جلسه 098 - معاد
شماره جلسه
98
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 098 - معاد

تجسم برزخی اعمال از نظر آیات قرآنی

از سطر 4 ص 21تا سطر 14

از نظر قرآن آنچه که ما در قبر و بعد از قبر روبرو می شویم تمام چیز های است که خود ما کسب کردیم جزاء بما کانویکسبون ، یعنی تحصیل کردی و با خودت آوردی و هیچ چیز نیست که می بینی مگر بازتاب اکتسابات خودت .در هر دو صورتش یک حالت عجیبی به انسان دست می دهد یکی این که انسان می فهمد از خودش فرار نمی تواند بکند ببینید فرق داره اصل قضیه که من بگویم خدایا این مار را از من دور کن یا این چهره زشت را از من دور کن یعنی پندار من این است که یک اعتبار نسبت چون من فلان کار را کردم پس این سگ به عنوان تنبیه بایدبیاید و مرا گاز بگیرد و اذیت کند . یک موقع است انسان می فهمد که این سگ باطن عمل خودش است و از آن نمی تواند رهائی داشته باشد .

البته معمولاً در عقاب خودش است و از آن نمی تواند رهائی داشته باشد البته معمولاً در عقاب برابری هست یعنی اگر شما مار و عقرب و سگ را می بینید خودت هستی ولی در ثواب این طور نیست . و خداوند متعال زیاد می کند یعنی از فضل خودش و نمی توانی بگوئی صد در صد من هستم گفت یک حوری بهشتی را خواب دیدم که خیلی زیبا بود ، این داستان شهید دستغیب آورده در کتاب خود ، بعد دیدم تلأ لو داری صورت این حوری و خیلی می درخشد پرسیدم این درخشش برای چیست گفت از اشک های صورت توست که می ریزی و هر مقدار بیشتر اشک می ریزی درخشش صورت من بیشتر می شود .

یعنی خودت انشاء می کنی از نفس خودت موقعی که چشم خود را از نامحرم برمی گردانی و بالاخره صرف نظر کنی از یک شهوت خداوند متعال سریع برای تو معادل سازی می کند و هر مقدار این کار اثر زیادی داشته باشد چیزی که خلق می شود در قبال آن چیزی با قدرت وعظیمی خواهد بود .

از سطر 15تا سطر 17 ص 21

نکته ظریف این است که همه اینهائی که هست باز نسبتش به درون است یعنی همه اینها در درون انجام می شود و شاکله را شکل می دهد و می سازد توجه کنید به این مواردی که ایشان ذکر کردند وقتی می گوید روی اینها حساب می شود مثل این است که شما یک امتحان می خواهید بدهید بعد به شی می گویند توی این امتحان از زبان سئوال می کنند از دانش سیاسی و اعتقاد است و اطلاعات عمومی سئوال می کنند خوب این یعنی چی که از اینها سئوال می کنند ؟

یعنی هر کس با هر اطلاعاتی که داره آیا می تواند قبول بشود ؟ معصوم است که نمی شود وقتی می گوید اینها را می خواهند یعنی یک حد خاصی از زبان یا دانش عقیدتی دانش سیاسی و معلومات عمومی را می خواهند ،از یک حدی قبول هست و یک حدی قبول نیست . وقتی می گوید عقاید چیز های هستند که ما باید به آنها مقید و معتقد باشیم و اگر در حوزه اعتقادی ما نباشد سنگ هستیم در آنجا .

بعضی از اینها چیز های هستند که انسان باید تلاش بکند تا جزو باروش بشود . مثلاً این که خداوند متعادل حکیم است عادل است کار بحث نمی کند ، اگر من دچار مشکل شدم ، بعد شکایت و گله به خدا کردم و گفتم خدایا چرا این کار را با من کردی و بعد آمد و دلسرد شدم نسبت به ائمه علیهم السلام اعتقاد خود را از دست دادم ، این معلوم است که در این اعتقاد گیر دارم و ضعیف هستم یعنی به این گمان هستم که خدا می توانسته کمک من کند و کرده یا اصلاً سرلج با من داره .

این یک نوع اعتقاد است ولی احتیاج به یک مقدار ریاضت و ممارست داره که تاجزو وجود تو بشود و توآرامش داشته باشی . الذین اذا اصابتهم مصیبةقالو انا لله وانا الیه راجعون تا مصیبتی به آنها می رسد متوجه ابدیت هستند اخ واخ و عصبانی بشوند به این و آن ناسزا بگویند این جوری نیستند تا بداند آنها می آید انا لله و انا الیه راجعون یعنی اول قوس نزول را در نظر می گیرند که انا لله و دوم قوص سعود را که انا لله وانا الیه راجعون یعنی تمام ابدیت و سیر ابدی خودش را جلو دیدش می اورد که من مسافر دیار ابدی هستم و آن وقت معنا پیدا می کند بلا و سختی که در زندگیش آمده تا این که یک نفراین دید را نداشته باشد و گریه و زاری کند و خودش را بکشد و این را اذیت کند و فحش بدهد .

بعضی از اعتقادات هستند که این جوری نیستند که شی بخواهید با سختی دریافت و ممارست در خودت پیاده کنی بلکه اعتقاداتی است که صرف دانش نسبت به آن حقاسق توی قلب شما باطنت پاکی که بعنوان یک شیعه دارید جا می گیره و این اعتقادات چه گروه اول چه گروه دوم اعتقاداتی است که لازم است ما به آنها معتقد باشیم و به آنها احتیاج داریم و اگر نداشته باشیم در قیامت کم می آوریم از نظر اعتقادی و این کم آوردن نه این که با بحث بشود که ما به جهنم برویم نه بلکه باعث می شود از نظر مقامات کم بیاوریم مثلاً اعتقادی که به امام معصوم علیه السلام داشته باشیم آیا امام معصوم کیست ؟

اگر به ما بگویند بنویسید در باره امام معصوم که کی هستند و چی هستند از چند سطر بیشتر نمی توانیم بنویسیم و بیشتر از انگشتان دست نمی توانیم ذکر کنیم ......

برای جهنم نرفتن ممکن است چند تا از آنها کافی باشد ولی برای کسب مقامات معنوی کافی نیست . السلام علیک یا اهل بیت النبوه وموضع الرساله و مختلفالملائکه و مهوت الوحی یا خذان العلم ،ترازنت الوحی اند و ارکان البلاد ، عناصر البرار ، دعا ئم الاخیار ببینید وقتی جامعه کبیره را باز می کنم و می خوانم حوزه اعتقادات من به معصوم از یک درجه بسیار بسیار پایین وسعت پیدا می کند و می رود تا بی نهایت وقتی من جامعه کبیره را می خوانم و این همه تعابیر راجع به آنها می خوانم دیگه با امام معصوم ارتباط معمولی برقرار نمی کنم .

وقتی من جامعه کبیره را می خوانم و متوجه هستم چی می گویم و به فقرات آن توجه دارم ،هی دائماً به شعاع اعتقادات من افزوده می شود هی به شمار عقاید من اضافه می شود من عقیده دارم که شما ترازن وحی الهی هستید من عقیده دارم شما ****علم الهی هستید یعنی به امام با حق معرفتش نگاه می کنم وقتی می گویند امام را با حق معرفت او زیارت کنید یعنی این که مثلاً امام رضا علیه السلام امام هشتم است و کرامات دارد و پدرش امام است و پسرش امام است یا نه من جایگاه امام را در عالم وجود دارم بررسی می کنم .

من اراد الله بدأبکم کسی که خدا را اراده کند از شما ائمه شروع می کند من تقدم عنکم مارق ! کسی که از شما جلو بیافتد مارق هست عن متاخر عنکم ضا حق و لازم لکم لاحق هی یکسره دقت کنیم که امام را چه جوری باید بشناسیم .

و این عدم شناخت خوب و کافی باعث می شود که ما نتوانیم با امام معصوم علیه السلام ارتباط درست برقرار کنیم اما وقتی کسی می داند که امام زمان علیه السلام مزه دارد وقتی سلام می دهد و حرف می زند و ....وقتی می گوید عقاید انسان آنجا جلوه می کند .همین اصول دین نیست که با یک کلیاتی که ما می گوئیم ، در باره خداوند متعال آن قدر اعتقادات ما ضعیف است کسی که بداند این نور السموات والارض یعنی چی و چرا وقت نمی گذاریم که اینها را بدانیم وقتی عقایدش تکمیل می شود مسبت به امام ، با یک اطلاعات بیشتری و با یک شئون بیشتری او برای تو جلوه داره وقتی با این شئون برای تو جلوه داره ارتباط بهتری می توانی با او برقرار کنی .

چرا مرحوم آشیخ عباس قمی رحمةالله علیه وقتی مریض می شود این کتاب کافی را برمی دارد و می کشد به چشمان خود و خوب می شود ، او چه دیدگاهی به این کتاب داره ما چه دیدگاهی ما می گوئیم خوب یک کتابی است که مرحوم کلینی نوشته و احادیث ائمه علیهم السلام را در آن جمع کرده و جزو کتب اربعه است .او چه می فهمد از این کتاب که وقتی می کشد به چشمش خوب می شود . از این گلی که عزاداران سیدالشهدا علیه السلام به سر خود می زنند ما چی می فهمیم چرا وقتی مدتهاست آیت الله بروجردی رحمةالله علیه چشم درد داره مقداری از این گل را ر می دارد می مالد به چشم خود و چشم درد نمی گیرد تا آخر عمر ولی کیلو کیلو آن را به سر خود می زنیم ولی طوری نمی شود چون او با عقاید داره کار می کند یعنی شعاع عقایدش نیست امام طوری است که وقتی به خاک قبر امام نگاه می کند حواسش هست مرحوم آشیخ عباس رحمةالله علیه وقتی خانواده اشان مریض می شوند .

یک معجونی درست می کنند و به جای این که با قاشق آنرا هم بزنند با انگشت سبابه خود آنرا هم می زند وقتی سئوال می کنند چرا ؟ می گوید این انگشت هزاران حدیث برای معصوم نوشته نه این که او عجب داشته باشه این اثر انگشت را در اثر نوشتن احادیث شرافت پیدا کرده دقت کنید وقتی شعاع اعتقاد ما بالا برود چگونه می توانیم با معصوم علیه السلام ارتباط برقرار کنیم .

مرحوم علامه امینی رحمةالله نشسته یکی از وزرای رژیم عراق که سنی ناجی هم بوده نام می نویسه برای علامه کهمن بچه ام مریض است همه دکترها هم جوابش کردند تو کهادعا می کنی امیر المومنی داری بچه من را خوب کن علامه بر می دارد یاد داشت می نویسد بچه شما بر برکت وجود مبارک امیر المومنین علیه السلام شفا پیدا کرد وقتی نامه می رسد به دستش بچه هم خوب می شود چه نیروئی این کار را می کند بارها علامه امینی این کار را کرده بوداو چه دیدگاهی به حضرت داره که می تواند از او این چیزها را بگیرد تمام این کارها اعتقادبالا و درست انجام می دهد .

پس بعضی ازعقاید هست که اگر وقت بگذاریم و مطالعه کنیم و همت کنیم این اعتقادات نصیب ما می شود و اینها برای ما خیلی سعی نفس می آورد وقتی من می خواهم بروم زیارت امام رضا علیه السلام با همه محتوای جامعه کبیره می روم و توجه دارم این کجا و با آن موقعی که هیچ کدام از محتوای جامعه کبیره را ندارم و نمی دانم وقطعاً خیلی فرق داره .

اگر ما وقت بگذاریم و در توحید کار کنیم می توانیم شاکله خیلی قوی بسازیم البته یادمون نرود که تهذیب ورای همه اینها است بقول حضرت امام سلام الله علیه اگر تهذیب نباشد علم توحید هم بدرد نمی خورد ولی خوب است تهذیب با علم ومعرفت همراه باشد .....

این نداشتن عقیده را برادران دقت کنید چون نفس می خواهد منتقل بشود به برزخ نداشتن عقیده یعنی یک چیزی در نفس تو خالی است ، یک روایت براتون بخوانم یا بهتر متوجه بشود در عدةالداعی نشته : می فرماید در قیامت به تعداد هر روز ساعات عمر افراد صندوق ها می دهی که می آورند برای رسیدگی و آنها را یکی یکی باز می کنند که کار کرد ساعت به ساعت عمر شماست مثلاً یکی را باز می کنند در آن طاعت می بینند آنقدر خوشحال می شود آن شخص که اگر خوشحالی اون تقسیم کنند بین اهل جهنم هیچ کس دیگر احساس درد نمی کند و وقتی صندوق دیگررا بازمی کنند توی آن معصیت می بیند آنقدر ناراحت می شود که اگر ناراحتی او را در بین بهشتیان تقسیم کنند هیچ کس دیگر لذتی نمی برد ولی بعضی از صندوق را که باز می کنند نه معصیت است نه طاعت ، وقت و عمر را تلف کرده در آن ساعت و می گوید ای کاش درست از این ساعت استفاده کرده بودم و با طاعت آنرا می گذراندم .

ما هر چقدر تلاش کنیم شاید نتوانیم خیلی از مشکلات خودمون راحل کنیم و گذشته را جبران کنیم ولی اگر اعتقاد صحیح به خداوند متعال داشته باشیم خدا خیلی راحت است برایش کذالک علیک سهل الیسیر خدایا برای بسیار سهل و آسان است که تو گذشته ما را جبران کنی

از سطر 15تا سطر 21 ص 21