جلسه 092 - معاد
شماره جلسه
92
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 092 - معاد

بعد از بررسی اجمالی که روی بعضی از روایات وارده پیرامون نیت انجام دادیم برمی گردیمبه ادامه درس خود ازجلد دوم ص10

چهره اصلی هر عبادتی چهره خاصی است .

ازسطر 11 ص 10 تا سطر 14

خوب ما در عبادات یک موقع می بینیم نماز هست روزه هست حج هست و گاهی قرائت قرآن هست که چهره های مختلفی دارند . همه را به یک نیت انجام می دهیم یعنی تقرب الی الله و ساخت وتکامل انسان . اما همان طوری که چهره ظاهری هر عیادتی با چهره ظاهری عبادت دیگر متفاوت است چهره باطنی هر عبادتی هم با چهره باطنی عبادت دیگر فرق می کند .

در معرفت نفس اینها خیلی راحت تر بررسی می شود شما از هر عمل عبادی یک برداشت باطنی می کنید ، یعنی برداشت باطنی شما از نماز غیر از برداشت باطنی هست که از روزه می گیرید یا برداشت صدقه با برداشت باطنی قرآن خواندن فرق می کند حتی برداشتباطنی که از نماز شب می کنید غیر از نماز واجب است اصلاً تشکیل اینها هم به همین خاطر است این که نماز یا روزه یا حج تشکیل شده به خاطر این است که هر کدام از اینها صورت باطنی خاصی دارند و اثرات ویژه ای در روح انسان می گذارند . ومجموعه اینها هست که تشکیل می دهد شخصیت انسان را .

در مستحبات هم همین طور است و کلاً در سنت ها این قضیه را داریم و این که می گویند مومن هر سنتی را حداقل یک بار انجام بدهد به این دلیل است که هر سنتی یک تأثیر خاصی داره که این صورت باطنی قسمتی از وجود انسان را تشکیل می دهد .مثلاً در بحث ازدواج داریم کسی که ازدواج می کند ، این ازدواج یک باطنی داره و یک تأثیری داره در روح انسان و چیزی را تکمیل می کند و در درون انسان که نمی شود مثلاً با نماز آنرا تکمیل کرد یا با حج و جهاد نمی شود تکمیل کرد ازدواج کار خودش را می کند ، حج کار خودش را و نماز کار خودش را مگر استثنا مثلاً بعضی ها که خیلی کم هستند اثر ازدواج را بایک نوع ریاضت ها مثل روزه حل می کنند و این هم بسیار کم است آنقدر که مورد توجه نیست .

از سطر 1ص 11 تا سطر 8

مثلاً در مورد نماز و روزه وحج و ثواب ها و اثرات ویژه ای داریم که ذکر شده ولی وقتی سراغ روزه که می اید خداوند متعال خودش می فرماید هیچ عبادتی به پای روزه نمی رسد از جهت میزان و اثر و سرعت و قدرت .از سطر 8ص 11تا سطر 10

شما نماز یا عبادتی که می خوهید با لفظ انجام بدهید مثل نماز یا دعا یا قرائت قرآن در این موارد به شما می گویند اولنفس خود را ارضاء کنید مثلاً اگر شدید گرسنه هستید سراغ نماز نروید یا اگر خسته و بیحال هستید این کار را نکنید مثلاً استاداخلاق یا عرفان در موقع این کلاسها به شاگردان خود می گویند استثنائاً این روزها را روزه نگیرید که نفس شما دو جا مشغول نباشد در این جا می خورید و می خوابید تا به یک آرامش و ارضاء جنبه های پایین و شئونات پایین برسید بعد که این شئونات کاملاً آرام شدند و تحریک نمی کنند شخص را انسان می تواند شئونات بالا خود را آزاد کند و بگذارد برای عبادت یعنی روح خود را پرواز بدهد نماز و معنای نماز ....

ولی در روزه مبارزه نوع دیگریست ، در روزه شما درگیر هستید با شکم و با خوردنیها و آشامیدنیها و دیدنهیا و باید مقابله کنید و در آنجا جور دیگری به خداوند سبحان اظهار عشق و علاقه می کنید .

از سطر 11 الی 12 ص 11

و این هم یک رمز داره و آن این هست که بعضی ها ساختار وجودی آنها این گونه هست که در یک سنین خاصی و یک زمان خاصی شیطان از طریق صورت مقدس خاصی می تواند بر او غلبه کند .یعنی شما مثلاً نماز شب خواندن یک راهی برای شیطان باشد و گرفتار هائی مثل عجب و غرور برای شما ایجاد کند . اصلاً بودن چند عبادت در عرض عبادتها دیگه خودش این خصوصیت را داره که انسان سریع می تواند صورت مقدس را که منطبق با خودش هست انتخاب بکند .

مثلاً کسی با روزه جور ی جور می شود که بعداً برایش دردو سر درست می کند در این مراحل است که اگر یک استاد بالای سر انسان نباشد آدم سر از ناکجا آباد در می اورد . مثل اذکار است که یک سری از آنها حالت عمومی داره و هر کس دلش خواست برای شروع می تواند بگوید ولی بعضی از ذکر ها هست که اگر شما آن را انتخاب کنید درست اثر معکوس می گذارد روی شما .

شما بدونمراجعه به یک استاد دو تا ذکر را انتخاب کنید می بینید که یک ذکر اثرذکر بعدی را خنثی می کند هر دو ذکر هست و با حضور قلب انجام شده ولی محصول آن چیز دیگری می شود و یکی اثر دیگری را دفع می کند .مثل مریض هست که اگر برای کمر درد و پا درد به دکتر برود هر کدام از اینها را جداگانه معاینه می کند و دوای مجزا می دهد و اگر بخواهد یک دوا برای هر دو درد بدهد ممکن است یکی اثر دیگری را برطرف کند .

تنوع عبادتها خیلی خوب است برای انسان و خود سازی و دست اساتید را در دادن دستورات باز می گذارد . مثل طبیبی که برای معالجه بیماری از چند نوع دارو می تواند استفاده کند .

از سطر 13 ص 11 تا سطر 18

در اعمال حرام هم این طوری است به یک قدرت هم اعمال حرام در افراد تأثیر نداره مختصات افراد طوری است که به یک شدت تأثیر نداره روی همه مثل دارو ی فاسد یا غذای مسموم که هر کس رابه یک اندازه زمین نمی زند و از بین نمی برد مثلاً در انسان ها کسانی هستند که شیشه می خورند ولی اگر ما این کار را بکنیم همان قطعه اول می میریم .

که من در بحث معرفت عرض کردم که ما حق نداریم در بعضی حالات خودمان را با بزرگتر ها یکی کنیم . یعنی ممکن است یک عملی آنها واجب تقرب شود ولی برای ما ضرر هم داشته باشد .مسئله استخوان داری یک شخص هست ، یک شخص آنقدر قدرت داره که مقاومت او در مقابل یک امر باطل زیاد هست و خیلی راحت نمی تواند اورا زمین بزند ولی ممکن است شخص دیگر را خیلی راحت زمین بزند .

مثلاً کسی که اصلاً مجهز بهمعقولات یا قوه فوق عقل نست با یک امر خیالی و وهمی می رود ، ولی یکی می بینی قوه عقل و فوق عقل خود را تقویت کرده و یک امر خیالی نه تنها اون تأثیر منفی نی گذارد بلکه مثل یک نجاست است که خوردهبه اب کر فوراً تبدیل به پاکی می شود .مقام یک امر خیالی است و خداوند متعال می فرماید می ترسم برای دوستانم و برای صدیقین از این مسئله مقام و خیلی خطرناک است .یک عده خیلی قوی هستند در این قضیه ولی ممکن است نقطه آسیب این چیز دیگری باشد مثلاً زن باشد ولی در مقام خیلی قدرتمند هستند .

بپردازیم به ادامه درس ،ما اگر طالب چهره درونی هرعمل خیری هستیم باید از طریق استخدام ظاهر آن به چهره درونی برسیم قبلاً هم عرض شد که نیت بدون عمل خارجی تحقق پیدا نمی کند .

از سطر 21 ص11تا سطر 2 ص 12

گاهی وقتها شیطان می آید سراغ ما و می گوید آقا شما که نیت این کار را داری ثوابش را هم می بری دیگر خودت را به زحمت نیانداز .ولی نه خیلی وقتها انسان می تواند عمل را هم انجام بدهد و باید انجام بدهد مثلاً در مورد مسائل سیاسی عرض کنم خیلی آفت طلب می شوند و حال مبارزه و در گیر شدن با دشمن و استکبار و توی گود بودن را ندارند و می گویند امام زمان انشا الله می یاد و همه چیز درست می شود و یا ما به نیت خود مأجور خواهیم شد ،این جور جا ها نمی شود گقت صرف نیت کافی است جاهائی که باید رفت توی گود و زحمت را کشید نمی شود به نیت اکتفا کرد و باید رفت و زحمت را کشید .

امیر المومنین علیه السلام و پیامبر صل الله علیه و سلم در میدان عمل حاضر بودند و به صرف نیت اکتفا کردند و پرورد گار هم از آنها این را قبول نکرد که فقط نیت داشتم باشد پس دقت کنیم و گول نخوریم .

از سطر 3 صص12 تا سطر 7

حالا من یک را از را خدمتتون عرض کنم . شاید وقتی یک مقدار با بعضی از عبادتها سر وکار داشته باشید می بیند که مثلاً نماز یک مقدار که با نماز انس پیدا می کند متوجه می شود که قیام به نماز یک نیاز نیاز و حالت درونی خودش هست انسان وقتی یک مقدار معرفت نفس پیدا کند متوجه می شود که یک خلأیی در روح او هست که جز با حالت قیام در نماز آن خلأاز بین نمی رود .

بعد که با رکوع انس می گیری می بینی که رکوع یک امر ویژه و مستقل و مطلوب به ذات است یعنی کاری که رکوع می کند قیام نمی کند یا قنوت نمی کند اصلاً بعد ها احساس می کنی ومی فهمی که نیاز داری به رکوع بروی لذا وقتی در نماز های مستحبی به رموع می روی ، چون در نماز های واجب توصیه شده نماز را فریاد طول ندهیم ، احساس می کنی نیاز داری رکوع را طول بدهی یعنی نوعی از خضوع و تواضع هست که نمی توانی با چیزی جز با رکوع آنرا اظهار کنی سجده هم شیرینی مخصوص خودش را داره که ممکن است نه قیام و نه رکوع آن شیرینی را نداشته باشد .وچیزی جز سجده شما را ارضا ء نمی کند و حتماً باید بروی به سجده .

دقت کنید که این دیدگاه معرفت نفس است یعنی این در نفس ما جایگاه داره یعنی هیچ تشریحی وجود نداره در عالم دین مگر این که یک جایگاه در نفس انسان داره و خیلی این مهم است .حالت ها فرق می کند یعنی شما در استخدام کدامی ؛وقتی می خواهید حرف خود را بزنید مجبور هستید نوع خاصی از کلمات را استخدام کنی تا بتوانی رابطه خود را با خداوند متعال تنظیم کنی .شما یک موقع هایی آنقدر از دست خودت شاکی هستی و دلگیر ی و بعد هم نمی توانی ریشه یک گناه را از درون خودت پاک کنی ، از یک طرف مانع هست و از یک طرف شرمنده خدای رحمان هستی بعد می آیی مناجات شاکین رامیخوانی : الهی الیه اشکوا نفساً خدایا من از نفس خودم به تو شکایت می کنم من حریف این نفس نمی شوم ، این حالت را نمی شود با مناجات توابین درست کرد ولی یک موقع هست که نه تو شوق داری و بحث ترس از گناه و فرار از خدا و شکایت ازنفس نیست .

چنمان عطش داری و چنان شوق داری به مبدأمتعال که کلماتی که می خواهی ادا کنی باید با این حالات تو جور در بیاد مثلاً جز با مناجات مریدین نمی شودادا کرد و حالت خود را بیان کنی .یا جنتی و نعیمی یا دنیائی و آخرتی ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت یا رب العالمین دین تو آرام جان من است ،این نوع حرف زدن را باید بگوئی ، این حالت را نمی شود با مناجات توابین حل کرد .

از سطر 8ص12 تا سطر 13

وقتی شما حرکت ظاهری را انجام می دهی اگر حرکت درونی نباشد یعنی نیت نداشته باشی غافل هستی ، حالا این صورت را داری انجام می دهی خیلی مهم نیست چون با نیت نیست و متوجه نیستی در کدام مقام قرار داری حالا هی نماز بخوان این زیاد نفعی به حال تو نداره امام صادق علیه السلام می فرماید بنده چاره ای ندارد جز این که در حرکات و سکون خود نیت خالصانه ای داشته باشد چن اگر این نیت نباشد او دائم در غفلت هست .

این نکته خیلی مهم است که نیت باید همراه عمل باشد و عمل با نیت بخواند این در توجیه کسانی که می گویند نیت داریم و از کارها فرار می کنند و تنبل هستند و می گویند خدا قبول می کند و ما نیت آن را داریم این یک نکته ، دیگر این که آن مشکل درست نشو د که هر باطنی را با هر ظاهری می توانیم انجام بدهیم نخیر ظاهر و باطن باید با هم جور در بیاید و با هم باشد مثل این درویش ها که می گویند ما طریقتی هستیم و شریعتی نیستیم و احکام و آاب را کاری نداریم و می گویندد دلت این طوری باشد نه خیر نمی شود باید به آن صورت ظاهری را استخدام کنی .

لذا نمی شود شما ظاهر را استخدام نکنی و ظاهر ی که اسلام گفته رعایت نکنی و بعد بگوئی قلبت پاک باشه ، باید ظاهر را هم رعایت کنی ، لذا شما می بینید که از آرایش سرو صورت و لباس احکام داریم تا مسائل باطنی و طریقتی

از سطر 14 ص12 تا سطر 16

والحمدلله رب العالمین .