جلسه 084 - معاد
شماره جلسه
84
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 084 - معاد

موضوع بحث امشب ارتباط و اشراف ارواح به زنده ها ی د نیا

از سطر 19ص 350 تا سطر 22

مسئله این است که همان طور که عرض کردیم چون عالم برزخ محیط به عالم دنیا است لذا ارواحی که در برزخ هستند نیز محیط هستند به انسانها موجود در دنیا اما این احاطه بسته به مرتبه وجودی آنهاست یعنی آنها چقدر سعه وجودی دارند که بتوانند با این دنیا مرتبط باشند و حتی باز نده ها در ارتابط باشند و باکل نظام دنیا .از سطر 23 ص 350تا سطر 7ص 351

کسانی که در تمحیض کفر بودند که تکلیف آنها روشن است و همین طور کسانی که در تمحیض ایمان بودند اما یک عده هستند جزو متوسطین هستند مسلمان هست شاید مومن گناه هم می کند دروغ هم می گوید خانواده شهید هست نوار گوش می کند رقص هم دارند یا حزب الهی هست پول نزول می گیره فحش هم می ده و کم هم نیستند اکثر افراد جامعه این چنین هستند که زن نماز میخواند ولی وضع حجابش درست نیست یعنی ایمان دارند به خدا و پیغمبر و ائمه و حقانیت اینها اما خصوصیات اهل فسق و گناه هم دارند و زیاد هستند کسانی که بینابین هستند و تکلیف خودشون را رعایت نکردند و دقیق نمی شود حساب کرد که کدام طرف می روند .

مثلاً اهل گناه کبیره هستند حق خوریهای بزرگ هم می کنند اما روضه هم می خوانند و عزاداری هم می کنند و حج هم می روند و برای امام حسین علیه السلام مجلس می گیرد نه برای ریا واقعاً این طور هستند اما دست از گناه کاری برنمی دارند ومنافاتی بین این کار ها قائل نیستند و زیاد هم نمی شود به اینها ور رفت طاقت ندارند .

ته دل آنها یک چیزی هست که اگر موروش باشد بها هم می پردازند اما معلوم نیست وضعیت آنها وشعیت بعضی از این افراد بالاخره آن یک ذره ایمان در یک مراحلی باعث شده که توبه کنند و یک طرفه بشوند و فقط خداوند متعال می تواند ارزیابی کند که در ضمیر این شخص چه شاکله ای ساخته

از سطر 8ص351تا سطر8ص352و انسان باید دارای خود را زیاد کند و این همه بحث که سرعت و سبقت هست این است که دارائی معنوی را زیاد کنید و قرآن هم هرچه هست راجع به فقر و ثروت است کسی که موازینش سنگین و زیاد است و کسی که موازین او خفیف و کم است و علی علیه السلام هم فقر و غنا را مطرح می کند در قیامت . تمام تلاش ما این است که در دنیا به دارائی خود اضافه کنیم یعنی در این بازامری که همه ما را سهیم کردند و شرکت سهامی درست کردند الدنیا سوق دنیا بازرایست که عده ای در آن سود کردند و عده ای زیان مهم این است که شخص سرمایه گذار ی کند در اندیشه در وقت که به دارائی های خودش اضافه کند . اگر نعمت هست از خود انسان است اگر عذاب هست باز هم از خود است اگر اهل معنویت هستی از دارائی خودت هست اگر با امام زمان علیه السلام صحبت می کنی با سرمایه خودت حرف می زنی یا برای نماز شب بیدار می شوی همین طور .

و اگر ناراحت هستیم بخاطر این هست که فقیر هستیم و از خداوند متعال می خواهیم که خدایا دارائی ما را زیاد کن و خودم را زیاد کن رب زدنی علما و عملاً صالحا خدایا علم و عمل و عمل صالح مرا زیاد کن و ملحق کن مرا به خودت خدایا به غنای خودت رحم کن به فقر من و تماماً در این حالت ها فقر مادی در نظر نیست بلکه فقر معنوی است و این که خدایا به علم خودت رحم کن بر جهل من و در دعای ماه رمضان می خوانیم که واغننا من الفقر و دعاهای دیگر .

وعلی علیه السلام می فرماید فقر و غنا بعد از این که به خداوند متعال عرضه شدند معلوم می شود که چه کسی فقیر است و چه کسی غنی .و تمام تلاش انسان زیرک این است که در تمام ارتباطاتش به دارائی خود اضافه کند در ازدواج در بچه دارشدن در درس در کار و کسب و چقدر دعا داریم که این ارتباطات تبدیل به ابدیت بشود چه یار خوبی است برای تقوی انسان ولی آیا هرکس عرضه داره این جوری استفاده کند و این روح و پاکی را داره که بتواند از این ثروت و غنا تقوی و نورانیت کسب کند . اما بعضی ها به محض این که ثروت بدست می آورند طغیان می کنند و تمام حیثیت خود را از دست می دهند و ذخیره خود را از دست می دهند .

و قبل از این که از خداوند متعال نعمتی را بخواهیم استحقاقا آنرا بخواهیم و از طرفی می فرماید اموال و اولاد و همسران شما فتنه هستند و از اینها دوری کنید بسته به این هست که چه روحی ب چه اشیاء ارتباط برقرار کند و او را تبدیل به نور کند دیدید آتش را وقتی ذغالی را گرفته ذغال ها ی دیگر را وقتی کنار آن می گذاری ذره ذره آب می کند بعد یک قسمت آنرا آتش می زند تا تماماً تبدیل می کند به یک تکه نور .

ایم روح مومن است که وقتی با اشیاء ارتباط داره آنها را تبدیل به نور می کند . آنهائی هم که دم از کنار ه گیری زدند به خاطر این است که گفتند انسان ظرفیت ندارد اگر داشته باشد خراب می شود لذا کنار کشیدند یا این که خودشون این ضعف را داشتند والا روح مهم است که ارتباط داشته باشد .

ئقتی از مرحوم آقا میرزا جواد تبریزی توسط مرحوم آقا بزرگ از ایشن تعریف می کند می گوید ایشان یک شخصیت بود که پر حرارت بود و یک تکه آتش بود از عشق به خدا و وجودش سوخته بود . خیلی عجیب بود ایشان گاهی وقتها هنگام وضو گریه در موقع رفتن به نماز گریه در هنگام نماز گریه و معروف هست در بین عرفا به پر حرارت بودن .

از سطر 9ص 352 تا سطر 19

در جلسات گذشته عرض شد در مورد یزید که ما صحبت کردیم که به این صورت می رسند هرض کردم اینها آنجا وجود دارند اما وجودی قوی هم دارند و بزرگ و این مسئله غیر از یزرگواری روح است . شهید مطهری رحمةالله علیه تقسیم بندی کرده بین کسانی که روح بزرگی دارند و کسانی که بزرگوار هستند مثلاً کسانی که روح بزرگ دارند مثل معاویه ،نادرشاه و سلاطین که اینها روح بزرگی داشتند اما روح اینها در کجا بزرگ شده در کفر بزرگ شده و قدرت پیدا کرده حبائث آنها در آنجا قدرت پیدا کرده و مراتب دارند و بالاخره وجود دارند و ارتباط آنها با این دنیا از وجود آنها نشأتمی گیره ولی این وجود یک وجود کفر آمیز است یعنی اگر سرکشی و دیدن هست به خاطر این هست .

که حرص بخوره و اعصابش خرد بشود و بیاید ببیند که مال و موالش را دارند می برند و می خورند و زنهای آنها را دارند چه کار می کنند و می آید محصول تخم ها و بذر های را که کاشته می بیند و می بیند که با این کارها مراگز فحشا و فساد درست شده و این شجره خبیثه که این کاشته چه میوه هتلخی وچه شاخه های تلخی داره در دنیا . بعضی از این افراد خبیث فرزندان صالحی دارند که از اموال بجا مانده از اینها در راه خیر استفاده می کنند و این کارها هم مایه عذاب اینها است و داریم که پر حسرت ترین افراد روز قیامتکسی است که مالی را از راه حرام بدست می آورد و فرزندان او در راه خیر از آن استفاده می کنند . یکی از عذاب های اهل جهنم این است که اینها بهشت را می بینند نه اینکه لیاقت دیدن بهشت را دارند نه به خاطر عذاب و شکنجه نشان آنها می دهند که حرص بخورند و غم ببینند . توجه کردید بعضی وقتها کهروزه هستید و در خانه هستید و تلویزیون راکه روشن می کنی همه اش خوراکی نشان می دهد و آب و غذاهای آنچنانی و صخه های که بواسطه روزه نمی توانی از آنها استفاده کنیو اینها یک نوع عذاب است .

یکی از راههای عذاب این است این خبیث ها دیدن بهشت و بهشتیان است بخصوص کسانی را که می شناسند . مثلاً با اینها بودند هم کاسه بودند توبه کرده رفته بهشت و یک سلطنت برای خودش گرفته . بعد التماس می کنند به اینها که بالاخره یک کمکی یک نوری ولی بهشتیان آنها را تحویل نمی گیرند و حرف نمی زنند و می گویند نزدیک ما بشوید تا از شما نوری بگیریم می گویند برگردید پشت سر خودتون و اینها بر می گردند که ببینند نوری هست که دیواری بین آنها حائل می شود و ارتباط قطع می شود .

بعضی ها تفسیر کردند که باید از دنیا با خودتون نور می آوردید و خداوند بهشت را بر کافران حرام کرده داستان آن برادر شهید را شنیدید که گفت خواب دیدم جهنمی شدم بعد به ملائک گفت من برادر شهید هستم و صدای برادرش را شنید که می گفت من در طبقه چندم بهشت هستم ولی دست رسی به تو ندارم و کاری از دستم بر نمی آید و این افسوس داره .

از سطر 14 ص 352 تا آخر صفحه

در خواب هم که اینها را می بینی چند لحظه که از آنها سئوال می کنی و حرف می زنی می گویند باید برویم و وقت تمام است یعنی محدود .الان هم در این اتاق به تعداد ، ضرب در 2 ملائک صلوات الله علیهم هستند اما فقط از معقوله اطلاع هست و هیچ کاری با ما ندارند هرکجا برویم و بیائیم کاری با ما ندارند . شما چه جور دلتان برای دوستان شهیدی که با آنها انس داشتیم و چه شب ها و روزها را با هم گذراندیم تنگ می شود . آنها هم در برزخ جمع هستند دوست دارند با ما باشند بعضی وقتها به ما سر می زنند و بعضی وقتها پیغام به ما می رستند خوب است انسان از اینها یادی بکند پیغمبر صل الله چقدر عرض کرد که من چقدر دوست دارم که به برادارن خود ملحق بشوم .

و حضرت ابو الفضل علیه السلام و علی اکبر سلام الله علیها با این جوانان در آنجا چه محافل گرم و قشنگی دارند و چه بین آنها می گذرد و ضیافتهای که سید الشهدا از اینها بعمل می یاره و در این ضیافت چه کسانی از بزرگان هستند . در حرم معصومین علیهما السلام که می ایستیم برای سلام دادن می بینیم که خداوند چه شرافتی و چه افتخاری به ما داده که می ایستیم و سلام می دهیم به انبیاء اعظا م و می گوئیم السلام علیک یا آدم یا نوح و یا ابراهیم صلوات الله وشما فکر می کنید که اینها نمی شنوند و نمی بینند و جواب سلام ما را نمی دهند درد ما این است که اینها هستند با ما و ما از اینها دور می شویم و نمی فهمیم .

و اگر یه مقدار معرفت پیدا کنیم و یواش یواش رفت و آمد ها را به برزخ آغاز کنیم و این رفت و آمد ها خیلی مزه داره و خیلی ارزش داره و یک مقدار با این رفت و آمدها انس بگیریم دیگه این مادیات و تاریکیها و این جهنم ها و افعی ها و مارها و آتش های سوزاننده دل ما را نمی برند و اصلاً دل ما را چی می خواد ببره ،چی هست من که نزدیک اینها می شوم میفهمم دارم دور می شوم ومی فهم داره من را می سوزاند و چهره کریه آن را میبینم این می خواد بیاد دل ما را ببرد ،یار دل آرام دل برد از ما این جوری خوب است و خدا نصیب کند .

الحمدولله رب العالمین