بحثی که قبلا داشتیم این بود که ما بعد از انتقال به دنیا وارد برزخ میشویم و بعد از پایان دورا برزخی وارد قیامت و اخرت میشویم .عرض شد که عالم برزخ نسبت به عالم دنیا از عظمت غیر قابل مقایسه ای برخوردار هست و عالم اخرت هم نسبت به برزخ همینطور هست .عرض شد که ما در برزخ حرکت داریم اما این حرکت با اینکه بسیار بزرگ و وسیع است اما به هر حال محدودیت های ویژه خودش را هم دارد . از سطر21 ص 341 تا سطر11 ص 342
یک مرحله هست که شخص شروع میکند و وارد عالم اسلام میشود بعد رشد میکند و وارد مرحله ی جدیدی میشود . مدتی در ان مرحله میماند و بعد میفهمد که این وضعیتی که دارد گرفتار حجاب های مخصوص این وضعیت هست که حالت قبلی این حجاب ها را نداشت .فرضا یک نفر وقتی معصیت کار هست یک نوع دیدگاه به دین و خداوند متعال و اولیای خداوند سبحان دارد بعد که توبه میکند و در ان حال احساس ذلت و بی چیزی و شکست خوردگی میکند بعد متدین میشود و مکان هایی که میرفته دیگر نمیرود و به محل های جدید میرود مثل مسجد و زیارتگاه و هیئت و امثال این ها و دوستان جدیدی پیدا میکند بعد رشد میکند و خودش را جزء جامعه ی مومنین میداند . بعدا کمالاتی را کسب می کند و تحصیل علم میکند و توفیق پیدا می کند جبهه برود و عملیات شرکت کند و کاری برای اسلامی بکند .بعد یواش یواش سوابق دینی و ایمانی اش مطرح میشود و جلوی چشمش میاد که من این کار ها را کردم . قبلا بی همه چیز بود و هیچ چیز نداشت وقتی می خور است پیش خداوند متعال برود با فقر و گردن کج یعنی بهترین حالت می رفت .اما حالا وقتی میرود میبیند که کمالاتش سایه می اندازد روی درخواستش از پروردگار رحمان بعد با ارتباطش با جامعه ی مومنین و تک تک انها تغییر حاصل میشود و عیب های انها را میبیند و درگیر میشود و انتقاد میکند و تحقیر میکند .
حجاب تحقیر مومنین و دیدن کمالات قبلا در او نبوده چون او قبلا در این جامعه نبوده اما حالا که در این جامعه ی مومنین هست کبر و حجاب هست و عجب که این شخص دارد .
قبلا فقط حجاب های گناه در پیش روی این شخص بود اما حالا حجاب های کلفت تری به وجو.د امده که باید این ها را کنار بزند .بعد ممکن است حسابی برایش باز کنند و معروف بشوند و شیخ و حزب الهی بهش بگن و سر زبان ها بیفتد و ممکن است بت بشود برای او و اینها همه حجاب است مخصوصا وقتی که خودش باورش بشود .
اگر این 4 تا عملیات را هم نمیرفت برایش بهتر بود چون بعد از ان جرات پیدا می کند و عیب علما را مطرح می کند و انتقاد به ولایت فقیه میکند قبلا نمی دانست ولایت فقیه را چطور می نویسند .در حدیث امده که پیامبر صلی الله فرمود از شهوت خفی بپرهیزید عرض کردند شهوت خفی چیست؟این هست که وقتی شما عالم شدید و شاگردان گرد شما جمع شدند خوشتان نیاید که دور و برتان شلوغ بشود و هیچ چیز را به خلوت خودتون ترجیح ندید. و باز فرمود صدای تق و تق کفش ها پشت سر عالم خطرناک تر است برای عالم از اینکه طویله ای از دو طرف درش باز باشد و گرگها حمله کنند به گوسفندان .و عالم حقیقی طالب این نیست که دورش شلوغ بشود و با اصطلاح مرید پرور باشد .امام سلام الله معیار خوبی دارند می فرمایند که اگر کسی پیدا بشود و این مسئولیت معلمی را قبول کند خیلی زود حاضر است باورد کند و خودش را کنار بکشد . و هر پیشرفتی حجاب های مخصوص خودش را دارد .که باید مراقب بود و اگر مسئولیتی داشتی باید حوصله کنی و مردم را که مراجعه می کنند ممکن است بگویی حوصله ندارم و خسته ام و چنین و چنان قبلا که این کاره نبودی که ارباب رجوع نداشتی . از سطر 12 ص 342 تا سطر15
عذاب های برزخی تطهیر کننده است برای این است که باطل هایی را که در روح انسان است از عقاید و فکرهای باطن وصفات باطن میسوزاند و پاک میشود و این عذاب ها در قیامت هم ادامه دارد و حتی بعد از ان برای کسانی که باطن زیادی دارند .
از سطر15 تا سطر24
اصولا زنگی یعنی خاموش کردن تدریجی جهنم یعنی از ته جهنم بالا بیاییم تا به بهشت برسیم . بعضی ها بالا نمی ایند و در جهنم می مانند به جای اینکه جهنم را محل عبور بدانند در ان مقیم میشوند .
از سطر 25 ص342 تا سطر20 ص343
اغلب مردم که الان دارند زندگی می کنند یک گیجی به انها مستولی است که نمیدانند برای چی زنده هستند که اخرش چی میشوند و از مسائل حیوانی پا فراتر نمیگذارند یا تفریح و کار و استراحت است و ازدواج و تولید مثل و کسب و ریاست و تفاخر و این جور چیزا و از مسائل معنوی خبری نیست حالا یک همچو ادمی در یک لحظه منتقل بشود به برزخ چقدر مشکل است . این شخص اصلا تعریفی از خودش نداشته و نمیدانسته که باید کار دیگری در دنیا انجام میداده و تا بیایند به این شخص در برزخ بفهمانند خیلی زول میکشد .
از سطر21 ص343 تا سطر25
مهم این است انسان اندیشه شدن داشته باشد یعنی این اندیشه را داشته باشد که که تازه در طریق قرار بگیرد . و بخواهد که بشود بخواهد انکه خدا میخواهد بشود و همیشه این اندیشه را انسان دارا باشد . مهم نیست که در امدم چقدر باشد و کجا باشم و چی بخورم و چی بپوشم مهم این است که موقع انتقال به برزخ درست بروم و در موقع حرکت برزخی در مسیر بهشت قرار بگیرم و بالاتر از ان .این تفکر یعنی از انجام کارهای مقدس است .ممکن است یکی نماز بخواند و فعالیت مذهبی بکند ولی هنوز صاحب اندیشه نباشد یعنی هنوز خودش را به عنوان انسانی که داره به سمت اخرت حرکت می کند نمیشناسد .اندیشه داشتن مهم است و انسان میداند که از اول چکاره است و چکار میخواهد بکند.
حالا تصور کنید در این دنیا برای یک نفر دادگاه تشکیل میدهند بعد با وحی گویند برو زندان تا تکلیف تو روشن شود و ممکن است چند سال در زندان باشد و کسب تکلیف هم نشده باشد و چه حالی دارد انسان در این مواقع که نمیداند میخواهند با او چه کنند رهایش کنند یا اعدامش کنند .حالا نگه داشتن و حبس در برزخ بسیار سخت تر است از دنیا ممکن است در زندان دنیا کسانی اطراف تو باشند و روزگار خود را با انها بگذرانی و وسایل تفریح و سرگرمی باشند اما در برزخ تنها هستی و از این وسایل هیچ گونه خبری نیست .
از سطر11 ص344 تا سطر 14 ص345
و اینکه نه در صدد فهمیدن بودند و برای دیدن و شنیدن این موضوعات وقت نمیگذاشتند و نه برای شدن و انجام دادن وقت اختصاص داده بودند و خودشان را رها کرده بودند و دنبال کارهای روز مره ی خودشون بودند .