جلسه 127 - معاد
شماره جلسه
127
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 127 - معاد

تمثلات جداگانه عقايد و افكار در عالم برزخ با صور بهشتي يا جهنمي.

از سطر اول موضوع فوق صفحه 83 تا سطر 7

توجه به اين حقيقت كه هفتاد هزار ملك مؤمن را مشايعت مي‌كنند خيلي مي‌تواند ما را در حفظ نفس خود از رذيلت‌ها و كارهاي پست كمك كند، يعني انسان نفس خودش را اكرام كند و اين غير از عجب و تكبر است.

از سطر 7 ادامه روايت تا سطر 5 صفحه 85

اصل اين موضوع را هم قبلاً توضيح داديم كه چرا شخص اگر برگردد دوباره همان منش خودش را ادامه مي‌دهد چون كل يعمل علي شاكله صرف بينش كمكي به انسان نمي‌كند، قرآن هم مي‌فرمايد: واستيغتطهم انفسهم يعني اين‌ها با آن‌كه يقين و بينش داشتند از روي ظلم و لج‌بازي و سركشي به روش خودشان ادامه مي‌دادند. تاريخ را مطالعه كنيد. اعترافات كساني را كه به اهل بيت عليهم‌السلام ظلم كردند. خيلي جالب است كه كساني كه كافر محض هستند يعني كساني كه در نوك حمله مبارزه با ائمه عليهم‌السلام بوند خداوند براي آن‌ها يك عنايت خاصي داشته، اين‌ها يا خواب مي‌ديدند يا حتي برايشان مكاشفه مي‌شد و يا به نحو ديگري حقانيت ائمه عليهم‌السلام را به اين‌ها مي‌فهماند. يعني عليرغم بينش و يقين خود با ائمه عليهم‌السلام و با اهل حق مبارزه كردند. بينش كار را زياد نمي‌كند.

حتي بعضي‌ها كه اهل مكاشفه هستند به بعضي گفتن كه شما اين مشكل را داريد يا در خانه اين مشكل را داريد يا در رابطه با فلان كس اين مشكل را داريد خبر دارد ولي كار روي شاكله نمي‌كند و لذا آن‌چه كه به انسان كمك مي‌كند اين است كه انسان به قلب خودش بباوراند.

امام (سلام‌الله) فرمود: انسان بدون تلقين به هيچ كجا راه پيدا نخواهد كرد.

از سطر 6 صفحه 85 تا سطر 13

نزل كه فرموده به معناي پيشكش هست، شما وقتي كه مهمان مي‌آيد يا شربت مي‌آوريد يا چاي و ميوه و پذيرايي اصلي كه ؟؟؟ يا خواب است يا معاشرت با شماست اين‌ها را بعداً انجام مي‌دهيد ولي فعلاً كه از را رسيده براي او پيشكش مي‌بريد تا حالش جا بيايد و استراحت كند.

از سطر 13 تا سطر 12 ص 86

در روايت داريم كه تمام احكام الهي امتحان است و كنار هر حكم از احكام الهي دين ملكين هستند. هيچ حكمي و هيچ قبض و بسطي و هيچ گشايش و هيچ امر و نهي نيست مگر آن‌كه در كنار او خداوند چه كار مي‌كند؟ ابتلا و قضا، در هر كاري كه مي‌كنيم ملكين هستند و سؤال مي‌كنند.

از وسط سطر 12 ص 86 تا آخر سطر 24

وقتي اين‌ها را مي‌خوانيم كه اعتقاد به مبدأ و معاد و پيامبر و امام و عوالم غيبي كه به فضل الهي در ما هست، چه كسي اين‌ها را به ما داده و چگونه اين‌ها را تحصيل كرديم،‌ اگر كسي به عظمت اين‌ها و به گرانبها بودن و غيرقابل ارزيابي بودن اين عقايد و دارايي‌ها كه خداوند از روي فضل خود به انسان داده پي ببرد. آيا اين كافي نيست كه هميشه شاد باشد و عاشق خدا باشد و هميشه بهجت و سرور داشته باشد و هميشه از ائمه عليهم‌السلام ممنون و شكرگذار باشد و آيا از اين‌ها مهم‌تر هم خداوند به كسي داد و اگر داده مراتب آن را داده ولي هستي‌اش و حقيقتش يكي است. ما بايد سعي كنيم كه در اين مراتب قدم برداريم و اين مراتب را در درون خودمان افزايش دهيم.

از وسط سطر 25 ص 86 تا سطر 2 ص 87

دو سر مسئله خيلي اهميت دارد يكي ارتباط با پيامبر است كه جداگانه بايد روي آن كار شود، و يكي ارتباط با امام است. به خصوص امام زمان عليه‌السلام روي ميزان ارتباط خيلي بايد كار شود و فكر شود.

و يكي هم اسماء و صفات خداوند متعال يعني ارتباط با جلال و جمال بي‌نهايت و اسماء و صفات او. شناخت اسماء و صفات و سعي در تشبه به آن‌ها. هر مقدار مشابهت بيشتر باشد در آن‌جا قرب بيشتر است. اصلاً ميزان قرب افراد به همين تشبه است كه افراد به اسماء و صفا و امامان معصوم عليهم‌السلام دارند و نزديكي به پيامبر و امام همان متخلق شدن به اسماء و صفات است.

از سطر 3 ص 87 تا آخر جلسه.

در مورد تشبه اسماء و صفات، اگر در يكي از آن حالت‌هاي سه‌گانه هيجان گرفتار مي‌شويم يعني همان‌جا كه ملكين مي‌آيند سر وقت ما هرچند در همه‌جا اين‌طوري هستيم و البته هيچ‌كدام از حالت‌هاي ما از اين 3 حالت خارج نيست يعني طاعت، معصيت و مصيبت.

اگر توجه داشته باشيم كه اگر خوب عمل كنيم و متوجه باشيم كه در اين‌جا داريم امتحان مي‌شويم و يكي دارد از ما امتحان مي‌گيرد مي‌بينيم كه خيلي راحت مي‌توانيم امتحان را رد كنيم، آن‌چه كه انسان را ضعيف مي‌كند عادت است، روز مرگ است، عادت به جريان زندگي است.

انسان مي‌گويد من دارم زندگي مي‌كنم، خوب معامله مي‌كنم،‌ ازدواج مي‌كنم، بچه‌دار مي‌شوم، با بچه بايد يك رفتاري كنم با پدر و مادرم، دوستم، پدر و مادر همسرم در تجارت با شاگرد و بالاخره يك‌طوري رفتار مي‌كنم. ولي اين‌گونه نيست اگر اين‌طور بود براي تك‌تك اين مسائل حكم نداشتيم.

يكي از چيزهايي كه خيلي كمك مي‌كند كه ما بتوانيم در تشبه قدم برداريم توجه به اصل امتحان است بدانيم كه ابتلاء هست. به‌خصوص مواردي كه به ما تذكر مي‌دهند كه اين امتحان است، يعني ما را يك‌دفعه متوجه آخرت مي‌كنند. استاد مي‌گويد، دوستمان مي‌گويد، همسرمان به ما تذكر مي‌دهد يا شاگرد و فرزندمان به ما تذكر مي‌دهد مثلاً يك‌دفعه اسم خدا را بياورد. «الذين اذا اصابتهم مصيبته...» تا ابديت را در نظر مي‌گيرد. مصيبت عظمتش از بين مي‌رود، الذين اذا مسهم طائف من الشيطان، گروهي از شياطين حمله مي‌كنند كه او را به معصيت دچار كنند ولي ياد خدا مي‌افتد، «و اذا هم مبصرون» يعني بينش پيدا مي‌كنند و ديگر تمام طناب‌هاي شياطين بستند و دارند او را مي‌كشند پاره مي‌شود.

اين خيلي به ما كمك مي‌كند در از بين بردن لجاجت و عنادي كه ما خيلي وقت‌ةا در مسائل شرعي گرفتارش مي‌شويم. و بي‌خود استقامت مي‌كنيم. نكته دوم از چيزهايي كه ما را قوي مي‌كند ارتباط با افراد قوي است. شما فكر نكنيد تحمل افراد قوي كار ساده‌آي است، ممكن است همه كس افراد مؤمن و قوي و اولياء خدا را دوست داشته باشند اما تحمل آن‌ها و با آن‌ها بودن را هر كس نمي‌تواند.

داستان حضرت موسي عليه‌السلام با حضرت خضر عليه‌السلام يادتان است. اين است كه به انسان امر شده كه توجه به زندگي اولياء خدا كند و به‌خصوص علما.

بگفتا من گلي ناچيز بودم وليكن مدتي با گل نشستم كمال هم‌نشين در من اثر كرد وگرنه من همان خاكم كه هستم.

توجه به قوي‌ها و صحبت كردن با آن‌ها و نگاه به آن‌ها انسان را قوي مي‌كند مثل نگاه به علما يا نگاه به بسيجياني كه هستند يا شهيد شدند و كلاً نگاه و ارتباط با قوي‌ها و راتباط با عظمت و چيزهاي عظيم، مثلاً نگاه به دريا عبادت است و اين‌ها همه تغذيه است. اين‌ها ما را در تشبه خيلي قوي مي‌كند. آن‌چه كه جداي اين هم‌نشيني در تشبه به ما كمك مي‌كند، محبت به اولياء خدا و دوست داشتن اين‌هاست.

عشق خيلي جاها انسان را مي‌برد. «اللهم ارزقني حبك و حب من يحبك» خدايا حب خودت را و هركس را كه تو را دوست دارد، روزي و حب هر عملي كه من را به تو نزديك مي‌كند.

حب به خوبي‌ها خيلي انسان را جلو مي‌برد و نقطه مقابل آن قطع ارتباط با افرادي كه روحيه آن‌ها پست و ضعيف هستند و افرادي كه سنگين روي زمين شدند و خيال پرواز و اوج‌گيري ندارند. اين افراد هر مقدار كه تو با آن‌ها ارتباط داشته باشي تو را ضعيف مي‌كنند. ده مرد ده مرد را احمق كند مرد حق را كافر مطلق كند.

ده به معناي د؟؟ نيست بلكه گاهي كسي تحصيلات عاليه دارد پولش هم از پارو بالا مي‌رود ولي دهاتي است يعني وقتي با او معاشرت مي‌كني سنگين مي‌شوي. اين چند روزي كه به مناسبت رحلت حضرت امام سلام‌الله علي در اين چند هتل اقامت داشتند همه گله‌مند بودند و مي‌گفتند اين‌جا براي ما سنگيني مي‌كند.

بايد توجه داشته باشيم ارتباط ما بايد با كساني باشد كه از ما جلوتر هستند هر وقت آن‌ها را مي‌بينيم يخ‌هاي زيادي آب مي‌شود و كندي تبديل به سرعت مي‌شود، كسالت تبديل به شوق و اشتياق مي‌شود.

به مسيح عليه‌السلام عرض شد با چه كسي مجالست داشته باشيم؟ فرمود: كسي كه ديدنش شما را به ياد خدا مي‌اندازد و منطق او مرام و علم شما را بالا مي‌برد. اين به جاي خودش از آن‌طرف بايد دقت كنيم با افراد پست معاشرت نكنيم و اين افراد شامل خيلي‌ها مي‌شود گاهي با بعضي از اين افراد مجبوريم معاشرت كنيم مثلاً در خانواده هستند يا فاميل هست و صله ارحام هست و خيلي مشكلات ديگر كه مجبوريم رعايت كنيم. در اين‌جاها بايد انسان خودش را قوي كند و بعد روابط عاطفي خوب برقرار كند نه اثرپذير بلكه بيد اثرگذار باشد و اتفاقاً خود همين تحمل افراد پست و براي رضاي خدا خيلي مي‌تواند در سرعت پيدا كردن افراد مهم باشد.

نكته ظريف و خيلي مهمي كه هست اين است ه وقتي با افرادي كه سنگين هستند روي زمين، نمي‌خواهيم معاشرت كنيم حق نداريم خودمان را بهتر از آن‌ها بدانيم و نبايد نسبت به آن‌ها بغض داشته باشيم و بغض داشتن نسبت به هر يك از موجودات الهي دشمن هست، بد است و زشت و مبغوض است. بلكه بايد با اين‌ها برخورد طيب با مريض داشته باشيم. فكر نكنيد بدون ارتباط با منابع و با كساني كه ما را تغذيه مي‌كنند و تقويت مي‌كنند و بدون ذكر بدون نافله خواندن و توسل ممكن نيست كسي قوي باشد، براي همين گفتند كسي كه در بازار ياد خدا باشد چه‌قدر اجر دارد. كسي كه در غافلين اهل ذكر است او مثل كسي است كه در راه خدا در خونش غلطيده است.