جلسه 119 - معاد
شماره جلسه
119
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 119 - معاد

تسلط بر قوه غضب و غالب شدن بر آن.

عليعليه‌السلام مي‌فرمايد بالاترين دارايي غلبه بر غضب است. صحبت از دارايي است اگر از دارايي مادي و اقتصادي بگوييم قطعاً دارايي‌هاي معنوي از آن بالاتر است، بدترين بلاها فقر نفس است، بيچاره‌ترين افراد كسي است كه روحش فقير است ممكن است ثروت زيادي داشته باشد ولي روحاً شخص فقير و گدايي باشد گاهي انسان مي‌فهمد كه فقير است ولي گاهي نمي‌فهمد. انسان با دارايي‌‌هاي خود جلو مي‌رود چون نداشتن و قفدان كمك نمي‌كند به انسان و آنچه كه منشأ آثار هست وجود است. ما يك مسيري تا بي‌نهايت داريم و بايد اين مسير را با روح خودمان طي كنيم، مسيري از داخل جهنم با همه فشارها، دره‌ها، حيوانات، آتش، اژدها، دشمن‌ها و خيلي آفات ديگر كه ما را تهديد مي‌كند رو به رو هستيم آنچه كه به انسان كمك مي‌كند تا از داخل جهنم به سلامت عبور كند يعني از روي صراط، دارايي‌هاي انسان است شما حتي اگر در يك چاه عميق بيافتيد براي نجات خود احتياج به وسيله داريد. ما متولد و مقيم هستيم فقط كساني از آن خارج مي‌شوند كه اولاً اهل حركت هستند يعني متوجه باشند در جهنم هستند و اينكه جهنم جاي ماندن نيست متوجه باشند با بي‌نهايت و ابديت رو به رو هستند و بايد از اين مكان خارج شوند و بروند و اينكه براي هدف عالي‌ترين خلق شدند.

حال كه قرار شد بيرون بياييم احتياج به وسيله داريم، عليعليه‌السلام بالاترين و بهترين وسيله‌اي كه مي‌تواند انسان را در نجات از جهنم و غلبه بر غضب باشد قطعاً خود غضب يكي از دشمن‌ترين دشمنان انسان است و عليعليه‌السلام فرمود غضب دشمن توست و تو را صاحب نفس خود نكن و نگذار بر تو غلبه كند و تو را هر كجا خواست كشاند. مثل كشتي است كه انسان بايد در كشتي اولاً فن بلد باشد كه نگذارد او را زمين بزنند و در مرحله دوم بايد فن بلد باشد كه طرف مقابل را زمين بزند، عيناً مسأله برخورد با غضب نيز اين چنين است. روايت بعد مي‌فرمايد: تواناترين مردم در انجام عمل است كسي است كه غضب نمي‌كند يعني اگر مي‌خواهيد فكر و انديشه شما و به تبع آن عمل تو درست باشد و اشتباه نباشد بايدغضب نكني و يا در حين غضب فكر و تصميم و عمل نكني، غضب آتش گرفتن است و فقط مي‌بايست در يك همچو شرايطي انسان آتش خود را خاموش كند و كسي كه خاموش كند آن غضب را دفع كرده است. وقتي آتش گرفتي طرف كسي نمي‌تواني بروي چون او هم مي‌سوزد همانطوري هم نمي‌تواني بماني چون خودت مي‌سوزي تنها راه آن خاموش كردن آتش است. در حين غضب برقراري ارتباط ممنوع است. ايضاً فرمود: حاضرجواب‌ترين مردم و كسي كه مي‌تواند پاسخ دهد و راهنمايي كند كسي است كه غضب نكند لذا در موقعي كه شخص عصباني است بخواهيد چيزي سؤال كنيد معلوم نيست جواب درست به شما بدهد لذا توصيه مي‌كنند پيش شخصي كه عصباني شده نرويد و عيب بعضي از ما اين است كه در حين عصبانيت مي‌خواهيم چيزي را به شخص عصباني تفهيم كنيم و ثابت كنيم كه قطعاً هيچ فايده‌اي ندارد. نكته‌اي كه هست اين است كه شخصي كه خشمگين است، آتش گرفته و نزديك شدن به او عبارت است از آتش گرفتن خودت چون شعله او مي‌تواند شعله شما را نيز برافروخته كند لذا وقتي هر دو غضبناك باشيد هر دو از ثواب دور هستيد لذا اصلاً ارتباط و صحبت كردن در اين مواقع فايده ندارد به همين دليل در روابط زناشويي مي‌گويند وقتي يكي از طرفين عصباني است طرف بعدي فقط سكوت كند و اگر قرار است حرفي يا پندي باشدبايد براي بعد از فرونشستن غضب گذاشت. در مقوله ارتباط بخصوص ارتباط كلامي آنجايي كه تبادل اطلاعات هست، هيجان مضرترين چيزهاست، غضب از چه جهت مانع حاضرجوابي است و يا اينكه درست بشنود و درست حرف بزند؟ چون اصولاً هيجان براي ذهن مضر است يعني غضب از آن جهت مانع حاضرجوابي است كه از نوع هيجان است مثل غم شديد يا شادي بيش از حد. اصولاً ما هر زمان كه بخواهيم كارمان درست پيش برود و يا ارتباط خوبي برقرار كنيم كه مقيد باشد بايد در مواقع هيجاني سراغ كسب چيزي نباشيم يعني در حالت هيجان قطعاً ثواب نيست يعني براي شخص غضبناك ولي با ظرافت مي‌شود يك امر ناثواب را از شخص غضبناك دور كرد مثلاً شما مي‌خواهيد موافقت يك بزرگي را براي انجام كاري جلب كنيد حالتي كه غمگين، غضبناك و وقتي خيلي ذوق‌زده و شاد است نمي‌شود يا مجبوريم يك حالت هيجان برايش ايجاد كنيم و موافقت او را بگيريم وقتي هم احتمال مي‌دهيم بعد از برطرف شدن حالت هيجان زير قول خود بزند از او يك دست نوشته مي‌گيريم. البته بايد دقت كنيد حالت‌هاي هيجاني و برافروختگي و تأثير شديد در راه خير يك امر غيرمتعادل نيست وقتي مي‌گوييم غيرمتعادل است از اين جهت نيست، به حال شخص اين را مي‌گوييم و نه نسبت به حقيقت و الا اينكه يك نفر هيجان‌زده شود و گناه را كنار بگذارد، آن هيجان يعني كشف واقعيت و واقعيت هيچگاه از اعتدال خارج نيست. درست است كه نسبت به حال او هيجان است و يك امر غيرمتعادل است اما او خمود و خاموش و عقب و جاهل بوده و الا حقيقت هميشه يك چيز است.

عليعليه‌السلام فرمود: عظيم‌ترين مردم از جهت تسلط بر خودش كسي است كه غضب خودش را سركوب كرده باشد و شهوت خود را كشته باشد و يا اينكه شهوت طوري نباشد كه او را از راه راست منحرف كند. و ايضاً فرمود: رأس همه فضيلتها اين است كه غضب و شهوت خود را كنترل كند و بر آنها احاطه داشته باشد. و نيز فرمود: دشمن‌ترين دشمنان انسان غضب و شهوت او هستند و هركس اين دو را صاحب شود درجه او عالي مي‌شود يعني تمام گرفتاريهايي كه انسان دارد مربوط به اين دو صفت حيواني است. غلبه مي‌كند يعني از عمق جهنم آزاد مي‌‌شود و به درجات بهشت مي‌رسد و آنها را طي مي‌كند و به غايت و خواسته خودش مي‌رسد، حتي پولدارها، تجار، موفقين سياسي و بسياري از كساني كه متدين نيستند اگر به درجاتي رسيدند به اين دليل بوده كه در طول حركات خود غلبه بر غضب و شهوت داشتند. يك پزشك لامذهب و بي‌دين حتي اگر او پزشك شده به اين دليل بوده و اگر مي‌خواست بين دانشجويان فاسد ديگر مي‌رفت و دنبال عيش و نوش و شهوت‌راني مي‌چرخيد كه پزشك موفق نمي‌شد.

روايت بعدي بحث سنخيت ما معصومينعليهم‌السلام است كه عليعليه‌السلام مي‌فرمايد: ز ما نيست كسي كه غضب خود را مالك و صاحب نشود. و ما به هر اندازه كه تحت تأثير غضب خود باشيم از اهل‌بيتعليهم‌السلام دور هستيم، كسي كه روحش كوچك است و در اثر يك اعتراض و مخالفت زود به هيجان مي‌آيد او از معصومين دور است آنها به هيچ‌وجه اين چنين نبوده‌اند. برخي افراد تا با آنها مخالفت مي‌شود يا با خواسته آنها مخالفت مي‌كنند در لاك و غم و غصه و حسادت و انتقام‌گيري مي‌روند و اين اشخاص از معصومين فاصله دارند و اين عزيزان سعه‌صدر داشتند و تحمل مخالفت داشتند و زود جوش نمي‌آورند. و نيز مي‌فرمايد كسي كه غضب و شهوتش بر او غلبه نمايد اين شخص در زمره چهارپايان است. حضرت باقرعليه‌السلام فرمود: هيچ تواني مانند رد كردن غضب نيست. بسيار جالب است كأنه دشمني به تو حمله كرده و تو مي‌خواهي جا خالي بدهي و او عبور كند. هركسي كه طالب قدرت روحي و سعه‌صدر است براي همه كار و همه چيز مثل حضور در برزخ، قدرت تصرف در نظام تكوين و خيلي چيزهاي ديگر بايد بتواند اين غضبي را كه به سمت او هجوم مي‌آورد مهار كند و به تصرف دربياورد و بالاتر اينكه اگر مي‌خواهد به آن درجات برسد بايد كاري كند كه غضب با او كاري نداشته باشد. خداوند متعال براي اينكه انسان را رشد دهد بلا را قرار داده تا انسان بتواند از جهنم خارج شود. كشف اين مكانيزم كه چه رابطه اي بين بلا و بيماري و خروج از جهنم وجود دارد، بسيار مهم است. خروج از جهنم چه ربطي به اين دارد كه ما مثلاً يك چيز خود را كم كنيم يا حرف بدي را بشنويم يا يك غمي سراغ ما بيايد يا كسي از ما بميرد يا دشمن داشته باشيم. چه رابطه‌اي ميان اينها و خروج از جهنم و تزكيه نفس و كفاره براي گناهان بودن اينها هست. اصولاً تمام بلاها فلسفه‌اش اين است كه انسان را از دنيا بكند و او را وارد برزخ كند، از جهنم جدا كند و علو درجه به انسان بدهد. آنهايي كه روحشان ضعيف است يا آگاهي ندارند از هريك از بلاها و حوادث منفي‌ترين برداشت‌ها را مي‌كنند ولي آنهايي كه قوي هستند و آگاه از اين حوادث پله‌هاي ترقي مي‌سازند و رشد مي‌كنند مثل انبياءعليهم‌السلام و معصومينسلام‌الله عليهم اجمعين. قت كنيد، هر مكروهي سازنده است يعني چيزي كه ما دمان مي‌آيد سازنده است و مي‌تواند ما را رشد دهد، مهم داشتن قدرت است كه وقتي اين به ما حمله مي‌كند ما بر آن غلبه كنيم. مثل بيماري است كه به سمت يكنفر هجوم مي‌آورد شخص يا تلف مي‌شود يا مقاومت مي‌كند اگر مقاومت كرد يعني ممكن است به تب بيافتد و در رخت‌خواب بيافتد و ممكن است به داد و فرياد بيافتد و تا دم مرگ برود اما مقاومت كند و خوب شود وقتي خوب شد آن شخص در مقابل آن بيماري واكسينه شده است وقتي غضب به سراغ ما مي‌آيد ه ا با يك امري كه مي‌خواهيم رو به رو شويم، همه ظرافت در اينجاست و تمام هنر در اينجاست كه وقتي سراغش مي‌آيد آن را قورت دهد و هضم كند. خود معصومين تعبير به خوردن كردند، نبي اكرمصلي‌الله‌عليه‌‌وآله مي‌فرمايد: هيچ بنده‌اي جرعه‌اي ننوشيد بالاتر از جرعه غيظي كه آن را به خاطر خداوند متعال فرو برد و اينكه او را دوست دارد و رضايت خدا را طالب است. و ايضاً فرمود: بهترين جرعه است و چه نوشيدني خوبي است غيض براي كسي كه بتواند بر آن صبر كند. چرا اينگونه است كه مطلق مكروهات ما را رشد مي‌هد؟ و چه حكمتي است كه شيطان را براي ما فرستاده است؟ مؤمن بين 5 شدت قرار گرفته است: اول مؤمن حسودي كه نسبت به او و كارش حسودي مي‌كند و هيچكدام از اين 5 قسم به اندازه اين يكي دردناك و ناراح كننده نيست چون يك جهنمي است كه در قالب صورت مقدس به شما عرضه مي‌شود امامسلام‌الله‌عليه فرمود: خون دلي كه پدر پيرتان از اين طائفه (روحانيت) خورده است از هيچ كس نخورده است. و آن چهار مورد ديگر: شيطان، كافر، منافق، نفس است و كنار آمدن با اين چهار مورد خيلي راحت‌تر از مؤمن حسود است مؤمني كه بر اثر بي‌ظرفيتي و آلودگي و كوچكي روح و جهالت است، براي انسان دردسر درست مي‌كند و به بلا تبديل مي‌شود و خير نمي‌بيند كسي كه خودش يك عامل براي اذيت ديگران شود و ما يواش يواش به اين رمز مي‌رسيم كه چرا موسيعليه‌السلام از خداوند تبارك و تعالي سؤال كرد كه رضايت تو در چيست؟ فرمود: رضايت من در سختي توست، يا موسي آنجا كه در فشار هستي من راضي هستم و اينجا اين بحث پيش مي‌آيد كه چه رابطه‌اي بين كراهت و اذيت و آزار انسان و رضايت خداوند تبارك و تعالي وجود دارد و ما نفس مطمئنه را مي‌توانيم در بياوريم كه از چه چيزهايي بايد رد شود تا نفس مطمئنه شود. بلا را خداوند متعال نازل كرده براي اينكه نفس را به آرامش برساند ولي براي كسي كه بتواند صبر كند.

روي اين جمله فكر كنيد كه يعني چه رضاي ي كرهك، وقتي پيامبري از انبياءعليهم‌السلام مي‌فرمايد: خدايا مي‌خواهم هرچه گناه دارم و هرچه مانع هست براي من در همين دنيا برطرف شود بعد خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد كه برو با فلاني ازدواج كن، يعني يك زن بداخلاق غرغرو، البته نه اينكه ما بويم همچو كاري كنيم دقت كنيم دقت كنيد بايد با انديشه بالا با اين روايت برخورد كنيم يعني مي‌تواني وقتي غرغر شنيدي جرعه جرعه بنوشي نه اينكه مقابله به مثل كني و مي‌فهميم كه وقتي رفيقي رفت درب منزل دوست خود و ديد كه زن او كه بسيار غرغرو بداخلاق بود آمد دم در و گفت چه كسي را مي‌خواهي؟ گفت: فلاني و او گفت فلان فلان شده نيست و درب را بست و بعد مي‌رود داخل باغي و مي‌بيند دوست خود را كه شيري پيش اوست و روي كمر شير هيزم گذاشته و دارد حمل مي‌كند يعني شير در استخدام دوست خود، مي‌پرسد چگونه به اين مرحله رسيدي مي‌گويد با تحمل اخلاق آن زن بداخلاق. روي اين مسائل و مباحث بايد فكر كرد و واقعاً خيلي از مسائل و مشكلات ما را حل خواهد كرد.

والحمدلله‌رب‌العالمين.