ بغض دنیا تحصیل کنید دنیا شناسی کار روی دنیا، و خدا نصیب کند انسان بغض دنیا پیدا کند. خیلی زیباست این. می گوید هیچ عملی بالاتر از این نیست که بعد از معرفت خدا و رسولش به بغض دنیا برسد باز این را عمل معنا کرده. که بغض عمل است. بغض. روایت ادامه دارد یک جای دیگرش، منشعب می شود از این دنیا حب النساء و حب الدنیا، از حب دنیا حب دنیا منشعب شده دقت کنید و حب الریاسه، و حب ریاست و حب الراحه راحت طلبی و حب الکلام، کشته مرده حرف زدن است هی باید حرف بزند پرحرفی و پر چونگی و... اظهار نظر کردن حب العلوّ حب علوّ که غیر از ریاست است و حب الثروه حب ثروت. ثروت دوستی. عاشق ثروت بودن. دوتا سوال اینجا دارید که طلب شما باشد چرا حب دنیا را از حب دنیا انشعاب داد حضرت؟ یعنی چی گفت از حب دنیا حب دنیا منشعب می شود یعنی ذات از خودش منشعب شده؟ آیا فرق دارد یا نه؟ حب ریاست و علو چی فرقی با هم دارد علو برتری و برتر بودن چه فرقی دارد با ریاست.
هفت خصلت شدند که همه شان در حب دنیا جمع می شوند. بعد می فرماید فقال الانبیا و العلما بعد معرفه ذالک بعد از اینکه انبیا و علما این حقیقت را فهمیدند که همه ی دردسرها و بدبختی ها از حب دنیا ناشی می شود و فهمیدند که بعد از معرفت خدا و معرفت رسول چیزی برتر از بغض دنیا نیست ... پس انبیا گفتند علما گفتند که حب الدنیا رأس کل الخطیئه اینها بعد از اینکه اینها را فهمیدند همه به اتفاق گفتند، یعنی این حرف همه اولیا و انبیا و ائمه است که حب دنیا ریشه همه لغزش و گناه و خطا است.
دوتا سوال را جلسه بعد جواب می دهم. جلسه بعد هم در مورد دنیای ممدوح در دنیا دوست داشتن چه چیزهایی خوب است، مسئله ظرافت و دقت بین این دوتا پیش می آید و باز با این حدیث کار داریم این حدیث از امام زین العابدین علیه السلام بود.
والحمدلله رب العالمین