بحث امشب در مورد نحوه بيان تجسم و تمثل اعمال اعم از اعمال خير و شر در روايات است. قبلاً هم در جلد يكم اين نكته را داشتيم كه بيان روايات يك بيان استعارهاي و تمثيلي است چون درباره عالمي ميخواهند صحبت كنند كه ما وقتي صحبت از تمثل و تجسم ميكنيم يعني مثال يافتن و شكل يافتن، ظهور يافتن خيلي واضح است كه بايد باطن ظهوري پيدا كند تا تمثل و تجسم معنا پيدا كند اگر از جهت دنيايي حساب كنيد عملي را كه ما داريم انجام ميدهيم بعد از انجام صورت خاص ديگري ندارد مثلاً بابت دروغ گفتن بعد ديگر اثري از آن نيست يا عبادت و كار خيري كه ميكنيم ديگر از آن اثري نيست. پس اين تمثل و تجسم مربوط به برزخ ميشود.
ظهور باطن در برزخ، ص 63 تا سطر 12، ص 64.
يك سؤال اينكه آيا همه آنچه ما در باطن داريم به برزخ ظهور پيدا خواهد كرد؟ نه، چون گفتيم باطن مراتب مختلفي دارد و فقط مرتبه اول آن در برزخ ظهور پيدا خواهد كرد و مراتب دوم به بعد مربوط به آخرت و قيامت است. پس رابطه عالم درون ما با عالم برزخ ما رابطه عموم خصوص مطلق است يعني عالم برزخ ما عالم درون ما است همين الآن ولي عالم درون ما فقط عالم برزخ ما نيست بلكه عالم درون قسمتي است از آن از آن مربوط به برزخ ما است و قسمتي هم مربوط به آخرت ما است.
از سطر 13، ص 64 تا سطر 8، ص 65.
يك نكته ظريف است وقتي در مسجد ميرود مينشيند نه تنها نسبت به اعمالش حساس است كه عمل خلافي انجام ندهد و نه تنها لطافت پيدا ميكند بلكه نسبت به خيالات خودش هم حساس است يعني اوج حساسيت نسبت به خيالات كه به ذهن شما ميرسد در مساجد و جاهاي مقدس است هر چقدر از تقدس بيشتري برخوردار باشد نسبت به خيالات خود حساستر هستيد ممكن است در مسجد يك خيال باطني به ذهن شما بيايد ولي در عوض احساس ناراحتي به شما دست ميدهد و مثلاً اگر اين در حرم حضرت رضاعليهالسلام باشد احساس ناراحتي شما بيشتر است يعني طهارت مكان روي شاكله اثر ميكند و روي ذهن تأثير ميگذارد و نميگذارد شما فكرهاي باطل كنيد يكي از بحثهاي تغذيه در همين جاست كه وقتي شما ارتباطات سالم داريد كنترل فكري سالمتري خواهيد داشت؛ بافرشته سر و كار داريد خوي فرشته ميگيريد، با انساهاي پاك و سالم سر و كار داريد افكار پاك و سالم پيدا ميكنيد، گر با گرگها سر و كار داريد انسانهاي كه همه ميخواهند همديگر را بدرند شما هم ممكن است تأثير بگيريد. چرا ميگويند يكي از جاهايي كه قساوت ميآورد بازار است؟ چون آنجا اطن افراد اغلب خراب است و اگر نگاه كني ميبيني باطن او دندان تيز و قيافه وحشتناكي دارد و او دئم دارد مردم را ميدرد، بيشتر بخورد و خون مردم را در شيشه كند و بمكد براي همين شخصي كه متقي نباشد و روح الهي در او حاكم نباشد و تغذيه درست و حسابي نشود به محض اينكه وارد اين مسائل شود فتنه ميشود. در قرآن كريم داريم كه اموال و اولاد شما فتنه هستند يعني ماية آزمايش هستند ولي در مسجد اين حالتها را نداري، اگر در مغازه كسي به شما بگويد 100 تومان به من كمك كن ممكن است كمك نكني ولي در مسجد كه نشستي اعلام ميكنند براي مستمندان پول احتياج است طرف راحتتر دست در جيب ميكند البته ممكن است ريا باشد ولي بحث آن فرق ميكند؛ اصولاً در مسجد انسان راحتتر كار خير انجام ميدهد، مسجد سمبل است مثل جبههها، جبهه از مسجد تأثيرش به مراتب بيشتر بود و مدام دعوت به خير ميشد و اصلاً آنجا فرار از دنيا بود و مسابقه براي شهادت بود در آنجا يك ذره حق را روح او ميگرفت و دريايي از آتش و بدي را در باطن او خاموش ميكرد طرف مثلاً چهل سال شاكله منفي ساخته بود ولي ظرف چند ماه اين چهل سال شاكله منفي را آب ميكرد تا به شهادت ميرسيد آنقدر قدرت حق در آنجا زياد بود در مسجد كه حالت درندگي نداريد بيرون كه ميآيند آمادهتر هستيد جهت اين كار و برخورد با ديگران و تند شدن و كار خلاف. لذا ميفرمايد كسي كه بيشتر در مسجد سكونت دارد البته با خصوصياتي كه نويسنده محترم ميفرمايد ميبيني كه در برزخ از موذيات و حيوانات آزار دهنده در امان است چون نه خودشمار بوده نه عقرب اما آنهايي كه دور هستند قطعاً در برزخ مار و عقرب به سراغ او ميآيد چون عالم بيرون عالم تزاحم و اختلاف است، در مسجد است كه تو اختلاف نداري و به وحدت نزديكتر ميشوي قلبها بهم نزديكتر ميشود در بيرون كه همه رقابت است چه كسي ببرد و چه كسي ببازد اين آن ميز را آن اين را بگيرد. لذا براي كساني كه با جهنم و مار و عقرب سر و كار دارند و با آتش سر و كار دارند دستورات عبادي سنگينتر است هرمقدار كه بار شما سنگين است و جهنم بيشتري همراه داري و كثرت بيشتري داري بايد ساعت بيشتري را براي وحدت وقت بگذاري براي آنجايي كه قلبت از همه اينها بتواند كنده شود لذا نماز شب به پيامبر واجب است. قرآن ميفرمايد يك بار سنگيني را روي دوش تو قرار داديم اين اگر نماز شب نخواند و با عالم ماوراءطبيعه ارتباط برقرار نكند اين بار سنگين را نميتواند بكشد در حكومت اسلامي مديرها نسبت به زيردستان و كساني كه كاري دستشان هست نيست به كم كارها مستحقتر به انجام عبادات هستند. ميگويند عبادت به جز خدمت خلق نيست، بلكه خدمت به خلق جزيي از عبادت است، قبول ولي تمام آن خدمت به خلق باشد نه اينطور نيست، امامسلاماللهعليه در ماه محرم و رمضان از كثرت كارها كم ميكردند و به عبادت بيشتري ميپرداختند و بايد اين چنين باشد. اگر كسي با كثرت ارتباط برقرار كند و بعد نتواند در وحدت اين عوارضي را كه از كثرت گرفته تخليه كند و از بين ببرد مدام موازنه جهنم به ضرر او دارد سنگينتر ميشود.
ميفرمايد شما در يم مجلسي شركت ميكنيد بعد از مجلس ميگوييد حالا بياييد با هم گپي بزنيم مينشينيد چاي ميخوريد و... ميگويد كه در اينجا از وحدت داريد دور ميشويد و در كثرت ميآييد بعد از اينكه مجلس تمام شد اين ذكر را بگو: سبحان ربك رب عزة اما يصفون و سلامٌ علي المرسلين و الحمدلله رب العالمين، اين كفاره مجلسي است كه تو در آن شركت كردي اين ذكر را بگو تا تبعات آن مجلس از شما برداشته شود. پس اين تأثير گذاري محيطهاي مقدس چگونه است؟ ارتباط هرچقدر مقدس باشد همينگونه است فقط مسجد هم نيست. از مسيحعليهالسلام سؤال ميكنند با چه كسي مجالست كنيم؟ ميفرمايد كسي كه ديدن او شما را ياد خدا بياندازد. بعضيها ديدن آنها ما را به سوي دنيا، تجملات، بديها، تاريكيها مياندازند و ميكشانند و به خيال ميكشانند عوض اينكه در هنگام ديدن اينها ياد باطنم بيافتم، چرا سيبيل اين اينگونه است من هم سيبيل خود را اينطوري بزنم چرا من ريش دارم اينطوري كنم، موهيم را به آرايشگاه اينطوري بزنم، ياد عينك و كيف سامسونت و كت و شلوار، ياد كاپشن و ميز و ظواهر ميافتم، آن كسي كه هم و غم و غصه اين چيزها را در دل شما زياد ميكند براي شما معاشر مباركي نيست او هميشه شما را به هيجان وا ميدارد و اين هيجان از نوع كثرت است و او مبارك نيست ولي كسي كه نگاهش، غذا خوردن با او، دوستي با او شما را به وحدت و درون ميكشاند او مبارك است.
نظر به درب منزل عالم يا خود عالم عبادت است چون وقتي نگاه ميكنيد ملكوت روح او هم در شما و در خانه و زواياي خانه تأثير گذاشته است. نگاه به دريا عبادت است چون شما را به ياد عظمت خدا مياندازد وادار ميكند تو را از خود بزرگبيني و تكبر باز دارد.
از سطر 10، ص 65 تا سطر 14.
مؤمن در مسجد مثل ماهي در آب است يعني دارد حيات ميگيرد از نوع حيات طيبه: كسمك في الماء، يعني ميآيد بيرون عوضي بيرون آمده است، جايگاه او مسجد است يعني اصلاً مسجد جايگاه اصلي ماست، بيرون آمدن اصولاً اشتباه است. هيچ كاري تو را از مسجد و ماندن در آن و از ارتبط با مشاهد مشرفه نايد جدا كند، از امام و امامزاده و قبرستان و اين چيزها نبايد جدا كند اگر جداشدي باختي و داري سرمايه بزرگي را از دست ميدهي.
انّما يعمرُ مساجدَ الله مَن آمَنَ باللهِ و اليومِ الآخر، فقط كساني به تعمي مساجد ميپردازند كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند يعني توجه به مسجد عمران و آبادي آن يك اندشه بلند ميخواهد كه شخصي سرمايه گذاري كند براي تعمير آن و مسجد براي امور مقدس و جايي كه انسان سازي ميشود يك سمبل است.
از سطر 15، ص 65 تا سطر 24.
اينجا دقيقاً مرز بين صور مقس كه د راستخدام شيطان هستند با صور مقدسي كه انسان ساز هستند معلوم ميشود چون حكم اين است كه كسي كه د ر مسجد مينشيند اين خصوصيات در او ايجاد ميشود، اگر كسي مسجدي بود ولي اين خصوصيات در او نبود، مسجدي بود ولي بداخلاق بود، مسجدي بود ولي هرز بود، مسجدي بود ولي فاسد بود، حاجي است ولي دزد است؛ اگر ديديم كسي مسجدي است ولي اين آثار در او مترتب نبود اين مسجدي بودن حربه شيطاني است براي اينكه سر او را براي ادامه جنايات او گرم كند. براي اينكه به او يك آرامش وجدان بدهد كه نفس لوامه نتواند با او كاري كند به او تلقين ميكند كه تو مسجدي و مقدس هستي و او در قالب مسجدي بودن به ساير گناهان و جنايات خود ادامه بدهد.
از سطر 24 تا آخر ص 65.
برخي ميپرسند ما چه كار كنيم كه ذهنمان پاك شود، يك فكرهاي باطلي در سر ما ميآيد كه آنها را دوست نداريم؟ شما يكمقدار ارتباط خود را مسجد بيشتر كن اگر منترل نشد اگر ضعيف نشد، اين مسأله كاملاً مجرب استيعني صد در صد نتيجه ميدهد، بسياري از اوقات فكرهايي به سر انسان ميزند كه انسان نميتواند از شر آنها راحت شود، اوهامي سراغ انسان ميآيد كه خيلي قوي هستند نيازهايي در درون انسان را اذيت ميكنند كه نميتوان در مقابل آنها مقاومت كرد اما بخت ياري ميكند يا خودش زرنگي ميكند يكدفعه خود را در يك ميدان قوي معنوي مياندازد و ميبيند كه آن اوهام و نيازها چنان رنگ باختند و چنان انسان را رها كردند و رفتند كه اصلاً فكر نميكرد اينقدر ضعيف باشند اما آن خيالات و اوهام كجا ميتوانند انسان را گير بياندازند و اذيت كنند؟ نياز كجا ميتواند آنقدر قوي باشد كه انسان وادار به حرام كند؟ زماني كه تو از پشتيباني معنوي برخوردار نيستي و از ميدان معنوي دور هستي وقتي به خانه خدا و معنويت پناه ميبري ميبيني اين چه هيولايي براي ما شده بودو ما را اذيت ميكرد.
والحمدللهربالعالمين.