به مناسبت بحثي كه در كتاب در مورد صور برزخي سرور داشتيم چند روايت را انتخاب كرده بوديم كه مقداري را برايتان خوانديم و مابقي را انشاءالله اين جلسه ميگويم.
حديثي از امام صادقعليهالسلام در مورد مسرور كردن مؤمن ميفرمايد: گمان نكند فردي از شما كه اگر يك مؤمني را خوشحال كرد و سروري را در قلب او وارد كرد فقط اين خوشي را در دل او وارد كرده قسم به خداوند كه اين خوشي را وارد بر دل ما كرده، قسم به خدا كه اين خوشي را وارد بر قلب رسول خدا كرده است. در روانشناسي غربي هر وقت كه بخواهند يك نفر را از ناراحتي دربياورند و به او دلخوشي بدهند محال است كه اين شخص و ارزشهايي را كه به او مي خواهند تلقين كنند از دنيا بتوانند خارج كنند، اما در بينش اسلامي، شخص در هر بر خوردش معامله با پروردگار مي كند يعني طرف مقابل ملاك نيست، شما كاري ميكنيد حتي اگر قدر شما را هم ندانند اجر شما ضايع نميشود.
در روانشناسي غربي يعني روانشناسي كه ارتباط با ابديت و ماوراء الطبيعه ندارد ميگويد طرف مقابل را نگاه كن، ميگويد من محبت ميكنم به او و توجه مي:نم ولي او تحويل نميگيرد پاداش و تشكري از طرف او نميبينم. ولي در روانشناسي اسلامي اينگونه نيست. حلم را توضيح ميدهند و ميگويند حلم يعني وقتي اذيت شدي جوش نياوري و مقابله به مثل نكني، وقتي قدرت پيدا كردي انتقام نگيري.
و اين فقط در اسلام مطرح است، يعني شخص وقتي دارد برخورد ميكند و عمل ميكند و اين فقط در اسلام مطرح است، يعني شخص وقتي دارد برخورد ميكند و عمل ميكند با خداوند متعال معامله ميكند و يك ارزش پايدار را در جلوي شما ترسيم ميكنند و مطرح ميكنند. اين بزرگترين انرژي و انگيزه را در رعايت اخلاق و اعمال و اخلاق نيك و تغيير اخلاق بد براي انسان دارد. يعني توجه به ابديت هم مورخين حتي كساني كه مسلمان نبودند اظهار داشتند تغيير اخلاق عرب جاهليت با آن همه سركش و سختي كار انسان معمولي نميتواند باشد. برخي ميگويند از اين تغيير ميفهميم كه پيامبرصلياللهعليهوآلهوسلم انسان معمولي نبوده است.
در اين بينش بزرگترين مصائب براي شما شيرينترين جلوه ميدهد. بحثي داريم در روانشناسي امروز به نام آسيبشناسي رواني كه شخص بر اثر فشارهاي مختلف و مصائب مختلف كه سرش ميآيد به ميزان مختلفي آسيب رواني ميبيند و به قول خودشان دختران در رفتار پيدا ميكند.
از آن طرف در بينش اسلامي به شما ميگويد هر حادثهاي براي شما يك ما بهازاي بينهايت دارد. البته حادثهاي كه كوتاهي و تنبلي در آن كرده باشي.
يكي پول گم ميشود سكته ميكند، يكي ديگر خداوند متعال را شكر ميكند و ميگويد اين بلايي بود كه ميخواسته سر من بيايد به اين صورت دفع شده است.
يكي عزيزش ميميرد خودش هم دق ميكند و ميميرد يا خودكشي ميكند، يكي ديگر ميگويد خدايا اين قرباني را قبول كن.
با آموزشهاي ديني كسي به اينكه من بروم خودم را درمان كنم يا با كسي صحبت كنم و اين افسردگي را برطرف كنم احتياج ندارد. تمام دقيق، جايگاهها مشخص، نظم مشخص و صاحب كتاب مشخص، يعني انسان رها نيست و تكليف او روشن است.
شما در طول تاريخ سراغ نداريد كسي را كه اين قدر ناراحتي و مصيبت كشيده باشد. حضرت زينب سلاما... عليها، چهار ساله است كه مادرش را با آن وضع فيج جلوي چشمش كتك بزند، خانه را آتش بزنند و شهيد كنند، پدرش را ببيند كه طناب به گردن انداختند و به سمت مسجد ميبرند، بعد چند بار زهر دادن برادرش را ببيند، مصائب ديگر جامعه اسلامي را نگاه كند. بعد صحنههاي عاشورا با آنهمه مصيبت، يك زن و يك انسان مگر چه قدر ميتواند تحمل داشته باشد، بچه خودش شهيد شده، برادرش آنطور با اين همه مصيبت، بعد ميبيند با چه شجاعتي در كوفه وقتي صحبت ميكند همه ميگويند اين صداي علي است، يعني آنقدر از موضع قدرت هست، ولله انسان مو به بدنش راست ميشود و در مقابل عظمت يك چنين روحي سر تعظيم فرود ميآورد. وقتي دارد خطبه ميخواند در مقابل يزيد لعنه الله عليه يزيد من تو را خوار ميكنم، تو در قابل من و در ديدگاه من كوچكترين و پستترين افراد هستي، ما برديم و شما باختيد، با چه مبنايي ميشود اين را درست كرد، فقط با تربيت اسلامي.
شما وقتي داريد سرور به دل كسي وارد ميكنيد هم جلوي غرو و تكبر خودت را ميگيرد هم عاليترين شوق و نشاط را در دلت ايجاد ميكند، در يك آن 2 حالت متضاد را در وجود شما دارد تربيت ميكند.
ميگويد وقتي كمكي به كسي كردي شما بايد شكرگذار گيرنده باشي، اولاً ميگويد كه وقتي دادي دست خودت را ببوس چون خداوند متعال اول گرفته بعد به دست فقير و سائل رسيده. يعني لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.
بعد هم از كسي كه گرفته ممنون باش چون تو را به يك اجر عظيم رساند است يعني شخص گيرنده جلوي شما خوار نشود و منت بر او نگذاري.
ميبينيد كه در يك عمل انفاق چه جهاتي از روح انسان تربيت ميشود. زمان رسول خدا شخصي بود، وصيت كرد مقدار مالي به فقرا بدهند، بعد از مردنش بعد كه رسول خدا آن اموال را به فقرا داد يك خرماي پوسيده را برداشت و فرمود اگر اين را خودش با دست خودش داده بود از اين اموالي كه ما به جاي او داديم بهتر بود. بحث اين نيست كه بگذاريم مال براي كار خير بعد از ما مصرف شود، موضوع تربيت يك نفس است، نفسي كه بينهايت بزرگ است. وقتي خودت ميدهي هزار اتفاق در روح تو در حال شكلگيري است چهقدر عمل و عكسالعمل در نفس تو شكل ميگيرد و تأثير در برزخ و بالاتر از برزخ بگذارد، وقتي ما ندهيم و كسي از جانب ما بدهد اين اتفاقهاي مثبت ديگر خبري نيست.
انسان بيش از آن چيزي كه خداوند متعال ميخواهد بهعنوان ثواب به او بدهد با خود انجام عمل گيرش ميايد، دارد شاكله كريم ميسازد، يعني مادر يعني خلق كريم در روح او ساخته ميشود كه اين ميتواند منشأ بسياري از خيرات ديگر شود.
اگر خلق كريم باشد و زماني تو نداشته باشي كه كمك كني براي هر نيتي كه براي دادن ميكني ما بهازاي آخرتي دارد. اين سروري كه با عمل در دل ائمهعليهمالسلام وارد ميشود جداي از خير آخرتي كه براي ما دارد در همين جا هم اثر وضعي در زندگي ما دارد رضايت رسول خدا براي زندگي بركت نه تنها مادي بلكه معنوي دارد، رضايت آنها شوخي نيست يك امر قراردادي نيست اثر تكويني دارد. رسول الله راضي است اگر كسي بداند جايگاه او در نظام خلقت چيست يا جايگاه ديگر معصومينعليهمالسلام كجاست شاد كردن آنها يعني يك نظام عظيم خلقت با تو شاد ميشود و متوجه تو ميشوند. نبي اكرمصلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمايد: هركس مؤمني را شاد كند مرا شاد كرده است و هركس مرا شاد كند خدا را شاد كرده است.
اگر ظريف باشيم تا با يك نفر برخورد ميكنيم بخصوص اگر كاري هم از دستش بربيايد ايد در برخوردها بگوييم اينكه من با او برخورد دارم يك مؤمن است صرفنظر از نسبتي كه با من دارد پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست، همكار، فاميل و آشنا بعضيها عرضه نيت كردن را دارند كاري كه ميكنند ميگويند اين را انجام ميدهيم تا دل مؤمنين شاد شود، يكبار ميگويد اين كار را ميكنم ثوابي ببرم يا چون كار خوبي است انجام ميدهيم، هركجا كه وعده ثواب و پاداش دادند شما ميتوانيد در آن نيت كنيد در آن صورت طرف استحقاق دارد يا ندارد مطرح نيست. امام صادقعليهالسلام فرمود: هر مسلماني مسلمان ديگر را ببيند و او را شاد كند ـ ديگر از بحث مالي خارج است، شاد كند يعني با برخورد خوب و باز و آزاد او را شاد كند ـ هركسي مسلماني را شاد كند خداوند عز و جل را شاد كرده است. امام صادقعليهالسلام فرمود: كسي كه سروري وارد قلب مؤمني كند در حقيقت آن سرور بر قلب رسول خدا وارد شده است و هركس بر قلب رسول خدا سرور وارد كند آن به خداوند متعال نيز ميرسد و خداوند نيز شاد ميگردد و همينطور اگر مؤمني را ناراحت كنيد به همين صورت ابتدا رسول خدا و بعد خداوند نتعال را ناراحت كرده است. اگر بتوانيم اين ديدگاه را در برخوردها عوض كنيم مثلاً همسر را به چشم يك مؤمن نگاه كنيم، همينطور فرزندان و ديگران را آنطور كه هستند نگاه كنيم.
مطلب بعد اينكه در انجام اعمال و برخوردهايي مثل انفاق به كمك و استعانت و رفع حاجت و ادخال سرور در همه اينها بايد سلسله مراتب را رعايت كنيم يعني گاهي اوقات ميبينيكه مؤمن هست و ميتواني او را شاد كني ولي خدا راضي نيست كه او شاد شود اگر جرمي مرتكب شده كه به تو مربوط نيست و به بيتالمال برميگردد يا فسادي مرتكب شده تا جايي كه ميشود بايد حفظ حرمت شود و آبروداري كنيم تشخيص اينكه ما بفهميم كه بخاطر اسلام كجا شخص را غمگين و ضايع كنيم و آن هم ضايع كردن اجتماعي با جايي كه ضايع كنيم بصورت فردي و كسي هم متوجه نشود سخت هست و احتياج به آگاهي دارد و يك جا هم هست شخص را محترمانه كنار ميگذاريم. حضرت رضاعليهالسلام فرمود: اگر كسي مؤمني را گشايشي دهد و مشكل او را حل كند خداوند متعال در قيامت او را و قلب او را گشايش خواهد داد. رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود: هركس از برادر مؤمن خود مشكلي را رفع كند خداوند متعال 70 سختي از سختيهاي آخرت را برطرف خواهد كرد. ميبينيد معاملهاي است كه اصلاً نميشود سود آن را حساب كرد در آنجايي كه اوج ذلت و فقرات براي انسان و دستش به هيچ كجا بند نيست گرفتاريهاي او را خداوند رحمان برطرف خواهد كرد.
نحوه بيان تمثل و تجسم، ص 62 تا سر تمثل و تجسم اعمال مبتني بر ظهور باطن، ص 63.
حالا فكر كنيد حضور در مسجد انسان را چه كار ميكند؟ تأثير رواني اين حضور اينگونه است كه در حرمها و مشاهد مشرفه و مساجد تقدس خاصي دارد كه مانع از گناه و آلودگي انسان ميشود و فكر انسان جهت پيدا ميكند، شما در مسجد حرف بد نميزنيد، پرخاشگي نميكنيد، نگاه به نامحرم نداريد، ماندن و تردد در مسجد خود به خود انسان را از گناه دور ميكند و به كسي نيش نميزنيد و آزار نميرسانيد براي همين در قبر از موذيها و آزار رسانندهها در امان هستيد.
والحمدللهربالعالمين.