جلسه 087 - معاد
شماره جلسه
87
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 087 - معاد

به فضل و یاری خداوند تبارک وتعالی جلد دوم کتاب معاد را شروع می کنیم و از خداوند متعال خواستاریم که ما راموفق به اتمامش کند و هم چنین توفیق ادراک و سنخیت پیدا کردن با مطالبش و عمل خالصانه عنایت فرماید

از ص1جلد دوم تا سطر 17

در بحث معرفت نفس این قضیه را ثابت کردیم که لا تاخذه سنةولا نوم نفس هرگز به خواب نمی رود و مادام در حال بیداری و فعالیت است و کل یوم هو فی شأن نفس دائماً در شأن هست شما صبح که از خواب بیدار می شوید کوچکترین حرکتها و نگاهها و لبخند و اخم و حزن و اندوه و هی شکل می سازد شما با یک نفر دارید صحبت می کنید یک دفعه برخوردی ایجاد می شود این گره شکل خاص داره و همین طور خنده شما ، حسن نیت شما و اینها شکل می گیره .

نتیجه ای که از خیالات می گیرید شکل خاصی می دهد محبت ها ی که به اشیاءو اشخاص ابراز می کند به انسان شکل می دهد و برزخ ساز هست اگر آن شیءو شخص محبتی که بهش تعلق می گیره به خاطر الهی بودنش هست این شکل برزخی زیبائی داره و اگر به خاطر مسائل دیگر باشد شکل برزخی ناپسندی پیدا خواهد کرد . تمام افکار و حرکات ما و چیز هائی که میاد در ذهن ما و آنها را قبول می کنیم یا رد می کنیم دائماً در حال شاکله سازی هستند و در حال تولید برزخ هستند

از سطر 18ص 1 تا آخر سطر 15ص 3

اعمال از یک سری ارزشهای عقیدتی و فکری شروع می شود . یعنی افراد تابع هر مکتبی باشند و حتی اگر هیچ مکتبی هم نداشته باشند باز یک نظام ارزش در وجودشان هستبی قانون ترین افراد ، بی اعتقاد ترین افراد ، به هر نظامی باز در درون خودش یک سری ارزشها و عقاید دارد . اینها مادر هستند و منشاء برای سایر مراحلی که انسان انجام می دهد . هدف ها و مقاصد نیت ها هم همین طور . بعد ارز این که مقصد شد انسان تصمیم می گیره و براساس آن نیت و در مرحله آخر عمل می کند .

اگر نفس را متوجه بشویم می فهمیم که چرا اسلام همیشه در مورد صورت اعمال و افکار و حرکات حکم نمی شود و علت حرام است و حرام نیست و حلال است و جایز است مشخص می شود .

از سطر 17ص 3تا سطر 23

پس در واقع کسی که داره عمل می کند و هر عملی که مرتکب می شود این عمل بر می گرده به اون قصد و نیت و اراده ای که شخصداره و این که به چه نیت و قصدی این عمل را انجام می دهدواین نیت هابرمی گرده به عقاید و افکار و نظام ارزشی شخص . حالا بسته به این که اون نظام ارزش شخص و باطن فرد چگونه شکل گرفته باشدو و شاکله اش چگونه باشد چگونه اعمال هم مشخص می شود . اگر می خواهیم بگوئیم یک فرد چگونه عمل می کند باید به شاکله اش دقت کنیم اگر یک نفر یک شاکله را ساخت می تواند پیش بینی کند که یک نفرچه عملی را مرتکب می شود . و گاهاًدیدید افراد خبره می گویند فلانی موفق به انجام فلان عمل نمی شود این شخص این کاری نیست .

حالا با توجه به توضیحاتی که داریم دقت می کنیم به این آیه شریفه از قرآن کریم که هرکس برطبق شاکله خود عمل می کند . آثار هر شخص نشان دارائی هایش هست البته به شرط این که وقتی به صادرات نگاه می کنیم به نگاه اول قضاوت نکنیم چون صادرات جزو صور هستند و صور جزو تصور مات شیطان قرار می گیره حتی مقدس ترین صورتها . لذا وقتی مقدس ترین صورتهارا ه اگر ببینیم نمی توانیم بگوئیم شاکله این شخص خوب است البته در روابط ایمانی بنا به حسن ظن هست .

لذا در بحث عقیدتی افکار و عقاید افراد رفتن و شناخت آنها خیلی مهم است از این جا صورتهای نا مقدس و حرام را که از افراد می بینیم که براحتی داره صادر می شود این حاکی از یک شاکله خاصی است و اگر بخواهیم آنرا مداوا کنیم باید برویم سراغ شاکله و آنرا دست کاری کنیم تا درست بشود البته اسلام می گوید بحث شاکله به جای خودش شما با صورت مبارزه کن مثلاً در بحث امر به معروف و نهی از منکر سوای از این که مبلغین و معلمینباید روی شاکله کار کنند ولی جدای از این خود این صورت زشت نباید باشد چون خود صورت می تواند شاکله سازی کند .

در جلد اول توضیح دادیم سیر این جوری است وقتی یک نفر افکار خاصی داره این افکار به او مقاصد و نیت های خاصی می دهند اون نیت ها اراده و تصمیم خاصی در شخص برمیانگیزد اون اراده و تصمیم اعمال ویزه ای را بروز می دهند از شخص . و هنگامی که آن عمل تکرار شد دوباره تثبیت می کند و برمی گردد روی عقیده تأثیر می گذاره .

درست است عقاید ریشه اعمالهستند اما اعمال تثبیت کننده عقاید هستند لذا ما موظف هستیم هم بهسراغ شاکله ها برویم هم با صورتها مبارزه کنیم . ممکن است بگویند شما با بد حجابی چه کار دارید بروید کار فرهنگی کنید برحجابی نباید باشد یک صورت زشت است و خودش شاکله سازی می کند .افراد اعمالی را انجام می دهند کهبه یک مقصد و هدف خاصی برسند این را بهش می گویند عمل . حالا من اضافه بر توضیح نویسنده محترم این را اضافه کنم و آن این است که عمل حتی بعد از رسیدن به هدف هم پایان نمی یابد شما 20 عدد بطری را پشت سر هم ردیف کنید و قصد شما این است که 3 یا 4 تا از اینها را بزنید چیزی پرتاب می کنید و به این 3 تای اول اما بعد از خوردن به اولی روی دومی تأثیر می گذارد و همین طوری می رود تا آخر مثلاً یزید علیه العنةقصدش این بود که سید الشهداء علیه السلام را از سر راهش بردارد .

اما وقتی عمل انجام می شود و حضرت شهید می شود عمل تمام نمی شود و این عمل یک تبعات منفی داره و همین جوری می ماند و گرفتن یک حجت خدا و خلیفه الهی که شوخی نیست . حالا غیر از حضرت یک عالم یک استاد موقعی که عالم بمیرد در اسلام رخنه ای پیدا می شود که هیچ چیز جای او را نمی گیرد چون این عالم دارای شعاع وجودی زیادی بوده یعنی نور انیتی داشته و ساتع می شده و همه جا روشن می شده و دیگر آن عالم نیست .

اینهائی که خداوند متعال و ملائکه و پیامبران در قرآن آنها را لعن می کنند به این خاطر است که عملی انجام می دهند که به خاصه ای برسند اما این عمل نشانه بسیاری از فسادها می شود و اثرش می ماند لذا بعد از رسیدن به مقصد هم عمل پایان نمی پذیرد .

یک نفر شخصی را فاسد و گمراه می کند تا زمانی که این شخص در گمراهی است عذاب متوجه نفر اول که او را گمراه کرده می باشد متقابلاً هم در کارهای خیر مثلاً شما کاری انجام می دهی اما تبعات طولانی داره و فضیلت و خیر این هم ماندنی است .

از خط آخر ص 3 تا سطر 15ص 14

قبلاً توضیح دادم ولو این که انسان هیچ هقیده ای را قبول نداشته باشد و بالاخره نمی تواند به یک سری مسائل پای بند نباشد . خدا رحمت کند شهید بهشتی را یک زمانی داشت پوچ گرائی را توضیح می داد در مورد افرادی که اصلاً قانون نیستند و می گویند انسان نباید هیچ محدودیت را بپذیرد بعد اینها آمدند یک انجمن تشکیل دادند و بعد گفتند حالا یک مقررات و آئین نامه درست کنیم که هر یک از اعضاء وظایف خود را بدانند .

دقت کنید خیلی وقتها توی فضاهای خالی ذهن همین میاد سراغ انسان ومنشاء یک سلسله فسادها می شود گاهی وقتها خوبترین افراد هم لج می کنند و می گویند بگذار ما این کار را بکنیم و ببینیم چه جوری هست . در یک لحظه خودشون را ول می کنند و کار می کنند که خلاف رو ال همیشگی آنهاست . بخصوص در جاییکه انسان حالت خنی پیدا می کند مثلاً احترام روحانیون را داره در یک لحظه هر چی از دهنش میادمی گه اصلاً این کار ه هم نیست ولی این کار را می کند و در یک لحظه معلق می ماند .

و دعا کنیم که خدایا یک لحظه ما را به خودمان وامگذار در یک لحظه که ما خلع سلاح هستیم شیطان ضربه خودش را می زند . انسان می گوید من یک لحظه این کار را می کنم ولی معصوم نیست برود تو و در بیاید یک معلم قرآن یک لحظه ول کرده بود هفده سال تا الان که من خدمت شما هستم ایشان گرفتار است و هفده سال دائم فعل حرام انجام داده . وباید از خودمون بترسیم و دائماً مواضب باشیم و بدبین باشیم به خودمون . به رشدها توجه کنیم به این که قدم به قدم با الطاف الهی جلو آمدیم توجه کنیم اما مراقب باشیم مومنین حقیقی بین خوف و رجا ء هستند پنجاه وپنجاه و هیچ کدام بر دیگری غلبه ندارند و صراط مستقیم یعنی همین که با امید حرکت کنی و مراقب هم باشی حتی زیر پای بعضی از پیامبرها کشیده شده . ام سلمه گفت دیدم رسول خدا صل الله شب بلند شد و رفت بیرون .من هم به دنبالش رفتم ببینم چه می کند ، دیدم سرش را زمین گذاشته و شدید گریه می کند و از خداوند متعال می خواهد که خدایا یک لحظه مرابه خودم وامگذار .ما چون خودمون را نمی شناسیم متوجه ظرافت این جمله نیستیم اما بزرگان هر چه تقوی و ایمان آنها بیبیشتر می شود حساسیت آنها به این جمله بیشتر می شود و مراقب آنها زیادتر می شود و عجز و لابه و ترس از خدا زیاد می شود در واقع ترسشون از خودشون بیشتر می شود و حالت پناهندگی آنها به خداوند متعال زیادتر می گردد .

و این دعای هر روز خیلی خوب است مخصوصاً این که هر روز خودمون را در پناه یکی از معصومین علیهم السلام قرار می دهیم من میهمان شما هستم و پناهنده بهشما هستم از شر هر حسودی و هر انسانی و از خودم و از نفسم ممکن است شخصی صبح مومن از خانه خارج شود و شب کافر برگردد .

کسی می تواند قلع و قمع کند درون نفس خود را که نفسش را خوب بشناسد بعد یکسره توسل داشته باشد و زیاد دقت داشته باشیم که مداوم روی صراط هستیم و هزار تا نفس هم ممکن است سر راهمان قرار بگیرید و آیه شریفه می فرماید که بگو پروردگارمن اصلاً توجه به شما نمی کند اگر دعای شما نباشد . و نباید انسان غرور داشته باشد به این که دارائی دارد و با دارائی خود برود دعا کند و فایده ندارد .

در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس بازار خودفروشان زان سوی دیگر است

این شعر بحث بسیار دقیق و ظریفی است و خیلی حرف داره .ببینید معصومین چگونه معرفی می کردند خودشون را و با تمام حقیقت خودشون داشتند روبرو می شدند وقتی معرفی می کردند اسئله ان یتوب علیه توبةعبداً ذلیلخاضع فقیراً باعثاًمسکین مستکین ......

این معرفی چهره حقیقی همه ما است و اگر غیر از این فکرکردیم .و فکر بحث جویائی است باید اعتقادات این باشد وبینشت نسبت به خودت این باشد که خودت رااین جوری ببینی والا نمی توانی درست دعا کنی .

چه بسا اگر خودت را این جوری نبینی این دعا کردن هم جز وآن زنجیره صورتهای مقدسی باشد که بعداً تو را به انحراف خواهد کشید و با هین دعا ها کمر تو را بشکند و انسان باید با همه حقیقت خودش برود دعا کند نه با تکبر و نه با من . و ترس از نفس و شرارت دشمن رااحساس کند بعد ببیند هیچ ملجاء و پناهی نیست جز خداوند تبارک وتعالی : ای پناهگاه کسی که هیچ پاهگاهی نداره حدایا من حتی عرضه ندارم شخصیت و آبروی خودم را حفظ کنم و اگر تو نخواهی آبروی من را حفظ کنی رسوا و مفتضح خواهم شد

از سطر 16ص 4 تا سطر 5 ص 5

اصولاً هیچ چیز نیست جز یک حقیقت درونی و این صورتهای ظاهری خیلی ارزش و اعتبار داره .

والحمد الله رب العالمین