جلسه 143 - معاد
شماره جلسه
143
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 143 - معاد

بحثی را در مورد دنیا شروع کرده بودیم، حدیثی را جلسه گذشته عرض کردیم که نیمه تمام ماند. (فروا من فضول الدنیا کما تفرون من الحرام و هونوا علی انفسکم الدنیا کما توهنون جیفه و توبوا الی الله من فضول الدنیا و سیئات اعمالکم تنجوا من شده العذاب) این حدیث که از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است می فرماید از اضافه ی دنیا، فضول دنیا فرار کنید، همانطور که از حرام آن فرار می کنید. علتش این است که پیوند زیادی با دنیا، اثر دارد در آخرت انسان. اثرات مختلفی دارد، یک اثر پیوند زیادی با دنیا، این است که انسان معطل خواهد شد در آخرت نسبت به جوابگویی، باید جوابگو باشد که برای چه مصرف کرده، چرا این پیوندها برقرار شده اند، یعنی بیش از کفاف، مسئله در این حد هم نمی ماند، نفس چون بی نهایت طلب است وقتی انسان خودش را به کم قانع نکند، و زیاده طلب شود، این زیاده طلبی انسان را سقوط می دهد به سمت حرام. و قاعده اش این است که انسان وقتی در حلال زیاده روی کند، به حرام می افتد و به تضییع خودش و دیگران می افتد، تضییع خیلی چیزهای دیگر. از مرحوم مدرس می خواندم که فرموده بود می گفتند مثلاً عبای نائینی نمی پوشید و جوراب پشمی نمی پوشید، می گفت این ها پول می خواهد، پول هم نوکری می آورد و مدرس هم نوکر نمی شود. آنجایی که انسان میلش را آزاد می گذارد مجبور است که پول تهیه کند. وقتی می خواهی اضافه مصرف کنی اینطوری است، برای مصرف بیشتر پول عمر بیشتری باید بگذرانی. پس غیر از پول باید چی تلف کند؟ وقت بیشتری را. در پول تهیه کردن همیشه اینطور نیست که انسان موفق باشد که حد حلال و صراط مستقیم را در مسئله مالی رعایت کند، کم اتفاق می افتد افراد بتوانند خودشان را در صراط مستقیم نگه دارند، خمسشان را به موقع بدهند، زکاتشان را به موقع بدهند، در تجارت قواعد شرعی را رعایت کنند که به حرام نیفتند. یا در تهیه پول حالا از طریق تجارت نباشد، از طریق کار کردن نباشد و کارهای دیگر باشد، خیلی دقیق است. روایت داریم در آخرالزمان برای به دست آوردن، نه در آخرالزمان، حدیث داریم که لقمه حلال نایاب است در آخرالزمان، ولی کلاً لقمه حلال سخت است به دست آوردنش، امام صادق (علیه السلام) می فرماید که مقابله با شمشیرها، آسانتر از به دست آوردن حلال است. شمشیر زدن، راحت تر است از به دست آوردن حلال. کار سختی است. لذا هرکس که به کم اکتفا نکند، همین که میلش را آزاد می گذارد بیشتر به حرام خوری می افتد، اینطوری نیست که می فرماید فروا من فضول الدنیا کما تفرون من الحرام یعنی همین. آنطور که از حرام فرار می کنید از اضافی هم فرار کنید، معلوم است یک سنخیتی بین فضول دنیا و حرام است، مطلب بعد مسئله عمر است، به میزانی که شما عمر برای اضافه می گذارید از کفتان رفته، عمر دنیا خیلی خیلی با ارزش است، سرمایه ی جاودانی است عمر دنیا، سرمایه ای است که وقتی منتقل می شود به برزخ و قیامت، یک دفعه ظهورش یک چیز جاودانی است. هر دقیقه اش، هر ساعتش فوق العاده ارزش دارد، خیلی می ارزد عمر دنیا. لذا وقتی کسی می گذاردش در بازی و غفلت و زیاده روی در حلال، از آخرت خودش کم می کند، از رسیدن به خیلی از عبادات و لذت عبادت و دعا و مناجات و تحصیل علم و خودسازی و خدمت به مردم، کسی آخرت، محروم می شود، هرمقدارکه اضافه بگذاری در دنیا، چون به هر میلی که دل خواهی سپرد/ از تو چیزی در نهان خواهند برد. به میزانی که انسان دل می دهد، ازش دل می گیرند، و کم سرمایه ای نیست. لذا انسان باید خیلی حواسش را جمع کند که هرکارش با چه نیتی انجام می شود، وقتی که می گذارد، کاری که می خواهد بکند، دقت داشته باشد روی این ها. بعد می فرماید هونوا علی انفسکم الدنیا کما توهنون جیفه، هونوا یعنی پستش کنید، دنیا را سخت نگیرید، همانطور که یک جیفه را پست می کنید، به دنیا هم همانجوری نگاه کنید که اگر قرار است انسان ازش استفاده کند بر حسب ضرورت ازش استفاده کند، نگاه به این خیلی مهم است، اگر مسئله غلبه بر نفس برای مقابله با ارتباط با دنیا و با مسئله بغض دنیا را داشتن دوتا مسئله جداست. کسی بغض دنیا را دارد، او در رابطه برقرار کردن با دنیا رابطه اش تنظیم و راحت است ولی کسی که باید غلبه کند تا رابطه اش با دنیا را تنظیم کند، او کارش مشکل تر است. توبوا الی الله من فضول الدنیا. عرض کردم استاد اخلاقی باید این احادیث را برای ما بگوید و شرح بدهد، توبوا الی الله من فضول الدنیا، چقدر این کلام درخشان است، توبه کنید به سوی خدا از زیادی های دنیا. در یکی از مناجات های خمس عشر از حضرت سجاد (علیه السلام)، چند استغفار کرده حضرت از همین زیادی ها و فضول، و برقراری ارتباطات بیجا. از فضول دنیا توبه کنید. سیئات اعمالکم. و از اعمال بدتان، و تنجوا من شده العذاب، شما از شدت عذاب نجات پیدا کنید. باید این را در بحث مصرف عمر و نسبت مطرحش کرد. شما وقتی مجلسی می روید می نشینید، می بینید که فرمودند از مجلس که می خواهید پا شوید باز استغفار کنی، پیامبر بعد از هر مجلسی که با دیگران می نشست استغفار می کرد. سبحان ربک رب العزه عما یصفون و سلام علی المرسلین و الحمدالله رب العالمین. این ذکر را به عنوان کفاره مجلس حضرت فرمودند که بگویید. که هر مجلسی نشستید پایان مجلس این را بگویید که کاره مجلس باشد. به هر حال در مجلس نشستن ما و ارتباطات اینجوری هم درش باز خطر زیاده روی و فضول و وقت تلف کردن و لغو و لهب و این چیزها ما را تهدید می کند. برای همین می فرماید توبوا الی الله من فضول الدنیا، عرض می کند به خدا، (استغفرک من کل لذه بغیر ذکرک). استغفار می کنم خدایا، از تو طلب غفران می کنم، نسبت به هر لذتی که به غیر از ذکر تو بردم. هر لذتی بردم به غیر از ذکر تو، من استغفار می کنم. این را امام سجاد می گوید من که اصلاً از ذک لذت نمی برم چه بگویم. انقدر بدبخت شدم و طبعم برگشته که از لهو و لعب و لغو و گناه لذت می برم و از ذکر لذت نمی برم و از ذکر غافل هستم و حضور قلبی ندارم که بخواهم لذت ببرم، چقدر تفاوت هست بین من و امام سجاد (علیه السلام)؟ او عرض می کند از هر لذتی به غیر از ذکر تو استغفار می کنم، ما می گوییم کو ذکر و کو لذت ذکر؟ (و من کل شغل بغیر طاعتک). و از هر مشغله ای به غیر از طاعت تو استغفار می کنم. از پرداختن به هر کاری که غیر از طاعت تو باشد. و چند فقره دیگر دارد که دوتایش که در این رابطه بود من عرض کردم. لذا این یک برنامه کلیدی است بحث فضول دنیا، توبوا الی الله من فضول الدنیا. لذا شما اگر کتاب های سیر و سلوک را هم مطالعه بفرمایید، می بینید که همان آغاز کتاب های سیر و سلوک از اولین شرایطی که برای سیر و سلوک و پیشرفت معنوی گذاشته اند دوری از چنین چیزهایی است. سراغ روایت بعد می رویم. روایت بعد خیلی کلیدی است، در دروس معرفت به نحوی این مطلب را خدمتتان عرض کردیم. آیاتی که در مورد بد بودن دنیا، دشمن بودن همسر، (ان من ازواجکم و اولادکم عدو لکم فاحذروها). بعضی از همسران شما و فرزندان شما دشمنان شما هستند، ازشان پرهیز کنید. (انما اولادکم و اموالکم فتنه) اموال و اولاد شما فتنه هستند. ملاک برای فتنه بودن امور در دنیا چیست، آیا خودشان ذاتاً اینگونه هستند یا نه، آنجا خدمتتان عرض کردیم نوع ارتباطی که انسان با دنیا برقرار می کند دنیا را خراب می کند یا خوب می کند، اگر از دنیا تعریف شده، و اگر دنیا مورد مذمت قرار گرفته ذاتاً اینجوری نیست، ذاتاً نه قابل تعریف است نه مذمت. بسته به این است که انسان چه جوری باهاش ارتباط برقرار کند. ما چندتا دنیا داریم؟ یک دنیا داریم. چطور موقع تولدها گفتیم دنیا یک شرایط زیستی ثابت دارد، آنچه که تولدها را به 5 دسته کلی تقسیم می کند نوع عملیاتی است که در رحم روی جنین انجام شده، نوع تولد هست، تجهیزاتی که تهیه کرده اند، میزان تجهیزات تولد را به 5 دسته تقسیم می کند، دنیا هم از نظر معنوی شرایط زیستی اش یک شرایط زیستی است، بسته به این است که ما چطور باهاش ارتباط برقرار کنیم، یک چیز واحد است نوع ارتباط افراد با او خراب می کند یا دنیا می شود بد و مورد مذمت قرار می گیرد یا می شود خوب. حالا چرا انقدر مذمت شده؟ بیش از اینکه تعریف شود مذمت شده؟ برای اینکه بیشتر انسان ها باهاش رابطه خوبی برقرار نکردند. و ازش استفاده مناسب نکردند، افراد به این حقیقت در مورد دنیا پیدا نبردند که دنیا برای غیر خودش خلق شده، برای خودش خلق نشده. و همین مذمت دنیا و جیفه بودن و پست بودنش، همه مربوط به این بدرفتاری ما با دنیاست. به این روایت در این رابطه که عرض کردم توجه کنید، از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، می فرماید (لا تصب الدنیا فنعمه متیت المؤمن فعلیها یبلغ الخیر و بها ینجوا من الشر انهوا اذا قال العبد لعن لله الدنیا قالت الدنیا لعن الله اعصانا للرب) می فرماید فحش ندهید به دنیا، خیلی مرکب خوبی است برای مؤمن، به این غیر توجه کنید که معنی خوب بودن دنیا را بفهمید. دو قید در این روایت آمده، اول که می فرماید دنیا را لعنت نکنید، که دنیا مرکب خوبی برای مؤمن است. فعلیها یبلغ الخیر، پس روی این مرکب یعنی همین دنیا است که می تواند خود را به خیر می رسد. و بها ینجوا من الشر، از همین مرکب هم می تواند استفاده کند که خود را از شر نجات دهد. یک، این که دنیا متیه باشد، افراد از دنیا به عنوان مرکب استفاده کنند. خلقت الدنیا لغیرها. اگر کسی از دنیا استفاده اینجوری کند و سوارش شود، مگر کفار و اشرار و اشقیا از دنیا استفاده نمی کنند؟ آن ها هم سوار دنیا هستند، دنیا چرانی می کنند، تقریباً نزدیک 70 درصد ثروت دنیا دست یک درصد کمی از جمعیت دنیاست. اما می گوید مؤمن مرکب خوبی است برای مؤمن یعنی ایمان نمی گذارد انسان طوری سوار دنیا شود که دنیا بکشاندش به جهنم، همه ممکن است سوار دنیا شوند، یک عده ای هم دست و پا چلفتی هستند و این وسط بدبخت می شوند یعنی زیر دست و پای کسانی که سوار شدند له می شوند، آن ها هم وضعیتشان داستانی دارد، آن هایی که سوار می شوند و می روند، یک عده را دنیا به جهنم می برد. آن هایی که بد سوار می شوند، یعنی سوار می شوند ولی مؤمن نیستند، یک نفس فاسق و فاسد سوار این مرکب می شود، سال ها ممکن است لذت ببرد و بتازاند، اما ته این قضیه مرکب به جهنم می رساند. می بردش تا لب جهنم، ترمز می کند و پرتش می کند توی جهنم. مؤمن وقتی سوار است، می فرماید به خیر می رساندش، آن هم نه یبلوالخیرا، یبلوالخیر. الخیر. خیر مطلق. وقتی کسی سوار دنیاست و مؤمن است، از دنیا استفاده کند، به خیر می رسد. از شر فرار می کند. این را به حدیث قبلی پیوند بزنیم می بینیم که چه نتیجه های قشنگی به دست می آوریم. پس دنیا کی دنیای خوبی است؟ کی یک جنین مناسب و قوی برای روح مؤمن است؟ زمانی که ما بتوانیم سوارش شویم، این دو قید باید باشند، سوار شدن، حسن استفاده و اغتنام از فرصت ها، بخل در مصرف عمر و جوانی و داشتن روحیه ایمانی. این ها را که داشته باشیم نتیجه خوبی می دهد. چون قصدمان معرفی دنیاست دیگر به صورت کارشناسی وارد نمی شویم. بعد می فرماید انهوا اذا قال العبد لعن لله الدنیا، وقتی عبدی می گوید خدا لعنت کند دنیا را، دنیا نمی گوید خدا تو را لعنت کند، شیطان وقتی فحشش می دهند جواب می دهد. می گوید خودتان هستید. ولی دنیا می گوید لعن الله اعصانا للرب، خدا لعنت کند از ما دوتا آنی که بیشتر معصیت کرده. دنیا هم که معصیت نمی کند خدا را. حدیث بعدی از امام هادی (علیه السلام)است، می فرماید (الدنیا سوق رب فیها قوم و خسر الآخره). دنیا یک بازاری است که گروهی در آن سود می برند و گروه دیگری زیان می کنند. خیلی دقت و ظرافت می خواهد که یک نفر دنیا را شناسایی کند به عنوان بازار تجارت. یعنی بین ما آدم های تاجر کم است، (هل عدلکم علی تجارت تنجیکم من عذاب الالیم). خداوند مسئله تجارت را مطرح می کند، ان الله تری من المؤمنین، آن جا تجارت می گوید اینجا خرید و فروش، منشا همه فسادها و اشتباهات و اشکال ها و غم و غصه ها همین است که ما از دنیا برای تجارت آخرتمان استفاده نمی کنیم. چون دیدگاه اینجوری نداریم، می خواهیم در دنیا تجارت کنیم، ولی تجارت برای دنیا می کنیم. علی (علیه السلام) می فرماید: (البصیر منها متزود و الاعمی لها متزود) می گوید هم کورها، کسانی که قلبشان کور است، هم آن ها توشه می گیرند از دنیا هم بصیر. اما بصیر را می گوید کسی است که بعد از دنیا جهان دیگر را هم می تواند ببیند. می فرماید بصیر از دنیا توشه برمی دارد برای آن بعد از دنیا اما کور برای دنیا توشه برمی دارد یعنی همانجا می خواهد مصرف کند. فرق دارند. دیدگاه تجاری پیدا کردن با دنیا خیلی مهم است. چقدر انسان می تواند به آرامش برسد. جمله ای از حضرت امام می خواندم، فرموده بود که آنچه که موجب آرامش دل هاست، وابستگی از دنیاست. کسی اهل تجارت شود، یقین داشته باشد، کی می تواند تجارت خوبی برقرار کند با دنیا؟ نتیجه ای که می گیریم این است که تنها کسی می تواند خوب تجارت کند که بصیر باشد. یعنی همیشه آخرت جلوی چشمش باشد، یاد معاد باشد به عنوان جایگاهی که قرار است برود ببیند اینجا را، جایی که قرار است منتقل شود به آن جا ببیند و خیلی لذت بخش است که به عنوان جایگاه ابدی خودش انسان این را ببیند. امام فرمود با قلبی آرام و روحی شاد و ضمیری مطمئن از خدمت خواهران و برادران مرخص می شوم و به جایگاه ابدی می روم. فقط بحث توصیفش نیست، امام این را می دیده، دلتنگ بوده برای آنجا، کسی می تواند خوب تجارت کند که آن جا را همیشه به عنوان پایگاه ابدی خودش نگاه کند و جلوی چشمش باشد و این جا برایش بی ارزش می شود و کم اعتبار، خدا حفظ کند یکی از اساتید ما تا صحبتی می شد راجع به چیزی، می گفت این نیز بگذرد، حواسش به ابدی باشد، بدون دیدگاه درست به آخرت داشتن و بدون توجه به آخرت و اینکه آخرت جلوی چشم انسان باشد، اگر او فراموش شود و ما مورد غفلت قرار بگیریم، تجارت کردن معنا ندارد. باور و یقین درست و حسابی می خواهد. بدون این باور و بدون این یقین، و روشن بینی، کسی نمی تواند تجارت خوبی انجام دهد. این هم شد یک بحث مستقل در مورد دنیا. (الدنیا حلم و اغترار بها ندم) دنیا خوابی است و مغرور شدن به آن باعث پشیمانی است. برای کسانی که بد با دنیا ارتباط برقرار می کنند علی (علیه السلام) می فرماید، (الدنیا سوق الخسران). بازار خسران است، یعنی بازاری است که انسان دائماً دارد سرمایه را از دست می دهد. از سرمایه کم می شود و ته قضیه هیچ چیز نمی نماند، وقتی منتقل می شود به آن سمت، دست خالی است، چقدر معصومین به هم مربوط هستند و از هم پشتیبانی می کنند. هیچ کس جز معصومین نمی تواند اینجوری صحبت کند. همدیگر را پشتیبانی منطقی می کنند. (الدنیا مطلقه الاکیاس). دنیا طلاق داده شده ی زیرکان است. کی می داند به مرحله طلاق از نظر عرفانی چه می گویند، مرحله ای که انسان طلاق می گیرد. مرحله طلاق توبه است، که انسان توبه کند از برقراری ارتباطات نابجا با دنیا. توبوا الی الله من فضول الدنیا. (الدنیا سم آکله من لا یعرف) دنیا سمی است که خورنده او او را نمی شناسد، یعنی چون نمی شناسد می خورد، اگر بشناسد، این سم را نمی خورد. (الدنیا معدن الشر و محل الغرور) در رابطه با حدیث قبلی که می خورد ولی نمی شناسد مثل ارتباطاتی است که انسان، مثال واضح بزنم، شما می روید در یک غذاخوری غذا می خورید بعد حواست نیست می گویی آقا این و این غیر از غذای اصلی چاشنی و مخلفات هم می گویی بیاورند، بعد می آیی سر میز می بینی همه را باهات دولا پهنا حساب کرده اند و از دماغت در می آید. خیلی ها فکر می کنند مفت تمام می شود، هیچ چیز در دنیا مفت تمام نمی شود، پای آدم گران حساب می کنند، یعنی یک وقت کوچکی است، آن طرف که می روی با مقیاس ابدیت باهات حساب می کنند، ما 50 سال عمر می کنیم که بخواهیم 50 هزار سال قیامت را بایستیم و جواب این 50، 60 سال را بدهیم، اینجوری حساب می کنند. یکی از موارد شایع در مردم نگاه به نامحرم است، مفت هم هست، می گوید نگاه اول مال توست، چون چشمت خورده نمی دانستی، ولی نگاه بعدی گران حساب می شود، پایت نوشته می شود، ولی خیلی ها فکر می کنند مفت است، ولی می خورد کسی این سم را که نمی شناسد. معدن الشر و محل الغرور. معدن بدی ها و محل فریب است. دنیا، برای کسی که نیرویش است، تشبیه به مایع کرده دنیا را، نوشابه ی صافی نیست اگر کسی می خوردش، یعنی همان که فرمود که همراه هر لذتش سختی ها و غم هایی هست. جمله دوم می فرماید وفا نمی کند. مثل عروسی که با هیچ کس تا صبح سر نمی کند. یکی بیاید بگوید دنیا به من وفا کرده. روایت بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السلام): (الدنیا مزرعه الشر) (الدنیا تذل) ذلیل و خوار می کند انسان را. دوتا بحث باید برای جوانان جا بیفتد، یکی مسئله نیت است و دیگری مسئله تنظیم رابطه با آخرت، اگر آخرت گرایی به عنوان یک اصل برای یک جوان جا بیفتد یک جوان از اول پیوند با آخرت بخورد، خوب می داند با دنیا چگونه رفتار کند، به هر حال همه ما اشتباهاتی داریم، زیاده روی ها و کوتاهی ها، زیر نظر اساتید و مربی ها حل می شوند. والحمدالله رب العالمین.