تمثل برزخی اعمال با مرگ و انقطاع
گفتیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر است با دنیا ، بعد عرض بشر همانطور که در دنیا یک شرایط زیستی ثابتی داریم و جنین هر طوری که حرکت کرده باشد و هر تحولی که در حم پیدا کرده باشد وقتی که متولد می شود نوع تولد با این شرایط زیستی ثابت در دنیا سنجیده می شود که آیا تولد کدام صورت از پنج صورت تولد بوده اگر این طرف شرایط زیستی ثابتی نداشته باشیم نمی توانیم بگوئیم تولد ها به 5 دسته تقسیم می شوند .
یعنی طبیعت دنیا دنیا و شرایط زیستی دنیا روی این بچه ای که از رحم ماد ر متولد می شود یک حساب ویژه ای باز می کند روی توانائی هایش و قابلیت های او . و این یک ماجرای تکوینی است و قرار دادی نیست در حرکت انسان از دنیا به آخرت هم دقیقاً همین طور هست متحرک که روح و نفس انسان هست در این جا در مدتی که مهلت داده می شود به او یعنی طول عمر تحولاتی را انجام می دهد و شاکله ای را می ساز د ، بعد از ساختن این شاکله وقتی منتقل می شود به برزخ آنجا هم مثل دنیا یک شرایط زیستی ثابتی داره و عالم برزخ روی هر روحی که وارد آن عالم می شود یک حساب ویژه ای باز می کند و آنجا هم تولدها مثل دنیا تقسیم بندی می شوند بعضی ها خوب هستند بعضی ها خیلی خوب هستند بعضی ها ولی ضعیف و بعضی بسیار هستند و بعضی ناقص یعنی اصلاً مشکل اساسی در آنها هست .
همان طور که نوع تولد در دنیا رانمی شود دست کاری کرد یعنی اگر ناقص الخلقه باشد نمی شود کاری کرد در برزخ هم اگر شخص بیمار یا ناقص باشد نمی شود کاری کرد . و ارواحی که در برزخ متولد می شوند بستهبه این که در کدامیک از پنج نوع تولد باشند عذاب و ناراحتی آنها فرق می کند و هر دسته مسائل مربوط به خودش را داره .
برای خوشبختی و سعادت در برزخ یعنی تولد سالم یک چیز های را مشخص کردند لازم است و بسته به این که چقدر ما به آن شرایط خوشبختی و سعادت نزدیک باشیم می توانیم بگوئیم سعادت مند هستیم یا نه پس ما در حرکت خود یک شرایط تکوینی روبرو هستیم و اعتبار و قرار دادی نیست همانطور که بچه ای متولد می شود نمی تواند هیچ جا را ببیند چون شرایط زیستی دنیا طوری است که برای دیدن اشیاء احتیاج به چشم داره و این چشم باید هماهنگ با طول موج های مختلف دنیا باشد ولی بچه این چشم را نیاورده لذا با طول موج های مختلف هم نمی تواند ارتباط برقرار کند و شیء هم نمیبیند اگر در برزخ کسی کور متولد بشود ، در آنجا برای دیدن شرایط خاصی حاکم است نفس و قلب باید شرایط خاصی را با خودش ببرد تا بتواند از آنجا بهره مند بشود
نعمات و چیز های که در دنیا هست یک تابش و نوری از آنچه که در برزخ است یعنی صورت اصلی این چیز ائی که در دنیا می بینیم در برزخ هست با درجات بالاتری از خلقت و ما برای استفادهاز این نعمات احتیاج به روح و بدن سالم داریم یعنی با ساختار آنجا تنظیم باشد و تطبیق بکند عمل هائی که ما انجام می دهیم در دنیا برای ما بدن برزخی می سازد و عبادت ها و علومی که تحصیل می کنیم روح و شاکله معنوی می سازد ما در برزخ هم احتیاج به بدن داریم و هم روح سالم که در دنیا باید بسازیم .
حالا این که می گوئیم اعمال ما تمثل برزخی پیدا می کنند با مرگ و انقطاع از دنیا جنین یک حرکت خاصی را انجام می دهد وقتی متولد می شود ، تبدیل آن اعمال و حرکاتی که انجام داده ،نمود حرکت ها یک موقع به صورت کوری ظهور می کند یک موقع به صورت کری یا فلج شدن ولی آیا این کوری یا کری در عالم جنین معنی داشته ،خیر معنا نداره که مثلاً بگوئیم جنین هست که کور است .
یا جنین کر است چون در آنجا دیدن و طول موجی نیست که بخواهد ببیند و یا بشنود وقتی وارد دنیا می شود چشم وگوش و قلب و داشتن معنا پیدا می کند در این جا هم همه انسانها دارند زندگی می کنند و فکر می کنند و خوشبخت هستند وسالم وقتی متولد می شویم به برزخ در شرایط زیستی برزخ معلوم می شود که کور متولد شدیم یا بینا متولد شدیم یا کر و خوشبختی و سعادت یا بدبختی و شقاوت در آنجا معلوم می شود .
سطر اول صفحه 16تا سطر 12 ص 17
خصوصیات ارواح یعنی عقاید و اعمال و عادات و صفات نفسانی و اخلاق . پس اگر شفاعتی هست یا تخفیف عذابی ئ هرچه که باشد مسئله ساختار نفس در این جا مطرح هست و برای همین معصوم علیه السلام فرمود برزخ شما با خودتون هست وبایداین مرحله را بکشید .
نفس باید این قابلیت را داشته باشد که از او شفاعت بعمل بیاد . مثل بدنی که بسیار است ولی بعضی قابلیت درمان را دارند و بعضی ندارند مثلاً بعضی از بیماران را می گویند چهار بار کلیه به او پیوند زدند ولی بدن قبول نکرده و پس زده کلیه سالم است ولی بدن او ساختار نداره و نمی پذیرد روح هم باید بپذیرد و این پذیرش تمامش دردنیا حاصل می شود
از سطر 18ص17تا سطر 22ص 18
ما هم دوست داریم که خوب متولد بشویم آنطرفو موقع انتقال بهبرزخ با یک شاکله خوب و قوی منتقل بشویم . مسئله ساختن شاکله قوی و خوب در واقع یعنی ساختن پیچیده ترین دستگاه ها روح تنسان بزرگترین مخلوقی است که خداوند متعال خلق کرده از طرفی آن عالم هم که ما می خواهیم به آنجا منتقل بشویم عالمی است با هزاران قوانین ، مثل دنیا که احکام زیادی از جمله احکام وزن ،نور ، ماده ها صوت ، مایعات ، شیمی ، زیست شناسی و غیره داره .
چه کسانی موفق می شوند که قوی ترین و پیچیده ترین دستگاهها را در این دنیا بسازند ؟ کسانی که بیشتر با قوانین این عالم آشنا هستند . کسی که شیمی یا فیزیک یا مکانیک نخوانده انتظار ندارید که بدونآگاهی از قوانین صوت بتواند یک دستگاه سمعی و بصری خوبی طراحی کند .
هر مقدار که بشر با قوانین طبیعت آشنا می شود گامهای جدیدی در جهت ساخت دستگاه و وسایل رفاهی و اختراعات و تجهیزات مورد نیاز بشر برمی دارد اگر کسی بخواهد یک شاکله خوب بسازد بطوری که آنطرف راضی باشد و لااقل عذاب و درد سر نداشته باشد بایدبا قوانین آن عالم آشنا بشود . آیا امکان داره ما با قوانین برزخ آشنا بشویم/ جوابمنفی است این جا به کمک وحی و راهنمائی معصومین علیه السلام احتیاج داریم آنها به ما می گویند که شما با روح خود و شاکله خود چه بکنید که آنجا بهترین شاکله را داشته باشید و چه نکنید که آنجا دچار عذاب و ناراحتی نشوید .
لذا یکی از قوانین و شرایط اصلی یک سلوک خوب و تربیت و خود سازی خوباسین است که با قوانین خود سازی و پرورش روح ونفس آشنا بشویم هر کس بیشتر اشنا هستاگر همت عمل خالصانه داشته باشه موفق تر است به هرمیزان که ما جهالت داریم به نفس و به اخلاقیات و ساختار نفس و به قوانین تغذیه نفس و تربیت و قوای نفس و قابلیت هایش به همان میزان در ساخت یک شاکله خوب و سالم و قوی شکست می خوریم وناتوان هستیم .
ویک علم خوب و کامل نیاز دارد و با چهار تا نوار گوش دادن و 2 تا کتاب خواندن این امر ممکن نیست .
و این کارهمت می خواد و برای تحصیل آن باید وقت گذاری کرد و جدیت می خواد یک فضیلتی را مثلاً یاد می گیریم و می خواهیم اجرا کنیم ولی از چیز های دیگر غافل هستیم و فکر می کنیم داریم خوب عمل می کنیم .بزرگان ما از اول که می خواستند شاگرد تربیت کنند می گفتند اسن یک فضیلت هست ولی آفتی هم داره و مراقب افتها هم باشید در یک شرایطی همین علم که نور هست ممکن است حجاب اکبر باشد گاهی وقتها دیدید نور زیادی باعث کوری می شود .
امامباقر علیه السلام می فرماید :بدان هیچ آگاهی مثل طلب سلامت نیست بالاتر از سلامتی روح نیست و هیچ سلامتی طلب سلامتی یعنی آفت شناسی ، بیمار شناسی درمان شناسی و جدای اینکه در در جه اول باید موضوع و محل بیماری را کهنفس هست بشناسیم خیلی اشتباه بزرگی است که فکر کنیم این آفتها سراغ ما نمی آید مثل تکبر و نخوت و ریا و غلبه شهوت و شهرت طلبی و غیره .
اگر آن قوانین و مقررات را شناختیم متوجه می شویم کهبا هر خیری ساخته شدن نفسجور در نمی یاد بگویم مثلاً من می خوام این شرایط رفاقتی رابا شرایط کاری را و این شرایط عبادتی را حفظ کنم بعد هم بخواهم اصطلاح بشوم نهآقا باید دست برد در شرایط کاری و تحصیلی و عبادات و غذاخوردنت ومیزان آنها و نوع آنها ویعنی اینها باید با هم جمع بشود تا بالاخره منجر بشود به یک درخت .
این که تحت هر شرایطی ماموفق بشویم یا نه این بحث با آن بحثی که در معرفت نفس خدمتتون عرض کردیم تحت عنوان شناخت مختصات فردی مغایرت نداره .در معرفت نفس عرض کردیم که راههای به سوی خداوند متعال به تعداد آدم هاست و هر کس یکراهی داره و هر کس دارای یک شرایط ویژه ای هست ما باید آن شرایط را بشناسیم ومختصات خودمون را هم بشناسیم و بعد یک هماهنگی بین اینها ایجاد کنیم .
بعضی از مختصاترا نمی شودکاریش کرد و باید با آن هماهنگ شد مثلا فرزند من فلان پدر و مادر هستم ، یا از پستان زنی شیر خوردم که خصوصیات ویژه ای داشته ، این که دست خودمن نیست یا از لقمه پدر ی غذا خوردم که شرایط ویژه ای داشته و یا در محیطی پرورش پیدا کردم که دست خودم نبوده .
نه پدر و مادر وطن را من انتخاب نکردم اینها به من تحمیل شده این شرایط هست توی این فامیل هستم با این اشخاص رفت و آمد دارم اینها مختصاتی که من دارم و باید کم و کاست این را جبران کنم بعضی از مختصات را هم می شود تغییر داد مثل شغل شغل جزو مختصات فرد هست ولی غیر قابل تغییر نیست ومی شود آنرا تغییر داد .
بعضی وقتها ارتباطات هست مثلاً این مادر بزرگ من هست یا این دایی من و این خاله و عمو پدر و مادر من است و بالاخره این چیزی است که نمی شود تغییرش داد و جزو رحم من هستند و صله رحم واجب است ومن باید با اینها این نمود ارتباطات را برقرار کنم اما بطوری که این ارتباطات منجر به فساد من نشود این مختصاتی است که مربوط به ما است و با آن حرکت می کنیم و صراط ما از بین اینها می گذرد پس باید موضوع حرکت را که عبارت ست از ازنفس باید شناخت و هم بیماریها را باید شناخت و راه درمان یا روشهای درمانی مختلف را بشناسیم اگر بیماری ما با این درمان حل نشد با درمان دیگر آنرا حل کنیم فرض بفرمائید شما یک موقع یک مشکل درونی داری می شینییک موعظه گوش می کنی ولی خوب نمیشوی بعد می روی حضرت عبد العظیم و گوش می کنی یکروضه سید الشهداء علیه السلام می بینی در همین روضه مشکل تو حل شد و حقیقت هم همین است که خیلی از مشکلات روحی و روانی انسان با همین اظهار هشق و علاقه به اهل بیت علیهم السلام حل می شود.و باید دانست که کدام بیماری با کدام دارو درمان می شود یا این که یکبیماری با چه طریق هائی ممکن است درمان بشود ...
یک موقعهائی درگیر می شوی با نفس ومی بینی نمی توانی مشکل راحل کنی یک دفعه به اضطراب می افتی و مضطر می شوی و توسل می کنی به مبدأ یا توسل می کنی به صاحب عصر و امامزمان علیه السلام که یا امام زمان تو دست منو بگیر دیگه نمی تونم کار یکنم و حضرت کمک می کند و تصرف می کند و مسئله حل می شود و برداشته می شود .
گرایش شدید به یک امر خبیثی داری که مثل غل و زنجیر این پای تو را گرفته نمی زاره پرواز کنی می بینی حضرت چنان با تصرف ولایتی غل رابر می داره که لذت پرواز را احساس می کند .و بالاترین توسل وبالاتر از اینها توسل به مبدأ متعال است که لا حول ولا قوةالا بالله العلی العظیم
مشکل داری حاد است شکایت به خود خداوند تبارک وتعالی می کند خدایا من از این نفسی که منو گمراه می کنه و گول میزنه و خیلی میل به لهو و لعب داره و پر است از غفلت و سهو به تو پناه می آورم .و این یک قانون است در نظام دنیا و برزخ وما فوق برزخ که اگر کسی به کریمی پناهنده شد کریم او را کمکم کند انسان باید بشناسد که دوای دردش چیه بلکه بشناسدکهبالاترینداروها چیست . دیدید یک موقع هائی می گن از فلان گیاه استفاده کنید گرم است برای فلان مرض خوب است یا فلان گیاه سرد است برای فلان مریضی خوب است یک موقع خداوند متعال در قرآن کریم یک داروئی را معرفی می کند که برای بیماریها خوب است خیلی شفاءللناس می گوید این اثر برای همه درد ها خوب است آن شاه کلید ها را در دمان بیماریها بشناسیم که چی هست .
والحمدالله رب العالمین