ملاقات مومنین در برزخ
برای تقریب ذهن این را توضیح دادیم که مثال عالم خواب را زدیم که در خواب با اینکه با مثل همین بدن مثالی سیر می کنید و در عالم خواب کارهایی می تواندی انجام یدهید که با این بدن مثالی نمی توانید. درست همین بدن هست اما قدرت و ویژگی دیگری داره.طریقه حرف زدن هاشون هم همینطور هست. چیزهای که در عالم خواب انسان می بیند چیزهایی ایت که در عالم ماده ممکن نیست که بتواند از آن اتفاق ها بیافتد حداقل این ها را می دانیم که محال عادی است.به فرض شما ارتباط با یک معصوم پیدا می کنید بدون این که از کلام و صوت استفاده کنید . حضرت با شما صحبت می کند و شما می شنوید یا اینکه نه شما با یک شی ء ارتباط برقرار می کنید و گاهی وقت ها پرواز می کند یا با یک حیوان سخن می گوید.
و پدران شهدا که تعریف می کنند که هنگام دفن مثلاً چهره فرزند ما جوری دیگر بود و فرق کرده بود . می بینید که از نظر کلیات همون هست هرکس هم ببیند می شناسد و می گوید همان است امّا واقعاً یک تفاوت هایی پیدا می کند حالا این که در حیات دنیوی است امّا در عالم برزخ این مسئله خیلی بیشتر است. مثلاً می گویی من یک نفر را دیدم خیلی زیبا بود و این شخص آشنا بود مثل پدر ، برادر و دیگران و یا بعضی وقت ها می گوییم خیلی زشت شده بود همان چهره بود ولی زشت شده بود.
از سطر 21 ص 346 تا 25
خوب دقت بفرمائید می فرمائید بدن هست. بدن هم به همین صورت ظاهری که داشتیم می شناسیم ولی در عین حال هم تمثل روح هست خود روح در قالب این بدن تمثل پیدا می کند و هم اینکه خصوصیات روحی را نشان می دهد.
از اول سطر ص347 تا سطر 12 ص 348
در اینجا باز نویسنده محترم توضیح می دهند که اگر آن جا صحبت از ملاقات هست ملاقات ها مبتنی بر ملاقات های دنیایی مومنین که به همدیگر می رسند جمع آن ها یک جمع پاک و با انس و محبت و نورانیت و معونیت هست و دیدنشان انسان را به یاد خداوند متعال می اندازد آن قدر این مسئله مهم هست که در روایت داریم ، برای هر چیزی چیزی است که انسان در کنار آن آرام می گیرد و برای مومن دیدن برادر مومنش هست که او را آرامش می دهد. و آنقدر هست که پیامبر صل ا... عرض می کند که خدایا من را به برادرانم و انبیاء گذشته ملحق کن و دوست دارم آن ها را زیارت کنم.قرآن کریم می فرماید آنهایی که می میرند و وارد آن دنیا می شوند. و وارد بهشت می شوند بشارت می دهند به کسانی که به آن ها ملحق نشدند یعنی دل آن ها در دنیاست که ای کاش این ها هم زودتر بیایند.
و اینکه باز قرآن کریم می فرماید که مومنین کسانی بودند که صادق بودند در ایمانشان و بعضی از اینها در دنیا رفتند و بهضی از آن ها هستند و هنوز منتظرند. یعنی خودشون می دانند کجا می خواهند بروند فقط منتظرند که این عذاب تمام بشود و ملحق بشوند به انها و در دعا دارند که خدایا ما را با ابرار و صادقین و شهدا محشور بفرما و اگر انسان در اینجا با نیکان و خوبان و ابرار رفت و آمد و رفاقت و دوستی و هم سخنی و هم فکری نداشته باشد نمی تواند در انجا به جمع انها ملحق بشود و به انها بپیوندد و در دنیا غیر حزب الهی هیچ وقت تمنای حضور در جمع فساق و فجره و بی خداها را دارد. قران وقتی شرح حال این ها را بیان می کند می فرماید:کسانی که مجرم هستند نسبت به مومنین مزحکه می کنند و هی میخندند و مسخره می کنند و وقتی از کنار اینها عبور می کنند با یک حالت تحقیر و غمزه به این ها نگاه می کنند و موقعی که یکی از جمع خودشون هستند شاد و شنگول بگو و بخند دارند اما وقتی مومنین را می بینند می گویند اینها ادم های گمراهی هستند و به قول امام صادق علیه السلام می فرماید در آخرالزمان مومنین را که آدم های بی عرضه و پخمه حساب می کنند
ذره ذره کاندر این ارض و سما جنس خود را همچو کاه و کهربا
الهم العجل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی و ممات محمد و آل محمد
در ملاقات مومنین یک مسئله ای که هست این است که هرچقدر ایمانشان زیادتر می شود حب آنها نسبت به یکدیگر زیادتر می شود چون وقتی ایمان بالاتر می رود رذایل وگناه و غش و غل و کینه و حسادت و این چیزها از بین می رود و در قران داریم که در قلب های ما نسبت به مومنین غل و غش و این چیزهارا قرار نده خدایا .و در روایت داریم که به شدت ارتباط مومن با خداوند تبارک و تعالی از شدت اتصال شعاع خورشید با خود خورشید بیشتر است و در پایین و دنیا هم هرچه بیشتر ایمان بالا برود شدت ارتباط با خدا و خودشون بیشتر میشود .آنجایی که اختلاف هست و دو دستگی و کدورت و سردی هست و سخن چینی هست و غیبت هست آنجایی است که ایمان رفته رو به ضعف و رو به کمی رفته چندتا روایت هست که در مورد حب فی الله من عرض کنم تا بحث را بهتر متوجه بشوید.
حب فی الله این است که در راه خدا انسان افراد را دوست داشته باشد یعنی ارتباطشان یک ارتباط الهی است و یک ارتباط مادی نیست. در سوره ی حجرات آیه ی 10 اولا مومنین را همه به عنوان برادر معرفی می کند. و ملاک برادری را مومن بودن معرفی کرده و هر مقدار این ایمان بیشتر میشود این اخوت محکمتر و بیشتر می شود این مطلب را به نوعی دیگر علی علیه السلام می فرماید:چه بسیار برادری که مادر تو آنها را نزائیده و خود علی علیه السلام یک برادری داشته که می فرماید در نهج البلاغه که در گذشته من یک برادری داشتم و اوصاف این برادرش را عرض می کند و با حسرت از او یاد می کند و امام صادق علیه السلام می فرماید:که مومن برادر مومن است و چشم برادرش هست و راهنمای او.
خاصیت چشم چی هست؟این هست که منافع را می بیند و مضار رامی بیند و به انسان خبر میدهد و این از خصوصیات مومن است که از خطرات همدیگر را آگاه می کنند و به منافع همدیگر را جلب و دعوت می کنند در ادامه ی روایات می فرماید:نه خیانت می کند به او و نه ظلم میکند و نه غش می کند و نه وعده ای می دهد که بخواهد نسبت به آن تخلف کند
روایت بعدی می فرماید که مومن نسبت به برادر مومن مثل یک بدن واحد هستند و موقعی که یک قسمت از بدن درد میاد سایر اعضای بدن هم درد می کند و این ها روح هایشان از یک روح واحد است و این روایت از امام صادق علیه السلام بود.
و یک نفر به حضرت فرمود :که آقا گاهی من یک نفر را می بینم و تا به حال او را ندیده ام اما از او خوشم میاد و دوستش دارم با اینکه سابقه ی رفاقت هم نداشتیم می فرماید که شما در آن بالا با هم ارتباط داشتید و بر عکس هم هست یک نفر را میبینم خوشم نمیاد و با هم ارتباط داشتیم می فرماید که در اصل با هم اختلاف داشتید یعنی آن بالا اختلاف داشتید و این پایین هم نمی توانید همدیگر را جذب کنید .قران کریم چند چیز را مایه ی آرامش قلب ذکر میکند یکی ذکر خداوند متعال هست یکی همسر انسان است یکی خانه است و یکی شب که از وسایل آرامش و سکون است.
و در روایتی رسول اکرم(ص) می فرماید که مومن در کنار مومن سکون پیدا می کند و به ارامش می رسد همچون قلب تشنه که با آب سرد خنک میشود.
مومنین برادر همدیگرند و هیچ چیز محبوب تر از برادر مومن نزد مومن نیست این بحثی بود درباره ی اخوت ایمانی که این جوری هست روابط اخوت ایمانی و دینی. بعد در روایت توصیه کردند که ما به دنبال چه کسانی باشیم و با چه کسانی اخوت برقرار کنیم.می فرماید برادران صادق را انتخاب کن و در جایگاه خودش میرسیم که اخوان صدق نمی تواند باشد تا مومن باشد بعد می فرماید :زیاد تلاش کن که از این نمونه برادر ها زیاد انتخاب کنی به درستی که این نمونه برادر ها ذخیره وپشتیبان هست در موقعی که انسان در آسایش هست و سپری هستند در یک موقعی که بلا سراغ انسان می اید .این روایت از امیرالمومنین علیه السلام می باشد و روایت بعدی از امام صادق علیه السلام هست که می فرماید هرکس رغبت نداشته باشد در به دست آوردن برادران او مبتلا به خسران می شود و بعد می فرماید که انسان زیاد است به واسطه ی برادران مومن خود و شما فکر کنید که در این حدیث چقدر سیاست خوابیده و مسائل سیاسی اسلام در چه غالب هایی ذکر شده و چقدر ائمه میخواستند که شیعیان با هم روابطشان گرم,صمیمی, و توهم رفته وپشتیبان هم باشند چون این طوری است که کسب قدرت می کنند
یک عده ی کمی که این طور روابط دارنداز یک لشکری که روابطشان گسسته است بهتر عمل می کنند و در همه ی کارها اینطوری هستند و مایه ی جلب رحمت و برکت هستند.
حالا ما فکر می کنیم در اینجا داریم مسئله ی اخوت و دوستی را می خوانیم ولی پشت این برنامه ی کلی مسئله ی سیاسی خوابیده .
الان هم ما در روابط می بینیم که مثلا می گویند که فلانی این همه پشتیبان دارد و این همه آشنا و رفیق دارد و خیلی مهم است این مسئله که المرً کثیر با اخی شما فکر کنید رسول اکرم صل الله در صدر اسلام کثیر است اما با ابوطالب و حمزه و کثیر هست و یک حساب دیگری دارد و به راحتی نمی توانند پیامبر را از بین ببرند .
فاکثرو فی الاشکنار دنبال این باشید که شرکت پیدا کنید خیلی مهم است در فلسفه ی سیاسی اسلام و هر چقدر این طور هست قدرت علیه دشمن زیاد می شود و این قضیه با باند بازی فرق می کند که انسان تحمل مومنین دیگر را نداشته باشد و تحمل حرف های حق دیگران را نداشته باشد .
در مورد برادران لبنانی تعریف می کردند که وقتی ما به آنجا رفته بودیم همچون عضوی از اعضای خانواده ما را به خانه های خود می بردند و ار ما پذیرایی می کردند و میگفتند که ما دلمان خوش است که در ایران دوستانی داریم که ما را دوست دارند و برای ما تلاش می کنند و این مایه ی دل گرمی ماست .
بنی اکرم صلی الله می فرماید کسی که در راه اسلام تجدید کند یک اخوت را یا ایجاد کند خداوند متعال یک برج یا قصر در بهشت برایش بنا می کند . روایت بعدی از امیر المومنین علیه السلام که می فرماید عاجزترین مردم کسی است که نمیتواند برادری برای خودش بگیرد و عاجزتر از او کسی است که دوست خوبی داشته باشد و از دست بدهد . و مجددا حضرت علی علیه السلام می فرمایند: برادری که به تو فایده می رساند و دوستی اش تو را رشد میدهد بهتر از برادری هست که رفاقتش با تو هی به تو زیاد می کند یعنی هر وقت با او هستی دست به جیب دارد و کمک می کند به تو .
بنی اکرم صلی الله می فرماید :زیاد سعی کنید که برادر بگیرید چرا که هر مومنی می تواند شفاعت بکند در روز قیامت . و می فرماید:سعی کنید برادران شما در مودت از شما قوی تر نباشد .مودت یعنی محبتی که در آن خیر عملی هم میرسد به دیگران یعنی فقط محبت قلبی نیست و در عمل هم این محبت نسبت به دیگران ظاهر میشود و شخص وقت میگذارد برای برادر دینی خود و سرمایه گذاری می کند و انرژی صرف می کند که مشکل برادرش حل بشود . امیر المومنین علیه السلام می فرماید که اگر تو برادرت را دوست نداشته باشی و بین شما حب نباشد تو برادر او نیستی . امام صادق علیه السلام می فرماید که :از نشانه های اینکه شخص دینش را دوست دارد این هست که برادرش را دوست دارد آگاه باشید و بدانید حب و مودت و دوست داشتن نسبت به برادر مومن از بزرگترین اسباب ایمان هست از بنی اکرم صلی الله است .
حالا یواش یواش میرویم در این جهت که باید برادری در راه خدا باشد . بنی اکرم صلی الله می فرماید : آگاه باشید که وقتی مومنین در راه خدا به یکدیگر محبت می ورزند و با همدیگر صاف و صادق هستند و در راه خدا , این ها مثل یک بدن واحد میشوند و اگر قسمتی از آن بدن درد بگیرد قسمت های دیگر بدن هم آن درد را احساس میکند .
و وقت تمام شد بقیه ی احادیث و روایات بماند جلسه ی بعدی
الحمدولله الرب العالمین