بحثمان رسید به عالم برزخ از نظر آیات قرآن در جلسات گذشته اثبات عالم برزخ بود این که از نظر قرآن ما چیزی بنام عالم برزخ داریم به معنای چه حالا عالم برزخ به معنای عالم صور . صور بودن عالم مقداری که درش ماده وجود ندارد اینرا اثباتش کردیم که اما حالا معرفیش که هر یکی ، یک آیه خواندیم ، یک آیه انعام ادامه خواهد داشت که خواهیم خواند اثبات تامعرفی فرق دارد . اثبات برزخ که با شرایطی برای برزخ ذکر می شود ،که مثلاً آنی فوق ماده هست .
منشاء ماده هست و مقداری هست ، صورت درش هست شکل درش هست ولی ماده نیست مجرد است به تجرد برزخ . اما آن چیزهایی که ما معمولاً می خوانیم معرفی برزخ است در آیات قرآن . البته همین که معرفی کند خودش یک اثبات هست اگر ما قرآن را حجت برایش قائل باشیم یعنی قبول کنیم که کلام خداست چون این خوب از نظر ما که مسلمان هستیم و اعتقاد به قرآن داریم مشکلی نیست .
صفحه 231 : بند چهارم . نمونه آیه دوم سوره مومن آیه 11 : قالو ربنا امتنا الثنین .....تا آخر ترجمه آیه بحث سرچه است ؟ بحث سر دو بار میراندن است و دو بار زنده کردن دو تا نکته را این جا باید مشخص کنیم یکی این که این دو بار کدامها هستند و یکی این که چرا میراندن تقدم دارد برحیات .
بند پنجم : دلالت آیه شریفه بر وجود ..... تا آخر بند (اماته :مرگ )
یعنی معنا ندارد دو باره پس هر که می فرماید دو بار یعنی فاصله پس دنیا تا قیامت یکبار دیگر چنین اتفاقی خواهد افتاد .
ضفحه 232 :بند اول : برای این که در صورت نبودن ...... به این صورت امکان ندارد خط دوم
یعنی ممکن است ما در دوبار احیا یک توجیهی بکنیم اما در دو بار اماته نمی توانیم این کار را بکنیم چون اماته وقتی می گوئیم یعنی قبلاً یک احیایی صورت گرفته و بعد اماته هست بعدش ، اماته بعد از احیا ء است دیگر این معنا ندارد چیزی که حیات به آن داده نشده اماته درش صورت بگیرد و مرگ میراندن درش صورت بگیرد . ولی در مورد احیا ممکن است توجیهی بشود که نه منظور این حیات برزخی نیست ولی در مورد امته نمی شود این کار را کرد می فرماید در مورد احیا هم که ما می گوئیم اگر عالم برزخ نباشد دو بار احیاء امکان ندارد به این صورت است که می گوئیم به این صورت کدام صورت ؟این که منظور
ادامه مطلب از خط دوم : این که منظور از احیا اول : احیا در دنیا یعنی حیات دادن ......و آخرت بعد از اماته برزخی .(آخر سطر هشتم )
کافی است فقط اگر برای اثبات این قضیه همان اماته را بگیریم کافی است ، هیچ در مورد احیاء اگر احیاء را به معنی اول بگیریم که احیاء منظور زنده کردن در دنیا هست برای اولین بار هم بگریم ، چون مسئله دو بار اماته حل شدنی نیست . مگر با رعایت اماته برزخی ، دیگران مسئله معنای اول احیاء منتفی است خود بخود
ادامه مطلب از سطر نهم : و احیا ء در دنیا ..... اماته را بر احیاء مقدم داشته (سطر آخر )
اینهم آن دلیلی که خدمتتان عرض کردیم لازم است توجه بشود اماته مقدم شده براحیاء
ادامه مطلب از سطر آخر : می گویند ربنا امتنا اثنین
اینهم یک مورد ، قکر نمی کنم این جا مسئله ای حالا، اگر عیبی ندارد آنجا اگر حیات بخشیده خدا درست است اما اماته جور در نمی آید دیگر ، این دو با اماته کار را خراب می کند نمی توانیم بگوئیم ،اماته بوده چرا اماته بوده . اصلاً هیچ چیز نیست که بخواهد چیزی داشته باشد شما هر وقت بخواهید مرده را بگوئید در قرآن الان علت این که اینجا***می فرماید مقدم دارند اماته را مقدم داشته اند براحیاء همین است که مرده زمانی می توانیم بگوئیم که حیات داشته باشد و معنای مرده است به آن اطلاق کنیم والّا نمی توانیم بگوئیم که مرده است که در ثانی مرده به کسی می گویند که قابلیت حیات داشته باشد .
مورد3 در همین سوره آیه 45-46 می فرماید
اگر بر فرض فرضی را هم که شما می گوئید صحیح باشد اماته سر جای خودش هست
فوقیه الله سئیات مامکروا.... تا آخر ترجمه
ببینید خیلی روشن است برای این که عذابی که برای آن فرعون ذکر می کند یک عذاب برزخی است چرا ؟ چون دلالت بر شبو روز دارد در شب وروز ما در قیامت که شبو روز نداریم که صبح و شب آنجا مسئله زمان نیست در برزخ هم جلسات جلد دوم اثبات خواهیم کرد بخاطر این که ماده ندارد ، زمان نیست اما مفاهیم و ادراک مفاهیم از قبیل صبح و شب و روز تاریخ با صطلاح امکان پذیر هست .
دلالت این دو آیه بر وجود برزخ و ....تا آخر بند سوم و بند چهارم و ادامه در صفحه 233 بنداول صفحه 233 و بند دوم
یعنی در واقع این جا با یک تیر دو نشان زده اند هم گفته برزخی وجود دارد و هم گفته در برزخ چی وجود دارد ؟ عذاب
مورد 4 در سوره فرقان آیه های 24-21 می فرمایند
چه کسانی را گفتند : آنانی که انتظار لقا وقیامت را ندارند مسئله لقا را هم در اوائل کتاب حل کردیم که بحث لقا خدا بحث ارزشی نیست یعنی وقتی فلانی به لقا الله پیوست این حتماً دلیل نمی شود که بجای خوبی پیوسته بلکه لقا گفتیم که یک امر کلی است که انسان ها بدون استثنا ء از خوب و بد به لقاء حق تعالی خواهند رسید این اصل مسلم قرآنی است منتهی نوع لقاء فرق می کند بسته به این است که هر کس با کدام اسم از اسمی خداون تبارک وتعالی لقاء پیدا بکند
ترجمه آیه سطر سوم در ترجمه (ما هم پروردگار خود را ببینیم )
برای این که باصطلاح علیه پیغمبر چیزی اقامه کرده باشند ، دعوایی اقامه کرده باشند کفر گفتند فرشته ها بیایند پیش خود ما به خود ما بگویند اگر از طرف خدا ، از طریق خدایند ، فرشته ها بیایند به ما نازل شوند و یا اصلاً ما خودمان خدا را ببینیم ادامه مطلب : اینها برای خود کبر و بزرگی قائل شدند ......
نکته ای که هست این جا می فرماید : لقد استکبرو انی انفسهم در درون خودشان تکبر ورزیدند ، در نفس خودشان تکبر ورزیدیند عتوا عتواً کبیرا این حقیقت هر کسی هست که باصطلاح امر به دستورات دینی نمی دهد ، تن به آئین الهی نمی دهد . اینرا از نظر دین اسم عام متکبر برش اطلاق کنیم و بطور قطع وعده جهنم داده بوده به کسانی که تکبر کنند در مقابل خدا وند تبارک وتعالی در سوره مبارکه مطففین هست اگر درست گفته باشم که خصوصیات اینها را بیان می کند .
در اواخر سوره :انّ الذین اجرموا ، کانو من الذین آمنو یضحکون و اذا امربهم یتغامزون از سوره مطففین است درست است و اذا انقلبو الی اهلهم انقلبو مکهین و اذا دلو هم قالو انّ هولآءلضالون مثلاًخصوصیت اینها را بیان می کند که اینها با مومنینبا تحقیربرخورد می کنند مسخره شان می کنند ، وقتی برخورد می کنند با اینها (یتغامزون)با غمزه برخورد می کنند وقتیکه می بینند اینها را می گویند که اینها آدمی گمراه و ساده هستند اینها آدمهای پخمهای هستند یعنی تکبر در وجودشان هست که مومنین را این طوری نگاه می کنند .
نه این ، آن بحث دیگری هست . این تکه از صحبت من این نتیجه ای را که شما گرفتید نمی شود ممکن است این نتیجه حرف درستی است اما از صحبت من این نتیجه گرفته نمی شود .
بند اول صفحه 234 : این آیات در خصوص مشرکین و ... تا آخر پارا گراف و بند دوم تا سر آیه
حالا آن آیاتی که دلالت می کنند به این که دیدار انسان با ملائکه روز مرگش هست نه روز قیامت ، آنهارا خد متتان خواهیم گفت می رسیم .
ادامه مطلب : آیه 93 سوره انعام (پایان نمونه اول )می فرماید که : ولو تری اذا الظالمون فی غمرات الموت : ببینی در آن لحظه تو می بینی و یا اگر نگاه کنی در آن لحظه خواهید دید ظالمون را در فی غمرات الموت در آن حالتهای نزدیک موت والملائکه باسطو ایدیهم ملائکه باز کردند دستهایشان را که اینها را تحویل بگیرند قبلاً راجع به کلمه فوت توضیح دادهام خدمتتان که همه توقف و فوت به معنی تحویل ند که ما در سنگ قبرها می نویسیم تاریخ وقات یعنی تاریخ تحویل ،
لذا چیزی به چیزی تحویل داده می شود که با توجهبه این که جسم تحویل کسی داده نمی شود آن حقیقت اصلی روح هست که تحویل داده می شود از نظر قرآن دو جور یک فرشته هایی هستند که در دنیا هستند فرشته های دنیایی و فرشته هایی هستند که در برزخ هستند فرشته ها مقامات مختلفی دارند و بسیار متفاوت هر کدامشان هم اسمهای خاصی دارند
گروهاشان هم اسمهای خاص دارند که در قرآن یک تعدادشان را اسم آورده مراتب مختلفی دارند از جهت قدرت درک از جهت احاظه علمی از جهت سعه وجودی مختلف هستند ملائکه بسیار مختلف هستند یک عده شان همین هایی اند که در دنیا هستند امورات کارهای دنیا بعهده اینهاست انجام کارهای دنیایی را خداوند همان چیزرا که ما اسمش را قوای خدا وقوای عالم همان قوا چیزهایی هستند که ملائکه باصطلاح تعبیر دینی اش همان تعبیر ملائکه است .
در باره حالات مختلف در دنیا ما این تعابیر را داریم از ملائکه . مثلاً صورتگری در رحم مادر ، اخراجش از رحم مادر ، بسته شدن رحم مادر و مسائلی از این قبیل که هستند . ملائکه کهبا ما هستند ثبت اعمال ما را می کنند اینها ملائکه باصطلاح این طرف برزخ ند از نظر دنیایی در واقع مربوط به امورات دنیایی هستند یک سری ملائکه داریم که مربوط به آن سو هستند و با اینها فرق می کنند که حالا برسیم به یکی دوتا آیه بعد من توضیح بیشتری در این باره خواهیم داد بعد ملائکه چکار می کنند .
اخرجو انفسکم الیوم امروز نفسهای خودتان را خارج کنید بیائید بیرون تجزون عذاب الهون جزا داده می شوند عذاب الهون بما کنتم تقولون : که بخاطر چه عذاب داده می شوند بخاطر چیزیکهبه خدا می گفتند به ناحق بخدا می گفتند کنتم عن آیاته تستکبرون متکبر بودند و تکبر می کردند در مقابل آیات الله
,و آیه بعد ، آیه 97سوره نسا بسیار آیه مهمی است این می فرماید که آنهایی که تو فیهم الملائکه ملائکه تحویل می دهند آنها را در حالیکه چه هستند ظالمی انفسهم : در حالیکه ظلم کردند به خودشان . افرادی که به خودشان ظلم کردند و ملائکه اینها راتحویلشان می گیرند ملائک به ایشان می گوید چی ؟ می گویند که : قالو ا فیم کنم می گویند که در چه حالی بودید آنجا در دنیا چه کار می کردید قالو کنا مستضعفین فی الارض . ما علت این که ظلم به خودمان کردیم این بود که ما مستضعف در روی زمین بودیم .
مستضعف در روی زمین بودیم یعنی چه ؟ مستضعف از نظر واژه به معنای کسی که به استضعاف کشیده شده یعنی ضعیفش کردند .قالوا کنا مستضعفین فی الارض ما در روی زمین مستضعف بودیم که این محیط ها ، محیطهای فاسدی بود و ما آنجا بهر حال خراب شدیم قالوا الم نکن ارض الله واسعه : جواب ملائک زمین خدا وسیع نبود فتهاجرو فیها : که هجرت بکنید بروید آنجا .
فاولئک مئویهم جهنم و سائت مصیرا .این است خاص جایگاهشان جهنم است و بد جایگاهی هم هست و بد باز گشتی هست .
بحث مهمی است در باره وطن اصلاً در دین ما داریم ما اعتباراتی داریم که الان می شماریم ، نظام اجتماعی خودمان و نظام سیاسی خودمان اینها یکسر ی اعتباراتی است که برای نظم زندگی اجتماعی باصطلاح بشر اینها را لحاظ می کند و عمل می کند .
مثل نظام مرز بندی کشورها که مثلاً کشورها مرز دارند ، یک عده ای اهل این کشور هستند یک عده ای اهل آن کشور هستند قبل این طور نبود خوب مثلاً یک همچین نظامی نبود و بعد هایی که در گیریها زیاد شد فرصت طلبی زیادشد مرز بندی شروع شد و باصطلاح تابعیت معنا پیدا کرد که کسی که تابع این کشور هست حق مثلاً بودن در کشور دیگری ندارد .
حتی سابقه داشته که زمانی مرز وجود داشته اما تابعیت وجود نداشته یعنی کی می توانسته در کشور دیگری زندگی کند راحت اجازه بگیرم و تبعیت و کارت سبز بگیرم و اینها آنجا معنا نداشته باشد محدوده زندگی دنیا امور اعتباری زندگی دنیا ، اما اگر پای آخرت وسط بیاید و پای ابدیت انسان وسط بیاید یکی از چیز هایی که جز امور موهومات است وطن است
وطن که ما می گوئیم این وطن ماست که ما قرآن شدیداً اینرا می گوید آنهائی که مثلاً می گفتند این جا خاک پدر ما و ما نسبت پدرانمان عمل و رفتار می کردیم و کسانی که مثلاً در روایت داریم گرایش به چیزهای آباء و اجدادی خودشان داشتند ، حضرت (ص)یکی از شیعیان را می بیند و خانهاش کوچک بوده و در فشار بوده اند حضرت می گوید خوب حالاچرا خانه را نمی فروشی و یک خانه وسیعتر دیگری می گوید دلبستگی دارم به این خانه خانه پدری ام هست .
این معروف هم هستم در فرهنگ ما هم این هست که می گویند خانه پدری ام هست . حضرت خیلی سرزنش می کند که این چه حرفی است که می زنی که خانه پدریم هست شما باید جایی بروید که راحتر بتوانید زندگی کنید و بتوانید به کارهای دیگرتان برسید . کلاًهر چیزی که انسان با آن ارتباط برقرار می کند باید در استخدام آخرت انسان باشد ولو خانه که در روایت عرض می کند و از خوشبختی مومن در خانه وسیع را می شمارند که از خصوصیات خوشبختی است بخاطر اینست که اینها را مومن به استخدام آخرت خودش در می آورد در باره وطن هم همین طور معنا ندارد کسی بگوید من وطن اینجا هست و خارج نمی شوم . حب الوطن من الایمان فرموده اند که انسان که حب وطن داشته باشد از ایمان . اما اینجایی که وطن خودش ضد ایمان قرار بگیرد معنا ندارد من بگویم من علاقه ای به وطن خودم دارم . این در مورد خود نبی اکرم (ص)صادق بود که از مکه وقتی می خواستند مهاجرت کنند ناراحت بودند اما باید چی کار می کردند باید مهاجرت می کردند نمی توانستند مهاجرت نکنند باید مهاجرت می کردند .
انسان منافات ندارد در عیت حالیکه علاقه بوطنش دارد ولی اگر وطن جای نگه داشتن او نیست و نمی تواند آنجا دینش را حفظ کند واجب است واجب ها واجب است که هجرت کند از علی علیه السلام می فرماید : وطن تو جایی هست که تو را بیشتر تحویل می گیرد جایی است که تو راحتر درش هستی و تحویلت می گیرند آنجا وطن توست این طور نیست مثلاً شما در تهران در عذابید مشکل دارید هزار و یک جور مسئله دارید خوب مسافرت کن برو شهر دیگر .
آنجایی که انسان درش راحت تر است می فرماید : آنجا وطن شما است نه این که شما بگویی وطن من در این شهر است زاده شدم وطن من است اگر به مسائل آخرتی برخورد بکند مشکل زا خواهد بود لذا به ما گفته اند اسیر این چیزها نباشید که مثلاً من این جا باید باشم یا نباشم دلم میگیرد . دلت می گیرد یا دل تنگ می شوی . آنجا آن وقت شرایط دیگری هست .
یک موقع است شرایطی را که به آنها هجرت می کنید شرایط سخت تری هست ولی آنشرایط سخت به کجا وارد می شود سختی به دینت وارد نمی شود به ناخودت وارد می شود نه بخودت و دینت را آنجا می توانی نگه داری ولو شرایطش سخت تر باشد گرمای بیشتری را داشته باشد شاید شما در غربت باشی فقر فرهنگی داشته باشی فقر مالی داشته باشی اینها ولو این شرایط چون دینت در آسایش ،آزاد هستی از لحاط دینت ، آنجا وطن توست
و باید مهاجرت کنی اصولاً اگر کسی با دینش انس ، یعنی در د دین داشتهباشد و انس با دین داشته باشد در غریب ترین جا احساس غربت نمی کند چون با دینش هست آنهایی احساس غربت می کنند که یک پیوندی هم با غیر دین دارند این برایشان مشکل است بحث مهمی است این . من حالا قیچی اش می کنم که از بحث خیلی منحرف نشویم ولی به آن قابل توجه است این قضیه از نظر خدا هم پذیرفته نیست ، کسی بگوید من نمی دانستم اینرا باید مهاجرت بکند زنم اجازه نمی دهد ، مثلاً من می خواهم بروم خانمم اجازه نمی دهد راضی نیست .
نه حالا زنم اجازه نمی دهد این یکی راضی هست و نمی شود و آن یکی این طوری است نمی شود شما اگر دینت در خطر هست و بخواهی دینت را حفظ کنی و روحت را حفظ کنی به سلامت روحت وارد نشود ، باید مستلزم این باشد که حرکت کنی از خانه ات باید حرکت کنی و بیرون بروی این اصل هجرت یک اصل مهمی است حالا این هجرتی را هم که ما می گوئیم همیشه نرو هجرت از باصطلاح یک مکان به یک مکان دیگر نیست چه بسا هجرت از تعلقات خودمان باشد ، شغل باز واجب است شما هجرت کنی شما در سازمانی داری کار می کنی که نمی توانی دینت را درش حفظ بکنی ، کسی نگفته که شما مثلاً آنجا هم ملائکه نمی گویند الم تکن ارض الله واسعه .
می گویند الم تکن رزق الله واسعه آیا رزق خدا وسیع نبود که حتما ً در آنجا نان دانی است بوده چون خدا روزیت را می رساند جای دیگری می رفتی این که من در این اداره مانده ام ،خراب شده ام در فلان جا مثل یک عده ای که می گفتند ما در اتش دیگر نمی توانستیم بیایم بیرون که شغل دیگری برایمان نبود که در ارتش ماندند ، آنوقتی که باصطلاح در ارتش جای ماندن نبود
. نه شما این نوع شغل را همینطور . رشته تحصیلی ات واجبست بگویی من این رشته را دیگر خیلی برایش دست وپا می شکنم مثلاً فلان رشته قبول شدم حالا کلی ها جان می کنند بیایند برسند به این وضعیت من ، من ولش بکنم حالا شما ولش نکن ولی این بمعنای ول کردن خودت است یعنی تو خودت را رها کردی . دچار خود فراموشی می شوی حجاب می گیری اذیت می شوی ، این چه رشته ای هست باید هجرت بکنی از آن این که بچسبی به آن بگویی این حیف است و نان و آبدار است
من اگر بخواهم اینرا رها کنم ، ضرر می کنم و.... اینها هیچکدام ملاک نیست ما باید بهر حال اصل هجرت را همه جا ،شغل حرفه منزل ،مسکن ،شهر هر جا که ما با آن ارتباط داریم هجرت از هر کدام اینها ،آنهایی که ما نمی توانیم دین خودمان را نگه داریم ،واجب است .
صفحه 235 بند اول این دو آیه و آیات دیگر ..... بند دوم . بد سوم . بند چهارم
چون اوایل جلسات معاد خدمتتان عرض کردم که باصطلاح ، قرآن قبل از واقعه قیامت ،خبری از تحولات کلی در نظام طلبعت میدهد . اذا السماء شقّت مسائلی که از این اذا البحار و اذا الشمس کورت . اذا النجوم کدرت و اذا الجبال سیّرت . این مسائل و اینهایی که هست خبرهای کلی از حوادثی است که در سطح عالم اتفاق می افتد که اینها قبل از حادثه برزخ است اینهم که یوم تشقت السماء باز یکی از آن نمونه هاست .
آیه بعدی هم همین طور دلالت قوی دارد در سوره انفال آیه 52-51(نمونه 5)....سطر اول صفحه 236و پشت می زنند )
مرحوم شاهآبادی (رحمةالله علیه )می فرمود که این معناست که یک تعدادی دیگر از یخربون وجوههم و ادبارهم . این به این معناست که اینها یک عده از ملائکه ای هستند که در دنیا هستند .سپس گرونی می زنند به این شخص برای خروجش از دنیا که روحش خارج شود ،برود آنهایی که آن طرفهستند به استقبال می آیند با سیلی می آیند به استقبال اینها . یعنی به محضی که وارد آنجا می شوند با سیلی ملائکه از اینها بهر حال استقبال می شود و تجلی هایی می شود از ایشان .
ادامه مطلب تا آخر بند
اگر بحث نسبت را دقت کرده باشید معنایی اینکه بلافاصله هنوز بدن خارج نشده ،روح خارج نشده عذاب می آید متوجه خواهید شد ، چرا اینطور است چون فرصتی بطرف نمی دهند مثلاًبگویند یک ده دقیقه ای استراحت کن مثلاًٌمسافر است تازه از راه رسیده ،یک استراحتی بکند و بعد حالا اگر حساب کتابی داریم با او بکنیم و عذاب بیا ید . مومن چرا مومن این وضعیت را دارد ولی آنهایی که بدمتولد می شوند این وضعیت را ندارند اینرا اگر در نسبت دقت کرده باشید می توانید درک کنید بخصوص بخواهد بلافاصله بعد از باصطلاح جدا شدن روح از بدن در شرایط زیستی جدیدی قرار می گیرند .
شرایط زیستی جدید را گفتیم چه می خواهد ؟ امکانات می خواهد دیگر . بچه وقتی متولد می شود اگر با خودش امکانات را نیاورده باشد بلافاصله که می آید اینجا ،شرایط زیستی اش ،یعنی آن حالت تنفسی اش که شروع می شود بلافاصله همان را هم یک ضربه به پشت اش می زنند که شروع بکند حالا آمدیم و اینرا نیاورده باشد با خودش می خواهد نفس بکشد نمی تواند نفس بکشد خفه می شود دیگر همین جا بلافاصله تصفیه شروع می شود شرایط زیستی جدید آنجا حاکم هست .
ورودش به آنجا تطبیق با آنجا را می خواهد سنخیت با آن شرایط زیستی رات می خواهد به محض این که کسی نداشته باشد .همان بدو ورود ، برایش مشکل ساز هست از اول برایش مشکل درست می کند پناه می بریم به خدا از این عذاب دردناک خدا انشالله ما را از کسانی قرار بدهد که بعد از مرگ یک استراحتی به ما بدهند و فرصتی بدهند که واقعاً از این تلخی و تلخ کامی دنیا و خستگی و ارتباطات خسته کننده اش یک نفسی بکشد ما هم مثل امام بتوانیم این حرفها بزنیم که با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری شاد .
اینرا بتوانیم بگوئیم یعنی وقتی وارد می شویم برایمان استراحت باشد حضرت سجاد (ع)فرمود : عرس المومن عروسی باشد روز استراحت ما باشد از این خستگیها یی که داریم خدا نکنه ما یک عمر به اسم دین کار بکنیم و خسته بشویم ، آخرش هم چیزی نصیبمان نشود .انت اکرم من ان تضیعمن بیت : خدایا تو کریمتر از آن هستی که ضایع کنی کسی را که خودت تربیتش کردی او تبعد من آویت : یا اینکه دور کنی کسی را که خودت پناهش دادی .
بند اول صفحه 236 : در این آیات با صراحت .... تا آخر بند
در مورد ذالک بما قدمت ایدیکم این که آنچه شما فرستادید ،همان چیزهایی است که با دستهای خودتان فرستادید این همانی است که خودتان فرستادید . یعنی در واقع انسان پیش فرصت خودش را می پسند آنجا آن چیزهایی که خودش آماده کرده و فرستاده و خودش ساخته در جلد دوم در بحث عمل انشالله توضیح خواهیم داد توضیح مفصل مه در واقع مبانی وجه تغذیه ما مباحث اکتساب است که یک بحث قرآنی هم هست آماده اش کرده ام انشا لله برایتان یک تحقیق قرآنی است که انشا لله برایتان خواهم گفت . متونی د ر حال تحویل داده شدن
بند دوم : در این آیات علاوه بر..... (نمونه 6 بند سوم : سوره واقعه آیه 83 –آخر )سطر ششم ترجمه آیه آنجا دیگر هیچ پزشکی هیچ کسی کاری نمی تواند انجام دهد رفتنی است وادامه مطلب : تا آخر بند در صفحه 237 خوب این که مسئله ای رابیان کردند که اگر راست می گویند . آنموقع مه آن محتضر در حال احتضار است برش گردانید نگذارید بمیرد . می توانید قدرتتان می رسد بگیرید خوب این اوج عجز انسان است طوری است که همه انسانها ی تعیین کرده اند یعنی شما هیچ انسانی را ندارید همه یقین کردهاند که زمانی رفتنی هستند و خواهند رفت .
و هیچ کس نمی تواند بشر هوسهای زیادی بسرش زده هوسهای زیادی بسرش زده ولی هیچ وقت این حقیقت را توانسته بپوشاند که زمانی خواهد رفت و از این جا نمی ماند در این جا ،این جا موقت است تقسیم بندی اصحاب را کرده اند در این آیه که به سه گروه تقسیم می شوند اصحاب یمین ،اصحاب شمال ،مقربین اصحاب یمین واصحاب شمال که مکذبین والظالمین در این جا آمده نکته بعدش هم فسبح باسم ربک العظیم است که در بحث تسبیح عرض کردم که رب را انسان بخاطر مراتب وجودی نفس اش با اعتبارات مختلف تسبیح می کند و این مقامات هر کسی نیست .
در مورد فقط انسان ما داریم رب العظیم و رب الاعلا در سایر موجودات نداریم یعنی تسبیح اسم عظیم رب و اسم اعلی رب فقط مخصوص انسان است سبح اسم ربک الاعلا . سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض . همه تسبیح می کنند رب را و الله را اما تسبیح اسم عظیم رب و اعلا مخصوص انسان است این انسان است که می تواند بگوید سبحان ربی العظیم بگوید و سبحان ربی الاعلا بگوید اینها معنا دارد ها که انسان در چه مقامی می تواند تسبیح اسم رب بکند با قید عظیم و چه موقع ودر چه مقامی می تواند تسبیح اسم رب بکند با قید اعلا که رب اعلا کیست ؟
چون وقتی می گوید رب اعلا و رب عظیم ربهای دیگر هم حتماً در جوارش هستند رب اعلا چیست و چه موقعی ،اطلاق رب اعلاء می کنیم و رب عظیم چیست و ارباب دیگر چه اربابی هستند و مسائلی از این قبیل که در مبحث تسبیح یک مقدارش را خدمتتان عرض کردم و یک مقدارش هم هنوز عرض نشده و این از جمله چیزهایی است که قابل تحقیق و بررسی است .
بند اول صفحه 237 : در این آیات که با صراحت ..... سطر ششم بند : و برزخ بعد از مرگ م کند چرا چون می گوید وقتی اگر این مرده رفت این مرده تمام شد کارش تمام شد بعد چه است : لن کان من المقربین این نعمتها : ان کان من الاصحاب الیمین . این نعمتها و ان کان من المکذبین الظالمین این عذاب است ادامه مطلب تا آخر بند .
ببینید اگر با این دیدگاه بروید جلو بسیاری از آیات خدا آیات قرآن را که ما وقتی در نگاه اول می خوانیم فکر می کنیم اینها در قیامت اتفاق می افتد ، اینها همه اش برزخی است اصلاً اینها بحث قیامت نیستند در این آیات همین آیات که شنا الان بخوانید ،شاید قبلاًاگر را مطالعه می کردید می گفتید اینها منظور چیست ؟
چون در ترجمه این چیزها ذکر نمی شود . دقت بفرمائید فهم می خواهد . انسان باید تدبر بکند در آیات قرآن تا اینها را در بیاورد . غالب این آیات خیلی از آیات هست که ما الان در حالت معمولی که می خوانیم تطبیقش می دهیم به قیامت ولی می فرماید اینها در قیامت نیست اینها در برزخ است و بلافاصله بعد از مرگ این مسائل اتفاق خواهد افتاد بحث مقربین ، بحث اصحاب یمین .آن نعمتها که شمرده برای مقربان اینها در برزخ صورت می گیرد .
بند دوم در تفسیر قمی ......من المقربین فروح و ریحان : فرمود چه حضرت :فی قبره فروحو ریحان و جنه .....فی الا خره
این جنت و نعیم در آخرت است حضرت تفسیر قائل هستند فرح ریحان می فرماید این فرح و ریحان در قبرش است و جنت نعیم در آخرتش
نمونه هست :سوره بقره آیه 155
این حیات حیلت برزخی است آیه بعد که زیاد شنیده اید اینرا در سوره آل عمران
آیات 171-169 سوره آل عمران : صفحه 238 ..... تا آخر آیه اول
آنانی که کشته شدهاند زندههستند و پیش پروردگارشان مرزوق هستند رزق می خورند شیرینی این آیات می دانید کجاش است پیش این که عند ربهم هست یعنی حولهاش جای دیگر نیست . در بهشت نیست نمی گوید در بهشت می فرماید عند ربهم این خیلی ظرافت درش هست در کلمه عند ربهم یرزقون یعنی بیخود این کلمه اینجا نیاورده شده یعنی همین طوری که ما می گوئیم این عند می توانست بگوید در بهشت ولی فرمود عند ربهم این یک ظرافت خاصی خیلی زیادی دارد که شهید عند ربهم است حالا می فرماید چی هست این وضع فرحین بما آتا هم الله من فضله : فرح هستند شاد هستند به آنچه که خداوند بایشان عطا کرده از فضلش و یستبشرون بالذین لم یلحقو بهم و اگر قیامت بود دیگر یلحقو بهم معنا نداشت که ، همه ملحق شده اند دیگر می فرماید بشارت می دهند به کسانی که زنده هستند هنوز ملحق نشده اند اینهایی که در بهشت هستند می گویند بابا این جا جای بسیار خوبی است بشارت می دهند بایشان من خلفهم الاخوف علیهم و لا هم یحزنون بله اینها بشارت می دهند به کسانیکه به اینها ملحق نشده اند و چه بشارتی می دهند من خلفهم .... یحزنون که خوفی برای ما نیست و ترسی هم در ما نیست .
بعد: یستبشرون اجرالمومنین بله بشارت می دهند به نعمت خدا وفضل خداوند و این که چیست و این که خداوند اجر مومنین را ضایعنمی کند در این که لم یلحقو بهم : به همه آیات شبیه این هم داریم مثلاً در مورد مومن آل فرعون است در اوائل سوره یس که بعد از این که جانش را گرفتند کشتنش چکار می کند : یا لیت قومی یعلمون بما غفر ربی و جعل من المکرمین . ایکاش اینها می دنستند به آنچه که به آن عمل کرد و مرا از مکرمین قرار داد ای کاش می دانستند که من الان در چه وضعی هستم .
این چیزی است که آنها دارند نسبت به ما که ملحق نشدیم خیلی دوست دارند که ما بفهمیم که چه هست ولی خوب ماهم نمی فهمیم چون آنجا حیاتی است که فهمش مستلزم این است که متعلق به آنجا شود یعنی نمی شود فهمید وضعیت آنجا را مگر با توسعه نفس که نفس را یا در حیات یا بعد از ممات توسعه پیدا کند تا به آنجا برسد آنجا را درک کند به آن قائل شود والا همین طوری نمی شود توضیح نمی شود داد .
جلسه قبل هم حتماً علتش را خدمکتتان عرض کردم چون عالم برزخ میدأ دنیا است یعنی آنچه در دنیا داریم ریشه اش ، اضلش آنجاست ادراک یک چیزی قویتر از این که این جا حد هست روح قویتر می خواهد . ما بتوانیم آن چیز را ادراک بکنیم که در برزخ هست خیلی قدرت می خواهد .
باز جاهای دیگر داریم قریب به این مضمون را : من المومنین رجال ضد قوا ما عاهد الله علیه فمنهم منقضا نحوه و منهم ینتظرون بعضی از مومنین (صد قوا ما هدو الله )به آنچه که با خدا عهد کردند صادق بودند و بهر حال ملحق شدند به خدا و منهم قضی نحوه و منهم ینتظرون )گروهی از اسنها هستند که هنوز منتظرند خداوند انشا لله ما را از منتظرون قرار بدهد انشا الله هرگز آمادگی مان را از دست ندهیم .
برای رفتن ویک موقعنشود که به دلمان مراجعه کنیم ببینیم یک چسبونکی هم میان ما ودنیا هست نمی خواهیم برویم این خیلی بداست . خیلی خوب است انسان یعنی شهادت یک هنر است که امام فرمود هنر مردان خداست . از این هنر بالاتر این است که انسان در طول زندگی آمادگی شهادت را برای خودش درست بکند بعد از این دیگر اصلاً مهم نیست انسان به چه مرگی بمیرد تصادف بکند مریض شود این مهم نیست ولی این که انسان نیت شهادت را حفظ بکند خیلی مهم است .
این جز آنهایی است که ومنهم من ینتظرون این خیلی مهم است که انسان اهل انتظار این نوع مرگ باشد و جز اینهم آرزو نکند از خدا از خدا چیز دیگر ی نخواهد .
بحث بعدی مان بحث مهمی است یک مقدمه ای را هم جلسات قبل در خدمتتان عرض کردم راجع به ادراک حقایقی که فوق عالم ماده هستند . جلسه بعد انشا لله به این مطلب در بحث روایات خواهیم پرداخت و این ایناینست که روایات به اندازه فهم ما از دنیا آمده اند توضیح داده اند در مورد آخرت و برزخ والا حقیقت امر چیز دیگری است .
و به قول شهید دستغیب رفتنی است و دیدنی نمی شود آنچه را که آنجاست بیاوری این جا نشان بدهی بگوبب این است هیچ کس هیچ چیزش را نمی شود فلا تعلم نفس ما اخفی الامن قرةاعین هیچ کسی نمی داند چه چیزی برایش مخفی شده از چشمها روشنی ها وشادیها . هیچ کس نمی داند متوجه نیست نمی فهمد افلا تعلم نفس )هیچ نفسی نمی داند چه خبر است آنجا
جلسه بعد در آینده بیشترتوضیح خواهیم داد فقط دوستانی که سر کلاس معرفت نفس تشریق می آورند جلسات معرفت را اگر کسانی از جلسه معاد غایب بودند این جلسه را در باره این که از دروس معرفت اثبات می کردیم که معانی بصورت مقوله فوق ماده است و الفاظ از مقوله ماده اند و الفاظ هرگز معانی را بصورت واقعی نخواهند داشت فقط یک تجلی از معانی هستند فقط یک خبر و گزارشی از معانی هستند گوش بدهید ، این بحث دقیقاً منطبق برآن بحث معرفت نفس است بیشتر جا بیافتد
والحمد ا لله رب العالمین و صل ا لله علی سید محمد و خاتم النبیین و آله الطاهرین