وارد بحث آيات قرآن كريم چه ميگويد شديم و گفتيم كه قرآن به عنوان يك اصل و يك مقدمه اساسي در مطالعات معاد به ما اين نكته را تذكر ميدهد كه اين مقدمه و اصل را قبل از شروع در مطالعات درباره معاد در نظر بگيريد بدون اين اصل مطالعات راه به جايي نميبرد آن اصل اين است كه كليات و مسائل كلي معاد را با عقل ميتوان به آن رسيد اما در مورد امور جزيي معاد هيچكس قدرت عقل و فكرش به جزييات آن نخواهد رسيد و تا زماني كه ما محكوم اين عالم هستيم نميتوانيم به جزييات معاد پي ببريم و اصولاً درك مسائل ماوراءالطبيعه جزييات آن از حيطه عقل بشر خارج است اين همه آيات مختلف در قرآن كريم در مورد بهشت و نعمتهاي مختلف در آن ذكر شده ولي باز در آخر ميفرمايد: «فلاتعلم نفس ما اخفي لهم و ميگويد هيچ كس نميداند چه چشم روشنيهايي برايش در آنجا مخفي شده است.
از وسط سطر 21، ص 136 تا سطر آخر ص 136.
قرآن واقعاً يك گنج بيپايان است كه گفتيم در هر آيهاي 70 بطن هست و هر بطني 70 بطن دارد شما نگاه كنيد الآن چندين هزار تفسير روي قرآن نوشته شده هزاران دانشمند نشستهاند در طول اين هزار و چندين سال زحمت كشيدند و عمر گذاشتند و چيز نوشتند ولي داريم كه در آخر قرآن بكر وارد قيامت ميشود من هم تجارب مفسرين را خواندم و هم از خودشان شنيدم كه اعتراف كردند قرآن هربار كه مطالعه ميشود حرف جديدي با تو دارد اين موجود بينهايت بنام قرآن منطبق با انسان است درجات انسان هم در قيامت بسته به انس و فهم و نزديكي آنها با قرآن دارد چه مقدار با قرآن انس دارند چقدر قرآن را فهميدند و درك كردند و چقدر با قرآن سنخيت دارند. اينكه داريم در قيامت درجات بهشت به اندازه عدد آيات قرآن است همين است: بخوان و بالا برو، اينكه مي گويد: بخوان و بالا برو نه اينكه مثلاً كسي كه 6000 آيه را بلد بود بخواند و بالا برود؛ موضوع اين است كه بايد حامل قرآن بود نه حافظ، از ميزان خواندن قرآن هم ميشود فهميد چقدر قرآن را ميفهمد يعني هيچ قرآن را نفهميد مگر اينكه اول بايد قرآن را زياد بخواند و ما چقدر از خواندن و فهم قرآن و يا چه مقدماتي را براي فهم قرآن طي ميكنيم فاصله داريم، انشاءالله اين درسهايي كه ميخوانيم اين منطق و فلسفه و معادي كه ميخوانيم همه اينها منجر به زباني شود كه بتوانيم با آن قرآن را بفهميم و خداوند اينها را براي فهم قرآن نور قرار بدهد.
از اول ص 138 تا سطر 21.
اگر ما تاريخ فلسفه و عرفان را مطالعه كنيم ميبينيم