جلسه 108 - معاد
شماره جلسه
108
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 108 - معاد

مهم اين است كه هركدام از اينها يك جنبه‌اي از وجود انسان را تكميل مي‌كند و يك سلسله خطرهايي را از انسان دفع مي‌كند، خداوند كه بشر را نافريده، عذا كننده هم كه نيست كه بخواهد كسي را عذاب كند، آنچه از عذاب و جهنم متوجه نفس انسان مي‌شود چيزي است كه خودش با خودش از اينجا برده است، نوع تولدش به عالم برزخ است، گرفتاريها و باطل‌هايي است كه در دنيا با او پيوند خورده است لذا ريشه در دنيا دارد. لذا هركدام از اين شش تا كه منحصر به همين‌ها هم نيست و چيزهايي ديگر هم هست كه وجود انسان را تكميل مي‌كند و يك نقص و ضعفي را برطرف مي‌كند، مثلاً نكاح و ازدواج، يك ازدواج مشروع خاصيتي براي انسان دارد كه چيز ديگري نمي‌تواند آن را پر كند. در روايت داريم كه درجاتي هست كه مخصوص متأهلين است يعني كسي كه تحمل رنج زن و فرزند را مي‌كند. به همين دليل حضرت مي‌فرمايد كه شما سنت‌ها را حتي اگر شده يكبار در عمر خود اجرا كنيد زيرا هيچ سنتي بي‌حكمت نيست.

از سر تمثل برزخي نماز، ص 49 تا آخر ص 51.

به اينهمه رموز عالي، اينهمه مقررات، قوانين و حساب و كتاب‌هاي عالي درباره نفس دقت كنيد، آن وقت انسان وقت خود را در چه چيز باطل مي‌كند. اينجا يك بدن، درخت، گياه، خاك، زمين، سنگ، كه هركدام علوم مربوط به خود را دارند، كدام زمين شناس است كه يك بي‌حساب كتابي يا بي‌دقتي يا بي‌نظم در امور مطالعاتي خودش پيدا كرده باشد تمام آن رمزدار و با حكمت است آن موقع نفس كه اشرف مخلوقات است، قوانين برزخ كه منشأ دنيا است در قوس‌نزول، رمز ندارد! حكمت ندارد! و انصافاً كدام يك را ارزش دارد كه انسان وقت صرف تحصيل آنها بگذارد.

خواندن پاورقي، ص51 و 52.

در واقع وقتي مي‌گويد از شش طرف مي‌آيند و انسان را محاصره مي‌كنند يعني قوام شخصيت انسان به اين چيزها است، براي همين اينها جزء واجبات هستند و هيچكدام از مستحبات نيستند و ترك آنها هم گناه كبيره است و نداشتن بعضي از آنها مساوي با كفر و سقوط از مرحله انسانيت است، و انسان بدون اين شش عمل هيچگاه حيات انساني نخواهد داشت لذا اگر كسي از اينها بي‌بهره باشد يا كم بهره باشد يا ارتباطش ضعيف باشد قطعاً در تكامل انساني و تحول انساني خود دارد ضعيف عمل مي‌كند و دارد خود را ضايع مي‌كند، انسان مي‌بايست يك پيوند عميقي با هريك از اينها برقرار كند و اينها دوستان ما هستند، صوري هستند كه تا ابديت مي‌خواهيم با اينها زندگي كنيم، اينها همراهان ما هستند و ما اينها را زشت و ضعيف نكنيم و هر اندازه الآن سعي كنيم با كيفيت با نماز برخورد كنيم، اينكه در همه موارد نماز اينهمه توصيه و سفارش به رعايت تك تك اينها شده است، مثلاً شما اگر مي‌خواهيد وضو بگيريد وضو احترام خاصي دارد اگر بتواند رو به قبله باشد و بعد دعا دارد، چرا بزرگان دعا مي‌كردند كه خداوندا روزي ما كن تمام وضو را، اين وضو چيست؟ حال دقت كنيد اينها چقدر مهم است و قوام شخصيت ما به اين چيزها است و ما چگونه داريم زندگي مي‌كنيم و اصول را به چيزهاي ديگر قرار داديم و نماز فرع كارهايمان است، كيفيت آ فرع كارهايمان است، روزه فرع است، اينها بايد در زندگي و عمر ما موضوعيت داشته باشد. البته اگر كسي در اعمال خود فكر كند مي‌فهمد كه وري كه اطرافش هستند ضعيف هستند و جاندار نيستند كه بتوانند او را كمك كنند و در همين دنيا متوجه مي‌شويم كه نمازهايمان خيلي كمك ما نمي‌تواند كند هرچند نماز صوري‌ترين حالتش خيلي كمك است اما بايد توجه كرد كه كيفيت نماز و ساير اعمال را بالا ببريم. يك كسي مي‌گويد خدا را شكر كه نصيب من نماز با همه كيفيتش شده است. در روايت داريم بهترين مردم كسي است كه عاشق عبادت باشد، اصلاً از نماز و تركيب آن خوشش بيايد.

در نمازم خم ابروي تو با ياد آمد حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد

فرق است بين اينكه نماز بخوانيم و در نماز احساس تغذيه كنيمو احساس نشاط و پرواز كنيم و در نماز به رقص بياييم و نماز ما را به وجد بياورد تا نماز را يك تكليف بدانيم و بگوييم اگر نخوانيم به جهنم مي‌رويم. مرحوم آميز علي آقا فرموده بود كه اگر در آن طرف نگذارند نماز بخوانيم چه كاركنيم؟! او به نماز چگونه نگاه مي‌كند ما چگونه! او نماز برايش موضوعيت دارد و خوش به حال آنهايي كه عبادات برايش مهم است و انس با آنها برقرار مي‌كند و به ديد يك تكليف به آنها نگاه نمي‌كند. آدم‌هاي زرنگ و زيرك را ديديد؟ اين آدم‌ها هر نوع فعاليت اجتماعي كه دارند، هر نوع ارتباط جمعي كه دارند، در مفسدين، قدرتمندان در گناه، در پولدارها اينها در آخر همه اين چيزها را براي اين مي‌خواهند كه يك خلوتي با گناه داشته باشند يا خلوت جمعي يا خلوت فردي. اين يك نوع زيرك است، زيرك در امور معنوي هم هميشه از تجمع و شلوغي فرار مي‌كنند نه به معناي عزلت و گوشه نشيني و حضور سياسي اجتماعي نداشته باشد، به اين صورت نه.

حضرت اميرعليه‌السلام به مالك اشتررحمة‌الله مي‌فرمايد: كساني را براي امارت انتخاب كن كه اهل نماز و عبادت و خلوت و شب زنده‌داري هستند.

در تجارت اخروي و تجارت بي‌نهايت شخص زيرك دائم در خلوت با خدا است در كارهاي دنيايي هم همينطور است كسي كه رأس يك مملكتي است اطرافيان هميشه سعي مي‌كنند بيشتر با اين شخص خلوت داشته باشند و حشر و نشر كنند. آدم زيرك در تجارت اخروي دائم از جمع فرار مي‌كند و به خلوت مي‌رود و با سلطان حقيقي و رب العالمين خلوت مي‌كند چون مي‌داند انس اين چنيني فقط برايش مي‌ماند كسي برنده است كه سابقه رفت و آمد و خلوت انسش با خداوند تبارك و تعالي بيشتر باشد. اينكه در دل شب بلند شوم نماز بخوانم و دعا كنم بعد دلم بشكند و بگويم خدايا بچه‌ام را شفا بده اينهم باز خلوت نيست. خلوت يعني من و تو، در خلوتي كه بين شخص با معشوقش مي‌كند چيزي از معشوق نمي‌خواهد. بزرگترين سرمايه‌اي كه انسان دارد خلوتهايي است كه با پروردگار عالم داشته مخصوصاً در سنين جواني. ما به اين شش جهات بايد به چه چشمي نگاه كنيم؟ الآن آدم پولدار زرنگ سراغ دارم كه سر سال رفته بليط 12 ماه سال را 12 بليط رفت و برگشت براي مشهد خريده است كه هر ماه زيارت امام رضاعليه‌السلام برود گفته حالا كه پول هست به اينگونه از آن استفاده كنم، مگر طرف پول نمي‌گذارد كه شمال، لب دريا يا خارج از كشور برود. مي‌گويد برويم يك جاي خلوتي يك مقدار قرآن گوش كنيم يا بخوانيم چقدر صفا دارد اينجا الآن يك زيارت عاشورا بخوانيم، بعضي‌ها خلوت را براي كارهاي ديگر مي‌خواهند كه اگر اينطور بود سور و سات ما جور بود، بعضي‌ها به معنا و معنويت راه پيدا مي‌كنند.

والحمدلله‌رب‌العالمين.