جلسه 126 - معاد
شماره جلسه
126
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 126 - معاد

بحث قبل اين بود كه هر عقيده، فكر، عادات و اعمال به شخصه صورت خاصي دارند و به نحو خاصي تمثل پيدا مي‌كنند بلكه ارتباطاتي هم كه اينها با هم دارند و با خود انسان دارند و شاكله را تشكيل مي‌دهند اينها هم يك صورت مستقلي دارند.

از ترجمه روايت، ص 80 تا وسط سطر 5.

در روايت داريم كه بهشت به سلمان مشتاق‌تر است تا سلمان به بهشت، اعضاي بهشت هم نسبت به بهشتيان اينگونه هستند و اين حالت را دارند يعني آنها كه قرار است با انسان در بهشت باشند از موجودات بهشتي همه اين حالت را دارند يعني شديد مشتاق هستند. شما قرار است به بهشت منتقل شويد و خداوند تبارك و تعالي براي شما صدها همنشين بهشتي قرار داده است و در قرآن هم تعريف اينها آمده است كه كاملاً مشتاق شما هستند و جز به شما به چيز ديگري فكر نمي‌كنند و فقط شما را مي‌خواهند و جالب است كه كاري هم با ارتباطاتي كه با غير داريد نداريد اينكه حالا شما مي‌خواهيد پيش امام حسين برويد، برويد، در صحنه محشر معطل باشيد باشيد مي‌خواهيد در روز محشر و قيامت با معصومينعليهم‌السلام باشيد باشيد اينها ناراحت هستند و مي‌خواهند كه شما زودتر به آنها ملحق شويد و شديداً دلتنگ شما هستند و حتي به ملاقات انبياءعليهم‌السلام مي‌رويد چشم به راه شما هستند كه چه زماني برمي‌گرديد اينكه مي‌گويد من در دنيا هم مشتاق تو بودم نكته بسيار لطيفي است و دقت كنيد كه آنها الآن هم شما را مي‌خواهند يعني بحث اين نيست كه منتظر هستند شما به آنجا منتقل شويد و اين رابطه و علقه بعداً ايجاد شود بلكه اين رابطه در حال نيز هست و هم اكنون هم به شما علاقه دارند و مشتاق شما هستند، با شما هستند ئ در دعاهاي شما شركت مي‌كنند و در دعاي شما آمين مي‌گويند.

توجه به اينكه ما چنين كساني را داريم كه وجود خارجي هم دارند بسيار مهم است و اگر انسان به متعلقات خود توجه نمايد يعني به چيزهايي كه الآن نگران او هستند و به او فكر مي‌كنند دست و پاي خود را جمع مي‌كند و بيهوده زندگي نمي‌كند، اين روايت چند نكته داردكه اگر كسي به آن توجه كند مي‌بيند كه بسياري از غم‌ و غصه‌هايش رفع مي‌شود و بسياري از قيد و بندها قيچي مي‌شود و انسان راحت مي‌شود و مي‌تواند خوب پرواز كند.

از سطر 5، ص 80 تا سطر 14، 81.

چند مورد هست كه بايد تذكر بدهم يكي قبر است كه مي‌فرمايد: من خانه تنهايي و وحشت و خانه حيوانات موذي و كرم و مار و غربت و خانه گرفتاري‌ها هستم. البته اين به معناي جزءالقبر است چون تا به حال قبر را به برزخ معنا كرديم، اينجا از جسمانيت قبر مي‌گويد يعني همان چاله‌اي كه جسد را در آن مي‌گذاريم توجه داشته باشيم كه ما به اين سمت مي‌رويم و گرفتاري آنجا كه پاپيچ مي‌شود بسيار بد است اگر ما همين‌جا آن را براي خودمان درست كنيم لذا اينجا خيلي سخت‌گير نباشيم و به پاي دنيا نپيچيم و مي‌گويد:

دنيا همه هيچ و كار دنيا همه هيچ اي هيچ زبهر هيچ بر هيچ مپيچ

نوع انتظارات و توقعات ما و نوع ارتباطات ما خيلي تكلف‌آور است و در روح ما بسيار تأثير مي‌گذارد و منشأ بداخلاقي‌ها و غم و غصه‌‌خوردن‌ها مي‌شود و حداقل اثري كه براي ما كه با دنيا رابطه داريم دارد اين است كه ذهن ما را مشغول مي‌كند و ما را از خودسازي غافل مي‌كند و بايد به نوعي با دنيا ارتباط داشت كه اينها انسان را از شدن منع نكنند. وابستگي ما به خودمان و خودخواهي‌ها باعث مي‌شود كه ما مدام از ديگران يك انتظارات و مي‌خواهيم كارهايي براي ما كنند كه ما خوشمان بيايد. با خانه، ماشين، غذا، سفره يك نحوه ارتباطي برقرار مي‌كنيم ما را مي‌كشد و استعدادهاي ما را خفه مي‌كند و دردسرساز استو نكته دوم اينكه ما به فكر عزيزاني كه در اول بحث گفته شد كه كه به فكرما هستندو مشتاق ما هستند توجه كنيم و مي‌فهميم كه خيلي عائله داريم و ارتباطات خوبي داريم و با ارتباطات دنيايي ناراحت نمي‌شويم و بالا و پايين شدن ارتباطات دنيايي ما را زمين نمي‌زند. اگر انسان اين متعلقات را باور كند وجود چنين كساني براي انسان عزت‌آور است و چقدر مي‌تواند شخصيت انسان را قوي كند و اگر انسان از خودش مراقبت كند و قلبش را از شلوغي نجات دهد تك‌تك اينها را مي‌تواند چهره‌هايشان را ببيند و ارتباطات را ببيند. ديديد وقتي مي‌خواهيد قرآن بخوانيد چه شوقي داريد هر لحظه كه وضو مي‌گيريد به جايي كه قرآن است نزديك مي‌شويد مدام شاد هستي و چه لذتي دارد كه قرآن را در دست گرفتن و نگاه به خط آن و اين چه آرامشي براي انسان دارد:

وعده وصل چو شود نزديك آتش شوق شعله‌ور گردد

همه اينها براي اين است كه ما يك نحوه ارتباط ضعيف و يك نحوه مشاهده ضعيف از اين حالت‌ها داريم مثلاً با نماز به يك صورت و با قرآن به صورتي ديگر، با حرم يا زيارات به‌گونه‌اي ديگر. مثلاً شما عاشورا مي‌خوانيد با وقتي كه توسل يا جامعه مي‌خواهيد به يك‌گونه نيست نيسنتد.

از سطر 15، ص 81 تا سطر 8، 82.

مثلاً همه مظاهر زندگي دنيا تعبير به اجزاء و لوازم بهشتي شده است مثلاً فرزند صالح گلي از گلهاي بهشت است يا نگاه به حرم معصومين يا امام‌زادگان يا نگاه بهصورت عالم.

از سطر 9، ص 82 تا سطر 8، 83.

والحمدلله‌رب‌العالمين.