بحث در مورد تمثل برزخي و انواع تمثل بود مثالهايي را نويسنده محترم انتخاب كردند كه دانه دانه آنها را ميخوانيم.
تمثل برزخي مسرور نمودن دلهاي مؤمنين، ص 59 تا آخر ص 60.
وقتي ميگويد در همه مراحل هول با او بوده يعني اين فشار و ترس و هول با مؤمن هست وقتي كسي آن را برطرف ميكند و ميگويد از همان سروري كه وارد دل مؤمن ميكني يكي ساخته ميشود يعني اين سرور خودش يك باطن دارد و اين باطن هست كه ميآيد و به داد انسان ميرسد و كمك ميكند. بعد خيلي جالب است ميفرمايد به قلب فلاني، يعني چه؟ يعني جزيي است و اين پاسخ فقط مال همان يك سرور است كه به دل آن مؤمن وارد كردي ميخواهد بگويد ما نبايد خوشحال كردن ديگران را كوچك بگيريم اگر ميگفت سروري هستم كه به قلب مؤمنين وارد كردي ميشد يك مفهوم كلي ولي ميگويد به قلب فلاني وارد كردي. حالا از مؤمن كه بگذريم كه حرمت او از كعبه بالاتر است ولي گاهي شما يك فشار و ناراحتي را از روي يك حيوان برميداريد اين به انسان كمك ميكند. مرحوم آميز جواد آقاي تهراني ميگفتند ايشان سبزي خريده بود به خانه كه ميرسد ميبيند يك مورچه روي اين سبزي است ميگويد اين حتماً از خانهاش دور افتاده چون روي سبزي من بوده و من او را از آنجا تا اينجا آوردم برميگردد و مورچه را نزديك سبزي فروشي به زمين ميگذارد و برميگردد. هرچقدر انسان رشد ميكند و لطافت پيدا ميكند، روحيه رحمت واسعه خودش به خداوند تبارك و تعالي بيشتر شباهت پيدا ميكند محدود به چند نفر نيست از خانواده خودش و همشهريها و همسايهها و هم دينيهاي خودش عبور ميكند و خيلي وسيع فكر ميكند و نگاه او يك رحمت عام است. عليعليهالسلام در عهدنامه خود به مالك اشتررحمةاللهعليه ميفرمايد مردم دنيا دو دسته هستند يا هم دين تو هستند يا در خلق و خلقت با تو شبيه هستند يعني انسان هستند با آنها مدارا كن و آن دستورات را به او ميدهد. خود حضرت امير و ديگر ائمهعليهمالسلام هم همينگونه بودند، آن مروانعليلعنةاللهعليهاجمعين كه اينهمه در حق آنها ظلم ميكنند ولي وقتي سربازان يزيد ملعون به مدينه حمله ميكنند همين خانواده دشمنان حضرت به خانه حضرت سجادعليهالسلام پناه ميبرند، اين رحمت عام است كه در جبهههاي جنگ خودمان بچههاي بسيج نسبت به سربازان دشمن هم اينگونه بودند. ما فعلاً اين را در مورد مؤمنين ميخوانيم ولي دقت كنيد كه رحمت هرچقدر وسيع شود براي انسان نجات دهنده است.
يكي از مظلمه را در خواب ديدند و ديدند كه د رعذاب نيست پرسيدند علت چيست ميگويد من روزي رد ميشدم در دوران قحطي ناني تهيه كرده بودم براي خانواده و در راه كه ميرفتم ديدم سگي ناله ميكند و تولههايش چسبيدهاند به پستان آن سگ و پستان را ميمكند ولي شير ندارد كه به تولههايش بدهد و ناله ميكند و من مقداري نان جلوي سگ انداختم طوري كه شير در پستان جاري شد و بچههايش شير خوردند و الآن من در قبر آن عمل به داد من رسيده و من در راحتي هستم. اين را ميگويم كه مقايسه كنيد كه اگر انسان به يك انسان مؤمن نيكي كند و سرور در دل او ايجاد كند چقدر كار انجام داده و عظمت عمل چقدر است و هيچ مخلوقي از مؤمن در نزد خداوند متعال عزيزتر و گراميتر نيست و در روايت داريم كه اتصال مؤمن به خداوند تبارك و تعالي مثل اتصال شعاع خورشيد به خود خورشيد است.
از اول پاراگراف، ص 61 تا سطر9.
شبيه به اين را هم در جاهاي ديگر داريم مثلاً شما وقتي از نگاه به نامحرم صرفنظر كني ميفرمايد كه خداوند متعال همسر بهشتي براي اين شخص خلق ميكند.
از سطر 10، تا سطر 19، وسط سطر.
حالا عليعليهالسلام جملهاي دارد كه از اين بالاتر است يعني باطن اين جمله لايزال معه را روشن ميكند كه اين سروري كه وارد قلب مؤمن ميكنيد و هميشه با شخص هست به چه معناست؟ حضرت ميفرمايداين سرور با شخص هست و جاهايي كه غمگين ميشود به دادش ميرسد.
تو نيكي ميكن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز
و در روايت داريم هيچ عملي پاداشش به سرعت نيكي به انسان نميرسد خود شما هم بارها اين را شايد تجربه كرديد كه خيلي جاها گرفتار شديدو به طرز معجزه آسايي مشكلتان حل شده است و غم شما برطرف شده بعد سريع برميگرديد در نفس خودتان و ميگوييد كه اين بخاطر اين بود كه من مشكل فلاني را حل كردم آنقدر اين مسأله روشن است كه بعضيها ميگويند كه حقش هم اين بود كه اين مشكل مل شود چون ما براي كسي دردسر درست نكرديمو تا توانستيم دست اين و آن را گرفتيم و مشكلات همه را حل كرديم. در قيامت يك زمان ميگويند جزاي اين كار را در دنيا به شما داديم اين در موقعي است كه شخص كار نيك را انجام ميدهد ولي آن را به ابديت ارتباط نميدهد يعني پيوند ابدي بين نفس خودش با آن عمل برقرار نميكند و عمل تمام خاصيت خود را در همين جا به شخص ميرساند و براي آنطرف چيزي باقي نميماند ولي اگر شخص به اين چيزها دقت نكرد و فقط كار را براي خدا انجام داد و با هيچ چيز كار نداشت اين عمل با ابديت پيوند ميخورد و برايش ميماند و ديگر اينكه اين نوع عملها يكبار مصرف نيستند بلكه اثر جاودانه دارند و هميشه به انسان كمك ميكنند لذا ميبيند در لحظه اشراف به برزخ ميآيد و به شخص نويد و مژده و بشارت ميدهد و بعد هم هميشه به او خير ميرساند، همچنين در دنيا.
از وسط سطر 19 تا ص 61 تا سطر 16، ص 62.
شما دقت كرديد مسافرت كه ميرويد و در غربت هستيد، اصلاً غربت اينگونه هست در روايت داريم كه كسي كه از در وارد ميشود كساني كه آنجا هستند به او سلام كنند چون هركس كه وارد ميشود يك وحشتي دارد ولو اينكه جمع دوستانه باشد. در مسافرت كه غريب هستي، در ترمينال يا فرودگاه وقتي ميبيني عدهاي به استقبال تو آمدند و به تو خوشآمد ميگويند و ساك را از دستت ميگيرند و ماشيني جهت انتقال تو به استراحتگاه تهيه كردند چقدر خوشحال ميشوي و آرامش داري ولي وقتي تنها هستي و بايد خودت بگردي و جايي را پيدا كني مضطرب هستي حالا اين در دنياست ولي وقتي ميخواهي منتقل شوي به عالمي كه همه چيز آن با اينجا تفاوت دارد و ديگر برنميگردي و بايد از همه چيز قطع علاقه كني در يك چنين شرايطي يك شخص خوش منظري بيايد و بگويد فلاني غصه نخور من پيش تو هستم و اصلاً ناراحت نباش الآن داريم يكجاي خوب ميرويم.
از سطر 17، ص 62 تا سر نحوه بيان تمثل و تجسم اعمال خير و شر.
آنچه كه ما در اينجا از شرايط برزخي ميشنويم در برزخ تكويناً انجام ميشود صورت هست ولي صورت واقعاً آرامشبخش هست وقتي او ميگويد واقعاً همان ميشود وقتي ميگويد مژده باد به تو، همينگونه ميشود و ما واقعاً شاد ميشويم و آرامش پيدا ميكنيم.
نبي اكرمصلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمايد: در بهشت خانهاي است كه به آن خانه شادي ميگويند. حالا نگاه كنيد مفهوم چقدر عالي است خود بهشت خانه شادي است و همهاش شادي و سرور و لذت و بهجت است حالا در اين همه شادي و لذت خانهاي باشد كه اسمش خانه شادي باشد كه فهم آن خيلي مشكل است. در اين خانه كسي داخل نميشود مگر كسي كه بچهها را شاد كند. اگر بدانيد چه حكمتي پشت اين روايت خوابيده است، بچهها كه ميدانيد اصولاً تفاوت سني زيادي با بزرگان دارند و از نظر فهم زبان همديگر از هم فاصله دارند، بزرگسال خيلي حوصله شنيدن حرفهاي بچه را ندارد مگر همان چند دقيقه اول از آن طرف كوچكترها و بچهها خيلي دوست دارند بيايند حرفهاي خود را با بزرگترها بزنند. بچه مطالبي كه براي خودش جالب است خيلي خندهدار و جالب و شيرين است ولي ممكن است براي بزرگترها اصلاً معنا نداشته باشد و ميخواهد تعريف كند حتي گاهي اوقات چندبار ميخواهد بيايد و تعريف كند. از طرفي تحويل گرفتن بچه توسط پدر و مادر براي بچه حكم حيات و غذاي مهم روحي را دارد كه اگر بچه از اين محروم شود اثر خيلي ناجوري در روحيه ميگذارد بسياري از بزهكارهاي بچهها و فرار از خانه و جنايتها و آلودگيهايي كه بچهها تحصيل ميكنند معلول اين است كه در خانواده به آنها اكرام نشده است لذا حضرت ميفرمايد: اكرم اولادكم، فرزندان خود را اكرام كنيد. مخصوصاً بچه اول چون سالها با والدين تنها هستند و او فكر نميكند كه بچه است و دو تا آدم بزرگ، بلكه فكر ميكنند يك خانواده 3 نفري هستند و هر سه آنها حق مساوي دارند بلكه شايد گاهي اوقات فكر ميكند كه يك خانواده 3 نفري هستند كه اين سلطان است و دو خدمتكار دارد. در خانوادههاي پرجمعيت كه بچه در آنها زياد است در بين بچهها رقابت هست و اتفاقاً سالمتر هم بارميآيند ولي وقتي اينگونه نيست بچه طور ديگري فكر ميكند؛ وقتي پاي درد دل اكثر نوجوانان بزهكار مينشيني ميگويد در خانه براي ما ارزشي قائل نبودند پدر به حرف ما گوش نميداد ما را كتك ميزد هرگاه خواستيم با آنها صحبت كنيم گفتند حال نداريم برو آنطرف. حتي در بزرگترها كه منجر به طلاق ميشود ميگويند اين حرف مرا نميشنيد، ارزشي قائل نبود خيلي مردها اينطوري هستند شايد متدين نماز خوان، حزباللهي هم باشند ولي وقت مستقل براي خانواده نميگذارند كه به زن بگو تو براي من ارزش داري آنقدر كه من بنشينم و با تو حرف حرف بزنم فقط دوران نامزدي نيست كه زن احتياج دارد و ما با او حرف ميزنيم بلكه حتي بعد از ازدواج كه آتشها خوابيد زن بيشتر احتياج به گفتگوي دو نفره دارد حرف كاري و ماوراي طبيعت هم نه بلكه از خودشان بگويند. لذا بچهها هم خيلي احتياج به اين دارند كه وقت بگذاري و با آنها حرف بزني و حرف آنها را گوش كني و اگر اهميت ندهي يكدفعه از كوره درميرود داد ميزند كه اي بابا با تو هستم. اينها همه كه گفتم به جاي خودش ولي شاد كردن بچه ماوراي همه اينهاست و شاد كردن هم به اين نيست كه حتماً خوراكي يا اسباب بازي براي آنها بخري، بچهها خيلي متوجه هستند بالاخره انسان هستند و فطرت دارند و بين يك خوراكي خريدن و برخورد احترامآميز يا محبتآميز پدر خيلي فرق ميگذارد و كاملاً بين اين دو را تميز ميدهد و براي مورد دوم ارزش ويژهاي قائل است اكثر قريب به اتفاق اين مسائل از مقوله مادي نيست كسي نگويد من مشكلات اقتصادي دارم و نميتوانم، خير اصلاً اينها خرجي ندارد لذا خانوادههايي ميبينيد كه نان و پنير را با شادي و رضايت دورهم ميخورند ولي خانوادههايي با هفت نوع غذاي رنگين همه دلها از هم فاصله دارد اين به هنر افراد مربوط است كه وقت بگذارند و شادي را به قلب افراد خانواده و به محيط خانه وارد كنند. در اينصورت تمام افراد خانواده دلهايشان از لحاظ محبتي پر است و به قول امروزيها بهداشت رواني آنها درست و سالم و كامل است. يك همسر ممكن است از اين لحاظ تأمين نشود حال مرد او هم مرد خوبي است اما از اين جهت ارضاء نشده است بعضيها هم بصورت ديگري نمود ميكنند چون از اين جهت ارضاء نميشود يعني يك ارزش ذاتي به او داده نشده است دنبال ارزش خودش بيرون از خانه ميگردد و كار پيدا كند ممكن است به پول هم احتياج نداشته باشد ولي ميخواهد خودش را و اثر كار خود را طور ديگر ببيند. معصومينصلواتاللهعليهماجمعين مصداق كامل اين مسأله شاد كردن بچهها بودند پيامبر گاهي اوقات داريم كه وقتي از خانه خارج ميشد كه به مسجد برود بچهها در كوچه جلوي حضرت را ميگرفتند كه از حضرت تقاضاهايي داشتند كه حضرت هم برآورده ميكرد و در يك روز عيدي همه بچهها بيشتر داشتند ولي حسنين شتر نداشتند پيامبر عرض ميكند من شتر شما ميشوم و ميآيند قاطي شترها و دو نازدانه را سوار خود ميكنند و حتي صداي شتر هم درميآورند كه بچهها شاد شوند حال نگوئيد كه اينها امام بودند خوب آنطرف هم پيغمبر بوده است. عين همين روايت را هم براي ايتام داريم كه در بهشت خانهاي كه كسي وارد آن نميشود مگر كسي كه يتيمي را شاد كرده باشد. حضرت اميرعليهالسلام به خانوادهاي سربازانش كه در جنگ شهيد شدند سركشي ميكنند، حال سركشي چيست؟ غذايي بدهد لباسي تهيه كند ولي حضرت به اين بسنده نميكند در خانه آنها بعد از غذا پختن ميبيني كه چهار دست و پا ميشود بچهها را سوار ميكند با بچهها بازي ميكند و شادي را اينگونه به بچهها ميدهد. حتي حضرت امامسلاماللهعليه هم گاهي اينگونه بودند و با نوههاي خود اينگونه رفتار ميكردند، مقام معظم رهبري ميفرمايد كه خيليها هستند كار خير ميكنند و سرمايه گذاري ميكنند اما كم هستند كساني كه مستقلاً خودش سركشي كند و اين كارها را انجام دهد؛ اين مهم است كه خود شخص سركشي كند و بالا سر محتاج و يتيم و دردمند برود و نوازش و دستگيري كند و به آنها شخصيت بدهد و آنها را شاد كند. قرآن كريم در سوره آل عمران ميفرمايد كه به سوي بهشتي كه اندازه او به اندازه همه آسمانها و زمين است سبقت بگيريد كه اين بهشت آماده براي متقين، آنهايي كه اموال خود را در تنگ دستي انفاق ميكنند و در زمان دارايي بايد اين بصورت يك تفكر در زندگي ما دربيايد و ما يك وقت مستقل براي رسيدگي به دردمندان و گرفتارها در اطراف خود بگذاريم و ائمه ما همه اينگونه بودند. پيامبرصلياللهعليهوآلهوسلم فرمود كسي كه يك مؤمني را شاد كند مرا شاد كرده است يك موقع هست ميگوييم اين هست پس اين ميشود ولي ما بعنوان شاگردان معرفت نفس بايد توجه كنيم كه چه سنخيتي بين روح رسول خداست با روح مؤمن، حضرت صادقعليهالسلام چقدر به فكر است و ناراحت شيعيان خود هستند پولي به يكي از اصحاب ميدهند و ميفرمايند اگر دو نفر از شيعيان ما ناراحتي داشتند يا مشكلي كه با پول حل ميشد آن را حل كن يعني سرمايه گذاري براي اين كار. و در ادامه روايت رسول خدا ميفرمايد كه كسي كه من را شاد كند يك عهد و پيمان نزد خداوند متعال دارد يعني يك برگ برنده دست اوست و كسي كه عهدي از خداوند متعال گرفته است روز قيامت طوري وارد ميشود كه جزء آمنين است يعني در وادي امن است در ساعت و روزي كه هول و وحشت قيامت و آن وادي همه را فرا گرفته و اين خيلي مهم و عجيب است و تا منتقل نشويم نميتوانيم معناي آمنين را بفهميم.
والحمدللهربالعالمين.