بحث اين است كه آيا در برزخ روش كلي عملي متمثل ميشود يا تك تك اعمال بصورت جدا و ويژه متمثل ميشود.
از سر تمثل روش كلي عملي در عالم برزخ، ص 46 تا سطر آخر.
معمولاً ما هرچند از جهت عقيده قائل به معاد هستيم و اصول ديني را قائل هستيم اما از نظر عملي مشرك و به تعبير بعضي از روايات كافر هستيم. ما عملاً اصالت دنيايي عمل ميكنيم يعني بيشترين سرمايهگذاري را در مورد آن دو قسمت اول روايت است كه ميكنيم يكي بيشتر و بهتر خوردن و در رفاه بودن هست و لذت بردن و ديگري پرداختن به همسر و فرزندان و اين چيزهاست و اگر در 24 ساعت نگاه كنيم كه به چه ميزان به آخرت اهميت داديم و وقت گذاشتيم براي حقيقت خودمان ميبينيم كه خيلي كم هست و شايد اصلاً وقتي پيدا نشود. در تقسيم بندي اول ما در حالتي كه قائل به آخرت هستيم اگر از راه حلال جلو برويم در كارها خدا را در نظر بگيريم، مراقبت كنيم كه دچار آلودگي نشويم يعني دو قسم اول كه رزق و روزي و خانواده با آخرت ما كاري نداشته باشند، در تقسيم بندي اول كساني هستند كه وقت براي فرزند ميگذارند و همينطور خانواده و مسائل مادي و يك وقت هم براي مسائل آخرت ميگذارند اما آنطور كه بايد وقتگذاري شود نميشود و ر تقسيم ساعات انصاف را رعايت نكردند.
گروه ديگري هستند كه با وجود اعتقاد به آخرت و وقتگذاري براي آن، اين اهتمام و وقتگذاري تا جايي هست كه به آن دوتاي اول آسيب وارد نشود يعني اگر بخواهد يك مقدار از لذت دنيايي و پول و عيال و شهوات مباح كم شود يواش يواش از وقت آخرت كم گذاشته ميشود و اصالت را به اين چيزها ميدهند. گروه سوم كساني هستند كه ممكن است قدمهاي اين چنيني براي آخرت برندارند ولي به دو گروه اول چنان اصالت دادند كه اگر لازم باشد پا روي آخرت هم ميگذارند و گناه ميكنند. عمل انسان خطاب ميكند كه من در مقابل آن دو قسم اول پيش تو خيلي كم ارزش بودم و به آن دو تا لب گور بيشتر با تو نبودند بيشتر حريص بودي و به آنها ميپرداختي.
آيا اصلاً ممكن است كه در مورد كارهاي زندگي مثل درس خواندن، تجارت، پرداختن به زن و فرزند طوري عمي كنيم كه خود آنها عبادت باشد و اصلاً از آخرت جدا نباشد و آنها آخرت ما شوند؟ بله ممكن است اگر كسي قوي و با تدبر عمل كند مثلاً تجارت خانهاش محل كسب آخرت ميشود، الكاسب حبيب الله... . در مورد خانواده وقتي دارد تلاش ميكند بشود مثل كسي كه وقتي تلاش مي كند براي خانوادهاش مثل مجاهد در راه خداست يا كسي كه تلاش ميكند در بين يك مشت افراد غافل و تذكر ميدهد و خانواده را تربيت ميكند مثل كسي است كه در خون خود در راه خداوند متعال غلطيده است. يك مغلطهاي كه ممكن است پيش بيايد اينجاست كه ممكن است كسي بگويد من درس ميخوانم دكتر ميشوم و از مردم بيبضاعت ويزيت نميگيرم ولي چيزي كه هست با تمام اين حرفها انسان بايد يك وقت جدا و خصوصي براي مناجات با حق تعالي و رسيدگي به امور آخرت قرار دهد و يك وقت هم براي آموزش مسائل دين ابنها چيزي نيست كه با كار في سبيل الله بتواني جاي آنها را پر كني و به دست بياوري، بـُعد ديگر اين مغلطه اين كه اصولاً تا كسي وقت خصوصي براي يادگيري معارف ديني خود و مناجات و عبادت خداوند متعال و تفكر د امر آخرت نگذارد در اين امور موفق نيست يعني نميتواند كار و كسب و تجارت و تحصيل خود را يك جهت الهي دهد كه گناه در آن نباشد.
از اول ص 47 تا سطر 3، ص 48.
وقتي كه روش كلي يعني كل شاكله، كل شاكله يك هيأت خاصي دارد كه اين ما حصل كليه ارتباطاتي بوده كه انسان داشته است از قبيل اعمال و افكار و عقايد و عادات و صفات و خصلتها. در مورد اعمال جداگانه ميفرمايد به نحو كلي است حالا يعني چه؟ يعني با تك تك اعمالي كه ما در ساعات و دقايق انجام داديم كار ندارند مثلاً كل نمازهاي ما در دنيا كه ميخوانيم يك صورت كلي دارد و ماحصل نمازهاي ما يك چهه خاصي است كه تمثل پيدا ميكند. مثلاً در نمازها ما معمولاً 5 يا 10 درصد يا بيشتر حضور قلب داريم، نماز كلي ما عبارت است از صورتي كه ماحصل كليه نمازهاي خوانده شده ما است.
از سطر 4، ص 48 تا سطر 16.
نماز ظهر يك ويژگي خاص دارد و نماز صبح و عصر ويژگي خاص خودشان مثلاً بعضي از اذكار را ميفرمايند كه بعد از نماز صبح بگو ولي بعضي را ميگويند بعد از نماز عصر بگو مثلاً استغفارات را بعد از نماز عصر توصيه كردند يا دعاها و درخواستها بعد از نماز ظهر است كه هر نمازي چهره مخصوص خود را دارد براي همين بعضي از كارهاي خاص كه انسان ميخواهد انجام دهد دقيقاً مشخص شده است كه بعد از كدام نماز آن را انجام دهد چون آن نماز ويژگي خاص خود را دارد يك چهره هم هست كه خود ما به نمازها ميدهيم و آن نوع توجه و حالتي است كه ما با آن وارد نماز ميشويم، پس ما در هر نماز با يك امر ثابت و يك امر متغير رو به رو هستيم.
از سطر 17 تا سر تمثل برزخي نماز، ص 49.
والحمدللهربالعالمين.