جلسه 100 - معاد
شماره جلسه
100
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 100 - معاد

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث امشب مربوط به مراتب باطن و یا درون ماست در این رابطه یک مقدمه ای را عرض می کنم بعد می رویم سراغ متن کتاب اگر خاطر شریفتون باشد توضیحی در رابطه با قوس صعود و نزول داریم که انسان مراتبی را طی کرده و تا به این دنیا رسیده ، عوالمی را طی کرده تا به پائین ترین حد وجود که این دنیا هست رسیده از این جا هم مراتبی را طی می کند که برگردد به اصل خودش خب یعنی انسان یک موجود ممتد همانطور ی که قبلاً هم گفتیم از بالا به پائین و از پائین به بالا هستش در هر مرحله از مراحل وجود در هر مرحله از مراحل این قوس اعم از صعود یا نزول انسان دارای یک مرتبه هستش یک طور وجود دارد انسان در هرمرحله وقتی می گوئیم انسان از این دنیا در این دنیا هست بعد به برزخ می رود و بعد به عالم بالاتر می رود به عوالم بالاتر این یعنی انسان در همه این مراحل طورهای وجود را داراست پس در همه مراحل وجود عالم وجود انسان دارای یک طور وجودی هستش

این جا که در دنیا هستیم عبارتست از ظاهر اما در مراحل بعد از دنیا هر تعداد عالمی کهداشته باشیم انسان دارای این تعداد باطن هست دارای این تعداد مراحل هست این یک نما و شمای کلی هست از مراتب انسان .حالاببینیم که نویسنده محترم حفظه الله تعالی مراتب را چگونه معرفی می کند .

درون ما یا باطن ما دارای مراتب است و ما بمرتبه اول از مراتب باطن خود تا حدودی راه داریم و از مراتب بالاتر و ***باطن خویش محجوب می باشیم . صور موجود در مرتبه اول را می یابیم و از صور موجود در مراتب بالاتر و عمیق تر در حجاب هستیم هر کدام از عقاید و افکار و اخلاق و اوصاف و اعمال و نظائر اینها ، صورتی در مرتبه اول دارد و صورتهای در مراتب بالاتر دارد که غیر از صورت موجود در مرتبه اول است و اگر دقیق تر باشیم می توان گفت صورت موجود در هر مرتبه ای ، غیر از صورت موجود در مرتبه دیگر است یعنی صورت موجود در مرتبه اول درون غیر از صورت موجود در مرتبه دوم درون و صورت موجود در مرتبه دوم درون نیز غیر از صورت موجود در مرتبه سوم درون است .

خب این از این چیز هایی که ما الان داریم حالت هایی که در درو ن خودمون هستش از افکار ؛عادات عقاید ، حالت هایی که در درون خودمون هستش از افکار ، عادات عقاید صفات که مرحله اول هست مرحله دوم که در برزخهستش که ما آگاهی هایی داریم . اگر بخواهید که این درس را خوب متوجه بشوید باید مراجعه کنید به مباحثی که در جلد اول در مورد این که یک امر درونی را ما به صورت های مختلف ، چگونه بروز می دادیم خاطر شریفتون هستش که ما وقتی صحبت می کردیم می گفتیم که چه بسا !

در درون ما یک امر ببینید ........ یک امر ساده ای باشد یک امر بسیطی باشد یک امر است اما وقتی جلوه می کند به صورتهای مختلف جلوه می کند این یک امر یک حقیقت است ولی تجلی است (تجلیات ) مختلفی دارد . فرض بفرمائید شما (مثالهای که زدم براتون مجدد می زنم که انشا الله امید است که مباحث دیگر هم بیادتو ن بیاید )اگر بیاد ندارید فرض بفرمائید شما به یک نفر علاقهدارید یا این که دوست دارید یک نفر را این دوست داشتن ، چند تا حقیقت هستش ؟ هان !

یک حقیقت هستش ولی وقتی می خواهد ظهور پیدا کند به مراتب خودش به صورتهای مختلفی ظهور می کند مثلاً شما بچه را که می خواهید اضهار علاقه کنید بهش گاهی وقتها با یک نگاه محبت آمیز بهش نگاه می کنید این حاکی از چی هستش ؟حاکی از محبت شماست . یعنی اون امر باطن که در دل شما هستش در وجود شما و در درون شما هست . به نام محبت به این بچه وقتی می آید از درون و قوس نزول را انجام می دهد توی قوس نزول (قوس نزول و صعود در شاگرد و استاد یادتون باشد که وقتی استاد می خواهد برای شاگرد صحبت کند از عالم بالا ، از ماوراء یک چیزی را می آورد تا..... به خیال می آورد از خیال می آورد به لفظ و تبدیل به صوت و ماده اش می کند و به گوش شاگرد می رساند شاگرد با نه این را چه کار می کند ماده را می گیرد .

از طریق گوشش تبدیل به خیالش می کند یعنی تصور می کند که استاد داره حی می گوید بعد اگر انشا الله انشا الله قوه خیالش طهارت داشت پاک بوده او را تبدیل به خودش می کند یعنی تبدیل به یک معنی می کند در وجود شخص ، شخص تبدیل به اون حقیقتی که استاد می گوید می شود اون حقیقت با وجود شخص یکی می شود می شود اتحاد علم و عالم و معلوم که در موردش صحبت کردیم یک حقیقت است بنام محبت ، وقتی شما می خواهید ظهورش بدهید تا می آورید ش بصورت ماده تبدیلش می کنید یعنی می خواهید بهش صورت بدهید به اون حقیقت ، گاهی وقتها هستش بصورت یک لبخند هست مثلاً می خندید همین طوری می خندید به بچه ، گاهی وقتها نزدیک ترمی شوید مثلاً یک نوازش می کنید بچه را سرش را یک نوازش می کنید گاهی وقتها هستش که بچه را بغل می کنید ، می بوسید ببینید 3 چهره هستش از یک حقیقت گاهی وقتها این بوسیدن کافی نیست مثلاً روی سینه تان می گذارید یک مقدار فشارش می دهید روی سینه که بعضی وقتها بچه خودش ناراحت می شود ، گریه می کند ولی شما دارید اظهار چی می کنید.

محبت می کنید گاهی وقتها می بینید که بچه را مثلاً چکار می کنید ؟گاز می گیرید مثلاً یک بچه رو دیدید بزرگتر ها گازش می گیرند از لپش مثلاً گاز می گیرند از دستش گاز می گیرند این هم باز حقیقتی هست یک محبتی هست که می خواهد ابراز بشود ،تبدیل به زاید می شود یعنی توی صورتی که می آید یک چیز دیگر است گاز اصلاً کجا با دست کشیدن کجا ؟ ! با هم اصلاً نسبتی ندارند . گاز کجا مثلاً لبخند کجا ؟! این طوری هستش .

گاهی وقتها بعضی ها که بچه رو دوست دارند یعنی می گوئیم مثلاً یک کتکش هم می زنند ، یک دونه توی صورتش هم می زنند یعنی مثلاً از شدت علاقه ، بچه جیغ می شکد ، داد می زند ، این ولی این می گه ***راحت شدم ، دلم خنک شد داره خودش رو خالی می کنه ، یعنی اون حس خودش رو که محبت هست رو داره خالی می کنه نمی تونه نگهش داره توی خودش که این بحث رشته دراز داره که در جلد 1 راجع بهش صحبت کردیم ؛ مقدار زیاد یش رو هم که اصلاً نگفتیم خدمتتون . ظرفیتش کم هست این رو باید بروزش بده و تبدیل به صورت کنه تا بتونه راحت بشه و آرام بشه و دیدیم مثلاً می زنه بچه رو تا آرام بشه به پنج یا شش صورت مثلاً این محبت را چکار می کنه ؟ تصویر می دهد و ظهور تجلی می کند این محبتی که یک حقیقت واحد هست .

تجلی کرده شما دقت بکنید در درون ما تا حدودی بعضی چیز هایی که در درونمون هست پی می بریم می بینیم تا حدودی آگاهی داریم به چیز هایی که در درنمون هست ، اما دقیقاً نمی تونیم کاملاً درکش بکنیم ، خیلی ها که اصلاً از خیلی از چیز هایی که دردرونشون می گذره واقعاً بی خبر هستند عقاید افکار صفات عادات ، چیز هایی که هستش خصلت ها ، تا حدودی ما به این آگاهی داریم به اون چیزی که در درون ما هستش آگاهیش هم به چه صورت هستش ؟

به این صورت توجهی به تجلیاتش هست گاهی وقتها انسان داره کنکاش می کنه در وجود خودش که یک چیزی رو پیدا بکنه که آیا چنین چیزی در وجودش هست یا نیست یکی از بهترین راه هایش این است کهبه تجلی اون که در درونش هست ، نگاه بکند ، ببینید تجلی که متناسب با اون صورت هست ،وجود دارد یا وجود ندارد ، آیا وجود دارد یک همچین تجلی یا وجود نداره که فرمولها ی را معصومین علیه السلام در روایات ذکر کرده اند که برای این که انسان هم خودش رو هم دیگران رو بشناسد .

برای این که چی توی وجود یک شخص می گذرد ، ما تا حدودی می تونیم درون خودمون را شناسایی بکنیم اگر از اون فرمولها استفاده بکنیم خب بیشتر می تونیم استفاده بکنیم و بفهمیم چی هستش . اما اونی که اینجا هستش در یک صورت هم در برزخ داره که صورت برزخش دقیقاً مطابق با صورتی که در این جا داره نیست .باطن ما یک امری بود ، مثلاً محبت وقتی که ظهورش می دادیم بصورت این پنج شش صورت وجود داشت ، در می آمد اما با طن ما در مورد در ارتباط با برزخ تا ظهار محسوب می شود (دقت بکنید )برزخ می شود باطن باطن ما ، توجه بفرمائید ) برزخ می شود ، باطن باطن ما ، یعنی برزخ باطن ما ، در برزخ باطن ما ظهور خواهد کرد .

مثل همون نوار کاستی که عرض کردم می گذراندش داخل ضبط یک دفعه باطنش معلوم می شود که این محتوایش چی هستش . صورت باطنی ما یعنی مرحله اول که در دنیا هستیم با اونی که در برزخ هست با هم مغایر هستند واونی هم که در برزخ هست با مراتب بالایی خودش ، مغایر تهای دارند می فرماید : مرتبه دوم درون ما و یا باطن ما ، همانیست که در برزخ به ظهور می رسد و همان باطن برزخی ما است این مرتبه از باطن ما در حیات دنیا از ما محجوب است و با مرگ برای ما ظاهر می شود البته خب عرض کردم قبلاً هم ، عده ای هستند ، عده بسیار بسیار قلیلی که در همین دنیا هم می تونند به اون باطن راه پیدا کنند . گاهی وقتها خود انشان – انسانهای معمولی یک موقعی می بینی که مثلاً خواب می بینند و باطن خودشون رو خواب می بینند . و باطن خودشونرو خواب می بینند ، بعضی ها باطن دیگران را هم می توانند خواب ببینند .در خواب ببینند یا در بیداری می توانند این رو هم ببینند .

پیش می آید یک موقع هایی برای خود انسان که یک چیز هایی از درون خودش کشف بکند . یکی از دوستان من تعریف می کرد که ، خواب دیدم که یکی از دوستانم مرده و من هی دارم گاز می گیرم بدنش رو گوشتش را می کنم ، خب در قرآن هم داریم که به اصطلاح ایحب ان یأکل لحم اخیه .

آیا دوست داری کسی از شما گوشت بدن برادرش را بخورد در حالی که برادرش مرده ! باطن این رو تبدیل به چی کرده باطن غیبت را خداوند این جوری بیان می کند خوردن گوشت برادر مومن ، گوشت برادرت ، در حالی که مرده است (این طوری ) بعد می گفت چند شب این خواب هی برای من تکرار می شد آزار می داد تا این که متوجه شدم اصل قضیه چی هست و رفتم از اون شخص حلالیت طلبیدم .

این مرتبه از باطن ما ، یعنی مرتبه دوم که برزخی هستش در حیات دنیا از ما محجوب هست وبا مرگ برای ما ظاهر می شود . هر یک از عقاید و افکار و اخلاق و اوصاف و اعمال و نظایر اینها ، در این مرتبه از باطن ما صورت بخصوص دارد که آنهم از ما محجوب است و با مرگ برای ما ظاهر می گردد .وقتی خود این مرتبه به ظهور رسید صورت موجود در آن نیز به ظهور می رسد و ما با صورت جدیدی که صورت برزخی یا مثال برزخی می نامیم مواجه می شویم و این همان تمثل و تجسم برزخی عقاید و اعمال و نظائر اینهاست .

در این مرتبه دوم از مراتب باطن که مرتبه برزخی است نیز از مرتبه بالاتر از آن در حجاب هستیم . یعنی مرتبه بعد ار برزخ برای ما در حجاب است اونی که اونجا داریم باهاش در باصطلاح تماس هستیم و در ارتباط هستیم یک صورت دیگری دارد برای ما فوق برزخ اون فوق برزخ برای ما مخفی هستش .

در این مرتبه دوم از مراتب باطنم که مرتبه برزخی است نیز از مرتبه بالاتر ازآن در هستیم و مرتبه بالاتر باطن خود را نمی یابیم یعنی مرتبه چندم ؟ سوم را و طبعاً از صور عقاید و اعمال و نظائر اینها در آن مرتبه هم محجوب خواهیم بود .

در نتیجه ما در برزخ از صور اعمال و عقاید که در فوق برزخ خواهیم داشت و از صور آنها در قیامت و عوالم حشر در حجاب خواهیم بود . که عوالم حشر در قیامت و عوالم حشر آن موقع فایده پنجاه گانه و اینها ما خبر نداریم که صور اعمال و عقاید و افکار چه شکلی هستش البته به لحاظ این که عالم برزخ ، صورت نازله ای از عوالم بالاتر بوده و باطن برزخی ما صورت نازله ای از باطن های بالاتر ما می باشد و انچه از صور عقاید و اعمال در برزخ می یابیم نیز صورت نازله صور عقاید و اعمال در عوالم بالاتر است .

تا حدودی به صور آنها در قیامت و حشر پی می بریم ولی آنچنانکه باید ، نمی توانیم بیابیم بنابراین صور عقاید و اعمال و همه مکتسبات ما در دنیا که در درون ما هست اینجا که الان داریم غیر از صور آنها در باطن برزخی ما بوده و صور برزخی آنها غیر از صور فوق برزخی آنهاست .

این چنین نیست که صور برزخی همانند صور دنیوی یا همانند صور اخروی باشد اگر چه صور دنیوی ، صورت نازله همان صور برزخی و صور برزخی صورت نازله صور اخروی است ولی با هم فرق دارند (خب ) با این بیان به این نتیجه می رسیم که صور اعمال ما دارای ماتب است و هر عملی صورتی در دنیا و در درون ما دارد و صورتی در برزخ دارد و در هر کدام از عوالم فوق برزخ نیز صورت برزخی دارد و صورت برزخی و فوق برزخی و اخروی از ما مستور و ما از آن صورتها در حجاب و در غفلت هستیم و با مرگ و انتقال از دنیا با صور برزخی و بعد ار برزخ با صورت فوق برزخی و اخروی و بالاخره در بهشت با صورت بهشتی و در جهنم )نعوذ بالله )با صورت جهنمی آن مواجه خواهیم بود و بعبارتی ، با برطرف شدن حجابها یکی پس از دیگری با صورتهای پشت پرده هر عملی بترتیب ، مواجه گشته و با آنچه وجود داشت و نمی دانستیم ، خواهیم رسید .

کما این که در غیر اعمال از قبیل اوصاف یعنی صفت های روحی ، خصلت های روحی و اخلاق و عقاید و نظائر آنها همهمین طور خواهد بود خب حالا حق ندارید ما گریه بکنیم واقعاً وقتی معصومین علیهم السلام می بینی که چه جوری ناله می کنند اولیاء خدا واقعاً می بینید انسان با یک عملش چه اثری در طول عوالم دیگر می گذارد ، همه اش موندگار و صورت دار، هیچ چیز از بین نرفته است . یعنی همه کاری کردی مونده هر کاری کردی هر عملی انجام دادی ثبت وضبط هستش مونده .

این تعبیر به جنایت کردن از اعمال و رفتار یا در روایات دردعا ما داریم تعبیر گزافی نیست ، که ما بین چی یادگار گذاشتیم پشت سرمون چه خبره ! ما متأسفانه همیشه به حال دلخوش می کنیم و به اینده ، اصلاً متوجه این که چیزی که ما قدمت قرآن خیلی می اره ما قدمت و اخرت علمت نفس ما قدمت و اخرت و اذا – اذا – اذا – چند تا قسم می خوره – معذرت می خواهم چند موقع رو می گه ، اون موقع – اون موقع – اون موقع – که چنین بشه چنان بشه – یعنی در قیامت علمت نفس ما قدمت و اخرت و علمت ما نفس ما احضرت نفس می دونه که چی حاضر کرده ، تازه می دونه یک کس نگه ما می فهمیم این جا می فهمیم ها . نه اونجا معلوم می شه .

چرا چون اونجا صورت خودشو نشون می دهد اونجا تو اون عالم با صورت اصلی خودش معلوم می شود که ما چی کار کردیم علمت نفس ما قدمت و اخرت چه چیزی رو در گذشته انجام داده همه رو علمت نفس می فهمد خب قبل از این که بریم سر وقت نمونه های قرآنی این مسأله یک نکته را باید بگویم اون این هستش که این که حالا نویسنده محترم حفظ الله تعالی گفته اند که ما از مراتب باطن خودمون فعلاً تا حدودی آگاهی داریم برای ما روشن هستش باید دقت بکنیم وقتی صحبت از حدود می شه این رو به حال خودش رها نکنیم .

ما باید با باطن خودمون سر و کار داشته باشیم نباید مخفی بمونه از ما باطن ما ، در این دنیا چون کسی که باطنش براش مخفی می مونه یعنی موفق به خودشناسی نشده در حالی که به ما امر به معرفت نفس کردهاند امر به خودشناسی کرده اند ، ما اگر خودمون رو نشناسیم نمی تونیم اصلاض اصلاح بکنیم خودمون رو ما اگر بیماری های خودمون رو کشف نکنیم به مراتب باطن خودمون پی نبریم کی می تونیم خودمونرو درمان کنیم بهتر راهش هم تو همین ارتباطاتی هست که الان ما داریم زندگی ای که داریم می کنیم بازنمون ببینیم آیا توخونه ما مستکبریم مستبدیم ،ظالمیم باطنمون بروز در هر حال تو زندگی زناشویی می آید بیرون دیگه ! حقی نداری مثلاً از زنت فلان کار را بخواهی یا اصلاً کار بخواهی خدمت کاری که کار زن نیستش وقتی که می ری توی خونه بعد از این که مثلاً ماه ها دست پختش را به موقع خورده ای یک موقع غذا دیر بشه یا اصلاً غذا نپخته باشه ، میبینی درونت غضب می گیره .

ناراحت می شی من گشنمه الان گرسنه هستم غذا تو خونه نیست گرفته خوابیده مثلاً اونجا می فهمی که چی کاره ای الان بی خود داری ناراحت هستی بی خود ! یعنی چیزی که اصلاًص نباید نارحت بشی شدی و این خشم و غضبی که هست باطن سازه درون را می سازه ،معلوم می شه تو چی کاره ای ، معلوم هست چقدر عبد شکم هستی تسلط به نفست اصلاً نداری .

معلوم می شه ! در رابطه با بچه ات هم همین طور در باره نا موس مردم همین طور ، در باره مالو پول وقتی زیر دستت می یاد همین طور . خیلی چیز های دیگر انسان خودشو خوب می شناسد می فهمد کجاش مریضه ،بشرطی که خیال فهمیدن داشته باشد خیال فهمیدن داشته باشد اگر کسی خیال فهمیدن داشته باشد به فکر باشد که در درونش رو بشناسه توی همین ارتباطات محک می زنه خودش رو .

ما احتیاج داریم به این شناختش ما اگر نشناسیم عیب ها برای مون مخفی می مونه اون وقت در سدد برطرف کردنش هم بر نمی آئیم چون عیبی نمی بینیم توی خودمون که بخواهیم برطرفش بکنیم فکر می کنیم بی عیبیم فکر می کنیم همه کارمون درسته این طوری هستش . اون وقت اگر بی خیال بشیم ، بعضی از فضایلمون ، بعضی از کارهایمون که حالا یا تحت جبر یا دلبخواه (تحت اراده ) انجام دادیم فکر می کنیم خیلی کارهای بزرگی کردیم همیشه اون جلوی چشممون هست فکر می کنیم آره ما دیگه شق القمر کردیم . مثلاً تا به طرف می گی بابا یک ذره به خودت برس می گه من چی کار کردم .

دزدی کردم ، نکردم هیزی کردم ، نکردم ، مال مردم رو خوردم ، نخوردم انگار که تمام رذایل توی دزدی و هیزی و مال مردم خوردن هستش . که هیچ کاری نکرده بعد هم مغرور به خودش که ما کار ی نکردیم ما نباید رها کنیم خودمون رو . این که همش به ما امر شده که محاسبه بکنیم برای چی محاسبه کنیم ؟ برای این که بفهمیم حسابرسی کنیم شما الان یک معامله مثلاً 400 ، 500 هزار تومانی می کنی ، با شریکت تا قرون آخرش رو حساب می کنی . حساب می کنیدیگه ، (پاش )

اینقدر دادم بهت این قدر این قدر باید بدهی دقیق سند می گیری – چک می گیری – سفته می گیری حساب می کنی . ما اصلاً محاسبه ای نداریم که نفس چی کار کرد با ما ما امروز چی کار کردیم . چقدر به ناخود غلبه کردیم ، او را زمین زدیم از او امتیاز گرفتیم . نا خود چقدر خود را به زمین زد و امتیاز گرفت . هیچ محاسبه ..... محاسبه وقت نکردیم ، خب همین جوری می مونید دیگه معلوم نیست .

چی کار کردی در راه خودت حسابی می ریزه به هم بعد هم وقتی ریخت به هم نمی شه جمع و جورش کرد سالهای سال حساب اصلاًحسابرسی نکردی ،قاطی حسابها اصلاًچیزی مشخص نیست اون وقت سخت تر می شه کار سخت تر می شه یعنی می خواهی درمان کنی اگر خیلی اراده قوی ای هم داشته باشی برای درمان ، چون حسابرسی یک مقدار مشکل شده سخت می تونی در بیای از توی خودت که چی به چی هستش ، قاطی می شه . کافیه یک ذره نادون باشی ،کافیه یک ذره جاهل باشی ، شیطان وقتی می بیند که خیلی مصمم هستی که قضیه رو حلش بکنی و خلاصه ناخود رو بزنی زمین ، شروع می کند با صور مقدس سرترا کلاه می گذارد.

با صور مقدس اصلاً از صور حرام کاملاً دورت می کند همیشه با قرآن و تسبیح و مسجد و جبهه و جنگ و نمی دونم ازین حرف ها ، سرت را گرم می کنه ،خیالت راحت می شه فکر می کنی که دیگه آره من که وقتی نگاه می کنم ، می بینم توی پرونده ام همش جبهه هست و نمی دونم همش جنگه و مسجده و بسیج هست و کتابه و اینها . دیگه سابقه بدی ندارم ، ، پس دیگه خوب خیالت رو راحت می کنه ، یکی از گناهان کبیره همین هستش دیگه ، الامن من مکرالله در روایت داریم دیگه یکی از گناهان کبیره ایمن بودن از مکر الهی است یعنی انسان بی خیال بشه بگوید من فزت (رستگار شدم )دیگه ایمن ایمن – یک دفعه می بیند زیر پاش خالی می شه هیچ وقت نباید مغرور بشیم به خودمون توی هیچ حالتی . توی هیچ حالتی یعنی با بهترین پیروزی ها با بهترین موفقیت ها ، با بهترین بهره های معنوی ، نباید مغرور بشیم . حالا خدا لطف می کند در حق ما که اگر هم ما پیروزی ای بدست بیاوریم ، هی تبدیل به صورت برزخی اش نمی کند جلوی ما ، که مثلاً ما بفهمیم که چه کار کردیم ، گاهی وقتها ما کارهای خیری ممکنه انجام بدیم باطنش این هست که ملائکه می آیند تحویل می گیرند ، برای ما ملائکه می آیند بالشون رو زیر پای ما می گسترانند ملائکه برای ما استغفار می کنند.

باطنش این هستش ، اگر قرار باشد ما این باطن رو بفهمیم که دیگه اصلاً آنقدر غرور می گیرتمون که ادعای امام زمانی می کنیم و ادعای خدایی می کنیم داریم که خیلی از افراد که کارهای خیری می کنند به هیچ وجه خداوند برایشون نشون نخواهد داد ما حتی اولیاء خدا داریم که جزءاولیاء خداست ولی حتی یک خواب هم نمی بیند بر عکس بعضی ها که تا قیامت را می بینند بعضی ها هستند ولی خدا هستندولی حتی یک خواب هم نمی بینند خیلی هم لطف بزرگی هست که خدا در حال ما می کند که ما خواب نمی بینیم و نمی دونیم این پیروزیها ی معنوی برای ما چیزی نشون داده نمی شه

حالا بعضی وقتها خواب است بعنوان بشارت ولی باز مواظب باید باشیم که غرور نیاورد برای ما ما فعلاً در جهنم هستیم که عبارت است از دنیا فعلاً جنین هستیم هر آن ممکن است که سقط بشویم . اینرو وقتی توگوشمون فرو کردیم که ما جنین هستیم و جنین هر آن به هر حادثه ای ممکن است سقط بشود یک مقدار حواسمون رو بیشتر جمع می کنیم که غرور نگیره مارا مستکبر و متکبر نباشیم ، این خیلی مهم است (یک صلوات ختم بفرمائید )خب برسیم به آیات قرآن بررسی نمونه های قرآنی و محال به بررسی بعضی از آیات قرآنی در این زمینه می پردازیم شاهد اول قرآن : در مورد همین مراتب دقت بفرمائید در سوره قاف آیه 22 می فرماید : لقد کنت فی غفلةمن هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید تو ای انسان از این در غفلت بودی لقد کنت (فعل ماضی )بودی تو .

فی غفلةمن هذا از اینی که داری می بینی و این صورتی که باهاش محشور هستی در غفلت بودن اصلاً توجه به این نداشته ای و کشفنا عنک قطاءک فبصرک الیوم حدید (تو ای انسان از این در غفلت بودی تا این که ما پرده از برابر تو برداشتیم و حجاب حاجب تو را کنار زدیم پس چشم تو امروز بینا و تیز بین گردیده است . الان می تونی ، خوب ببینی این آیه از آیات پر اسرار قران کریم است .

و همه آیات سراپا اسرار هست داریم که فرمود قرآن دست نخورده وارد محشر می شود بعد از این صدها تفسیر یکه رویش نوشته شده(آخر نوار آاون طرف نوار بی) و هزار ان بطن داره و هر بطنش هم هفتاد بطن داره باطن داره در قبل این آیه مسئله نفخ در صور و آورده شد ن انسان ها به عرصه قیامت و عالم حشر بیان گردیده است .

از سیاق آیه برمی آید که بعد از محشور شدن انسانها و جمع گشتن آنها در حشر و قرار گرفتن در پیشگاه حضرت واحد قهار و ظاهر شدن حق و حقیقت و آشکار گردیدن باطن ها و بهنگام مواجه بودن انسانها با صور اخروی اعمال و عقاید و نزدیک شدن بهشت ها و بروز یافتن جهنم ها (این کلمه نزدیک شدن بهشت ها و بروز یافتن جهنم ها آیه قرآن نیستش ایشونترجمه کرده است )(وازلفت الجنةو برزت الجحیم )این خطاب می آید که لقد کنت فی غفلةمن هذا یعنی ای تو انسان از این در غفلت بودی جمله من هذا به معنی از این به همه آنچه انسانها در حشر با آن مواجه می گردند اشاره می کند .

در نتیجه معنی (لقد کنت فی غفلةمن هذا )این مسی شود که ای انسان تو از همه آنچه که با آن مواجه هستی و از همه آنچه در آن قرار گرفته ای و از همه آنچه می بینی و مییابی در غفلت بودی و اینها همه قبلاً وجود داشت و حاضر بوده ولی تو نمی دیدی و نمی یافتی و در حجاب بودی از همین آیه و این حقایق شبیه به این هست که بزرگان ما استفاده کرده اند و فرموده اند قیامت یک حادثه زمانی نیست که بعد از دنیا ما داریم طی می کنیم و اتفاق می افتد قیامت عبارتست از یک حقیقتی که همین الان هم وجود دارد چون ما همین الان داریم باطن (مرحله دوم – سوم و بالاتر مون رو همین الان دارین می سازیم لذا همین الان داریم خلق می کنیم بهشت همین الان خلق می شود و جهنم هم همین الان خلق می شود و همش هم در نفس ما.

و این وجود داره اونی که در قیامت اتفاق می افته عبارتست از با این تعبیر ی که در ایه هست خیلی زیباست (فکشفنا عنک قطائک)ما قطاء تورو برداشتیم پرد را از روی چشم تو برداشتیم قیامت چیزی جز تغییر دیدگاه ما نیست این جا که الان هستش یک دفعه یک عالم دیگری در یک عالم دیگه ای قرار می گیری و پرده کنار می رود و خودت رو در جای دیگری می بینی یک عالم دیگر معنی در غفلت بودن از چیزی وجود داشتن حاضر بودن آن و توجه نداشتن انسان به آن و آگاه نبودن وی از آن است (یعنی هست )اگر نبود که نمی تونست بگه که تو در غفلت باشیم بعداً بوجود اومده ولی خداوند این جوری نمی فرماید .

می فرماید : بوده است (لقد کنت فی غفلةمن هذا )این بود ولی تو ازش غفلت داشتی و خطاب به همه انسانها هستش یعنی از اول خلقت انسان این مسئله بوده تا آخر (صحبت و سئوال یکی ار تلامیذ )بله حالا اگر با مسامحه قبول می کنیم همین طور . ادامه درس معنی در غفلت بودن از چیزی وجود داشتن و حاضر بودن آن و توجه نداشتن انسان به آن و آگاه نبودن ولی از آن است . صور اخروی عقاید و اعمال و نظایر اینها که انسانها در آن روز با آنها مواجه می گردند .

ولی یابنده به مقتضای آیه شریفه از چیز هایی است که انسانها در غفلت از آنها بوده اند و از چیز هایی است که قبلاً هم وجود داشته و حاضر بوده ،ولی انسانها توجه به آن ها نداشتند نداشته و آگاه از انها نبوده اند و حجابی در بین و پرده ای در این میان بوده است .

این صورت در باطن ما یعنی در باطن پشت پرده ما و بعبارتی در مرتبه ای از مراتب باطن ما که از ما در دنیا محجوب است وجود دارد و حاضر است و به ما احاطه دارد ولی ما از این صور در غفلت هستیم دقت بفرمائید ایشون آوردش کجا ؟

صورت را . صورت را توی خارج نیاورد گفت صورت توی کجاست ؟ توی باطن شما ست . وقتی پرده ها کنار رفت و باطن بهشت و باطن پشت پرده ما ظاهر گشت این صور نیز ظاهر می گردد و به ما گفته می شود چیز تازه ای نیست بلکه (کنت فی غفلةمن هذا )تو از اینها در غفلت بودی و این ها پیش تو حاضر ،پس آنچه تازه هست و تازه پیش آمده این هستش که پرده برداشته ایم و براثر آن و با کنار رفتن آن چشم تو بینا تر گشته . چیز هایی را که نمی دید می بیند و آنچه را که نمی یافت می یابد خب از این آیه باوضوحو روشنی این حقیقت استفاده می شود که آنچه انسان در قیامت و در حشر با آن مواجه می گردد همانست که قبلاً نیز وجود دارد و مواجه می گردد و همانست که قبلاً نیز وجود دارد و انسان از آن محجوب است و این که آنچه در آنروز می بیند تمثل و تجسم و به عبارتی صور اخروی همان چی هایی است که در دنیا در درون خویش داشته است .

مانند عقاید ، افکار اخلاق ، اوصاف عادات ،علایق ، خصلت ها ،محبت ها ،عداوت ها و بالاخره اعمال این ایه حکایت از تمثل و تجسم خصوصیات درونی انسان ، و از جمله اعمال او در روز قیامت می کند . و با توجه بر تحلیلی که از قبل (که قبل از )عنوان کردن آیه داشتیم تمثل و تجسم و خصوصیات درونی و از جمله اعمال را در عالم برزخ نیز از این آیه می توانیم استفاده کنیم ، آیه شریفه می فرماید ، آنچه در قیامت می یابید همانست که بود و پشت پرده بود ، طبعاً معلوم است که آنچه در برزخ نیز می یابیم همانست که پشت پرده بود .

پرده ای کنار می رود ، برزخ و تمثل و تجسم برزخی عقاید و اعمال و یا برزخ و صور برزخی عقاید و اعمال پیش می آید و پرده دیگری از میان برداشته می شود قیامت و تمثل و تجسم دیگه و یا صور دیگری پیش می آید مسئله ای که در پیش داریم کنار رفتن حجابها و ظاهر شدن باطنها به ترتیب است . بمونه بقیه اش برای جلسه بعد

والحمد الله رب العالمین وصل الله علی محمد و اله الطاهرین

اللهم صل علی محمد و المحمد و عجل فرجهم