چند روايت نويسنده محترم درباره صور برزخي بعضي از اعمال آوردند كه براي شما ميخوانم. در روايت ميفرمايد: حاجتي كه از برادر مؤمن نزد شما ميآيد در حقيقت رحمت الهي است كه به سوي شما آمده است اين خيلي باطن دارد يك طرف قضيه پشت صحنه است كه برآوردن حاجت مؤمن كه يك امر بسيار عظيم و يك شاكله بسيار زيبايي را براي انسان ميسازد. حال يك بحث است كه بايد بررسي شود كه از لحاظ شاكله سازي آخرت و از نظر معرفت نفس و تربيت انساني اين حركت چه جايگاهي دارد؟ بخشش، كمك به ديگران، رفع حاجت ديگران؛ پشت صحنه چه اتفاقي ميافتد كه اينقدر مهم است. صرف نظر از ارتباط اين قضيه با آخرت يك اثر رواني خيلي مهمي دارد، حالت كسي كه دائماً محتاج است يعني چشمش به دست اين و آن است و دائماً ذليل است و همه ما اينطور هستيم و همه محتاج آفريده شدهايم و اين درست نيست كه دعا ميكنند خدايا ما را به خلق محتاج نكن چون امكان ندارد بلكه بايد دعا كرد كه خدايا ما را به بدها محتاج نكن. اما وابستگي دائم كه شخص هميشه به اين و آن محتاج باشد براي شخص كشنده است چه فقر مادي و چه معنوي باشد. اسم فقر به اين معناست، ستون فقرات را ديديد وقتي در بدن ميشكند نميتواند هيچ تكاني بخورد زمينگير ميشود و براي هر كاري محتاج ديگري است! فقير به كسي ميگويد كه ستون فقرات او شكسته چه از لحاظ مادي يعني توان كسب روزي براي خودش را ندارد يا از جهات معنوي، روحيه او عمودي نيست كه شخصيت او را پا برجا نگهدارد دائماً در معرض تنش و تحريك است و آنقدر حساس و شكننده است كه با هرچيزي دريايي از غم و افسردگي سراغ او ميآيد، قوام شخصيت ندارد و در مقابل حوادث زود خرد ميشود. قطع نظر از مسائل معنوي شخص كه دائم محتاج است خرد است و ر روايت داريم كه فقر مرگ بزرگ است؛ ولي وقتي انسان به جايي ميرسد كه اگر از جهاتي فقير است ولي از جهاتي غني و دارا است و ديگران به او محتاج هستند و از جهتي مرجع و منبع است اين از نظر رواني در استحكام شخصيت فرد و در بهداشت رواني او فوقالعاده تأثير دارد و صاحب دارايي اعم از مادي و معنوي است اين قضيه خود درجهاي از شكلگيري شخصيت، درجهاي از سلامت شخصيت انساني است و درجهاي نيز از بقاي شخصيت انسان است. اگر نردباني براي مراحل شكلگيري شخصيت انسان است و شكوفايي اين شخصيت، تكامل شخصيت انسان در نظر بگيريم يكي از پلهها مهم شكلگيري شخصيت اين است كه انسان به مرحلهاي برسد كه در بسياري از جهات يا بعضي از جهات داراي قدرت باشد يعني اينكه انسان ضعيف تو سري خور باشد و كسي او را تحويل نگيرد و به او اعتنا نكند براي انسان اهميت دارد و گاهي كشنده است. و انسانهاي اين چنيني هميشه در درون خود يك مرگ تدريجي را احساس ميكنند اينكه ميفرمايد اين نعمت است كه ديگران به تو مراجعه ميكنند و مراجعه اينها به شما براي شما رحمت است كه خدا فرستاده است يكي از جهات آن همين است. اين مسأله يك نحو از عزت است وقتي انسان عزت را از او گرفتي مثا اينكه همه چيز را از او گرفتي بسياري از كساني كه تن به ذلت و فساد و تباهي ميدهند بخاطر احساس ذلتي است كه ميكنند يعني در نظر خود كرامت ندارند. اينكه ميگويند طرف عقده حقارت دارد كسي كه دائماً توسري خورده و براي جبران اين مسأله دست به كارهاي خطرناكي ميزند. خيلي از اين احساس حقارتها منشأ خيالي و وهمي دارد و اصلاً منشأ حقيقي ندارد مثل اينكه مثلاً من الآن ماشين، لباس شيك يا خانه آن چناني ندارم، مستأجر هستم، بايد پياده تردد كنم، همسالان من چي دارند ولي من اين چنين هستم اينها عقدههاي حقارتي است كه منشأ وهمي دارد و از بدآموزيهاي اجتماعي سرچشمه ميگيرد ناشي از تربيت غلط و ديدگاه غلط است و اين منشأ بسياري از فسادها ميشودافرادي كه در يك سازمان يا اداره دزدي ميكنند، رشوه ميگيرند يا خودشان را ميزنند به يك پستي برسانند ناشي از اين حالت است حتي خيلي از درس خوانهايي كه درس ميخوانند به اين خاطر است. اين فقر و نداشتن نقش مهمي در رفتارهاي انسان دارد و به جوانان بايد ياد بدهيم حقارت واقعي كه بايد به آن اهميت داد چيست و حقارت كاذب كدام است؟
قرآن كريم دائم از سركوفتهايي كه اطرافيان به رسول خدا صليالله عليهوآله وسلم ميزدند ياد ميكند كه ميگفتند اين فقير است مال ندارد. پيامبر صليالله عليهوآله وسلم معدن كمال است و قاعده اين چنين است كه امام از نظر كمالات بايد منشأ و مبدأ باشد و از همه بالاتر باشد. پيامبر كاملترين انسان است كه خداوند تبارك و تعالي خلق كرده است اگر ثروت كمال محسوب ميشد خداوند متعال اين را از او دريغ نميكرد و به او ميداد و اينكه پيامبر ثروتمند نبود دليل اين است كه ثروت كمال نيست كه انسان بخاطر نداشتن آن احساس حقارت كند و بزند كه ثروتمند برسد. ميخواستيم توضيح دهم كه اين جمله سيدالشهداعليهالسلام را كه فرمود: مراجعه مؤمن نعمت و رحمت است يعني چه و بايد از اينكه در اين خصوص به ما مراجعه ميشود خسته و ملول نشويم.
از اول ص 66 تا سطر 9، ص 68.
والحمدللهربالعالمين.