جلسه 071 - معاد
شماره جلسه
71
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1374
ماه
8
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 071 - معاد

نویسنده محترم چند روایت را در تبیین این که باطن خود را در برزخ ظاهر می کند و در واقع برزخ باطن این دنیا است را آوردند چند تا را خواندیم و یکی دو تا از آن ها را امشب می خوانیم.

(سطر یکم از صفحه 306 تا سطر 15)

دقت کنید نویسنده محترم چند تحقیق کامل را می آورد یعنی این که اگر کسی بخواهد ایمانش را سفت نگه دارد باید با بینش باشد. ما شاید در مورد عوام اشتباه فکر کنیم بگوئیم که عوام تحقیق زیادی که نمی کنند چرا این قدر ثابت هستند حاضرند شهید بدهند و در جبهه بروند ولی نقش روحانیت و تبلیغ دینی را نباید فراموش کنیم. مردم عوام کسانی بودند که سال های سال پای منبرها بودند و این منبرها هر کدام عاملی بوده برای روشن شدن ذهن این ها و پیوند این ها با دین و قدرتمند کردن این ها بوده و همه اش روی این ها کار شده یعنی از طرف منبرهای عمومی به تحقیق رسیدند و مطالعه کردند و روشنگری در آن ها صورت گرفته است.

(از سطر 16 صفحه 306 تا سطر 5 صفحه 307)

در این روایت نقش صبر را که اساس دین است بیان می کند در روایت داریم که: صبر برای ایمان به منزله سر برای بدن است که هرگاه سر برود بدن هم رفته است و همچنین اگر صبر برود ایمان هم می رود. چون در همه شعبی که ما در آن ها سلوک می کنیم به سمت آخرت صبر نیاز داریم، و در حالت های هیجان که ایمان باید حفظ شود به صبر احتیاج داریم.

ما سه حالت داریم که این سه حالت ما را از حالت های عادی خارج می کنند. یعنی یک چیزی باید باشد که ما را در اینجاها ثابت نگه دارد. یکی موقعی است که گناه پیش می آید موقع گناه موقع اضطراب است وقتی انسان می خواهد گناه کند حالت عادی ندارد یک موقع است که شما خواب هستید یا غذا می خورید یا آرام هستید وقتی گناه پیش بیاید از حالت عادی خارج می شویم. چون با جهنم روبه رو هستیم. این جا که حالت هیجانی است اگر انسان به خودش غلبه کند در واقع مقدار زیادی از ترس و لرزهای برزخ را بر آن غلبه کرده است. یکی در موقع مصیبت و موقعی است که فشار به انسان می آید این جا هم خطر زیاد است. بر اثر زندگی که انسان دارد و در اثر طاعت الهی سر انسان مصیبت می آید. و در اینجاها انسان باید بایستد و مقاومت کند و تلخی را کاملاً جرعه جرعه بنوشد. و نتواند تحمل کند و خراب کند و از زیر بار این مسئله در برود این جور جاها هم یکی از حالت های هیجان است که حالت عادی ندارد. چون برخلاف طبع و میل انسان است و خلاف آسایشش است.

یکی در موقعی است که باید طاعت الهی را انجام بدهد. در طاعت الهی انسان باید غلبه کند بر خودش مثلاً باید نماز بخواند و مخصوصاً نماز صبح که فشار بیشتری دارد و روزه که سخت است یا حج و جهاد. در تمام این سه حالت تنها چیزی که می تواند انسان را کمک کند داشتن صبر است لذا فرمودند صبر بر سه قسم است: 1- صبر بر مصیبت؛ 2- صبر بر معصیت؛ 3- صبر بر طاعت. صبر نقش بسیار کلیدی دارد. وقتی انسان ها وارد بهشت می شوند ملائکه می آیند و می گویند سلامٌ علیکم بما صبرتم ، سلام بر شما به خاطر این که صبر کردند. مال حرام است جلو نرو عصبانیت است انسان صبر کند، طاعت است تحمل کند. مصیبت است تحمل کند اگر زکوة یا نماز می توانند به انسان در اوّل برزخ کمک کنند به برکت صبر است.

تنها چیزی که ما را در برزخ اذیت می کند آتش است آتش باطنش بی صبر نیست و عدم تحمل و بی طاقتی ها. صراط همین زندگی است و هر وقت که لغزش ما را احاطه کند ما در آتش افتادیم و باید دوباره سعی کنیم بیاییم بالا روی صراط. لذا آن جهنم الان سراغ ما آمده و زندگی ما را احاطه کرده است در خانواده در برخورد با همسر و فرزند و والدین و دوستان و همکاران و شریک تجاری و اقتصادی و خیلی کسان دیگر و این جا که انسان تحمل می کند و صراط مستقیم را می رود و از کوره به در نمی رود و از راه منحرف نمی شود تماماً دارد به آن آتش غلبه می کند چون آن آتش مخلوق این کارهای ما است لذا وقتی من صبر می کنم یعنی آتشی به وجود نیامده است که من در آن بیفتم و بسوزم این جا بوده که من به آن غلبه کردم و خاموش کردم آن را.

آتش شهوت آتش غضب از درون شعله ور شده من به آن ها غلبه کردم خوب دیگر آتشی نمانده که بخواهد من را بسوزاند لذا صبر کلیدی و خیلی مهم است. و مردم باید در مورد کلمه صبر آموزش ببینند مخصوصاً برای جوانان. ، حق و صبر حق یک طرف و شناخت بقیه همه اش صبر است. آن قدر مهم است که فقط همین دو تا راآورده است توصیه به حق و توصیه به صبر یعنی تواصی است ارتباط متقابل است همدیگر را تقویت می کنند مؤمنین این طوری هستند که به همدیگر دلداری می دهند و همدیگر را تقویت می کنند و صبر همدیگر را بالا می برند و قدرت می دهند به یکدیگر.

(از اوّل سطر 6 صفحه 307 تا سطر 10)

زکوة که می گوید یعنی طهارت اقتصادی این قدر پاکی اقتصادی اهمیت دارد که همیشه با صلوة آمده است. خیلی هم قدرتمند است و در دنیا خیلی ها را زمین می زند خیلی ها که در میادین بزرگ موفق می شوند توی این میدان خیلی سر می خورند. تقوی اقتصادی در آخرت خیلی قدرت می آورد برای انسان.

می فرماید قرآن حالا دقت کنید باطن این در برزخ صبر است و صلوة و زکوة، قرآن می گوید کمک بگیرید در کارهایتان از این دو تا یکی صبر یکی صلوة.

چون گفتیم هر چیزی ملکوت دارد و هر چیزی صورت دارد اگر این ها این جا به ما کمک کردند معنا ندارد در قبر به ما کمک نکنند یک نکته خیلی مهمّی که هست این است که واقعاً خیلی از افرادی که طاقت ندارند در مقابل گناه مقاومت بکنند این بی تحملی آن ها به خاطر این است از وسایل کمکی کمک نمی گیرند. شما اگر تمام کسانی که فاجر و فاسق هستند و اهل گناه نگاه کنیدمی بینید این ها اهل استعانت از صبر و صلوة نیستند. مردم ما هشت سال جنگ را تحمل کردند و انقلاب را تحمل می کنند بعد 22 بهمن که می شود همه می گویند دیگر مردم بریدند هر سال قدرتمندانه تر از پارسال هستند و بهتر در صحنه حضور پیدا می کنند.

در مسائل تربیتی خیلی مهم است کسی را که می خواهی واکسینه کنی در مقابل گناه حتماً باید به یک طریق لطیف و ظریفی وصل کنی او را به عبادت به معنویت.

همین نمازهای بی محتوا که ما می خوانیم صورت این نمازها مقاومت آور هست. حضرت امام رحمة الله علیه می فرمود شما بروید در این دادگاه ها و زندان ها ببینید چند درصد این ها اهل نماز هستند. الان هم که هفده سال از انقلاب گذشته در تمام دعواهای تجاری و خانوادگی غالباً هیزم قوه قضائیه را این بی نمازها و بی خداها گرم نگه داشتند.

همین صورت ظاهری نماز در حجاب چقدر تأثیر دارد، در این بی حجاب ها نگاه کنید ببینید چند درصد نمازخوان هستند. لذا خیلی مهم است صلوة، زکوة، صبر و همه این ها و یادخدا برای ما خیلی کمک هستند و این ها برخلاف تصوّرات مردم است و مردم می گویند کسی که نماز بخواند و روزه بگیرد مقاومتش کم می شود چون مجبور است با نفس خود ور برود و در آخر می بُرد ولی نه برعکس، عصبانی ترین افرادها افسرده ترین آدم ها کم ظرفیت ترین و مشکل دارترین آدم ها در بین افرادی هستند که خیلی خوش می گذرانند و مبارزه ای با نفس خود نمی کنند ولی همین ها که خودشان را به خاطر ذکر به سختی می اندازند ولو ذکر سطحی هم باشد بدون حضور قلب می بینید که مقاومت این ها چقدربالا می رود . می گویند اگر روزه بگیرد ضعیف می شود امّاوقتی روزه می گیرد برعکس قوی می شود و مقاومتش هم بیشتر می شود.

و چقدر این ظریف و مهم است که این به کجا می زند که وقتی انسان به ذکر و معنویت وصل می شود مقاومتش بالا می رود و وقتی از این ذکر قطع می گردد مقاومتش کم می شود و روحیه اش ضعیف می شود در مقابل معصیت.

لذا معصومین علیهم السلام می فرمایند بچه را از همان هفت سالگی به نماز خواندن عادت بدهید.

ببینید چه نظام تربیتی عجیب و عالی است. شما هیچ نظام تربیتی مستقیم با بچه نداری و حرف نمی زنی با آن مکالمه ای بین پدر و فرزند یا مادر و فرزند نیست فقط او را می بری مسجد نماز بخواند، روزه بگیرد قرآن بخواند. بعد که سن می آید بالا صحنه های خطر که زیاد می شود. چون بچه از دست پدر و مادر بیرون می رود مثلاً دختر دبیرستانی شده است با یک دنیا ارتباطات و پسر هم همین طور بعد در آن جا معلوم می شود که آن ها که در بچگی این کارها را می کردند چقدر به این بچه در بیرون مقاومت می دهد، چقدر سالم و قدرتمند نگه می دارد بچه را. هیچ کار تربیتی هم نشده است و این خودش از هر کار و نظام تربیتی بالاتر است. انس دادن به ذکر و محافل و یاد خدا خیلی مقاومت را زیاد می کند. بچه را شما نمی توانید با او حرف بزنید ولی او را ببرید در حرم برای زیارت یا شرکت در مجلس سیدالشهداء علیه السلام، خیلی وقت ها شده ما خودمان را کشتیم که به یک نفر بگوئیم فلان کار را نکن نتوانستیم و بالا رفتیم و پایین آمدیم نشد، حرف نداشتیم بزنیم بعد گفتیم بیا برویم یک روضه بخوانیم یا حرم زیارت کنیم بعد می بینیم رفت و آمد و حل شد یا شرکت در جلسه قرآن و این که صوت دلنشین قران به گوش آدم بخورد هزاران نفر از بی دین ها فقط با شنیدن صوت قرآن مسلمان شدند. ما هم که مثلاً مؤمن هستیم و اسم مؤمن را با خودمان یدک می کشیم هر کجا که کم می آوریم با شنیدن صوت قران تقویت می شویم و جان تازه ای می گیریم.

خیلی وقت ها که کلی به هم ریخته ایم صدای رادیو را که می شنویم یا نواری گوش می کنیم که یک دفعه قاری دارد قرآن می خواند چنان کاری می کند این صوت با دل انسان که نگو.

آن جائی که کار از دست آخوندها درمی رود باید سپرد به دست مداح ها و چقدر اشخاص باارزشی هستند این ها. ذکر ابا عبدالله یا معصومین علیهم السلام با دل انسان غوغا می کند. چه جوری چرک های زیادی را بیرون می ریزد و چه جوری زخم های عظیمی را التیام می بخشد. البته این که گفتم کار از دست آخوندها درمی رود برعکس قضیه هم هست بعضی وقت ها انسان باید حکمت و موعظه و پند و علم را بشنود تا روح و جان تازه ای بگیرد و چقدر از شنیدن صدای دلنشین حضرت رسول اکرم (ص) یا ائمه می آمدند و مسلمان می شدند. بالاخره این زیباطلبی و گرایش به زیبائی و گرایشات هنری و عاطفی را در نهاد انسان گذاشته و باید این طوری از آن ها استفاده کرد. و چقدر هنر مهم است که دین را با روح انسان گره بزنند. این ها را گفتم که بدانید مصادیق استعانت چه است. طرف شیعه است اهل نماز نیست مشروب هم می خورد ولی زیارت امام رضا را باید برود. فکر این هم نیست که بروم آن جا این ذخیره آخرتم بشود معامله هم نمی کند و نمی تواند نرود دِلش می کشد او را.

یک بنده خدائی هست که بعضی وقت ها در مجتمع تردد می کند این زرتشتی است خسته که می شود قرآن گوش می کند متخصص هست و در کشورهای خارجی فعالیت دارد و خودش هم قاری قرآن است و هم آرامش خود را با صدای قرآن می گیرد.

در هندوستان هم بروید نگاه کنید غیر شیعه ها و غیر مسلمانان چه جوری خودشان را با امام حسین (ع) آرامش می دهند با ذکر امیرالمؤمنین علیه السلام آرامش می دهند. قوتشان را زیاد می کند، مسیحیان را در کشور خودمان ببینید یا ارمنی ها روز عاشورا بروید در این مراکز ارمنی نشین، چه جوری عزاداری می کنند نمی توانند این کار را نکنند به آن ها این کار آرامش می دهد و توان به آن ها می دهد در مکتب خودشان ذکر ندارند لذا رجوع می کنند به مکتب اسلام.

یک سنی بود می گفت شما چند تا چیز دارید که ما نداریم یکی از آن ها گریه است، شما گریه دارید ما نداریم و من می دانم این گریه خیلی به شما کمک می کند. و ببینید که این گریه چقدر در درمان این بیماری ها به ما کمک می کند شما شهر فاطمیه را دیدید در تلویزیون، چرا مردم این جوری هجوم می آورند حتی پاپ چرا می روند آن جا چون یک ملجأ است که او را وارد عالم ماورای طبیعت می کند. و آن جا وصل می شوند به خداوند و در آن جا آن ها قدرت می گیرند با خیلی از آن هائی که رفته بودند آن جا وقتی با این ها مصاحبه کرده بودند می گفتند ما برای گرفتن نیرو به این جا می آئیم و ما نگاه کنیم چقدر لطف کردند به ما و ما را در دریای ذکر قرار دادند.

ما نبودیم و تقاضایمان نبود/ لطف تو ناگفته ما می شنود

گم شده ما همین ها است و ما خودمان را در همین ها می یابیم همه مردم دنیا به این ها احتیاج دارند و این ریشه فطری دارد و خیلی اهمیت دارد.

و مصادیق استعانت ازذکر در همه دنیا و ادیان وجود دارد نه فقط در شیعه ها و مسلمانان و یک عده ندارند نمی دانند چه کار کنند به راه های باطل می روند یک جوری دیگر خودشان را آرام می کنند مثل یوگا و چیزهای دیگر و بالاخره می خواهند یک جوری از این طبیعت خارج شوند و الحمدالله و به میمنت وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام و معصومین علیه السلام در دریای ذکر قرار داریم و این جوری است که قدرتمندترین امت ها هستیم.

هفده سال توطئه هائی که سابقه نداشته سر یک مملکت پیاده کنند و مردم صبر کردند و اگر این ها را از ما بگیرند مردم ما با مردم جاهای دیگر چه فرقی دارند هیچی، اگر نبود این ها هم زانو می زدند در مقابل مشکلات و مردم همین ها را دارند این هیئت ها و سینی زنی ها و نماز جماعت ها و نماز جمعه ها و قرائت قرآن ها و همه این ها استقامت را بالا می برد.

(از سطر 14 تا سطر 17 صفحه 307)

ظهور برزخی ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع)

در مورد ظهور برزخی اهل بیت عصمت و طهارت که این جا فرموده و در روایاتی که خواندیم که ولایت به چهار امر دیگر می گوید که شما هر چه که کم گذاشتید و نتوانستید من هستم به عهده من بگذارید این مطلب ولایت خیلی اهمیت دارد ما اگر بخواهیم وارد مبحث ولایت بشویم بدون اغراق یکی دو سال طول می کشد و خیلی هم لازم است رویش کار شود جایگاهش خیلی مجهول است. کاربردش الحمدالله زیاد داریم و استفاده از آن زیاد می کنیم. ولی خود فهم آن هم زیاد مهم است. و بدانیم این همه کار که می کنیم به برکت ولایت است و ولایت سایه اش همه جا با ما هست و کمک ما هست این اهمیت زیادی دارد در تربیت و جاهای دیگر به کار گیری کنیم. آن مسئله ذکر و استعانت که عرض کردم با این مسئله ولایت هر دو فوق العاده خیلی مهم است. ما خیلی از خارجی هائی را که با آن ها سر و کار داشتیم اگر می توانستیم با آن ها صحبت می کردیم یا از طریق مترجمین و بحث و استدلال هر کجا که نمی توانستیم دلالت می دادیم آن ها را به همین دو تا مسئله که آن ها خیلی خوب قبول می کردند و ما اشتباه می کنیم که آن ها نمی توانند مسئله ولایت را قبول کنند درست است که باید بینش داشته باشند و مطالعه کنند امّا عجیب خداوند ولایت را با فطرت آمیخته. یعنی این مسئله ولایت یک مسئله فطری است و یک مسئله اعتباری نیست.

خداوند در نهاد هر کسی ولایت را گذاشته فقط باید حجاب برداشته شود. روی این خارجی ها من چند سال فکر کردم و مطالعه داشتم می بینیم که چقدر خوب ولایت پذیر هستند. و آن خارجی هائی که می خواهیم نگهداری کنیم آن ها را و نگذاریم که از دست بروند به دلیل این که توان استدلال ما کم است یا توان ارتباط ما کم است، کمترین کاری که می شود کرد آن ها را وصل کنیم به یک مسئله ولائی.

مثلاً سیدالشهدا را بشناسند کافی است برای ما، برای مقاومتشان کما این که غیر مسلمین هم همین طور هستند. خارجی هائی که می گوئیم خارجی های مسلمان را عرض می کنم البته غیر مسلمانان هم مسئله ولایت آن ها را نگه می دارد و در معرفت نفس ثابت می شود که این ها مبنای فطری دارد که چرا ولایت را عرضه می کنیم به هر کسی می پذیرد مگر این که مریض باشند. این فوق العاده اهمیت دارد. در روایت داریم که نبی اسلام علی خمس اسلام بر پنج پایه بنا نهاده شده است نماز، روزه، حج و زکوة و ولایت بعد می فرماید و ما نوری بشیء کما نودی بلولایة به هیچ چیز به اندازه ای که به ولایت سفارش شده سفارش نشده است این قدر این مسئله ولایت اهمیت دارد که فرمود شیعیان خالد در جهنم نیستند. شیعیان حتماً بهشتی هستند. اگر ما مبنای اصل ولایت را ندانیم می گوئیم ائمه خواستند لوس کنند ما را نعوذ بالله یا خیلی از خودشان تعریف کردند. که هر چه می گویی چپ راست بالا و پایین می گویند ولایت ما اهل بیت. هر چه صفات خوب در قرآن است ائمه گفتند منظور ما هستیم یا شیعیان ما هستند گروه های خوب را که در قرآن معرفی می کند. در مورد بهشت که می گویی می گویند شیعیان ما هستند. شفاعت که می گویی می گویند با شیعیان ما هست و نصیب آن ها می شوند. هشت در بهشت هفت در آن مربوط به شیعیان است. تازه یک دری هم که مال غیرشیعیان است مال کسانی است که بغض علی را در دل نداشته باشند باز این در هم ربطی به ولایت دارد. و زیاد بودند بچه شیعه هائی که نتوانستند این را بفهمند که این قضیه به کجا بند است. آخر چرا یک نفر عارف سنی مسلک در قیامت گیر دارد یک شیعه فاسق گیر ندارد. یعنی یک فاسق و فاجر شیعه وضعش بهتر از متدین باتقوی غیر شیعه است چرا این طوری است. همین بی حجاب ها و پانک ها و بچه سوسول ها دیدید وقتی گرفتار می شوند می گویند یا ابوالفضل یا امام زمان یا می خواهند قسم بخورند می گویند به حضرت علی، به حضرت عباس و این ها از آن ها وضعشان بهتر است و شرافت دارند. چرا؟ آیا تعصب است و ما خواستیم شیعه را عزیز کنیم و بگوئیم که نه تقوی پرهیزاز گناه حتی اگر بدون ولایت باشد خوب است. در روایت هست که تمام اعمالی که بدون ولایت باشند پذیرفته نیست. یعنی اعمال صالح و خالصی هم که انجام می دهد بدون ولایت پذیرفته نمی شود. این سرّش در کجاست و این خیلی مهم است که جا بیفتد برای مردم. و اگر نشناسند که ولایت چه جایگاهی دارد در نظام اسلامی و آن هائی که کار معرفت نفسی می کنند و انسان شناسی می کنند ولایت را در انسان نتوانند جایش را خوب پیدا کنند وبشناسند خیلی راحت نمی توانند به این سؤال ها جواب بدهند. مگر این که تعبدی قبول کنیم و بگوئیم چون این ها معصوم بودند و اشتباه نمی کردند پس حتماً درست است امّا چرای قضیه خیلی مهم است که چرا این جور است یک قسمتی از جواب را من می دهم خدمتتان بقیه را شما باید بگردید و مطالعه کنید.

ولایت رکن است، رکن رکین است، اصل است، ولایت مانند آن بندی است که تمام دانه های متفرق را به هم نظم می دهد و متصل می کند. ولایت در تعبیر معصومین علیهم السلام مثل قلب می ماند برای اعضای بدن که اگر سالم بود جاهای دیگر هم سالم می ماند و اگر خراب بود نقص به جاهای دیگر هم سرایت می کند. یعنی ولایت کسی که معصوم است و ولی است در رأس جامعه قبول او به عنوان که او خلیفه خداست و جانشین خدا است در روی زمین چه ولایت نبی اکرم باشد و چه ولایت معصومین علیهم السلام باشد این چه نقشی را بازی می کند.

نقش این خیلی مهم است، این بحث ولایت را فقط کافی است یک مطالعه مختصر تاریخی بکنید که در آن جائی که ولایت بوده و دین هم بوده ولو به طور ضعیف. تقوی، رشد معنوی، رشد اقتصادی، رشد فکری بیشتر بوده و آن جائی که دین بوده ولایت نبوده از آن ها زیاد خبری نیست. لااقل در این هفده هجده سال انقلاب خودمان دیدیم که نقش ولایت چقدر مهم است که ما ولایت از امام سلام الله علیه را به عنوان ولی فقیه و جانشین معصوم و نائب عام امام معصوم قبول کردیم. حکمش را حکم خدا دانستیم اطاعت از او را بر خودمان واجب دانستیم. حالا دقت کنید بودن این ولی در رأس چقدر اهمیت دارد. این را بردارید می توانید بفهمید که وقتی ولی نبود چه به روز مملکت می آید. خیلی کشورها با ما شروع کردند به انقلاب بغل دست خودمان افغانستان و یا جاهای دیگر ولی همه این ها از یک چیز محروم هستند و آن ولایت است و این که بالای سر خود ولی ندارند. ببینید کدامشان مؤفق شدند. شما یک نمونه بیاورید بعد از حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام حکومت شده و مسلمانان انقلاب کردند امّا رهبر نبوده و این ها مؤفق شدند. هر جا قیام کردند و مؤفق هم شدند بعد از یک جای دیگر سر درآورده. زمان حال خودمان فلسطین را نگاه کنید این همه کشته دارد می دهد، افغانستان، الجزایر، مردم در این جاها مهیا هستند امّا رهبر نیست بعد می بینید موفقیت هم نیست. ولی که می آید برکت می آید نظم و وحدت می آید، نقش امام در انقلاب خودمان را نگاه کنید اگر نبود که مؤفق نبودیم و این انقلاب نمی توانست میلیون ها نفر را از آتش جهنم نجات بدهد.

یک لحظه تصور کنید شاه به ما حکومت می کرد چه اوضاعی داشتیم، و نقش امام در بعد از انقلاب در حفظ ملّت از شرّ توطئه ها و جنگ و بعد از این که فوت کردند چه بل بشوئی داشت می شد چه غائله هایی از طرف همین انقلابیون داشت درست می شد که اگر ولایت نبود معلوم نبود کشور ما الان اوضاعش چه بود و به کجا می رفت. هنوز هم پناهگاه ماست مقام ولایت.

شما الان ولایت را بردارید ببینید جناح های مختلف چه جوری می ریزند به جان یکدیگر. بالاخره یک معجزه صورت گرفته و آن این است که هفده سال بی سابقه ترین توطئه ها به سوی انقلاب ما شلیک شده مردم همه را خنثی کردند و مقاومت کردند فقط مقاومت نبوده است صدور انقلاب هم بوده است و این را کشاندند به جاهای دیگر به روسیه به افغانستان به پاکستان به لبنان به عراق و به همه نقاط عالم و از این طرف رشد اقتصادی دارد می کند و خودش را بازسازی می کند. اگر ولایت نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود. و آن حدیث معروف قدسی لولاک لما خلقت الا فلاک اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم به پیامبر می فرماید خداوند تبارک و تعالی. بعد می فرماید اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمی کردم. این روایت نمی خواهد بگوید ارزش امیرالمؤمنین از پیامبر بالاتر است و یا حضرت فاطمه از این دو بالاتر است این یعنی این که اگر ولایت نباشد کار پیغمبر بی نتیجه است بلغ ما انزل الیک فان لم تفعل فما بلغت رسالته.

اگر اعلام نکنی ولایت حضرت علی را 23 سال زحمتی که کشیدی به هدر می رود فاطمه ای باید باشد که ائمه از او ایجاد شوند اگر ائمه نباشند کار پیامبر لنگ است و نیمه تمام می ماند. تا نظام ولایت را زنده نگه دارند.

یک مسئله به این بداهت آن وقت یک عده می آیند چه جوری روی وجدان خودش پا می گذارند و با بحث های به اصطلاح علمی حتی به اصطلاح دینی روی بحث ولایت فقیه تشکیک می کنند. خوب شما که دارید این حرف ا را می زنید بیایید نگاه کنید اگر نبود چه می شد یک مقدار از این بحث های علمی بیایید بیرون از این حجاب ها بیرون بیایید مثل بقیه مردم و عوامانه فکر کنید. مردم و عوام الناس خیلی بهتر از شما علما این مسئله را می فهمند که آن قدر پایبند ماندند. شما دیدید که اگر ولایت نبود توی این مملکت نه انقلابی می شد نه مقاومتی صورت می گرفت و نه پیروزی به دست می آمد و نه توطئه ها خنثی می شد پس چه جوری پا روی وجدانت می گذاری و می آیی و می نشینی استدلال می کنی که ولایت فقیه لازم نیست ولایت علمی ما لازم داریم. سَلَمنا روی بحث علمی ثابت کردی و روی وجدان خودت پا گذاشتی روی یک حقیقت روشنی که هفده سال مردم با آن زندگی کردند با گوشت و پوست و استخوان مردم شده شما چه جور روی این پا می گذاری یک حقیقت روشن بدیهی و یک حقیقت فطری است این چه جوری رویش پا می گذاری.

نقطه مهمی که لازم است خیلی برادران رویش دقت کنند مسئله نگرش کلّی خداوند تبارک و تعالی و اسلام به مسائل هست یعنی بینش سیستمی، کلی نگری، خداوند به اشیاء و اشخاص و امور و جزءها منفرداً نگاه نمی کند اسلام هم همین طور. اسلام بینشش بینش کل نگر هست یعنی وقتی می خواهد یک چیزی را ارزیابی کند در قالب یک نظام کلی ارزیابی می کند و به صورت منفرد با آن کاری ندارد. اگر او را بیرون بکشی ممکن است زیاد ارزش نداشته باشد. مثل یک قطعه اگر در ماشین بخواهیم بگیریم مگر چقدر می ارزد مثل یک فیوز مثلاً 500 تومان یا 100 تومان می دهید یک فیوز، حالا فیوز به آن کوچکی در قطعه ارزیابی می شود توی مجموعه ارزیابی می شود. یعنی نقشی که در یک کل بازی می کند خیلی اهمیت دارد. اسلام به این مسئله توجه دارد چه در روابط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی چه در نظام اخلاقی و چه در نظام معنوی کل نگر هست. ارزیابی اش هم همین طور است کل نگر است یعنی به نقش یک جزء در مجموع و در کل خیلی توجه دارد.

مرحوم ملامحسن فیض رحمة الله علیه در کتاب مهج البیضاء و کتاب النکاح خود می فرماید که یکی از فواید ازدواج برای ازدواج کننده ثواب دارد این است که هماهنگی با نظام خلقت می کند. این که در یک نظام خلقت آمده و با آن نظام هماهنگی کرده است. النکاح السنتی نکاح سنت من است. یک مجموعه من آوردم که نکاح هم جزء آن است. می فرماید کسی که ازدواج می کند از آن جهت که با قانون خدا که ازدواح است هماهنگی شده یک کاری کرده ولو برای خودش این کار را کرده است. خداوند زن و مرد را خلق کرده است و آن ها را به یکدیگر علاقمند کرده و غریزه جنسی را هم قرار داده است و این غریزه باعث ازدواج می شود و باعث تکثیر و تولید نسل می شود. حالا کسی که ازدواج نمی کند در این نظام شرکت نمی کند. خداوند قَرضش این است که نسل انسان حفظ شود و آن هدفی که منظور از خلقت است تأمین شود وقتی کسی ازدواج می کند به هدف خلقت کمک کرده است. یعنی ازدواج کرده تولید نسل کرده است و این نسل را زحمت کشیده و حفظ کرده است بعد اثرات دیگر ازدواج را دقت کنید.

شما می آئید ازدواج می کنید یک نیرو و یک انسانی را که در جامعه آن ها است چه پسر که تنهاست و چه دختر او را ازتنهائی در می آورد چون نفس تنها فساد زا است و احتمال خطر دارد ولو فساد جنسی نباشد بیماری می آورد. چون خداوند زن را کامل کننده مرد و مرد را کامل کننده زن قرار داده است. وقتی کسی ازدواج می کند یک عضو از اعضای کشور را به خصوص شیعه و اسلامی را از فساد و تنهائی حفظ می کند. و در آن وقت زن و مرد محافظ همدیگر می شوند و بعد می شود می شوند لباس همدیگر بعد بچه دار می شوند و به خاطر این موضوع زحمت می کشند و کار می کنند و چرخه نظام اقتصادی را می گردانند و تلاش اجتماعی و گرم می کنند جامعه را بعد زحمت می کشند انسان های را که کوچک هستند بزرگ می کنند که نسل آینده امت اسلامی را بسازند به خاطر ازدواج جلوی فساد را می گیرند. شما ببینید انقلاب ما را جوان ها کردند جنگ ما را هم جوان ها کردند این ها را کسی به وجود آورد؟ پدر ها و مادرها و آن ها هم که بعداً قرار است سربازی امام زمان علیه السلام را بکنند همه از این زن و مردهای شیعه هستند. یعنی با این ازدواج آمده و وارد این نظام شده و یک خدمتی کرده در کل چه جوری ارزیابی می شود؟ و جود بچه مسلمان، شیعه، ولایتی، این جا به درد می خورد که هر وقت می خواهند جلوی شاه انقلاب بکنند نیرو دارند که انقلاب کنند. یکی هست شعار بدهد و خون بدهد و تظاهرات بکند و تشیع جنازه بکند بعد جنگ که می شود کسی هست برود مقاومت بکند و نگه دارد اسلام را. حالا فکر می کنید خداوند سبحان این را ندید می گیرد. این پدر و مادری که این بچه را ایجاد کردند که بیاید برود جبهه ندید می گیرد، نه، هرگز. این ها ظاهراً ازدواج کردند ولی ارزیابی کارشان این جا ظاهر می شود که در کل نگری این بچه آمده و دین خدا را یاری کرد.

نقشی که یک جزء در یک کل و یک سیستم بازی می کند خدا این جوری ارزیابی می کند.

حالا یک شیعه را نگاه کنید نماز نمی خواند امّا شیعه است و پذیرفته ولایت را روزه نمی گیرد امّا ولایت را پذیرفته بی حجاب و مشروب خور است امّا ولایت را پذیرفته و با پذیرش این ولایت چه را تقویت کرده است؟ مملکت شیعه را تقویت کرده. ولایت یعنی تقویت اصل امامت و رهبری گناه دارد انجام می دهد امّا نقشی که این بازی می کند این است که آمده نظام امامت و تشیع را و مملکت امام زمان را با قبول تشیع تقویت کرده است. همین که عناد ندارد با ولایت و همین که محرم می آید پیراهن مشکی می پوشد و عزاداری می کند.

هنوز این جریان را گرم نگه می دارد و خداوند این جوری این را ارزیابی می کند و این جوری به آن نقش می دهد و این که بالاخره تو در دین من نقش داشتی. تو در تقویت تشیع نقش داشتی. در تقویت مملکت امام زمان نقش داشتی. یک جا مجلس سیدالشهداء بود با این که پیوندی نداشتی ولی آمدی کمک کردی. دقت کنید که ما انقلاب خود را از نقش کلی مردم داریم. یعنی مردم آمدند و رفتند مساجد و مسجد ساختند و حج رفتند و مجالس سیدالشهداء را زنده نگه داشتند گفت هر کسی گریه کند، گریه بیندازد، یا خودش را به گریه کردن بزند بهشت بر او واجب است. از بعد از سیدالشهداء علیه السلام گفتند گریه کنید. پیغمبر گریه کرد حضرت زهرا گریه کرد، جبرئیل گریه کرد آدم علیه السلام گریه کرد، نقشه را نگاه کنید چه نقشه عجیبی است، بعد سیدالشهداء شهید شد گریه ادامه پیدا کرد. همین فقط گریه شاید انقلابی هم نبود. طغیانی هم علیه طاغوت نبود. اما هی گریه کرد و تحویل نسل بعد داد وهمین طور ادامه داشت و نماز خواندند و فقه شیعه را زنده نگه داشتند علمائی که زحمت کشیدند و خون دل ها خوردند از زمان ائمه به این طرف، و نسل به نسل با چه زحمتی به ما رساندند و به امام خمینی رساند که امام خمینی با آن کاری را که معصومین منتظر بودند هزار سال انجام بدهد. دقت کنید چه می خواهم بگویم که چه نقشی بازی بازی می شود در کل، آن در زمان شاه بود ولی همین که کمک کرد یک خانواده شیعه را نگه داشت ذکر اباعبدالله در آن بود، نماز دست و پا شکسته در آن بود نقش بازی کرده است همین جزعی ها را برداری چه از آن می ماند هیچی نمی ماند خدا وقتی بخواهد جزا بدهد این طوری جزا می دهد به کل نگاه می کندکه این شخص در نظام کل در یک سیستم چه نقشی را بازی کرده است. این است که جزئی ترین کارها چقدر اهمیت دارد همین گریه ها چقدر تأثیر دارد، امام فرمود ملت ما ملت گریه سیاسی است، یعنی هزار سال حکام جور را سر کار گذاشتند پرده برنداشتند از این حقیقت. گفتند این ها چه کار می کنند گفتند گریه می کنند برای اباعبدالله گفتند خوب، عیبی ندارد ما ها هم با شما گریه می کنیم. هی گریه کردند گریه کردند گریه کردند تا رسید به یک لحظه حساس تاریخ یک دفعه گریه ها شد مرگ بر شاه مرگ بر آمریکا و استقلال آزادی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و ایستادند جلوی دنیا. دست رد زدند به سینه ابرقدرتی و یک حکومت اسلامی تشکیل دادند به طریقه حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد امام به همه آن هائی که در تاریخ نشسته بودند و به این حدیث که هر کسی خودش را به گریه بزند بهشت بر او واجب می شود می خندیدند و مسخره می کردند پرده برداشت و گفت ملت ما ملت گریه سیاسی است یعنی همه این ها را داشتیم سر شما را کلاه می گذاشتیم و هزار سال نقشه ریختیم الان بهره برداری کردیم. اصلاً قاعده همین بوده والا چه لزومی داشت مثلاً آدم گریه کند برای امام حسین نوح گریه کند برای امام حسین. چه نقشی را امامت و ولایت می خواهد بازی کند که این قدر این نقش مهم است که نوح می آید روی کشتی خود می نویسد خدایا به حق محمد و فاطمه و علی و حسن و حسین علیه السلام این کشتی را به سلامت برسان بعد این تکه های مناجات حضرت نوح می افتد دست کمونیست ها بعد آن ها ترجمه می کنند و به همه دنیا اعلام می کنند که ما یک چنین چیزهائی را پیدا کردیم. ولایت آن قدر اهمیت دارد که آدم علیه السلام گریه می کند برای سیدالشهداء علیه السلام.

برنامه است همه این ها و دورخیز را نگاه کنید که چقدر است در مورد مسئله ولایت از کجا خداوند تبارک و تعالی این طرح را می ریزد و کجا می خواهد نتیجه برداری کند از آن.

نگرش سیستمی و نگرش کلی نگری خیلی مهم است این جوری است که وقتی امام سلام الله علیه می خواهد با مردم برخورد کند، وقتی عشایر می روند پیش امام چه تحویلی می گیرد و چه تعاریفی از عشایر می کند زنها می روند تعریف از زن ها می کند و کردها می روند تعریف از کردها می کند با سایر اقشار. کشف این نظام کلی نگری و توجه به آن فوق العاده اهمیت دارد و در درجه اوّل رهبران سیاسی باید به آن خیلی توجه داشته باشند که الحمدلله رجال سیاسی ما خیلی به این مسئله توجه دارند. خیلی ازبچه حزب اللهی ها که خوب و پاک هستند و کار هم می کنند و حرص هم می زنند ولی چون به این مسئله آگاهی ندارند گیر می دهند و ناراحت می شوند. این نگرش سیستمی و کلی نگری اگر نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود. امام علیه السلام سال 58 می گوید موسیقی مطلقاً حرام. چند سال بعد می گوید نه تفصیل دارد بعضی از آن ها آلات مشترکه هستند و بعضی ها مشکوکه و آن جائی که مشترکه است منعی ندارد و آن جائی که مشکوکه است مانعی ندارد استفاده حرامش جایز نیست، یک فقیه بی سوادی که نگرش سیستمی ندارد حکومتی فکر نمی کند کل نگر نیست. آقا ما این همه احادیث راجع به شطرنج داریم چرا گفتی شطرنج این طوری است و راجع به موسیقی چرا این جوری می گویی، یا بعضی ها چیزهائی را می نویسند و مردم را بیچاره می کنند این فقیه است ولی بینش ندارد تا وقتی زنده بوده است همین حجره و امامه و عبا و حوزه و کتاب های فقهی را دیده و اصلاً فکر نکرده است که خدا و دین خدا مال همه است. پیامبر کافة لناس آمده برای همه مردم آمده بالاخره این حوزه هست که یک روزی باید دنیا را بچرخاند. حوزه است که باید تمام حکومت دنیا را به دست بگیرد. اصلاً فکر نکرده است با این احادیث و این فقه باید دنیا را اداره کنم و هی می نشیند فتواهای الکی می دهد البته توهین نمی خواهیم بکنیم ولی این ها بزرگ ترین ضربه ها را به نظام اسلامی زدند. امام فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ کسی نخورده است چون اصلاً بینش اسلامی درستی نداشتند. فقه را برای فقه خواستند و حوزه را برای حوزه خواستند نه برای دین خدا. اصلاً به فکرش نرسیده که این میلیاردها انسان که غیر مسلمان هستند این ها چه می شود تکلیفشان و سرنوشت آن ها. مگر پیامبر برای این ها نیامده مگر امام زمان برای این ها نیامده است. فکر می کنید امام زمان ناراحت نیست که آمریکائی ها آن طوری هستند برای تک تک آن ها ناراحت هست. و تک تک آن ها را دوست دارد این ها بندگان خداوند هستند نوح علی نبینا نفرین کرد خدا هم عذاب نازل کرد بعد به نوح گفت یک دانه کوزه بساز. کوزه درست کرد با چه زحمتی بعد گفت بشکن این کوزه را نوح خیلی سختش بود بعد زد شکست ولی بالاخره زورش آمد، خداوند فرمود یک کوزه ساختی بعد شکستی زورت آمد، چقدر راحت نفرین کردی بنده های من را. همان رابطه ای که خداوند با من دارد با کلینتون هم دارد آن هم بنده اش است، فکر می کنید که خداوند خوشحال است که کلینتون برود جهنم یا صدام برود جهنم، بنده خداست دوست ندارد برود جهنم و دوست ندارد که بسوزد. ائمه هم همین طور هستند به عنوان نمایندگان خداوند تبارک و تعالی هم همین طور در اوج عاطفه و مهربانی هستند و ناراحت هستند از این قضیه.

و ما حالا بنشینیم و هی فقه را اسیر کنیم و درست فکر نکنیم. بعد که مقام معظم رهبری یک حکمی می دهد یا ریاست جمهوری یک کاری می کند و دردمان می آید و ناراحتی داریم، فکر نمی کنیم که بابا این رئیس جمهوری که نشسته این جا رئیس جمهوری ایران است امّا مرجع تقلید همه مسلمانان دنیا است به خاطر این که این می خواهد یک حکومتی را برپا کند که همه دنیا به او چشم دارند اصلاً الگوسازی اگر نباشد و انجام نگیرد ما نمی توانیم مبارزه کنیم، بابا جون هفده سال حکومت کردید چه کار کردید برای مملکت گفتید کمونیست و امپرالیزیم به درد نمی خورد خودتان چه دارید اگر تنگ نظری ما بگذارد این ها می توانند خوب کار کنند.

رئیس جمهور وقتی می آید یک قانون وضع می کند فقط برای مملکت خودش است و کامل این نگاه نمی کند؟ رهبر می خواهد یک حکم فقهی بدهد فکر می کنید توجه دارد به همین دیوار شصت میلیون ایران، اگر این طوری بود چرا امام در رساله خود فرمودند که آقا دست روی دست گذاشتن نماز را باطل می کند. امّا وقتی شما صبح می روید فرمود شما حق ندارید نماز جماعت تشکیل بدهید و مهر نگذارید و بروید پشت سر سنی ها نماز بخوانیدو غیر از این نمازتان درست نیست. چرا فرمود امروز دعوا بر سر ولایت حضرت امیر هم اشکال دارد نباید این کار را کرد. چرا با سنی ها این قدر کنار می آیند چون کل نگر هستند. برای این که اسلام می خواهد کل را بگیرید، نمی شود مگر با همین روش ها. آن وقت آخوند جاهل نفهم می آید می گوید مسخره است سنی برادر ما می شود اهل کتاب و قلم هم بود در مشهد، این هم دیدگاه یک آخوند ما است مثل خیلی از طلبه هائی که مهر خورده روی ذهن آن ها و نمی توانند فکرکنند. آن عیدالزهراهائی می گیرند که دل حضرت زهرا را خون می کنند دل امام زمان را خون می کند. منشاء چه فسادهایی می شوند برای این نظام. این کلی نگری فوق العاده مهم است. خداوند به همه چیز همین جوری نگاه می کند. همه چیز را در یک نظام کلی نگاه می کند و در یک نظام کلی ارزیابی می کند. شما بروید مطالعه کنید ثواب هائی که ذکر شده که اگر کسی ازدواج بکند چقدر ثواب دارد و اگر کسی شفاعت ازدواج کند چقدر ثواب دارد. چون در یک نظام ارزیابی می شود به خصوص در امت اسلامی این مسئله خیلی اهمیت دارد، و این طوری توجیه می شود که ما با روایت های زیادی روبه رو هستیم و ثواب های خیلی اغراق آمیزی ذکر شده است توجه است به این مسئله که تو این کار را بکن و دیگری کار دیگر را و آن یکی کار دیگر را و هر کدام گوشه کار را بگیرند و تمام کنند کار را و به نتیجه برسانند کار را. هر کسی برای مؤمنین این کار را بکند یا برای مسلمانان یا یک لیوان آب دست تشنه بدهد چقدر ثواب دارد. کوچک ترین کارها برایش ثواب ذکر شده است. هر کسی بخندد یا به عالم دینی نگاه کند عبادت است چرا عبادت؟ چون قصد در کار است. انقلاب ما مرهون احترام به علما است. هی این مردم احترام به علما را به عنوان یک رسم زنده نگه داشتند و آن مشروب خور هم وقتی عالم دینی را می دید حریم می گرفت از او. همان چیزی که متأسفانه بعد از انقلاب کم شده است و خود حزب الهیی ها بیشتر ازهمه تقصیر دارند در این قضیه که حرمت روحانیت و لباس را نگاه نمی دارند. مردم روحانیت در نگاهشان بزرگ بود و بزرگ بود که قبول کردند ولایت امام را بعداً گفتند یا مرگ یا خمینی. این می شود یک نگرش کلی. همه کارهای ما همین طور است برای همین یک شیعه فاسد از آن جهت که نظام ولایت را قبول کرده است یعنی کاراترین نظام را قبول کرده است او نقشش بیشتر از یک سنی است که ولایت ندارد که نبود ولایت یعنی منشاء همه فسادها.

والسلام