جلسه 132 - معاد
شماره جلسه
132
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 132 - معاد

دو مثال را نویسنده محترم در مورد تبیین حرکت جوهری ذکر فرمودند مثال اول را که در مورد بدن انسان بود خواندیم . مثال دوم در باره درخت هست که می خوانیم

مثال دوم صفحه 111تاسطر12ص112

پس بنابراین اگر تعمق بکنیم متوجه می شویم که آن حقیقت و جوهر است که تغییر میکند و به تبع آن اعراض هم تغییر می کند و ما چیز ثابتی در تحولات و تبدلات درخت نداریم مثلاً شما از صندلی و درخت ، بدن انسان ، چیزی که در ذهن شما هست آن ثابت می ماند و یک ماهیتی از دریا ، کوه ، بدن انسان ، رود خانهو چیز هایی دیگر می گیرید و انتزاع می کنید و این ماهیت ثابت است در ذهن شما ،بخاطر این است که اگر در خارج چیزی ببینید که با ماهیتی که در ذهن دارید تطبیق بکند می گوئید این همان است .

از سطر 12 ص 112 تا 14

پس وجود خارجی سیال هست اماوجود ذهنی ثابت هست

از سطر 14 ص 112 تا سطر 6 ص 113

شما هیچمثالی رادر عالم خارج نمی توانید پیدا کنید که نمونه آن در انسان نباشد یا در جسم او یا در روح او ، شناخت انسان شناخت کل است برای همین در روایت فرمود که کسی که جاهل به نفس خودش هست جاهل به کل اشیاء هست بدن و مکانیزم بدن هم همین طور است ، اگر انسان به وجود خودش بپردازد خیلی از مشکلات حل است .

از سطر 7 ص113 تا سطر 22

حرکت سیلان و امتداد همان زمان است

از سطر 23 ص 113 تا سطر 18ص 114

ما یک تعیین داریم و یک تشخص ،ببینید تشخص نحوه خاص وجود یک شی را می گویند ، ولی تعیین عبارتست از وجود خارجی پیدا کردن و چیزی است که به واسطه آن شی از سایر اشیاء ممتاز می شود و مشخص می شود ما اگر مطلق سیلان و تغییر را داشته باشیم بصورت مبهم ، این در جریان هست ، ولی اگر آمدیم و دست گذاشتیم روی یک قطعه خاصی از این حرکت و برش دادیم و معیین کردیم و وجود خارجی بهش دادیم و گفتیم این امتداد حرکت با این مدار سیلان ، وقتی تعیین می دهیم و برای ما مشخص می کنیم می شود زمان

از سطر 19 ص 114 تا سطر 3 ص 115

مثلاً وقتی ما می گوئیم زمان عبارتست از مقدار حرکت ، خوب مقدار همان حرکت است یا امتداد همان حرکت است ، اینها همه یک امر واحد هستند که عقل اینها را از هم جدا می کند .

از سطر 4 تا سطر 17ص 115

زمان در متن ذات همه حقایق مادی وجود دارد

از سطر 18ص 115تا سطر 23 ص 116

آن چیزی که ما ادراک می کنیم به عنوان فرکانس و ما هر فرکانسی را نمی توانیم ادراک کنیم ،در محدوده خودمون درک می کنیم . طول موج هم در محدوده توانائی خودمون ادراک می کنیم . یک راه دیگری همبرای درک مسائل فلسفی خدمتتون عرض کنم و آن این است که اگر کسی واقعاً در توحید کار کند و در خدا شناسی کار کند حتی به معنای فلسفی آن ،ادراک و فهم این قضایا کار راحتی است بدور از این قیل و قالها بیائیم و بگوئیم که خداوند تبارک وتعالی این چشم و گوش را برای چی به ما داده است حالا کاری به آن آیه شریفه نداریم که خداوند متعال فرموده که همه این چشم و گوش و قلب را که دادم به شما برای این است که ادراک جهان و خودتون را بکنید و این برای شما کاشفیت داره .

و حجیت برای شما دارهو در قیامت هم بر اساس همین ادراکات محاکمه خواهید شد ولی جدای از این خودمون بنشینیم دو دوتا چهار تا بکنیم که خدا اینها را برای چی به ما داده به ما گوش و چشم ، حواس و این همه چیز را بدهد ودر آخر هیچ راهی به خارج نداشته باشیم و آنکه در خارج درک می کنیم کشک است با این جور در نمی یاید .

از سطر 24 ص 116تا سطر 3ص117

اتفاقاً یکی از اشتباهاتی که خیلی از دانشمندان کردند و خیلی هم عمر و وقت را در ان تلف کردند این است که گفتند اگر ما علم به خارج داشتیم دچار اشتباه و خطا در حواس نمی شدیم . مثلاًً سراب می بینیم خوب از کجا معلوم بقیه ادراکات ما مثل سراب نباشد ؟ بعد دانشمندان جواب زیبائی دادند گفتند که این که تو ادراک کرد ی که سراب اشتباه هست ، از کجا فهمیدی که سراب اشتباه استآخر وقتی انسان می فهمد که امری اشتباه است که حقیقت را بفهمد اگر همه امور ما اشتباه باشد از کجا می فهمیم اشتباه است مثل ماهی است که همیشه در آب هست و تا بیرون نیاید و چیزی را بنام هوا ادراک نکند نمی فهمد که یک عالم دیگری بغیر از داخل آب یعنی چی .

این که شما می گوئید 10مورد خظای خطای در ادراکات را بفهمم پس معلوماست که تو می توانی درست ادراک کنی و دقیق را بفهمی بعد بگوئی این قسمت با آن که ما می فهمیم جور در نمی آید و اشتباه است و این هم لطف خداست و ظریف کاری است که در طبیعت است که اگر کسی خواست سوفطی گری بکند خدا بگوید فرقی بین این و آن است من این را هم به تو دادم می خواهی اشتباه را بفهمی این اشتباه است یعنی این خیلی مهم است که ما یکسری اشتباه و خطا در حواس داشته باشیم و حکمت داره این خطای در حواس

از سطر 4 ص117تا سطر 19

والحمد الله رب العالمین