بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان جلسه گذشته که امشب باید ادامه دهیم تجسم برزخی اعمال از نظر ایات قرآنی است . وعده کرده بودم که آیاتی را که در مورد اکتساب در قرآن هست خدمتتون عرض کنم به مناسبت این بند از کتاب که جلسه گذشته خدمتتون عرض کردم که فرمودند : آنچه از عقاید و افکار و اوصاف و اخلاق ،خصلتها و عادتها ، علاقه ها و محبت ها ،بغضها و عداوتها و حرکتها و اعمال در عالم خود یا درون خود داریم ،در قیامت و در آخرت نیز خواهیم داشت عرض کردم همه اینها جنبه اکتسابی روح ما است همه این چیز هایی که مادر ارتباطاتی که داریم می بینیم و شاکله ما و روح ما را می سازد من حدود 60مورد آیاتی را که در مورد اکتساب بود ، خیلی وقت پیش شاید یک سال پیش بوده که من اینها را استخراج کرده ام به مناسبت این که داشتم مقدمات بحث تغذیه را آماده می کردم که یکی از مباحثش مربوط به همین اکتساب هست .
که اصول مباحث تغذیه است که ما الان درست است که در معرفت به آن نرسیده ایم که بحث مستقل تغذیه را شروع کنیم فعلاً کار داریم تا برسیم به آنجا ولی بحث معاد از این طرف کار ما را جلو انداخت و باعث شده است که ما اصول مباحث تغذیه را که می خواستیم آنجا خدمت آقایان عرض کنیم این جا زودتر به آن برسیم بیشتر هم خواهیم گفت یعنی در همین حد نمی ماند و هر چقدر که برویم جلوتر بیشتر از مباحث اصول تغذیه بیان خواهد شد از این 60 مورد من یک تعدادی را انتخاب کرده ام در مورد آیاتی که مر بوط به کسب هست یعنی کسب روحی ،اکتساب روحی چیز هایی که ما در زندگی دنیا در ارتباطاتی که داریم کسب می کنیم و اینکه انسان آنچه که در قیامت خواهد دید همان چیز هایی هست که کسب کرده است وقتی این مساله را یا مسائلی که مربوط به همین مبحث تغذیه ما هست ،اصول مسائل تغذیه را انسان در قرآن بررسی می کند و یک جا جمعشان می کند مثل این موردی که من استخراج کرده ام مثلاً 60 مورد وقتی انسان نگاه می کند و یکجا جمع می کند متوجه می شود که خیلی اهمیت دارد .
یک مسئله خیلی عظیم است که این تعداد آیات به آن اختصاص پیدا کرده است و این همه تأکید و تکرار رویش شده است خب حالا می خوانم و توضیحات دیگر را در خلال آیاتی که خوانده می شود خدمتتان عرض خواهم کرد .
بلی من کسب سئیه واحاطت به خطیئته فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون (بقره 82)میفرماید : کسی که کسب کند سیئه را دقت کنید چقدر تعبیر ضعیف است یعنی گناه را کسب کردن ما مل سیئه یا خطیئه داریم درتعابیر دینی خطیئه ای را عمل کند گناهی انجام دهد اما باطن آن انجام اکتساب آن است یعنی انجام عمل زشت چیزی را در روح ایجاد خواهد کرد می کارد چیزی را در روح . پس سیئه کسب کردنی است گناه شما دارید چیزی را انجام می دهید اما یک اثر در خودت خواهد گذاشت یعنی این طور نیست که شما نزدیک گناه شوی ولی چیزی برداشت نکنی مثلاً یک موردی هست کهتأویل دارد خیلی لطیف هست این تعبیر حضرت مسیح علیه السلام می فرماید : در آب رونده خیس شونده است یعنی نمی شود شما نزدیک شوی ولی نگیری حتماً چیزی کسب می کنی ، گناه را که انجام دادی کسب می کنی یک چیزی را و می ماند با تو و احاطت به خطیئه یعنی خطیئه سراسر وجود شخص را بگیرد .
یک شخص که اینطور ی کند جزءاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون در جهنم خواهد بود برای همیشه جاودان این خصوصیت خالد بودن بخاطر کسب سیئه نیست البته چون شیعیان هم کسب سیئه می کنند اما خالد و جاودان در جهنم نیستند بحث احاطت به خطیئه است که تما م سراسر وجود شخص را دیگر خطیئه می گیرد یعنی دیگر چیز خیری ندارد تلک امةقد خلت لها ما کسبت ولکم ما کسشبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون (بقره 135)می فرماید : این امتی که گذشت امت گذشته ای که رفتند اینها لها ما کسبت این امت آنچه که کسب کرد مال خودش است .
و لکم ما کسبتم برای شما آن چیزی است که خودتان کسب می کنید یا کسب کرده اید و لا تسئلون عما کانوا یعملون هیچ کس از شما هرگز باز خواست نمی شوید از آنچه که امتهای گذشته انجام داده اند یعنی هر کس آنچه که خودش کسب می کند همان را خواهد دید .
آیه بعدی سوره مبارکه بقره 226: لا یواخذکم الله باللغو فی ایمانکم و لکن یواخذکم بما کسبت قلوبکم والله غقور حلیم خداوند شما را بخاطر لغو قسمهایتان مواخذه نمی کند و لکن یواخذکم حالا شأن نزول را وقت نیست برایتان بگویم که قضیه لغو قسم چه بوده است حالا بماند حالا با آن کاری نداریم و لکن یواخذکم یعنی مواخذه می کند شما را محاسبه می کند می گیرد شما را ، گیر خواهید کرد ، گرفتار خواهید شد ، بما کسبت قلوبکم والله غفور حلیم خیلی آیه عجیب هست به آنچه که قلبهای شما کسب کرده است یعنی قلب می گیرد خب قلب که کسب کرد تبدیل می شود و یواش یواش شاکله اش ساخته می شود به آنکه قلب شما کسب کرده است یعنی تمام شخصیت شما قلب شماست ای برادر تو همه اندیشه ای آن روح و قلب تو چون در جای دیگر بعنوان محور کلی و ملاک اصلی فرمود که : یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم روز قیامت هیچ چیز به درد نمی خورد مگر این که شخص با خودش یک قلب سالم بیاورد محور مشخص شده قلب سالم خب حالا می گوید : خداوند بخاطر آن چیزی که قلبتان کسب کرده است یعنی قلب سالم نیست با خودش بیماری کسب کرده است .
سیئه کسب کرده است و با خودش آورده است با آن خدا شما را مواخذه خواهد کرد ببینید که قلب شما چه چیزی را کسب کرده است والله غفور حلیم یعد مسأله کفران و حلم حق تعالی را مطرح می فرماید .نکته ای که در این آیه هست باز آن مسئله این که مسأله حساب رسی قیامت یک مسأله شخصی است یعنی این که افراد گرفتار چیز هایی هستند خودشان همراه می آورند کسبت قلوبکم قلبتان کسب کرده است آنچه که قلبتان کسب کرده است آنجا بخاطر همانها مواخذه خواهید شد و اتقو یوما ترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون بقره (282)بترسید از روزی که باز گردانیده می شوید بسوی خدا از آن روز سپس توفی . وفی یعنی تسویه حساب کامل تحویل کامل ،یعنی یک معامله ای که وقتی انجام می شود شخص تمام انچه که استحقاق دارد می گیرد .
یعنی تمام آنچه که ثم توفی کل نفس ما کسبت نفس هرچه که کسب کرده است همان را می گیرد به او می دهند معادل و ما بهازاء می دهند ما به ازائی که می دهند یک بحث هست این که آیا ما معادل می گیریم در برزخ معادل آنچه که انجام داده ایم یا خودش است ؟ آیات قرآن بعضی از مواقع می گویند که این به ما ازاء است ببینید توفی تحویل می گیرد هر نفسی همانچه که کسب کرده است آن را که کسب کرده است می گیرد گاهی وقتها می گویند نه خود همان را که کسب کرده است می گیرد و ما بهازاء نمی گیرد هر دویش اینها قابل جمع است وقتی می گوید :
ما به ازاء مابا بحثهایی که در معاد خوانده ایم متوجه می شویم که ما به ازاء یعنی تبدیل می شود یعنی آنچه که این جا هست طبق کدام ملاک به ما برگردانده می شود ؟ طبق ملاکهای عالم برزخ ملاکهای آخرت یعنی تبدیل شده است به آنجا با قوانین نظام برزخ همان چه که در این جاست ما می گیریم ولی همانچه که با قوانین برزخ یا آخرت می گیریم دقیقاً همان چیزی است که ما در این جاانجام داده ایم منافاتی با یکدیگر ندارند هر نفسی آنچه که انجام داده است آنچه که کسب کرده است اصلاً صحبت انجام نیست همه اش کسب است منظور این است که همه انجامها نوعی کسب هست و هم لا یظلمون هیچ ظلمی هم به آنها نمی شود دقیقاً آنچه که خودشان هستند آنچه که خودشان کسب کرده اند را دریافت خواهند کرد به این نکته توجه کنید که عرض می کنم :
آنچه کهخودشان هستند چون در بحث تغذیه در دروس معرفت هم این نکته را عرض کردیم که مراحل جذب ،هضم و تبدیل در ارتباطات صورت می گیرد یعنی ما وقتی می گوئیم یک چیزی را کسب کنید شخص وقتی یک چیزی را کسب می کند مثل غذایی که می خورید ، غذایی که می خورید غذایی که می خورید یک مقدارش دفع می شود اما یک مقدارش تبدیل می شود یعنی خود بدن را می سازد در گناه ودر آلودگی نیز همین طور شما حالا شاید در رفتگی هم نداری که می گوئیم دفع می شود و می رود ولی تبدیل می شود انسان به آنچه که کسب کرده است تمام چیز هایی که قلب انسان و روح انسان کسب می کند به آن تبدیل می شود لذا وقتی می گوید : پاداش داده می شود هرچه که کسب کرده است یعنی معادل روح خودش را دریافت می کند در واقع خودش را می بیند در واقع آنجا با هرچه که روبروست شئونات نفس خودش هستند یعنی اگر عذاب می بیند عذابی است که نفس خودش خلق کرده است یعنی شأن نفس خودش هست خوئب دقت کنید به این مطلب ظریف ما روعقرب و آتش و فشار و غم و غصه و هرچه که می بیند این خودش است فراراز خودش هم معنا ندارد .
لذت و هر چه سرور و خوشی و لذتهای معنوی در بهشت و در برزخ و بعد از آن می بیند آن هم خودش هست البته گفتم در مسأله جزا و پاداش فضل الهی هم هست ولی در مسأله عقاب این طور نیست که مثلا ً خداوند جز آنچه که انسان انجام داده است اضافه کند عذابی را به او و هم لا یظلمون پس دقت کنید آنچه که ما آنجا به ما می رسد خودمان هستیم از این جا یک نکته ظریفی که حکمای ما گفته اند که من در بحث معرفت یکی دو بار اشارهبه آن کرده ام فهمیده می شود و آن اینست که جهنم در نفس هست نفس در جهنم نیست معنی این حرف را خوب بفهمید جهنم در نفس است ولی نفس در جهنم نیست فرق است بین این که بگویند خب آقا این جا یک مکانی هست به نام جهنم و شما را می اندازیم آنجا تا بسوزید با این که آنجایی که ما می سوزانیم همه اش خلق خودمان است مخلوق خودمان است خودمان اصلاً جهنم خودمان باشیم لذا فرمودند که : نفس در جهنم نیست نمی رود جهنم در نفس است یعنی نفس خیلی بزرگ است .
خیلی عظمت دارد جهنم هم در روح خودمان است خودمان خلق می کنیم و وقتی می رویم آن طرف تبدیل می شود باز که می شود می بینیم که چه خبر است می دانید چگونه است ؟ مثالهای خوبی در این زمینه داریم مثل یک دانه است دانه را که دیده اید ظاهراً خیلی کوچک است ولی در شرایط خاص خودش که قرار بگیرد یک دفعه یک در خت در می آید نفس هم این گونه است با همه شاخه ها و انواع اخلاقها عادتها ، تفکرات یک چیز عجیب از کار در می آید آنجا از انسان لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت (بقره 287)خداوند هیچ کسی را تکلیف نمی کند مگر به اندازه وسعتش نفسش به اندازه توانش لها ماکسبت آنچه که عمل خیر انجام داده است کار خیر انجام داده است پاداشش برای خودش است و علیها ما اکتسبت و برآن نفس و علیه آن نفس هست آنچه که کسب کرده است از کارهای بد و گناه آیه بعدی سوره مبارکه نساء آیه 112 هست البته این ما بین هم آیاتی بود که من حذف کرد م چند تایی را انتخاب کردیم تا خدمتتون عرض کنیم و من یکسب اثما فانما یکسبه علی نفسه هر کس گناهی را کسب می کند دقت کنید ما در محاورات روزمرهمی گوئیم گناهی را انجام می دهد ببینید باطن قضیه چگونه است که خداوند این کلمه رااستخدام می کند من یکسب آنوقت آنهایی که دیدگاه صحیح دارند علمایی که می فهمیدند که ترجمه اکتساب را همان اکتساب می آوردند .
با آن معنا یظریف باطنیشان با آنهایی که بلد نبودند فقط ادبیاتشان خوب بوده اآنها مثلاً خواسته اند هی به ذهن ما نزدیکتر کنند قضیه را یعنی غیر عادی نشود برایمان اگر یکی گفت : کسب گناه کرده است ، اکتساب کرده است الدنیا سوق در روایت داریم که دنیا بازاری است بازار هست که عده ای در آن سود می کنند و اکثراً در آن زیان می کنند و خسر فیه اکثر در آن ضرر می کنند تجارتش تجارت غالباً هر کس دردنیا بازاری وارد شود ضرر می کند ضرر می کنند تجارتش تجارت ،غالباً هر کس در این بازار وارد می شود ضرر می کند تعبیر به بازار شده است دنیا ، قانما یکسبه علی نفسه هرکس گناهی را کسب کند علیه خودش کسبکردهاست یعنی باز بر می گردد به خودش .
حالا تعابیر دیگری که همین معنا را می رساند اما از کلمه اثم خبری نیست باز در قرآن داریم مثلاً جای دیگر داریم که : ان احسنتم احسنتم لانفسکم سوره بنی اسرائیل و ان اساتم فلها اگر نیکی کردید لانفسکم همه اش برای خودتان و ان اساتم فلها باز هم همین طور اگر بدهم کردید مال نفستان هست سهم خودتان را بر داشت می کنید اینها هر کدام ظرافتها یی دارد که حالا دردصدصد بیان اینها نیستیم و ذر الذین اتخذو دینهم لعباً و لهواً او غرتهم الحیوةالدنیا و ذکر به ان تبسل نفس بما کسبت لیس لها من دون الله ولی ولا شفیع و إن تعدل کل عدل لا یوخذ منها اولئک الذین ابسلو بما کسبوا لهم شراب من حمیم و عذاب الیم بما کانوا یکفرون (انعام 71)می فرماید :
رها کن ولشان کن کسانی که الذین اتخذو ا دینهم لعباً و لهواً کسانی که دینشان را بازیچه و هوسرانی قرار داده اند یعنی با دین این طوری برخورد می کنند سیدالشهدا ءعلیه السلام فرمود که الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم مردم همه بنده دنیا هستند ودین هم اگر حرفی از دین می زنند لعق علی السنتهم یک لق لقه ای بیشتر نیست برز بانشان لعق یعنی آب دهانی که قورتش می دهند یا تفش می کنند بیرون ،قراری ندارد دین در روحیه مردم اکثر مردم همین طور می فرماید : رهاکن چنین کسانی را و غرتهم الحیوةالدنیا دنیا اینها را گول زده و فریفته است و ذکر به و فقط به اینها تذکر بده ان تبسل نفس بما کسبت هر نفسی گرفتار آن چیز ی خواهد شد که کسب کرده است نگاه کنید گرفتار مکتسبات خودش هست ،گرفتار آن چیز هایی که کسب کرده است آن چیز هایی که خودش برداشت کرده است گرفتار همانهاست ،حساب چیزی را که کسب کرده است باید پس بدهد .
آنچه که کسب کرده است مثل این که شما می روید رستوران غذا می خورید این که دیگران چه خوردند و چقدر حرام کرده اند چقدر کم خوردند و زیاد خوردند و یا اصلاً دزد یدند هیچ کس کاری ندارد ، شما آنرا که خورده اید از شما حسابش را می گیرند آن لذتی که بردید و خوردید و....
از شما حسابش می کشند تا قرآن اخرش را ، گرفتار خواهد شد هر نفسی به آنچه که خودش کسب کرده است خب بقیه آیه را دیگر ترجمه نمی کنم .سوره مبارکه انعام آیه 165 آیه بعدی ما هست : قل اغیر الله ابغی رباً و هو رب کل شیء و لا تکسب کل نفس الا علیها و لا تزر و ازرةورز اخری ثم الی ربکم مرجعکم فینبئکمبما کنتم فیه تختلفون . می فرماید که : حالا آن قسمتش که قل اغیر الله ابغی رباً آیا بغیر از خدا من پروردگاری بجویم ؟ و هو رب کل شی ء در حالیکه او رب هر چیزی هست و لاتکسب کل نفس الا علیها هیچ نفسی چیزی را کسب نمی کند مگر ضد خودش علیه خودش هر چیزی که کسب کند و لا تزرو وازرةوزر اخری هیچ کس بار دیگری را در قیامت نخواهد کشید هیچ کس آیه بعدی سوره مبارکه یونس آیه 9 اولئک مأویهم النار بما کانوا یکسبون آنها کسانی هستند که جایگاهشان جهنم است چرا ؟
بما کانوا یکسبون جاهای هست که یادتان هست در قرآن وقتی در مورد بهشت صحبت می کند مثلاً سوره مبارکه واقعه و حور عین کامثال لولو المکنون ..... بما کانوا یعلمون عمل را برداشته است و یکسبون را گذاشته است اولئک کسانی هستند که ما ویهم النار جایشان جهنم است آتش است بما کانوا یکسبون بخاطر کسبهایی که می کردند والذین کسبوا السیئات کسانی که سیئات کسب کردند جزاء سیئه بمثلها خوب دقت کنید تعادل را . جزای سیئه مثل خود سیئه است اما با نظام برزخ و آخرت سوره مبارکه یونس آیه 53 : ثم قیل للذین ظلموا ذوقوعذاب الخلد هل تجزون الا بما کنتم تکسبون سپس به کسانی که ظلم کردند گفته می شود که ذوقو ا عذاب الخلد این عذاب جاودان را خیلی کلمه اش تلخ است در روایت ما داریم بحث خلد حالا یک جلسه مستقل باید بگذاریم برای اثرات تربیتی مسأله جاودانگی آخرت جاودانگی خود انسان و جاودانگی بهشت اثرات تربیتی و معنوی که دارد اثرات خوبی که دارد اثرات سازنده ای که دارد بحث مفصلی این دارد .
در روایت داریم که چند نعمت است در بهشت که از خود بهشت بالاتر است 3 نعمت است یکی جاودانگی بهشت است یعنی کسی که در بهشت است با حض کامل بالاترین لذتها سرورها و شادیها همه را می برد و می داند که هیچ خبری نیست تهدیدی هم نیست ، بیرونش هم نمی کنند بعد می فرماید در اوج لذت وقتی که یادش می آید که این را از او نمی گیرند یعنی جاودانه است در این جا و هیچ چیز برایش کهنه نمی شود زدگی ایجاد نمی کند ،تکراری نیست جاودانه هست اما برایش تکرار ی نیست یعنی همیشه همه چیز برایش لذتبخش و تازگی دارد می گوید این حقش از اصل خود آن لذتی که می برد بالاتر است ،عین همین صادق است در مورد جهنم نمی دانم حدیث داریم یا نه یعنی شما فکر کن به یک نفر بگویند : ذوقو ا عذاب الخلد عذاب جاودان را بچشید یعنی شخص گرفتار عذاب و درد سر هست و بعد از آن طرف هم هی به او تذکر می دهند که بیرون نمی آیی از این جا هرگز خارج نمی شوی از این جا این را داری اما ازاین جا خارج نمی شوی این خیلی دردناک و درد اور است .
ما خیال خودمان راراحت نکنیم از این مسئله ما دائم در نماز این را می خوانیم اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم یعنی خدایا ما آنطرفی نرویم راه راست را ه کسانی که هدایتشان کردی نه راه کسانی که مورد غضب تو هستند و نه گمراهان .
یکسره می خواهیم و هر روز هم می خوانیم این را ، و جدی هم باید بخواهیم این را کم نداریم مسلمانانی را که به کفر کشیده شده اند واقعاً چه تصمیمی برای ما هست ؟
آیا نداشتیم عالم ،استاد استاد اخلاق ،قضیه و.... که کافر شدند چقدر در تاریخ اسلام داریم ؟ قتل مرتکب شده اند خیانت کرده اند ،به کفر کشیده شده اند آیا تا زمان خودمان از اینها سراغ نداریم ؟ در زمان خودمان سراغ نداریم ؟ واقعاً چه تضمینی برای ما هست گویا ام سلمه هست می گوید یک شب دیدم رسول الله صل الله علیه و آله از رختخواب بلند شدند و بیرون رفتند یک مدتی دیدم دیرکردند گفتم نکند حالا خانه زنان دیگرشان رفته باشند آمد دیدم که حضرت سر گذاشته اند برسجده و گریه می کنند که الهی لا تکنی الی نفسی طرفةعینی رسول الله صل الله علیه و اله شوخی نیست خوب دقت کنیم که خدایا مرا به خودم واگذار مکن واقعاً پیغمبر این طور نبوده که با تمام وعده هایی که خدا به او داده است دلش را خوش کند واقعاً می ترسیده است حضرت : لا تکنی الی نفسی طرفةعینی خیلی این ترس به ما غالب نشده است ما یک اطمینهانهای کاذب داریم که وقتی می خواهیم برای آخرتمان کار کنیم درست کار نمی کنیم وقتی می خواهیم برای جهنممان پناه ببریم به خدا از عذاب درست نمی توانیم پناه ببریم مثل کسی نیستیم که هلش دارند می دهند در جهنم و مشرف بر عذاب هست و هیچ کار دیگری نمی تواند بکند .
در دعای چهار شنبه داریم : ادعوک دعاء من ضعف و سیلة وسیله اش ضعیف است من طوری دعا می کنم خدای تو را که وسیله ای ندارم وسیله ضعیفی دارم وانقطعت حیلةتمام حیله ها فکر ها ، طرحهایش همه و همه هر چه داشته است قطع شده است و چیزی ندارد و دستش به جایی بند نیست واقترب اجله اجلش هم نزدیک است خوب است انسان این طوری خدا را بخواند وبداند که مشرف هست به آنجا و دعا کند و پناه ببرد به خداوند از عذاب جهنم خیلی عجیب هت.
حضرت سجاد علیه السلام یک مناجاتی دارد خیلی مناجات جانسوزی هست این مناجات ده پانزده فرازش این گونه است آةوانفساه ,آه واخطئیتاه خیلی عجیب است این مناجات تحمل می خواهد خواندش و فکرنمی کنم بشود من که نتوانسته ام یکبار کامل بخوانمش اصلاًانسان قطع میشود و دیگر نمی تواند ادامه دهدواقعاًسخت است اگر تا آخر کسی بتواند بخواند مشکل است . واقعاًچه تضمینی است وقتی که رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم ما این گونه بوده اند بارها هم به ما گوشزد کرده اند که بابا مغرور نشوید ،در مورد علما گفته اند که فقیه کسی است که مردم را نا امید نکند و از طرفی مغرورشان هم نکند.
نا امید نکند مردم را از رحمت الهی و اما از آن طرف هم مغرورشان هم نکند لا تغرروهم بنا حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند که به علما بگوئید که مردم را هی به ما مغرور نکنید باز حضرت صاق علیه السلام فرمودندبرزختان پای خودتان اینها حساب و کتاب دارد دقت کنید ثم قیل للذین ظلموذوقو عذاب الخلد و هل تجزرون الا بما کنتم تکسبون بچشید عذاب جاودان راآیا جزا داده می شوید مگر بما کنتم تکسبون به چیز هایی که خودتان کسب کرده اید ؟ غیر از آن چیز دیگری نیست خودت هستی و خودت و خودت را بایدتحمل کنی . حضرت زهرا علیه السلام این طور می فرمایند : شیعیان ما ازبهترین افراد اهل بهشت هستند و همه دوستان ما و دوستان شما و ودشمنان ما و دشمنان شما ما همه در بهشت خواهد بود آری کسیکه با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده است یعنی قلب و زبانش تسلیم شده است به زبان قبول کرده است و قلبش هم قبول کرده است که حق با اینهاست اما از اوامر ما سر پیچی کند یعنی وقتی در عمل می اید رعایت نمی کند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود و گرچه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان و تحمل مشکلات روز قیامت . ببین حضرت کجا رفته است ، اصلاً کاری با برزخ ندارد گشایندهاش به روز قیامت چه کسی می خواهد این راتحمل کند .
وقرار گرفتن اندک زمانی ئر طبقات بالای جهنم یعنی اصلاً مساله روز قیامت نیست حکم به جهنم می شود برای اینها و چشیدن عذاب اهل بهشت خواهند بود . و ما بخاطر دوستیشان با م نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد نقل از بحار الانوار ج 65 ص 155 این طوری هست حالا برزخ با تمام آن مدتش قیامتی که پنجاه هزار سال هست و صراطی که سه هزار سال راه هست تازه بعد طبقه های بالا ی جهنم طبقه بالای جهنم منظور رکم عذاب ترین طبقه جهنم هست در حدیث هست که کمترین عذاب جهنم آسانترین عذاب در جهنم این است که کفشهایی از آتش در پای شخص می کنند که مغز سرش بجوش می اید از شدت حرارت آن کفش .
یک جمله ای دارد یکی از بزرگان از علماء می فرماید که هدفتان این نباشد که به جهنم نروید ما گرفتاریم اگر فکر خودمان را نکنیم کارمان به این جا هم می کشید این سندش از حضرتزهرا علیه السلام خدمتتان عرض کردم ولی می فرماید شما همتتان این نباشد که جهنم نروید یا به بهشت بروید چون جهنم خب دیوانه ها هم جهنم نمی روند حیوانات هم نمی روند بچه ها ه نمی روند مستضعفین هم نمی روند این که هنر نیست برای یک انسان که جهنم نرود .هرچند خب خیلی بزرگ هست انسانی که از آنجا نجات پیدا کند و حتی می فرماید همتتان این نباشد کهبه بهشت هم بروید بلکه چیز های بالاتر از بهشت را به آن فکر کنید درجات بالا را حضرت سجاد علیه السلام می فرماید : شما خواه وناخواه توسط ما شفاعت خواهید شد و بالاخره به بهشت راه پیدا خواهید کرد اما فتنافسوا فی الدرجات اهلتنافس اهل مسابقه در درجات باشید و این تنافس انجام نمی شود مگر کسیکه ایمان قلبی به آخرت آورده باشد یعنی آخرت یکسره جلوی چشمانش است بقیه مسائل روزمرهزندگی جدی نیست برایش برایشان برنامه ریزی می کند و زحمتش را هم می کشد .
اما همه آنها در راستا ی قیامت معنا پیدا می کند در راستای ابدیت معنا پیدا می کند آنطوری که به آن نگاه می کند والا با این ایمانهای که ما داریم نمی شود ایمان بیاورد واقعاً به آخرت و بعد اهل تنافس باشد یعنی مسابقه بگذارد یعنی بگوید این کار را من بیشتر بکنم زودتر بکنم مسابقه بگذارد در بردن بچه بسیجی ها یادتان هست که در جبهه چه کار کردند صبح بلد می شد و می دیدی کفشهای همه واکس خورده است اهل تنافس بوده است که نخوابیده است و بلند شده و کفشهای همه را واکس زده است لباسها همهشسته شده است آیا او حول بود از خوابش بزند ؟که مثلاً می توانست مثل بقیه بخوابد بعضی ها در جبهه بودند که همین طور فکر می کردند می گفتند بابا حوصله داری برو بگیر بخواب او چه فکر می کند که بلند می شود مثلاً کفش همه بچه ها را واکس می زند؟ لباسهای بقیه را می شوید ؟ ظرفها را می شوید ؟چه فکر می کرد که مسابقه در سابقوا فی الخیرات سارعو ا الی الخیرات این سابقو و سارعو ا چرا این گونه می کرد ؟
برای این که ایمان آورده بود که واقعاً از دستش میرود اگر بخواهد نجنبد از دستش می رود خیلی چیز ها از دستش می رود لذا با هیچ کس هم اهل معامله نبود نمی گفت من برای این انجام دادم و این قدر نمی داند این آدن ناسپاسی است بی لیاقت هست غلط کردم دیگر نمی کنم دیگر پشیمان شدم کارخیر کنم آمدیم ثواب کنیم کباب شدیم نمک نشناسی کرد چون اصلاً هیچ کس عزیزان من در دنیا لیاقت این را ندارد که ما با او معامله کنیم تمام کارهای انسان معامله با خداست خوبی کردی برای زنت خب خوبی کرده ای حالا او یک ذرهای نافرمانی کرد یا یک ذره بدی کرد دلیل نمی شود که تو ظلم کنی یابا یک نفر نیکی کردی نمک نشناسی کرد دلیل نمی شود که قطع کنی تو مگر برایاین نیکی کردی ؟
اگر معامله کردی با خدا خب حفظ است ماعندکم یتخذ عند الله باق شما معامله کردی با خدا و فرستادی پیش خدا و پیش خدا باقی مانده است ضرر که نکرده ای چیزی ضرر نکرده ای همه اش مانده است چرا منت سر دیگران می گذاری ؟ چرا پشیمان شده ای از کارت و ما عند اللهباق باقی مانده است تنافس فی الدرجات ایمان می خواهد این که انسان باور کرده باشد این قضیه را و این هم دور نیست از ما ما مگر در این هشت سال جنگ نداشتیم هزاران و دهها هزار نمونهاش را که اهل تنافس در درجات بودد حالا تنافس در درجات مثلاً بر سر گشته شدن باهم ممسابقه داشتند هزاران مورد بود یک مورد یا دومورد نبود که حالا ما از صدر اسلام چند نمونه داریم نقل شده آمده که : یک پدر و پسر دعوایشان می شود و آخر مسابقه می گذارند و قرعه کشی می کنند و در قرعه کشی مثلاً پسر می برد که کدامشان بروند جبهه و کشته شوند ولی مادر جنگ خودمان هزاران نمونه داشتیم از این مسابقه می گذاشتند پدر و پسر داشتیم دو برادر داشتیم رفقا را داشتیم فرمانده و زیر دست داشتیم این قدر بودند که با هم مسابقه می گذاشتند که کشته شوند .
خدا نکند این ارزش ها معنا ی خودش را از دست بدهد و ما یک زمانی بیاید به این ارزشها بخندیم ،دوربشود این از ذهن ما این ارزشها که این گونه بودند بچه ها اینهاهم با ما زندگی کردند اینها هم مثل ما بودند در همین محیطها ی ما با همین پدر و مادر های مثل پدر و مادر های ما در همین محلاتی مثل محلات ما زندگی کردند همین لقمه هایی که ما خوردیم آنها هم خوردند دور نیست اینها از ما حیف است ما همتتمان را پایین کنیم و پست باشیم الان هم می توانیم تا دیر نشده است .
انسان بای فاصله بگیرد یک فاصله زیادی بگیرداز جهنم پرواز کند برود و نفسش در بهشت قرار بدهد آنوقت لذتش را می برد ، آرامشش را می بر د و بعد هم تنافس کند در بهشت سعی کند هی بکشد بالا خودش را این مهم هست آن صورتها وجلوه های بهشت را در بحث بهشت در آموزش دین و درس معرفت بهشت در بحث معرفت من توضیح دادم که جلوههای عملی اش چه هست این جا وقتی می نشینینم در مجلس و با هم می رویم و می آئیم در زندگی روز مره چه صحنه هایی جهنم است جلوه های جهنم استکجا ها ، چه کسانی و چگونه ؟چه صحنه های جلوه بهشت است .
خوب می توانیم بشناسیم و خودمان را بیاندازیم انجا و بالا بکشیم مثل الذین کفرو بربهم اعمالهم کرماداشتدت به الریح فی یوم عاصف لا یقدرون مما کسبوا علی شیء ذالک هوالضلال بعید " این گرفتاری انسان را نشان می دهد این صحنه که انسان نمی تواند از آنچه که کسب کرده است در برود خیلی برادران عزیز دقت کنید که این آیات را خاوند فرستاده است خداوند عظیم 6000تا آیه فرستاده است 6000جمله ببینید چند جمله اش رابه اینها اختصاص داده است آیا از ما نمی خواسته است که دراینها تفکر کنیم و تعمق کنیم ؟افلا یتذبرون القران ام علی قلوب اغفالها تدبر خیلی به ما سفارش کرده اند اینها را برای ما گفته اند دیگر فکر کنیم روی این ها هی قرائت نکنیم رد شویم برویم هی نگوئیم اینها برای کفار است دقت کنیم گرفتاریها چه چیزی است مشکلات چه چیز هایی است کسانی که کفر ورزیدند به پروردگارشان اعمالهم کرماد اشتدت اعمالشان مثل یک خاکسترمی ماند تشبیه کرده است اعمال کفار را به یک خاکستر که اشتدت به الریح باد شدید می آید می زند و این خاکستر را می دارد خب باد شدید به خاکستر بخورد چه می شود ؟
آنهم چه ؟ فی یوم عاصف در یک روز به اصطلاح که آنروز عاصف است یعنی روزی هست که تند است روزی هست که تمامش طوفانی است نه بادی می اید به آن بخورد و برود تمام روز این طوفان می آید .خب بیاید به یک خاکستر بخورد دیگر چه می ماند از این خاکستر لا یقدرون مما کسبو ا علی شیء به آن چیز هایی که کسب کردند لا یقدرون یعنی نمی توانند از خودشان دفع کنند اینهایی را که کسب کرده اند اینها با انها هست و گرفتاری این چی ها گرفتار این چیز هایی که خودشان کسب کردهاند هستند این حال و روز کفار هست بعد می فرماید ذالک هوالضلال بعید گمراهی دور خیلی آن اعماق تاریکی های جهنم است این وضعیت این آیه که عرض کردم سوره مبارکه ابراهیم آیه 19 هست بعد یک آیه ای هست که این آیه در روانشناسی و جامعه شناسی فوق العاده حیف که جامعه شناسی و روانشناسی اسلامی که باید بر روی آنها کار نمی شود چقدر منابع عالی داریم ما در باره جامعه شناسی و روانش شناسی بیچاره آنهایی که فکرمی کنند که باید در این علوم مقلد غربیها باشند و باید نمی دانم از دیگران تقلید کنند .
ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون می گوید در زمین و در یا فساد ظاهر شده است و این فسادی که شما در زمین و دریا می بینید هر نوع فسادی ، در اجتماع ، در دریا ها هرچه که مشکلات می بینید بما کسبت اید ی الناس بخاطر کارهایی است که خود مردم کردهاند و کسب کرده اند آنها کسبات مردم هستند هر بدبختی که شما در اجتماع دارید می بینید مال این است ببینید چقدر این آیه عمق دارد اگر کسی بخواهد جامعه شناسی کار کند و روانشناسی کار کند یعنی چه ؟ می گوید مردم درست کرده اند این گرفتاریهای را که شما دارید می بینید در اجتماع و خود مردم با ارواحشان با روحهایشان با شاکله هایشان درست کرده اند اینها را لیذیقهم بعضی الذی عملوا می گوید بعد خداوند این اثرات بدش را هم ظاهر کرده است که بچشد از اثرات بعضی از کارهایشان را از نظر قرآناگر خداوند بخواهد جزای همهکارهایی را که مردم می خواهند بکنند بگوید جهان تحمل ان را ندارد دنیا تحمل آن را ندارد که خداوند جزا بدهد لذا می گوید لیذیقهم بچشد خودشان بعضی اسن کارهایی را که کرده اند .لعلهم یرجهون شاید دیگر پشیمان شوند دیگر این فسادها ، این تباهی ها ، مثل آمریکا شما یک دفعه می بینید ایدز می آید وصدها هزار نفر شان را می کشد بلکه دست بردارند الان دارد فساد و طغیان مشکلاتی که از عملکرد های بدشان هست خودشان دیگر خیلی هایشان صدایشان در آمده است .
می گویند عذاب چه عذابیاست که مرده شور هم گریه اش گرفته است خودشان چقدر سخنرانانشان دانشمندانشان وغیره سرو صدایشان بلند شده است که بابا در جامعه دیگر گویا در انگلیس اسقف انگلیس گفته بود که گناه معنای خودش را در جامعه از دست داده است چیزی به اسم گناهدیگر معنا ندارد که یک کسی بگوید این گناه است و من نکنم یک چیزی باشد بگوید زشتی باشد بگوید ای زشت است معنا ندارد قرآن می گوید ما اینها را مبتلا می کنیم اثرات بعضی از اعمالشان را شاید ***برگردند بلکه توبه کنند و برگردند وخودشان را درست کنند .
الیوم نختم علی افواههم وتکلمنا ایدیهم وتشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون آیه ای که خواندم سوره مبارکه روم بود آیه 42 این آیه که الان خدمتتان قرائت شد سوره مبارکه یس آیه 66 : امروز نختم علی افوائهم به دهانهای اینها مهر می زنیم که دیگر نتوانند حرف بزنند و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم دستهایشان با ما حرف می زنند و پاهایشان شهادت می دهند کسی را نمی گذاریم با دهانش حرف بزند خود اعضابدن کارهایی را که کرده اند می گویند و بعد به چه چی شهادت می دهند ؟ بما کنوا یکسبون خود دست می گوید چه کار کردهاست و چه چیزی کسب کرده است پاها می گویند چه کار کرده اند و کجا ها رفته اند خودشان شهادت می دهند دیگر ببین چقدر مساله کسب بر رویش تکرار شده است و تاکید هست آقا دست و اعضا و جوارح هست و الیوم تجزی کل نفس بما کسبت لاظلم الیوم ان الله سریع الحساب.
امروز که قیامت است هر نفسی به آنچه که کسب کرده است جزا داده می شود هر چیزی که خودش کسب کرده است هر چیزی که خودش برداشته است آن را محاسبه می شود لاظلم الیوم امروز هیچ کس ظلم به او نخواهد شد هیچ کس هرکس فقط با خودش بازتاب نفس خودش و آنچه کهنفسش خلق کرده است ما یعتنعون آنچه که چه ؟ انجام دادهاند و درست کرده اند جزا داده می شوند ان الله سریع الحساب (غافر :18 )و ما اصابکم من مصیبةفبما کسبت ایدیکم هر مصیتی شما می رسد بخاطر کارهایی است که خودتان کرده اید شوری :31)می فرماید کسبت ایدیکم خودتان کسب کرده اید . والذین امنوا واتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنابهم ذریتهم و ما السنا هم من عملهم من شی کل امر بما کسب رهین (طور : 22 )کسانیکه ایمان آوردند و ابتعتهم ذریتهم خانواده انها هم در این ایمانی که آوردند تبعیتشان کردند خانواده مومن را تبعیت کرد در این ایمان با او راه آمدند الحقنابهم ذریتهم ذریه و خانواده شان را در بهشت به آنهاملحق می کنیم و ما السنا هم من عملهم من شی چیزی هم از عملشان کم نخواهیم کرد .
کل امر هرشخصی بما کسبرهین رهین یعنی گرو را می گویند می فرماید هر شخص به آنچه که کسب کرده است رهین هست شما در رهنهای دنیایی یک چیز را رهن می گذارید ، رهن می دهید یک چیزی را هم می گیرید ، می فرماید : در قیامت افراد نفسهای خودشان را رهن گذاشته اند یعنی شما با زندگی دنیایتان یکسره خودتان را دارید رهن می گذارید چیز خارجی خارج از خودتان نیست که بگذارید رهین خودت هستی راهین چه کسی است ؟ خودت هستی ،همه اش خودت هستی نفس ، روح ، کل امر بما کسبت رهین به آنچه که کسب کرده ای حالا آیا بحث اتحاد عاقل معقول یادتان هست بعد بحث اتحاد عقل و عاقل و معقول چه ؟ علم وعالم معلوم که صحبت کردیم و این چیز هایی که گفتیم در معرفت یک مقدار کار شد و همین بحثش که آنچه که ما کسب می کنیم به ما تبدیل می شود به ما.
پس وقتی بما کسب رهین یعنی خودش رهین خودش هست خوب دقت کنید آیه را یعنی خودت رهین هستی خودت را گرفته اند چیزی از تو نمی گیرند کهنگهت دارد خودت رهین هستی خودت گرفتار هستی این جا ، خودت را آن شخص می گیرد آزاد کردن یعنی چه ؟ یعنی خودترا آزاد کنی در خطبه شعبانیه نبی اکرم صلی الله علیه واله و سلم و در خطبه های امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام این مساله چند بار آمده است که بابا شماها گرفتار هستید خودتان گرفتار ید این گناهان پشت شما را سنگین کرده است با نماز وروزه آزاد کنید خودتان را ، خودتان خودتان را آزاد کنید یعنی چه ما گرو هستیم خودمان گرفتار هستیم سوره مبارکه مدثر آیه 39 می فرماید : کل نفس بما کسبت رهینه هر نفسی به آنچه که کسب کرده است ،هر نفسی در گرو هست گرفتار است ،مدیون و گرفتار در گرو ان چیزی است که خودش کسب می کند خب یک آیه دیگر در مورد مسائل معنوی روحی هست در مورد مسائل روانی هست آیه مبارکه سوره مبارکه مطففین آیه 15 آخرین آیه که خدمتتون عرض می کنم : کلا بل ران علی قلوبهم ما کنو یکسبون ران رین یعنی گرد و غبار کنایه از تاریکی هست حجاب هست .
ران علی قلوبهم تاریک کرده است قلبهای اینان را بما کانوا یکسبون یعنی قساوت قلب و تاریکی قلب به واسطه چیز هایی هست که خود قلب کسب کرده است مثل یماشینی که شما در جاده می روید و بعد از یک مدتی می بینید جلویتان را نمی بینید شیشه خودش هی گرفته است دیگر شیشه تاریک هست امام تاریکی اش بخاطر چیست ؟ آیا بخاطر هواست ؟ آیا هوا تریک شده است ؟ که شما چراغ روشن کنید مشکلتان حل شود ؟بخاطر این که شیشه کثیف هست بخاطراین که خودش گرد گرفته است می گوید قلبهای افراد بخاطر آنچیزی که خودش کسب کرده است.
قسیه است ما گریه مان نمی گیرد درروایت ما داریم : جمود العین من الشقاق خشکی چشمها برای قساوت قلبهاست برای گناه است برای لقمه ای هست که خورده ایم برای نگاهی هست که کرده ایم برای حرف زیادی هست که زده ایم تاریک می کند دیگر گریه ات هم نمی گیرد سلامت نیست قلب سالم نیست دیگر قلب سالم یعنی قلبی هست که شما در مناجاتهای خود حضرت سجاد علیه السلام نگاه کنید چقدر برروی مساله گریه دموع گریهسفارش می کند چقدر تاکید دارد ما نمی توانیم گریه کنیم ما گریه مان نمی گیرد ما بزرگترین مصائب را هم که برایمان بخوانند بدترین خبر ها را که از آینده مان هم به ما بدهند ککمان هم نمی گزد ممکن است یک ذره متاثر شویم پایمان را که از کلاس بیرون می گذاریم دو باره از نو روزی از نو یاد کارهای یمان می افتیم .
یاد بده بستانهایمان میافتیم و کارهای دیگر همان می شویم که بودیم یادمان می رود این قضیه ما هر چقدر گرفتاری داشته باشیم این راهی هست که باید برویم و خداوند حجتش را در همه اقشار گذاشته است در پولدارها در در ثروتمندان درتاجرها در نمی دانم بالا شهریها در خارج از کشور آن خارج رفته ها که در کشور هستند در همه اقشار آدمهای سالم و نمونه گذاشته است که حجت باشند که نگوئیم نمی شد نگوئیم این مثلاً آقا گرفتار بودیم گرفتاریهایی را گذاشته است که صد برابر ما گرفتاری دارند اما شبشان از صد روز ما روشنتر است مرحوم آقا میرزا جواد آقا رحمةالله علیه یک ادم خیلی تاجر بوده است .
بچه تاجر زاده بوده است خودشهم اهل تجارت و اهل ..... بینید چه چیی هست ؟ این کتاب را بخوانید چه کسی قلم زده است مثل مرحوم آقا میرزا جواد آقا ؟ بعد آنقدر حالت ایشان عجیب بوده است ایشان مثل بزرگان دیگر عرفای دیگر که ایشان را تعریف کرده اند فرموده اند مثل یک تکه آتش بود همه اش گداخته و گر گرفته بود .
یعنی از خواب که بلند می شده است گریه می کرد در همان رختخواب می نشسته گریه می کرده بلند که می شده برود وضو بگیرد گریه می کرده است کنار حوض گریه می کرده است تا بیاید به نماز بایستد گریه ما چرا این طور نیستیم بگوئیم او کاسبی نداشته است ؟ او شغل نداشته است ؟گرفتاری نداشته است فقط باید فرار کرد برویم در حوزه و مثلاً نمی دانم با هیچ کس ارتباط نداشته باشد و و با هیچ کس حرف نزد و اخمت را در هم می کنی و یک موقعی با یک کسی روبرو نشویم که مثلاً بتوانیم گریه کنیم این طوری هست ؟ بچه بسیجی های خودمان که یادمان نرفته است که در آن شبهای سرد دو کوهه ،آن آقا میرزا جواد آقا اینا هم بچه بسیجی ها که از بقول همبازگیهای خودمان بودند دیگر همقطارمان خودمان بودند حالا می گویئم او آقا میرزا جواد آقا بود با علمش ، بچه بسیجیها چه ؟ شبهای سرد جنگلهای کردستان ،زمستان این ناله ها از کجا بلند می شد ؟
دو کوهه شبهای سردش یکی یک پتو می انداختند روی دوششان می آمد ند دو و سه دانه دانه از این چادرها بیرون می آمدند در این زمین صبحگاه دو کوهه ، آنطرف گردان تخریب که اصلاً تمام از آن حرارت ، شور ،ناله و ... آیا آنها نبودند همه بودند در همه اقشار هست خلاصه این یک قسمتی هم که از بحث مانده است من خدمتتان عرض کنم .
بعد فرمود که اینها صورت دارند هر کدام در تجسم برزخی اعمال بود مثلاً صورت دنیوی علاقه به ریاست یک صورت درونی به خصوصی است که در درون در حیات دنیا وجود دارد در این صورت ،این صورت صورت دنیایی این علاقه است در ورای این صورت ودر پشت پرده صورت دیگری برای همین علاقه به ریاست هست که ما فعلاً آنرا نمی یابیم .
صورت پشت پرده آن مانند صورت دنیایی آن در باطن و در درون ماست چیزی که هست ما صورت دنیایی آنرا در درون خود می یابیم ومی بینیم ولی صورت پشت پرده آن را در درون خود نمی یابیم و نمی بینیم و پرده و حجابی در بین است در حقیقت ما این سوی درون خود را می بینیم و این علاقه در این سوی درون خود باز صورت دنیایی آن می بینیم و از آن سوی درو ن خود در حجاب هستیم و در نتیجه این علاقه را نیز در آن سوی درون خود با صورت آن سوی آن نمی بینیم چون آن سو نیستیم و ارتباطی هم با آن سو نداریم . اگر حجاب بر طرف شود و کنار می رفت و ما می توانستیم به آن سوی درون خویش راه یافته و آنسوی درون خویش را بیابیم طبعاً صورت پشت پرده یا صورت آن سویی علاقه به ریاست را می یافتیم .
کلش فرمود جیفه و طالبها کلاب " علی علیه السلام : مرداری است و طالبش سگ است این محتوی کلیش ،حالا وقتی می گوید : ریاست ، شما اگر یک جیفه مثلاً بگو فلان چیزش فلان چیز یک جیفه می شود ریاست وقتی کل آن جیفه باشد دیگر چه چیزش دوست داشتنی است ؟
و مثلاً صورت دنیایی نماز یک صورت درونی به خصوصی است در درون ما وجود دارد و به هنگام خواندن نماز حرکتی که در درون و در باطن ما هست و صورت اصلی نماز است صورت دنیایی نماز می باشد و در ورای این صورت در پشت پرده یعنی در آنسوی درون ما صورت دیگری برای نماز هست که ما از آن محجوب هستیم و آنرا نمی یابیم . با مراجعه به درون خود و بررسی درون خود در حال نماز صورت اینجایی نماز را که که در درون خویش می یابم ولی با مراجعه به درون خود اگر چه خیلی هم کنجکاو باشیم صورت آنجایی و به عبارتی صورت آنسویی نماز را در درون خویش نمی یابیم .
زیرا که از آن محجوبیم دقت کنید یک مثال هم بزنم در خاتمه بحث : ببینید شما نوار کاست را در نظر بگیرید چند تا نوار کاست یکی اش رویش قرآن ضبط است ، یکی اش رویش موعظه است یکی اش حرفهای جک و دری و وری هست یکی اش رویش مبتذلترین ترانه هاست چهار تا نوار را که د رنظر بگیرید می بینید همه اینها ازنظر وزن و اندازه و شکل یکی هستند هیچ کارش نمی شود شما نوارش را در بیاوریبد و هی نگاهش کن همه اش همین است این تا وقتی ترجمهنشود با چیز مخصوص خودش متناسب با خودش فایده ندارد می گذارید ش درون ضبط تا نگذاریدش در ضبط هیچ کاری نمی تواند کند می گذارید در ضبط دکمه را که می زنید برایت نوار و باطن نوار می ریزه بیرون تازه تومی فهمی که باطن این چیست ، این قرآن هست ؛نوارمبتذل هست ، پند و اندرز هست ،حکیمانه هست ، سخنان بیهوده هست ،چیست ؟
تا نگذاری در ضبط معلوم نمی شود ما هم همین گونه ایم ما هم تا ترجمه نشود درونمان ،درونمان ترجمه اش دستگاه می خواهد ، دستگاه ش هم برزخ است این باید منتقل شود آنجا تا ترجمه شود که ما چه کرده ایم ؟ شما الان فرض بفرمائید در فیلم هم همین طور در همین دستگاهی هم که کنترل از راه دور هست همین طور الان شما می دانید که این اطراف ما همین جا که من نشسته ایم چه قدر امواج در همین اطاق رفت و آمد می کند ؟
ماهواره ها و تلکس ها ، تلفنها ، فرستنده های رادیو یی ،..... چقدر چند موج دارد از این جا رفت و آمد می کند به ما هیچ چیز ی اش را متوجه نیستیم چون مسلح نیستیم به آن شما الان فقط دارید صدای بنده را می شنوید و السلام یک رادیو که گیرنده است بیاورید سه موج چهار موج را بگیرد ، fmرا بیاورید هر موج و ببینید چقد رهمین جا خبر هست در اطراف شما ، این موج از کجا می گیرد آیا از یک جای دور می گیرد ؟ نه موجی که همین با اطراف و پیش خودش هسیت می گیرد و ترجمه می کند برای ما ، قرآن پخش کردنها را ،ترانه پخش کردنها را اخبار و هر چیزی هست همین جا به تو می گوید تبدیل می کند فقط گیرنده نیست ،آنکه تبدیل می کند نیست باید منتقل شویم آنجا تا متوجه شویم البته خب کسانی هستندکه همین جا منتقل می شوند آنها زبان آنجا را می فهمند بعد می فهمند کهاین جا چه خبر هست آنها که باطن را می بینند آنها که در خواب راه پیدا می کنند به کجا آنها که در بیداری راه پیدا می کنند یه یکجا آنها زبان آنجا را خوب فهمیده اند همسنخ شده اند با تجهیزات آنجا که می توانند این چیز ها را خوبببینند و تشخیص بدهند .والسلام