جلسه 137 - معاد
شماره جلسه
137
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 137 - معاد

در تدبر در اشارت سوم قرآنی، بحثمان پیرامون زمان در برزخ است و می پردازیم به نمونه سوم. در آیات 102، 103 و 104 سوره طه می فرماید: (یوم ینفخ فی الصور و نحشر المجرمین یومئذ زرقاً) (یتخافثون بینهم ان لبثتم الا عشر) (نحن اعلم بما یقولون اذ یقولو امثلهم طریقه ان لبثتم الا یوماً) روزی که در صور دمیده می شود و مجرمین در آن روز با چشم ازرق و کبود، محشور می گردند، آن گاه در آن روز با یکدیگر آهسته صحبت می کنند و زیر لب به یکدیگر می گویند مکث ننموده اید مگر ده روز، ما به خوبی به آنچه می گویند آگاه هستیم، آن وقت که بهترین و فهمیده ترین آن ها می گوید مکث نکرده اید مگر یک روز. این امثلهم، یعنی بهترین این ها. این که آن امثلشان از نظر فهم و درک، در میان مجرمین است، او می گوید، مکث نکردید مگر یک روز. این آیات هم مانند آیات قبل از محتوا، و تعبیرات و اشارات خاصی برخوردار است و احتیاج به تدبر عمیق دارد. چند مجرم صحبت می کنند، می گویند 10 روز است. آنی که بیشتر از همه می فهمد می گوید 1 روز شما مکث بیشتر نداشته اید. در این آیات هم مسئله مکث و مدت آن، و نظرات مختلف مجرمین، در این مسئله که در روز قیامت و اول حشر به یکدیگر ابراز می دارند مطرح شده است. به طوری که در دو آیه گذشته اشاره کردیم، از مطرح شدن این مسئله در این آیات سه گانه و از عنایت خاصی که نسبت به آن هست معلوم می شود که اسرار ی در مسئله مزبور وجود دارد و مسئله ساده ای نمی باشد، در این آیات می فرماید وقتی با نفخ درصور و برپا شدن قیامت، مجرمین با چشمان ازرق خود، محشور می شوند زیر لب و آهسته با یکدیگر سخن گفته و به یکدیگر در خصوص مدت مکث خود می گویند که مکث ننموده اید مگر به مدت ده روز و بهترین و فهمیده ترین آن ها می گوید مکث نکرده اید مگر به مدت یک روز. و ما خوب می دانیم که آن ها چه می گویند. منظور از مکث یا لبث چیست؟ کم لبث، ان لبثتم، منظور از این ها چیست؟ در مرحله اول باید دید منظور از لبث یا مکث که در خصوص مدت آن از ناحیه مجرمین نظرات مختلف داده می شود چیست، آیا منظور از مکث، مکث در دنیاست یا مکث بعد از مرگ. که همان مکث در عالم برزخ است، یا نه، و بلکه مجموع مکث در دنیا و برزخ منظور است. احتمال اول و سوم، از جمله احتمالاتی است که بعضی ها گفته اند. احتمال اول یعنی این که منظور از مکث، مکث در دنیا باشد در صورتی صحیح است که مجرمین به کلی مدت مکث خود در دنیا را فراموش کرده باشند و سپس بر اساس تخمین به اظهار نظر بپردازند و خلاف حقیقت را بگویند، پیداست که اگر چنین باشد و آن ها مدت مکث خود در دنیا را فراموش کرده باشند و با این حال بر اساس تخمین و گمان بی پایه در مورد مدت مکث خود در دنیا اظهار نظر بکنند، هیچ وقت این مدت را 10 روز یا 1 روز تعیین نمی کنند. زیرا 10 روز و یک روز هرگز نمی شود مدت مکث برای آنان در دنیا باشد و آن ها این مسئله را می دانند که مکث آن ها به مدت 10 روز یا یک روز نبوده و اگر مدت مکث را مشخص به یاد بیاورند حداقل می دانند که ده روز یا یک روز نیست. باید بیشتر از این ها باشد. بعضی ها در توجیه گفتار مجرمین که می گویند ده روز یا یک روز در دنیا مکث نموده اند چنین گفته اند که آن ها با ورود به عالم حشر و قرار گرفتن در روز قیامت که بسیار طولانی است یا با قرار گرفتن در ابدیت، توقف خود در دنیا و مکث در آن را در مقام مقایسه به روز قیامت یا در برابر ابدیت بسیار کم می بینند و این گفتار را به زبان می آورند و منظورشان این است که عمر دنیوی آن ها در مقایسه با روز قیامت و یا در مقایسه با ابدیت همان ده روز یا یک روز است و به بیان دیگر مقصود آن ها کم شمردن مکث چندین ساله دنیا در مقایسه با مکث طولانی روز قیامت یا مکث نامحدود و ابدی در حیات اخروی است. در مثال ها می گویند دنیا دو روز است، یا یک روز دنیا. تعبیرات اینجوری زیاد داریم. در خصوص این توجه نیز اشکال به نظر می آید که در این صورت می بایست در گفتار آن قرینه و شاهدی هم بر این امر وجود داشت. و مثلاً می گفت مکث ننموده ایم مگر همان ده روز یا یک روز، مکث نکرده اید مگر خیلی کم. احتمال سوم یعنی این احتمال که منظور از مکث، مجموع مکث در دنیا و برزخ باشد. نیز با توجه به اینکه اگر مدت مکث خود در دنیا و در برزخ را فراموش کرده باشند، حداقل می دانند که از ده روز یا یک روز بیشتر بوده و در مقام تخمین به چنین گفتاری که دو روز یا یک روز مکث نموده اند مبادرت نمی ورزند. این یک احتمال بدیع می باشد. اگر در توجیه این احتمال هم بگوییم این گفتار به لحاظ کم شمردن مکث دنیوی و برزخی در مقام مقایسه با مکث نامحدود قیامت است، با همان اشکالی که در توجیه احتمال اول بود مواجه می شویم و آن این که بایست تعبیر در نوع گفتار به نحو دیگری باشد و مثلاً می گفتند مکث ننموده اید مگر همان ده روز یا یک روز یا مکث نکرده اید مگر خیلی کم. احتمال دوم از احتمالات سه گانه یعنی منظور از لفظ یا مکث همان مکث در عالم برزخ باشد، با اشکالاتی که در احتمال اول و سوم وجود دارد مواجه نمی شود. اگر دقت کرده باشید ظاهر آیات هم همین را نشان می دهد چون بلافاصله بعد از نفخ صور است و بعد از نفخ صور این ها این را می گویند. از ظاهر آیات هم پیش از هر احتمال همین معنی به نظر می آید، در برخورد اول با این آیات این معی به ذهن انسان مبادرت می کند که آنچه در اول حشر بین مجرمین به صورت زیر لب و آهسته مورد گفت و گو قرار می گیرد مسئله مکث و لبث در عالم برزخ و مدت آن است. وقتی مجرمین با نفخ در صور و به هم خوردن عالم برزخ برای بار دوم می میرند و حیات برزخی خود را از دست می دهند و از برزخ به عالم حشر و قیامت منتقل می گردند، در بین خود مسئله مکث در برزخ را که در فاصله ی میان دنیا و قیامت بوده، مورد گفت و گو و اظهار نظر قرار داده و می خواهند این مکث را با مدت های زمانی سنجیده و به نظر خود برای مکث در برزخ مدت زمانی تعیین کنند. بدین منظور زیر لب و آهسته به یکدیگر می گویند مکث نکرده اید مگر ده روز. در این بین کسی که از همه فهمیده تر است این مدت ده روز را قبول نمی کند و آن ها را در اشتباه می بیند و می گوید مکث نکرده اید مگر به مدت یک روز، و این خود نیز اشتباه می کند و خدای متعال خوب می داند که همه آن ها چه می گویند. خدای متعال بهتر می داند که آن ها می خواهند مکث خود در برزخ را که یک امر غیر زمانی بوده با مدت های زمانی سنجیده و مدتی از مدت های زمانی را برای مکث خود تعیین کنند و غافل از این هستند که مکث آن ها مک زمانی نبوده و در برزخ زمانی وجود نداشته و چیزی را که فوق زمانی بوده نمی شود با مقیاس های زمانی سنجید و مدت زمانی برای آن معین کرد و خدای متعال بهتر می داند که آن ها چرا نظرات متفاوت می دهند و نمی توانند به مدت زمانی مکث خود در برزخ پی ببرند و هرکدام به نحوی تخمین می زنند و هر کدام مدت مخصوصی را معین می کنند و خدا بهتر می داند که اشتباه آن ها در چه بوده و تحیر آن ها از کجا نشات می گیرد. نکته ای که حالا جدا از این مسئله است و قابل تعمق است در این آیات، این است که ما با دوتا نظریه روبرو هستیم، یک نظریه این است که می گویند ده روز، و یک نظریه می گوید یک روز. از ظرفی خداوند یک نفر را در میان آن ها به عنوان کسی که بهتر می فهمد قبول دارد، یعنی فهمش دقیق تر از بقیه است، امثل است، خب آنی که فهمش دقیق تر از بقیه است مدت را کم کرده، در این یک ظرافت است، که آنان گفتند ده روز در برزخ بودیم، این می گوید یک روز بودید و این بهتر می فهمد. درست است اشتباه کرده و خدا می گوید نحن اعلم بما یقولون. ولی بالاخره او بهتر از بقیه می فهمد. چطور کاهش زمان مکث نزدیک به فهم بهتری است. اینجا این قابل تامل است. جمله نحن اعلم بما بقولون، ما به هر آنچه که یمی گویند دانا هستیم، جمله به خصوصی است، که از نظر ترکیب ظاهری کلام و معنی و مفهموم از لطافت و دقت و عمق فوق العاده ای برخوردار بوده و اشاراتی دارد. بعد از اینکه گفتار آن ها به یکدیگر را که می گویند مکث ننموده اید مگر به مدت ده روز، نقل می کند، می فرماید نحن اعلم بما یقولون، یعنی ما خود بهتر می دانیم که آن ها چه می گویند، انگاه که فهمیده ترین آن ها به مقام گفتار و اظهار نظر بر آمده و به رد گفتار آن ها به گمان اینکه واقعیت امر را می داند با آن ها می گوید ان لبثتم الا یوم. یعنی مکث در برزخ به مدت ده روز نبوده و مکث نکرده اید مگر به مدت یک روز. با توضیحی که گذشت بر اساس احتمال سوم که یکی از احتمالات در معنی آیات شریفه است، فوق زمان یا غیر زمانی بودن عالم برزخ را به تعبیری نبودن زمان در برزخ از آیات شریفه استفاده می شود. احتمالات دیگر، البته احتمالات دیگری را در منظور از آیات شریفه می تواند ذکر کرد و احتمالات و آنچه گفته شد منحصر نیست. از باب مثال، در همین آیه شریفه که از سوره طه آوردیم و در دو آیه قبل که از سوره روم آوردیم یعنی از فقره ی سوم و دوم از آیاتی که در این مبحث به عنوان شاهد ذکر نمودیم، این احتمال را می شود داد که در روز قیامت به لحاظ برچیده شدن زمان و مکان و باطل گشتن معیارهای زمانی و مکانی و حاکم بودن معیارها و احکام کاملاً جدید، همه ی مسائل مربوط به زمان و مکان از جمله مدت ها و مقدارهای زمانی، معنی و مفهوم خود را آن چنان که در اذهان بود از دست می دهند و اکثر انسان ها نمی توانند مسائل زمان و مکان و از جمله امتدادهای زمانی و مدت ها و مقدارهای زمانی را به نحوی که قبلاً و به هنگام قرار گرفتن در عالم زمانی دریافت می نمودند بیابند و تصور کنند. ما الآن از دوران جنینی خودمان چیزی یادمان نیست، حتی زمان هم آنجا نمی فهمیدیم چیست، خواندیم که این ها همه چیز را فراموش می کردند، مثال خوبی است، کاملاً آن ایام از یاد ما رفته و ما هیچ خاطره ای از آن دوران نداریم. اثر داریم، اما خاطره نه. اثراتی که چه بسا الآن هم با ما باشند، نه وراثت، گرایش های خاص، علایق خاص، هرچند در قالب وراثت به ما رسیده، حتی علوم خاص، این ها هم تاثیر دارند، چیزهایی که مادر می شنود، جزء دارایی های بچه به طور مخفی عمل می کند. اثر می گذارد. چیز مسلمی است. ولی معذلک ما هیچ چیز، یعنی با این که اثر آن زمان با ما هست، ما با برداشت از آن زمان داریم این جا زندگی می کنیم، معذلک چیزی را به یاد نمی آوریم. مثل اینکه با وارد شدن به عالم قیامت و با قرار گرفتن در عالم جدید و معیارهای غیر زمانی و غیر مکانی و کنار رفتن پرده ها و ظهور باطن امور و روشن گشتن حقیقت ها وقتی به زمان و مکان و احکام آن ها و به امتدادهای مدت های زمانی نگاه می کنند و از آن افق جدید به آن ها نظر می اندازند، همه آن ها را طور دیگری می یابند، و دیگر نمی توانند به نحوی که قبلاً می دیدند ببینند. مثل اینکه همه مدت مکث آن ها به اندازه یک ساعت، یا ده روز یا یک روز است و مثل اینکه همه مسائل زمانی شکل دیگری داشته و آن طور که قبلاً می یافتند نبوده. یعنی ما به هر حال از یک عالمی فوق این عالم می خواهیم اظهار نظر کنیم در موردش، متفاوت هستند. حتی این مسئله الآن هم نه فقط در مورد مسئله کره زمین، مسئله برزخ و دنیا هست، حتی این مسئله، مسئله ی اختلاف زمان ها و برداشت ها هم در موجودات هست که خواندیم، و مسئله ی زمان هم در سایر کرات و کهکشان ها هم این مسئله وجود داشته باشد، کما اینکه در پاره ای تحقیقاتشان به این مسئله اشاره کرده اند. اکثر انسان ها این چنینی می شوند جز آنانی که از علم و احاطه کامل تری برخوردارند. و به حقاق وجود و اسرار هستی به اذن الله علم دارند. این ها به مقتضای علم و احاطه ای که دارند این حقیقت را می یابند که هر عالمی از عوالم وجود و هر نظامی از نظام های خلقت برای خود احکام و سنن و معیارهای به خصوصی دارند و احکام و معیارهای خاص عالمی در خود آن عالم جریان دارد و حاکم می باشد و معنی و مفهوم دارد. نه در غیر آن عالم و نه در عوالم دیگر. فقط این ها هستند که بر اساس احاطه ی علمی به عین حقیقت توجه دارند که مسائل زمان و مکان از جمله مدت های زمانی، در عوالم زمانی مفهوم خاص خود را داشته و در عوالم غیر زمانی، آن مفهوم را نخواهد داشت و این بدان معنی نیست که این مسائل در جای خاص خود نیز این مفهوم را نداشته باشند، مسئله ی خواب را توجه بفرمایید، بهترین آیه ای که خدا درباره ما گذاشته، مسئله خواب است و خواب هایی که می بینیم. باز این ها هستند که می دانند زمان و مکان و مسائل آن ها، و از جمله مدت های زمانی در جای خود و در عوالم زمانی دارای واقعیت مخصوص به خود بوده و واقعیت ها می باشند ولی در غیر جای خود یعنی در عوالم فوق زمان، آن واقعیت ها را به همان صورت که در جای خود دارند، ندارند و این بدان معنی هم نیست که این چیزهای در جای خود یعنی عوالم زمانی نیز واقعیت های خود را نداشته باشند. بلکه نظام های هر عالم فرق می کند، هرچیز هم در هر نظامی معنایی دارد. مثل نظام های ریاضیات که مبنای دو می گیرید که هر عددی در هر مبنا مفهوم خاص خودش را دارد. لذا آنانی را که به این امر توجه نداشته و با قرار گرفتن در افق دیدی قیامت و مواجه شدن با معیارهای غیر زمانی به زمان و مسائل زمانی از جمله مدت های زمانی نگاه می کنند و از افق غیر زمانی قیامت به زمان و مدت های زمانی نظر می اندازند، و همه ی این امور را طور دیگری می یابند و نمی توانند به نحوی که قبلاً می دیدند ببینند و سپس به قضاوت نشسته و مدت و زمان مکث خود را یک ساعت و غیر آن می دانند، در اشتباه دیده و قضاوت نابجا و گفتار ناحق آنان را رد می کنند و آنان را به حقیقت امر متوجه می نمایند. این خیلی واضح است، مثال خوبی ایشان می زند که انسان وقتی یک حقیقت را از جلوه های مختلف نگاه می کند، نوع برداشت هایش هم فرق می کند. خود شما نگاه کنید، مسئله عمر و جوانی را، ما نشسته ایم اینجا پیرمردیم، بچگی یادتان هست که ما چقدر برداشتمان از زمان فرق می کرد تا الآن، آینده را چگونه می دانستیم، بعضی وقت ها هم هنوز گرفتاریم، بعضی مواقع هم همیشه یک آینده ممتدی را تصور می کنیم، در حالیکه بخودت می آیی می بینی چنین چیزی دروغ محض است و تنها چیزی که حقیقت داشته زمان حال است. گفتیم آینده ای قرار است در آینده بکنیم، نکردیم. آن موقع به ما می گفتند دو روز صبر کنید، دو روز صبر کردن برای ما، آن موقع که کودکی بودیم از نظر سنی، چقدر برداشت می کردیم از دو روز، الآن چه جوری برداشت می کنیم. الآن به عمر چگونه نگاه می کنیم؟ یک دفعه تمامتان در یک ثانیه این قدرت را دارید که همه دوران کودکی تا الآنتان را مرور کنید، یا در چند ثانیه. سیر کنید همه را. در شرح حال محتضر هم این را داریم، محتضر در لحظه آخر یک مرور کامل می کند. نفسی است که غیر زمان است و یک موجود زمانی با یک نگاه همه را می بیند. این حتمال در فقره دوم آیاتی که در این مبحث آورده ایم یعنی در در دو آیه قبل از سوره روم آوردیم می شود به صورت یک احتمال ذکر کرد، و در فقره ی سوم یعنی آیات سوره طه هم همین احتمال را می شود به نحوی توجیه نمود. به طوری که ملاحظه کردیم، بر اساس این احتمال می شود گفت منظور از لبث یا مکث، که مجرمین در خصوص مدت زمانی آن به اظهار نظر می پردازند، لبث یا مکث در دنیا و برزخ است، یعنی در خصوص بحث مجموع مکث یا لبث در دنیا و برزخ که هر دو مکث زمانیست، نظر می دهند و می گویند یک ساعت یا ده روز، یا یک روز مکث کرده ام، و زمان مکث خود در دنیا یا برزخ را به لحاظ قرار گرفتن در فوق زمان یعنی قیامت نمی توانند به نحوی که کاملاً می دیدند ببینند. این احتمال را اگر یک احتمال صحیح بدانیم وغیر زمانی بودن عالم بزخ و به عبارتی وجود نداشتن زمان در برزخ را نمی توانیم از آیات معذور استفاده کنیم. در اینجا به بحث و بررسی مسئله زمان در برزخ خاتمه می دهیم و دقت و تعمق را به طالبین حقیقت توصیه می نماییم و در آخر به این نکته نیز توجه می دهیم که در باب چگونگی باب زمان و مسائل و احکام مربوط به آن باید بسیار دقیق باشیم و هرچه می توانیم به دقت بپردازیم و سعی کنیم به اشتباه و لغزش در مقام یافتن چگونگی آن ها نشویم. باید توجه داشته باشیم که دریافت چگونگی فوق زمان و مسائل و احکام آن برای ما که در زمان قرار گرفته و با احکام و مسائل زمانی مواجه هستیم و خود نیز در مسیر زمان می باشیم ناممکن خواهد بود، چگونگی امر را آن چنان که است نمی توانیم بیابیم، فقط از طریق عقل و استدلال و تفکر به آن ها پی می بریم، به اصل مسئله فوق زمان و احکام آن و به صورت علمی این امور می رسیم نه به چگونگی آن ها. چگونگی این امور را با فکر و استدلال و تصور ذهنی نمی شود نائل شد. جمله شهید دستغیب، که می گفت باید رفت و دید. بسیار شده و می شود که می خواهند از طریق تصور ذهنی به این ها دست بیایند و نمی رسند و سپس با رد و انکار این امور برمی یابند، و توجه نمی کنند که یافتنی را با تصور ذهنی نمی شود یافت. والحمدالله رب العالمین.