جلسه 124 - معاد
شماره جلسه
124
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 124 - معاد

عنوان بحث تمثل نامطلوب اخلاق رذيله و صفات حيواني در برزخ.

از سر بحث تا سطر 7، ص 72.

اصل اين اعمال كه حالت خوبي ندارد و بسيار زشت و ناپسند و وحشتناك است وقتي حالت سيطره پيدا مي‌كند، توجه كنيد يك حقيقتي به نام نفس ناطقه در سيطره يك اژدهاي بدقيافه و ترسناك و زشتي است كه اگر به تصور بيايد بسيار عجيب خواهد بود.

روايت شماره 1، ص 72 تا آخر صفحه.

پيامبر در حديثي ديگر مي‌فرمايد كه هر چيزي كه به فحش برسد زشت مي‌شود و هيچ چيز نيست مگر آنكه به حيا مي‌رسد و زيبا مي‌شود هرجا هست زيبايي است ولي هر كجا فحش است زشتي و بد دهاني است، ما از فحاشي و بد دهاني به كفار هم منع شده‌ايم.

از اول ص 73 تا اول سطر 4، ص 74.

دقت كنيد اينجا كه مي‌فرمايد: يك سلسله خصوصيات جديد و ناشناخته‌اي كه با صور حيوانات موجود در دنيا فرق دارد يعني بخاطر غلبه صفات رذيله حيواني شخص با خود سور حيواني متمثل شده ولي ممكن است چيزهاي اضافه‌اي هم داشته باشد كه در اينجا در آن حيوانات نديده باشيم مثلاً خوك است ولي شبيه خوك دنيايي نيست و يك اضافاتي هم دارد يكي از علتهاي آن هم مي‌تواند مسأله تركيب صفات و اخلاق باشد كه يك نفر هميشه با يك صفت ثابت و بصير سر و كار ندارد، صفات مركب است وقتي كه ظهور مي‌كند مي‌بيني كه طرف هم خوك است و هم گرگ است و هم بوزينه و سگ و كلاً يك چيز عجيبي است در عين حال اگر كسي اين را ببيند مي‌تواند تشخيص دهد كه اين هم سگ است هم خوك و هم بوزينه و گرگ است.

از سطر 4، ص 74 تا سطر 12.

يك نفر در حالي كه روحش روح انساني يا روح آلوده انساني است و روحي كه به تعبير قرآن: "و قد خَابَ مَن دسّاها" يك روح آلوده است ولي صورت انساني ندارد يعني با حركت جوهري آن قضيه حفظ شده است يك نفسي از جايي تكامل پيدا كرده است و تا به آن حالت رسيده ولي مي‌تواند صورت انساني نباشد. ملازمه‌اي بين نفس ناطقه داريم حتماً قيافه ما هم اينگونه باشد همانطور حقيقت در باطن ما هم الآن ملازمه‌اي نيست، اگر بتوانيم يا كسي به ما نشان دهد باطن خودمان را متوجه مي‌شويم كه همين شكل ظاهري كه در حال داريم نداريم، همان شخصيت هستيم ولي از شكل ظاهري خبري نيست.

از سطر 12، ص 74 تا سطر 22.

در قرآن هم داريم كه: "كونوا قردةً خاسئين"، نه اينكه خداوند متعال فرمود بوزينه شويد و بوزينه شدند و شكل آنها عوض شد و در يك زندگي حيواني افتادند بلكه انسان بودند و درك انساني را داشتند اما بدن بوزينه داشتند و مسخ شده بودند و مسخ شدن را در امتهاي قبلي داشتيم ولي به بركت وجود پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله از اين امت برداشته شده است، امت‌هاي قبلي اگر يكي وضعيت روحي‌اش به وضعيت بدي مي‌رسيد يك زماني كه مورد لعن و نفرين خداوند قرار مي‌گرفت يا انبياء همانجا در دنيا مسخ مي‌شد و به حيوان تبديل مي‌شد.

از سطر 23، ص 74 تا سطر 20، ص 75.

اگر انسان بخواهد نجات پيدا كند احتياج به اين چنين دستگيره‌هايي در وجود خودش دارد يعني اگر ما فضل خدا هم نصيب ما شود در حالي كه در حال سقوط هستيم و دست ما را بگيرد و ما را نجات مي‌دهد اگر ما دستگيره‌اي نباشيم دستگيري هيچ كس به درد ما نمي‌خورد. بايد چيزي در وجود ما باشد كه آن بتواند مارا بگيرد بالا بكشد. اهل‌بيتعليهم‌السلام و خداوند متعال اگر بخواهند از ما دستگيري كنند و شفاعت كنند بايد يك سنخيتي بين شفيع و كسي كه بايد شفاعت شامل حال او شود وجود داشته باشد كه اين شفاعت صورت گيرد. اينكه مي‌فرمايد چيزي در حال خطر است ما را نجات مي‌دهد بايد آن چيز در ما وجود داشته باشد تا بتواند ما را نجات دهد.

از سطر 21، ص 75 تا سطر 3، ص 76.

درون خود را نگاه كنيم صفات ما كجا و چگونه به داد ما مي‌رسند.

والحمدلله‌رب‌العالمين.