جلسه 111 - معاد
شماره جلسه
111
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 111 - معاد

جلسات گذشته پيرامون صور مثالي اعمال خير و خوب صحبت كرديم و گفتيم كه اينها صور مثالي‌شان براي كسي كه به عالم برزخ منتقل شده بسار بهجت‌زا و خوشحال كننده است و متقابلاً وقتي سخن از صور مثالي اعمال بد مي‌شود اينها هم بسيار وحشتناك و غمگين كننده و نفرت آور هستند.

صور مثالي اعمال بد، ص 57 تا وسط سطر7.

آنهايي كه در دنيا يك مقدار قطع علاقه كردند از ماديات در همين دنيا هم مي‌توانند اين بوها را چه بوي اعمال خوب و چه بد را استشمام كنند. در جلسه قبل هم كه در مورد كشفها توضيح دادم گفتم كه همه حواس پنجگانه ما داراي كشفياتي هستند كه جداي از ادراكات حسي و مادي است كه در اين دنيا داريم. مثلاً از لحاظ لمسي چيزي را لمس كنيم كه ديگر مردمي كه علاقه به ماديات دارند و در آن غوطه‌ورتر اين حس را ندارند يا بوئيدنيهايي است كه بعضي‌ها مي‌توانند بو كنند يا شنيدني و همينطور ديدني كه به اينها كشف سمعي يا بصري يا كشف لمسي مي‌گويند يعني مكاشفه مي‌شود ولي از لحاظ چشم و با عضو گوش يا بوسيله حس بويايي و... و چه در زمينه خوب و چه بد هر دو را مي‌توانند ادراك كنند. خداوند متعال به طور طبيعي ما را اينگونه مجهز كرده كه عذاب آور بودن و بد بويي و كثيف بودن اعمال بد را در همين جا درك مي‌كنيم همانگونه كه ابتهاج و خوبي و نشاط اعمال نيك را درك مي‌كنيم. فطرتاً از رياكاري و دروغ، ريا، خودخواهي، خودنمايي متنفر هستيم منتهي ممكن است يك نفر خودخواهي يا رياكاري و خودنمايي وجود خودش را در قالب يك احساس خوب و صورت مقدس و عمل خوب ببيند ولي اگر پرده كنار برود از اين عمل متنفر مي‌شويم و ما فطرتاً سنخيت با خير داريم و از شر و بدي بيزاريم حق جنايتكارترين آدم‌ها وقتي كسي در حق خودشان بدي مي‌كند اين احساس را دارند كه از عمل بد متنفرند. بعضي‌ها قوي‌تر هستند علاوه بر ادراكات ديگر بو را هم استشمام مي‌كنند مثل ملائكه‌عليهم‌السلام كه بوي عمل خوب را متوجه مي‌شوند و خوشحال مي‌شوند و همينطور از عمل بد حتي اگر صورت مقدس داشته باشد بوي بد را متوجه مي‌شوند و ناراحت مي‌گردند.

از وسط سطر 7، ص 57، (پاورقي، ص 57-58) تا سطر 4، ص 57، آخر شعر.

زكام در اين شعر به معناي عدم استشمام بو است، مي‌گويد بوي افزون‌جوي يعني به دنبال بو باش و زكام را برطرف كن تا بو استشمام كني در واقع در اين دنيا ما همه زكام گرفته هستيم كه نمي‌توانيم هيچ بويي استشمام كنيم و نه مي‌بينيم و نه مي‌شنويم و چقدر زندگي بدي است. يك وقت انسان نگاه مي‌كند و مي‌بيند كه در چه سطحي قرار دارد از نظر زندگي و با اين گذر سريع عمر مي‌بيني كه هيچ ترقي نمي‌كنيم و از آنطرف هيچ ادراكي نمي‌توانيم داشته باشيم.

از اول سطر 59، ، بعد از شعر تا سطر 4.

اين يعني اينكه بايد بدانيم هر آلودگي كه هست نمي‌توانيم از آن فرار كنيم و بالاخره با آن برخورد خواهيم كرد، بايد سعي كنيم جز خير در انديشه ما وارد نشود و جز خير از ما صادر نگردد.

از سطر 7، ص 59 تا سطر 11.

عالم برزخ با تمام وسعتي كه دارد نسبت به قيامت محدوديتي دارد كه از اعمال ما چيزهايي مي‌ماند كه ظهورش براي قيامت مي‌ماند. وقتي مي‌گويد محاسبه يك روز عمر شما برابر با 50 هزار سال آن دنياست يعني اجمالي كه در اين 60، 70 سال گذرانديد آنطرف باز مي‌شود، ذره به ذره و ثانيه به ثانيه آن را باز مي‌كنند و همه آن را و لحظه به لحظه عمر را چه از خيرها و بديها بايد ببيني و بچشي. يك موقع هست شما يك حظ معنوي مي‌بري يا كسي يك كار خيري در حق شما مي‌كند و مي‌بيني نمي‌تواني جواب كار خير او را بدهي مي‌گويي يك دنيا تشكر مي‌كنم يعني من عاجزم و نمي‌توانم اندازه اين حظ را بررسي كنم مي‌گويم خدا اجرت دهد يا مي‌گوييم عاقبت به خير شوي يعني در حق طرف دعاي بي‌نهايت مي‌كنيم و اينگونه اعمال در آن طرف باز مي‌شود.

شب ماه مبارك است و من يك هديه به شما بدهم كه هديه‌اي است بي‌نهايت و حدي ندارد كه بخواهي آن را حساب كني و آن اين است كه گاهي كه انسان حمد الهي را به جا مي‌آورد مثلاً مي‌گوييد الحمدلله ملائكه حساب مي‌كنند و در نامه عملش يك حمد مي‌نويسند ولي مؤمن وقتي حمد مي‌كند مي‌گويد: الحمدلله كما هو اهله؛ خدا را شكر مي‌كنم آنگونه كه خداوند متعال اهل آن است، در اينجا ديگر همه ملائكه قلم‌ها را زمين مي‌گذارند و كسي نمي‌تواند اين نوع حمد را محاسبه كند چون كما هو اهله يعني بي‌نهايت و جز پروردگار عالم كسي نمي‌تواند آن را حساب كند و اگر شما از ته دل يك همچو حمدي كنيد بعد كه مي‌خواهد جواب داده شود برزخ به آن بزرگي نمي‌تواند آن را جواب دهد برزخ عالم عظيمي است ولي محدوديت خاص خودش را دارد لذا اگر خواستيد شكر كنيد و حمداللّهي را به جا بياوريد اينگونه حمد كنيد. اعمال زشت هم اينگونه است مثلاً گاهي كسي كار زشتي مرتكب مي‌شود ولي آنقدر ناراحت است و ممكن است حتي طرف را اعدام كنند ولي باز عمق اين فشاري كه به زبان شما مي‌آيد قابل محاسبه نيست، دنيا تحمل ندارد، برزخ هم تحمل ندارد و آنجا است كه وقتي گناه را باز مي‌كنند مساوي با 100 سال عذاب مي‌شود.

گاهي كسي يك انحراف در تاريخ ايجاد مي‌كند و كاري مي‌كنيد مسير عوض مي‌شود يا يك تصميم بدي مي‌گيريد، شوخي نيست اين را هيچ كس نمي‌تواند محاسبه كند آنهايي كه مسير خلافت را عوض كردند و از آن زمان تا حال ما همه‌اش داريم در تاريخ ظلم و جنايت و بدي مي‌بينيم اين يك قيامت بي‌نهايتي مي‌خواهد كه ذره ذره اين تاريخ را باز كنند تا به حساب آن رسيدگي شود. در انسانهي معمولي هم گاهي كسي يك بار مفسده‌اي انجام مي‌دهد ولي آثارش تا بي‌نهايت است دقت كنيد كارهاي ما در اين دنيا قابل پاداش و كيفر نيست و عين عدل است كه معادل عمل جزا مي‌بيني اثر بسيار زياد است و نمي‌شود گفت به ما 5 يا 10 ثانيه يا يك ساعت اين عمل طول كشيد چرا 100 سال عذاب؟

والحمدلله‌رب‌العالمين.